گروه و پویاییهای گروهی در سازمان

مفهوم گروه: جامعه شناسان گروه را تجمع تعدادی از افراد می دانند که دارای اهداف مشترک و ارزشهای مشابهند و به صورت منظم و آگاهانه با هم تعامل دارند. گروه صرفا کنار هم قرارگفتن افراد نیست. بلکه باید روابط و مناسبات مشخصی بین آنها حاکم باشد.

شاخص های گروه:
۱- وجود تعامل منظم و الگودار بین اعضای گروه
۲- وجود احساسات, تمایلات و عواطف مشترک بین آنها
۳- وجود اهداف مشترک بین اعضاء

۴- وجود ساختار و روابط نسبتا پایدار یعنی وجود تشکل علاوه بر تجمع
۵- وجود هویت مشترک بین اعضای گروه و احساس تعلق به گروه
۶- وجود دو یا چند نفر با هنجارها و ارزشهای مشترک
۷- شناخت افراد از همدیگر

مجموعه: تجمعی از افراد است که روابط کمی با هم دارند یا هیچ رابطه ای با هم ندارند, ولی همزمان در یک مکان با هم حاضر می شوند, مانند کسانی که می خواهند فیلم تماشا کنند. این افراد تنها از لحاظ مکانی با هم مجاورت دارند, ارتباطشان ناپایدار است, بدون تشکلند, هدف مشترک و شناخت نسبت به همدیگر ندارند, وجود یکایک آنها برای نیل به هدف ضروری نیست.

ادراک کلیشه ای, اثرهاله ای, زمینه فرهنگی, تجربیات قبلی, اندازه گروه,ارتباطات و زمان موجود برای برقراری ارتباط, ازدحام و شرایط فیزیکی بر رفتار افراد در گروه اثر می گذارد.
افراد به محض کاهش انجام, کاهش جذابیت, کاهش میزان ارضای نیازها, کاهش رضایت, کاهش شهر تا گروه, تضاد مداوم بین اعضاء, رقابت بین اعضا به جای همکاری, نبود فرصت لازم و کافی برای مشارکت, وجود گروههای جایگزین بهتر گروه را ترک می کنند.

نوع شناسایی گروهها:
۱- گروههای اولیه و گروههای ثانویه
۲- درون گروه و برون گروه
۳- گروههای رسمی و گروههای غیر رسمی
۴- گروههای مرجع

گروههای اولیه و گروههای ثانویه: کولی گروههای اجتماعی را از لحاظ نوع روابط به دو دسته گروههای اولیه و گروههای ثانویه تقسیم می کند.
ویژگی های گروههای نخستین یا اولیه: روابط اعضاء نزدیک, صمیمانه, غیر رسمی و محبت آمیز است, ارتباطات چهره به چهره است, اعضاء دارای پیوندهای عاطفی قوی تری هستند, فعالیت در این گروهها شخصی و خودبخودی است, وحدت و یکپارچگی آنها بیشتر از گروههای دیگر است, اعضای گروه احساس تعلق به گروه دارند, تعداد اعضاء محدود است و دائمی و پایدارند, اعضای این گروهها به خوبی همدیگر را می شناسند و نسبت به همدیگر حساسند, در مواقع لازم اعضای گروه از حمایت مالی و اجتماعی همدیگر برخوردار می شوند. افراد احساس امنیت بیشتری می کنند, ساختار این گروهها غیر رسمی است, گروه اولیه در فرآیند اجتماعی کردن و شکل دهی به نگرشها, ارزشها, رفتارها و هویت اعضاء نقش مهمی دارد.

ویژگی گروههای ثانویه: گروههایی هستند که روابط رسمی, خشک, منطقی و عقلانی و غیر شخصی بر آنها حاکم است, فعالیت این گروهها مبتنی بر قراردادها و قوانین و مقررات است و معمولا برای تحقق اهنداف خاصی شکل می گیرند, ساختار آنها رسمی است, ارتباطات چهره به چهره در آنها حاکم است, صمیمیت اجتماعی بین اعضا کم است افراد نسبت به هم شناخت کمی دارند.

با گذر از جوامع سنتی به جوامع مدرن تعداد گروههای ثانویه در مقابل گروههای اولیه افزایش می یابد.
درون گروه و برون گروه: مرزهای رسمی یا غیررسمی ای وجود دارد که اعضای گروه را از غیر عضوها جدا می کند هامر برای نشان دادن این تمایز دو اصطلاح درون گروه و برون گروه را استفاده می کند.

درون گروه: گروهی است که شخص به آن تعلق دارد و درکنار اعضای آن احساس راحتی می کند و نسبت به آن احساس مثبت دارد. توصیف درون گروه (خودیها) ( ما) هستند.
برون گروه: گروهی است که شخص به آنها تعلق ندارد و دارای منافع مشترکی با آنها نیست. توصیف برون گروه (غیرخودیها) (آنها) هستند.
گروههای رسمی و گروههای غیر رسمی:

گروه رسمی : گروهی است که دارای ساختار مشخص که مقررات خاصی را برای رفتار اعضای گروه تدوین می کند و رفتارهای افراد در راستای هدفهای گروه تعیین می شود. گروه رسمی ممکن است موقت یا نسبتا پایدار باشد.
گروه غیررسمی: گروههایی فاقد پست رسمی و اساسنامه که اساس شکل گیری آنها ارتباطات شخصی است. اصطلاح گروههای غیررسمی را اولین بار مایو و همکارانش مطرح کردند.

گروههای مرجع: اصطلاح گروههای مرجع را اولین بار هایمن به کاربرد و منظور از آن گروههایی هستند که استانداردهایی را برای قضاوت و ارزیابی در مورد نگرشها و رفتارهای ما در اختیار قرار می دهند. از گروههای مرجع به عنوان استانداردی برای ارزیابی استفاده می شود.
پویاییهای گروهی: پویایی گروهی به عنوان یک حوزه پژوهشی در اواخر دهه ۱۹۳۰ با کارهای لوین (۱۸۹۰-۱۹۴۷) مطرح شد. دانش درباره ماهیت گروهها, نحوه ایجاد و گسترش آنها, روابط بین گروهی و درون گروهی, روابط گروه با سیستمهای اجتماعی بزرگتر و نهادها, اثر و نفوذ گروه بر فرد و فرآیند داخل گروه از جمله موارد مورد بررسی در پویاییهای گروهی است.
مفروضات اساسی در زمینه گروه:

۱- وجود گروه اجتناب ناپذیر است و گروهها در همه جا وجود دارند.
۲- گروه بالقوه توانایی ایجاد نیروهای قدرتمند و بسیج کردن آنها را دارد.
۳- گروه می تواند نتایج خوب و بد در پی داشته باشد.

۴- درک درست پویاییهای گروهی این امکان را می دهد که نتایج مطلوب گروهی را به صورت عمدی و آگاهانه افزایش دهیم.
هنجارهای گروهی: هنجار تفکری در ذهن اعضای یک گروه است که تعیین می کند اعضا یا افراد دیگر تحت شرایط خاص چه کاری باید انجام دهند و چه انتظاری از آنها می رود, به عبارتی هنجارها, باید و نبایدها را تعیین می کند. هنجارها عملکرد گروه را در یک جهت سازمان یافته هدایت می کنند.
چهار کارکرد هنجارها از نظر فندمن:

۱- هنجارها رفتار گروه را قابل پیش بینی می سازند.
۲- هنجارها موجب تثبیت اعتقادات و ارزشهای گروه می شوند.
۳- هنجارها دوام و بقای گروه را تسهیل می کنند.

۴- هنجارها جلوی موضوعات و مسائل شرم آور را می گیرند و نیاز به کنترل را کاهش می دهند.
انسجام گروهی: درجه ی تمایل اعضای گروه به ماندن درگروه است.
ویژگی های مثبت گروه منسجم: درگروههای منسجم افراد تعصب و تعلق خاصی به گروه دارند. بهره وری در گروه منسجم بالاتر است. اضطراب و تنیدگی کاری و غیبت و ترک گروه کم است. از منابع به صورت کارا استفاده می شود . افراد گروههای منسجم حس تعلق بیشتری به گروه دارند.
ویژگی های منفی گروه منسجم: ایجاد تغییر درگروههای منسجم سخت تر است, گروههای منسجم خیلی سریع تصمیم می گیرند.
عوامل موثر در تضعیف یا تقویت انسجام گروهی: ۱- شدت رابطه ۲- موفقیت گروه ۳- اندازه گروه ۴- ترکیب گروه
۵- شرایط داخلی و خارجی ۶- محیط فیزیکی

چرخه حیات گروه: گروهها به سه حالت شکل می گیرند, حالت اول: گروه به طور عمدی و آگاهانه برای تحقق هدف و انجام امری خاص به وجود می آید. حالت دوم: افرادی که با هم هستند و درکنار هم احساس رضایت و راحتی می کنند خود به خود گروه را شکل می دهند. حالت سوم: گروه در واقع مجموعه ای از افرادند که در نظر دیگران به نوعی ویژگی های همگون و متجانسی دارند.

مراحل حیات گروه:
۱- شکل گیری: افراد وقتی گرد هم می آیند, مجموعه ای را تشکیل می دهند.
۲- درگیری: این مرحله, مرحله چالش, درگیری, تضاد بین شخصی, تسخیر و تصرف است.
۳- هنجارمندی: این مرحله, مرحله شکل گیری هنجارهای گروهی یا مرحله هماهنگی است.

۴- اجرا (عمل): در این مرحله ساختارها و رویه ها استقرار یافته, گروه آمادگی کامل را برای انجام وظایف پیدا می کند و فعالیت خود را به صورت جدی آغاز می کند.
۵- افول یا انحلال: تاکمن در سال ۱۹۷۷ با کمک یکی از همکارانش یک بازنگری د رمدل خود انجام داد. این دو مرحله ای دیگری به مرحله قبلی اضافه کردند و آن مرحله افول و از هم پاشیدگی گروه است.

کارکردهای مثبت گروه: شاین دو نوع کارکرد را برای گروه در سازمان بر شمارد کارکردهای رسمی و کاردکردهای غیر رسمی.
کارکردهای رسمی گروه عبارتند از:

۱- گروه کارهای پیچیده تر را راحت تر از فرد انجام می دهد.
۲- گروه ابزاری برای تحریک اعضا و ایجاد خلاقیت ایجاد ایده های جدید در سازمان است.
۳- گروه موجب یکپارچگی و انسجام بخشهای متفاوت سازمان می شود.
۴- گروه سازوکار بسیار کارا و مناسبی برای تصمیم گیریهای پیچیده و حل مسائل بغرنج به شمار می رود.
۵- گروه سازوکار مفیدی برای ایجاد تصمیمات مفید است.

۶- گروه ابزار موثری برای اجتماعی کردن افراد در سازمان است.
کارکردهای غیر رسمی گروه عبارتند از:
۱- گروه یک سری از نیازهای افراد را ارضا می کند.
۲- گروه حفظ احترام به خود و ارزشمندی را در اعضا تقویت می کند.

۳- گروه موجب شکل گیری اعتقادات, تجربیات و مفاهیم می شود.
۴- گروه احساس عدم امنیت, اضطراب, نگرانی و بی قدرتی را کاهش می دهد.
۵- گروه موجب تحقق اهداف غیررسمی اعضا می شود.