-مقدمه:

بکاء یا گریه، همچون خنده، هدیهای است که از سوی خدای متعال به بشر ارزانی شده است؛ به گونهای که جهت تلطیف

روح و تقرب به ذات اقدس حق، لازم و ضروری است. به گونه ای که بدون آن فضای قلب سخت و متصلب شده و پذیرای احساسات پسندیده انسانی نخواهد بود.

این مجموعه بر آن است، تا ضمن بیان انواع گریه در حیطه های مختلـف، گریـه ممـدوح و مـذموم را بطـور جداگانـه از دیدگاه اسلام مورد بررسی قرار داده، به بیان آثار مطلوب گریه ممدوح بپردازد؛ بیان حد و مرز گریـه در حـوزههـای مختلـف

یکی دیگر از مأموریتهای این مجموعه میباشد.

-معنی لغوی بکاء

در مفردات آمده: بکاء به مـد یعنـی جـاری شـدن اشـک از روی انـدوه و آه و زاری. (راغـب اصـفهانی، ق، ج ،

ص )

همچنین در این مجموعه آمده (بکاء) هنگامی به مد گفته می شود که صدا بیش از اندوه باشد مثل رغاء و ثقاء و اگر اندوه بیش از صدا باشد با قصر میآید. (همان)

نویسنده التحقیق نیز در این کتاب بیان داشته بکاء همراه خروج اشک به قصر گفته می شود و هنگام اراده صـوت بـه مـد. وی همچنین در ادامه آورده بکت السحابه یعنی باران بارید و التبکاء یعنی زیادیِ گریه و تباکی یعنی تکلف در گریه و البُکـیّ
یعنی زیاد گریه کننده. (مصطفوی، ق، ج ، ص )

البته در تایید این مطلب روایتی نیز وارد شده که در بخش گریه بچهها به آن خواهیم پرداخت.

-فصل دوم – انواع گریه از نظر حالات انسان

در حالت های مختلف، گریه های متنوعی از انسان سر میزند که در ذیل به بررسی آنها می پردازیم:

– – گریه خشوع

گریه خشوع یکی از بهترین نمونه های گریه است؛ البته این در صورتی است که خشوع، در برابر ذات احدیت باشد و نـه در برابر غیر آن، که یا شرک است و یا ذلت و خواری به همراه دارد؛ ذکر این نکته نیز ضروری است کـه گریـه خاشـعانه در

برابر مراقد مطهر معصومین و امامزادگان جنبه واسطه ای داشته و به طور غیرمستقیم این خشوع، به ذات اقدس حق برمی گردد

چرا که ما، معصومین را به دلیل ارتباطشان با خدا مورد تکریم قرار می دهیم و اما مقصود از گریه خشوع در اینجا، خشـوع در

برابر خداوند است.

در تفسیر المیــزان در شرح آیه وَسورهیَخِرﱡونَاسراءکهمیلِْلأَذْقانِفرماید:» یَبْکُونَیدُهُمْوَیَز خُشُوعًا ؛ آنها

(بیاختیار) به زمین میافتند و گریه میکنند و (تلاوت این آیات، همواره) بر خشوعشان میافزاید.« آمده:قبلاً» خرور برای

سجـده را که معنای خشوع را میرساند فرموده بود (در دو آیه قبل) در این جمله مجدداً آن را به اضافه گریه آورده تا معنای

خضوع را افاده کند زیرا خرور به تنهایی تذلّل و اظهار حقارت با جوارح بدنی است و خشوع، تذلل و اظهار مذلت با قلب

است؛ پس خلاصه آیه چنین می شود: ایشان برای خدا خضوع و خشوع میکنند.« (طباطبائی، ق، ج ، ص ) صاحب الاصفی گفته: »تکرار کرده آن را به دو حال مختلف؛ و آن دو عبارتند از: به خاک افتادنشان برای شکر و به خاطر

انجام وعده، با حالت سجده بودنشان، و دوم به خاک افتادنِ آنها هنگامی که موعظهها در آنها اثر میکند در حالی که گریه

کنندمی و ذَقَن را ذکر کرد بر اینکه اولین چیزی که از صورت سجده کننده به زمین برخورد میکند چانه است.« (فیض

کاشانی، ق، ج ، ص )
همچنین علامه در شرح آیه سورهعَلَیْهِمْمریمکهفرمودهآیاتُإِذا:….»الـرﱠحْمنِتُتْلی خَـرﱡوا سُـجﱠدًا وَ بُکِی ـا ؛ …..
وقتی آیات خداوند رحمان بر آنان خوانده میشد به خاک میافتادند در حالی که سجده میکردنـد و گریـان بودنـد.« آورده: »
سُجﱠدًاخَرﱡوادر سُجﱠدًاجمله» وَ بُکِیجمعا« ساجد است و کلمه بُکیّ بر وزن فُعول جمع باکی است و جمله مذکور خبر است
برای کلمه الذین که در صدر آیه است. احتمال هم دارد که به خاک افتادن برای سجده با حالت گریـه، کنایـه باشـد از کمـال
خضوع و خشوع، زیرا سجده مجسم کننده کمال خضوع و گریه مجسم کننده کمال خشـوع اسـت و بنـابراین معنـا جـا دارد
مقصود از آیات و تلاوت آن یادآوری هر چیزی باشد کـه شـأنی از شـؤون خـدای تعـالی را حکایـت مـی کنـد. (طباطبـائی،
ق، ج ، ص )
تفسیر علامه در این دو آیه معنای تام و کاملی را از خضوع و خشوع بیان داشته و نشان میدهد که کمال خشوع همیشه با
گریه همراه است، گویی که نرمش دل با حالت خشوع کلیدی است برای نرمش چشم و بـه تبـع آن خـروج اشـک و سـپس
همین اشک عامل دفع اغیار از قلب می شود و به اصطلاح سلاحی می شود برای محافظت از قلب به همین دلیل اسـت کـه در
دعای کمیل گریه به عنوان سلاح مؤمن قلمداد شده، آنجا که امیرالمؤمنین(ع) به درگاه خداوند میاِرْحَـمفرمایـد:» مَـنْ رأسُ
مالِهِ الرجاء و سِلاحُهُ البُکاء؛ رحم کن کسی را که سرمایه اش امید و سلاحش گریـه اسـت.« (ابـن طـاووس، ش، ج ،
ص ؛ کفعمی، ق، ص )

– – گریه فراق

گریه فــراق ناشی از محبت وافــر نسبت به دوری از شخصیتی است که هرچه این شخصیت محترمتر باشد درجه حـزن

بیشتر و به تبع آن گریه فراق بیشتر و دردناکتر خواهد بود.

در وَوسائلاَمّاالشیعهفاطِمَهُ(ع)ازقولامامصادق(ع)فَبَکَتْآمده: عَلی» رَسولِ االله حَتّی تَأذّی بِها اهلُ المدینهِ فَقالوا لَهـا

آذَیْتَنا بِکَثْرَهِ بُکائِکَ؛ و اما فاطمه پس گریه کرد بر رسول خدا تا اینکه اهل مدینه از آن اذیت شدند و به او گفتنـد مـا را بـا گریه بسیار خود اذیت کردی.« (شیخ حرعاملی، ق، ج ، ص )

صـاحب تفسیر العیاشی نیز از قول همین امام همام(ع) روایت کرده که:» و اما یوسف در زندان بر پدرش گریه می کرد و اهالی زندان از گریه او اذیت شدند سپس مصالحه کردند یک روز گریه کند و یک روز ساکت
باشد.« (عیاشی، ق، ج ، ص )

همچنین در سوره یوسف در مورد گریه یعقوب(ع)وَ درتَوَلّیفراقوی عَـنْهُمْآمده:» وَ قـالَ یـا أَسَـفیعَلـییُوسُـفَ وَ

عَیْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظیمٌ (یوسف/ )؛ و از آنها روی برگرداند و گفـت: »وا اسـفا بـر یوسـف« و چشـمان او از

اندوه سفید شد اما خشم خود را فرو میبرد (و هرگز کفران نمیکرد).«

– – گریه شوق در مورد گریه سنگ گفته شد که آن سنگ، یکی از علل گریه خود را گریه شوق میدانست.

از روایات برمی آید که گریه شوق نه تنها چیز مذمومی نیست بلکه همپایه شکر در برابر نعمـت هـای الهـی شـمرده شـده

است.

خصیبی در الهدایه الکبری از قول امام حسن عسکری(ع)اِنﱠروایتلبکاءکردهمِنَکه: السرور» بِنعَم االله مِثـلُ الشﱡـکرِ لَهـا

فَطیبوا نفساً وَ قَرﱡواعَیناً؛ قطعاً گریه از شادی (گریه شوق) نسبت به نعمت خدا مثل شکر به آن است پس خوش آینـد نفـس و

مایه آرامش و روشنی چشم است. (خصیبی، ق، ص )

– – گریه حیله

گاه، گریه جهت فریب و یا مشتبه ساختن امور بر دیگران میباشد.

سبزواری در ارشاد الاذهان در تفسیر آیه سوره یوسفوَکـهجـاؤُمـی فرمایـد:أَبـاهُمْ» عِشـاءً یَبْکُـونَ ؛ (بـرادران یوسف) شب هنگام، گریان به سوی پدرشان آمدند.« آورده:» یعنی برادران یوسف آخـر روز یـا شـبی نـزد پدرشـان یعقـوب برگشتند در حالی که تظاهر به ناراحتی میکردند برای اینکه امر را بر او وارونه جلوه دهند در حالی که گمـان مـیکردنـد کـه

راست میگویند.« (سبزواری نجفی، ق، ص )

در تفسیر بیان السعاده نیز در شرح همین آیه آمده: »پس از آنکه یوسف را به چاه انداختـه بزغالـه ای را کشـتند و پیـراهن

یوسف را به خون آغشته کردند و گریه کنان پیش پدر آمدند.« (گنابادی، ق، ج ، ص )

صاحب تفسیر الکاشف نیز گفته: »مخفی نگه داشتند آنچه را که زینـت دادنـد از دروغ و تزویـر.« (مغنیـه، ق، ج ،

ص )

– – گریه از خوف خدا

از جمله گریه هایی که محافظت و نگهداری قلب را از ورود اغیار به عهده دارند گریه از خوف خداست. گــریه از خوف

خدا نه تنها عامل بازدارنده از گنــاه است بلکه عامل ارتقاء درجات معنوی انسان نیز می باشد. علی(ع) فرموده اند:» (علامت) عبودیت پنج چیز است، خالی بودن شکم و قرائت قرآن و قیـام شـب و
تضرع هنگام صبح و گریه از خوف خدا.« (نوری، ق، ج ، ص )

روایت شده هنگامی که زید، شاگرد امام صادق(ع) به امام(ع) عرضه می دارد که می ترسـم از مـؤمنین نباشـم، امـام(ع) در

پاسخ یکی از صفاتالعُمْشمؤمنینرالعُیونِ» مِنَ البُکاء« معرفی می کنـد یعنـی چشمشـان از گریسـتن (دائمـی) بـه ضـعف
گراییده. (عدهای از علما، ق، ص )

– – – آثار مثبت گریه از خوف خدا

در روایات اسلامی برای گریه از خوف خدا آثار متعددی را برشمرده اند که به بررسی آنها می پردازیم:

– – – – کلید رحمت

گریه از ترس خدا زمینه را برای جالب رحمت الهی ایجاد میکند و به بیان دیگر همانگونه که گریه خشوع سلاحی اسـت

برای محافظت قلب، گریه از خوف خدا نیز کلیدی است برای گشـایش رحمـت الهـی و بایـد گفـت ایـن دو لازم و ملـزوم

یکدیگرند و تصور یکی بدون دیگری امکان پذیر نمی باشد به گونه ای که می توان گفت خشوع مقدمه خوف و خوف مقدمـه

خشوع است.

در ارشاد القلوب از قول رسولالبُکاءُاکرم(ص)مِنْآمده:خَشْیَهِ» االلهِ مفتاحُ الرحمـه و علامـه القبـول و الاجابـه؛ گریـه از

خوف خدا کلید رحمت، علامت قبولی (در درگاه خدا) و در اجابت است.« (دیلمی، ق، ج ، ص )

– – – – خانه های بهشتی

روایت شده از امام باقر(ع) که پیامبر(ص)، علی(ع) را به چند امر مهم سفارش کرد؛ امام(ع)یکی از این سفارشات را گریه از خوف خدا معرفی نموده و از قول پیامبر(ص) میفرماید:» به هر قطـره اشـکی، خداونـد خانـهای در

بهشت بنا می کند.« (ابن بابویه، ق، ج ، ص ؛ کوفی اهوازی، ق، ص ؛ ورام بن ابی فراس، ق، ج ،

ص )

در روایت دیگری از امــام صادق(ع) این حدیث به گونهای دیگر آمده و ذکر شده که به هر قطره

اشکی خداوند هزار خانه در بهشت بنا میکند. (کلینی، ق، ج ، ص ؛ ابن فهد حلی، ق، ص )

– – – – خاموش کردن آتش

از امامِنصــادق(ع)شَیءٍروایتالّاوَشدلهُکه:کَیلٌ» أو وزنٌ اِلاّ البُکاءَ مِن خَشیهِ االله عزّوجل فإنﱠ القطرهَ مِنهُ تُطفئُ بحاراً مِنَ النّیرانِ؛ هر چیزی پیمانه یا وزنی دارد مگر گریه از خوف خدای عزوجل که قطعـاً قطـرهای
از آن دریاهایی از آتش را خاموش میکند.« (ابن بابویه، ق، ج ، ص ؛ فیض کاشانی، ق، ج ، ص )
نکته: در این زمینه محتمل است مصداق دریاهای آتش این موارد باشد. . دریاهای آتش برزخ یا جهنم . دریاهای آتش

گناهان . دریاهای آتش بلایا. هر چه باشد این مسأله قطعی است که کمیت این آتش ها به کیفیت آن گریـه بسـتگی دارد بـه طوری که اگر از مرحله احساس زودگذر فراتر نهاده و به مرحله معرفت جزئی نائل شود و از معرفت جزئی و سطحی نیز بـه

معرفت عالی برسد، در هر کدام از این مراحل کمیت این دریاهای آتش تغییر خواهد یافت؛ به بیان سادهتر اگر گریه (از خوف خدا) از روی احساس زودگذر باشد در این صورت آتش کمتری را خاموش خواهد کرد. حال اگر بـه مرحلـه بـالاتر رفتـه و گریه وی همراه با معرفت باشد در این صورت چنانچه معرفت انسان جزئی باشد گرچه نسبت به مرحله ماقبل، آتش بیشتری

را خاموش خواهد کرد ولی نسبت به معرفت بالاتر از خود ناقص خواهد بود و همینطور تا برسد به مرحله معرفت عالی؛ بـه

نظر میرسد یک قطره اشکی که دریاهای آتش را خاموش میکند مربوط به همین مرحله باشد.

– – – – گسترش رحمت الهی

در اهمیت گریه از خوف خــدا همین بس که این گـریه آنچنان بر عالم تکوین اثر میگذارد که موجب گسـترش سـیطره

رحمت الهی شده و این رحمت الهی علاوه بر گریه کننده، امت وی را نیز شامل میشود.

امام صادق(ع) در ادامه روایت ذکر شده در قسمتوَلوْقبلاَنﱠمیفرماید:باکیاً» بَکی فی اُمﱠهٍ تُرحَموا؛ و اگر گریه کننـده ای (از خوفخدا) در امتی بگرید قطعاً (آن امت) مورد رحمت (خدا) واقع میشود.« (همان)

– – – – روشنای قلب

لیثی در عیون الحکم خود از امیــرالمؤمنین علی(ع) نقلالبکــاءُمیکند: مِن» خَشیهِ االله تعالی یُنیرُ

القلبَ؛ گریه از ترس خداوند تعالی قلب را روشن و نورانی می کند.« (لیثـی واسـطی، ش، ص ؛ تمیمـی آمـدی،

ق، ص )

علت این امر آن است که قلب وقتی در معرض گناهان قرار می گیرد به تدریج کـدر و سـیاه شـده و نورانیـت خـود را از دست می دهد. همچون لوح سفیدی که با افزایش سیاهی ها شفافیت و سفیدی خود را از دست می دهد. معجزه گریه از خوف

خدا آن است که با فرو ریختن اشک، آن سیاهی ها و کدورت ها و چرک ها از صفحه قلب به همراه اشک خارج شده و قلـب،

نورانیت ابتدائی خویش را باز مییابد.

– – – – محو گناهان و جلوگیری از بازگشت به گناه

در روایت است که: البکاءُ مِن خشیه االله تُمحﱢصُ الذﱡنوب؛ گریه از خوف خدا گناهان را پاک می گردانـد.« (لیثـی واسـطی، ش، ص )
گریه از خوف خدا علاوه بر اینکه گناهان قبلی را پاک می سازد، موجب حفظ انسان از بازگشت به گناه نیز می شود یعنـی هم درمان می کند و هم پیشگیری، و این همان است که قبلاً از آن به محافظ قلب و سلاح مؤمن یاد شد.

البُکاءُامیرالمؤمنیِنْعلی(ع)خَشیهِفرمودهااللهاند:تعالی…….. » یَعْصِمُ عَنْ مُعاوَدَهِ الذّنبِ؛ گریه از ترس خداونـد تعـالی

……. باز میدارد (انسان را) از بازگشت به گناه.« (همان، ص ؛ تمیمی آمدی، ق، ص )

– – – – نجات از آتش

روایتی است از امام حسین(ع) که البُکاءُمیفرماید:من» خشیه االله نجاهٌ مِنَ النّار؛ گریه از خوف خدا، (عامل) نجات از آتش است.« (شعیری، بیتا، ص )
البته زمانی که گریه از ترس خدا خاموش کننده دریاهای آتش باشد،طبیعتاً نجات از آن را هم در بر خواهد داشت.

– – – – زمینه سازی برای دعا

پیوندی که گـریه از خوف خدا بین عابد و معبود برقرار میسازد بهترین فرصتی است برای دعا و درخواست از منبع صدور اشک چــرا که غالباً گریه از خوف خدا و نیز گــریه خشوع، در حالت سجده رخ می دهد و از

طرفی بر طبق روایات اسلامی، می دانیم که سجده بهترین حالت مؤمن در نماز است. بنابراین چنین حالتی پیوندی ناگسسـتنی

بین عابد و معبود ایجاد میکند که باید چنین فرصتی را غنیمت شمرد.

طبرسی در مکارم الاخلاق خود از قول امام علی(ع)بکاءُروایتالعیونِکرده:وَ» خَشیهُ القلوبِ مِنْ رحمهِ االله تعـالی، فـاذا وَجدْتُموها فَاغْتَنِمُوا الدعاءَ؛ گریه چشمها و ترسِ همراه با خشوع قلب ها، از رحمت خدای تعالی است، پس هنگامی که آن را

یافتید (بدان دست پیدا کردید)، دعا را غنیمت بشمارید.« (طبرسی، ق، ص )

– – – – گریان نشدن در روز قیامت

فیض کاشانی در کتاب الوافی به نقلکُلﱡازامام عینٍباقر(ع)باکیهٌروایتیَومَکردهکه:القیامهِ» اِلاّ ثلاثُ اَعیُنٍ، عینٌ بَکَـتْ

نْ خشیه االله وَ عَینٌ غُضﱠت عَنْ محارم االله و عینٌ باتت ساهرهً فی سبیل االله؛ هرچشمی در روز قیامت گریان اسـت مگـر سـه

چشم، چشمی که از خوف خدا می گرید و چشمی که از حرام های خدا بسته می شود و چشمی که به عنوان شـب زنـده داری

در راه خدا بیدار است.« (کلینی، ق، ج ، ص ؛ ابن بابویـه، ق، ج ، ص ؛ فـیض کاشـانی، ق، ج ،
ص ؛ کرجکی، ش، ص ؛ طبرسی، ش، ص )

– – – – خنده در آخرت، ثمره گریه از خوف خدا

گریه از خوف خدا نه تنها موجب گریه نکردن در قیامت می شود بلکه برعکس چنین گریه ای خنده در آخرت را به همراه

خواهد داشت.

ورام بن ابی فراس در مجموعه خود در طی حدیثی قدسی از قول خدایوَ تعالیعِزّتیآورده:وَ» جَلالی و کَرمـی وَسـعَهِ رَحمتی لا فیتبکیالدنیاعینُمن مَخافَتیعبدٍ اِلاّ اکثرتُ ضَحِکهُ فی الآخِرَه؛ به عـزت و جـلال و کـرمم و وسـعت رحمـتم، چشم بنده ای در دنیا از خوف من گریه نمی کند مگر اینکه زیاد می کنم خنده اش را در آخرت.« (ورام بن ابی فراس، ق،

ج ، ص ) نکته: این حدیث قدسی نشان میدهد گریه از خوف خدا نوعی بهجت و سرور با خود به همراه خواهد داشت که حقیقت

این بهجت و سرور در آخرت به صورت خنده رخ مینماید.

دفع یک شبهه: ممکن است برخی تصور کنند که چه معنا دارد از خـدایی کـه ایـن همـه در مـورد مهربـانیش خوانـده و شنیدهایم، بترسیم؟ مگر خداوند همچون ظالمین است که باید از او ترسید؟