نماي جنوبي حياط جنوبي
از نقاط شك برانگيز از نظر الحاقات و دوره بندي تاريخي ، نماي جبهه جنوبي حياط جنوبي منزل نصير الملك مي باشد . همان طور كه در عكس مشاهده مي شود ، اين نما شباهتي با نماي جبهه شمالي حياط كه از آثار ، ارزش دوره قاجار مي باشد ندارد . نيز آجر چيني نعل درگاهها نيز كه به صورت رايج دوران پهلوي است ما را به احلاق بودن اين نماد راهنمايي مي كند . لذا با بررسي نزديكتر نما و گمانه زني در قسمت هاي مختلف جبهه جنوبي نتاج زير به دست آمد :
اول اينكه آجرهاي به كاررفته در نما از نظر ضخامت به دو صورت مشاهده مي شوند : جرزهاي تقسيم كننده اصلي نما كه از

آجر قاجار با ضخامت ۵ سانتيمتر
شده ا ند و قسمتـــهاي نعل درگاه
آجري پهلوي و جـرزهاي تقسيــم
كننده دو دري ها كــــه از آجر با
ضخامــت ۴ سانتيـــمتر ساختــه
شـده انــــد و با به كار بــــردن
ملات بيشترين آجرها وسپس بند
كشــي ظريـف نمـاي اين آجـرها
نيز به شكل نماي آجرهاي پهن تر
قاجــاري به چشــم مــي آيـــد .

از طرفي همان طور كه در نما مشاهده مي شود ، نعل درگاههاي اصلي اوليه از چوب با نماي آجر بوده اند كه در اين صورت نماي نعل در گاه فعلي هيچ معنايي از نظر سازه اي ندارد و به صورت نمايي بدون قفل و بست با نماي جرزهاي اصلي مي باشد كه تركهايي نيز در محل رسيدن اين نعل در گاه با جرزهاي ديوار ديده مي شود .

همچنين گمانههايي از داخل فضا در قسمت ورودي اتاق دودري (گمانه شماره ۱ و۲ ) حاشيه ها و قاب بندي هاي ظريف نقاشي شده نما نيز نشان مي دهد كه قسمتي از آنها پشت جزر دودري وضع موجود پنهان و قطع نشده اند و گمانه كف دركهاي ورودي نيز نشان مي دهد كه جزر دودري ، روي نعل درگاه دريچه زيرزمين است وهيچ پي خاصي ندارد . يعني جزري الحاقي است .

همه اين نشانه ها ما را به اين نتيجه مي رساند كه نماي دودري و سه دري موجود ، الحاقي و مربوط به دوران پهلوي است . از اين رو با توجه به شواهد موجود و با قرينه سازي ، نمايي با ارسي هاي طراحي شده قاجاري مطابق نشه هاي احيا پيشنهاد مي شود و به دنبال آن نقشه هاي نماي كه بهمراه جزئيات طراحي و جاسازي آنها آورده شده است .(استيل پيشنهادي دركها)

گوشه جنوب غربي منزل نصير الملك
اين قسمت از ساختمان كه تخريب شده بود در زمان مرمت قبلي بنا به صورت كاملاً ساده و بدون حفظ الگوهاي فضايي بنا و بدون توجه به ارتفاع داخلي فضا ، ساخته شده است .
خصوصاً كه زيرزمين اين قسمت نيز مرمت و بازسازي مجددا شده ولذا هيچ گونه شاهدي از قسمت پي ديوارها كه ما را به پيلان اصلي رهنمون كند باقي نمانده است .
لذا با حضور باستانشاس گمانه زني هايي در قسمت هاي مهم و حساس باقيمانده انجام گرفت و نتايج حاصل همراه با تحليلهاي فضا سازي متقارن در اين جبهه ، ما را به الگوي اوليه اين قسمت راهنمايي كرد كه در اينجا عين گزارش باستانشناسي بهمراه تصاوير و نقشه ها آمده است .

گزارش باستان شناسي
گمانه زني در جهت تعيين وضعيت ضلع جنوبي منزل نصير الملك (مهرزاد)
ضلع جنوبي منزل نصير الملك بعد از ساخت دچار تحولات زياد شده است منجمله تغيير در نماي اين ضلع در دوره پهلوي اول و پاره اي تغييرات در دوره هاي بعد ، اين ضلع داراي يك قناسي در پلان بوده كه در جهت ايجاد هماهنگي منزل ، مسجد نصير الملك و گذر بين دو بنا بوجود آمده است . گوشه جنوبغربي شامل دو فضا مي باشد كه در گذشته تخريب شده و توسط ميراث فرهنگي وقت نوسازي گرديده است . در نوسازي به امر هماهنگي ديوار خارجي بنا با گذر و مسجد و حفظ ارتفاع توجه شده است ولي جزئيات و تقسيمات داخلي احتمالاً بدليل نبود شواهد عيني لحاظ نگرديده است . اين بازسازي كه به تعويض پوشش زير زمين در گوشه جنوبغربي بنا نيز انجاميده است ، از نظر بدست دادن مدارك با استفاده از گمانه زني غير قابل استفاده گرديده است.

به همين دليل در جهت بدست آوردن مدارك و مقايسه وضعيت فاضها و الگوهاي رعايت شده در ساخت فضاها در ساير نقاط گمانه زني انجام گرديد. زيرزمين بنا از نظر پلان هماهنگ با كوچه است و در جهت رفع قناسي تلاش نگرديده است . در طبقه فوقاني در ابتدا ديوار خارجي بنا به موازات ديوار مسجد كشيده شده است و سپس تقسيمات داخلي بنا بدون وجود قفل و بست ديوار خارجي وارد شده است . از داخل بنا ، اتاقها براي رفع قناسي راست گوشه ساخته شده ولي در پستوهاي انتهاي راهرو ها چنين امري رعايت نگرديده است . جهت بررسي وضع جرزها گمانه اي در ديوار جنوبي يكي از اتاقها زده شد (گمانه شماره ۳ ) در گمانه مذكور مشخص گرديد كه ديوار اتاقها با يك تيغه تارك حدوداً ۱۵ سانتي متري راست گوشه گرديده و فضاي بين ديوار خارجي و ديوار اتاق توخالي مي باشد . و بدين وسيله از اتاقها رفع قناسي گرديده است .

جهت تعيين وضعيت دو فاضي گوشه جنوبغربي ، تنها نقطه مناسب ، پيش آمدگي بين دو تاقچه سمت راست و ورودي تشخيص داده شد . اين گمانه فرضيه ارائه شده را در خصوص وجود پستو در فضاي كوچكتر به اثبات مي رساند (گمانه شماره ۴ ) ساختار فضايي موجود محل فعلي درگاه ارتباطي بين دو فضاي را زير سئوال مي برد ، به نظر مي رسد ارتباط بين فضا از محلي در روبروي درب موجود در ديوار قديمي فضاي كوچكتر انجام مي شده است . وضعيت فضاي بزرگ انتهايي هم مانند ساير اتاقها بصورت يك ديوار راست گوشه بوده است كه فضاي قناسي ر ا اصلاح مي نموده است . با در نظر گرفتن بزرگي ابعاد فضا تعداد تاقچه هاي احتمالاً در ضلع بزرگ پنج و در ضلع كوچك سه عدد بوده است . ( نقشه شماره ۲) (پلان احيا شده ضلع جنوبي)

پوشش سقف در قسمت جنوبي منزل نصير الملك
گمانه ۵ : پوشش سقف بدر سقمت شرقي حياط جنوبي ، از داخل به صورت گچ ، يا نماي آجري و يا تيرهاي چوبي سخت مي باشد و در قسمت جنوبي از داخل به صورت توفال كوبي ساده بدون طرح و نقش و تزئينات مي باشد كه سازه اصلي سقف را تيرهاي چوبي تشكيل مي دهند و اين تيرها در قسمت سقف اتاق سه دري وسط ضلع جنوبي دچار آسيب ديدگي شديد و شكستگي شده اند . روي چوبها را دو لايه حصير مي پوشاند كه پس از آن حدود ۱۶ شفته آهك قرار دارد و پوشش روي شفته طي ساليان متمادي به صورت
خاك درستي درآمده است كه در اثر تعميرات سالانه و اضافه كردن كاهنگل طي سالهاي قبل در بعضي جاها (بام سه دري وسط ضلع جنوبي) اين ضخامت به حدود ۸۰-۷۰ تجاوز

مي كند و لايه آخر نيز كاهگل بوده است كه اكنون خاصيت چسبندگي خود را از دست داده است .
گمانه ۶ : پوشش سقف در قسمت غربي حياط كه قبلاً مرمت شده است . نماي داخلي سقف در اتاق ۵ دري وسط به صورت چابهاي كنده كاري شده با تزئينات نقاشي است و در فضاهاي راهروهاي دو طوف به شكل نماي گچي ساده مي باشد كه همان سازه تري چوبي در اينجا نيز تكرار مي شده كه روي آن نيز حصير قرار دارد . در زمان سرعت قبلي بنا ، با حفظ ارتفاع اصلي سقف ازداخل و نيز حفظ خط آسمان نماي حياط جنوبي ، با اين سقف تير چوبي به عنوان سقف كاذب برخوردار شده است و بام اصلي ، با فاصله ، به صورت تير آهن و طاق ضربي اجرا شده است ، با لايه هايي كه در دتيل گمانه ۶ ديده مي شود و پوشش انتهايي كار نيز به صورت آجر فرش مربعي است ، كه با بررسي بيشتر مشخص شد كه سقف مذكور از نظر ايستايي مشكلي نداشته و ايراد آن در عدم استفادهب از عايق مناسب رطوبتي مي باشد ، يعني آسفالت به تنهايي و بدون قير وگوني به كار رفته است .

 

پوشش سقف جنوبي غربي بنا : از آنجا كه اين گوشه از ساختمان در زمان مرمت بنا به صورت ساده و بدون در نظر گرفتن پلان تاريخي و ارتفاع اصلي سقف و تنها به حفظ خط آسمان ، ساخته و بسته شده است ، سقف آن نيز به صورت طاق ضربي و وپوشش انتهايي آسفالت مي باشد ، كه ارتفاع آن از بقيه قسمت هاي بام كمي بالاتر است .

پوشش بام در قسمت جنوبي منزل

طرح مرمت سقف جنوبي
با توجه به عايق نامناسب سقف در قسمت شرق و جنوب و حجم عظيم و سنگين خاك دستي موجود روي تيرها ، وبا مشاوره مهندس سازه ، مقرر شد سقف اين قسمت ها كلاً برداشته شود و سقف تير آهن و طاق ضربي اجرا شود به طور يكه مطابق دتييل نماي توفان كوبي از داخل نيز به صورت كاذب اجرا شده و ارتفاعت سقف داخلي اصلي حفظ شود . همين طور ارتفاع با هم تمام شده نيز مطابق محاسبات ، با حفظ خط نماي اصلي حياط خواهد بود .
نوع و ابعاد تيرآهنهاي به كارفته و تعداد و فواصل آنها و جانمايي ، بالشتكهاي لازم در زير آنها در نقشه تيريزي آمده است و جزئيات اجرايي تيرآهنها و نحوه قرارگيري آنها روي بالشتكها و نحوه درخت و دوزتيرها با يكديگر نيز مطابق جداول وديتليهاي مي باشد .
دربام قسمت غربي حياط نيز ، تنها پوشش انتهايي پياده مي شود تا عايق رطوبتي مناسب اجرا شود ودوباره كف فرش به صورت هماهنگ دربام سه جبهه شرق ، جنوب و غرب حياط جنوبي بنا اجرا خواهد شد .

پي قسمت مياني
با بررسي زيرزمين منزل نصير الملك مشخص شد كه ملات روي ديوارهاي انتهايي راهروهاي شرقي و غربي زيرزميني مرطوب مي باشند . بررسي هاي بيشتر در مورد اين آثار نفوذ رطوبت روي محوطه اطراف بنا ، نتايج زير را بدست داد “

ضلع شرقي قسمت يماني منزل نصير الملك مجاور خانه همسايه است كه فضاهاي آبريز آنها ، مانند آشپزخانه و حمام در مجاورت ضلع شرقي نصير الملك مي باشد و آبهاي اين قسمت را در تعميراتي كه حدود ۱۰ سال قبل انجام داده اند به سمت حياط (با حدود ۱۰ متر فاصله با منزل نصير الملك ) به يك چاه ۷ متري منتقل كرده اند كه اكنون حدود ۳ متر از آن پر شده است . لوله كشي ها نيز به صورت روكار عوض شده اند . اما نكته اصلي عدم وجود عايق مناسب در كف حمام و آشپزخانه مي باشد . خصوصاً كه بيشترين ضايعات رطوبتي ديوار زيرمين نيز در امتداد حمام منزل همسايه مي باشد كه آثار نفوذ رطوبت كاملاً روي ديوارهاي زيرزمين مشهود است و جزيره اي بودن لكه هاي وسط ديوار و خشكتر بودن و شوره زدن پائين آنها و خيسي ملات روي ديوار در حال حاضر نيز همگي حاكي از نفوذ رطوبت جانبي از منزل همسايه مي باشند . در حاليكه گمانه هاي ديگر جرزهاي زيرزمين، نشان داد كه آنها خشك بوده و نفوذ هر گونه رطوبت صعودي از زيرزمين رد شد .

در ديواره شرقي زيرزمين نيز نفوذ رطوبت از بالا كه مجاور كف كوچه بوده و عايق مناسب ندارد ، مي باشد و خشكي و شوره بستن قسمتهاي پائين اين لكه ها از نفوذ رطوبتا نزولي از كف كوچه و فصلي بودن آن نشان داد . از طرفي گمانههاي مختلفي كه در قسمتهاي مختلف پي زير زمين انجام شده نشان مي دهد كه پي بنا از سنگ لاشه با ملات گچ نيم پزونيم كوب است كه هنوز هم كاملاً سالم است (گمانه شماره ۷ ) تركهاي مختلفي هم كه در زيرزمين در محل تلاقي سقف باديوارها بوجود آمده است (با توجه به لبه ها و رنگ مصالح داخل و خارج ترك و .. ) و همچنين شاهدهاي ظريفي كه به مدت ۴ ماه روي تركهاي مختلف قرار گرفتند و تغييري نكردند نشان ميدهد كه اگر هم زماني نشست در اين پي مستحكم صورت گرفته (كه احتمالاص هم به دليل سستي خاك زير پي و يا نفوذ رطوبتهاي جانبي و نزولي و .. بود ه ) اكنون ديگر اين نشستها فعال نيستند.
از طرفي درگمانه هاي پي مشخص شد كه لايه اي از سنگ و پوكه آجر و خاك دستي

و .. به ضخامت ۳۰ و بدون هيچ مــلاتي
بين كــولـي سنگي ديوار و پي مخروطي
شكل آن قرار گرفتــه (گمانه شماره ۷)
كه با توجه بـه وجود آن در پــي غــرب
و شرق و تايـيد اعضاء كميته فني مبـني
بر وجود چــنين لايه اي در پــي بناهاي
ديگري از دوران قاجار شيراز، مشـخص
شد كه احتمالاً منظور از آن,جلوگيري از
صعود رطوبت از كف به بالا بوده اسـت .
(مانند كاربري ، كادام در كفــسازي هاي

امروزي ) . كه با نظر مشاور سازه قرار شد اين قسمت تخليه شود و شناژي بتني به جاي آن قرار گيرد (اتيل ) چرا كه با گذشت زمان و خاك شدن قسمتي از اين آجرها ، اين خاك با نفوذ رطوبت به صورت گل درآمده و علاوه بر اينكه منظور اصلي از قرار دادن اين لايه از بين رفته و تامين نمي شود ، بلكه به عنوئان يك لايه ضعيف و سست در برابر فشار و صعود رطوبت بين كرسي و پي سنگي عمل مي نمايد.
نقشه ها و دتيلهاي آورده شده به صورت واضح تري روش و مراحل اجراء و مرمت را بيان مي نمايند .