گواهان فردا (قیامت)
مقدمه
اگر ما باور کنیم که تک تک اعمال ما به وسیله خدا، فرشتگان وکاتبان اعمال و حتی اعضاء وجوارح ما ثبت وضبط می شود و روزی علیه ما به کار گرفته خواهد شد، مراقب خود را برافعال و اقوالمان بیشتر خواهیم کرد.
قیامت روز شهادت است:
یکی از مسائل مهم قیامت وجود گواهان مختلف است. گرچه خدا به شاهد نیاز ندارد، ولی انسان طوری است که هرچه حضور شاهدها را بیشتر احساس کند برای تربیت وتقوایش عامل مهمتری می یابد؛ برای نمونه توجه شما را به یک ماجرای تاریخی جلب می کنم:
روزی جناب عقیل خدمت حضرت علی (ع) رسید واز آن امام عادل تقاضای سهم بیشتری کرد. حضرت فرمود: روز جمعه بیا. عقیل آمد. حضرت دست او را گرفت وبه نماز جمعه برد؛ جمعیت انبوه را به عقیل نشان داد و فرمود: سهم بیشتر از بیت المال دادن یعنی دزدیدن حق این همه مردم.
عقیل از درخواست خود پشیمان شد ورفت.
بعداز بیان مطالب فوق، وارد اصل بحث می شویم. گواهان در قیامت متعددند. قرآن می فرماید:
« ویوم یقوم الاشهاد»
روزی که شاهدان به پا می خیزند.
اما این شاهدان چه کسانی هستند؟ قرآن کریم وروایات گواهان رستاخیز را چنین برمی شمارند:
۱ــ خداوند
درقرآن می خوانیم :
« ان الله علی کل شی شهید»
همانا خداوند بر همه چیز گواه است.
برای خداوند اوصاف دیگری نیز بیان شده که همگی دلالت بر احاطه و حضورو علم وگواهی خداوند دارد، نظیرآیه:
« ان الله کان علیکم رقیباً»
همانا خداوند مراقب شماست.
ودر جای دیگر می خوانیم :
« وکان الله بکل شیٍٍ محیطاً»
وخداوند برهر چیز احاطه دارد.
درباره علم خداوند آیات فراوان است؛ بنابراین، اولین گواه در دنیا وآخرت ذات مقدس الهی است.
۲ــ انبیا
پیامبران بزرگوارنیز در قیامت از گواهانند، قرآن می فرماید:

« وجئنا بک علی هولاء شهیداً»
ما تو را در قیامت، در حالی که گواه مردم هستی، حاضر می کنیم.
در جای دیگر می خوانیم:
« ویوم نبعث فی کل امةٍ شهیداً علیهم من انفسهم وجئنا بک شهیداً علی هولاء»
روزی که از میان هر قوم وامتی شاهدی از خودشان برمی انگیزیم … وتورا در حالی که گواه مردم هستی، حاضر می کنیم.
بنابراین، شاهد هر امتی در قیامت پیامبر همان امت خاهد بود و شاهد تمام انبیا شخص رسول اکرم (ص) است.
یک پرسش:
اگر انبیا در قیامت بر کار مردم گواهی می دهند، پس چرا همان روز در پاسخ پرسش خداوند که می پرسد امت شما چگونه رفتار کردند، می گویند:
« لا علم لنا»
ما علمی نداریم.
چگونه کسی که علم ندارد، می تواند شاهد باشد؟
پاسخ:
اولاً: علم انبیا از طرف خداوند است و از خودشان چیزی نمی دانند.
ثانیاً: اگر کودکی به پهلوانی گفت که من زور ندارم یا شاگردی به استادش گفت که من علمی ندارم، این تعبیر یک نوع احترام وادب است. بنابراین، علم انبیا در برابر علم خداوند چیزی نیست، نه آنکه اصلاً علمی ندارند؛ وگرنه اگر به کلی علم ندارند، چرا طبق فرموده قرآن گاهی از بدرفتاری امت خود شکایت می کنند.
۳ــ امامان معصوم(ع)
« وکذلک جعلناکم امةً وسطاً لتکونوا شهداء علی الناس ویکون الرسول علیکم شهیداً»
و بدین گونه ما شما را یک امت میانه قرار دادیم تا شاهد بر مردم باشید و رسول خدا هم بر شما شاهد باشد.
با توجه به اینکه همه افراد امت اسلامی آن عدالت واعتدال ولیاقت وآگاهی، که برای یک شاهد لازم است، ندارند؛ بنابراین مراد از امت در آیه بعضی از افراد هستند نه همه آنها. همان گونه که مدح قرآن درباره کسانی که با پیامبرند «اشداء علی الکفار» شامل همه نمی شود؛ زیرا منافقان هم با رسول خدا بودند. با توجه به اینکه بسیاری از افراد امت اسلامی به خاطر گناه خود از کسانی هستند که گواهی آنان برای اندک چیزی آن هم در کوچکترین دادگاه های دنیا ارزش قانونی ندارد، چگونه می توانیم بگوییم که همه این افراد لایق شهادت دادن وگواه بودن می شوند؟! آن هم در روز بزرگ قیامت!! آن هم در برابر خداوند متعال!! آن هم نسبت به کلیه ی اعمال همه انسانها!! آری، عقل ما را هدایت می کند که تنها بعضی از افراد امت شرایط شهادت را دارند؛ یعنی کسانی که:
میان مردم و با مردم و از کار آنها آگاه هستند.
از عدالت مخصوصی برخوردارند که بتوانند در گواه بودن لغزش پیدا نکنند.
اهمیت ولیاقت آن افراد با عظمت روز قیامت تناسب داشته باشد.
چنین گواهی، جز اولیای خدا نمی تواند باشد. اینها هدایت وجدان مذهبی و عقل ماست.
حال به سراغ روایات برویم تا ببینیم که امامان معصوم ما درباره این آیه چه فرموده اند:
در تفسیر صافی می خوانیم که امام باقر(ع) فرمود:
آن امت وسط [که شاهدانند] تنها ما هستیم.
۴ــ فرشتگان
در قرآن می خوانیم:
« وجاءت کل نفسٍ معها سائقٌ و شهیدٌ»
روز قیامت هر انسانی در پیشگاه عدل الهی حاضر می شود، در حالی که در کنارش فرشته ای است که او را به محشر سوق می دهد و نیز همراهش فرشته ای است که شاهد کارهای انجام شده اوست.
فرشتگانی که در قیامت براعمال انسان گواهی می دهند، ممکن است همان مأمورانی باشند که کردار ما را دردنیا ثبت می کنند وممکن است فرشتگان دیگر باشند.
۵ ــ زمین
درقرآن می خوانیم:
« یومئذٍ تحدث اخبارها»
زمین در قیامت خبرهایش را بازگو می کند.
ممکن است شهادت زمین در آن روز به وسیله ی وضع ونظام جدیدش باشد؛ یعنی زمین آن روز دچار زلزله ای بسیار بزرگ می شود وبعد از کنده شدن کوه ها و به حرکت درآمدن وبه هم خوردن وقطعه قطعه شدن وسپس شن شدن آنها، با ما حرفها دارد؛ وضع ونظام آن روز به ما مطالبی را می فهماند، همان گونه که دایره های تنه درخت پس از بریده شدن تاریخ آن را به ما می فهماند وهمان گونه که نوشته ها مقدار اطلاعات نویسنده را به ما می گوید. آری، این ها همه در آفرینش خود با ما حرف می زنند وگواهی ها همراهی دارند. طبق این معنا، مراد از شهادت دادن زمین گواهی اوضاع آن است نه گفتگو وکلام.
معنای دیگر گواه بودن زمین این است که خداوند با اراده خود هر گوشه ای از آن را به سخن در می آورد. این امر برای ما کاملاً قابل درک وهضم است؛ زیرا همان قدرت واراده ای که در دنیا عصای موسی را به اژدهایی بزرگ، تبدیل می کند وهمان قدرتی که از خاک، میوه واز میوه نطفه وسپس انسانی پدید می آورد که می تواند حرف بزند؛ در آن روز، این رشته طولانی را در هم می پیچد وحرکت کند را به صورت یک حرکت سریع در می آورد. جمادها دارای شعور، ساکت ها گویا وناآگاهان آگاه می شوند.
راستی چگونه ما به راحتی می پذیریم نواری که در ضبط قرار می گیرد، با ما حرف بزند؛ ولی نوارهایی که در طول عمر از ما گرفته شده، وقتی در جایگاه قیامت قرار گرفت، نتواند سخن بگوید. امام صادق (ع) فرمود: نمازهای خود را در مکانهای مختلف بخوانید؛ زیرا مکانها هم در قیامت بر اعمالتان شهادت خواهند داد.
و در حدیث می خوانیم که رسول خدا در هر منطقه ای دو رکعت نماز به جا می آورد و می فرمود این مکان بر نماز ما شهادت می دهد.
۶ــ وجدان
در آن روز یکی از شاهدان، وجدان زنده وعقل وچشم بیدار شده انسان است. در قرآن آیات بسیاری آمده که نشان می دهد انسان با کمال صراحت به گناه وانحراف خود اعتراف می کند. جالب اینکه در آنروز خداوند همان وجدان را قاضی قرار می دهد وبه انسان می فرماید:
« اقرء کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیباً»
نامه عمل خود را بخوان، امروز روان تو برای اینکه علیه تو گواهی دهد، کافی است.
آری، برفرض که هیچ دادگاهی نباشد، امروز تمام وجود گناهکار براو نفرین می کند. اگر هیچ کس به معتادان سیگار سخنی نگوید، همان تنگی سینه وهریک از سرفه هایش، که در اثر اعتیاد پیدا شده، فریاد می زند: مرگ بر سیگار. در مناجات چنین می خوانیم: خدایا، هرگاه حساب مرا به خودم واگذار کنی، جزای خویش را جز خشم وآتش دوزخ تو چیز دیگری نمی دانم.
۷ــ اعضای بدن
بدن انسان نیز یکی از شاهدهای قیامت است. قرآن می فرماید:
« یوم تشهد علیهم السنتهم وایدیهم وارجلهم بما کانوا یعلمون»
روزی که زبانها ودست وپاهای مردم برآنچه عمل می کردند، گواهی می دهند.
وگاهی دهانشان مهر خورده، تنها دست وپاها سخن می گویند:
« الیوم نختم علی افواههم و تکلمنا ایدیهم وتشهد ارجلهم بما کانوا یکسبون»
روزی که بر لبهای آنان مهر می زنیم وتنها دست آنان با ما حرف می زند وپاهایشان گواهی می دهد که در دنیا به کجاها رفتند وچه کردند.
درآیه دیگر می خوانیم:
« شهد علیهم سمعهم وابصارهم وجلودهم بما کانوا یعلمون»
روز قیامت هم گوش وهم چشمها وپوستهایشان، به آنچه دردنیا عمل کرده اند، گواهی می دهند.
جالب آنکه که وقتی انسان این گواهی را از چشم وگوش وپوست خود می بیند، با کمال ناراحتی وشرمندگی به پوست خود می گوید: چرا، دراین روز، ازگناهان شرم آوری که به وسیله ی تو مرتکب شده ام، پرده برداشتی وگواهی دادی؟!
« وقالوا لجلودهم لم شهدتم علینا قالوا انطقنا الله الذی انطق کل شیءٍ» ..
به پوست هایشان میگویند چرا علیه ما شهادت دادید، پوست جواب می دهد: خداوندی که همه چیز را به سخن می آورد، ما را نیزبه گواهی وسخن گفتن وادار کرد.
علامه طباطبائی- رحمة الله علیه- در تفسیراین آیات می فرماید:
شهادت اعضا زمانی واقعیت دارد که هریک از اعضا دردنیا دارای شعورباشد واز عمل انسان آگاه شود وگرنه هرگاه خداوند، درقیامت، به اعضا شعور بدهد یا در آن روزبه آنها آگاهی وصوت بدهد، شهادت نخواهد بود؛ زیرا شاهد باید هنگام عمل حاضرو عالم باشد تا بتواند ماجرا را دریابد وگواهی بدهد. بنابراین، همه اعضای ما در این عالم دارای یک نوع آگاهی وشعورند، گرچه نوع علم وشعورآن با علم وشعور ما فرق داشته باشد.
درجای دیگرقرآن می خوانیم:
« ولا تقف ما لیس لک به علم ان السمع والبصر والفؤاد کل اولئک کان عنه مسئولاً»
ازآنچه که نمی دانی پیروی مکن؛ زیرا گوش وچشم ودل در روز قیامت مورد پرسش قرار می گیرند.