گوشه گیری در دانش آموزان

نوجوانی دوره ای است که در آن دانش آموز بیش از هر زمان دیگر نیاز به راهنمایی و مشاوره دارد. نوجوان ضمن مشورت با اولیا و مربیان، دست کم باید بداند که چگونه خود را بهتر بشناسد و از برخوردهای زیان بخش در محیط خانه و مدرسه پرهیز کند.

” چهار راه نوجوانی”، روایتگر تجربه های اولیا و مربیان است که به ندرت فرصت می یابند فنونی را که طی سال ها در خویش درونی ساخته اند، بررسی کرده، به روشنی در باره آن سخن بگویند.
“چهار راه نوجوان” با توجه به تجربیات معلمان و مشکلاتی که اولیا با آن مواجه بوده اند، نوشته شده است.

بدیهی است که خلاقیت و ابتکار فردی معلمان و اولیای خانه، با توجه به تفاوت های فردی کودکان و نوجوانان، نقش سازنده ای در امر مشاوره خواهد داشت.

موفقیت فرزند در یک خانواده و در خانواده های دیگر با یکدیگر تفاوت دارد. کودکی که تنها فرزند خانواده است وضع خاصی دارد. همچنین مسن ترین فرزند، جوان ترین فرزند، باهوش ترین یا کندترین فرزند، دختر یا پسر بودن فرزند و عوامل دیگر از این قبیل در طرز پرورش او و نحوه برخورد و ارتباط والدین با یکدیگر و با فرزند و دیگران با وی کاملا موثر است. والدین همچون مرکزیت منظومه شمسی و فرزندان بسان سیارات به دور خورشید و مرکز منظومه تشبیه شده اند. فرزندان با تربیت و تولد در خانواده موقعیت خاصی پیدا می کنند که با دیگر فرزندان متفاوت است. والدین باید به گونه ای به احتیاجات اساسی آن پاسخ دهند که هر یک از آنان در آرزوی تصاحب موقعیت یا رتبه فرزند دیگر خانواده نباشد بلکه بخواهد خودش باشد نه دیگری. در هر موردی که والدین به افراط یا تفریط گرائیده شوند ضربه هایی به فرزندان خود وارد می سازند. آثار عمده سختگیری والدین باعث می شود فاصله عاطفی فرزندان با والدین بیشتر و عمیق ترشود، احساس ناتوانی در فرزند بیشتر شود و به تدریج بر اعتماد به نفس آن تاثیر نامطلوب می گذارد. احساس ناامنی و تزلزل به لحاظ رفتار خشونت آمیز والدین در فرزندان ایجاد میشود. نوعی احساس کدورت وبی علا قگی در فرزندان نسبت به والدین به وجود می آید. روش سختگیری شدید والدین به زندگی آینده فرزندان منتقل می شود. ادامه چنین روندی موجب می شود فرزندان مسائل و رازهای درونی خود را به والدین ابراز نکنند و افراد دیگری را برای این امر در نظر می گیرند که لزوما افراد واجد شرایط و مطلوبی نیستند.
گوشه گیری، کمرویی و انزوا طلبی چیست؟
گوشه گیری، کم رویی و انزوا طلبی عارضه ای است که باعث می شود کودک و نوجوان از برقرار کردن ارتباط با افراد و محیط خارج دوری کنند. این کودکان و نوجوانان نوعاً با تقلیل یافتن علایق ذهنی و عاطفی نسبت به اطرافیان خود از داشتن دوستان نزدیک و صمیمی محروم اند. نوجوانی که کم رو و گوشه گیر است، معمولاً از حضور در فعالیت های جمعی سرباز می زند و فقط با تک دوست خود که نوعاً به او بسیار وابسته می شود اوقات خود را سپری می کند.

رفتار کم رویی و انزواطلبی ، یکی از رفتارهای نسبتاً شایع است که فرد را به شدت آزار می دهد و اگر درمان نشود نوجوان را به سمت و سوی مشکلات دیگری مثل عدم اعتماد به نفس، افسردگی، اضطراب و زود رنجی سوق خواهد داد. عدم احساس توانمندی و کمی عزت نفس و نیز ناتوانی در بروز احساسات، بیان افکار و نظریات، خود باعث جدایی فرد از فعالیت های گروهی است.

گوشه گیری
گوشه گیری از نظرلغوی به معنای تنها ومجردودر خلوت نشستن واز جمع کناره گرفتن است. گوشه گیر کسی است که از مردم دوری می کند وعزلت می گزیند وبدان وسیله خود را با محیط اطراف سازگار می سازد,البته هرنوع عزلت ودر تنهای ماندن گوشه گیری تلقی نمی شود هر انسان گاه گاهی دوست دارد تنها باشد تا به خود شناسی وحل مشکلات زندگی بپردازد گوشه گیری زمانی حالت بیماری پیدا می کند که فرد ازآمیزش باجمع وهمنوعان بیزاروبیمناک باشد دراین مورد اگر گوشه گیری بموقع درمان نشود به پیدایش حالات روانی شدید وافسردگی منجر می شود.

علایم و نشانه ها
گوشه گیری با یك سلسله علایم متعدد و به هم پیوسته همراه است. گوشه گیر چون مشكلاتش را نمی تواند در عالم واقعیت حل كند، به تخیل فرو می رود و به خیالبافی می پردازد. او انسانی است بی هدف كه نمی داند چه باید بكند و برای آینده اش چه طرحی بریزد. از مردم گریزان است و هر تمنا و خواهش را یك تحمیل تلقی و در برابر آن به شدت مقاومت می كند، از همین رو مرتب با اطرافیان دچار تضاد و كشمكش است، برای دفاع از حقش اقدام نمی كند و كناره گیری را بر تلاش ترجیح می دهد. از دیگر نشانه ها می توان به خجالت و سكوت، احساس محرومیت و ناتوانی از برقراری رابطه با دوستان و معلمان، به تعویق انداختن انجام كارها و یا از این شاخه به آن شاخه پریدن، بی حوصلگی، كسالت، احساس خستگی، پوچی، زودرنجی، نگرانی از آینده، كمك نخواستن از دیگران به هنگام نیاز، سازش با وضع موجود و اعتراض نكردن به آن حتی در صورت احساس

ناراحتی و نگرانی، همچنین اجتناب از رقابت، غیبت از مدرسه و بی علاقگی به درس، عدم تمركز حواس، اختلال در خواب و خوراك، بی اعتنایی نسبت به وقایع اطراف، بی اعتمادی نسبت به یك

تجربه موفقیت آمیز در یك فعالیت گروهی، برای اینگونه كودكان آغاز بسیار خوبی است. كودك منزوی نیاز دارد تا احساس كند. عضو باارزش یك یا چند گروه است. او هر وقت كه در فعالیتهای زندگی واقعی ارضا شود، نیازی به عقب نشینی به میدان رؤیاهای خویش برای ارضای خواسته های اساسی اش نخواهد داشت. معلم آگاه باید توجه داشته باشد كه كودك كمرو و منزی نیز دارای تواناییها و شایستگیهای ویژه ای است كه با راهنمایی و تشویق می توان آنها را در یك فعالیت گروهی به كار گرفت. هرگاه شركت وی در فعالیتی با تحسین دیگران همراه باشد،

او نسبت به تكرار عمل موفقیت آمیز خویش در موقعیتهای گروهی تشویق خواهد شد. موفقیت در یك عمل تا حد زیادی در بالابردن اعتماد به نفس كودك و در نتیجه در تغییر نگرشهای كودكان دیگر نسبت به او تأثیر خواهد داشت. ضمناً باید عوامل زمینه ساز گوشه گیری مانند تحقیر و احساس گناه از بین بروند. در این مورد روان درمانی و مشاوره فردی و گروهی می تواند در رفع گوشه گیری مؤثر واقع شود؛ همچنین تغییر وضعیت محیط زندگی از روشهای مفید درمان گوشه گیری به شمار

می رود. والدین و معلمان نیز باید با كودكان گوشه گیر با ملایمت و مسالمت و دلجویی رفتار كنند. بردن فرد به گردشهای علمی، تشویق به سخن گفتن در حضور والدین و دوستان و بستگان، همچنین جرأت دادن به او به این معنی كه می تواند در برابر جمع سخن بگوید و شركت دادن وی در فعالیتهای هنری و ایفای نقش در نمایشنامه ها از جمله اعمالی است كه مهارتهای اجتماعی دانش آموزان و كودكان را افزایش می دهد و آنان را در مبارزه با گوشه گیری و انزواطلبی یاری می دهد. پیشنهادهای عملی زیر می تواند تا حد زیادی در زمینه كمك به كودك كمرو و گوشه گیر مفید و مؤثر باشد. با پذیرفتن رفتار مطلوب كودك می توان به او اطمینان بخشید. در كودكان اعتماد به نفس به وجود آوریم و زمینه ابراز وجود را برایشان فراهم كنیم. تجارب موفقیت آمیز در كودك ایجاد امنیت می كند. آموزش صحیح در گسترش رشد احساس شایستگی كمك می كند
علل گوشه گیری و کم رویی عبارت اند از:
۱- محرومیت از محبت خانواده
۲- نقص عضو یا بیماری های جسمی و فیزیولوژیک
۳- اختلال در گوش و تکلم
۴- شکست های متعدد و تحقیر شدن کودک در برابر جمع

۵- عدم امنیت روانی در محیط خانه و مدرسه و فشارهای روانی مستمر
۶- تنبیه، توبیخ و سرزنش کودک و نوجوان توسط والدین و به ویژه محرومیت از عواطف مادر
۷- کنترل شدید تربیتی و سخت گیرهای وسواس گونه و غیر منطقی

برای پیش گیری و درمان گوشه گیری و کم رویی می توان شیوه های زیر را به کار بست:
۱- حمایت های عاطفی در جهت تقویت اعتماد به نفس در نوجوان.
۲- واگذاری مسئولیت های مناسب با توجه به میزان توان جسمی و ذهنی نوجوان.
۳- قرار ندادن نوجوان در موقعیت هایی که تجربه های شکست را به دنبال دارد.

۴- تشویق و زمینه سازی حضور نوجوان در فعالیت های جمعی و گروهی.
۵- ایجاد آمادگی لازم برای جرئت ورزی در ابراز عقاید و بیان نظریات خود و نیز پذیرش نظریات مخالف از طرف دیگران

نقش معلم در کاهش کمرويی دانش آموزان -خانم فریبا بنی عامریان شهرستان سنقر و کلیائی

نقش معلم در کاهش کمرويی و گوشه گیری دانش آموزان
کودکان سرمايه های ارزشمند و سازنده آينده جامعه هستند . آموزش و پرورش در دوره ی کودکی که زمان شکل گيری شخصيت و ايجاد عادات مختلف و پيشگيری از بروز مشکلات آينده فرد در جامعه را بنا می نهد ، و سپس حرکت مملکت را مشخص می سازد . توجه به مسائل و مشکلات کودکان و نوجوانان باعث پيشرفت و ترقی جامعه می شود ، و غفلت در رفع مشکلات آنان ، خسارات جبران ناپذيری به بار می آورد.
از اين رو سرمايه گذاری و برنامه ريزی در اين زمينه از حساس ترين و مهمترين وظايف مسئولان جامعه است ، و بايد از اولويت ويژه ای برخوردار باشد.(عبدالله شفيع آبادی-۱۳۷۲-۱)
در بسياری از کلاسهای درسی ، دانش آموزانی ديده می شوند کع آرام ، کمرو و خجالتی هستند. اين افراد در زندگی روزمهی خود اغلب اوقات با اعضاء خانواده و همسالان آشنا بازی می کنند . و از غريبه ها اجتناب می ورزند . شرم و خجالت اين افراد ممکن است آنها را از اکتساب مهارت ها و آمادگی های لازم برای بسياری از فعاليت هايی که همسالانشان از آن لذت می برند و يا اصولاً برای رشد شخصيت آن ها ضروری است ، بازدارد.ارزيابی والدين و معلمين از اين گروه متفاوت است .
بعضاً آن ها را دانش آموزانی بی آزار و خوب می شناسند و گاه ممکن است با حالت دلسوزانه به آن ها بنگرند و با اين گونه رفتارآن ها را غير عادی تلقی کنند ، ليکن در مقايسه با اختلالات رفتاری ديگر کمتر اتفاق می افتد که اين گروه افراد به عنوان موارد حاد مشکلات کلاس و مدرسه بر شمرده شوند .

اين دانش آموزان گرچه برای معلم و همکلاسی ها ی خود مشکلی ايجاد نمی نمايند ، ولی ممکن است به علت رنج ناشی از احساس نا امنی و بی کفايتی در خود ، يکی از ناشادترين کودکان باشند . اگر در مورد رفتار غير اجتماعی آنان چاره ای انديشيده نشود اين کودکان احتمالاً در معرض بيماري های روانی قرار حواهند گرفت

کمرويی مقوله ای ناروشن است که هرچه به آن نزديک شويم تنوع بيشتری در آن مشاهده می کنيم . پس برای درمان و مقابله با آن بايد شناخت بيشتری از مضمون آن داشته باشيم .
هميشه در کلاس دانش آموزانی هستند که خودشان را در حصار کمرويی زندانی می کنند و توانايی آن ها به علت کمرويی ناشناخته باقی می ماند .

بعضی از اوليای دانش آموزان از اطن وضعيت اظهار نگرانی می کنند و از معلم فرزندشان تقاضای راهنمايی و کمک دارند .

معلمين دلسوز ، می توانند با شناخت بيشتر مقوله ی کمرويی و با کسب اطلاعات لازم در زمينه های مختلف آن و با به کار بردن راه کارهای مناسب کمک بزرگی به این گونه دانش آموزان داشته باشند.
اهداف تحقيق
اهم اهداف تحقیق به شرح زیر است :
۱- شناخت علل و عواملی که در گوشه گیری و انزواطلبی دانش آموزان مورد نظر در کلاس مؤثرند . و کوشش در جهت حل مشکلات اين کودکان از طرف معامان در مدارس .
۲- توجه به کودکان منزوی از جانب والدين و معلمان آن ها و جلوگيری از عواقب بعدی اين اختلال رفتاری.
۳- کمک به کودکان گوشه گير و خجالتی و تلاش برای اجتماعی شدن آن ها و کشف استعداد و توانايی های بالقوه آن ها و ايجاد روحيه مشارکت و تعامل اجتماعی در آنان.
اهميت و ضرورت تحقيق
اهميت موضوع در این است که ، چون دانش آموزان دوره راهنمايی در سنين حساس و بحرانی بلوغ قرار دارند ، اگر اين اختلال رفتاری در اين مقطع سنی مورد توجه و سپس درمان قرار نگيرد ، سبب يافتن هويت و جايگاه فرد در جامعه و در سنين بالاتر خواهد شد .
اگر نتايج اين تحقیق به گونه ای باشد که بتواند رهنمون های مفيدی به معلمين در اين زمينه ارائه دهد شايد کمکی باشد در جهت مبارزه با کمرويی دانش آموزان در مدارس .
سؤالات تحقيق
۱- معلم تا چه ميزان می تواند در کاهش کمرويی دانش آموزان مؤثر واقع شود؟
۲- تشکيل گروه های کوچک درسی در کلاس تا چه ميزان در کاهش گمرويی تأثير دارد؟
۳- دادن مسئوليت به دانش آموزان کمرو تا چه ميزان در برطرف کردن کمرويی آن ها مؤثراست؟
۴- تشويق کارهای مثبت دانش آموزان تا چه اندازه در کاهش کمرويی آنها مؤثر است؟
فرضيه های تحقيق
۱- معلم در کاهش کمرويی دانش آموزان تأثير زيادی دارد و نقش مهمی ايفا می کند .
۲- تشکيل گروه های کوچک درسی در کاهش کمرويی دانش آموزان بسيار مؤثر است.
۳- دادن مسئوليت به دانش آموزان کورو در اجتماعی کردن آنان تأثير دارد.
۴- تشويق کارهای مثبت دانش آموزان کمرو ، درکاهش کمرويی آن ها تأثير زيادی دارد.

تعاريف عملياتی
کمرويی : کمرويی صفت فردی است که به خاطر ترسويی ، احتياط کاری و عدم اطمينانش ، نزديک شدن به او مشکل است و در فرهنگ لغت ، کمرويی را به عنوان ناراحت بودن در حضور ديگران تعريف می کند

فرد کمرو کسی است که هشيارانه از مواجهه با افراد يا چيزهای مشخص يا انجام کاری همراه آنان بيزار است . در گفتار و کردار خود ملاحظه کار است و به طور محسوسی ترسو می باشد
از نظر متخصصان بهداشت و سلامت روان ، کمرويی و انزواطلبي در حکم يک اختلال رفتاری ، از جدی تريت مشکلات کودکان و نوجوانان است .

«کمرويی» توجهی غير عادی و مضطربانه به خويشتن در موقعيت های اجتماعی است که به دنبال آن ، فرد دچار نوعی تنش روانی – عضلاتی مي شود و شرايط عاطفی و شناختی او تحت تأثير قرار می گيرد و موجب بروز رفتارهای خام و واکنش های نامناسب می گردد.
کمرويی وافعی کيست؟

کمرويی واقعی شخصی است که فرصت های خجالت کشيدن بيشتر از ديگران در اختيار او قرار می گيرد تا به جايی که آشکارا می توان گفت تمام روز خود را با اين عارضه می گذراند. او در اين حالت اگر بخواهد دست به ساده ترين کارها بزند و يا آسان ترين برخورد و رابطه را ايجاد نمايديا مثلاً تصميم بگيرد به چنان وضع اسفناکی می افتد که هيچ کس جز خود او نمی تواند آن را توصيف نمايد . چون در آن موقع در او عدم اعتماد به نفس ايجاد می شود و حالات هيجانی در او ظاهر می گردد
عموميت آن :

اين بيماری امری است که می توان گفت جنبه عموميت دارد . دامنه آن بقدری است که حتی کمتر خانواده ای را سراغ داريم که فردی از آن دچار اين حالت لااقل در مقطعی از سنين خود نباشد . بر اساس يک همه پرسی ۱۷ درصد کودکان مورد مطالعه اين حالت را داشته اند . به صراحت مي گوييم که افسردگی و انزواجويی به صورت موقت و زود گذر در افراد عادی هم ديده می شود ولی کمتر نمايان است . اين امر بدان خاطر است که اطفال در حال رشد هستند و تشخيص افسردگی در آن مشکل است و جست و خيز ها حتی اگر اندک هم باشند مانع آگاهی در اين امر است . با همه اين وسعت و کثرت احتمال تداوم آن در افراد حدود يک درصد است . و البته اين احتمال در مورد زنان دوبرابر مردان و در سنين بالاتر به مراتب بيشتر از سنين پايين است . هم چنين بر اساس

آماری بيماران افسردگی که ميل به انزوا دارند ۲۵ – ۴۵ درصد بيماران روانی را تشکيل می دهند و افسردگی روانی حدود ۱۰ درصد کل آن را اين نکته هم قابل ذکر است که عزلت طلبی در برخی از جوامع امری مستحسن شمرده می شود و طرفداران مذهب بودائی آن را وسيله ای برای رشد و تکمال بحساب می آورند ، درحالی که از نظر ما آن عزلتی برای دستيابی به مقصدی انديشيده عامل رشد است که ارادی و آگاهانه باشد نه ناشی از مرض.

سنين کمرويی
حال به اين مبحث می پردازيم که اگر آدمی خجول و کمرو به دنيا نمي آمد ، پس چگونه در برخی مراحل عمر دچار کمرويی می شود. اين حالت برحسب آن مرحله از دوران زندگی که شخص در آن قرار دارد، مورد بررسی و ارزيابی قرار می گيرد و اينکه اصولاً آيا اين محيط و متن آن است که بر انسان تأثير می گذارد و به صورت يکی از عناصرمتشکله شخصيت او در می آيد . علاوه بر آن ، با تأثيراتی که هر تجربه بر آدمی می گذارد، نحوه عکس العمل های او را در مقابل حادثات و رخدادها شکل می بخشد و اين حالت در تمام مراحل زندگی موضوع شخصيت انسان می گردد.