تشریح گیاه ليليوم
گیاه ليليوم از قسمت های زیر تشکیل شده است.
A ) پیاز
(B ریشه ها که از پایه پیاز نشات می گیرند
(c ساقه که در بالای سطح زمین رشد می کنند و ممکن است در بستر خود ریشه داشته یا نداشته باشند.
D) برگهای روی قسمت هوایی ساقه
(e ساقه گل متصل به قسمت بالایی ساقه پا
F گل های که حاوی قسمت های تولید مثل م؟ و قستمهای زیر را رها می سازند
(g کپسول محتوی دانه
(h دانه
حالا به جزئیات دقیق تر هر یک می پردازیم:
قسمت های گل ليليوم
پیازها
در میان صدها نوع ليليوم، پیازهای بسیار مختلفی شناخته شده است اما همه آنها دارای نقاط مشترکی هستند هر پیاز یک صفحه پایه دارد که ورقه های دیگر به آن متصل می شوند. این ورقه ها می توانند منطبق بر برگها باشند و بعنوان ذخیره غذایی تلقی شوند در درونی ترین نقطه (اما نه لزوما در مرکز) می توان مطابق با فصول نقاط رویشی و یا جایگاه ساقه جدیدی را دید. خصوصیت منحصر به فرد پیاز ليليوم که به صورت عمده سه گروه کاردیوکرینوم، نوماچاریس، فریتیلاریا هستند) این است که در روی ورقه های آنها هیچ غلاف پوششی و محافظتی که دور بیشتر پیازهاست دیده نمی شود. ورقه های پیازی که لزوما بسیار جوان هستند

در نزدیکی نقطه رویشی دیده می شوند. اما ورقه بیرونی و انتهایی می تواند بسته به نوع آن سالها عمر داشته باشد. رنگ پیازها معمولا نزدیک به سفید است اما تعداد کمی از آنها مخصوصا هنگامی که بالغ می شوند رو به زردی می رود هنگامی که در معرض نور باشند بیشتر پیازها رنگ قرمز ارغوانی به خود می گیرند، اما این رنگ ارغوانی تیره خصوصیت انواع دیگر است نه پیازهای جوان ليليوم های شیپوری و بعضی از نوع پیوندی آن نوع کاردیوکرینوم پیازها به رنگ ارغوانی تیره است.
پیازهای ليليوم شکل های مختلف به خود می گیرند، بعضی از آنها بسیار محسوس هستند معمول ترین نوع آن هم مرکز نامیده می شود که آن نقاط رویشی در مرکز و یا نزدیک آن مشاهده می شوند و پیاز از شماز یادی لایه های روی هم چیده شده در سايزهاي مختلف درست شده است که بزرگترین لایه بیرونی ترین آن است لایه ممکن است در صورتی که زیاد رویهم قرار بگیرند، پهن شوند و پیاز به شکل کاملا متصل و چاق به نظر می آید.

اگر ورقه ها باریک باشند رویهم چيني کم است و پیاز تردتر می شود اگر ورقه ها بلندتر باشند پیاز به شکل بیضی در می آید نقطه رویش جدیدی روی صفحه پایه درون پیاز نزدیک به ساقه سال جاری شکل می گیرد و ورقه های بیرونی پلاسیده و باقیمانده حول نقطه جدید دسته می شوند تغییرات سالیانه کم است مگر اینکه دو نقطه رویشی شکل بگیرد که در نتیجه آن دو دسته قبل از تقسیم پیاز تشکیل می شود.لایه های پیازهای گروه مارتاگون به هم متصل هستند (تصویر ۳-۶)
نوع بعدی پیاز بعنوان ساقه فرعی زیر زمینی تشخیص داده شده است و مرتبط به پیازهای هم مرکز هستند که به –جای توسعه منظم در حول خود تنها در یک مسیر رشد می کنند.

صفحه اصلي رشد پیازهایی با ساقه زیر زمینی فرعی به یک زاویه مایل می شوند بنابراین پیاز بالغ عمق مناسب خود را به دست می آورد همانطور که قبلا گفته شده لایه ها مطابق نوع خود متنوع اند.

در همه گونه ها ورقه ها به هم متصل هستند نوع سوم ساقه های زیر زمینی هستند و ليليوم های امریکای غربی گروه پاردالینوم پیازهایی با این مشخصه را دارند و اغلب شاخه شاخه اند و نوع های بسیار قوی آنها شبکه ای تو هم رفته و محکمی را می سازند انواع دیگر آن که شاخه شاخه نیستند هنوز توانایی تشکیل دو نقطه رویشی در پشت یکدیگر را دارند. ورقه ها از نوع باریک و نوک تیز تا بیضی پهن روی یک پیاز متفاوت اند و مشکل آنها بسیار وابسته به سن آنهاست. ورقه جوانتر باریکتر و بی رنگ تر (اغلب سفید) است. ورقه ها اغلب صورت جفتی و به ندرت سه تایی به هم متصل اند. در کل ورقه های پیاز ترد هستند و قسمت های آن به آسانی از هم جدا می شوند تا پیازهای جدیدی بسازند.

نوع چهارم پیازی ها است که ساقه دار نامیده می شوند این نوع در میان گونه های امریکای شرقی بسیار گسترده شده است این پیازها چه نابالغ و چه بالغ یک ساقه صاف یا گره دار افقی دارند اما احتمالا در جوانه های نابالغ از هم جدا می شوند و حداکثر ورقه های كمي‌‌با خود به همراه دارد و در سر ساقه گره دار یک پیاز جدید شکل متحد المرکزی شکل می گیرد تا ساقه هوایی برای سال آینده ایجاد کند یک پیاز توانمند می تواند بیش از یک ساقه گره دارد در سال تولید کند.

نوع آخر پیازها بعنوان شکل ساقه گره دار شناخته شده است
این نوع در قسمت سوم جای می گیرد و با ساقه ها سرو کار دارد در حقیقت معمولا این پیاز نوع هم مرکز است اما رشد می کند و به ساقه ای تبدیل می شود که در همه جهات به صورت افقی در زیر زمین رشد می کند البته قبل از رشد عمودی و هنگامی که بر روی زمین دیده شود.

ریشه ها
در مورد ریشه ها بسیار کم صحبت می شود مگر شاید در کارهای علمی یا موضوعات تحقیقاتی اما همانطور که می دانیم نقش حیاتی بسیار مهمی را ایفا می کند در حالیکه که بسختی در کار دیده می شوند. در انواع ليليوم ها ریشه ها به اندازه دیگر گیاهان حیاتی هستند اما غلب تمایل دارند که آنها را نادیده می گیرند در جاییکه پیازها بیشتر مورد توجه اند اگر ليليومی در فصل دوم بعد از کاشت رشد نکند یکی از علت های آن این است که پیاز هیچ ریشه ای ندارد و یا تنها ریشه های مرده ای دارد و بنابراین رشد نمی کند چون مریضی آن پیشرفته تر از آن است که ریشه های جدیدی در طول فصل جاری تولید کند در نیتجه گیاه با ذخایر پیاز زنده می ماند و هنگامی که تمام شود ليليوم هم از بین می رود. رشد ریشه و توانایی پیاز برای پرورش ریشه های جدید برای سلامتی گیاه حیاتی است.

ریشه های ليليوم مثلا پیازهای آن متنوع اند در حقیقت ارتباطی واضح وجود دارد، ریشه ها وظايفي بیشتر از تهیه مواد مغذی برای گیاه دارند ریشه ها گیاه را در جایگاه خود نگه می دارند اما بعلاوه آن نیاز به جایگاه پیاز برای رشد و تغییرات محیطی در خاک دارند تغییرات محیطی در اثر شستشوی خاک سطح یا ته نشین شدن و یا خرابی پیاز اتفاق می افتد. پیازهای هم مرکز چون از جوانه ها سریع رشد می کنند، اغلب سیستم ریشه ای قوی ای خارج از قسمت از اندازه پیاز را نشان می دهد .

در میان ریشه های جدید معمولا ریشه های قطور هم هست بعضی از آنها شیه زنجیر و بعضی دیگر شکلی هم مرکز دارند. ریشه های هم مرکز هستند که پیازهای جوان را تا عمق مناسب پایین می آورند پیاز های به شکل ساقه زیر زمینی این ریشه های هم مرکز را ندارند و عمق مناسب خود را با فشار صفحه پایه مورد نظر به دست می آورند ریشه های آنها شبیه سیمی با انشعابات کوچک است بعلاوه پیازهای ساقه ای گره دار نیازی به ریشه های هم مرکز ندارند چون ساقه های گره داری که به تازگی رشد کرده اند، كج می شوند یا مطابق نیاز در خاک شیب پیدا می کند در کل ریشه ها بسیار شبيه سیم اند و حتی انشعابات کمتری دارند واحتمالا در خاک نسبت به پیازهای دیگر بیشتر، افقی رشد می کنند.

ریشه های پیازهایی که ساقه های گروه دار دارند اغلب سیستم های ریشه ای فیبری با توده ای از رشته های نازک منشعب دارند. این ریشه ها برای خاک های کم هوموس مناسب به نظر می رسند در حالیکه بیشتر ليليوم های ساقه ای گره دار به آن نیاز دارند.

ساقه ها
ساقه ليليوم را از دو قسمت مورد بررسی قرار می دهند قسمتی که زیر زمین است و قسمتی که در بالا قرار دارد بیشتر گونه های قسمت زیر زمینی نقشی حیاتی در چرخه رشد فعال گیاهان ایفا می کنند ساقه مي‌‌توان عمودی رشد کند و سطح خاک بالای پیاز را فورا بشکافد و یا همانطور که در قسمت پیازها گفته شد ساقه گره دار .

در حدود cm 45 قبل از رشد یا سطح خاک منحرف می شود گونه هایی وجود دارند که ریشه های قوس دار می سازند و این می تواند سازگاری برای فراهم کردن مقاومت بیشتر در برابر با دو حیوانات باشد اغلب عملکرد ساقه زیر زمینی سیستم ریشه ای ثانویه ای را فراهم می سازد به گیاه در طول دوره فعالتر آن غذا رسانی می کند ساقه عمودی شبکه و ریشه ی بالای پیاز درست می کند که معمولا از لایه غنی هوموس تغذیه می کند ریشه سرگردان هم سیستم ریشه های ثانویه ای ایجاد می کنند.

این ریشه معمولا از گره منشا می گیرند نقش های بیشتر ساقه زیر زمینی باز کردن جا برای پیازهای کوچکی است که اول روی ساقه می رویند و بعدا وقتی که ریشه ها در آمدند به طور جداگانه ساقه ها با می پوشانند این یک روش کلونی معمولی افزایش توالی تکثیرهای غیر حرفه ای است. قست هوایی ساقه معمولا شناخته شده تر است. به کوچکی ۱۰ سانتیمتر و به بزرگی ۳ متر مناسب برای گل دهی مناسب است. ساقه ها مقاومت کافی در برابر نیروهای طبیعی را دارند. تنها در باغ ساقه ها نیاز به تيرک گذاری دارند . گیاهان علفی اغلب نیاز به این کار دارند و با درختچه ها از خود محافظت می کنند، این کار بیشتر آنان رادر برابر علف خوران مصون می داد.

گیاهان دیگر به جای ایجاد دیوار دفاعی برای شاخ و برگ و گل ها ساقه ها در بعضی گونه ها گره هایی در برگها تولید می کنند که وظیفه ای مفيدي و آسان برای تکثیر است. گره ها بر روی گیاهان کوتاهتر و ممولا بی برگ روی قسمت ساقه ای بعضی گونه های گرمیسیری هم دیده می شود. این گره ها به سرعت درون برگ ها می روند گیاهان بر روی لایه سبز و مرطوب رشد می کنند. ساقه های ليليوم از دو خاصیت منفی مرتبط رنج می برند. در بیشتری و نه همه گیاهان تک لپه ای برای آنها منحصر به فرد نیست انشعاب شدن تنها روی گل ها اتفاق می افتد، اگر نقطه رویشی از ساقه عمومی درآید در آن فصل متوقف می شود. بنابراین رشد ثانویه از پایه یا انشعاب ممکن است چرخه زندگی را کامل کند.

برگ ها
برگ های ليليوم در بعضی گونه ها دیده می شوند و بقیه دور ساقه می پیچند و در جاهای دیگر در حلقه در ارتفاع مخصوص دور ساقه می روید. این برگهای ثانویه عمومی هستند و اغلب با برگ های پیچشی اشتباه می شوند که کمتر و کوچکتر هستند و در بالا و یا پایین حلقه می رویند گیاه باید قبل از رویش حلقه ها بالغ شده باشند و این در گونه های امریکایی غربی به وضوح دیده می شود.
زماین فکر می کردند که برگهای حلقوی ليليوم از برگ های پیچشی در مرحله نوگرایی گیاه گرفته می شود اما این نظر این روزها مورد نظر نیست چون رویش آنها می تواند در حالت منطقی تری بررسی شود.

برای چشم غیر مسلح برگهای ليليوم بسیار به هم شبیه اند و درست است که بسیاری از آنها بسیار شبیه هم ظاهر می شوند. یک اشتباه در تولید پیوندی استفاده از گل برای پیوند به جای دیگر قسمت ها همه ليليوم ها برگ هایی دارند که معمولا از نظر طول متفاوت است. اما همگي رگ برگهای موادی دارند که تعداد این رگ برگها از یک یا نه متغیر است.

برگ ها عموما صاف هستند و در لبه های خمیده هستند. بسیاري از ليليوم ها بخصوص آنهایی که حلقه برگ دارند، برگهای خود را افقی نگه می دارند اما غلب با سرهای افتاده گونه های دیگر مخصوصا با شاخه و برگهای وسیع، بركه های خود را به سمت راست متمایل می کنند تصویر در جاییکه گونه هایی با برگ های دراز و باریک اغلب برگ ها را معلق نگه می دارند. هیچ کس به ليليوم بعنوان گونه ای پر برگ نگاه نمی کند آنها اغلب گیاهانی کم حجم هستند اما بعضی از آنها ماهیتی شلوغ دارند که آنها را متمایز می کند چنین گونه هایی ال مارتاگون هستند. برگ ها باریک ال. پوم پونیوم بخاطر برگ های نقره ای با لبه های سیلیت خود مورد توجه هستند بعد از سالها ال سیلیاتوم شناخته شد و جدا از همسایه های خود با برگ های بلند و روی لبه های برگه قرار گرفت بنابراین وقتی به ساقه رویشی جوان نگاه می کنیم به راحتی دیده می شود.

برگ های گونه کاردیوکرنیوم به راحتي از برگ های ليليوم ممتاز می شوند و این خصوصیتی اصلی است که دو نسل را از هم جدا می کند آنها دارای شبکه رگبرگی هستند. و در طول و عرض خود لوله می شوند و دریک گونه رایج گونه C گیگانتیوم (gigantum) است هر چند در دو گونه دیگر، شاخه ای عاری از برگ وجود دارد و تنها حلقه ای در آن ظاهر می شود و در ادامه شاخه برگه های کوچک پیچشی آنها هم وجود دارد.

دم برگ
دور هر گل ایستاده یا آویزان پیچیده شده است. در تنوع زیادش از گونه ای به گونه دیگر و پیوندی به پیوند دیگر، تاثیر ی زیاد بر روی نگرش ما درباره ليليوم می گذارد. بعضی ليليوم ها زیبایی بسیاری دارند و بعضی دیگر کمتر و این خصیصه در ليليوم بستگی به کوتاهی یا بلندی دم برگ، نقطه و زاویه رویشی از ساقه، خمیدگی یا راست بودن و مسیری خطوطی که با حلقه برگ دارند، دارد.

گل ها
گل های ليليوم مثل دیگر قسمت های آن از گونه ای به گونه دیگر متفاوت هستند.
گل ها شبیه واحدهای تولید مثلی هستند و مشخص شده که از سه ارگان تشکل شده اند. کاسبرگ ها بعضی اوقات باریک تر هستند و به این دلیل است که به آن توجه می شود. گلبرگ و کاسبرگ باهم تپال را تشکیل می دهند.

دانه های نوع cordiocrinum گیاه گوشت خوار
در این گونه دانه ها از سایز خودشان لاغرتر هستند واغلب باله دارند. دانه ها به دلیل خشک بودن درون شبکه ای توری قرار ندارند اما دانه های بلند نوک تزی که روی لبه وجود دارد شکل می گیرند این دانه ها راههای بسیار زیادی براي پراکنده شدن دارند و ماهها طول می کشد تا به عمل آیند. از طریق باد این دانه های بزرگ و با له دار گیاه گوشت خوار می توانند بیشتر از دانه ليليوم سفر کنند تا روی زمین بیافتند. در شب یخ می بندد، با نزدیک شدن زمستان زیر برف ها مخفی می شوند و شاید ساقه ها آنها بشکنند اما با آمدن بهار این دانه ها تازه می شوند.

(تکثیر)
در کل تولید ليليوم مشکل نیست، می توان آنها با پیوند زد و یا از طریق دانه کشت داد. قبلا گفته شد که راههای زیادی برای تکثیر ليليوم وجود دارد و طبیعت راه آن را پیدا می کند. در این مقاله هیچ راهی پیشنهاد نشده است اما شاید بضی از فواید آن در هنگام خواندن راهنمایی ها حاصل آید و خود خواننده در عمل متوجه آن شود.

تکثیر با دانه (تولید مثل ليليوم ها)
مهمترین روش تکثیر ليليوم ها از طریق دانه است. از اوایل گروه ليليوم RHS، شاید پنجاه سال قبل، دانه بعنوان متداول ترين رشد ليليوم شناخته شده است برای بسیاری از باغبانان که مشتری خرید انواع پیوندی و پیاز های ليليوم هستند این امر عجیب است اما سالهاست که بعنوان روشی مفید شناخته شده است. در حقیقت در بسیاری از راهها ی حیاتی است.

در روزگاران گذشته ليليوم از زیستگاه طبیعی خود برداشته می شود، با کتشی از دریاها عبور می کرد و در باغ های افراد معقول کاشته می شد. راه حل ارزان آن امروزه راهی استاندارد است. این روش تهیه به یکی از بین رفت. حال دانه ها براي افراد مشتاق به پرورش ليليوم پیشنهاد می شوند .دانه ها بیشتر در دسترس هستند، به آسانی حمل می شوند، اگر محدودیت بین کشورها و جود داشته باشد.

مکشلات و بیماری های گل ليليوم
همانند گونه های دیگر موجودات زنده، گل ليليوم هم بیماریها و آفات مخصوص برخوردار است. بعضی ها بر این باورند که آنها از نوع بیشتری از بیماریها برخوردارند ولی در حقیقت اینطور نیست. ولی باید گفت خدا بعضی از بیماریها و آفات زیاد است در بعضی مواقع آنها را نمی توان کنترل کرد و نمی توان آنها را ریشه کن کرد.

آفات:
همانطور که اطمینان پیاز گل ليليوم را به عنوان غذا مصرف می کند، جای تعجبی ندارد که بعضی از حیوانات نیز آنها را بصورت غذایی مناسب مصرف کنند.
اگر گوزن ها و خرگوش ها در بهار ليليوم های جوان را خواهند خورد. این نوع مشکلات به موقعیت و جای باغچه نیز بستگی دارد و تنها گل ليليوم نیست که مورد آزار و اذیت قرار می گیرد. برای دفاع و مراقبت از گل ليليوم وسیال مربوط به جلوگیری از ورود خرگوشها و گوزن (Rabbit ptoof) و (deer , proof) را می توان از بهترین وسایل نام برد استفاده از وسایل شیمایی و تله گذاری و مشکل را کاملا حل نمی کند.گونه های به طرف مناطقی حرکت می کنند ه خالی از سکنه هستند و آنجا را محیط ی امن برای تهیه غذا خود می پندارند. خرگوشها و اگر به وسیله دیگر حیوانات کنترل شوند خطر جدی برای باغ به حساب می آیند. آنها به پیاز گل ليليوم صدمه وارد می کنند اگر جمعیت آنها به وسیله حیوانات دیگر کنترل نشود، تله گذاری پیشنهاد می شود. سنجاب خاکستری نیز در بعضی از موارد یکی از مشکلات عمده به حساب می آید.

مارها و کرمها
اگرچه بعضی از حیوانات که در بالا اشاره شد می توانند به عنوان مشکل بزرگی در یک زمان یعنی از سال به حساب آورده شوند ولی مارها می توانند به عنوان یک مشکل مداوم در زیر زمین و در بالای زمین به حساب آیند اگر گونه های کرم در زیر زمین شناخته شود و وجود آنها در زیر زمین آشکار گردد می توان گفت که آنها از خطرناک ترین نوع آفات و دشمنان می توانند به شمار بروند. گل ليليوم نبايد در آنجا کاشته شود و باید آن زمین به وسیله metaldehyde آبیاری شود.

شخم زدن مداوم و جلوگیری از رشد علف هرز در طول فصلهای متمادی می تواند روش خوبی برای از بین بردن آفات باشد. برای جلب توجه مارها و کرمها می توان از گونه های معینی از سیب زمینی کمک گرفت، آنها را می توان در زمین کشت کرده سیب زمینی باعث می گردد که تعداد و درجه حشرات در آنجا معین گردد می توان از پیاز گلها به وسیله کاشتن آنها در ماسه نگه داری کرد . و گلدان ها را در آن قرار دارد. اینها وسیله ای برای جلویگری هستند و نمی توان گفت که آنها وسیله بسیار خوب و همیشگی برای جلوگیری ار ورود مارها هستند. کرمها و مارهایی که زیر سطح تغذیه می کنند در همه جا می توان آنها را یافت حتی زیر برگهای مرده و می توان آنها را به وسیله metaldehyde , methiocarb مورد آزار قرار داد.

بهتر است در هنگام استفاده از آنان تغییراتی را در آنجا ایجاد کنید و آنها را پشت سر هم بکار ببرید. مارهها را هم باید مانند کرمها با آن هاه برخورد کرد. علاوه بر موارد ذکر شده هنوز چيزي برای گفتن وجود دارد باید روشهایی که باران می بارد به وسیله یک چراغ قوه در باغچه قدم زد، به وسیله این روش نگهبان در ابتدا کرم ها را پیدا خواهد کرد. کرم ها بصورت زنجیره های تخم مرغ مانند بر روی گودالی دیده می شوند. از بین بردن این تخم مرغ ها و شخم زدن خاک که آنها را در معرض نور و پرندگان قرار می دهد، کار خوب خواهد بود.
پرندگان
گونه های متفاوت پرندگان که به باغچه هها صدمه می زنند به وسیله نوک زدن به آنها قبل از آنکه آنها را باز شوند این یک روش همیشگی نیست بلکه بیشتر در فصل گرما صورت می گیرد.
گونه هاي از ليليوم که از شر دشمنان دسته اول خود مارها نجات یافته اند بیشتر تحت حملات قرار می گیرند. آنها نه تنها باعث ضیف شدن گیاهان می گردد بلکه باعث تغییر شکل برگها و باعث صدمه زدن به برگها می شوند و گیاهی که به دست می آید اصولا قابل دیدن نیست.

اما مهم ترین عامل در انتقال و گسترش بیماریهای ویروسی هستند کنترل اسیدها به صورت مرتب واستفاده از molathion و يا ديگر سیستم ها کار بسیار خوبی است. محلولهایی که برای مبارزه با حشرات و قارچها بکار می روند می توانند وسایل مناسب برای کنترل بیماریهای آنها باشد کنترل کلی aphid ها مانند کنترل مشکلات و آفات ديگر مربوط به گل ليليوم امکان پذیر نیست. جدایی گل ليليوم از باغچه می تواند فاکتور وعامل اساسی در کاهش بیماریهای ویروس باشد- استفاده از بوته ها با برگ ها همیشه سبز می تواند به عنوان جداکننده ای موثر و کار آمد به حساب بیاید بخاطر بسپارید که در همه جا هستند. و باید مرتبا از ليليوم های تازه از خاک در آمده و مراقب برگهای پیر در طول فصل زمستان بود.

سوسکهای گل ليليوم
سوسوک های درخت ليليوم به عنوان یک شکل اساسی در مناطق جنوبی انگلستان در طول سالها وجود داشته اما اخیرا آن به صورت یک شکل درد سر ساز به وجود آمده. هر دو نوع سوسک گل ليليوم چه بصورت بالغ و چه به صورت نابالغ از قسمت بالای گل ليليوم تغذیه می کنند.
(larvae) با حشرات نابالغ که به صورت حشراتی با قوزهایی به رنگ زرد تیره با سرهای سیاه رنگ و اصلا دوست داشتنی به نظر نمی آیند. و آنها در یک پوشش تیره رنگ قرار دارند و وقتی به رشد کامل خود رسیند mm 10 طول دارند.

سوسک های درخت ليليوم به رنگ قرمز روشن هستند و با پاهای سیاه رنگ به طول mm 8
به دلیل اینکه آنها به خوبی دیده می شوند کنترل آنها بسیار آسان است (larvae) ها می توانند به آسانی به وسیله آفت کش های سیستماتیک کشته شوند. وقتی که larvae ها به بلوغ می رسند در زیر سطح خاک در زمستان زندگی می کنند باید توجه شود آن دسته از گل های ليليومی که در مورد هجوم قرار گرفته شوند، در هنگام کشت دوباره هجوم حشرات قرار نگیرند اولین گونه سوسک ها در انگلستان از طریق واردات گل ليليوم به آنجا وارد شد.

Lilythrips
Lily thrips ها تنها به ریشه و پیاز صدمه وارد می کنند. همه نوع بالغ و نابالغ این دسته در ریشه زندگی می کنند گونه های نابالغ آن به رنگ صورتی و بالغ ها بصورت حشرات مشکی درخشان هستند. تغذیه از ریشه باعث می شود که ریشه ضعیف شود و باعث می شود باکتریها و قارچها در آنجا رشد یابند. و در آخر باعث می شود که ریشه از بین بروند. برای کنترل آنها باید آن گل را در در دمای ۴۴ برای مدت یک ساعت قرار دارد و گرد و خاک آن را به وسیله BHC زدود و بعد به وسیله malathien آنها را شستشو داد.

تعداد دیگری از حشرات هستند که به گل های ليليوم صدمه می زنند به leather jackef ها، حشرات نابالغی که در علفزارها بیشتری دیده می شوند ولی در باغچه های جدید هم دیده می شوند و در بستر گلها و مکانهای استرلیزه نشده wire worms گونه نابالغی از click beetle ها به عنوان مشکل و آفتی در زمین های تازه شخم زده به شمار می آیند انواع بعدی حشرات به وسیله سیب زمینی و دیگر ریشه های سبزیجات که در زمین تازه شخم زده کاشته می شود می تواند مورد هجوم قرار بگیرند.
Nematodes
Nematodes ها به دوگروه تقسیم می شوند گروهی که به ریشه صدمه می زنند و گروهی که به برگها صدمه می زنند به آنها eelworm هم گفته می شود آنها حشراتی بسیار نیرومندی هستند که مشکلات بسیاری را برای گلهای ليليوم به وجود می آورند. نوع دوم به وسیله raguing کردن گیاهان از بین می رود در ریشه ها با دادن دمای ۴۴ درجه برای ۴ چهار ساعت ممکن است درمان شوند. اصلی ترین نوع درمان و کنترل ریشه ها با داروی مانند methylbromede می باشد اگر پرورش دهنده گل ليليوم نسبت به ابتلای گل ليليوم شک کند او باید توصیه ها ارزشمند کارشناسان کشاورزی گوش کند.

Bulbmite
در گذشته از Bulbmite به عنوان یک مشکل جدی اسم می بردند ولی حشراتی از طبقه کم اهمیت تر به بسیاری از ریشه ها صدمه زدند. اخیرا در استراليا جایی که در ابتدا به عنوان کم اهمیت ترین پرورش دهنده گل ليليوم به حساب می آمده این نوع حشره به عنوان یکی از مخرب ترین حشرات شناخته شده اگر که محصولات و گلها مورد بازرسی قرار نگیرند این امر هم همچنین ثابت شده که کنترل به وسیله حشره کشها جدید بسیار مشکل خواهد بود mite های بالغ اندازه یک سنجاق سر است.

و به رنگ سفید زرد رنگ و بصورت دسته جمعی و گروهی در بالای ریشه ها قرار می گیرند اما اکنون گزارشهایی به دست آمده که آنها قسمت های بیشتری را مورد هجوم قرار می دهند. ریشه های که مورد تهاجم قرار گرفته اند باید سوخته شود و ما بقی باید در آب گرم قرار بگیرند در گذشته کنترل ها موثر به روش fumgating بر روی سطح با سرعت g 4 در هر لیتر در مدت ۱۲۰ ساعت انجام می گرفته. خاک گیری گیاهان به وسیله سولفور هم پیشنهاد شده است.

توزیع جغرافیایی گونه ها
وقتی که به توزیع جهانی گل ليليوم نگاه می کنیم حقایق جالبی را می توانیم کشف کنیم. احساس ما نسبت به زیبای گلها باعث به وجود آمدن عقاید جالبي راجع به آنها شده روش زندگی گل ليليوم و چگونگی نقش آن در طول میلیونها سال بسیار باعث شگفتن است. در هنگام نگاه توزیع گلها و چگونگی بخش آن در سرتاسر دنیا متوجه داستانی در رابطه با آنها می شویم این موضو تنها به گل ليليوم اختصاص ندارد بلکه می توان آن را به گلهای دیگر نیز مروبط دانست.

بهر حال گل ليليوم برای اهدافی که ما در نظر گرفته ایم خوب هستند البته بهترین است خانواده که گل ليليوم به آن تعلق دارد. تمام سرتا سر زمین را فرا گرفته غیر از قطب ها در تمام قاره های دیده می شود خانواده گل ليليوم به هر حال به نیمکره lilaa شمالی محدود می گردد. شمالی ترین گونه mantagon است در کنار رود khantaulia اگر کمی به طرف شرق پیش برویم شمالی ترین گونه l.dauricum است در درجه جغرافیایی b430N’ و در پایین تر از tungusk قرار دارد.

در اروپا شمالی ترین ایستگاه در b N قرار دارد و گل l. martagon در Eotonia است چوبی ترین نوع گل ليليوم l.heigherrenoe می باشد. درست در منطقه جدا افتاده در کوههای miligiuدر هند جنوبی در درجه گونه جدا افتاده گل ليليوم به طرف شرق phihipnose در luxonشمالی است. اما جنوبی ترین گل ليليوم در منطقه با اهمیت و پیچیده قاره آسیا به نام l.pimulium در نزدیکی تایلند قرار دارد. بعضی از انواع گل ليليوم گستردگی زیادی دارند و بعضی ها فقط در نقاط خاصی قرار دارند اما گونه l. martagon بدون شک از گسترده ترین گونه از طریق اروپا و آسیا تا مشرق و دریاچه Bakal است.

این نوع ليليوم مانند دیگر انواع خود سازگاری اش با دیگر آب و هواهای متفاوت نشان نمی دهد. اگر چه آن دارای تنوع زیادی است اما هویت خود را از دست نداده در فشارهایی که امروزه بر روی ارزیابی ما است بسیار سخت است که ارزیابی کنیم که نتایجی در بر دارد یا که خیر این دسته به سختی به طرف غرب کشیده می شود. شاید انسان مسئولی گسترش آن به طرف شرق است در جایی که گونه های دیگر این گل رد سالیانه گذشته از هم جدا افتاده است. یکی دیگر از انوع martagona که در جزیره ای قرار دارد.

یکی کوچکترین نوع آن L. hansonil است که در ساحل شرق قرار دارد. و علاقه ای به رشد در باغها از خود نشان می دهد. بنابراین دارای سازگاری با محیط هایی در ساختمان است در آن از دنیا جدا افتاده است و در جزیره ای گم شده و نمی تواند با دیگر نقاط دنیا ارتباط برقرار کند، دیگر انواعی که در جزیره وجود دارد شامل l.alexandrae و l.nobillissium است است هر دو در جنوب ژاپن اند.

اولین نوع آن در جزیره ای با ۱۶ کیلومتر خط دريايي است. دومین نوع بر روی خلیج در Ryukya قرار دارد هیچ کدام از این گروع علاقه ای و تمایلی در زندگی از محدوده خود ندارند. ؟ این مسئله توجه کنید همانطور بعضی از گونه ها به وسیله دریا محدود می شوند بعضی از گونه ها از طریق متفاوت محدود می شوند کوهها شاید یکی از مهمترین انواعی باشند که باعث محدودیت می شوند. L. regale عللی بر سازش آن با محیط های متفاوت هیچ راهی پیدا نکردند که در محیط خود خارج شوند و در جاهای دیگر بخش شوند صحرا و موقعیت خشکی از گسترش ليليوم جلوگیری می کند.
در صحرای وسیع رقابت زیاد است. گل ليليوم به وسیله حیوانات خورده می شود و گاهی به وسیله انسان از بین می روند و هیچ راهی برای گونه های ليليوم وجود نخواهد داشت که با گونه پیاز آسیب پذیری که این نوع گیاه دارد بتواند به زندگی خود ادامه دهد بنابراین گل ليليوم با تعداد محدودی به رشد خود ادامه خواهد داد. به توضیح پایین توجه کنید.

تنها در جنگل ممکن است که آنها نجات یابند زیرا تنها آسیبی که جنگلها وارد می شود مربوط است در معرض آتش و بعضي بلایا قرار گرفته ند در مناطقی که درختان در آنجا وجود دارد. در بوته زار به دلیل وجود نور کافی و راهی برای حمایت و مراقبت ازگل ليليوم- بر روی تپه ها در جایی که کشاورزی در آنجا انجام نمی گیرد و تاثیر آن مهم است در سالهایی که ليليوم به عنوان خانواده ای موفق به شمار می آید. امروز در بعضی موارد می توان آن را موفق دانست اما امروزه آن بهتر شناخته شده است. بدون اینکه بسیار درگیر شویم می توانیم تصور کنیم که اولین ليليوم شاید در مرکز آسیای رشد یافته است. در طول سالیان گذشته تعداد آن رشد یافته و در راههای خاص افزایش یافته است اما تغییرات در آب و هوا در طول میلیون ها سال آن را به اطراف سوق داده است گاهی اوقات نزدیک قطب و گاهی اوقات نزدیک استوا، در زمانی که مناسب و آب و هوا مساعد باشد گونه ها گسترش می یابند. اگر ما به اینها نگاهی بیندازیم، قادر خواهیم استرهای متفاوت ليليوم را در جوامع گوناگون ببینیم. مرکز اصلی در چین است با طولی از هیمالیا تا افغانستان در غرب گونه ای از Caucasian می بینیم مشخصی نيست از طرف شمال آمده اند یا از طرف جنوب آورده شده اند

خلاصه ای از تاریخچه گونه های پیوندی
برای بسیاری از باغبانان رشد ليليوم های پیوندی از اهیمت خاصی برخوردار است. اینها جایی است که باید در آنجا مراقبت و مواظبت انجام بگیرد تا به موفقیت در این زمینه دست یابیم. و زیبایی گلها در تمام فصول به نمایش گذاشته شده اند. در آنها ممکن با مراقبت به بالاترین سطح کشت با کمترین حالت شخم زدن و در کوتاه هترین زمان ممکن است به این حالت دست یابیم این امکان در هر جا که ليليوم وجود دارد امکان پذیر است و آن را می توان عامل مهمی در رشد ليليوم دانست.

کار رشد گونه های پیوندی پدیده ای طبیعی و جدیدی است یعنی از سال ۱۹۵۰ گونه های پیوندی بصورت جدی کشت شده اند افراد ارزش بسیاری برای گونه های قائل شده اند، این تنها به گل ليليوم اختصاص ندارد اما در مجله ليليوم های جهان که در سال ۱۹۵۰ انتشار یافت بعضی از حقایق در این مورد روشن شد. اگر چه نتایج پیوندی بندرت خوب بوده است اما tetaceum L. یک استثنا است . ما در اینجا به یاد شما می آوریم که از زمان ليليوم پیوندی در قرن نوزدهم چه اتفاقی افتاده است. شاید این کار اولین و غیر معمول ترین عملی باشد که آنها انجام داده اند. این موضوع در امتداد مورد توجه ژاپنی ها قرار گرفت. اولین نوع پیوندی این گونه در ابتدا از طریق طبیعی کشت شده سپس ژاپنی ها با ترکیب L.dauricm و L. maculatum

گونه جدیدی را به وجود آورند که به ليليوم شباهت نداشت این ليليوم با نام L.elegumns معرفی شد. اصل testaceum ناشناخته است بدون شک اسم آن را بخاطر رنگش انتخاب کرده اند بعد از قرن نوزدهم پیوند بین L.candidum و L.chalcedonivum ليليوم مشابهی را به وجود آورد. پیوند L.testuceum با chalcedonium ليليوم قرمز رنگی با بوی بسیار مطبوع و به نام L.veerensil را به وجود آورد. گروه بعدی L. hollandicum که اصل آن نامعلوم است به نطر می رسد که پیوند بین L. bulbifurm و croceum و L. eleganse است. Wallace آنها را بخوبی می شناسند. آنها از دانه هایی به وجود آمده اند بیشتر آنها به حدود اواسط قرن بر می گردد.

درحالیکه که Wallace یادادشت هایش را در مورد گل ليليوم بازنویسی می کرد Francis نسبت به اولین گونه های پیوندی مربوط به شرق علاقه نشان داد و آن را با نام افسانه L.parkmanni معرفی کرد L.speciruml از گروه L.auratum گرده افشانی می شود. این چیزی بود که ژاپنی ها زودتر انجام دادند. اگر چه که آنها کم شانس نبودند اما چنین چیزهایی بیشتر مربوط به سلیقه و مد است. اولین نوع گل در ۱۸۶۹ وجود داشته parkuma سرمایه اش داد و به وحدود ۵۰ تا رساند و آنها را به انگلستان حمل کرد. زمانی که آنها را به دید عموم گذاشت باعث هیجان بسیاری شد و اوراق شناسایی جزء آنها صادر شد و به عنوان برگی از تاریخ قرار گرفت حقیقتا این کشف بسیار مهمی بود. محققان بعد توجهشان بیشتر به سمت morthogliجلب شد.

Ran tubergen در هلند L. martagor را با L.hansonil ترکیب کرد و گیاه جوان L.marhan را به وجود آورد بعد از این بسیاری از این روش به دست آمدند. آن به سال ۱۸۸۸۶ بر می گردد Badenدر انگلستان تلفیقی از morthgon سیاه با L.hansonii به وجود آورد و نوع L.dalhansouli پر آوازه را به وجود آورد. نه خیلی دور کسی در Sutton connet گروهی از انواع پیوندی را به وجود آورد که اسم آن هنوز معروف است به عنوان گروه آنها دو رگه های پیوندی Backhouse نامیده شدند. در طول سالها ۱۹۸۰ بسیاری از ليليوم های کالیفرنیایی به انگلستان آورده شوند و در سال L.earadlium wareof tottenham 1992 را با L. paryl ترکیب کرد.

بدون شک Fiances آنها را تلفیق کرده و اثر موفقی را به وجود آورد. دورگه پیوندی مشابهی به وسیله wall van tubergen به وجود آمده و اسم خانوادگی L. burbarkil به این داده شده Amosperry تحقیقاتش را در این زمینه ادامه دارد و با ليليوم های آمریکای غربی شروع کرد ولی گروه کمی از آنها تاثیر یافتند از گروههای پیوندی Bellingham به وجود آمدند که به وسیله بخش کشاورزی آمریکا به وجود آمده بود در حقیقت این کار به وسیله Kessler| انجام گرفت که L.huboldtbi را با L.pardalium ترکیب کرد و از آن ۵۰۰۰ جوانه گیاه به وجود آوردند. یکی از انواع مرغوب دو رگه آمریکای غربی shuksan است جای تعجب است که چقدر از کارهای مروبط به پرورش دورگه های معمول به سال ۹۰ بر می گردد آن گونه در آن زمان افزایش نیافت شاید به دلیل بیماریهای و آن و زمان بود. نوع دورگه ای L. kewerse که پدر و مادر آن L.henryi و L.leucathrm بودند . گلهایی به رنگ زرد بود. مهم تراز گل ليليوم حقیقی بود که این در مورد دو رگه های پیوندی باعث شد به ذهن خطور کند.

L.sargentiael بود که به وسیله L.heryc باردار شده بود. آن دو گل در سال ۱۹۲۵ به وجود آمدند که سه سال بعد به گل نشت والان به نام اسم پرآوازه L.aurelanese نامیده می شود و بعد آن دچار بیماری شد. L.sepecrosum debras را با L. henryi ترکیب کرده و نوع قوی و شاداب ولی گونه ای که نمی تواند دانه ای را تولید کند به نام L. Black Beaty تولید کرد شاید زماني برسد که کسی بتواند گونه ای از این نوع که بتواند تولید دانه کند را به وجود آورد. جالب تر از همه پیوند بین ليليوم آسیای شرقی با ليليوم trumpt است. پیوند آنها کار آسانی نبود. قبل از تمام کردن بحث در مورد L.hemryi نوع دیگر پیوند را باید به ان اشاره کرد که مربوط به آقای Barny در سال ۱۹۳۹ است که گل L.sulphurem را با Tigrinum L.

ترکیب کرد این ليليوم T.AHvaemeye نام گرفت تمام موضوعات به مرزهای مربوط به علم مربوط می باشد با از بین بردن مرزها می توان تصورات را در ذهن خراب کرد این کار نیاز به صبر و کار بسیار دارد. Chartes در مورد تلفیق L.candidum با L.monadelphu فکر کرد و اولین نتایج موفقیت آمیزش را در سال ۱۹۶۹ گرفت. آن کشف بسیار مهمی بود سپس از آن تلفیقات بسیاری را به وجود آورد، در ابتدا دست نیافتنی به نظر می رسید اما در اولین تلاش این امر دست نیافتنی به نظر می رسد. Cooper در باغ سلطنتی Botanen گیاه دورگه L.croceum L.monadelphun در طول سالهای ۱۹۴۰ به وجود آورد اختصاص داد در آن زمان کنفرانسی مربوط به گیاهان دورگه ليليوم و تشکیل دهنده آنها ترتیب داد در این احتمال وجود دارد که پژوهش کسانی که ليليوم پیوند می زنند به تولید چند نمونه عالی و میزان زیادی نمونه ی در هم و بر هم بیانجامد که بیشتر به درد باغچه خانه ها مي‌‌خورند تا نمونه هایی که بتوان از آنها استفاده کرد تصور این امر غیر ممکن است زیرا هنور استعدادهای ناشناخته فراوانی در خانواده ليليوم ها وجود دارد در تمام این متن از نظرات خانم برکنل استفاده کردیم مخصوصا در پاراگراف آخر از تجربه های شخصی اش بهره بردیم یک متخصص پیوند که می تواند از ليليوم فرم هندی ماده خوبی و عالی به دست آورد که بتوان از آن برای باعچه ها و ترکیبات خوب استفاده کرد.

یکی دیگر از مزایایی ليليوم این است که دانه ليليوم ویروس بیماری های والدینش را حمل نمی کند بنابراین از هر دانه ی سبزیک ليليوم سالم به دنیا می آید. دانه هاي ليليوم بطور مصنوعی تولید شوند و این از عیوب آن است، اما هر دانه ی ليليوم یک ليليوم جدید تولید می کند. هر گاه بخواهیم کیفتیی ویژه یا هیبریدی واحد برای تکثیر گیاهی داشته باشیم می توانیم از دانه ليليوم استفاده کنیم و هر پیاز بالغ معمولا و نه همیشه، از راه های دیگر سریع تر تولید می شود تا از طریق دانه چون ليليوم ها در نیمکره شمالی و مناطق آب و هوایی مختلف یافت می شوند خصوصیات مختلفی دارا هستند. مهمترین آن ها که مربوط به بحث ما نیز هست دو نمونه ی مختلف رویش است یکی هیپوجیل دیگری اپیحبل و دانه یک نژاد خاص که خصوصیات فقط یکی از این دو نوع را داراست در رویش از نوع هیپوجیل، لپه که در انتهای آن یک پیاز کوچک با یک ریشه در حال مشکل وجود دارد،

زیر زمین باقی می ماند. در برخی نژادها لپه ممکن ست یک سانتی متر یا بیشتر باشد و پیاز با فاصله از دانه رشد کند، اما در نژادهای کمی هم لپه آن قدر کوچک است که ممکن است به نظر برسد پیاز در داخل دانه ای شکافته و محدب در حال رشد است. اولین برگی که در رویش هیپوجیل روی زمین دیده می شود برگ واقعی است در رویش از نوع اپيجيل لپه روی سحط خاک آمده در حالیکه دانه هنوز به نوک آن چسبیده است در این مرحله پیاز به اندازه کافی نرسیده و اولین برگ واقعی در مرحله ی بعدی روی خاک ظاهر خواهند شد.

که این رشد برگ با افزایش اندازه ی پیاز و طول ریشه همراه خواهد بود. در این دو گونه ی رویش زمان نقش مهمی را چه در زندگی وحشی و چه در رشد در خانه ایفا می کند. رویش به دو شیوه ی مستقیم و غیر مستقیم توضیح داده می شود. وقتی گرما رطوبت هوا و نور کافی فراهم باشد دانه جوانه زده و تمام مراحل بالا را طی می کند به این روش، روش مستقیم و فوری می گویند.در روش تاخیری وریش به طور طبیعی انجام گرفته ولی بعد از یک مرحله ی مشخصی از پیشرفت بقیه ی مراحل رشد تافصلی مشخص پنهانی در زیر خاک صورت می گیرد این زمان مشخص معمولا زمانی است که فصل سرما گذشته است و بعد از آن مراحل رویش از سر گرفته می شود.

این زمان را به عنوان دوره ای قبل از آغاز رویش و هم به عنوان جلوگیری از رویش در پاییز شناخته اند رویش مستقیم ونوری و معمولا با اپيجيل در ارتباط است دانه در دوره ی شرایط بد نهفته است ولی با آمدن بهار فعالیت خود را از سر گرفته، برگ ها روی خاک ظاهر شده و رشد تا زمانی که شرایط اجازه بدهند ادامه پیدا می کند در روش رویش تاخیری یا غیر مستقیم هم این خصوصیات صادق است، ولی باید به دانه این اجازه را بدهیم که در زمان طبیعی کاشته شود و این زمان مناسب پاییز است زمانی که شرایط برای رویش مناسب است، اما دوره ی زمانی برای پیازهای کوچک برای به بلوغ رسیدن در پایان زمستان بسیار کوتاه است در مورد lilium ponpolium رویش در شرایط خنک صورت می گیرد. در آب و هوای مدیترانه ای دانه در اواخر تابستان کاشته شده و در هنگام رشد منتظر باران های زمستانی می ماند. مراحل رشد را در تابستان طی کرده و رشد خود را تا زمانی ادامه می دهد که شرایط تابستانی این اجازه را به آن می دهد. روش تاخیری با رویش هیپوجیل در ارتباط است.

در این روش هم رویش در بهار شکل می گیرد ولی تمام مراحل شکل گیری پیاز زیر زمین صورت می گیرد در این مرحله که بدون کمک فتوسنتز صورت می گیرد در برابر زمستان مقاومت کرده تا مراحل رشد روی سطح زمین آغاز شود. این روشی است که ليليوم های مارتاگون پراکنده شدن خود را آغاز می کنند. این استثنای مهم وجود ندارد. مرحله ی بنیادی در این روش آن است که بعد از رسیدن دانه، دانه در شرایط مرطوب و خنک قرار می گیرد جایی که خیلی سریع و در زمان اندک شروع به رشد کرده طوریکه در یک دقیقه پیاز شکل می گیرد این کار دو تا سه ماه زمان برده و تا زمانی ادامه پیدا می کند که زمستان حاکم شود و بر اساس موقعیت رویشی تا آمدن بهار صورت نمی گیرد. حتی زیر برف ممکن است شرایط معقولی باشد یا وقتی ليليوم ها در نزدیکی دریا رشد می کنند زمستان تقریبا معتدلی را تجربه می کنند. در این شرایط رشد کمی صورت گرفته و اولین برگ با دامه هوای متعدل و آب شدن برف ظاهر می شود.

ساحل آرام بستر مناسبی را برای رشد ليليوم ها در امتداد کلمبيا تا مرز مكزيك فراهم می کند و حدود ۲۰ درجه از عرض جغرافیایی را پوشش می دهد بر خلاف آب و هوای دریایی این ناحیه گونه های مختلف گیاهی در این ناحیه می رویند.

صخره های ساحلی، دامنه های ساحلی و سریاناوادا همگی بستر مناسبی برای رویشی گونه های مختلف گیاهی فراهم می کنند .بیشترین انحراف از ا ین رویش (گونه غربی) در ليليوم هایی که از انتهای غربی دامنه می آیند قابل رویت است . برای مثال، گونه ی Lparqi اگر به موقع کاشته شود در بهار رشد می کند، در حالیکه دانه ی بیشتر ليليوم های غربی آمریکا تا پاییز به صورت نهفته رشد کرده و زودتر از آن رشد نمی کنند ليليوم های جنوبی احتمالا در مرحله ی جابه جایی محدودیت های شمالی خود را که در مهاجرت اولیه خود از آسیای مشالی کسب کرده اند، از دست می دهند.

رویش cadiocrinums
ظاهرا بر خلاف این که دانه های cardiocrinums درست بعد از رسیدن کاشته می شوند، رویش آن ها تا حدود یکسان تاخیر دارد. علائم مشخصه ی نمو اپیجیل دراواخر زمستان یا اوایل بهار در جنوب انگلیس ماه فبریه-قابل رویت است قال ذکر است که قلاب های روی کپسول دانه از رشد سریع دانه جلوگیری کرده و چون در زیستگاه آن ها در طول پاییز باد قوی می وزد رشد گیاه به تاخیر می افتد و این تاخیر در رویش و تولید مجدد دانه تا ۷ سال یا بیش از آن یک عامل طبیعی است.

روش رشد ليليوم به وسیله دانه:
L.martagon و L.pyrenaicum دو گونه ای هستند که وارد بریتانیا شده اند. ممکن است به نظر برسد که این دو گونه بادانه تکثیر یافته اند، هر دو با روش دانه زیست و به میزان لازم تولید شده اند. در برخی از گل خانه های انگلیسی نوع سومی از این گیاه به نام L. sovitsianum به طور وحشی نمو یافته و از دانه های پاشیده شده ی دیگر تولید می شوند . L.regale و چند گونه ی دیگر ليليوم در شرایط مناسب دیگر هم می توانند نمو کنند به طور قطع هیبريد هايي از ليليوم های آمریکای غربی به طور طبیعی از باغچه ی نویسنده ی اين متن روییده است از این مثال به این تصور می رسیم که اولین راه تکثیر دانه به طور وحشی و طبیعی در باغچه یا باغ صورت می گیرد. درست است که این روش موفقیت هایی در پی داشته است ولی به طور کلی نمی توان از آن حمایت و طرفداری کرد زیرا ضایعات زیادی تولید کرده و زمان لازم برای بلوغ پیازها زیاد است.

یک رشو مفید برای کاشت این گیاه این است که دانه های را در ردیف هایی در قسمتی مناسب از باغچه ی سبزیجات خود بکاریم. این گونه از ليليوم ها از جمله L. regak که دامنه های خوبی تولید می کنند را می توان با استفاده از این روش به وفور تولید کرد. مکان مناسبی را در باغچه انتخاب کنید. جاییکه نشا بتواند برای دو فصل رویش باقی بماند. این گیاهان به میزان زیادی آهک را تحمل می کنند و درجاییکه خاک خشک و سست اهک نزده می توان آن ها را کشت کرد. باید گودالی به اندازه ی ۵/۲ سانتی متر حفر کرد واین گودال را باید طوری کند که بتوان دانه ها را نزدیک به هم کاشت. اگر بعد از دو سال دانه های به یکدیگر برخورد کردند مشکلی و ضرری برای آن ها پیش نمی آید و این امر ضرورت کاشت درست را نشان می دهد. برای کاشت و نمو فوری و مستقیم اپيجيل باید دانه ها را در بهار – اواسط آپریل- کاشت. در این زمان همه چیز مساعد و هوا گرم است. برای رشد و نمو با شیوه ی هیپوجیل تاخیری یابد دانه را در اوایل پاییز کاشت، درست همان زمانی که گونه های آمریکای غربی کشت می شوند باید مواظب گیاهان خود باشید و ردیف های باغچه را مرتب نگه داشته و حلزون ها را از باغچه دور نگه دارید.

باید با شته ها به سرعت برخورد کرد و با شیو ه های عادی آن ها را از میان برد. فرض کنید زمین را قبلا به دقت کود داده اید، دیگر نیازی برای افزودن چیز دیگري به جز تقویت کننده کلی کود که نیازی نیست نیتروژن زیادی داشته باشد، نیست که این کارها را باید در آغاز سال دوم انجام داد. در پایان فصل دوم، در حالیکه هوا و خاک هنوز گرم است، پیازهایی که به اندازه کافی بزرگ شده اند اما نه لزوما آن معایبی که آماده گل دادن هستند را باید به محلی جدید منتقل شوند جاییکه محل دائمی آن ها در باغچه است نشاها را زمانی باید از خاک بیرون آورد که مکان جدید آن ها آماده است در این حمل ونقل باید مواظب نشاها بود تا صدمه ای به ریشه ی آن ها وارد نشود شرایط محیط و زمین باز برای بیشتر ليليوم ها مناسب نیست و از زمین باز فقط زمانی استفاده می شود که مقدار مهم است و یا صدمات احتمالی قابل قبول است.

کسانی که باغ دارند روش کنترل شده را ترجیح می دهند دامنه ی وسیعی از ليليوم ها در فصل طولانی رشد می کنند. کاشت بذر این گیاه در بهار مزایایی دارد و اگر در طول تابستان شرایط آب و هوایی و خشکی مناسب باشد تا پاییز به خوبی رشد می کنند بسیاری از گونه ها در مدت طولانی و مشخصی رشد کرده و احتمالا یک مکانیسم درونی این امر را کنترل می کند به همین دلیل است که بعضی از گیاهان سریع می میرند و پژمرده می شوند، بعضی دیر، گروهی خیلی دیر، اما نشاها و پیازهای نابالغ همانند بسیاری دیگر از دسته ها، تمایل دارند تا رشد سریعی را آغاز کرده اگر شرایط مناسب باشد و در پایان از سرعت خود بکاهند، احتمالا د راواسط سال از رشد آن ها کاسته می شود علاوه بر مراقبت های مرسوم در آبیاری و مراقبت های دیگری که برای مبارزه با شته ها بکار می رود،

که به آسانی با حشره کش های سیستماتیک قابل کنترل هستند بیماری قارچ ها دامن گیر باغچه ی شما شده، این خطر مخصوصا در پاییز بیشتر است در نتیجه ی حمله ی قارچ ها و شته ها برگ ها نارس روي زمین می ریزند. Botrytis به وسیله یک قارچ کش سمی قابل کنترل است. ولی برای دیگر مقاصد از یک روش سیستماتیک استفاده می شود. از جمله استفاده از بنوسید برای کنترل پوسیدگی ناشی از fusanum , fusarium برای کشاورز درد سر ساز بوده و باعث حالت تهوع می شود. برای کاهش این مضرات باید از ترکیب کود یا حداقل یکی از موادی که به پیاز یا س دیگری قبلا تزریق نشده استفاده کرد. زهکشی مناسب و