یاتاقان ها

زمستان ۸۷

نيروي اصطكاك علي الرغم فوايدي كه در برخي موارد براي انسان داشته است در مواردي هم بعنوان مانع در سر راه انسان بوده و باعث اتلاف مقدار بسيار زيادي از انرژي مي شود. بطور مثال از حرارت ناشي از سوخت در خودرو ۳۵ درصد از طريق سيستم اگزوز و ۳۳ درصد از طريق آب و ۷ درصد از طريق انتشار در هوا به بيرون از سيستم منتقل مي شود و تنها ۲۵ درصد از كل حرارت توليد شده براي انجام كار مفيد باقي مي ماند كه همه اين هدر رفتن انرژي حرارت ناشي از وجود اصطكاك در بخشهاي مختلف خودرو مي باشد.

در تكيه گاه شفت بروي ديواره ها نيز نيروي اصطكاك بين شفت و ديواره باعث اتلاف انرژي مي گردد. بمنظور كاهش اصطكاك در تكيه گاه شفتهاي دوار از ياتاقانها استفاده مي شود. در يك تعريف كلي به هر تكيه گاهي كه اصطكاك را كاهش دهد ياتاقان مي گويند. در واقع نيروي اصطكاك مزاحم كار تكيه گاهي ياتاقان مي باشد.

يافتن روشهاي مناسب براي غلبه بر اصطكاك از دير باز در سرلوحه كارهاي بشر بوده است. بيشتر افراد از چرخ بعنوان بزرگترين اختراع در طول اعصار ياد مي كنند، در صورتيكه اين چنين نيست. بلكه نوآوري واقعي در قراردادن محور چرخ در ياتاقان (تكيه گاه مدور) شكل گرفت. مداركي دال بر استفاده از سطوح مدور براي كاهش نيروي لازم بمنظور جابجايي اجسام سنگين در زمانهاي قديم وجود دارد. براي مثال مصريان از الوار (تنه درخت) استفاده مي كردند. ياتاقان هايي كه با چرخ ها و محورهاي اوليه به كار مي رفت، از نوع محوري بود كه در آنها محور با لقي اندكي درون سوراخ ياتاقان قرار مي گيرد.

در هر حال اختراع چرخ پديده مهمي بوده است ولي اين ياتاقانها بودند كه باعث چرخش اجسام مي شوند. در ابتدا رومي ها، بلبيرينگ ضد اصطكاك اوليه را در دوران حضرت مسيح (ع) بكار مي بردند. باقيمانده هاي يك كشتي رومي در درياچه «نمي» حكايت از وجود سه نوع اوليه بلبيرينگ يعني كروي، استوانه اي و مخروطي (شيبدار) داشت، هر چند در اين جستجو مورد استفاده آنها نامشخص ماند.

در دوران رنسانس لئوناردوداوينچي يك ياتاقان ضد اصطكاك را طراحي كرد اما قصد وي از ساختن آن همچنان نامعلوم است. با پيشرفت انقلاب صنعتي در قرن هجدهم و بكار گيري نيروي بخار بجاي نيروي باد، استفاده از ياتاقان ها بسيار گسترش يافت. هر چند كه بيشتر آنها از نوع ياتاقان هاي محوري بودند و از نوع ياتاقان هاي ضد اصطكاك كمتر استفاده مي شد.
در قرن هجدهم يكي از مشكلات بزرگي كه مانع سفرهاي دور و دراز مي شد «طول جغرافيايي» بود. بعلت عدم توانايي در اندازه گيري طول جغرافيايي هنگاميكه دريانوردان از خشكي به حدي دور مي شدندكه قادر به ديدن آن نبودند، به احتمال زياد گم مي شدند. جان هريسون اين مشكل را بكمك يك ساعت دريانوردي، كه «كرنومتر» ناميده مي شد، حل كرد. در

يكي از نمونه هاي اوليه آن يك بلبرينگ محصور بكار رفته بود. در ادامه براي كوچكتر كردن كرنومتر اين نوع اوليه بلبيرينگ هاي ضد اصطكاك را با ياتاقان هاي محوري خيلي ريز ساخته شده از جواهرات عوض كرد. بطور كلي مي توان گفت صنعت ساخت ياتاقان هاي ضد اصطكاك (ياتاقانهايي شامل عناصري كه داراي حركت دوراني هستند) از دهه هشتاد قرن نوزدهم (۱۸۹۰-۱۸۸۰) شروع شد. وقتي كه فردريش فيشر در آلمان راهي براي ساخت و توليد توپهاي كروي، به تعداد زياد و بصورت اقتصادي و مقرون به صرفه پيدا كرد، در قرن نوزدهم راه آهن، وسايل الكترونيكي، تلگراف، نيروي برق، تلفن و دوچرخه هم پديد آمدند.

در بيشتر موارد، يك پيشرفت در توليد، كليد موفقيتي براي ساخت محصولات بهتر خواهد بود. بلبيرينگها ابتدا در دوچرخه ها بكار مي رفت و با روي كار آمدن صنايع خودرو سازي كه در اوايل قرن بيستم به وجود آمد، صنعت ساخت بلبيرينگ نيز به صنعت پيشرفته اي تبديل شد.
در همين سالها صنعت خودروسازي به سرعت گسترش يافت. بطور مثال پلاك گذاري وسايل نقليه در ايالات متحده از حدود يك هزار دستگاه در سال ۱۸۹۸ به ده هزار دستگاه در سال ۱۹۰۰ رسيد و در سال ۱۹۰۶ بيش از صدهزار خودرو شماره گذاري شد.

اين رقم هنگامي كه هنري فورد در سال ۱۹۱۳ تحولي در صنعت خودرو سازي ايجاد كرد به بيش از يك ميليون در سال رسيد. او با ايجاد خط توليد و ابداع قطعات تعويض پذير باعث شد كه خودرو براي افراد معمولي نيز قابل خريد باشد و تا سال ۱۹۲۲ ده ميليون خودرو در ايالات متحده نمره گذاري شود.
امروزه تعداد اتومبيل هاي جهان در حدود ۸۰۰ ميليون دستگاه تخمين زده مي شود. صنايع خودرو ساي نياز به جاده هاي بهتر و ابزار مناسبتر دارند و اين يك چرخه بي انتها براي رشد و اشتغال زايي است. همچنين فورد با بكارگيري صنعت خودرو سازي در كشاورزي باعث ابداع تراكتور فوردسان شد.

در شروع قرن بيستم يك كشاورز آمريكايي غذاي ۲/۵ نفر را تامين مي كرد، در صورتيكه امروزه هر كشاورز آمريكايي براي بيش از ۱۰۰ آمريكايي و ۳۲ نفر در كشورهاي ديگر غذا توليد مي كند. اين انقلاب باعث آزادي عمل بقيه جمعيت مي شود تا پيگير پيشرفت هاي فكري، فرهنگي و اجتماعي شوند و از آ‹ مي توان به عنوان چيزي ياد كرد كه باعث بوجود آمدن جوامع نوين شده است. كشاورزي مكانيزه را مانند توليد انبوه مي توان از عواملي دانست كه زمينه را براي ديگر پيشرفتهاي قرن بيستم فراهم آورده اند.
در نيمه اول قرن بيستم لوله هاي خلاء، راديو، هواپيما، نايلون و آنتي بيوتيك ابداع شدند و در نيمه دوم آن انقلابي در وسايل الكترونيكي بوجود آمد كه در حد قابل توجهي توانايي ما را در ارتباطات بالا برد و بازدهي توليد را در صنايع توليدي و خدماتي افزايش داد. در اين قرن سفرهايي هوايي براي گروهي از مردم مقرون به صرفه شد. همچنين انسان بعد از يك دهه كار دشوار در دهه (۱۹۷۰-۱۹۶۰) بر روي سطح ماه گام گذاشت.

فناوري موجود در عصر فضا سبب ايجاد ماهواره هاي ارتباطي، تلفن همراه، اينترنت و انقلاب در صنايع كامپيوتري شد. در سال ۱۹۸۵ يك ابر كامپيوتر IBM سه ميليون دلار قيمت داشت. امروزه يك كامپيوتر خانگي هزار و پانصد دلاري كار همان ابر كامپيوتر را صد برابر سريع تر انجام مي دهد. مواد مركب پيچيده اي نيز توليد شده است و ما قرن بيستم را با شروع تحقيقات ژنتيكي به پايان رسانديم كه زمينه را براي گامهاي بلندي در زمينه علوم پزشكي فراهم كرده است.

در اين ميان سرعت تغييرات در حد قابل توجهي چشمگير بوده است. پنج هزار سال طول كشيد تا اختراع يك چرخ ساده به ابداع راه آهن برسيم ولي در يك دوره ۶۶ ساله (معادل عمر انسان) ما از پرواز اولين انسان به اولين قدم انسان بر روي سطح ماه رسيديم.
در قرن اخير نه تنها فن آوري ياتاقان هاي ضد اصطكاكي بهبود يافته و نقش مهمي در جابجايي مطلوب مردم بازي مي كنند، بلكه صنعت ياتاقان سازي نيز بطور متقابل از فن آوري هاي جديد سود مي برد. امروزه عملكرد ياتاقانها تحت تاثير دقت هندسي، كيفيت و خصوصيات فولادي استكه براي ساخت آن بكار مي رود. در دهه ۱۹۶۰-۱۹۷۰ محققان دريافتند كه سفرهاي فضايي بدون داشتن علوم پايه اي در مورد وسايل ضد اصطكام در محيط خلا فضا غيرممكن است. در اين باره اي ان. گروبين از موسسه مركز تحقيقات علمي و فناوري مهندسي مكانيك در مسكو با دو نفر انگليسي به نامهاي دي. داوسون از دانشگاه ليدز و جي. آر. هيگينسون از دانشكده علوم دانشگاه نظامي شيرونهام، تئوري روغنكاري الاستورهيدروديناميك را مطرح كردند كه طرز كاري براي ياتاقان ها و چرخ دنده ها ارائه مي داد. همانطور كه نام اين تئوري نشان مي دهد با در نظر گرفتن تغيير شكل قطعات پلاستيكي در تماس، مي توان به ضرورت وجود لايه ضخيم تري از روان كننده بين قطعات متحرك پي برد. از سوي ديگر تنش بسيار زيادي كه در سطح تماس به وجود مي آيد باعث مي شود كه روان كننده (يا روغن) به يك شبه جامد، كه از نظر غلظت و چگالي به آسفالت مي ماند، تبديل شود. در نتيجه مانع تماس فلز با فلز در قسمتهاي متحرك و شيارها و ديواره ها مي شود.
پيشرفت در زمينه علوم الكترونيك وسايلي در اختيار صنعت ياتاقان سازي قرار داده است تا اين تئوري ها را بررسي و اصول پايه اي ديناميك ماشين ابزار را درك كرده و در نتيجه بتواند دقت سنگ كاري (سمباده زني) را افزايش دهد.
همچنين تجهيزات فراصوتي را پيشرفت دهند تا به اين وسيله بتوانند كيفيت و خصوصيات فولاد را بهبود بخشند. در اويل دهه ۱۹۸۰-۱۹۷۰ شركت اينتل يك ريز پردازنده اختراع كرد و در نتيجه دقيق و مداوم ماشين ابزار و فرآيند توليد فولاد بطور كامل اقتصادي شد. نتيجه نهايي اين است كه در طول ۲۰ سال گذشته ياتاقانهايي با قطر داخلي كمتر از ۱۰۰ ميلي متر طول عمرشان ۱۰ برابر شده و ياتاقانهايي با قطر داخلي بيش از ۲۰۰ ميليمتر عمرشان ۲۰ برابر شده است. در مقابل، دقت زياد ابزار مكانيكي، توليد قطعات خيلي كوچك تر و ظريف تر از وسايل الكترونيكي را ميسر كرده است.
به هر حال ياتاقانها، فقط يكي از قسمت هاي سامانه هاي مكانيكي به كار رفته در جعبه دنده و محورهاي انتقال قدرت هستند. طراحي و انتخاب چرخ دنده نياز به بررسي دقيق تري دارد. چون نه تنها در معرض شكست تماسي (در اثر تماسي دو لبه) قرار دارند بلكه در معرض شكست خمشي و سايش نيز قرار دارند. در طراحي جعبه دنده ها و محورهاي انتقال قدرت بايد تمام سامانه را با هم در نظر گرفت.
طراحي و انتخاب دقيق ياتاقان ها، چرخ دنده ها، روان كننده ها و گردگير پوسته نيز براي موفقيت طرح، لازم و ضروري است.
در ۲۰ سال گذشته با تركيب آخرين روش هاي طراحي كامپيوتري و نتيجه به دست آمده از پيشرفت بلبيرينگها و عملكرد چرخ دنده ها، انتقال قدرت به حدي ارتقاء پيدا كرده است كه با استفاده از همان فضاي قبلي مي توانيم تا ۳ برابر توان را انتقال دهيم.
از هنري تيمكن، مخترع رولربيرينگ هاي مخروطي اين جمله نقل شده است: «كسي كه بتواند چيزي بسازد كه اصطكاك را بطور اصولي كاهش دهد به پديده واقعاٌ ارزشمندي دست يافته است.»
بعنوان يك كار مهيج اجتماعي در سال ۱۹۳۰ در شيكاگو، سه زن با كفش هاي پاشنه بلند، يك لوكوموتيو ۳۲۳ تني را كه براي شركت تيمكن ساخته شده بود و با بلبيرينگ هاي ساخت همين شركت غلت مي خورد، به زحمت كشيدند.
ياتاقانها:
ياتاقانها تكيگاه اصلي اجزائ چرخنده پمپ بوده ومعيوب شدن آنها ممكن است موقعيت اجزاء چرخشي پمپ را تغيير دهد كه در اين صورت باعث برخورد قطعات ثابت ومتحرك پمپ مي شود معيوب شدن كلي ياتاقانها ممكن است موجب خم شدن محور پمپ شود و در نهايت موجب شكستگي محور شود و در ساير موارد باعث داغ شدن موضعي قطعات پمپ شود .

ياتاقانهاي لغزشي :
اين ياتاقانها براي تكيه نمودن وحفظ كردن اجزاء چرخشي در هر دو جهت شعاعي و محوري بكار مي روند محافظ شعاعي معمولا شامل پوستهاي سيلندر شكل از مواد و ابعاد مناسب مي باشد كه در محفظه صلب نصب وثابت شده اند.محافظ محوري معمولا ريگهاي صلبي است كه در محفظه ياتاقان نسب شده اند و بوشهاي متحريكي را بصورت سفت ومحكم به اجزاءچرخشي سوار شده ، تحمل مي كند گاهي اوقات اين بوشها را بصورت كروييا مخروطي مي سازند تا محافظت محوري و شعاعي را مهيا سازند .
ياتاقانهاي غلتشي :

ياتاقانهاي غلتشي در واقعه شامل دو عدد ريگ يا حلقه و يك سري ساچمه هستند كه بصورت مماس و به اندازهبين حلقه ها قرار گرفته اند ساچمه ها توسط قفسي كه از صفحات موازي برنجي پلاستيكي يا هر ماده مناسب ديگر ساخته شده اند جدا از هم نگه داشته مي شوند
مزاياي ياتاقانهاي لغزشي نسبت به غلتشي :

۱٫ زماني كه محور تحت بارهاي مداوم و ثابت قرار مي گيرد قسمتهاي تحت بار ياتاقان تحت تنش ثابت قرار مي گيرند كه موجب كاهش خطر معيوب شدن در اثر خستگي مي شوند
۲٫ چناچه ياتاقانهاي لغزشي از مواد مناسب ساخته شده باشند قادر خواهند بود در داخل مايع مورد پمپاژ كار نموده و روانكاري و خنك كاري شوند .
۳٫ توسط روانكاري و روغنكاري مناسب در سرعت هاي بالا ياتاقانهاي لغزشي نسبت به ياتاقانهاي غلتشي مي توانند بارهاي بيشتري را تحمل كنند .

بررسي معايب ياتاقانهاي لغزشي نسبت به غلتشي :
۱٫ ضريب اصطكاك انها ۱۰ تا ۱۵ برابر ياتاقانهاي غلتشي است و اين امر موجب اتلاف پر هزينه مي شود
۲٫ غالب ضريب اصطكاك بيشتر دماي روانسازي را تا حدي افزايش مي دهد كه نسب سيستمهاي دقيق وپرهزينه خنك كاري را اجتناب ناپذير مي سازد
بررسي علل خرابي ياتاقانهاي لغزشي

۱٫ روغنكاري نامناسب :اين پديده شامل كيفيت روانساز مورد استفاده و همچنين دفعات تعويض روغن ميباشد
۲٫ خنك كاري نا مناسب روانساز :اين پديده در اثر اشكال در سيستم خنكاري يا قصور اپراتور در باز كردن شير مستقيم مايع خنك كننده قبل از راه اندازي پمپ بوجود مي ايد
۳٫ عدم هم محوري چناچه پمپ جهت تعميير يا نگهداري پياده شود اين اشكال بعد از سوار نمودن آشكار مي شود عدم هم محوري مي تواند در اثر ماندن آلودگي بين پايه ياتاقان و محفظه پمپ ويا با توجه به ناهمواريها در اثر ضربه يا سفت نمودن غير يكسان مهره ها حاصل شود همچنين ممكن است در اثر بار هاي اضافي وارده بر ياتاقانها ،خم شدن محور يا برخورد فلزي بين قطعات ثابتوچرخيدن كه غالبا منجر به سايش زياد و گير پاژ مي شود حاصل گردد. عدم هم محوري، از بيرون خود را توسط حرارت زياد و محفظه ياتاقانآشكار مي سازد

۴٫ پيچهاي شل: منبع ديگر مشكلات كه توسط ياتاقان بوجود مي آيد زماني است كه پيچهاي نگهدارنده پايه ياتاقان بطور يكسان و كافي سفت نشده اند و يا در حين كار پمپ شل شده اند در اين موارد ممكن است ياتاقان انقدر از محور خود جابجا شود كه تمام بار ها برروي رينگهاي پروانه يا آب بند وارد شود
مزاياي عمده ياتاقانهاي غلتشي :

۱٫ هزينه اوليه كم مي باشد
۲٫ آنها ميتوانند بدون مراقبت با پريودهاي طولاني كار كنند
۳٫ انها معمولا نيبت به ياتاقانهاي لغزشي با وظيفه مشابه محفظه هاي كوچكتر و كم هزينه اي لازم دارند
۴٫ بمنظور تعويض سريع مي توان از منابع متنوعي استفاده كرد
۵٫ موجب صرفه جويي انرژي مي شوند .تعويض روانساز بدليل ضريب اصطكاك كم به دفعات بسيار كمتري نسبت به ياتاقانهاي لغزشي انجام مي شود و بيشتر ياتاقانهايغلتشي توسط روانكار داخلي با درپوش آببند تهيه شده كه براي عمر كاري انها كافي است .

معايب ياتاقانها غلتشي :
۱٫ حلقه و تمام اجزائ چرخشي در معرض تنشهاي متناوب و سريع مي باشند كه باعث عيب ناشي از خستگي مي شود .
۲٫ بسياري از ياتاقانهاي لغزشي هنگام منتاژ و دمنتاژ نيازمند احتياط زياد و مراقبتهاي ويژه اي هستند
۳٫ نيازمند مراقبتهاي ويژهاي از نظر ميزان روانساز مي باشند (نه كم نه زياد )

روانكاري ياتاقانهاي غلتشي:

روانكاري نا مناسب باعث مي شود ياتاقانها خيلي سريع فرسوده شوند بطور مثال روانكاري بيش از حد مي تواند باعث كوتاه شدن عمر ياتاقان گردد.روانكاري بيش از حد سبب داغ شدن ياتاقانها مي گردد و در نتيجه ميزان اكسيد اسيون روانساز افزايش پيدا مي كند و اين پديده موجب معيوب شدن زودرس ياتاقانها مي شود .
یاتاقان به دو نیم‌دایره از جنس بوبیت گفته می‌شود که درموتور خودروها نصب می‌شود.
یاتاقان در جایی که دسته ی پیستون ها بر روی میل لنگ نصب می‌شود قرار دارد.
انواع یاتاقان در صنعت:

یاتاقان ساچمه‌ای (Ball bearing)
ياتاقان کف‎گرد (Thrust Bearing)
یاتاقان هادی (Guide Bearing)

مزاياي ياتافانهاي لغزشي نسبت به غلتشي :
۱٫ زماني كه محور تحت بارهاي مداوم و ثابت قرار مي گيرد قسمتهاي تحت بار ياتاقان تحت تنش ثابت قرار مي گيرند كه موجب كاهش خطر معيوب شدن در اثر خستگي مي شوند
۲٫ چناچه ياتاقانهاي لغزشي از مواد مناسب ساخته شده باشند قادر خواهند بود در داخل مايع مورد پمپاژ كار نموده و روانكاري و خنك كاري شوند .
۳٫ توسط روانكاري و روغنكاري مناسب در سرعت هاي بالا ياتاقانهاي لغزشي نسبت به ياتاقانهاي غلتشي مي توانند بارهاي بيشتري را تحمل كنند .
بررسي معايب ياتاقانهاي لغزشي نسبت به غلتشي :

۱٫ ضريب اصطكاك انها ۱۰ تا ۱۵ برابر ياتاقانهاي غلتشي است و اين امر موجب اتلاف پر هزينه مي شود
۲٫ غالب ضريب اصطكاك بيشتر دماي روانسازي را تا حدي افزايش مي دهد كه نسب سيستمهاي دقيق وپرهزينه خنك كاري را اجتناب ناپذير مي سازد
بررسي علل خرابي ياتاقانهاي لغزشي :

۱٫ روغنكاري نامناسب :اين پديده شامل كيفيت روانساز مورد استفاده و همچنين دفعات تعويض روغن ميباشد
۲٫ خنك كاري نا مناسب روانساز :اين پديده در اثر اشكال در سيستم خنكاري يا قصور اپراتور در باز كردن شير مستقيم مايع خنك كننده قبل از راه اندازي پمپ بوجود مي ايد
۳٫ عدم هم محوري چناچه پمپ جهت تعميير يا نگهداري پياده شود اين اشكال بعد از سوار نمودن آشكار مي شود عدم هم محوري مي تواند در اثر ماندن آلودگي بين پايه ياتاقان و محفظه پمپ ويا با توجه به ناهمواريها در اثر ضربه يا سفت نمودن غير يكسان مهره ها حاصل شود همچنين ممكن است در اثر بار هاي اضافي وارده بر ياتاقانها ،خم شدن محور يا برخورد فلزي بين قطعات ثابتوچرخيدن كه غالبا منجر به سايش زياد و گير پاژ مي شود حاصل گردد. عدم هم محوري، از بيرون خود را توسط حرارت زياد و محفظه ياتاقانآشكار مي سازد

۴٫ پيچهاي شل: منبع ديگر مشكلات كه توسط ياتاقان بوجود مي آيد زماني است كه پيچهاي نگهدارنده پايه ياتاقان بطور يكسان و كافي سفت نشده اند و يا در حين كار پمپ شل شده اند در اين موارد ممكن است ياتاقان انقدر از محور خود جابجا شود كه تمام بار ها برروي رينگهاي پروانه يا آب بند وارد شود
مزاياي عمده ياتاقانهاي غلتشي :
۱٫ هزينه اوليه كم مي باشد

۲٫ آنها ميتوانند بدون مراقبت با پريودهاي طولاني كار كنند
۳٫ انها معمولا نيبت به ياتاقانهاي لغزشي با وظيفه مشابه محفظه هاي كوچكتر و كم هزينه اي لازم دارند
۴٫ بمنظور تعويض سريع مي توان از منابع متنوعي استفاده كرد
۵٫ موجب صرفه جويي انرژي مي شوند .تعويض روانساز بدليل ضريب اصطكاك كم به دفعات بسيار كمتري نسبت به ياتاقانهاي لغزشي انجام مي شود و بيشتر ياتاقانهايغلتشي توسط روانكار داخلي با درپوش آببند تهيه شده كه براي عمر كاري انها كافي است .

 

معايب ياتاقانها غلتشي :
۱٫ حلقه و تمام اجزائ چرخشي در معرض تنشهاي متناوب و سريع مي باشند كه باعث عيب ناشي از خستگي مي شود .
۲٫ بسياري از ياتاقانهاي لغزشي هنگام منتاژ و دمنتاژ نيازمند احتياط زياد و مراقبتهاي ويژه اي هستند
۳٫ نيازمند مراقبتهاي ويژهاي از نظر ميزان روانساز مي باشند (نه كم نه زياد )
روانكاري ياتاقانهاي غلتشي:

روانكاري نا مناسب باعث مي شود ياتاقانها خيلي سريع فرسوده شوند بطور مثال روانكاري بيش از حد مي تواند باعث كوتاه شدن عمر ياتاقان گردد.روانكاري بيش از حد سبب داغ شدن ياتاقانها مي گردد و در نتيجه ميزان اكسيد اسيون روانساز افزايش پيدا مي كند و اين پديده موجب معيوب شدن زودرس ياتاقانها مي شود .
معايب ناشي از روغنكاري نامناسب خود را به چند روش نشان ميدهد :
۱٫ نبود روانساز در محفظه ياتاقانها

۲٫ وجود آب در روانسازو محفظه ياتاقانها
۳٫ تغيير جلاي حلقه ساچمه ها
۴٫ پريدگي بر روي شيارها و ساچمه ها
۵٫ خراشهاي موئين بر روي حلقه ها
۶٫ و حرارت ايجاد شده در اثر نبود روانساز
براي جلوگيري از اين موارد بسياري از كارخانه هاي سازنده روانكاري با گريس و روغن را توصيه مي كنند.