چکیده

شبکه ها نیاز مبرمی به یک سیستم مدیریت مفید, کارا و کاملا یکپارچه دارند. با توجـه بـه گسـترش شـبکه هـای فعـال و کاربردهای آنها, مدیریت یکپارچه می تواند بسیاری از مشکلات کنونی آنها را همانند توسعه سـرویس رفـع, بهینـه و یـا تسهیل نماید. چارچوبهای مدیریتی کنونی در شبکه های فعال, هرکدام یا دارای پروتکل مدیریتی خاص خـود هسـتند و یا تنها از یک پروتکل مدیریتی استاندارد خاص همانند SNMP استفاده می کنند و نمی توانند تمامی نیازهـای کـاربران مدیریتی را پاسخگو باشند. بنابراین، یک زیرساخت مدیریتی یکپارچه می تواند با استفاده از امکانات شبکه هـای فعـال، خصوصیات بسیاری را هماننـد افـزایش میـزان توسـعه پـذیری، توانـایی غلبـه بـر نـاهمگونی، افـزایش تواناییهـای توسـعه سرویسهای جدید و مدیریت شبکه، افزایش کارایی و سهولت استفاده در شبکه های فعال ایجاد کند.

در این مقاله ابتدا به بررسی خصوصیات مدیریت شبکه فعال خواهیم پرداخت. سپس, راه حلـی را ارائـه خـواهیم داد کـه می تواند مدیریت شبکه های فعال را به صورت کاملا یکپارچـه انجـام دهـد, دیـدگاه واحـد و توانمنـدی را از مـدیریت شبکه فراهم آورد و سرویسهای اولیه و بستری کامـل را بـرای مـدیریت شـبکه هـای فعـال, در سـطحی وسـیع و محیطـی ناهمگون ارائه دهد و در نهایت، خصوصیات معماری پیشنهادی را با روشهای قبلی مقایسه خواهیم نمود.

کلمات کلیدی

مدیریت شبکه, چارچوب مدیریتی, ,CORBA مدیریت شبکه یکپارچه, میان افزار, عاملهای هوشمند.

١- مقدمه

توسعه سریع تکنولوﮊیهای شبکه ای در سالهای اخیر آن را تبدیل به یک محیط پیچیده و ناهمگون ساخته اسـت و بـرای مـدیریت دســتگاهها و سرویسـها در چنــین محیطــی, چارچوبهـای مــدیریتی مختلفــی توسـعه یافتــه انــد کـه هــر کــدام از پروتکلهای مدیریتی متفاوتی استفاده می کنند(همانند CMIP[2] ,SNMP[1] و .(…

شبکه های فعال شبکه هایی هستند که در آنها نودهای میانی دارای تـوان پردازشـی بـوده و مـی تواننـد بـه دلخـواه برنامـه ریزی شوند و یا بسته هایی را که دریافت می کنند که در صورت وجود دستورات مدیریتی در قسمت داده بسته, آنهـا را پردازش و اجرا کنند.[۳] با توجه به توان پردازشی توزیع شـده در شـبکه هـای فعـال, چارچوبهـای مـدیریتی بـه راحتـی می توانند روی نود میانی و یا نزدیک آنها اجرا شـوند. ایـن امـر منجـر بـه ایـن خواهـد شـد کـه محیطهـا و زیرسـاختهای مدیریتی به راحتی بتوانند گسترش و توسعه یابند و سطح وسیعی از شبکه را در اختیار بگیرند. در این حـال, دسـتگاههای مختلفی وجود خواهند داشت که هر کدام ممکن است توسط پروتکل خاصی مدیریت شود و یـا چارچوبهـای مـدیریتی خاصی را داشته باشیم که هر کدام در بخشی از شبکه, در حال اجرا باشند. وجود چنـین نـاهمگونی کـه از افـزایش تـوان توزیع شدگی بوجود می آید نیاز را به مدیریت یکپارچه در این شبکه ها بیشتر می کند. در شبکه های سنتی و غیر فعـال نیز نیاز به مدیریت یکپارچه وجود دارد و کارهایی در این زمینه صورت گرفته است.

برای انجام مدیریت یکپارچه در شبکه های فعال, ابتدا باید به بررسی خصوصیات و ساختار مدیریت شبکه فعال پرداخت و سپس راه حلی را ارائه نمود تا بتواند به صورت کامل و یکپارچه, مدیریت شبکه های فعال را انجام دهـد. از آنجـا کـه شبکه های فعال امکانات و قابلیتهای زیادی را برای چارچوبهای مدیریتی خود فـراهم مـی آورنـد, زیرسـاختی کـه قـرار است عمل مدیریت شبکه را به صورت یکپارچه انجام دهد باید بتواند تمامی نیازهای اعمال و سرویسهای مدیریتی را در شبکه های فعال برآورده کند.

٢- کارهای مشابه و انجام شده

تا کنون کارهای مختلفی در زمینه مدیریت یکپارچه توسعه یافته اند. این کارها اکثرا بـرای یکپارچـه سـازی شـبکه هـای غیر فعال بوده و دیدگاه آنها فراهم آوردن یک پروتکل یکپارچه براساس قابلیتهای پروتکلهای مدیریتی مختلـف اسـت.

در بعضی از آنها نیز از زیرساختهای توزیع شده همانند CORBA[4] برای ایجاد بستری قابل توسعه و انعطاف اسـتفاده گردیده است. در یکی از این کارها که روی شبکه مخابرات انجام گرفته است[۵]، بـا اسـتفاده از پلهـای CORBA بـا

CMIP و SNMP یک رابط مبتنی بر IDL برای توسعه سرویسهای جدید توسعه یافته اسـت و چنـدین تـابع مـدیریتی سیستمی نیز برای برای اعمالی همانند گزارش آلارم، مدیریت تست و غیره و تعدادی سرویس سطح بالا همانند مدیریت آلارم ایجاد گردیده اند. در این کار، هدف از استفاده از CORBA ایجاد پروتکلی یکپارچه مبتنی بر RPC و همچنین استفاده از قابلیتهای CORBA در توسعه و گسترش سرویسهای زمان اجرا بوده است. در این معماری، چون شبکه غیـر فعال در نظر گرفته شده است، در آن امکانات و تسهیلاتی برای توسعه سرویسهای متحرک و سـیار وجـود نـدارد و پایـه توسعه سرویس در این ساختار بر اساس توسعه سرویسهای ایستا می باشد. همچنین واسط استانداردی که برای کاربران و برنامه های کاربردی ایجاد گردیده است، مبتنی بر دیدگاه شبکه غیر فعال است و به صورت دور١ است.

در کار دیگری که برای یکپارچه سازی عمل مدیریت انجام گرفتـه اسـت[۶]، هـدف طراحـی عـاملی اسـت کـه بتوانـد مدیریت یکپارچه را در بین پروتکلهای مختلف مدیریتی انجام دهد. این عامل وظیفه فـراهم آوردن دیـدی یکسـان را از یک شئ مدیریت شده برای کاربر به عهده دارد. این کار روی شبکه های غیر فعال انجام گرفته است و هـیچ دیـدگاهی از قابلیتهای شبکه های فعال ندارد و چون در شبکه های فعال توانایی گسترش و توزیع پردازش وجود دارد، کارایی ایـن عامل در سطح وسیع دچار مشکل خواهد شد.

۱ Remote

٣- مدیریت شبکه فعال

مدیریت در شبکه های فعال در قیاس با مدیریت شـبکه سـنتی دارای مزایـایی اسـت کـه بـا اسـتفاده از توانـایی پـردازش نودهای میانی شبکه فعال بدست می آید که بسیاری از مشکلاتی را که در مـدیریت شـبکه سـنتی داریـم مـی تـوان رفـع نمود, می توان مشکلات را به سرعت ردیابی کرد و به صورت خودکار و بدون نیاز به سرکشـی گـزارش داد و محتـوای اطلاعاتی را که به مراکز مدیریتی بازگشت داده می شوند پردازش و یا فیلتر نمـود و سـپس ارجـاع داد کـه ایـن عمـل از ایجاد ترافیک زیاد در شبکه و زمان پردازش ایستگاههای مدیریتی می کاهد.[۷]