گاه شماري تقويم يهود

فهرست:
گاه شماري تقويم ها
اساس تقويم ها
مبدأهاي مهم تاريخي
گاه شماري تقويم يهود
ايرانيان عالماني بس بزرگ در نجوم و رياضيات

منابع:

www.iraniantaghvim.com

www.irannewspaper.com

www.iranbastan.com

گاه شماري تقويم ها
سال قمری با هجرت پر برکت رسول اکرم (ص) معنا یافت و مبدأ تاریخ اسلام شد. اگر پیامبر (ص) در مکه می ماند چیزی از اسلام باقی نمی ماند، ولی سال قمری که با هجرت پیامبر مکرم اسلام متبرک شده بود، در سال ۶۱ پس از هجرت به خون عزیزان و خاندان رسول اکرم (ص) رنگ شد و از آن پس سال قمری برای مسلمان راستین جز با اندوهی جانکاه آغاز نگشته است؛ تا کی باشد که خونخواه خون “ثارالله” بپا خیزد و جهانی را به عدل بیاراید.

تقويم، آغاز سال نو و برگزاری جشن های مختلف در ميان ملل و جوامع مختلف، برخاسته از زمينه هاي ملي- ديني و نمودي از فرهنگ جوامع خويشند.

اين تقويم ها که به مرور از جنبه های مختلف ملي- دينی در جوامع بشری پيدا شده اند؛ برخی از آنها هنوز در جوامع مختلف به حيات خود ادامه داده و هر روز که سپری می شود بنابر خصوصياتی که دارا هستند بر اعتبار و اهميتشان افزوده می گردد.

اما برخی ديگر از اين تقويم ها به عللی متروک گشته و کمتر شخصی از وجود آنها باخبر است.
اساس تقويم ها
عموماً اساس تقويم ها يا گاهنامه ها بر مبناي چهار مبادي و خصوصيت استوار است كه عبارتند از: نجومي، ارضي، ديني، قومي و ملي.

مبدأهاي مهم تاريخي
ازمبدأهاي مهم تاريخي يا تقويم هايي كه در ميان اكثر اقوام و ملل جهان تا به امروز مطرح بوده اند می توان به تقويم های ذيل اشاره کرد:
تقويم های چينی، مصری، عبری (يهودی)، مسيحی، هندو و اسلامی.

گاه شماري تقويم يهود
چنانچه مشهود است اکثر مبادی تقويم ها و گاه شمارها متکی بر دين است. چنان كه اقوام يهود كه از قديمي ترين اقوام موحد و متدين بشمار می روند، تاريخ خود را بر مبدأ پيدايش بشر بر اساس اخبار تورات به طور اعم و در حالاتي اخص ظهور حضرت موسي(ع) و نزول تورات و صدور «ده فرمان» حساب مي کنند و يا اين كه در عالم مسيحيت، مسيحيان؛ تولد حضرت عيسي مسيح (ع) را مبدأ تاريخ خويش قرار داده اند و در تقويم های شرق آسيا ظهور كنفوسيوس، بودا، برهما و امثال آن براي طرفدارانشان مبدأ تاريخ است.

در ميان اعراب عربستان تا زماني که هجرت، يگانه تاريخ مسلمين شود عام الفيل(۱) عموميت داشت، و اکثر مورخين ولادت حضرت رسول (ص) را به اين تاريخ نوشته اند.

اعراب نيز مانند ساير ملل جهان دوازده ماه را يکسال می گرفتند منتهی اين دوازده ماه قمری بود و گفته می شود که اساس آن منطبق است بر سنت باستاني اعراب و شريعت ابراهيم (ع). تعيين مبدأ تاريخی مسلمين از رحلت رسول اکرم (ص) و زمان خلافت عمر دومين خليفه به طول انجاميد. قبل از اين واقعه، تقويم مسلمين تنظيم نيافته بود و مبدأ و اصول خاصی نداشت، مسلمين گذشت زمان را ماه به ماه حساب می کردند و دوازده که تمام می شد آن را يک سال مي ناميدند و از هجرت به بعد هر سالی را به نام واقعه مهمی که در آن سال اتفاق افتاده بود نام گذاری می کردند.

در زمان خلافت عمر در سال ۱۶ يا ۱۷ هجری؛ عمر مجلسی ترتيب داد تا تقويمی برای حکومت اسلامی تنظيم شود؛ تا با استفاده از آن تاريخ وقايع و حساب بيت المال را نسبت به آن مشخص سازد. در اين جلسه راجع به واقعه فيل و واقعه بعثت و مبنای تقويم ايرانيان بحث شد ولی هيچ يک از آنان مورد تصويب قرار نگرفت تا اينکه حضرت علی (ع) پيشنهاد نمود که هجرت حضرت رسول اکرم (ص) مبدأ تاريخ و تقويم اسلامی قرار گيرد؛ اين پيشنهاد و موضوع آن، بواسطه اين که هجرت سبب گشايش در امر مسلمين و اهداف اسلام شده بود مورد قبول عموم حاضرين قرار گرفت.

بعد از تعيين و تصويب مبدأ برای تاريخ اسلام، تعيين مبدأ و سرآغاز برای سال های اين تقويم نيز مورد شور و مشورت قرار گرفت؛ که بعد از تبادل نظر؛ ماه محرم بنا به خصوصيات خاص خود که اولاً پايان مراسم و سفر حج بود و ثانياً آخر ماه های حرام بود بعنوان اولين ماه سال انتخاب شد. در برخی ديگر از منابع نيز آمده است که چون از عصر ابراهيم (ع) اکثر اقوام عرب به علت فراغت از سفر حج و اعمال آن در ماه ذی الحجه، ماه بعد از آن را که محرم باشد، اولين ماه سال می گرفتند، روی اين اصل با تبعيت از اصول سنتی اعراب ماه محرم را آغاز سال هجری قرار دادند.

اگرچه در اکثر کشورها مراسم خاص سال نو برگزار می شود ولی در اکثر کشورهای عربی اعياد فطر و قربان بعنوان بزرگترين عيد و جشن ملی در نظر گرفته می شوند. و اما شروع سال قمری و ماه محرم برای شيعيان يادآور قيام خونين و هميشه جاويد امام حسين (ع) است. در مذهب تشيع ماه محرم با حادثه عاشورا عجين شده است. حادثه ای که با وجود گذشت قرن های متوالی همچنان متبلور و راه گشای جويندگان حق و حقيقت است.

به هر صورت سال قمري با مبدأ هجرت پيامبر اسلام در ابتدا در جزيره العرب و پس از آن که اعراب مسلمان به کار کشور گشايي روي آوردند در تمام بلاد اسلامي آن زمان گسترش يافت و شيوه گاه شماري ممالک وسيعي از هند تا اسپانيا شد، و در ايران نيز جايگزين سالشمار خورشيدي شد که از ازمنه قديم در ايران رواج داشت؛ گاهشماري قمري در ايران تا ابتداي سلطنت پهلوي يگانه گاه شماري کشور بود تا اينکه توسط رضاخان گاهشماري در ايران به هجري خورشيدي تغيير يافت.

ايرانيان عالماني بس بزرگ در نجوم و رياضيات
درباره فنون در پيش از اسلام، اطلاعات مستقيم چنداني در دست نيست و آنچه در اين زمينه مي‌دانيم غالبا متكي بر آثار باقي مانده‌ي باستاني و گزارشهايي است كه از آثار مكتوب پهلوي به منابع عصر اسلامي راه يافته است.

به هر حال، فعاليتهاي پيشرفته‌ي مهندسي و دريانوردي و محاسبات پيچيده‌ي مالياتي و رصدها و زيجهايي كه از آن عصر مي‌شناسيم همه مستلزم آگاهي زيادي از رياضيات ، و حاكي از رواج اين علوم در ايران و مهارت ايرانيان در آنهاست كه بخش مهمي از آنها به عصر اسلامي منتقل گرديده است.
برخي از مهم‌ترين دست‌آوردهاي ايرانيان در رياضيات عصر اسلامي چنين است:
۱٫نگارش نخستين آثار رياضي دوره‌ي اسلامي در شاخه‌هاي جبر، حساب، هندسه و نيز نگارش آثار مستقل در مثلثات ؛

۲٫ آشنا ساختن مسلمانان و سپس اروپاييان با دستگاه شمار و ارقام هندي كه امروزه رايج است، و نيز به كار بردن اين ارقام در ضمن محاسبات براي نخستين بار؛

۳٫ دسته بندي معادلات درجه سوم و حل هندسي و عددي همه آنها اين معادلات را در حالت كلي نمي‌توان حل كرد)؛

۴٫ پرداختن به برخي مسائل كلاسيك رياضيات از قبيل تربيع دايره، تثليث زاويه، تسبيع و تتسيع دايره (رسم ۷ ضلعي و ۹ ضلعي منظم). مسأله نخست غير قابل حل است و ۳ مساله ديگر را نيز نمي‌توان تنها با استفاده از پرگار و ستاره (يا خط‌كش غير مدرج) حل كرد. حل اين مسائل تنها پس از مباحثات و مكاتبات بسيار ميان چند رياضي دان ايراني در سده ۴ ق ، آن هم با روشهاي ديگري همچون هندسه متحرك و استفاده از مقاطع مخروطي، صورت گرفت،

۵٫ پرداختن به اصل پنجم اقليدس و كوشش براي اثبات آن. اين كار از يونان باستان آغاز شد و تا اواخر سده‌ي ۱۹ م ادامه يافت و اگرچه نتيجه مستقيمي در برنداشت، راه را براي خلق هندسه‌هاي نا اقليدسي هموار كرد. تقريبا تمامي رياضي‌داناني كه در دوره اسلامي در اين باره فعاليت داشتند، ايراني بودند؛

۶٫ محاسبه مقدار سينوس يك درجه و عدد پي (n)با دقتي كه تا مدتها همتايي نيافت؛

۷٫ تهيه نخستين جداول توابع مثلثاتي مختلف و به كار بردن ظل معكوس (معادل تانژانت امروزي) به عنوان يك تابع مثلثاتي مستقل و استفاده منظم از آن؛

۸٫ اختراع، اثبات و به كار بردن شكل (قضيه) مغني (قضيه سينوسها)به جاي شكل قطاع (قضيه منلائوس) در مثلثات مسطحه و كروي و نيز اختراع و اثبات شكل ظلي (قضيه تانژانتها) با كاربردي مشابه؛

۹٫ حل دستگاه معادلات سياله تا درجه نهم و تا ۴ معادله و ۷ مجهول توسط كرجي؛

۱۰٫ پژوهش در ديگر مباحث تئوري اعداد، مانند اثبات قضيه فرما در حالت خاص توسط ماهاني.
نجوم دوره اسلامي هم به ترتيب بر ۳ سنت نجومي ايراني، هندي و يوناني بنياد شده، و تقريبا همة نخستين گروه از منجمان دربار عباسي ايراني ، يا لااقل به شدت متأثر از نجوم ايراني بوده ا ند.

واژهايي چون زيح، هيلاج،كدخدا، جان بختان، جوزهر و حتي هندسه و بسياري ديگر كه در منابع رياضي و نجوم اسلامي وجود دارد و اصلا پهلوي است، نشان از اين تاثير دارد. علاوه بر انتقال مستقيم نجوم ايراني،ايرانيان در ترجمه‌ي آثار و انتقال سنن علمي هندي و يوناني به جهان اسلام نقش عمده داشتند.

از جمله آثار كهن ايراني كه در دوره‌ي اسلامي ميز از آنها بسيار ياد شده است، مي‌توان از زيجهايي موسوم به زيج شاه (يا شهرياران= زيگ شتر و ايار) ياد كرد كه لااقل از وجود دو زيج به اين نام مربوط به عصر انوشيروان و يزدگرد سوم، اطلاع داريم گرچه بعضي از محققان قدمت برخي از اين زيجها را عقب‌تر برده‌اند و برخي از گزارشها نيز مي‌تواند مؤيد اين معني باشد. چنانكه ابومعشر هم از زيجي بسيار كهن كه منشاء زيج شهريار بوده، ياد كرده است. گزارش ابن رسته به وضوح درجه اعتبار زيج شهريار در دوره اسلامي، و استناد همه‌ي منجمان را به آن نشان مي‌دهد. شعاع تأثير زيج شهريار نه فقط شرق اسلامي، بلكه غرب و به ويژه اندلس رانيز در برمي‌گرفت و در كنار سند هند، حتي پس از رواج مجسطي بطلميوس، سخت مورد اعتنا بود.
درباره نجوم بايد گ