چکیده

طراحی معماري و شهرسازي در دنیاي معاصر قدم در راه هاي نوین و تازه اي نهاده است که حضور رایانه و اطلاعات در ظهور این تحولات هنري بر کسی پوشبده نیست. هنرهاي جدیدي که از نگاه برخی از نظریه پردازان معاصر داراي نقاط عطف و مشترك بسیاري در لایه هاي پنهان خویش با هنر و معماري اسلامی است چنانچه سبب گردیده تا در سالهاي اخیرفرم ها و تزئینات معماري اسلامی، به نحوي دیگر مورد توجه جامعه هنرمندان جهان قرار گیرد و محققان بسیاري ترجمه و شبیه سازي این فرمها را به زبان دیجیتال آغاز کنند. پیرو این مباحث، لورا مارکس۲ ، استاد و تئوریسین مطالعات رسانه ،تحولات و پیشرفت هنر نوین را وامدار هنر اسلامی میداند و ریشه هاي آنرا در بیش از ۱۰۰۰ سال گذشته در میان کشور هاي اسلامی جستجو می کند . لذا شناخت این مشترکات که در دنیاي اسلام و رسانه از یک نقطه آغاز و منجر به دریافت راز کل می شود، می تواند سبب ارتقاء اجراي معماري اسلامی که از نظر دکتر پیرنیا از دوره قاجار رو به انحطاط گذارده است گردد و با استفاده از تکنولوژي روز روحی نو در کالبد آن بدمد و از سوي دیگر امکان معنا بخشی به کیفیت معماري دیجیتال را که به نشانه هایی تهی مبدل گردیده، اعتلاء بخشد. در این راستا مقاله حاضر به شناسایی و معرفی این مشترکات و مفاهیم می پردازدو با معرفی ،بررسی و تحلیل این مفاهیم از قبیل وحدت،کثرت، ادراك و … با تکیه بر معماري اسلامی ایرانی می کوشد تا وادي جدیدي جهت بررسی هاي آینده در راستاي ارتقاء و اعتلاء امکان معنا بخشی به کیفیت معماري دیجیتال از یک سو و بازخوانی معماري اسلامی با بهره گیري از تکنولوژي روز از سوي دیگر بگشاید.

واژگان کلیدي:معماري اسلامی،دنیاي معاصر، معماري دیجیتال

-۱دانشجوي مقطع دکتري فلسفه و معماري، دانشگاه هومبلت برلینEmail: Marzieh.Gholami@icloud.com

٢Lura U.Marks –

۲۲۵۲

مقدمه

در میان کل هنرها هیچ کدام به اندازه هنر اسلامی بازنمود فرهنگ و جهانبینی خویش نیست و همچون آینه اي آنرا باز نمی تاباند و بطور ویژه اي محدوده معنوي خویش یعنی جهان ، زندگی و ارتباط میان جزء و کل را به تصویر نمی کشد. در عصر حاضر می توان شعاع هایی از این انعکاس ها را در روابط میان فرهنگ و هنر دیجیتال نیز یافت. پیشرفت تکنولوژي و استفاده از الگوریتم در طراحی هاي امروز، محققان بسیاري را بر آن داشته است تا به هنراسلامی که ارتباطی تگاتنگ با علوم ریاضیات و هندسه دارد توجه کنند، هندسه اي که بنا بر گفته دکتر نصر مسبب شرافت یافتن ماده در عالم هنر می گردد. ( نصر، (۱۹۷۶ هندسه اي که در اکثر طرح ها و صورت ها و نقوش معماري اسلامی به کار رفته است و معماران و مهندسانی چون حنیف کارا۲، آنرا داراي پتانسیل بالایی در جهت بازخوانی و تحقیق در زمینه نقش آفرینی الگوهاي طراحی و سازه اي از منظر زیبایی شناسی و علمی می دانند. این بررسی و تحقیق از نظر وي نباید تنها از صور ظاهري معماري صورت گیرد همانطور که در برخی از کارهاي اخیر هنرمندان شرقی این امر نتایج مصیبت باري را بوجود آورده است. ( کارا،۲۰۰۹، (۷۳ نقوشی که اغلب هنرمندان در آن متوجه نتایج کار بوده اند و تنها از نظر ظاهري آنها را بسط داده و یا بصورت کشسانی بزرگ و کوچک می کنند و به کوشش بی حاصلی می ماند که براي شکافتن اتم به تقلید شکل علائم ریاضی در کتاب هاي فیزیک اکتفا کرده است.( نصر،۸۲،(۱۳۸۹ امروزه این طرح ها در هر جایی بصورت قارچ ظهور می یابند و از معناي اصلی و هدف غایی هنر قدسی دور افتاده اند.

لذا در این راستا پژوهش پیش رو قصد دارد تا با معرفی و تدقیق در برخی از این معانی که داراي اشتراکاتی میان هنر اسلامی و دیجیتال است راهی را بگشاید که سیر رفت و برگشت آن میان نقوش و هنر اسلامی و نقوش و هنر دیجیتال بتواند مسیري روشن وقابل اتکا را در بازخوانی از معماري اسلامی در عصر اطلاعات باز کند .

تفکرات اسلامی و مفاهیم هنر دیجیتال

در حالیکه تصاویر بسیاري در فرهنگ رسانه امروز ( تولیدات هنر دیجیتال ) در اطراف ما هست و ما را با خود همراه می کند و آنچه که میبینیم و میشنویم نتیجه نهایی حجم بالایی از اطلاعات و داده ها است که در مراحل مختلف بوسیله الگوریتم هایی پردازش شده و در حقیقت آنچه که ما درك می کنیم داراي لایه هاي پنهان است باعث شده است که در این روزگار ما بیشتر از گذشته از چشمانمان براي ادراك استفاده می کنیمواین صرفاَ بخاطر نگاه کردن به عکس ها یا تصاویر نیست، بلکه بخاطر خواندن اطلاعات است. بنابر گفته ژیل دلوز ل صفحه نمایش دیگر اشاره به یک حالت انسانی ، یک پنجره یا یک نقاشی ندارد بلکه بیشتر همانند میزي شامل اطلاعات است، صفحه کدري که روي آن داده ها حک شده است. دیگر اطلاعات بجاي طبیعت قرار گرفته اند. ذهن، مانند شهر پر از هیاهویی۳ عمل میکند و چشم سوم به جاي چشم طبیعی نشسته است . ( مغزي که باید مانند ریزوم دیده شود.ل (دلوز،۲۰۰۷، (۲۶۵ تصاویر جدید دیگر پنجره اي نیستند براي آنکه به تماشا بنیشینیم بلکه به دریچه اي براي خواندن مبدل شده اند و کلمات امکان این دسترسی جدید را به دنیاي نامرئی گشوده اند، حال معنایی، تاریخی، اجتماعی یا سیاسی.

همین اتصال میان پیدایی ، خوانایی و ناپیدایی است که در میان هر دو هنر مشترك است. در هر دو هنر مهمترین اتفاق و فعالیت پیش از تصویر ادراکی اتفاق می افتد و تصویري که ما درك می کنیم همچون تزئینات، هندسه، الگو، متن و تصاویر کد

۲ Hanif Kara 3 overloaded

۲۲۵۳

گذاري شده، به علل پنهان در لایه هاي زیرین باز می گردد که در این راستا، به سه مفهوم مشترك میان تفکرات اسلامی و مفاهیم هنر نوین دیجیتال می پردازیم .

۱ -وحدت و کثرت

۲ -انتزاع و تجرد

۳ -ذره گرایی

از وحدت تا کثرت

اسلام با تاکید بر یگانگی لاصلل آنرا سر منشاء تمام هستی و آفرینش می داتد و کثرت را به مثابه انعکاسات بیشمار آن وحدت تلقی می نماید که هم مبدأ و هم غایت کلمه کثرت است و هنر اسلامی به عنوان واسطه اي به مدد صورت هاي ریاضی به ربط کثرت به وحدت می پردازد تا در این ارتباط بر نقطه آغاز ظهور یک حرکت، یک شیء و یا یک اندیشه تاکید کند. نقطه ي پیدایشی که لزوما سببیت خویش را چه در حوزه پیدایش و چه در ذهن ناظر آشکار نمی سازد . (کرایچلو ،۱۳۸۹، (۱۵ بازنمود این حرکت از مبدأ را در مرتبه اي پست تر و نیز بصورت ذره اي خرد که خود منشأ کثرت است، می توان در هنر دیجیتال به عنوان الگویی کوچک از یکتایی جهان بازشناخت که داراي سر آغازي واحد براي شکل گیري است و منجر به کثرت الگوهاي اطلاعاتی می گردد، کثرتی که تنها بخش کوچکی از الگوي پیچیده جهان هستی است. هر دو هنر ظهوري از عنصري واحد در مراتبی کاملا متفاوت هستند.

سیر از وحدت به کثرت از منظر فلاسفه، گوناگون تعبیر شده است که به برخی از آنها بصورتی کلی اشاره می کنیم.

در مباحث جهان ریاضیات قرن ۱۰ ، خدا تنها اصل وجود همه چیز است، درست مانند عدد یک که سازنده بقیه ارقام و به وجود آورنده کثرت آنها است. از نظر فلاسفه ارسطویی و پیروان ارسطو عدد یک داراي ماهیتی متفاوت از عدد دو است و حتی کوچک ترین عدد از دید آنها عدد دو است. یک وحدت و دو کثرت است و بین وحدت و کثرت تقابل ذاتی وجود دارد. در حالیکه کندي از تئوري ارسطویان استفاده می کند و وراي آن رفته و خدا را خالق معرفی می کندو بیان می دارد که نا محدودیت در دنیاي واقعی وجود ندارد بلکه در استعدادي نهانی نهفته شده است چنانچه میان عدد یک و دو بیشمار عدد وجود دارد که می توان تا هر زمانی آن را شمرد.( Al-Allaf، ۲۰۰۶، (۵۴

آنچه در میان این گفتارها جالب می نماید کثرتی است که موجودیت دارد و منتظر است تا ما آنرا کشف کنیم. اگر ما به معماري اسلامی به عنوان نمودي از این کثرت نگاه کنیم می توانیم مشخصه هاي گستردگی و فنا شدگی را براي این معماري یعنی میل ذاتی هر الگو در تکرار و محو شدن در کثرت بر شماریم. ما می توانیم این کیفیت را در سازه اصلی بنا، تزئینات یا سطوح ساختمان بشناسایی کنیم. هر بخشی از بنا بازتابی است از الگوي اصلی و بطور همزمان میل درونی به گسترش یافتن دارد و می تواند در لحظه اي حقیقتی باشد که خود را به عنوان استعاره اي از کثرت نشان می دهد. این الگو را در اکثر گنبد ها و سقف هاي بناهاي اسلامی می یابیم . تصور کنید که شما زیر سقف اتاق موسیقی کاخ عالی قاپو حضور دارید و رو به بالا نگاه می کنید. خود را در

۲۲۵۴

میان انبوهی از فرمهاي هندسی غوطه ور می یابید، گویی داستان موسیقی هاي نواخته شده در این تالار را با زبانی هندسی و با ساختاري کاملا عملکرد گرا در خاطر مجسم می کنید، خطوط طلایی این تزئینات با رنگهاي ویژه اخرایی پس زمینه که از بالاترین نقطه مرکزي سقف آغاز میشوند و گویی تا بی نهایت امتداد یافته اند. الگوهاي متناسبی که رشد داده شده و و بر روي سطوح گسترده گردیده اند مانند زمانی که الگوریتمی در عرصه طراحی نوشته می شود و عنصري اولیه اي به عنوان الگو تعریف می گردد تا بر اساس ذات فرم و متریال، خود را مطابقت داده و تکثیر شود، کثرتی که هر جزء آن فارغ از دیگري، الگویی است از نشان اولیه.

تصویر-۱ عالی قاپو،اصفهان

بطور نمونه می توان به الگوریتمی که گروه خیلی بیشتر۴ طراحی کرده اند اشاره کرد،الگویی که بر اساس الگوریتم برنامه ریزي

شده و با بر اثر تکثیر آن فرم پاویلیون شکل گرفته است.

تصویر-۲ لین پاویلیون

nonLin/Lin Pavilion

Project part of the permanent collection of the FRAC Centre,

Orleans.

Design: MARC FORNES & THEVERYMANY™ ©۲۰۱۱

۴ The VerzMany

۲۲۵۵

انتزاع

انتزاع از باور مخالف بازنمایی عینی و تمثیلی مسلمانان می آید یا به تعبیر علما پیرو شمایل شکنی است. اگرچه این موضوع خیلی کمتر از آنچه مردم فکر می کنند در آثار هنري وجود دارد و در برخی فرقه هاي خاص اسلام بیشتر به آن توجه شده است اما شمایل شکنی محیطی را در عرصه هنر اسلامی براي شکل گیري فرم هاي انتزاعی و مجرد بوجود آورده که همراه با مفاهیم خطوط مجرد و فضاي ملموس بنا بر تعبیر ژیل دلوز و فیلیکس گاتاري است. بر اساس نظر آنان وقتی یک خط و شکل فارغ از تصویر می باشند ، خط مجرد می شود و فرم مجسمه وار در فضایی لمسی محو می گردد، و معنا با کشف مخاطب و طرز تفکر او ارتباط می یابد آنچه توسط این دو تن خطوط انتزاعی۵ نامیده می شود، جهت ها و گذر ها بین نقاط ،فیگور ها و حد فاصل هاست. فضاي بساوایی در کنار فضاي بینایی ولی با کیفیتی متفاوت قرار می گیرد.بنا به گفته آنها بساوایی۶ لغت بهتري است از لامسه۷ از آنجا که این لغت تفاوت میان دو حس را بیان نمی کند بلکه خود کیفیتی است که چشم به تنهایی می تواند این عملکرد غیر بینایی را کشف و حس کند و دریابد .(دلوز و گاتاري،۲۰۰۵، (۳۸۲

خطوط انتزاعی بعنوان عناصر فضاي بساوایی در هنر اسلامی رونق دارند. خطوط پیچک هاي متقاطع که در هیئتی گیاه وار در هم تنیده و به هم بافته شده اند به راست یا چپ می تابند و بالاخره با پایانی زیبا،همچون سر یک اسلیمی ،یک گل یا برگ، در فضاي رمینه رها می شوند و فضاهاي منفی پس زمینه را روي شکل فرم می دهند. این به پیچک هاي جدید این امکان را می دهد تا خود را بنامایاند، چنانچه گویی زندگی جدیدي می تواند از هرنقطه شکوفا شود، همانند درختانی که در سیر و سفري عاشقانه خود می زایند و خود می رویند و خود می پویند و چون سفر هریک به نهایت می رسد باز از سر آغاز می کنند.( نوایی،۲۶۴،(۱۳۹۰

۵ abstract 6 haptic 7 tactile

۲۲۵۶

این رشد نامحدود را روي دیوار محراب الجایتو در مسجد جمعه اصفهان مشاهده کنیم که با برگهاي گچبري و خطوط ثلث پوشیده شده است. نگاه کردن به این محراب از زوایاي مختلف باعث می شود که افراد در میان آن سطوح اشکال مختلفی را درك کنند. خطوط را شناور ببیند ، منحنی ها را با خمیدگی هاي متفاوت دریابند گویی فرم هایی زنده هستند و در هر لحظه می توانند بازدبد کنده را شگفت زده و متحیر کنند. این ویژگیها در هنگامی ایجاد می گردد که اثر هنري نقاط دسترسی متعددي دارد و این چشم بیننده است که ما بین این نقاط خطوط انتزاعی را ترسیم می کند .

تصویر-۳ محراب الجایتو، مسجد جامع اصفهان

باز سازي این خطوط انتزاعی در معماري دیجیتال با استفاده از تکنولوژي نمونه سازي سریع ۸ و چاپ سه بعدي شکل می گیرد. کاري که با استفاده از الگوریتم هایی که به کمک کامپیوتر برنامه نویسی و پردازش شده اند و از طریق افزودن لایه هاي پلاستیک یا فلز روي یکدیگر صورت می پذیرد. در این زمینه کارهاياُکسمان۹ قابل اشاره است که با استفاده از الگوریتم ژنتیک ساختارهاي طبیعی را براي یک طراحی پایدار بوجود آورده است. ساختار هاي طبیعی که وي بیشتر بر روي آنها پژوهش انجام داده است شامل ساختار استخوان و بال پروانه می باشد و معمار هدف خویش را بکار بردن الگوریتم ژنتیک قرار داده است تا ما بتوانیم به نوعی داخل اطلاعات استحکام بخشیده شده زندگی کنیم .

۸ Rapid Prototyping 9 Neri Oxman

۲۲۵۷

تصویر-۴ احجام سه بعدي ساخته شده بر اساس الگوریتم ژنتیک

ذره گرایی

همه چیزهاي اطراف ما و به غیر از خدا می توانند به اتمها و تصادف هاي میان آنها دسته بندي شوند. ذرات تشکیل دهنده اشیاء که غیر قابل مشاهده با چشم هستند به وجود آورنده کیفیت اجسام مثل رنگ، بو، حرکت و غیره هستند. گروه ها و فلاسفه مختلفی در مورد این موضوع صحبت کرده اند، از آن جمله می توان به نظریه معتزلین اشاره کرد که ماده، فضا، زمان و حرکت را ترکیبباتی از اجزاء بسیار کوچک غیر قابل مشاهده می داند که کل دنیا به وسیله این اتمها و ذرات و حوادث میان آنها خلق شده و بوجود آمده است .

محمد غزالی نیز از دانشمندانی بود که جهت بازگشایی مدرسه ذره گرایی اشعریون منتصب گردید. او در مباحث خود مطرح می کند ذره تنها چیز مادي است و باقی هر آنچه در جهان است حاصل تصادفاتی است که دائمی نیستند و براي مدت زمانی کوتاه شکل گرفته اند. در عالم هیچ چیز بطور تصادفی نمی تواند علت وجودي چیز دیگري باشد،مگر ادراك ،به عنوان موجودیتی در یک لحظه ،اتفاقات مشروط و تصادفی فاعل علل فیزیکی طبیعی نیستند اما نتیجه مستقیم مداخله دائمی خداوند هستند،که بدون آن هیچ چیز موجودیت نمی یابد. چنین طبیعتی کاملا وابسته به خداوند است .( غزالی، ۲۰۰۰، (۱۶۲

براي نمونه عینی چنین تفکري می توان به یکی از مهمترین ابداعات مسلمانان یعنی مقرنس اشاره کرد. یاسر تبار ۱۰ از معماران اندیشمند و تاریخ شناس در مورد گنبد مقرنس بحث می کند. بطور معمول یک گنبد حس وحدت و یکتایی را منتقل می کند کهدر گنبد مقرنس این حس از اجتماع اجزاء آن تشدید می گردد. از نظر او این گنبد شامل ذرات مجزایی است که کنار یکدیگر تنها با خواست خداوند نگه داشته شده اند. چناچه ما آنرا به خوبی در گنبد شیخ عبد الصمد نطنز نیز مشاهده می کنیم. (مارکس، ۲۰۱۰، (۱۹۳

۱۰ Yasser Tabbaa

۲۲۵۸

تصویر-۵ گنبد مسجد شیخ عبدالصمد، نطنز

در هنر دیجیتال نیز از وجود مفهوم ذره در شکل گیري فرم ها استفاده شده است، چنانچه فضا را اشغال شده از

ذرات، حرکت را جابجایی فضاي ذره اي و زمان را زمان رخ دادن این جابجایی ذره اي تعریف می کنند. در حالیکه ما نمی توانیم روي یک بخش اثر هنري به تنهایی متمرکز شویم و آنرا جداگانه به شمار آوریم، هر عضو وجودش براي دیگر اجزاء الزامیست. اگر از اجزاء موجود در یک تصویر به پیکسل ها اشاره کنیم که هرکدام هویتی مستقل دارند و در کنار یکدیگر هویت اصلی شکل را می سازند می توان به آبنماي بیت۱۱ در سال ۲۰۰۶ اشاره کرد که بر اساس الگوریتمی تعریف شده است تا حروف و اشکال را در کامپیوتر برنامه ریزي انتخاب کند و اثر (نتیجه) این پردازش را بصورت ریزش آب بوسیله ۲۴۰ عدد جت مگنتیک به ازاء هر کلمه پیکسل مایع در زمان نمایان گرداند.

۱۱ bit.fall

۲۲۵۹

تصویر٦- آبنمای بیت، ٢٠٠٦

نتیجه