چکیده

زندگی همه ي انسان ها بر پایه زیبایی و زشتی است. همه ما همیشه، جذب زیبایی شده و از زشتی ها گریزان هستیم. اساسا اصطلاحاتی چون زیبا و زشت، از حیث کاربرد به قدري گنگ و مبهم و از نظر معنا و مفهوم به اندازهاي ذهنی هستند که نمیتوان اشیاي موجود در جهان را با دقت به زشت و زیبا تقسیم نمود. نکته حائز اهمیت در پژوهش حاضر آن است که براي نقد، تحلیل و یا طرح یک اثر هنري یا معماري در حوزه زیبایی شناسی، تنها دانش نظري زیبایی کافی نیست، بلکه ضرورت کشف و شناخت زیبایی، از خشت خشت گرفته تا تمامیت، اجتناب ناپذیر است. چرا که زیباییشناسی نه تنها با ماهیت و ارزش هنرها، بلکه با ابژههاي طبیعی سروکار دارد که با زبان زیبایی و زشتی بیان می شوند. بر همین اساس دراین پژوهش ابتدا به تعریف زیبایی، مفهوم زیبایی شناسی و تبیین جایگاه آن در تفکر اسلامی پرداخته می شود، سپس با شناسایی عناصر اصلی زیبایی شناسی معماري اسلامی در حوزه عمل و نظر، به بررسی چگونگی تاثیرگذاري آنها در مساجد دوران صفویه در ایران پرداخته خواهد شد. در انتها نیز با استخراج مصداق هاي عینی زیبایی، بهره گیري از عناصر زیبایی شناسی اسلامی در بناهاي معاصر، به جهت تقرب بیشتر صورت و معناي زیبایی در آثار معماري، براي معماران تسهیل خواهد شد.

واژگان کلیدي: معماري اسلامی، زیبایی شناسی، صورت و معنا، مصداق عینی زیبایی، مساجد دوران صفویه.

-۱ دانشجوي کارشناسی ارشد معماري، دانشگاه کردستان Email:Yahya_kashi@yahoo.com -2 دانشجوي کارشناسی ارشد معماري، دانشگاه آزاد واحد همدان

۲۴۰۸

-۱ مقدمه:
زیبایی شناسی از نظر مفهوم، اصطلاحی است برگرفته از کلمه یونانی “Aesthetica” که نخستین بار در عصر جدید توسط
الکساندر باومگارتن۱ تحت عنوان تئوري زیبایی و هنر مورد پژوهش قرار گرفت(اتینگهاوزن،.(۱۱:۱۳۷۴ اصطلاح
“Aesthetica” در اصل به معناي تئوري علم ادراك حسی است و از واکنش حسی انسان در مقابل امور زیبا بحث می

کند(همان:.(۱۲ زیبایی جاذبه اي است ازلی که هنر پل ارتباط بین آن و انسان است. درك زیبایی موهبتی است الهی و

پایگاهی ذهنی که به عینیت می انجامد و هنر بدون آن کالبدي است بی روح و خالی از جاذبه(لیلیان، .(۵۰:۱۳۸۸ زیبایی نقشی اساسی در زندگی هر انسانی دارد و به دلیل همین نقش و تاثیري که بر تمام انسانها و در تمام جنبه هاي زندگی آنها

دارد، فلسفه علاقمند است تا به بررسی آن بپردازد. بجز فلسفه، هیچ علم دیگري نمی تواند آن را بررسی کند، چرا که زیبایی
چیزي نیست که بتوان آن را دید، در آزمایشگاه آزمایش کرد و یا فورمولی براي آن بدست آورد. فلسفه در پی آن است که

زیبایی و امر زیبا را خوب بشناسد و حقیقت و مشخصات آن را تعیین کند و اگر ممکن شد، اصول و قواعد زیبایی را در اختیار همگان قراردهد. بحث پیرامون مسائل زیباشناختی تزئینات معماري صرفا یک بحث فلسفی، تئوري و مبتنی بر فرضیههایی میباشد که از دیدن آثار به جاي مانده حاصل شده است. آنچه مورد اتفاق اکثر متفکران و صاحبنظران هنري قرار گرفته این است که تزئینات اسلامی چیزي فراتر از یک پوشش و تزئین صرف میباشد. چرا که اگر منظور تزئینات کاشیکاري صرفا استحکام بنا بود دیگر احتیاجی به اینهمه تنوع رنگها، تفاوت طرحها و گستردگی نقوش با تکنیکهاي مختلف نبود. بنابراین در پشت اینهمه نقش و نگار و در لابهلاي حرکات دوار اسلیمیها و ختاییها و درپیچ و خم نقوش هندسی، مفاهیم عمیق زیباشناسی مبتنی بر مبانی دینی نهفته است. بر این اساس در اینجا ارتباط زیبایی و معماري به صورتی بررسی می گردد که به این دو مقوله به شکلی موازي و در کنار هم پرداخته شود، یعنی در واقع از نگرشی به فضاهاي

معماري و مصداق هاي عینی به مبحث زیبایی و زیبایی شناسی بازگشته و عناصر زیبایی شناسی اسلامی باز شناخته می شوند.

– ۲ روش تحقیق

این پژوهش در جهت شناسایی عناصر اصلی زیبایی شناسی معماري در دوران اسلامی گام بر می دارد، عناصري که به صورت کاربردي در مسیر بهبود اصل زیبایی در بناها نقش ویژه اي را بر عهده داشته اند. به همین منظور به دنبال تبیین این عناصر به صورت مدون می باشد تا بتوان از آنها به گونه اي شایسته در معماري امروز بهره گیري نمود. این پژوهش براي
رسیدن به این اهداف به روش کیفی توصیفی و تحلیل محتوا انجام شده است.

-۱ -۲ روش گردآوري اطلاعات

در این پژوهش ابتدا بر اساس مطالعات کتابخانه اي و مشاهدات صورت گرفته اصول اصلی زیبایی شناسی اسلامی در حوزه ي معماري بررسی شد و فهرستی از عناصر به کار رفته در بناها استخراج گردید. سپس از میان بناهاي دوران اسلامی

براي بررسی موردي، مساجد انتخاب شدند و در بین دوره هاي تاریخی نیز دوران صفویه به عنوان دوره مورد مطالعه برگزیده شد. در بین مساجد دوران صفویه ۱۰ مسجد به صورت تصادفی مورد تحلیل واقع شد و چگونگی و میزان بکارگیري اصول

۲۴۰۹

زیبایی شناسی اسلامی در آنها مورد بررسی قرار گرفت و نتایج آن به صورت کمی استخراج گردید. در ادامه از طریق این

نتایج کمی نموداري از میزان بهره گیري هر یک از این اصول در مساجد مذکور تهیه شد و نتایج کیفی به دست داده شد.

-۳ تعریف زیبایی

تعاریف گوناگونی از زیبایی ارائه شده است. در فرهنگ معین زیبایی را »حالت و کیفیت زیبا« تعریف می کند و می نویسد:
»نظم و هماهنگی اي که همراه عظمت و پاکی در شیء وجود دارد، و عقل و تخیل و تمایلات عالی انسان را تحریک می کند

و لذت و انبساط پدید می آورد، و آن امري است نسبی.« افلاطون زیبایی را هماهنگی اجزا با کل می داند(مطهري،.(۹۷:۱۳۷۶

علامه جعفري می گوید زیبایی مجموعه اي نگارین است که هر یک از اجزاء آن کمال وجود خود را بدون تزاحم با اجزاء دیگر نمودار می سازد(جعفري،.(۱۶۰:۱۳۸۹ گاستالا زیبایی را بیان آنچه ناگفتنی است و کشف آنچه کشف نشدنی است

معرفی می کند(طاهباز،.(۷۸:۱۳۷۷ در یک تعریف علمی نیز علم زیبایی شناسی همان تئوري فلسفه هنر یا تئوري حاصل از
چالش هاي فلسفی متفکران در رویکردشان بر ماهیت هنر و زیبایی است(اتینگهاوزن،.(۱۳۲:۱۳۷۴

-۴ تبیین جایگاه زیبایی در تفکر اسلامی:

در حوزه هنر اسلامی، در حال حاضر، دو دیدگاه کاملا متفاوت وجود دارد. یکی از این دیدگاه ها به زیبایی در هنر اسلامی می پردازد که خیلی ها بیشتر به این موضو ع تکیه دارند. در این دیدگاه مولفه ها و موضوعات و مفاهیمی که با مفهوم

زیبایی۲ مرتبطند مورد شناسایی قرار می گیرد. دیدگاه دیگري نیز وجود دارد که بحث زیبایی شناختی یا زیبایی شناسی۳ است. مسئله دیگر مسئله اي است که در حوزه فلسفه اسلامی نیز مطرح است و آن اینکه آیا بایستی از زیبایی شناسی مسلمانان صحبت نمود یا از زیبایی شناسی اسلامی(تسلیمی:.(۱۳۹۰ مصادیق مختلفی براي زیبایی اسلامی ذکر شده است. براي مثال آقاي نصر در کتاب اسلام و زیبایی به هنگام بحث از زیبایی اسلامی، بناي کعبه را اصل زیبایی اسلامی در نظر می گیرد. اما با توجه به رساله هایی که در گذشته وجود داشته مثل رساله المناظرِ ابن هیثم که به عوامل ۲۲ گانه جزییه اشاره می کند، شاید بتوانیم بهتر و جامع تر، بخشی از ویژگی هاي هنرهاي تجسمی و بویژه معماري را از آن استخراج نمود(بلخاري:.(۱۳۹۱

در تبیین جایگاه زیبایی در تفکر اسلامی تاثیرپذیري اندیشمندان اسلامی از دیدگاه اندیشمندان یونانی بخصوص افلاطون ونوافلاطونیان به چشم می خورد که دلیل آن توجه به اعتقاد این گروه به وجود حقیقتی برتر و مطلق بر فراز این عالم بوده است(کربن،.(۵:۱۳۷۳ اما نکته حائز اهمیت در این تبیین این است که اولا هنر اسلامی هنري است که مبانی آن با اصول
زیبایی شناسی جدید غربی کاملا مغایر است(نصر(۸۶:۱۳۸۹ و ثانیا آن تطابق ذاتی بین فلسفه و زیبایی شناسی غرب، در اینجا

نه بین فلسفه و هنر بلکه بین حکمت و هنر اسلامی به چشم می خورد(کربن و دیگران،.(۶۶:۱۳۷۲

در بررسی زیبایی از دیدگاه قرآن کریم آیاتی متعدد به چشم می خورد که به وجود آوردن زیبایی ها و تحصیل آن ها را مطلوب، و برخی از آیات مباح (جایز) بودن زیبایی ها را تذکر می دهند. آیات فراوانی که تاکنون درباره ي زیبایی از دیدگاه اسلام مطرح شده است، به خوبی اثبات می کند که زیبایی و توجه به آن و به وجود آوردن زیبایی ها، نه تنها از دیدگاه اسلام جایز است، بلکه با نظر به نیاز روحی که بشر به زیبایی هاي محسوس عینی دارد، محبوب و مطلوب نیز می باشد.

۲۴۱۰

در آیات مذکور، سه نوع زیبایی که می تواند مردم سطح نگر را بفریبد، تذکر داده شده است:

• نوع یکم: سخنان زیبا که روپوشی به درون پلید می باشد.
• نوع دوم: آرایش جسمانی ظاهري با حیات خشکیده.

• نوع سوم: زیبایی صوري در به کار انداختن گردونه ي تناسل.

با توجه به اینکه نوع دوم می تواند اشاره ي ضمنی نزدیکی به رابطه صورت ومعناي آثار هنري و معماري داشته باشد به تبیین آن پرداخته می شود:

آن چه که منطق همه جانبه ي اصول انسانی ایجاب می کند، این است که محتواي سالم و باشکوه وجود انسانی، با ظاهري
زیبا توأم باشد، و چنان که نمود ظاهري انسان ها نیز زشت و کراهت بار نباشد، حتی بایستی این حقیقت را بپذیریم که

محبوبیت زیبایی ظاهري و جسمانی با محبوبیت زیبایی باطنیِ انسانها یکی نیست، زیرا زیبایی باطنیِ انسان ها که عبارت
است از تعقل و اندیشه ي صحیح و وجدان حساس و پاك و عشق به حقیقت و تنفر از باطل، امري است ضروري و واجب،

در صورتی که زیبایی ظاهر جسمانی امري است شایسته، مشروط به این که سرپوشی به کثافت ها و پلیدي هاي درونی نباشد که در آن موقع موجودیت چنین انسانی مانند زهري کشنده در شیشه ي بسیار زیبا است. مردم همه ي جوامع و همه ي دوران هرگز از ظاهر جسمانی نازیبا، آن صدمه و ضرر را ندیده اند که از انسانی با درون پلید و زشت با صورت و ظاهري

زیبا و آراسته دیده اند(جعفري:.(۱۳۸۹

-۵ دیدگاه اندیشمندان و حکیمان مسلمان:

اگر چه در میان حکیمان و اندیشمندان مسلمان بحثی پردامنه و خاص و در شأن منابع اسلامی در حوزة زیبایی شناسی، بطور

مستقیم مطرح نشده است؛ ولی همچنان که به همه موضوعات انسانی توجه کرده اند، به مبحث زیبایی شناسی هم در ذیل مباحث معبود شناسی و هستی شناسی پرداخته اند. این موضوع را شاید بیش از ما برخی از محققین منصف و اسلام آشناي غربی مورد مطالعه قرار داده اند و مقالات زیادي در مورد زیبایی شناسی برخی فیلسوفان، متکلمان و حکیمان اسلامی از جمله ابن سینا، فارابی، غزالی و… ارائه کرده اند.
بر پایه دیدگاه این اندیشمندان آنچه که مبانی نظري هنرمند را در مسیر آفرینش هنري اش شکل می دهد، علم حضوري،

شهودي و درونی اي است که به زیبایی پیدا کرده است. براي این کار لازم است که هنرمند درون خود را زیبا کرده باشد. پس باید توجه داشت که ویژگی بسیار مهم زیبایی شناسی اندیشمندان مسلمان این است که این دانش فقط ماهیت ظاهري و تجربی ندارد بلکه لایه هاي عمیق تر آن برتر و غنی تر و لذت بخش تر است. ولی در عین حال بجز سیر درونی براي درك
زیبایی، راه کسب بیرونی نیز نفی نمی شود یعنی هنرمند با خود آثار هنري ارتباط برقرار می کند و مبانی هنر را بطور شهودي

و حضوري بر اثر زندگی با این آثار بدست می آورد(نقره کار،.(۲۲۰:۱۳۸۷

در یک تعریف جامع از زیبایی از دیدگاه حکیمان و اندیشمندان اسلامی، »زیبایی، وجودي است حقیقی، که در عالم ماده با صورت هاي مادي به وسیله حواس و در عالم معقول با صفات مفهومی به وسیله عقل و در عالم ملکوت به وسیله دل (روح)، به نسبت قوه و ظهور وجود و ظرفیت مخاطبین ادراك می شود)«همان:.(۲۳۹

۲۴۱۱

در نتیجه می توان گفت که از دیدگاه اسلام براي درك، شناخت و به کارگیري زیبایی در آثار معماري بایستی دو حوزه ي

نظر و عمل را با تقویت متعاقب حواس، عقل و روح مورد توجه قرار داد تا صورت و معناي آثار نزدیکی بیشتري با یکدیگر
پیدا کنند.

با توجه به اینکه بیشتر آثار موجود در زمینه زیبایی شناسی اسلامی، همچون آثار تیتوس بورکهارت، سید حسین نصر و…

توجه ویژه خود را بر اصول نظري زیبایی معطوف نموده اند، در این بخش سعی در تمرکز بیشتر بر روي اصول اصلی زیبایی
شناسی اسلامی در حوزه عمل ومعرفی آنها می باشد که این امر، معرفی و تحلیل مصداق هاي عینی را نیز شامل می شود.

-۶ عناصر اصلی زیبایی شناسی در معماري اسلامی:

پس از بررسی هاي انجام شده و بر اساس مشاهدات و مطالعات صورت گرفته در بین بناهاي دوران اسلامی و بویژه مساجد

و سایر بناهاي مذهبی، پر کاربردترین عناصر زیبایی شناسی در معماري این بناها باز شناخته شد. این عناصر عبارتند از:

عناصر زیبایی شناسی معماري اسلامی

۱٫ نور

۲٫ رنگ

۳٫ آب

۴٫ فضاي مثبت، منفی و فیلتر

۵٫ اصل قرینگی

۶٫ تناسب

۷٫ تجریدي و انتزاعی بودن

۸٫ تنوع ترکیب

۹٫ بافت

۱٫ توازن

۱۱٫ وحدت

۲۱٫ حرکت

۳۱٫ سکون

۴۱٫ سایه

۵۱٫ هندسه

۶۱٫ جاودانگی تزئینات

جدول شماره۱، عناصر زیبایی شناسی معماري اسلامی، منبع: نگارندگان

۲۴۱۲

نور ، رنگ و آب ، سه عنصر اصلی زیبایی شناسی در معماري اسلامی می باشند. نور عمده ترین مشخصه معماري ایران

است و نمادي از عقل الهی است . رنگ در انقطاب نور حاصل می آید و آب تصویر طبیعت، در معماري اسلامی است در
اینجا شرحی کوتاه بر این سه عنصر خواهیم داشت.

-۱ -۶ نور در معماري اسلامی

معماري اسلامی در ایران تاکید ویژه اي بر نور دارد. در دوره ي اسلامی نیز، محوري ترین بنیاد اندیشه حکمت اشراق

سهروردي بر نور استوار بود که در ایران گسترش بیشتري یافت(خوش نظر،.(۱۳۸۸:۷۲ نور جلوه خداوند است که حضورش

در معماري اسلامی به ویژه در مسجد که خانه اوست تجلی می یابد. در کاستن از صعوبت و سختی و سردي سنگ و بنا نقش بسزایی دارد، تجلی متافیزیک نور بر فیزیک بنا، آنرا اصلی ترین محور زیبایی شناسی معماري اسلامی قرار داده است.

در بناها از کف براق و درخشنده و سطوح دیوارها براي شکار نور استفاده می شد که انعکاسی زیبا را در پی داشت. نور و سایه در سطوح تقابل هاي شدید ایجاد می کند و به سنگ هاي منقوش و سطوح گچی و آجري ، بافت می بخشد. در
حقیقت نور به تزیین معماري اسلامی کیفیتی پویا می بخشد و نقوش، اشکال و طرح ها را به درون زمان می کشد.
از عناصري که براي بهره گیري از نور مورد استفاده قرار می گرفت عبارتند از: روزن۴، در و پنجره مشبک، هورنو۵، ارسی، روشندان۶، پاچنگ۷، گلجام۸ و….(تصویر شماره(۱

تصویر شماره۱، نور در معماري مساجد، منبع: www.memarinews.com

-۲ -۶ رنگ در معماري اسلامی

اهمیت و جایگاه رنگ در معماري اسلامی مورد توجه کامل قرار گرفته است. رنگ از تکثیر نور حاصل می شود و نمایانگر

کثرتی است که ارتباطی ذاتی با وحدت دارد. روان شناسی رنگ در قرآن نیز مورد تامل جدي قرار گرفته است: »قالوادعو لنا ر بک

بیین لنامالونها قال انه یقول انها بقره صفرا فاقع لونها تسرالناظرین«، آیه اي که در آن رنگ زرد زرین عاملی براي سرور و انبساط خاطر ناظر معرفی می شود. یکی از اصیل ترین رنگ هاي مطرح در هنر اسلامی رنگ فیروزه اي است ، همچنین آبی

لاجوردي که هسته تمثیل، مراقبه و مشاهده است. در درون مساجد، برخلاف بیرون که کاشی کاري بیشتر با آجر عجین شده است، نقوش کاشی با سفیدي نقوش گچبري همراه است که تضاد چشم گیري را با فضاي پر نقش و رنگ بیرون برقرار می سازد و باعث می شود فضاي داخلی مسجد آرامش و قداست خاصی داشته باشد که این قداست از رنگ سفید فضا و از بی