کولاژ شهر، ژانري فضایی منتسب به شهرسازي پست مدرن محسوب می شود که راهبردي براي انتفاع متناسب و عملکردي دو الگوي سنتی و مدرن توسعه کالبدي از فضا است که به دنبال تعقیب راهبردهاي تکثر گرایانه و ارگانیک در پیگیري توسعه شهري همچون کلاژي از آمیزه ها و فضاهاي متمایز در عوض تعقیب برنامه هاي عظیم مبتنی بر منطقه بندي کارکردي فعالیت ها به قاعده تبدیل شده است. امروزه کولاژ شهر موضوع اصلی است و تجدید حیات شهري با جایگزینی نوسازي شهري به تکیه کلام قاموس برنامه ریزي مبدل شده است. ایده کولاژ شهر معطوف به فرهنگ و اجتماعات محلی است و در عین حال روایتی نوستالژیک براي بازگشت به الگوهاي شهرسازي ایرانی – اسلامی قبل از فرایند مدرنیزاسیون نیست بلکه با نشانه شناسی و زیبایی شناسی شهري به دنبال برقراري رابطه تعاملی دوسویه و تعدیل فرهنگی الگوهاي شهرسازي مدرن است. در عین حال کولاژ شهر راهبردي مطلوب شهرسازي اسلامی – ایرانی نیز هست.

واژگان کلیدي: ژانر کولاژ شهر، شهرسازي پست مدرن، شهرگرایی جدید، زیبایی شناسی، نشانه شناسی.

-۲ مقدمه

از منظر شهرسازي پست مدرن، کولاژ شهر راهبردي براي انتفاع متناسب و عملکردي دو الگـوي سـنتی و مـدرن توسـعه کالبدي از فضا است. در عین حال کولاژ شهر ژانري منتسب به شهرسازي پست مدرن محسوب مـی شـود کـه از منظـر چارلز جنکس به دنبال انفجار شهرك مسکونی پورت ایگو در سن لوئیس۲ در ساعت ۳ : ۳۲ بعد از ظهر ۱۵ جولاي ۱۹۷۲ و بالطبع مرگ معماري و شهرسازي مدرن((jenks,1984 آغاز شده است. شهرسازي پست مدرن متـاثر از بـازي هـاي زبانیِ۳ متنوع، متکثر، التقاطی و ترکیبی است و منـتج از فلسـفه بنیـادین پسـت مدرنیسـم نـوعی نابـاوري بـه فراروایـت هاي(کککذ,۲طهصپyئ) شهرسازي مدرن محسوب می شود. فراروایتهاي شهرسازي مدرنرهیافتهایی منحصـراً اقتصـادي،

-۱ دانش آموخته دکتري جغرافیا و برنامه ریزي شهري، دانشگاه تبریز Email: isapiry@yahoo.com
– 2 نسخه برنده جایزه لخانه؛ ماشینی براي زندگی مدرنل لوکوربوزیه

زنکذ,غطکصکغک؟صصطح س ص

۳۲۰۰

سود مدار و مبتنی بر لیبرالیسم مدرن بازار و موجد ظهور بیگانگی۱ عمیق اجتماعی در شهرها و منطقـه بنـدي کـارکردي بودند که ائتلاف بر سر شکست این رهیافتها زمینه را براي مرکززدایی و خـوانش هـاي هنجـاري متعـدد از برنامـه ریـزي توسعه شهري فراهم آورد که اکثر آنها بر احیاي اجتماعـات محلـی و پایـداري توسـعه تاکیـد دارنـد. شـوماخر در کتـاب کوچک زیباست بر اهمیت توسعه هاي محلی و مبتنی بر اجتماعات اشاره کرده و معتقد است هر برنامه ریـزي و طراحـی کوچک و در مقیاس انسانی از نظر ماهیت زیباست(بحرینی ، .(۱۵۶ : ۱۳۷۸ اما در دهه هاي اخیر رشد بی رویه جمعیت و افزایش مهاجرت به شهرها، منجر به توسعه غیر قابل کنترل نواحی، خلـق سـکونتگاههاي جدیـد، ، کـاهش سـطح رفـاه انسانی((Ortega et al ,2011: 2، ساخت و سازهاي بدون برنامه، گرایش به سمت حومه نشینی و بروز تغییرات فراوان در ساختار فضایی شهرها((Garcia- Palomares,2010:197 شده است که تنها ۲درصد از سطح کـرة زمـین( Jim (and Chen, 2010:177، و ۶۵ درصد از جمعیت شهري (Zhou and Wang, 2011:268) دنیا را در خود جـاي داده است که چنین وضعیتی، لتقاضاي عظیمیل جهـت توسـعه بوجـود آورده اسـت. ( ,ک؟غکلاصهع ۲غه غکصأپلاطح زذن گتذتل). شهرسازي مدرن مطلوب توسعه هاي گسترده، پراکنده، عظیم و کلانشهري اسـت کـه توجـه بـه اجتمـاع محلی و معماري مطلوب آنرا به بعد از برقراري توده عظیم فضایی همانند متروپلیتن موکـول مـی کنـد . معمـاري آسـمان خراشهاي شیشه اي بلند مرتبه و شهرسازي مبتنی بر فولاد و آهن انگاره مطلوب اجتماعات محلی مکان – مبنـا نیسـت. این نوع معماري و شهرسازي، فضاهاي لامکانی و گروههاي انسانی بدون حـس مکـان پدیـد مـی آورد کـه زمینـه کـنش جمعی و فرهنگی در عرصه عمومی را محدود می کند و تنها مبناي فرهنگی کنش و روابط اجتمـاعی، عقلانیـت ابـزاري و سود مداري اقتصادي است. معماري و شهرسازي مدرن واکنش فضایی بـه لآرمـان حاکمیـت خـرد بـر زنـدگی انسـان و خردباوريل ( حقیقی، (۲۰ :۱۳۸۷ و لتخصص گرایـی فزاینـده مدرنیسـمل (ک،کذ ,کهعطکتهد) اسـت کـه از رهگـذر تقسیم فضایی کار و تولید، به مثابه واکنشی به تقسیم کار اجتماعی در بازار بازنمایی می شود. اما ژانر فضایی کـولاژ شـهر در داخل سنت شهرسازي پست مدرنیسم به دنبال تعقیب راهبردهاي تکثر گرایانه و ارگانیک در پیگیري توسـعه شـهري همچون کلاژي از آمیزه ها و فضاهاي متمایز در عوض تعقیب برنامه هاي عظیم مبتنی بر منطقه بندي کارکردي فعالیـت ها به قاعده تبدیل شده است. امروزه کولاژ شهر موضوع اصلی است و تجدید حیات شهري با جایگزینی نوسازي شهري به تکیه کلام قاموس برنامه ریزي مبدل شده است( هاروي، .(۶۷ :۱۳۹۰ در اوج فرایند شهرسازي مدرن دانیل برنهام، معمـار شیکاگویی، اظهار داشت »طرحهاي کوچک طراحی نکنید( بحرینـی، ( ۱۵۶ : ۱۳۷۸ و آلـدو روسـی پاسـخ مـی دهـد کـه لاحتمال تحقق امور بزرگ با امتناع روبروستل( هاروي، (۶۷ :۱۳۹۰ و مارشال برمـان انتقـاد مـی کنـد کـه امـروز دیگـر ساختن هیچگونه احساس و رضایتی بدست نمیدهد و طرحهاي بزرگ جان و روح انسان را تباه مـیکنـد خطـایی اسـت حساب شده و با برنامه و بدون توجه به ارزشهاي اجتماعی( پیري، .(۱۲ :۱۳۸۴ اما کولاژ شهر ژانري براي گـذار از افسـانه حسرت باري (Jacobs, 1961)، چونان درك مقولات و تجارب حال به مانند کلاژ قطعه قطعه، نمادین و همبسته همـراه شهر بزرگ در تدارك استعاره نهایی توصیف می شود( هاروي، .(۱۱۹ : ۱۳۹۰ اما کاربرد این راهبـرد در پیونـد شهرسـازي سنتی – اسلامی به شهرسازي مدرن به معناي التقاط گرایی محض به مثابـه نقطـه صـفر فرهنـگ پسـت مـدرن معاصـر

غپطصهغکطئه سل

۳۲۰۱

نیست. بلکه تجدید حیات آرمانهايتاریخیِ حیات دینی و اسلامی در قالب تداوم فضـایی آن نـوع معمـاري و شهرسـازي است که در واقع نشان آشکار خود را در طاقها و ستونهاي منازل و نیز انتظام فضایی مطلوب خود عرضه می کند.

-۳ ژانر کولاژ شهر

ایده و ژانر کولاژ شهر که کالین رو۱ و فرد کوتر۲ از پیشروان زمینه گرایی۳ در آمریکا آن را بنا نهادند، پاسخی به طرز تفکر نوگرایی۴ بود که در آن، بناهاي شهر را به مشابه اشیاي معماري۵ می پنداشتند و آنها را به تنهایی و با نماهاي مجزا از زمینه طراحی می کردند. به نظر آنها، طراحی شهري به کولاژ یعنی اتصال قطعات گوناگون و تصویر تکه کاري می ماند تا ترسیم. لذا شهرسازان را تشویق می کنند که از همه عناصر در دسترس، از جمله بافت شهري موجود بهره گیرند و در پی درهم بافتن عناصر شهر در یک کل منسجم باشند یعنی یک کولاژ شهر که قطب هاي مخالفی چون روابط فضایی گذشته و آینده را در بر گیرد (تولایی، .(۳۵-۳۶ :۱۳۸۰ کولاژ، ترکیب تصویر نامشابه یا کشف تشابهات نهفته در اشیایی است که شبیه به هم نیستند. کولاژ انتقال مصالح از یک زمینه به زمینه دیگر و مونتاژ، پراکندن این وام گیري ها در سراسر مجموعه جدید است. بنابراین هر نشانه بصري می تواند از زمینه یا متنی معین جدا شود و زمینه ها و متون جدید ایجاد کند. آنان براي درك کولاژ به آثار پیکاسو استناد می کنند که با زین و دسته دوچرخه سرگاوي را می سازد که عناصر سازنده آن با داشتن تشابه شکلی اما با تغییر زمینه خود شی معنی داري ساخته اند. (همان منبع). بنابراین زمانیکه ساختمان به سبک معماري مدرن در درون یک بافت فرهنگی – تاریخی میراث گذشتگان و با الگوي معماري متفاوت قرار گیرد، باید بسیار حساس و ظریف نماي ساختمان در ارتباط با پیرامون و محیط انسان ساخت آن و هماهنگ با یک هارمونی فضایی زمینه قرار گیرد و تشابه صوري و شکلی آن به صورتی استادانه با زمینه منطبق شود. به اعتقاد صاحبنظران کولاژ شهر، در شهر سنتی، بناها زمینه هستند و فضاها اشکال متصل به هم و الگوي در هم بافته اي از تناوب فضایی را نمایان می سازند. در شهر مدرن عکس این حالت صادق است. آنها با علم به اینکه میان ویژگی هاي شکل – زمینه شهرسنتی و مدرن تضاد وجود دارد، سعی در انجام بخش هاي گوناگون شهر از طریق راهبرد کولاژ دارند. به نظر آنها شهرهاي معاصر پیوندي از الگوهاي مدرن و سنتی هستند و مجاورت و ترکیب این دو الگو مفهوم اصلی در ایده کولاژ شهر است (همان منبع). ژانر فضایی کولاژ شهر همانند پست مدرنیسم ناهمگنی و تفاوت را به سان نیروهاي رهایی بخش در باز تعریف دیسکورس فرهنگی ممتاز می شمارد(Precise 6,1987: 24 نقل شده در هاروي، (۱۳۹۰ و

wپل غطئپه س ذ طکصصکپل ۲کطً س ل عکطئهأصxکصغپه س ص عکطغطک۲پق س خ کصطکjتق ئهطأصطکصطلاططA س ز

۳۲۰۲

همراه با تاکید فوکو بر گسستگی و اولویت پیوندهاي چند شکلی به جاي علیت ساده یا پیچیده، پیشرفت هاي جدید در ریاضیات با تاکید بر عدم قطعیت( نظریه آشوب و فاجعه، هندسه فرکتال) بر دگرگونی در ساختار حسی تاکید دارد. کولاژ شهر از نظر مفهومی بر کوبیسم و از نظر ادراکی و روش شناسی بر اصل شکل – زمینه گشتالت استوار است که مراد از آن رابطه جزء با کل و تفسیر آن بر بستر روابط با عناصر دیگر است.

-۴ ژانر کولاژ در شهرگرایی جدید۱ و محلات تاریخی – فرهنگی

شهرگرایی جدید بیشتر به عنوان جنبش تاثیر گذاري تعریف شده است که منتج از مدرنیسم در معماري و برنامه ریزي تاثیر داشته است. فرم و الگوي مدرنیسم عمدتا با توسعه ارتفاعی و توسعه متراکم و ساختمانهاي بلند مرتبه، شاهراههاي درون شهري، تولید انبوه و مصرف انبوه مسکن، فضاها و میدانهاي باز گسترده و غیره مشخص می شود که وقتی این عناصر در جهت الزام زندگی امروزي، قصد ورود به محله هاي تاریخی – فرهنگی دارد با آسیب شناسی گسترده اي روبرو می شود و کوچه هاي تنگ، ساختمانها و بناهاي با ارزش فرهنگی و گویاي تمدن گذشته، مانع از طراحی و برنامه ریزي مورد نظر مدرنیسم می شود. شهرگرایی جدید جنبشی در معماري و برنامه ریزي است که از استراتژي هاي طراحی بر اساس حفظ الگوهاي سنتی شهري، به منظور تنظیم توسعه پراکنده حومه اي و کاهش زوال مرکز شهر و ساخت و باز ساخت واحدهاي همسایگی، شهرك ها و شهرها حمایت می کند. شهرسازي جدید یک اصطلاح شبیه چتر۲ است که توسعه واحد همسایگی سنتی یا برنامه ریزي شهري نو- سنتی۳ آندرس دوانی۴ و الیزابت پلاتر زیبرك۵ ، مجموعه هاي با دسترسی پیاده و طراحی محلات گذرگاهی۶ پتر کالثروپ۷ ، داگلاس کلباق۸ و بیل لایبرمن۹ و رهیافت محلاتی لئون لئون کریر را شامل می شود. .(charles c.Bahl, 2000, 761-762) توسعه گذرگاهی (TOD) و توسعه واحد همسایگی نو – سنتی (TND) دو الگوي در حال گسترش شهرسازي جدید است. الگوي فشرده مدلهاي توسعه اجتماع محلی شهرسازان جدید با کاربریهاي ترکیبی و ادغامی و دسترسی دوچرخه و پیاده به تسهیلات عمومی و ویژگیهاي

عکطغهتطس wکش س ذ عطکص هئئکطتعأ حل

ئهغپطصط۲هطص سپکغ حص yغهأخ ککط۲غA حخ فطکتyظ طکصهئژ لاصکتهzطئغ حز ۲کصغکططپ سصطکغهطص حخ کژپطلاصئهط طکصکژ ح، لا؟أهتئکل کهئ؟أپخ حن غغهعطکتطکع ئئطB حک

۳۲۰۳

محلی خرده فروشی، بر خلاف توسعه پراکنده ، جدا شده و الگوي کاربري اراضی توسعه شهر – حومه عمل می کند .(Banai, 1998, 169) شهرگرایی جدید بر پایه نوستالژي به رویاي آمریکایی است و بدین ترتیب نشان دهنده کشف دوباره سنت هاي برنامه ریزي و معماري است که به مساعد ترین جا و به یادماندنی ترین اجتماع ها و محله ها در آمریکا شکل داده اند( مدنی پور، .(۳۱۰ : ۱۳۷۹ دانشمندان علوم اجتماعی و تئوري پردازان توسعه شهري معتقدند که دست پنهان بازار و تعادل نهایی در نتیجهازنتو بین عرضه و تقاضا، مخصوصاً در بازار مسکن و زمین شهري ، در برخورد با عناصر معماري و شهرسازي تاریخی و میراث فرهنگی باید با دخالت دولت تعدیل شود و از تبدیل کاربري هاي تاریخی به الزامات نیازمند عقلانیت اقتصادي و سود بنگاه جلوگیري شود. آنچه که در جنبش شهرگرایی جدید به صورت نکته اي اساسی در طراحی شهري و برنامه ریزي دیده می شود تئوري حفاظت شهري۱ و زمینه گرایی۲ در شهرسازي است. در شهرسازي مدرنیسم، منطقه بندي کاربري هاي شهري و جداسازي نواحی اشتغال و مسکن و شکل گیري حومه هاي پراکنده و حمل و نقل ارتباطی ماشین – مبنا، جاي خود را به کاربرهاي ترکیبی ، ادغام نواحی اشتغال و مسکن و متراکم سازي مطلوب فضاي شهري به منظور جلوگیري از عواقب زیست – محیطی شهر پراکنده، در شهرگرایی جدید می دهد (جدول (۱

-۱ مکان گزینی ساختمانهاي تجاري و تسهیلات عمومی در مرکز کالبدي شهر که به وسیله کمربند کاربري
اراضی مسکونی در خق۱ و خش۱ احاطه شده باشد (در مقایسه با تئوري مناطق متحد المرکز ]ارنست برگس([ -۲ مکان گزینی توسعه در اطراف محور حمل و نقل همانند حمل و نقل ریلی یا خطوط اتوبوسرانی در خق۱

(در مقایسه با تئوري هومرهویت) -۳ توسعه گذرگاهی (خق(۱ شهر و واحدهاي همسایگی توسط یک تراکم متغیر و سلسله مراتب مراکز

مشخص می شود (در مقایسه با شیب تراکم در مدلهاي مکان – دسترسی و تئوري چند هسته اي)

جدول – ۱ عناصر قابل مقایسه تئوریهاي کاربري اراضی و شهرسازي جدید

Source: R. Banai 0, 1998: 170

ایده کولاژ همرا با جنبشهاي شهرگرایی جدید به زمینه گرایی پیوند می خورد. زمینه گرایی – یکی از دیدگاههاي رایج در شهرسازي – زمینه را به مثابه رویدادي تاریخی می پندارد که عناصر شهر در درون آن شناخته، پرداخته و ساخته می شوند. در این دیدگاه عناصر و ایده هاي شهرهاي گذشته در شکل دادن به کالبد شهرهاي معاصر حضور دارند. بنابراین شهرساز زمینه گرا باید قادر باشد ویژگی هاي یک مکان را در یابد و آن را بخشی از فرایند طراحی خود قرار دهد.وي در هنگام ایجاد اجزاي جدید شکل شهر به موارد زیر متعهد می ماند:

غپطصههطککغپه غهتطس حتذ عکطئهأصxکصغپه حذذ

۳۲۰۴

(۱ زمینه گرایی کالبدي، به شکل کل از قبل موجود

(۲ زمینه گرایی تاریخی، به میزان و نظم رابطه اجزاي شهر در طول زمان

(۳ زمینه گراي اجتماعی – فرهنگی به معانی، ارزش ها و اهداف مشترك (تولایی، (۳۴ : ۱۳۸۰

زمینه گرایان توجه اساسی به الزام محیطی و مجموعه پیرامون بناها دارند و تنها به جوهر پدیده ها و بناها توجه نمی کنند. واحد تحلیل در این رویکرد، مطالعه بناها یا فضاها درارتباط با عوامل محیطی آن است و هرگونه تغییر و دخالت در آنها نیز به این عوامل وابسته می باشد .(stokols, 1987: 15-18) در این تئوري برنامه ریزي و شهرسازي، زمینه از قبل موجود با تمام عناصر انسانی – محیطی، بستري براي توسعه بعدي و الگویی براي شهرسازي جدید است و از گسست اجتماعی – کالبدي و بصري جلوگیري می کند.

-۶ ایده کولاژ شهر به مثابه زیبایی شناسی شهري

الکساندر گوتلیب بومگارتن، فیلسوف آلمانی، براي اولین بار در قرن هیجدهم میلادي، واژه زیبایی شناسـی۱ را بـه شـکل جدید بکار برد. او این اصطلاح را به منزله نوعی شناخت حسی به دست آمده از درك هنر و اشیاء زیبا به کار برد ( شـعر در کانون تحلیل او قرار داشت). معناي اخیر به سرعت جاي خود را پیدا کرد و زیبایی شناسی در معنایی به کار رفت کـه به تجربه مستقیم ( بی واسطه) یک نوع خاص اشاره داشت: درك زیبایی( احمدي، . (۲۵ :۱۳۸۵ لایب نیتس معتقد است که همه دریافت هاي آدمی که به آستانه آگاهی نمی رسند در اعماق تاریکی باقی می مانند اما آدمـی قـادر اسـت گوشـه هاي تاریک درون روح خود را بشناسد( لیدمن، .(۲۴۰ : ۱۳۸۹ از منظر لایب نیتس، لموسیقی ما را شیفته می کنـدل. گـر چه زیبایی آن چیزي بیش از این نیست که ما ناآگاهانه گام ها و نوسان ها را می شماریم به همـین نحـو چشـم از دیـدن تناسب هاي مناسب احساس خوشایندي می کند( همان منبع). ایده کولاژ شهر و موضوع زیبایی شناسی شهري از منظـر چالش ناشی از لتناسب محیط مصنوعل به هم می پیوندد. زیبایی شناسی شـهرهاي مـدرن بـر بنیـاد فکـري و فرهنگـی مدرنیسم یعنی اسطوره زدایی و عقلانیت ابزاري تکیه می کند بنابراین حامل هویت بازار و سرمایه داري است . از اینـرو از رهگذر تحولات بازار و بحرانهاي ادواري اقتصاد سیاسی سرمایه داري ، شهرها به مثابه مکانها و دیگ هاي ذوب خلاقیت و تخریب هستند. اینکه ما چگونه خودمان را به تصور درمی آوریم از رهگذر اشکال و فرمهـاي محـیط مصـنوع آشـکار مـی

ططصکلاصککA س ذ

۳۲۰۵

شود(.(Hogan,2012: 3 در واقـع شـهرها نهـایی تـرین شـکل بیـان و آشکارشـدگی مـادي از آرمـان و طـرح انسـانی است(.(Ibid بیشترین تلاش براي کنترل زیبایی شناختی در ساخت و ساز شهرهاي مدرن محمل دو موضوع است:

-۱ تجلی هنر و اشکال هنري در شهر و بناهاي شهري: استفاده از نقاشی هاي دیوار، منبت کاري و کاشی کاري هـاي بـر روي بدنه پل ها، زیرگذرها و ساختارهاي معماري، استفاده از تناسب رنگ و عملکرد در مبلمان شهري و … که همه اینهـا تامین کننده حس لذت از حضور در فضاي شهري است.

-۲ زیبایی شناسی مفهومی و شناختی از رهگذر کولاژ شهر: این بحث به آن جنبه از ضابطه منـد کـردن سـاخت و سـاز اشاره می کند که می کوشد ویژگی هاي فیزیکی و کاربردي ساختمانهاي جدید و فضاهاي میـان آنهـا را کنتـرل کنـد تـا تضمین کننده تجربه اي پر ثمر و لذت بخش براي عامه مردم باشد کـه از فضـایی کـه بـدین ترتیـب خلـق شـده اسـت استفاده کنند(Ponter,1990 نقل شده در مدنی پور، .(۲۳۷ : ۱۳۷۹

زیبایی شناسی شهري از رهگذر کولاژ شهر به تفکر مانوئل کانت درباره زیبایی شناسی معطوف است. کانت معتقـد اسـت که حس زیبایی، کنشی مجزا و خودمختار از مغز انسان است که قابل مقایسه با ادراك عقلی و عملی است. بنـابراین ایـده کولاژ در شهرسازي، عینیت۱ و بین الاذهانی بودن۲ تجربه زیبایی شناسی را در مقابل زیبایی شناسی ذهنی۳ آشـکار مـی کند. همچنین این ایده از نخبه گرایی ناشی از مدرنیسم سبک بین الملل که بعد از کنگره سـیام و مخصوصـا جنـگ دوم جهانی بر تمام عرصه هاي اجتماعی – اقتصادي و از جمله شهرسازي سیطره یافتـه بـود، گـذار مـی کنـد و شـکاف بـین معماري ]و شهرسازي[ و فرهنگ عامه را پر می کند( مدنی پور، .(۲۴۵ :۱۳۷۹ چنانچه جنـبش شـهر زیبـا کـه بـا طـرح شیکاگو (۱۹۰۹) اثر عالی برنهام و بنت مطرح شد بیان می دارد که وظیفه نخست برنامه ریزي زیباسازي است( ویلسـون، (۱۲۷ : ۱۳۸۸ از اینرو با طراحی کولاژ ملغمه امر زیبا در بنیان شهرسازي قرارداده می شـود کـه نهایتـا بـه خوشـایندي و مطلوبیت تجربه فضا منجر می شود.

-۷ کولاژ شهر و تداوم نشانه شناسی شهري

بودریار با توجه به گسترش ارتباطات الکترونیک و رسانه هاي گروهی استدلال می کرد که این قضیه مارکسیستی معکوس شده است که نیروهاي اقتصادي به جامعه شکل می دهند. در عوض زندگی اجتماعی بیش از هر چیز تحت تاثیر

yصطهطصطکjتق س ذ yصطهطصطکjتأک طکصغع س ل ططصکلاصککه کهطصطکjتأح س ص

۳۲۰۶

تصاویر و نشانه هاست(گیدنز، .(۹۷۴ :۱۳۸۷ به نظر بودریار ما در وجد و خلسه ناشی از ارتباط زندگی می کنیم(ساراپ، .(۲۲۲ : ۱۳۸۲ کوین لینچ اندیشمند بزرگ مسائل شهري عقیده دارد که فضاهاي شهري از طریق نمادها و نشانه هاي گوناگون براي شهروندان خوانایی دارند. به عبارت دیگر اگر فضاهاي شهري فاقد نشانه باشد ایجاد سردرگمی و رعب و وحشت می کند( پیري، .(۳۳ :۱۳۹۱ سی. اس. پیرس سه نوع نشانه را از یکدیگر متمایز می کند: نشانه شمایلی۱ که در آن رابطه بر اساس شباهت است- صلیب دور گردن من شبیه صلیبی است که عیسی بر آن مصلوب شد، نشانه شاخصی۲ که در آنطهراب علّی است،مانند رابطه ابر و باران، و دست آخر نشانه نمادین ۳ که در آن رابطه از مقوله قرار داد یا توافق اجتماعی است. نوع اخیر غالباً رابطه دلبخواهینامیده۴ می شود به این معنا که مثلاً میان رنگ قرمز و

دستور توقف ترافیک پیوند ضروري وجود ندارد. این رنگ می تواند آبی، نارنجی یا ارغوانی باشد. در واقع توقف پشت چراغ قرمز واقعیتی خارجی است که بر اعضاي جامعه تحمیل شده است(کرایب،.(۱۷۳ -۱۷۲ :۱۳۸۶ نشانه داراي دو وجه دال و مدلول است. این دو وجه متقابلاً نظام بخش یکدیگر هستند و یک ساخت واحد و تجزیه نشدنی را بوجود می آورند( مانند دو روي صفحه کاغذ)(توسلی، .(۱۵۳ :۱۳۷۹ ژانر فضایی کولاژ شهر به تداوم نشانه هاي فضایی الگوي خاصی از روابط اجتماعی – اقتصادي در کنار الگوي غالب می انجامد بنابراین متضمن هر سه نوع نشانه بازشناخته پیرس می باشد. با ترکیب و التقاط معماري نو – سنتی به همراه طراحی کوچک – مقیاس محلات شهري مخصوصا در بافت هاي

تاریخی و مرکزي شهر، نشانه شمایلی، شاخصی و نمادین همزمان حضور دارند. استفاده از بلوکهاي ردیفی در کنار طاقها و گچ بریهاي متوازن و متقارن اسلامی هم نوعی نشانه شمایلی است که درك بیننده و ناظر انسانی را بر اساس شباهت به الگوي معماري – شهرسازي نو سنتی و اسلامی جذب می کند همچنین نوعی رابطه علی نیز برقرار است به این صورت که علت این نوع معماري و شهرسازي التقاطی مسبوق به روابط التقاطی مدرن و سنتی است و در عین حال کولاژ شهر نوعی نشانه نمادین است به اینصورت که این التقاط و کولاژ از قراردادي بیرونی و اجتماعی حکایت دارد( شکل(۱ به عبارت دیگر کولاژ به سلیقه و قراردادهاي حاضر در جامعه وابسته است( تولایی، .(۳۶ :۱۳۸۰ نشانه شناسی به معناشناسی پیوند می خورد که در واقع معناي شهر اسلامی مسبوق به حضور نشانه هاي فضایی شهر اسلامی همانند مسجد یا بناهاي مقدس دیگري است. همچنین حفظ حجاب و پوشش در شهرسازي اسلامی به مثابه عدم اشراف واحدهاي همسایگی به یکدیگر است.

غ؟طح ططغپطع س ذ غ؟طح ئهططxک۲غع س ل غ؟طح ططئپتعyح س ص yطهطصطتطA س خ

۳۲۰۷

کولاژ

شهر

نشانه شمایلی نشانه نشانه نمادین
شناسی

نشانه علّی

شکل -۱ کولاژ شهر محمل هر سه نوع نشانه

-۸ کولاژ شهر؛ مطلوب شهرسازي اسلامی در گذار به مدرنیزاسیون

شهرسازي اسلامی همانند عرصه هاي دیگر فعالیت جمعی و کنش اجتماعی – اقتصادي، مسبوق به آیینها و احکام بنیادین اسلام است. لوئیز ممفورد به عنوان یکی از نظریه پردازان حوزه شهري در کتاب ارزشمند خود با عنوان ل مدنیت و جامعهي مدنی در بستر تاریخل که در آن سعی می کند راه درست تاریخ مدنیت را از بیرا هه هاي آن مشخص کند و به خواننده بنمایاند، در آخرین صفحه از آن می نویسد: شهر در آغاز به صورت خانهي خدا شکل گرفت: جایی که مظهر ارزش هاي جاودانی و آشکار کننده امکانات الهی بود(ممفورد،.(۷۶۰ : ۱۳۸۰ از دید وي مقصود و منظور انسان باید متوجه بازگشت به خدا و به دامان طبیعت و خودشناسی و درون کاوي باشد.(همان منبع (۲۳: و شاید این گفته او را محملی بر به صدا در آوردن ناقوس مرگ فضا هاي قالبی، کلیشه اي و شبه انسان پرورده آنها به حساب آورد که با مامفوردیسم نواخته شد و حتی می توان مامفورد را لولاي اندیشه نیهیلیستی نیچه اي ( در هجمه به تعمیم و استاندارد سازي سرمایه داري) و فلسفه فضامندي فوکویی دانست( پیري و شریف نژاد، .(۱۳۹۰ دانش شهرسازي هم هنر خلق فضاهایی است که کلام خدا در آنها منعکس می شود. اشتغال خاطر این نوع شهرسازي جاي دادن انسان در حضور خدا از طریق قدسی کردن فضاست (بمانیان، .(۲۳ :۱۳۸۶ دیوید هاروي مدرنیسم را واکنش زیبایی شناختی آشفته و متلون به شرایط مدرنیته می داند که از فرایند خاص مدرنیزاسیون نشات گرفت(هاروي، .(۱۳۹ : ۱۳۹۰ این فرایند در شهرسازي به عملکردگرایی١ و منطقه بندي کارکردي٢، خطوط مستقیم، پیشرفت خطی و پیش بینی گرایی از تمام مولفه هاي

عکطئهغپطصطغأً س ذ ؟غطغپظ س ل

۳۲۰۸

شهري، نادیده انگاري هویت اجتماعات محلی١، طرح هاي یکسان براي انواع بافت هاي شهري ارزشمند و بناهاي تاریخی، اقتصادي شدن فضا و … منجر شد. با توجه به پویایی و تحولات فکري و فرهنگی مدرنیسم و نیز سازو کارهاي متنوع اقتصادي – اجتماعی مدرنیزاسیون، نوستالژي براي الگوهاي شهري اسلامی – ایرانی و نادیده انگاري ملزومات شهري شدن مدرن به بازتولید آنها منجر نخواهد شد. آنچه از رهگذر ساخت و ساز مبتنی بر کولاژ اتفاق می افتد تبدیل شدن آیینها و ارزشهاي اسلامی به جزئی از بنیان اندیشه شهرسازي و بازنمایی این آیینها از رهگذر شهر است. ایده کولاژ می تواند جریان یکسویه تعمیم و تسلط الگوهاي مدرن بر شهرهاي اسلامی را به جریانی تعاملی و دو سویه تبدیل کند و اصول اساسی آیینهاي اسلامی از جمله، توحید، وحدت، تناسب، زیبایی، پوشش و …. در شهرسازي و معماري بازنمایی کند.

-۹ نتیجه گیري

ژانر فضایی کولاژ شهر راهبردي در جهت حفظ و حمایت از اجتماعات محلی و هویتهاي تاریخی و مکان مبنا در سیلان مدرنیزاسیون اقتصادي – اجتماعی و مدرنیسم فرهنگی است. شهرسازي مدرن به مثابه یکی از بنیادهاي اصلی اسطوره زدایی و سکولاریسم، با تقلیل گرایی معرفت شناختی و هستی شناختی در توسعه شهري آنرا به مثابه متغیرهاي کالبدي
æ تنظیم کاربري ها و … می انگارد و این امر نگاه فرهنگی و تاریخی به شهر و طراحی کالبدي را به حاشیه می برد. اما در طراحی کالبدي مسبوق به ایده کولاژ زمینه هاي تاریخی، اجتماعی و کالبدي از قبل موجود به مثابه مبناي طراحی کالبدي مد نظر قرار می گیرد و چنانچه زمینه از قبل موجود در موضع طراحی وجود نداشته باشد( همانند طرحهاي شهري آوانگارد و شهرهاي نو بنیاد)، آنچه مد نظر قرار می گیرد ایجاد زمینه کالبدي هماهنگ با فرهنگ و زیست – جهان۲ شهروندان خواهد بود. با توجه به تاثیر پذیري فعالیت هاي حوزه عمومی از نوع طراحی و برنامه ریزي کالبدي و ارتباط متقابل مولفه هاي اقتصادي – اجتماعی با طراحی فیزیکی شهر بنابراین گنجاندن ارزشها و آیینهاي فرهنگی و اسلامی در طرحها و مبانی آموزش شهرسازي باعث تقویت و بازتولید آنها می شود. این امر به مثابه روایتی نوستالژیک به شهرسازي اسلامی – ایرانی پیش از مدرنیسم نیست بلکه منظور از آن استفاده از طرح کولاژ براي برقراري رابطه متعادل

æ متناسب با فرایندهاي یکسان ساز شهرسازي مدرن محسوب می شود. کولاژ شهر براي نوسازي کالبدي محلات تاریخی

ککطصطغأععپه س ذ

– ۲ اصطلاحی که هابرماس در کتاب لدگرگونی ساختاري حوزه عمومیل (کنکذ,کهعطکتهد) براي نقد عقلانیت ابزاري مسستر در روابط اجتماعی – اقتصادي بعد از دوران روشنگري بکار می برد. از نظر هابرماس انگاره رهایی که در فلسفه روشنگري با اسطوره زدایی از بسیاري از روایت هاي خرافی تعقیب می شد، به صورت دیالکتیکی، خود با اسطوره خرد ابزاري این رهایی را از بین برد. زیست جهان ( ۲ئطپ– w کسطع) یکی از عناصر برساخته هابرماس در این کتاب و نیز در نظریه کنش ارتباطی(غپطصطA غهططهصطغأععپه) می باشد.

۳۲۰۹

ابزار مناسبی در اختیار شهرگرایی جدید قرار داده و رابطه متقابلی با زمینه گرایی در شهرسازي برقرار می کند. با توجه به اهمیت و نقش توسعه کالبدي فرهنگ محور و مبتنی بر اجتماعات محلی طراحی کالبدي مبتنی بر کولاژ محمل نشانه شناسی و زیبایی شناسی شهري است. این ژانر فضایی همزمان سه نوع نشانه شناخته شده توسط پیرس یعنی نشانه علی، نشانه نمادین یا قراردادي و نشانه شمایلی را دارد و در عین حال رابطه متقابلی با هنر و زیبایی شناسی برقرار می کند که مطلوب شهرسازي اسلامی در تعامل با مدرنیزاسیون است.