چکیده
معماری پایدار یکی از بحث های مهم زمان معاصر می باشد که عکس العملی منطقی در برابر مسائل و مشکلات عصر صنعت به شمار می رود. یکی از نمونه های معماری پایدار، معماری سنتی ایرانی است که به موضوع های اقلیمی، مصالح، سازه و ترکیب و پایداری آنها می پردازد. وجود معماری پایدار در خانه های سنتی ایران که با توجه ویژه به حیاط طراحی شده است، چشمگیر می باشد. معماران ایرانی همواره سعی در خلق فضایی بودند که در آن به آرامش برسند و در خلق این فضا محتاج طبیعت بودند و معتقد بودند که بخشی از پایداری با طبیعت ادغام شده است و در طول هم می باشد.

حیاط مرکزی با توجه به چهار اقلیم ایران، در ابعاد و اندازه های مختلف وجود داشته و کاربری های اطراف حیاط نیز با توجه به اقلیم ها متفاوت بوده است و یک معماری پایدار را تعریف می کند. در خانه های سنتی با طراحی حیاط مرکزی از انرژی های تجدیدپذیر مانند هوا، نور و … همراه با فضای سبز استفاده شده است.

هدف این مقاله بررسی عوامل پایداری در حیاط مرکزی خانه های سنتی ایران با در نظر گرفتن اقلیم می باشد و بررسی نقش کیفی مو لفه های اصلی تشکیل دهنده حیاط مانند ایوان، حوض آب و باغچه می باشد و همچنین به تفاوت های موجود در حیاط ها با توجه به اقلیم اشاره می شود و با بررسی حیاط مرکزی در چهار اقلیم می توان به ارتباط معماری گذشتگان با معماری پایدار پی برد. در بناهای بومی، استفاده بهینه از انرژی تجدید پذیر همچون جریان هوا، نور خورشید و … در ساخت وسازها مدنظر تمام سازندگان بوده است. در ایران، پدیده حیاط مرکزی به صورت ناگسستنی با باورها، رفتار اجتماعی و فردی، اقتصاد و فن آوری گذشته مردم این دیار عجین بوده است که این می تواند متاثر از شرایط محیطی ویژه این سرزمین باشد.

روش اصلی تحقیق در این مقاله، بررسی کیفی موضوع با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، مقالات علمی در نشریات مرتبط و مقالات اینترنتی در سایت های معتبر می باشد.

نتیجه حاصل از این تحقیق را می توان اینچنین بیان کرد که شکل گیری حیاط مرکزی در خانه های سنتی علاوه بر رعایت محرمیت، بیشتر تحت تاثیر پدیده های جغرافیایی یا همان اقلیم می باشد که عوامل پایداری اعم از عوامل زیست محیطی، عوامل اقتصادی و اجتماعی نیز، تواما تایر به سزایی بر شکل گیری حیاط مرکزی در ابعاد و جهات متفاوت، می باشد.

واژههای کلیدی: معماری پایدار، خانه های سنتی، حیاط مرکزی، اقلیم گرم و خشک، اقلیم سرد و کوهستانی، اقلیم معتدل و مرطوب، اقلیم گرم و مرطوب

۱

-۱ مقدمه

امروزه توجه به پایداری محیطی یکی از بحث های اخیر و مهم می باشد. پایداری محیطی بیشتر بر کاهش اتلاف انرژی در محیط، کاهش تولید عوامل مضر برای سلامت انسان و استفاده از منابع تجدید پذیر تاکید دارد. در عین حال پایداری در زمینه معماری باید به سمت تدوین ضوابطی پیش رود که بر مصرف حداقل انرژی، استفاده از مصالح تجدید پذیر، حفظ و تجدید انرژی بدون تولید آلودگی تاکید کند. با ت وجه به معماری گذشته به این مساله پی خواهیم برد که تمام عوامل پایداری در معماری گذشته ایران به وفور رعایت شده که نمونه های آن را می توانیم در طراحی حیاط مرکزی ببینیم که در ادامه به آن ها اشاره خواهد شد.

در خانه های سنتی ایرانی در طول تاریخ، حیاط به عنوان قلب ساختمان مورد استفاده قرار می گرفت. حیاط مرکزی همراه با ایوان در هر سمت، ویژگی بود که از گذشته های دور در معماری ایرانی بوده و این امکان وجود داشت که حیاط از نظر هندسی مرکز خانه نباشد اما از نظر زندگی و انجام فعالیت ها و ایجاد ارتباط بین قسمت های مختلف خانه، مرکز خانه محسوب شود.

ساخت خانه های سنتی با حیاط های زیبا به دلایل گوناگونی همچون نگرش کمی به مقوله مسکن، رویکرد سودگرایانه نسبت به زمین، عدم توجه به معنا و کیفیت فضایی و غفلت از تاثیرگذاری محیط بر روان آدمی، مورد کم لطفی و بی توجهی قرار گرفته است. این درحالی است که باور داریم انسان جزئی از طبیعت است و ارتباط نزدیکش با طبیعت، باعث ادامه حیات و دوام زندگی اوست. و در این ارتباط ارشمند، در تعالیم دین اسلام نیز مورد تاکید قرار گرفته است (طوفان، .(۷۲ :۱۳۸۵

عبدالحسینی در مقاله ای تحت عنوان سازگار کردن طراحی خانه ای مسکونی تبریز و باکو با فرهنگ و اقلیم بومی، اشاره به این دارد که : حیاط به عنوان اصلی ترین فضای باز، همزیستی با طبیعت را نمایندگی می کند. حیاط در خانه های تاریخی، میکرو اقلیم و بهشت کوچک خانه است. در خانه های تاریخی- بومی حیاط در مرکزیت قرار دارد و همانند قلب ساختمان عمل می کند. فضاهای مختلف خانه ها اعم از : اتاق، ایوان و راهرو، مهتابی و شناشیل، صفه و سکو با آرایشی تعریف شده است و تمامی فضاها به شیوه ای غیر مستقیم یا تدریجی با حیاط مستقر شده و مرتبط می باشد (عبدالحسینی، .(۱۳۹۰:۱۸

در قدیم، حیاط محلی ب رای برگزاری مراسم مختلف نظیر مراسم مذهبی، عروسی و تجمع اقوام بودمعمولاً. بصورت چهار گوش طراحی می شد و ابعاد آن را تعداد و عملکرد فضاهای اطرافش تعیین می کردهر. حیاط معمولاً یک حوض و چند باغچه داشت که بسته به شرایط مختلف محلی نظیر آب و هوا و عوامل فرهنگی اشکال متفاوتی می یافت. سازمان دهی فضاهای محصور حیاط به گونه ای بود که با تغییرات فصلی و کارکردهای مختلف اتاق های مجاور متناسب باشد. نایبی حیاط را مرکز و قلب خانه می داند و اشاره می کند که وجود حیاط مرکزی در خانه های سنتی ایران، نمودی از دورن گرایی می باشد. درون گرایی، یکی از ویژگی هایی است که درجه اهمیت به باطن را در مقابل توجه به ظاهر متجلی می سازد و در اصل تاکیدی بر عالم غیب و تفسیری بر یکی از صفات الهی (باطن) است (نایبی، .(۱۳۸۱:۴۶

حیاط مرکزی در شرایط سخت محیطی و اقلیمی، محدوده ای امن تعریف می کند و باعث آرامش و امنیت ساکنین می شود و افراد ساکن در خانه هایی با حیاط مرکزی در محیط های ناسازگار، در میان فضای باز مرکزی و محدود که با آب و غنچه و درختان ترکیب شده، احساس سرزندگی می کنند و این حیاط ها با توجه به اقلیم با هم فرق خواهند داشت، به عنوان مثال کارکرد و ابعاد حیاط در اقلیم گرم و خشک با اقلیم سرد کوهستانی متفاوت خواهد بود اما آنچه مسلم است محرمیت در هر دو حفظ می شود.

در این مقاله سعی می شود به این پرسش ها پاسخ داده شود که نقش اصلی پدیده های جغرافیایی در شکل گیری حیاط مرکزی در اقلیم های مختلف به چه صورت است؟ آیا به نیازهای حیاتی انسان و معماری پایدار پاسخگو می باشد؟ ویژگی خانه های سنتی و حیاط داخل آن به چه صورت است؟ و این حیاط ها در چهار اقلیم متفاوت چگونه بنا را به معماری پایدار نزدیک کرده اند. برای رسیدن به این هدف ابتدا اصول معماری خانه های سنتی ایران مورد بحث قرار می گیرد.

۲

۱-۱ معماری پایدار
در فرهنگ لغت پایداری با کلماتی مانند: دوام و ماندنی، دارای ثبات و همیشگی و مقاومت کننده در واقع آن چیزی است که می تواند در آینده تداوم داشته باشد، معنی شده است. اصطلاح (Sustainable) برای نخستین بار توسط کمیته جهانی گسترش محیط زیست مطرح شد و هر روز بر ابعاد و دامنه آن افزوده می شود تا استراتژی های مناسبی پیش روی جهانیان قرار گیرد.

پایداری، کلمه ای که در لغت از آن به عنوان دوام و ماندگاری یاد می شود در معماری خانه های سنتی ایران به ویژه در حیاط مرکزی به گونه ای بارز نمود داشته است. در تعریفی از حیاط مرکزی، می توان آن را به عنوان اصلی ترین فضای باز در خانه های سنتی محسوب نمود که از عناصر اقلیمی مانند باد، تابش خورشید، نظم فصول، آب و مانند اینها برای ایجاد آسایش بهره می گیرد(حائری،.(۱۲۲:۱۳۸۸ در این جهان، معماران نیز همسو با سایر دست اندرکاران در پی یافتن راهکارهای جدید برای تامین زندگی مطلوب انسان بوده اند. بدین منظور سعی کرده اند ساختمان های پایداری به وجود آورند که از منابع و انرژی مناسب بهره برداری کند و ساختمان مورد نظر با محیط مطابقت داشته باشد و از آلودگی هوا جلوگیری به عمل آید. طراحی پایدار با درک از محیط آغاز می شود. که اگر ما به این درک برسیم از صدمه زدن به محیط جلوگیری خواهیم کرد. در واقع چالش معماری پایدار، در ارتباط با یک راه حل جامع برای ملاحظات محیطی و در عین حال برای بدست آوردن سطح بالای کیفیت زندگی و ارزش های زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و آسایش می باشد(WGSC،.(۲:۲۰۰۴

مفهوم توسعه پایدار به معنی ارائه راه حل هایی در مقابل الگوی سنتی کالبدی، اجتماعی و اقتصادی توسعه می باشد که بتواند از بروز مسائلی همچون نابودی منابع طبیعی، تخریب اکوسیستم ها، آلودگی، افزایش بی رویه جمعیت، رواج بی عدالتی و پایین آمدن کیفیت زندگی انسان ها جلوگیری کند.

۱-۲ اصول معماری خانه های سنتی ایران
خانه یکی از مباحث مهم در معماری ما می باشد که کمتر به آن پراخته شده است . متاسفانه در دانشکده های معماری این مبحث مورد بررسی قرار نگرفته است. نیاز به خانه در این زمان خیلی احساس می شود و می بایست با شناخت معماری گذشته و تطبیق آن با معماری معاصر، این نیاز را برطرف کرد. واژه “خانه” که امروز مصطلح است، در گذشته به اتاق اطلاق می شده است، اتاق خصوصی را “وستاخ” و یا گستاخ یا وثاق می نامیده اند و از واژه “سرا” به جای کلمه خانه در اصطلاح امروز آن استفاده می شده است. (پیرنیا، .(۱۳۸۸:۱۵۳

راپاپورت ۱، اندیشمند معروف حوزه معماری و شهرسازی می گوید: خانه بیش از آنکه ساختاری کالبدی باشد، نهادی است با عملکرد چند بعدی. از آنجا که ساخت خانه خود عملکردی فرهنگی است در نتیجه، شکل و سازمان آن نیز متاثر از فرهنگی است که خانه محصول آن است. او همچنین معتقد است که در جوامع سنتی، خانه و شکل سازمان و تقسیمات فضایی آن را، قبل از آنکه اقلیم و مصالح و فناوری تعیین کنند، درک انسان ها از جهان و حیات و نیز فرهنگ آنان شامل اعتقادات مذهبی، ساختار قبیله و خانواده، سازمان اجتماعی و روش زندگی افراد تعیین می کرده است . فرهنگ ها و جوامع سنتی در گذشته از دو نظام برای نظم دهی محیط خود سود می جسته اند: یکی نظم هندسی و دیگر نظم مقدس (قدسی)؛ و البته این دو نظم جدا و منفک از یکدیگر نبوده اند ولی امروز ه ما شاهد جانشینی نظم های فناورانه ایم که بدون ارتباط با نیازهای انسان و خارج از اراده و خواست وی، به شیوه زندگی و خواست های او شکل می دهند (راپاپورت، .(۱۳۶۶:۳۴

وقتی کلمه خانه به گوش می رسد، آنچه در ذهن جاری می گردد بدیهی و بی نیاز از تفسیر به نظر می رسد؛ ولی هر چند از نظرگاه های مختلف تعاریف گوناگونی درباره خانه، یعنی خصوصی ترین فضای زیست انسان عرضه شده است، اما هنوز این پدیده جای بحث بسیار دارد. تعاریف و تفاسیر مفهوم خانه در ظاهر در همه دنیا کم و بیش به یک صورت است؛ اما واقعیت این است که اولاً نگاه جوامعمختلف به پدیده ای به نام خانه متفاوت است و ثانیاً نیز مفهوم خانه در طی تاریخ کاملاً متحول شده است. امروزه پرداختن مکرر به مقولاتی چون خانه سازی انبوه، خانه سازی صنعتی و اقتصاد مسکن، که از تبعات معماری مدرن است، ما را از مفهوم واقعی خانه دور کرده است و دیگرتقریباً کسی به چیستی و معنا و فلسفه خانه نمی اندیشد (براتی، .(۱۳۸۲ در مسکن

۳

سنتی ایران با توجه به پیروی نقشه، نما و فضاهای خانه از یک الگوی عام شکل گیری و نظام ساخت فضاهای تثبیت شده، تطبیق زندگی روزانه و فصلی با تنظیم روابط افقی و عمودی خانه و استفاده از فضاهای مختلف در ساعات مختلف روز و در فصول مختلف میسر می شده است. فضاهایی چون تابستان نشین، زمستان نشین، زیرزمین، بالاخانه و پشت بام امکان تطبیق خانه با شرایط مختلف زندگی را فراهم می آورد. سازمان دهنده انعطاف پذیری در این مقیاس عنصر مرکزی خانه یعنی حیاط است (عینی فر، .(۱۳۸۲:۷۰

خانه ها و حیاط های بزرگ خانه های قدیمی، همیشه طوری ساخته می شدند تا از بهترین جهت تابش نور خورشید استفاده کنند، از بادهای نامناسب و توفان های منطقه ای در امان باشند و رو به سمت بادهای مطبوع قرار گیرند. ساخت این خانه های طوری بود که شرای ط کیفی مناسب از نظر جسمانی و روحانی را برای ساکنین ایجاد می کرد و سازمان دهی فضایی این خانه ها با سازه آن در هماهنگی کامل بود. خانه های سنتی متناسب با اقلیم، فرهنگ و مصالح منطقه مورد نظر ساخته می شد تا جوابگوی نیازهای مردم منطقه باشد.

عینی فر در مقاله ای تحت عنوان الگویی برای تحلیل انعطاف پذیری در مسکن سنتی ایران به این موضوع اشاره می کند که بخشی از نیازهای مسکن سنتی از طریق انطباق زندگی با تغییرات فصلی و روزانه تامین می شود و خانه های با حیاط مرکزی در ساعات روز و در فصل های سال از فضاهای مختلفی از خانه استفاده می شد. ضرورت های اقلیمی و محیطی و استفاده از بهترین شرایط طبیعی، ساکنین خانه را به تغییر مکان در فضاهای داخلی خانه و استفاده بیشتر از قابلیت های دید و منظر و محیط بیرونی آن باشد (عینی فر، .(۶۲ :۱۳۸۲

در خانه سنتی ایرانی مبنای نظم دهنده به کالبد خانه پیمون است که به سه شکل پیمون بزرگ، کوچک و خرده پیمون مورد استفاده معماران آن زمان بوده است . با اتکا به نظام مذکور، بالاترین وظیفه معمار شناخت، درک و تجسم فضایی نیروهای ساکن و جاری در کالبد باربر ساختمان بوده و با اشرافی که در طراح بنا ایجاد می شد، تناسبات و ابعاد قسمت های پر و خالی ساختمان تعیین می گشت (ابوالقاسمی، .(۱۳۶۶:۳۵۹

پیشینه تحقیق
مطالعات مختلف مربوط به خانه های سنتی وجود دارد. بخشی از این مطالعات مقابله با آرایش فضایی، شکل و سبک سنتی از خانه های مختلف با حیاط مرکزی است.کتاب “خانه های حیاط مرکزی در گذشته، حال و آینده” نوشته ادوارد برایان در تحلیل داده ها بسیار سودمند بوده است. در تحلیل داده های بعضی از خانه های ایران، اقلیم های مختلف مورد استفاده بوده است. از کتابی دیگر تحت عنوان ” بررسی اقلیمی ابنیه سنتی ایران ” که نوشته وحید قبادیان است و دارای اطلاعات، اسناد و تصاویر بسیار جامع و مفید بوده، استفاده شده است. در کتاب به مورفولوژی خانه های سنتی، تحول و دگرگونی، هنر های ساختمانی و … پرداخته می شود. در کتاب” اقلیم و معماری” نوشته مرتضی کسمایی، فرم و جهت گیری بنا ها در اقلیم های مخلف ایران مورد بررسی قرار

گرفته است. فرهاد احمدی نیز در زمینه حیاط مرکزی بررسی های متنوعی داشته که در کتاب” حیاط مرکزی در معماری ایران” مطالب مفیدی درج شده است که مورد استفاده قرار گرفته است. مقاله ای استفاده شده است که در خصوص حیاط مرکزی و اقلیم و پایداری خانه های سنتی ایران، که به بررسی مطالعات مهم حیطه موضوع مورد بحث پرداخته است با نام”شهر- خانه حیاط مرکزی ” که توسط فرهاد احمدی نوشته شده است و در مجله صفه شماره ۴۱ به چاپ رسیده است. این مطالعه در بررسی عوامل اصلی پایداری است که به شکل خانه های سنتی با حیاط مرکزی در ایران ارتباط دارد و از طریقی، بسته به محیط زیست و عوامل اجتماعی است. نتیجه بدست آمده با مطالعه منجر به اهمیت یافتن این رابطه شکل، نه تنها در سطح حیاط، بلکه در کل سطح ساختار خانه در اقلیم های گوناکون می باشد.

۴

مبانی نظری
هر بنایی به عنوان جزیی از فرهنگ، وظیفه دارد که یک اندیشه ذهنی را از طریق فرم، عینیت بخشد و این حامل پیامی تحت عنوان “هویت” مطرح می شود. معمار سنتی در جستجوی نظمی بر اساس بهره وری از مواهب طبیعی و هماهنگ با نظم حاکم بر طبیعت بوده، به دنبال آماده سازی مکانی است که هر آنچه از مواهب طبیعی است، در محدوده زیست فراهم آورد، بدون آنکه خلوت زندگی به هم بخورد. در پاسخ به این خواسته، خصوصی ترین باغ درونی را می سازد و آن را با نام حیاط معرفی می کند. حالت بلورین و طرح منظم هندسی فضاها در خانه سنتی و ساختار هندسی این واحد های بلورین برگرد حیاط، بر اساس ملاحظات محیط زیست و رعایت عرصه های عمومی تا خصوصی است که کل خانه را می سازد(طوفان،.(۷۵ :۱۳۸۵

چارچوب نظری بحث حاضر بر اساس مفاهیم حیاط مرکزی بوده است که به اختصار مورد بررسی قرار میگیرند. جوامع مختلف تعاریف متفاوتی از فضای حیاط مرکزی ارائه میکنند. عشایرعرب برای اولین باراستفاده ازمفهوم یک حیاط درطول سفرخودرا با راه اندازی چادرخوددراطراف یک فضای مرکزی که به دام آنها سرپناه وامنیت میداده، را تجربه کرده اند. باتوسعه معماری عربی واسلامی، حیاط یک عنصر ضروری گونه شد. این احتمال وجودداردکه شیوه زندگی قبلی بیابان عشایری ازاعراب تأثیر زیادی برخانه های دائمی آنها را داشته است. بنابراین حیاط برآورده کننده ی نیازریشه دار برای زندگی آنها بشمار رفت. معماری خانه های با حیاط مرکزی باسابقه ای طولانی، برای اولین باردرساختمانهای سوریه وعراق، سه هزارسال پیش ظاهر شده است. خانه با حیاط مرکزی یکی ازاشکال پایدارترین معماری، فراترازمرزهای منطقه ای، تاریخی وفرهنگی است.

حیاط مرکزی، نامی است که به طور معمول به انواع متنوعی از حیاط هایی گفته می شود که در آنها دست کم در یـک سـمت و دست بالا در چهار سوی آن ها فضای ساخته شده وجود دارد و تنها یا مهم ترین و اصلی ترین فضا برای تامین نور، تهویه، ارتباط درونی و برخی کارکردهای دیگر برای خانه است. جای گرفتن فضاهای ساخته شده در پیرامون حیاط و به ویژه در حیاط خانه های بزرگ و بسته شدن این گونه حیاط ها در چهار سمت با اتاق ها یا دست کم با دیوار، سبب نامیده شدن آن به حیاط مرکزی شده است. در متون کهن آن را “میان سرا” خوانده اند(سمرقندی،.(۵۹ :۱۳۴۳

روش تحقیق

پژوهش حاضر از نوع توصیفی تحلیلی می باشد. مطالب گردآوری شده در این تحقیق، اسنادی است و اطلاعات بصورت عمده از اینترنت می باشد و شامل تعدادی کتاب، مقاله و سایت می باشد. بر اساس اسناد یافته شده از آنها، متغیر های مورد بررسی در این نوشتار به دو بخش تقسیم شده است. متغیر مستقل، فرهنگ و اقلیم و متغیر وابسته، شکل خانه و به ویژه حیاط می باشد. در این تحقیق، جامعه آماری تعدادی خانه در اقلیم های چهار گانه “سرد و کوهستانی”، “معتدل و مرطوب”، “گرم و مرطوب” و “گرم و خشک” مورد بررسی می باشد.

-۲ معماری حیاط مرکزی
یکی از استراتژی های طراحی ساختمان که دارای پتانسیل برای غلبه بر مشکلات آب و هوایی است، حیاط مرکزی می باشد. فرم حیاط مرکزی یک نوع عنصر ساختمانی بسیار قدیمی است که توسط بسیاری از فرهنگ ها و تمدن های شهری مورد استفاده قرار گرفته است(زکریا، (۲۰۱۰ هر بنایی به عنوان جزئی از فرهنگ، وظیفه دارید که یک اندیشه ذهنی را از طریق فرم، عینیت بخشد و این حامل پیامی تحت

عنوان “هویت” مطرح می شود. معمار سنتی در جستجوی نظمی بر اساس بهره وری از مواهب طبیعی و هماهنگ با نظم حاکم بر طبیعت بوده، به دنبال آماده سازی مکانی است هر آنچه از مواهب طبیعی است، در محدوده زیست فراهم آورد، بدون آنکه خلوت

۵

زندگی به هم بخورد. در پاسخ به این درخواست، خصوصی ترین باغ درونی را می سازد و آن را با نام حیاط معرفی می کند. حالت بلور ین و طرح منظم هندسی فضاها در خانه سنتی و ساختار هندسی این واحدهای بلورین بر گرد حیاط، بر اساس ملاحظات محیط زیست و رعایت عرصه های عمومی تا خصوصی است که کل خانه را می سازد (طوفان، .(۷۵ :۱۳۸۵

حیاط مرکزی، نامی است که به طور معمول به انواع متنوعی از حیاط هایی گفته می شود که در آنها دست کم در یک سمت و دست بالا در چهار سوی آن ها فضای ساخته شده وجود دارد و تنها یا مهم ترین و اصلی ترین فضا برای تامین نور، تهویه، ارتباط درونی و برخی کارکردهای دیگر برای خانه است. جای گرفتن فضاهای ساخته شده در پیرامون حیاط و به ویژه در حیاط خانه های بزرگ و بسته شدن این گونه حیاط ها در چهار سمت با اتاق ها یا دست کم با دیوار، سبب نامیده شدن آن به حیاط مرکزی شده است. در متون کهن آن را میان سرا خوانده اند (ابوطاهر سمرقندی، .(۵۹ :۱۳۴۳

نایبی به این نکته اشاره می کند که حیاط مرکزی قبل از اسلام به دلایل گوناگون مورد استفاده قرار می گرفت، بعدها عنوان بیانی از احساس مسلمین نسبت به فضا و به خصوص فضای معنوی، معنا یافته و بعدها در فرهنگ معماری اسلامی از نظر کاربردی و از لحاظ سمبلیک به اوج خود رسیده است. مرکزیت در اسلام، نمادی از “وحدت وجود” بوده و بر پایه و اساس بازتاب کیفیتی است که در بطن آن “وحدت” بوده و بر پایه و اساس بازتاب کیفیتی است که در بطن آن “وحدت” نهفته است. پس در بیان و انعکاس آن از طریق مرکزیت، فضاهای پر و خالی هر یک به گونه ای به کیفیات فرمی فضایی، مجهز می شوند و در این میان حیاط های مرب ع مستطیل شکل، سمبلی از ثبات و پایداری می گرندند و زمانی که در مرکز قرار می گیرند به عنوان یک عنصر نظم دهنده به معماری و مکان عمل کرده و قطبی می شوند که فضاهای اطراف را تحت تاثیر خود قرار می دهند (نایبی، .(۴۸ :۱۳۸۱ در زندگی فرد مسلمان، تاکید بیشتر به ابعاد درونی و معنوی در مقایسه با ابعاد بیرونی و مادی صورت می گیرد. تاکید بر شخصیت فرد در اسلام، اعضای خانواده او را منزل یا حرم و منسوبین مقدس او محسوب کرده و این مفهوم نمادین در خصوصی ترین عرصه زندگی او در حیاط یا قلب خانه سنتی ظاهر می شود. این ویژگی خانه سنتی، حیاط را در مرتبه ای بالاتر از مفهوم فضای باز، قرار می دهد (ابوضیا و قزلباش، . (۲۴ :۱۳۶۴

طراحی فضاهای حیاط مرکزی به صورتی می باشد که امکان زندگی اجتماعی را برای چندین خانواده در یک خانه مهیا می سازد بدین صورت که اتصال فضاها به هم و ارتباط آنها نسبت به دور تا دور حیاط، زندگی اجتماعی را در مقیاس کوچکتر شکل می دهد.

احمدی معتقد است که حیاط مرکزی در ترکیب بندی سکونتگاه های این دیار عنصری جوهری و در واقع از جنس فضا و تهی است که ادارک آن از طریق ساختارهای جداره ای، سازمان دهی کف و نوع مصالح و روش های ساختانی مقدور می شود و خلوت، امنیت، حق شهروندی و حیطه های خصوصی ساکنین را تامین می کند. حیاط های مرکزی که اضلاع آن ها عمود بر جهت چهارگانه خورشیدی است، گشایش چهارضلعی منتظمی را پدید آورده است که لبه فوقانی آن با آسمان اتمام یافته و در مرکز آن آب نشسته است. این فضا، می تواند به تعبیری نماد مکان و مرکزیت باشد، گذر زمان را نیز به نمایش می گذارد (احمدی، :۱۳۸۴ .(۹۳-۱۱۲

شکل اغلب حیاط های مرکزی در ایران به صورت مربع – مستطیل می باشد و در برخی موارد گوشه های آن پخ داده شده تا امکان نوردهی و دسترسی را آسان کند. ترکیب بندی اطراف حیاط مانند وجود رواق ها یا طاق نماها شکل دیگری به حیاط می دهد که این ترکیب در اقلیم های مختلف متفاوت می باشد.

در حیاط، حضور آب، سبزی، آسمان، آفتاب، باد شب و مهتاب و رابطه معمارانه با آنها کاملا محسوس است. حیاط از نظر احساسی فضایی همانند یک اتاق عمل می کنند. چهار جبهه حیاط، حتی آن قسمت ها که فقط دیوار است مشخص و تعریف شده است. مجموعه فعالیت های زندگی درون اتاق ها را می توان به حیاط منتقل کرد. در هر سمت حیاط، ترکیب لایه های افقی و عمودی فضا، همچون شبکه ای در هم تنیده، انواع فضاهای مختلف الارتفاع را برای فعالیت های خصوصی و عمومی مرتبط با شیوه زندگی فراهم می آورد(حائری مازندرانی، . (۸۷ :۱۳۸۸ سلطان زاده نیز در مقاله ای اشاره به این داشته که چگونگی قرار گرفتن فضاهای ساخته شده یا سرپوشیده در فضاهای باز معماری است. عوامل و پدیده های گوناگونی در نحوه شکل گیری فضاهای باز در ترکیب

۶

با فضاهای مصنوع یا ساخته شده نقش دارند. نوع کارکرد بنا از جمله این عوامل است، زیرا یکی از جنبه ها و نقش های فضاهای باز یا حیاط به کارکرد ساختمان مربوط می شود و چگونگی طراحی حیاط و همچنین در نظر گرفتن فضای سبز و آب و سایر عناصر در درون آن به کا رکرد بنا بستگی می یابد حیاط یا فضای باز در واحدهای مسکونی، کارکردهای بسیار متنوعی دارد که یکی از آنها نقش و کارکرد فرهنگی و آیینی است (سلطان زاده، .(۷۰ :۱۳۹۰

حیاط مرکزی که در قبل از اسلام به دلایل گوناگون مورد استفاده بود بعدها به عنوان بیانی احساس مسلمین نسبت به فضا و به خصوص فضای معنوی، معنا یافته و بعدها در فرهنگ معماری اسلامی از نظر کاربردی و از لحاظ سمبلیک به اوج خود رسیده است. مرکزیت در اسلام، نمادی از وحدت وجود بوده و بر پایه و اساس بازتاب کیفیتی است که در بطن وحدت نهفته است. پس در بیان وحدت و اساس آ ن از طریق مرکزیت، فضاهای پر و خالی هر یک به گونه ای به کیفیات فرمی فضایی مجهز می شوند و در میان حیاط های مربع مستطیل شکل، سمبلی از ثبات و پایداری می گردند و زمانی که در مرکز قرار می گیرند به عنوان یک عنصر نظم دهنده به معماری و مکان عمل کرده و قطبی می شوند که فضاهای اطراف خود را تحت تاثیر قرار می دهند (نایبی، :۱۳۸۱ .(۴۸

بورکهارت۲، در مورد روشنایی خانه های سنتی مسلمانان معتقد است که این خانه ها از حیاط های درون خویش روشنایی و هوا می گیرند، نه از خیابان. هر گاه به نقشه شهرهای اسلامی بنگرید می بینید که در کنار خیابان های عمده سراسری رشته بن بست ها و کوچه های پیچاپیچ قرار گرفته اند که راه آمد و شد خانه های انبوه و پرشماری هستند (بورکهارت، .(۱۹۸ : ۱۳۶۵

با گذشت زمان و تبدیل معماری سنتی به معماری مدرن حیاط از این معماری حذف شد و استخوان بندی اصلی معماری ایرانی به هم ریخت. معماری معاصر نسبت به تامین آسایش و محرمیت در این خانه ها به مخاطره افتاد و در این زمان بود که ارزش معماری سنتی ایرانی بیش از پیش مشخص شد چرا که با طراحی حیاط مرکزی، امنیت، آرامش، محرمیت، خرده اقلیم مناسب و …

جوابگوی بسیاری از مشکلات بود.

در این زمینه حسینی و حیدری در مقاله ای به این موضوع اشاره می کنند که حذف حیاط از معماری خانه های مسکونی و ایجاد ارتباط مستقیم فضای بیرون با درون در طرح های جدید آپارتمانی و نادیده گرفتن طبیعت و پیرامون، امنیت روانی انسان را به مخاطره انداخته و زندگی اجتماعی درون را دشوار ساخته است. حذف حیاط های سنتی، فرهنگ و عادات زیبای با هم زیستی را از بین برده و در آپارتمان های امروزی دیگر مکانی برای اقامت بزرگان (پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها) که حافظ ارزش های سینه به سینه ما هستند وجود ندارد (حسینی و حیدری، .(۱۳۸۷

با بررسی مطالب فوق، می توان بیان کرد که حیاط مرکزی چون واحه ای طبیعی، نور، آب، باد و گیاه را گرد هم می آورد و بدین ترتیب در شرایط نامطلوب محیطی، منطقه آسایش برای ساکنان فراهم می سازد. در ادامه به بررسی اجمالی ارزش آب، ایوان و باغچه که در ترکیب بندی و استخوان بندی حیاط مرکزی نقش موثری دارند، می پردازیم.

آب: یکی از عناصر مهم تشکیل دهنده حیاط ها، وجود آب و حوض است. حوض های سنتی از نظر شکل و فرم بسیار متنوع؛ گاه شش ضلعی، دوازده ضلعی و اغلب مستطیل شکل بوده اندغالباً. حوض را در یکی از محورهای اصلی فضای خانه احداث می کردند؛ به طوری که طول حوض در امتداد طول فضای منزل قرار گیرد(روحانی، .(۲۶ :۱۳۷۱

ویلبر۳ معتقد است در فرهنگ معماری سنتی، مفهوم “حیات در حیات ” مطرح می گردد و این حیات از طریق حضور آب تحقق می یابد . اهمیت آب، که در حیات بخشی و پاکیزه سازی است، انسان سنتی را ناگریز از تلاش برای دسترسی همیشگی به آب روان و پاک می کرد. حوض یکی از جنبه های خاص از خانه های سنتی را تشکیل می دهد. در خانه های سنتی، حوض از طریق نهرهای جاری در معبر سیراب می شد. به عکس عده ای، آب حوض ها به مصرف آشامیدن نمی رسد بلکه ذخیره ای است برای آب پاشی و خوابانیدن گرد و خاک حیاط و ایوان و … (ویلبر، .(۴۶ :۱۳۴۸

آب به صورت پنهان و آشکار، مهم ترین نقش را در شکل دهی بافت سنتی به عهده دارد. مواقعی که آب روان قنوات از اعماق بسیار پایین نمی گذرد، راه حل دیگری مورد استفاده قرار می گیرد. در این حالت آب صورت آشکار می گیرد و در مرکز صحن حیاط اصلی ظاهر می شود (ابوضیاء و قزلباش، .(۲۸ :۱۳۶۴

۷

ایوان: ایوان یکی از فضاهای مهم معماری ایرانی است که به صورتی فضایی نیمه باز در حیاط خانه های سنتی ایران به اشکال و فرم های مختلفی به چشم می خورد. در لغت نامه دهخدا به معنای صفه، مطلق، نشستنگاه بلند که بر آن سقف باشد و همچنین پیش گشاده و جلو آمده باشد؛ و در فرهنگ عمید به معنای صفه، پیشگاه اتاقه قسمتی از ساختمان که جلوی آن باز و بدون پنجره باشد معنا شده است.

در کتاب حس وحدت درباره مفهوم ایوان و رواق آمده است: مفهوم ایوان و رواق در سراسر تاریخ اسلام متضمن تلویحات ژرفی بوده است. ایوان نمایشگر امکانات تعیین و تحدید فضاست و همانا “طریفت” یا فضای انتقالی بین عوالم زمینی و زمانی است. از دیدگاه ما بعدالطبیعی، ایوان خود مقام نفس می تواند به شمار آید که میان باغ یا حیاط در حد روح و اتاق در حد جسم سیر می کند (اردلان و بختیار، .(۲۳ :۱۳۸۲

ایوان ها تقریباً از اوایل قاجار خود را در بنا نشان می دهند و ادامه ایوان های ستون دار دوره زندیه هستند که در این بناها استفاده شده و بعدها با ویژگی خاص مربوط به دوره قاجار طراحی می شوند. در بناهای کهن عمق ایوان با زاویه تابش خورشید در هنگام ظهر تنظیم شده است. هنگامی که خورشید اوج می گیرد و بیشترین زاویه را به سطح افق پیدا می کند، ایوان مانع از ورود تابش های گرم و سوزان به درون ساختمان می شود و دمای داخلی اتاق ها را نیز کنترل می کند.

محمودی معتقد است که از لحظ فضایی، ایوان باعث ایجاد تنوع فضایی، تجربه خاص زیستی، خوانایی، تشخیص خانه، تمایز و در عین حال پیوستگی درون و برون می گردد. ایوان از مهم ترین فضاهای معماری ایرانی است و در بیشتر خانه های سنتی به چشم می خورد، به لحاظ فرم، ابعاد و جایگاه متنوع است و عملکردهای زیادی دارد. فضاهای زیادی مترادف ایوان هستند. به عنوان مثال نوع بدون سقف آن را گاه بهار خواب و در برخی شهرها مهتابی می گویند. گونه دیگری از آن با ستون های متعدد در جلو و ارتفاعی برابر سقف و عرضی کم، رواق نام دارد. رواق نیز از سه سو بسته و از یک سو باز است (محمودی ، .(۵۴ :۱۳۸۴

نگاهی به آثار باقیمانده از بناهای ایران و خانه ها به طور ویژه، از دوره های باستانی و تاریخی، نشان می دهد که حداقل از عصر هخامنشی به این سو بناهای با ایوان، یکی از سه کانسپنت اصلی و ادامه دار معماری ایرانی بوده اند که دو کانسپت دیگر بناهای گنبددار و ستون دار می باشند. ایوان و رواق دور حیاط مرکزی و تقسیمات سه بخشی همگی بی کم و کاست در اکثر بناهای رسمی و عادی ایران به کار رفته اند (جوادی، .(۲۱ :۱۳۶۳ هم چنین ایوان به لحاظ تزئینات به عنوان نقطه اتصال شاه نشین و تالار و اتاق با حیاط، فضای مهمی است و در معماری ایرانی »: این نقاط وصل زیباترین و هنرمندانه ترین آرایه ها را به خود می گیرند که در ایوان طاق برافراشته و مقرنس زیر آن تصویری از والاترین و متعالی ترین هنری است که یک استادکار در ذهن دارد« (صارمی و رادمرد، .(۱۰۹ : ۱۳۷۶

باغچه: طبیعت همه جا هست. طبیعت تاثیر گذار است و در عین حال می توان ردپای آن را در پژوهش خلاق جستجو کرد. طبیعت سرچشمه احساسات، شور و شعف و رایحه فضا و زمان است (آنتونیادس۴، .(۴۰۱ :۱۳۸۳ از نظر تعالیم اسلامی، طبیعت ضمن آنکه محل زندگی انسان است، سراسر آیات الهی بوده و به عنوان منبع مهم شناخت مطرح می باشد (سیفیان، .(۴ :۱۳۸۹ اهمیت و ارزش درخت و فضای سبز همانطور که در دوران معاصر قابل مشاهده است در طول تاریخ نیز در همه جا دیده شده اگر چه بصورت اندک باشد. توجه به فضای سبز در گذشته چنان بود که اگر در حیاط باغچه طراحی نشده باشد از گلدان های گوچک در اطراف حوض آب استفاده می کردند. در برخی مواقع باغچه در داخل حیاط فرو می رفته که گودال باغچه نامیده می شد که این گودال باغچه دسترسی به آب قنات را فراهم کرده است. وجود درخت و باغچه در حیاط مرکزی رطوبت کافی را در آب و هوای گرم و خشک فراهم می آورد و ابعاد و اندازه آن نیز نسبت به هر اقلیم متفاوت می باشد.

-۳ بررسی ویژگی های حیاط مرکزی در چهار اقلیم ایران
یکی از مهم ترین عوامل موثر در طراحی شهرها، اقلیم می باشد. آنچنان که تاثیر آن در تمام تار و پود بافت شهری و حتی تک تک بناها و عناصر معماری داخلی فضاها دیده می شود. در ایران معماری بناها و شهرها در اقلیم گرم و خشک یکی از بارزترین و

۸

مشخص ترین نمودهای تاثیر اقلیم بر فرم گیری و شکل گیری شهر و بناهاست و می توان زیباترین و هنرمندانه ترین طراحی های ایرانی را در پهنه وسیع این اقلیم مشاهده نمود ( گرجی مهلبانی، .(۱۷ :۱۳۹۰ الگوی حیاط مرکزی نیز بیشتر تحت تاثیر محیط های گرم و خشک می باشد اما برای به وجود آوردن آسایش در سایر اقلیم نیز، در معماری سنتی ایرانی استفاده شده است. در شهرهایی چون خلیج فارس، یزد و شیراز، مناطق معتدل چون کناره زاینده رود و سردسیر مانند تبریز. آنچه مسلم است، تفاوت در معماری خانه های مسکونی و حیاط مرکزی در چهار اقلیم می باشد. تغییرات آب و هوایی نقش مهمی را در شکل گیری حیاط مرکزی بازی کرده است که در ادامه به آنها اشاره می کنیم.

۳-۱ حیاط در اقلیم سرد کوهستانی
در این مناطق بنا باید طوری شکل گیرد که در زمستان جذب حداکثر گرما با حفظ آن و در تابستان جذب کمترین مقدار حرارت را داشته باشد. بنابراین در سمت شمال و جنوب بنا، دیوارهای طویل و بازشوهای اصلی قرار می گیرند. در اقلیم سرد ساختمان ها دارای حیاط مرکزی بصورت درونگرا می باشند و ایوان ها و حیاط مرکزی با توجه به هوای سرد نسبت به سایر اقلیم ایران کوچکتر می باشند. اطاق های واقع در سمت شمال حیاط از سایر قسمت ها بزرگ تر و وسیع تر است و تالار یا اتاق اصلی در همین سمت واقع می باشد و دلیل این امر استفاده از تابش مستقیم و حرارت آفتاب در زمستان است و چون فصل تابستان عمدتا کوتاه و دمای هوا نسبتا معتدل است از سمت جنوب ساختمان کمتر استفاده می شود. از اتاق های جنوبی و در بعضی از خانه ها اتاق های شرقی و غربی اگر وجود داشته باشد برای خدمات استفاده می شود (قبادیان ، .(۱۰۳ :۱۳۸۴ از آنجایی که هوا در اغلب مواقع سرد و یا بسیار سرد است، لذا اکثر فعالیت های روزمره در داخل اتاق ها صورت می گیرد. به همین دلیل ابعاد حیاط در این نواحی قدری کوچکتر از مناطق فلات مرکزی ایران است. تصویر شماره ۱

شکل:۱ اقلیم سرد و کوهستانی(ماخذ: سایت اینترنتی)

قبادیان به این نکته اشاره می کند که در اکثر شهرهای مناطق سردسیر، همانند مناطق گرم و خشک ایران، کف حیاط ساختمان ها یک الی یک و نیم متر پایین تر از پیاده رو است تا آب جاری در جوبها و نهرها را بتوان سوار باغچه در حیاط و یا آب انبار واقع در زیرزمین نمود. البته پایین تر بود ساختمان از سطح معابر باعث حفظ حرارت درون ساختمان نیز می شود، زیرا زمین مانند یک عایق حرارتی اطراف خانه را احاطه کرده و مانع تبادل حرارت بین ساختمان و محیط اطراف می شود(قبادیان، .(۱۰۴ : ۱۳۸۴

در مناطق سرد، فرم های بسته و فشرده و ساختمان های مکعبی شکل یا ساختمان های به هم چسبیده ی پشت به پشت در جهت محور شمالی- جنوب ارجحیت دارند. و بهتر است از این فرم ها بیشتر استفاده شود.

۹

۳-۲ حیاط در اقلیم معتدل و مرطوب
این مناطق به علت بارش زیاد دارای رطوبت فراوان می باشد. معماری پایداری که در این مناطق استفاده می شود که این است که ساختمان ها بصورت خطی باشند تا از کوران هوا استفاده کنند و دارای سقف های شیب دار می باشند.

در این اقلیم، ساختمان ها فاقد خیاط مرکزی هستند و بصورت برونگرا می باشند. در این ساختمان ها تهویه دو طرفه صورت می پذیرد و خانه ها روی سکو قرار می گیرند. خانه ها بصورت یک لایه ساخته می شوند تا تهویه راحت تر صورت پذیرد. منظور از یک لایه بودن این است که در داخل ساختمان، اتاق های پشت به پشت وجود ندارد که جلوی تهویه را بگیرد. تصویر شماره۲

شکل:۲اقلیم معتدل و مرطوب(ماخذ: شهر-خانه حیاط مرکزی، فرهاد احمدی)

در مناطق معتدل و مرطوب، در مورد فرم و جهت گیری بنا، کسمایی معتقد است که آزادی بیشتری در انتخاب فرم وجود دارد ولی در هر صورت، فرم های قرار گرفته در جهت محور شرقی – غربی مناسب ترند (کسمایی، .(۱۲۵ : ۱۳۸۱

۳-۳ حیاط در اقلیم گرم و مرطوب
منظور از حیاط مرکزی ، فضایی باز در مرکز، جنب یا پیرامون ساختمان است که فاقد سقف باشد. در واقع حیاط، مرکزی ترین فضا در خانه های بومی اقلیم گرم و مرطوب به عنوان مرکز دید، نور و تهویه محسوب می شده است. حیاط ها اغلب به شکل چهارضلعی(مربع و مستطیل) با تناسبات طلایی ساخته شده اند و با استفاده از نظم و ریتم خاص با فضاهای اطراف خود ارتباط برقرار می کردند(مسائلی،.(۶۹:۱۳۹۰

معماری این اقلیم تلفیقی از معماری درون گرای منطقه گرم و خشک و برون گرای منطقه معتدل و مرطوب می باشد. به منظور مقابله با گرما و ایجاد جریان مطبوع هوا در فضاهای داخلی علاوه بر ایوان های سرپوشیده، پنجره هایی در مقابل هم در شمال و جنوب به منظور ایجاد جریان هوای داخلی در اتاق ها به کار برده می شوند.

در این اقلیم ساختمان ها فاقد زیرزمین هستند و دارای حیاط مرکزی به صورت نیمه درونگرا می باشند. یکی از تفاوت هایی که این اقلیم با حیاط اقلیم گرم و خشک دارد این است که ساختمان ها با بیرون حیاط نیز در ارتباط می باشند. دور تا دور حیاط مرکزی، ایوان وسیع و مرتفع برای سایه اندازی وجود دارد (قبادیان، .(۷۳ :۱۳۸۴ در این اقلیم ساختمان ها اکثرا تک لایه هستند و اتاق ها به ایوان بزرگ و مرتفع که به صورت طاق دار است باز می شوند.

کسمایی به این نکته اشاره می کند که در مناطق گرم و مرطوب، ساختمان هایی که بطور آزاد در جهت محور شرقی- غربی کشیده شده باشند، مناسب تراند. و ساختمان هایی که در جهت محور شمالی- جنوبی هستند نامناسب می باشند به دلیل اینکه در معرض تابش شدید آفتاب قرار می گیرند (کسمایی، .(۱۲۵ :۱۳۸۱ تحقیقات قبلی انجام شده بر روی فرم ساختمان و کارایی

۱۰

محیطی بر روی الگوهای مختلف شهری در این اقلیم گرم و مرطوب نشان می دهد که سه فرم ارائه شده در زیردر شکل شماره۳ با سطح اشغال مساوی با یکدیگر، فرم حیاط مرکزی، پاسخ مناسب تری می باشد(Raydan،.(۵۱:۲۰۰۳

شکل :۳ سه فرم با سطح اشغال از زمین، اقلیم گرم و مرطوب(ماخذ: Raydan، Ratti، (۵۱:۲۰۰۳

بنابراین همان طور که بیانات بالا براین مهم اشاره کرد که چه نوعی از بلوک های شهری به لحاظ کار آمدی انرژی مناسب تر هستند این نتیجه حاصل می شود که فرم های حیاط مرکزی نسبت به فرم هتی خطی چه در تابستان و چه در زمستان عملکرد مناسب تری دارد و نهایتا می توان بیان نمود که حیاط مرکزی از نظر انرژی و پایداری کارآمدترین فرم حیاط در اقلیم گرم و مرطوب می باشد(Norton،.(۵:۱۹۹۹تصویر شماره۴

شکل:۴اقلیم گرم و مرطوب(ماخذ: سایت اینترنتی)

۳-۴ حیاط در اقلیم گرم و خشک
حیاط مرکزی یکی از فضاهای اصلی خانه های مناطق گرم و خشک و کویری می باشد. حوض آب با حداکثر ابعاد در وسط حیاط، انرژی خورشید را در خود جای می دهد. حیاط ها که از همه طرف با فضاهای سرپوشیده محصور شده اند، همچون گودالی هوای خنک شب را در خود ته نشین کرده و در روز گرم مورد استفاده قرار می دهد. این عمل در این خانه های نشان گر معماری پایداری است که گذشتگان به آن پی برده بودند و خانه های خود را بر اساس آن طراحی می کردند.