چکیده

معماري صنعتی به عنوان تعاملی ما بین انسان، ماشین و محیط کار، صحنه هاي بدیعی را در تاریخ معماري معاصرایران به ارث گذاشته استحسبکهایی که مرهون هنرمندي ایرانیان در جزییات و طراحی معماران عمدتا اروپایی در کلیات می باشد. متاسفانه امروزه در اعتلاي معماري صنعتی تمایلی وجود ندارد و بدتر از آن حفظ ابنیه صنعتی تاریخی نیز نادیده گرفته می شود .امروزه در ایران معماري صنعتی به مفهوم استفاده از بناي نسبتا ارزان سوله می باشد که عملا هیچگونه پروسه معمارانه اي در آن دخیل نمی باشد. بطوریکه اگر معماري را جامع سه مفهوم استواري ، سود مندي و زیبایی فرض کنیم، باز هم در مفهوم عبارت معماري صنعتی نقصان فراوان موجود است. در معماري معاصر ایران به دلیل قرارگیري کارخانجات معمارانه در داخل شهرها ، ارزش افزوده زمین، بی اطلاعی مردم وکم توجهی حکومتهاي وقت به میراث کارخانههاي صنعتی و تاسیس شهرك هاي صنعتی فراوان، معماري صنعتی به فراموشی سپرده شده است.

کلیديواژههاي : معماري صنعتی، معماري سنتی، تکنولوژي، کارخانه، مصالح نوین

-۱ مقدمه

سابقه صنعت ایران، پیش از دوره معاصر بیشتر در اصفهان نمود یافته است بطوریکه صنایع ظروف سفالین در اوایل دوره اسلامی در کاشان شهره جهانی داشتهاند و مبادله تکنیک و طرح آن بین ایران و چین در آن دوره بسیار پررونق بوده است. در سفرنامه شاردن آمده است در سال ۱۷۲۶ میلادي فقط در شهر اصفهان ۳۳ کارگاه فعال مشغول به کار بوده است . نیز مینورسکی در تذکره الملوك در سال ۱۸۰۹ میلادي مینویسد اسلحه سازي مرکز ایران، قورخانه در قلعهاي قدیمی در جوار باره شمالی اصفهان قرار داشت.
پیش از ورود صنایع جدید در ایران که دستاورد انقلاب صنعتی در اروپا بود تا اواسط قرن ۱۹ میلادي واژه صنعت در ایران دربرگیرنده فعالیتهایی بود که بر اساس معیارهاي عصر صنعت، مقیاساملاًک غیر صنعتی داشت. آسیاب هاي آبی و بادي، کارگاههاي سفالگري، کارگاه هاي قالی بافی و پارچه بافی و صنایع کوچکی از این دست واحدهایی را تشکیل میدادند که به آنها صنعت اطلاق میشد. اغلب این صنایع بومی ـ سنتی در کارگاههاي کوچک مستقر بودند و از شاخصههاي آنها استفاده از انرژيهاي طبیعی از قبیل انرژي انسانی، حیوانی، آبی، بادي و … بود، که به دلیل محدودیتهاي انرژي و نیرو نمیتوانستند حجم وسیعی از تولید را در خود جاي دهند. بقایاي اینگونه صنایع سنتی هنوز هم در شهرهاي قدیمی ایران مانند تبریز و قزوین به طور پراکنده دیده میشوند، ولی بسیاري از آنها در پی ورود صنعت جدید تعطیل و تخریب شدند.

۱

در تمام دورههاي تاریخی هنرمندان ایرانی یا پیشگام هنر بودهاند و یا آنچه را که گرفتهاند به سر حد کمال رسانیدهاند که متاسفانه افول و زوال این هنر در پایان عصر صفویه با نفوذ بیگانگان در ایران که با حمایت دول آنها انجام می گرفت به اوج خود رسید. به عبارت دیگر بسیاري از مردم کار غیر معمول را با صرفهتر از کار تولیدي میدانستند. بطوریکه مینورسکی در تذکره الملوك آورده است: لدر زمان ظلالسطان تفنگ مارتین که تازه از کارخانههاي آلمان بیرون آمده بود توسط فردي بنام حسین علی دوباره ساخته شد و از نمونه آلمانی بسیار بهتر از کار درآمد ولی در عوض تشویق، ظلالسطان او را به جرم رواج اسلحه و تشویق مردم به تسلیح و سست کردن پایههاي حکومتش کتک زده و طرد کردل و یا اینکه در کتاب جغرافیایی اصفهان آمده است: لسابق که پارچههاي فرنگی شایع نبوده از محلی وادنی، حتی در ارکان دولت همه قدك پوش بودند…

چندین سال است که پارچههاي زرد و سرخ باطن فرنگستان رواج یافته هر دفعه اقمشه ایشان طرح تازه بود و هر کدام به نظرها تازگی داشته مردم ایران جسم و جان خود را رها کرده و به دنبال رنگ و بوي دیگران بالا رفتند و کار به جایی رسید که ایرانی از متاع خود روي گرانید و صنف نساج به شکست کلی رسید.ل

در اواخر دوران قاجار کم کم زمینههایی جهت توجه به عوامل صنعت ایجاد گشت. پس از پیروزي روسیه در جنگهاي متعدد دوره قاجاریه که به دلیل برخورداري از سلاحهاي جدید مقابل امکانات نظامی ابتدایی ایران بود، ضرورت ایجاد صنایعی که بتواند جنگ افزارها و ابزارهاي پیشرفته را در ایران تولید کند به طور جدي احساس شد. عباس میرزا نایب السلطنه از نخستین افرادي بود که اقداماتی را براي ایجاد صنایع جدید در حوزه نظامی و اسلحه سازي به عمل آورد. دوره صدارت امیر کبیر نقطه عطف تاریخ ورود صنایع جدید به ایران محسوب میشود که با استخدام استادان فنی از انگلیس، اتریش، فرانسه و فرستادن صنعت کاران به روسیه همراه بود. در این دوران حمایت از محصولات داخلی نیز به شدت مد نظر بود که ایجاد تحولی در صنایع را به همراه داشت.

سیاستهاي غیر اصولی و نادرست دولت ایران، خلع امیر کبیر از صدارت، گسترش واردات و امتیازات به اروپاییان و عدم برنامهریزي در راستاي افزایش مهارت، از عواملی بود که در دوران قاجاریه بر ایران تحمیل گشت و صنایع ایران را به طور جدي تحت تاثیر قرار داده رو به افول برد.

تجدید رونق صنایع در ایران در دهه اول قرن ۲۰ میلادي میباشد که با روي کارآمدن رضاخان و اعتقاد وي به کشور آلمان به عنوان قدرت برتر اروپا سبب شد که سرمایه داران آلمانی در ایران سرمایه گذاري کنند، بطوریکه در سال ۱۳۱۰ آلمان ها مجموعه بزرگ صنعتی را در تبریز با شعب آهنگري، نجاري، ارهکشی، فله پاك کنی و آسیاب تاسیس کردند و با آغاز جنگ جهانی اول صنایع در شهرستان هاي کوچک ایران نیز رونق یافت. با آغاز به کار ماشین بخار و شروع جنگ جهانی اول ، معماري مدرن صنعتی شکل گرفت و نقطه عطف آن حضور کارشناسان آلمانی در ایران براي ایجاد صنایع جدید بود که بستري از الگوهاي معماري مدرن صنعتی آلمان را با خود همراه داشت. حاصل ورود این معماران و مهندسان آلمانی فعالیتهاي مهندسی گستردهاي از قبیل راه سازي، راه آهن و تونل، معدن و کشاورزي بود و در حوزه معماري در طول این دوره، می توان به ایجاد قطب صنعتی کشور در اصفهان اشاره کرد، بطوریکه با ایجاد ۲۲ کارخانه نساجی این شهر به منچستر ایران شهرت یافت.

-۲ مصالح و سازه هاي نوین در کارخانجات معاصر ایران

در نگاهی گذرا به تاریخ معماري می توان دریافت که سازه، همواره جزء لاینفک آن بوده و در طی زمان با تحولات خود نقشی عظیم در تطور گونه هاي معماري ایفا نموده است. سازه هاي متعلق به بناهاي عمومی و خصوصی نظیر کاروانسراها، مدارس، مساجد، بازارها، کارگاه هاي سنتی و صنعتی، عصارخانه ها، خانه ها و یا کاخ ها و بناهاي حکومتی قادر بودند ضمن تبعیت از اصول کلی و دارا بودن تفاوت هایی نسبت به یکدیگر، نیاز فضایی استفاده کنندگان خود را فراهم آورند.