لطفا به نکات زیر در هنگام خرید دانلود پاورپوینت: زيگورات چغازنبيل توجه فرمایید.

1-در این مطلب، متن اسلاید های اولیه دانلود پاورپوینت: زيگورات چغازنبيل قرار داده شده است 2-به علت اینکه امکان درج تصاویر استفاده شده در پاورپوینت وجود ندارد،در صورتی که مایل به دریافت  تصاویری از ان قبل از خرید هستید، می توانید با پشتیبانی تماس حاصل فرمایید 3-پس از پرداخت هزینه ، حداکثر طی 12 ساعت پاورپوینت خرید شده ، به ادرس ایمیل شما ارسال خواهد شد 4-در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل اسلاید ها میباشد ودر فایل اصلی این پاورپوینت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد 5-در صورتی که اسلاید ها داری جدول و یا عکس باشند در متون زیر قرار نخواهند گرفت

اسلاید ۱ :

مقدمه

كشف چغازنبيل، شهر كهن دوراونتاش DurUntash نوعي اداي دين از طرف «دستاندركاران نفتي» به «باستانشناسي» بود. در سال ۱۸۹۰ ميلادي (۱۲۶۹ شمسي) ژاك دو مورگان ـ Jaacque de Morgan كه تحصيلات زمينشناسي داشت، در يك ماموريت علمي در ايران موفق به كشف نفت شد. حاصل اين كشف، تشكيل شركتي قدرتمند براي بهرهبرداري از نفت ايران بود. تقيريباً نيم قرن بعد، يكي از زمينشناسان اين شركت، آجر كتيبهداري را كه از چغازنبيل يافته بود، براي سرپرست هيات باستانشناسي مستقر در شوس برد و به اين ترتيب اين دين ادا شد. خواندن اين كتيبه امكان شناخت شهري را فراهم ميكرد كه توسط اونتاش ـ گال ـ UntashGal، پادشاه ايلام ساخته شده بود. او در اواسط قرن سيزدهم قبل از ميلاد، پادشاهي ميكرد و پايتخت او شهر شوش بود.

اسلاید ۲ :

با عمليات بررسي و شناسايي كه در بين سالهاي ۳۹-۱۹۳۶ ميلادي (۱۸-۱۳۱۵ شمسي) توسط ر.دومنكم در اين محوطه انجام شده است، آشنا هستيم، ولي اقامتهاي كوتاه مدت او در محل و ابزار و وسايلي كه بكار گرفته بود، هيچكدام تناسبي با اهميت و گستردگي چنين كاري را نداشت، زيرا كه وسعت آن نزديك به صد هكتار است و برج مقدس آن هنوز هم ۲۵ متر ارتفاع خود را حفظ كرده است. از سرگيري كاووش  در اين محوطه، مستلزم امكاناتي بيشتر و مجهزتر از امكاناتي بود كه هيات مستر در شوش در اختيار داشت. از سال ۱۸۹۷ ميلادي (۱۲۷۶ شمسي)، هيات باستانشناسي شوش، تنها تشكيلات علميي بود كه فعاليتهاي آن امكان شناخت و مطالعه يكي از تمدنهاي دنياي قديم، يعني تمدن ايلامي از جمله زبان، ادبيات، هنر و معماري آن را فراهم ميكرد. اگر ايلامشناسان امروز، از باكو تا شيكاگو، امكان مطالعه متون ايلامي را يافتهاند، همه اين متون به استثناي چند متن و كتيبه كه تاريخ آنها به عصر هخامنشي مربوط ميشود، از دل ويرانههاي شوش بيرون آمدهاند. اگر امروزه محققين و پژوهشگران توان سخنگويي از هنر ايلامي را دارند، همه اينها در پرتو تفحصاتي است كه در شوش انجام شده است.

اسلاید ۳ :

زيگوارت چغازنبيل، در حال كشف حجاب از دنيايي است كه در دامنههاي اين زيگوارت مخفي بوده و هرگز به ذهن كسي خطور نكرده بود. موضوع كلي، همين پردهبرداري از چنين دنيايي است.

اسلاید ۴ :

نگرشي تاريخي

nحدود اواسط قرن سيزدهم قبل از ميلاد، پشته وسيعي كه بيش از ۳۰ متر از رودخانه آب ـ دز، يكي از شعبات كارون را از مسير مستقيم خارج و به آن قوس ميدهد، توسط شاه ايلام اونتاش ـ گال انتخاب شد تا در آن شهركي مذهبي بنيان گذاشته شود و تبديل به مركزي زيارتي براي مردم ايلام گردد. اين شهرك دور ـ اونتاش ناميده شد كه چنين نامي برگرفته از نام بنيانگذار آن بود.

nبين شوش، كه در آن زمان پايتخت ايلام بود و اين پديده نوين كه در جنوب شرقي آن قرار داشت، حدود ۳۰ كيلومتر، يعني يك روز كاروانرو، فاصله است. مسير مشابهي نيز دور ـ اونتاش را به شهر هيدالو ـ Hidalu، كه در نزديكي شهر شوشتر امروزي قرار دارد، متصل ميكرد. اين شهر در كنار رود كارون، اندكي پس از خروج اين رود از كوهساران به طرف دشت سوزياناي قديم بنا شده بود.

اسلاید ۵ :

nدرباره نوع زندگي اين شهر در زمان ساسانيان يا قرنهاي بعد از آن و ورود اسلام، هيچ نوع شواهدي در دست نيست. فقط در قرن هفدهم ميلادي، يكي از حاكمان كوچك محلي، روي ديوار بيروني شمال شرقي و در بالاي آبكندهاي عميق، اقامتگاه كوچكي براي خود ميسازد كه به چشمانداز وسيع دره آب ـ دز مسلط بوده است. از اين خرابه كوچك تكهاي از سفال لعابدار با زمينهاي به رنگ سفيد و نقوش آبي رنگ و يك قطعه دستبند شيشهاي الوان به دست آمد.

nسكوتي كه شهر مغضوب و مخلوع از پا درافتاده را در بر گرفته بود، يك بار ديگر قبل از رسيدن باستانشناسان شكسته ميشود و آن هنگامي است كه يك سياستمدار غربي ظاهراً مقامي در دزفول داشته است، براي رسيدن به اين شهر از چغازنبيل ميگذرد و احساس ميكند كه استعداد و قريحه كاوشگري دارد. ميگويند كه كارگران او روزها و روزها براي حفر زاويه غربي برج سماجت به خرج دادهاند. بديهي است كه فقط در خشت خام كلنگ زده و آن را زير و رو كردهاند. اين زخم را هنوز هم زيگورات بر تن خود دارد.

اسلاید ۶ :

زيگورات

شهرسازان اونتاش ـ گال براي بناي شهر جديد، پشتهاي را انتخاب كردند كه در نزديكي ساحل يك رود قرار داشت. شكل طبيعي اين رود نيز در شكل كلي جديد تاثير ميگذاشت. اين شهر در نيمه راه دو مجتمع انساني قرار ميگرفت كه از بزرگترين مجتمعهاي مسكوني ايلامي بودند. اين مكانيابي به نحوي انتخاب شده بود كه بر تمام دشت اشراف داشت تا جايي كه وقتي هوا صاف و شفاف بود، ميشد هم شوش پايتخت را از آن ديد و هم شهر بزرگي را كه قبلاً از شوشتر كنوني در اين مكان بوده است. بخش عظيمي از اين سلسله تپهها، كه حاشيهاي براي موقعيت استقرار شهر هستند، هم به خط سير ديوار بيروني شهر تحميل ميشده است و هم به ديواري كه تمنوس [شهر مقدس] را محدود ميكرد.

اسلاید ۷ :

nزيگورات كه براي خود داراي حصار جداگانهاي بود، در مركز همين تمنوس برپا شده بود. شهر نوبنياد شاه ايلام در حد شرقي دوآب در مقابل كوهساري برپا شده بود كه مانعي عظيم، خشن و تا حدي غيرقابل عبور را تشكيل ميداد. دنياي اطراف اين شهر غالباً خصمانه بود. رودي يا بستري بسيار گسترده از اين بنياد حمايت ميكرد. زيگورات دور ـ اونتاش نشانگر و تعيين كننده مرز شرقي مذاهبي بود كه برج مقدس همين زيگورات براي آنها نمايشي از خط ارتباط بين زمين و آسمان را ارائه ميداد.

nاگر سلسله اتلالي كه شهر را از جنبه شمال شرقي محدود ميكند، با گذاشتن شهرك در اين سوي خندقهايي با سراشيب تند، موجب به وجود آمدن تسهيلاتي براي قامت افرازي حصار خارجي ميشوند، در عين حال زمين محلي را كه بستر شهر را تشكيل ميدهد، از نظر سراشيبي و فرود دچار نوعي حالت آسيبپذيري ميكند. اختلاف سطح بين ديوار خارجي شمال شرقي و ديوار جنوب غربي بالغ بر ۵/۲۰ متر بوده است. در نتيجه، سيلابها و جريانات شديد آب كه از اين تپهها سرازير ميشده، ضايعات و خربيهايي را به بناهاي خشتي وارد ميكرده است. با توجه به ضمائمي كه بعداً به زير ديوار جنوب غربي تمنوس اضافه شده تا از دفع آبهايي مطمئن گردند كه در اين جهت جاري ميشدهاند، تصور ميشود كه مبارزه عليه آب بايد قرنها به طول انجاميده باشد. زماني كه هيات عمليات خود را در اين مكان آغاز كرد، محوطه باستاني را مسيلهاي متعدد عميقي بريده و بخشهايي از ديوارهاي صحنها و تمنوس و شهر را با خود برده بود. به اين ترتيب، زيگورات در جهت جنوب غربي، از حد و حدود خود تجاوز كرده و تنها اميد اين است كه توان بناهايي را بازيابي نمود.

اسلاید ۸ :

nزيگورات كه زواياي آن به سوي جهات اربعه است، نقشه مربعي شكل را نمايان ميسازد كه طول هر ضلع آن ۲۰/۱۰۲ متر است. براي تعيين ارتفاع آن نسبت به كف صحنها، عدد ۱۰۰  براي مرتفعترين نقطه آن ثبت شده است. به اين ترتيب با كم كردن ارتفاع سطح صحنها از اين رقم، به ارتفاع امروزي برج ميرسيم كه ۳۵/۲۴ متر = ۶۵/۷۵ متر – ۱۰۰ متر در بالاي صحن شمال شرقي و ۹۵/۲۴ متر = ۰۵/۷۵ متر – ۱۰۰ متر در بالاي صحن جنوب غربي است كه همان دروازه غربي حصار ميباشد.

nاين زيگورات كه تماماً با خشت خام ساخته شده، با روكاري آجري به ضخامت ۲ متر پوشيده شده است. اين آجرها به لايه رويي خشتهاي زيگورات، كه تحت حفاظت اين آجرهاست، دوخته شدهاند. اين نماي آجري در چهار وجه خود داراي پيشآمدگيها و پسرفتگيها با اندازههاي مختلف است. به فاصله هر ۱۰ رج آجر، يك رج آجر آن كتيبهدار بوده است. نوشتههاي روي اين آجرها نشان ميدهند كه اين زيگورات را اونتاش ـ گال به ربالنوع اينشوشيناك وقف كرده است. تعداد اين آجرها كه هنوز هم در نماي آجري و در محل اصلي خود پيدا شدهاند، به ۶۵۹ عدد ميرسد.

اسلاید ۹ :

اتاقهاي پلكاندار

دروازه شمال شرقي برج نقطه شروع عمليات خاكبرداري از وجوه زيگورات و آزاد كردن آنها بود. همين كه از زاويه شمالي گذر شود، براي پي بردن به اينكه آيا پيكني و شالودهاي نيز وجود داشته است يا نه، اقدام به كاوش در زير خاك گرديد.  گمانهها و دهليزهايي كه در اين زاويه حفر شدند، هرچند كه در راستاي دستيابي به اين هدف كاوش چندان جنبه مثبتي نداشتند، ولي حداقل امتياز نمايان شدن سطحي از قطعات خشت خام را داشتند كه آغشته به رنگي سفيد بودند. به اين ترتيب جاي هيچگونه ترديدي باقي نميماند كه در جناحهاي زيگورات بايد اتاقهاي سفيد كردهاي وجود داشته باشد. اولين اتاق وجه شمال غربي كه به زاويه شمالي كاملاً نزديك بود، با روش سادهاي شناسايي شد: رويه كار را با بيلچهاي تراشيده و همين عمل موجب ظاهرشدن مقطعي نازك از اندود سفيد رنگي گرديد كه ديوارهاي جانبي دور تا دور اتاقي را مشخص ميكرد. ضخامت اين لايه اندكي بيشتر از ضخامت برگ كاغذ بود.

اسلاید ۱۰ :

اتاقهاي مسدود شده جبهه شمال شرقي

ديواري كه به منظور حمايت از اتاقهاي پلكاندار جبهه هاي شمال غربي و جنوب غربي از آجر شكسته درست شده بود، وضع مشخصي داشت و در تمام طول خود فقط يك حجم ممتد و متراكم را تشكيل مي داد، در حالي كه در ابتداي كار اوضاع و احوال آن در روي جبهه شمال شرقي و در محل كه به استقرار ديوار مربوط ميشد، كاملا مبهم و معمايي بود. از پشت اتاق پلكاندار اين جبهه در اول، شش قطعه ديوار مستقل ساخته شده از خشتهاي شكسته نمايان بودند كه توسط ديوارهايي خشتي به ضخامت ۱۰/۲ متر، از يكديگر جدا ميشدند. اين شش قطعه ديوار ۵۰/۱ متر پايينتر از ديواري بودند كه به همين شكل در دو جبهه ديگر قرار داشتند، مثل ديواري كه توضيح داده شد. بالاي اين ديوارها سطح صاف و افقي نداشت، بلكه به صورت «كله قندي» بود. به علاوه روي اين قله كه غير عادي مينمود، ستون كوچك مدوري از آجرهاي شكسته بر پا شده بود كه به هر يك از اين ديوارها حالتي مبهم از يك زير دريايي مجهز به يك برج كوچك ميداد.