لطفا به نکات زیر در هنگام خرید دانلود پاورپوینت انسان ،طبيعت ، معماري توجه فرمایید.

1-در این مطلب، متن اسلاید های اولیه دانلود پاورپوینت انسان ،طبيعت ، معماري قرار داده شده است 2-به علت اینکه امکان درج تصاویر استفاده شده در پاورپوینت وجود ندارد،در صورتی که مایل به دریافت  تصاویری از ان قبل از خرید هستید، می توانید با پشتیبانی تماس حاصل فرمایید 3-پس از پرداخت هزینه ، حداکثر طی 12 ساعت پاورپوینت خرید شده ، به ادرس ایمیل شما ارسال خواهد شد 4-در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل اسلاید ها میباشد ودر فایل اصلی این پاورپوینت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد 5-در صورتی که اسلاید ها داری جدول و یا عکس باشند در متون زیر قرار نخواهند گرفت

اسلاید ۱ :

n

n

nانسان ، طبيعت و معماري ، رأسهاي مثلثي را تشكيل مي دهند كه شايد در زمان معاصر بتوان آنها را مثلث حيات يا زتدگي دانست . در واقع حيات بشريت در جوامع امروزي به اين سه آيتم وابسته است . جوامع مدرن يا سنتي ، امروزه ، انسان را مجبور به ارتباط با هر يك از عوامل سازند‌ي مثلث حيات يا به عبارتي انسان ، طبيعت و معماري مي نمايد .

اسلاید ۲ :

nهدف درس :

nاز آنجاييكه طراح بناهاي زندگي ، قرار است كه در فن معماري متبحر گردد ، رسيدن به شيوه‌هاي درست طراحي در معماري ، هدف اين درس محسوب مي‌گردد . اما همواره رسم براين بوده است كه انسان براي رسيدن به يك سري اهداف و مقاصد بايد مسيري را سپري نمايد كه اين مسير با شناخت عوامل مؤثر تعريف مي گردد . لذا شناخت و بررسي تك تك عوامل مؤثر در زندگي بشر به طور مجزا امري لازم و گريز ناپذير مي نمايد .

n

اسلاید ۳ :

nانسان كيست ؟

nهر كس انسان را بر اساس جهان‌بيني اش مي‌شناسد و هر مكتبي انسان را به نوعي تلقي مي كند . يكي انسان را حيواني مادي مي بيند و ديگري او را حيواني خدايي . هر مكتبي صفتي به او مي‌دهد : ايده‌آل ساز ، ناطق ، اقتصادي ، ابزارساز ، متكامل ، آزاد ، انتخاب‌كننده ، بي‌ماهيت ، منتظر ، مردد ، متعصب ، شبه‌خدا ، طبيعي ، اجتماعي ، فرهنگ آفرين ، متمدن ، خودآگاه و …

nمكتب به شكلي كه در قرون وسطي هست ، اصالت را به خدا مي دهد ، به صورتي كه همه‌ي ارزشها و اصالتهاي انسان را نفي مي كند و تجليل خدا را مستلزم تحقير انسان مي داند ، ادبيات ، زندگي ، اخلاق ، ارزش ، فلسفه و همه ابعاد و تجليات معنوي

اسلاید ۴ :

nيعني هر چه را كه منبعث از ذات خداست ، اصل و با ارزش مي شمارد و هر چه را كه منسوب به حقيقت و واقعيت نوعي انسان است ، بي ارزش ، ميرا و زشت ميخواند .

nرنسانس ، بازگشت به اين فكر است كه : انسان ، ملاك حقيقت و اصالت است و هم ملاك ارزشها و زيبايي است . مسأله انسان ، مسأله بي »هايت مهمي است . تمدن امروز مبناي مذهب خود را بر انسان شناسي گذاشته است . يعني اصالت انسان و انسان‌پرستي . مذاهب گذشته و اديان ، شخصيت انسان را خرد كرده و انسان را وادار مي كردند تا قرباني خدايان بشود . انسان را وادار مي كردند كه اراده‌اش را در برابر اراده‌ي خدا عاجز شمارد . او را وادار مي كردند تا با نيايش و دعا و التماس از خدا چيزي طلب نمايد ، به همين جهت اومانيسم ، مذهبي است كه از رنسانس به بعد ، در 

اسلاید ۵ :

nبرابر مذاهب خدايي ، مذاهبي بر غيب و ماوراء الطبيعه بنا شده ، قرار دارد و هدفش اصالت دادن به انسان است . براي شناختن اينكه در مذاهب انسان را چگونه تلقي مي كردند ، تنها راه يا بهترين راه اين است كه فلسفه‌ي خلقت را در اين مذاهب مورد مطالعه قرار دهيم .

nبه اين طريق مي توان مقام انسان را از كيفيت خلقت انسان در قرآن ، سخنان خداوند و يا سخنان پيغمبر اسلام در اين باره‌به دست اورد . از بررسي داستان خلقت آدم ، كه سمبل انسان است در قرآن ، مي توان فهميد انسان در نظر خدا ، در نظر اديان و در نظر دين ما چگونه موجودي است .

n

n

اسلاید ۶ :

nداستان آفرينش :

nخداوند به فرشتگان خطاب مي كند كه : من مي خواهم جانشيني براي خود در زمين خلق كنم . رسالت انسان از نظر اسلام ف با همين اولين خطاب خداوند روشن مي‌شود يعني رسالتي را كه خداوند در كائنات دارد ، انسان در روي زمين بايد به نمايندگي خدا انجام دهد . بنابر اين اولين فضيلت انسان ، نمايندگي خداوند در زمين است . فرشتگان به فرياد مي‌آيند كه باز مي خواهي روي زمين كسي را بيافريني كه به خونريزي و جنايت و كينه و انتقام پردازد ؟ ( چون قبل از آدم ، آدمها و انسانهاي ديگري هم بوده‌اند و فرشتگان بيم اين دارند كه اگر خداوند دوباره انسان جديدي بيافريند و باز مرحله‌ي تازه‌اي براي انسان در روي زمين قائل شود ، باز اين انسان به خونريزي و به گناه خواهد پرداخت .

اسلاید ۷ :

nو خداوند مي فرمايد : من چيزي را مي دانم كه شما نمي دانيد . پس خداوند اراده كرد روي زمين خليفه‌اي براي خودش خلق كند و انسان را از گل يا لجن خشك شده آفريد و سپس از روح خود در اين لجن خشك دميد و انسان خلق شد .

nدر زبان بشر ، پست‌ترين سمبل پستي و تعفن و ذلت ، لجن است و همچنين در زبان بشر ، عالي ترين و متعالي ترين و مقدس‌ترين موجود خداوند است و در هر موجودي عالي ترين و مقدس‌ترين و اشرف وجودش ، روح است . اين انسان كه نماينده‌ي خداوند است ، از لجن و يا گل رسوبي آفريده شد و بعد خداوند از روحش دميده ، يعني عالي ترين وجودي كه ممكن است بشر در زبانش كلمه‌اي براي تسمية آن داشته باشد . و بعد خداوند اسماء را به انسان تعليم داد و بعد از آموزش انسان را بر فرشتگان كه آنها

اسلاید ۸ :

nرا از آتش بي دود آفريده ، فضيلت مي‌دهد  . اين معني اومانيسم است . مسأله‌ي ديگر آفرينش زن است . آنطور كه از عربي به فارسي ترجمه شده است زن از كلمه‌اي آفريده شده است كه در عبري و عربي معني دنده و سرشت مي دهد و آفريدن زن از دندة مرد اشتباه است . خداوند حوا ، يعني زن را از سرشت مرد آفريده است . مرد بزرگي مانند نيچه مي گويد : زن از يك موجود و مرد از موجود ديگري آفريده شده و بعد اينها به هم شبيه شده اند و در طول تاريخ اين دو از دو نژاد تلقي شده‌اند و تقريباً همه‌ي دانشمندان و حكما هم اگر آنها را از يك نژاد دانسته‌اند هميشه خواسته‌اند كه سرشت زن را تحقير كنند و سرشت مرد را فضيلت دهند اما خداوند در قرآن مي‌فرمايد كه حوا را از سرشت مرد آفريديم يعني كه زن و مرد از يك خميره‌اند و از يك سرشت . 

اسلاید ۹ :

nتعريف انسانشناسي :

nهر منظومه‌ي معرفتي را كه به بررسي انسان و يا بعدي از وجود انسان و يا گروه و قشر خاصي از انسانها مي پردازد ، مي توان انسان‌شناسي ناميد .

nانسان‌شناسي انواع مختلف و متنوعي دارد كه به لحاظ روش و يا نوع نگرش از يكديگر متمايز مي شوند .

nدسته‌بندي انسان‌شناسي :

nبر اساس روش :  – تجربي       -عرفاني      -فلسفي       -ديني

nبر اساس نوع نگرش :   – كلان يا كل‌نگر       -جزء يا جزء نگر

n

اسلاید ۱۰ :

nبر اساس روش :

n1- تجربي : انسان‌شناسي با روش تجربي و در برگيرنده‌ي همه‌ي رشته‌هاي علوم انساني‌ است .

۲- عرفاني : انسان‌شناسي از راه سير و سلوك عرفاني و دريافت شهودي است .

۳- فلسفي : انسان‌شناسي از راه تعقل و انديشه‌ي فلسفي .

۴- ديني : انسان‌شناسي با استمداد از متون ديني است .

بر اساس نوع نگرش :

۱- كل يا كل‌نگر : انسان بطور كلي صرف نظر از بعد ، شرايط ، زمان و مكان در نظر گرفته مي شود .

۲- جزء يا جزءنگر : بعدي خاص ، گروهي بخصوص از انسانها در نظر قرار مي گيرند .