لطفا به نکات زیر در هنگام خرید دانلود پاورپوینت تعيين اثربخشي درمان نوروفيدبك در مقايسه با درمان دارويي در بيماران مبتلا به اختلال وسواس فكري- عملي توجه فرمایید.

1-در این مطلب، متن اسلاید های اولیه دانلود پاورپوینت تعيين اثربخشي درمان نوروفيدبك در مقايسه با درمان دارويي در بيماران مبتلا به اختلال وسواس فكري- عملي قرار داده شده است 2-به علت اینکه امکان درج تصاویر استفاده شده در پاورپوینت وجود ندارد،در صورتی که مایل به دریافت  تصاویری از ان قبل از خرید هستید، می توانید با پشتیبانی تماس حاصل فرمایید 3-پس از پرداخت هزینه ، حداکثر طی 12 ساعت پاورپوینت خرید شده ، به ادرس ایمیل شما ارسال خواهد شد 4-در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل اسلاید ها میباشد ودر فایل اصلی این پاورپوینت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد 5-در صورتی که اسلاید ها داری جدول و یا عکس باشند در متون زیر قرار نخواهند گرفت

اسلاید ۱ :

بيان مسئله

  • اختلال وسواس فکری- عملی يك اختلال اضطرابي است كه از دو مولفه مهم تشكيل يافته است: وسواسهاي فكري و اجبارهاي عملي (مولر و رابرتز، ۲۰۰۵). ويژگيهاي اصلي اختلال وسواس عبارتند از وسواسهاي فكري يا عملي برگشت كننده كه به دليل شديد بودن ، وقت گير هستند (يعني بيش از يك ساعت در روز وقت مي گيرند) يا به پريشاني آشكار يا اختلال عمده در روند معمولي و طبيعي زندگي، كاركرد شغلي، فعاليت هاي معمول اجتماعي، يا روابط فردي منجر مي شود (سادوک و سادوك ،۲۰۰۳). در يك برهه از زمان طي سير اين اختلال شخص متوجه مي­شود كه وسواسهاي فكري يا عملي، مفرط يا غير منطقي هستند (انجمن روان پزشکي امريکا،۲۰۰۰). اما آنها قادر نيستند كه آن را متوقف سازند، اين سطح از خودآگاهي، افراد اختلال وسواس فکری- عملی را از هذيانها يا عقايد غريب متمايز مي سازد.
  • با توجه به محدودیت های دارو درمانی و رفتار درمانی، به نظر می رسد نوروفیدبک به عنوان یک وجه درمانی جدید برای درمان وسواس باید مورد توجه قرار گیرد (هاموند،۲۰۰۳). نوروفیدبک راهبرد یادگیری برای اصلاح توانایی مغز است تا امواج مغزی ویژه ای تولید شود. در درمان با نوروفيدبک از الکتروانسفالوگراف به عنوان مقدمه اي براي کار درمان استفاده مي شود. به اين شکل که ابتدا الگوي امواج مغزي در اختلال مشخص مي گردد، سپس ميزان انحراف امواج از الگوي طبيعي تعيين مي شود که اين کار از طریق الکتروانسفالوگرافی کمی انجام مي گيرد. بعد با استفاده از نوروفيدبک در جهت باز گرداندن امواج به حالت طبيعي، آموزش بيمار در جهت کنترل امواج مغزي و در نتيجه رفع بيماري اقدام مي گردد. کاربرد اين درمان براي اختلالاتي مثل بيش فعالي- کمبود توجه، صرع، اضطراب و افسردگي و همچنين وسواس فکری- عملی تاييد گشته است

اسلاید ۲ :

الکتروآنسفالوگرافی کمی

  • روش عصب سنجي الکتروآنسفالوگرافی کمی كه توسط جان و همكارانش (۱۹۷۷ و ۱۹۸۸به نقل از نصرت آبادی،۱۳۸۶) ابداع شد، الکتروآنسفالوگرافی کمی افراد را با يك پايگاه داده‌هاي بهنجار مقايسه مي‌كند. روش عصب سنجي ابزاري حساس و با دقت بالا در تشخيص بد كاركردي الكتروفيزيولوژيايي ‌قشر مخ در كودكان و بزرگسالان داراي بيماريهاي نورولوژيكي و روانپزشكي است (موناسترا و همکاران،۱۹۹۹). الکتروآنسفالوگرافی، ثبت ديجتالي EEG است و فعاليت امواج مغزي را اندازه گيري مي كند ( آمن، ۲۰۰۱). الکتروآنسفالوگرافی کمی همانند عكس از فعاليت الكتريكي مغز است. داده هاي الکتروآنسفالوگرافی کمی از ۱۹ مكان جمجمه كه بر اساس سيستم بين المللي ۲۰-۱۰ مشخص شده، بدست مي آيد. ۱۹ الكترود روي سر قرار مي گيرد تا فعاليت امواج مغزي را ثبت كند (دموس، ۲۰۰۴). طيف EEG از عوامل فرهنگي و نژادي مستقل مي باشد كه ويژگي قابل توجه EEG است. اين ويژگي وراثت ژنتيكي مشتركي از نوع بشر را نشان مي دهد (كن گدوولوبار،۲۰۰۳)

اسلاید ۳ :

EEG و مغز

  • پروفسور استيرمن، بنيانگذار نوروفيدبک، چگونگي تغيير عملکرد مغزي و بهنجار سازي آن توسط شرطي سازي  عاملي EEG را شناسايي کرد (شوارتز و آندراسيک،۲۰۰۳).
  • دانشمندان ۴ طبقه امواج مغزي را شناسايي کرده اند. بتا: سريعترين موج مغزي (بالاي ۱۳ هرتز) که با تمرکز ارتباط دارد. آلفا: موج آهسته و بزرگتر(۸ تا ۱۲ هرتز ) که با حالت آرامش مرتبط است. تتا: (۴ تا ۸ هرتز) که با تصورات رويا مانند، خواب آلودگي در ارتباط است. دلتا: آهسته ترين (۱/۰ تا ۴ هرتز) و بلندترين دامنه موج مغزي است  که در طول  خواب بدون رويا ظاهر مي گردد (ليندن و همکاران، ۱۹۹۶؛ مارتين، ۲۰۰۳ به نقل از یعقوبی،۱۳۸۵).

اسلاید ۴ :

نوروفيدبك

پيشرفت در تكنولوژي امكان نوآوري در كار روان شناختي را فراهم ساخته است. يكي از اين موارد نوروفيدبك است كه در آن اشخاص ياد مي گيرند كه به وسيله شرطي سازي كنشگر الگوي امواج مغزي خود را تغيير دهند ( ماسترپسكو و هيلي، ۲۰۰۳). نوروفيدبك فرم پيچيده اي از بيوفيدبك است كه مبتني بر جنبه هاي خاص  از فعاليت كورتيكال است كه در آن فرد مي­آموزد كه دامنه، فركانس و يا يكپارچگي ابعاد الكتروفيزيولوژيايي مغز خود را اصلاح كند. نوروفيدبك زمينه ويژه اي است در بيوفدبك، كه مختص آموزش كنترل بر روي فرايندهاي الكترو شيميايي در مغز انسان است (ايوانز و آباربانل و لاواكو، ۲۰۰۳).  نوروفيدبك از EEG فيدبك استفاده مي كند تا الگوهاي الكتريكي كنوني آموزش بيننده را در قشرش نشان دهد. به همين منظور اطلاعات ثبت شده EEG را مي توان به صورتهاي مختلف از قبيل شنيداري، بصري، يا به صورت تركيبي سمعي- بصري به فرد فيدبك داد.

اسلاید ۵ :

بسياري از اختلالات پزشکي و نورولوژيکي با الگوهاي نابهنجار فعاليت الکتريکي مغز همراهند که براي شناسايي اين الگوها از EEG پايه يا الکتروآنسفالوگرافی کمی استفاده مي شود ( لاواکو،۲۰۰۳). آموزش باليني با EEG بيوفيدبک فرد را قادر مي سازد تا اين الگوها را تغييردهد و فعاليت مغز را نرمال و بهنجار سازد (EEG باليني،۲۰۰۰). نوروفيدبك پاسخ تكنولوژي به روان درماني، باز تواني شناختي و عملكرد قشري ضعيف است و سيستم آموزشي وسيعي است كه رشد و تغيير در سطح  سلولي مغز را افزايش مي دهد (دموس، ۲۰۰۴). در اين روش الكترودهايي به سر و گوشهاي فرد متصل مي‌گردد. سپس فرد در جلوي مانيتور نشسته و يك بازي را انجام مي‌دهد. فرد در انجام بازي از دست خود استفاده نمي‌كند، بلكه الگوي امواج مغزي وي است كه بازي را به حركت در مي‌آورد. شكل ۶-۴ فرايند كلي نوروفيدبك را نشان مي‌دهد. تشبيه نوروفيدبك به آينه مي‌تواند در توضيح  فرايند اثر آن كمك كننده باشد. زماني كه زخمي بر روي  صورت فردي ايجاد مي‌شود، فرد با ديدن زخم در آينه، مقدار و عمق زخم را فهميده و به پانسمان آن مي‌پردازد. در نوروفيدبك نيز فرد امواج مغزي نابهنجار خود را ملاحظه كرده و خود به برطرف كردن آنها مي‌پردازد. تحقيقات نشان مي‌دهد كه نوروفيدبك روشي موثر در درمان اختلالات مختلف از جمله اختلال وسواس فکری- عملی، اضطراب، صرع و اختلال بیش فعالی- کمبود توجه است

اسلاید ۶ :

اهميت و ضرورت تحقيق

اختلال وسواس فکري- عملي، اختلال رواني رايجي است که معمولا مزمن، شديد و ناتوان کننده مي باشد (استين وهمکاران،۱۹۹۷؛ اسکوگ واسکوگ،۱۹۹۹، به نقل از ابل سونوهمکاران،۲۰۰۴). شدت و استمرار اين اختلال گاه به حدي مي رسد که نيرو و کارايي فرد را کاملا پايين مي برد و اثري فلج کننده در زندگي شخصي و اجتماعي بيمار برجا مي گذارد (انجمن روانپزشکي امريکا، ۲۰۰۰). افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی اغلب مجردند و يا ازدواج آنها در سنين بالاترصورت مي گيرد و ميزان باروري در آنها کمتر است (راچمن،۱۹۸۵، به نقل از کلارک،۲۰۰۴). ميزان جدايي يا طلاق، بد عملکردي زناشويي و نارضايتي جنسي در اختلال وسواس فکری- عملی نسبت به ساير اختلالات اضطرابي و افسردگي بيشتر است (راسموسن وايسن،۱۹۹۲ به نقل از کلارک،۲۰۰۴). همچنين اين بيماران در معرض ابتلا به افسردگي ثانوي مي باشند (راسموسن و ايسن،۱۹۹۲؛ ولنر و همکاران،۱۹۷۶ به نقل از کلارک،۲۰۰۴). اختلال وسواس فکری- عملی در بچه ها و بزرگسالان اختلال شايعي است که در صورت عدم درمان مزمن خواهد شد (لوين و همکاران،۲۰۰۵ به نقل از استروچ،۲۰۰۷). از جمله درمانهاي موثر براختلال وسواس فکری- عملی، دارو درماني با کلومي پرامين است که ضمن داشتن عوارض جانبي، با مصرف بيشتر دارو ميزان بهبودي کاهش مي يابد (آکرمن و گرين لند،۲۰۰۲). بهترين درمان غير دارويي براي اختلال وسواس فکری- عملی ، رفتار درماني است که براي اکثر بيماران نا خوشايند مي باشد و منجر به ريزش بيماران (۲۵%) مي شود. به نظر مي رسد نوروفيدبک به عنوان يک وجه درماني جديد براي اختلال وسواس فکری- عملی، بايد مورد توجه قرار گيرد (هاموند،۲۰۰۳). نوروفيدبک راهبرد يادگيري براي اصلاح توانايي مغز است تا امواج مغزي ويژه اي توليد شود. در درمان با نوروفيدبک از EEG به عنوان مقدمه اي براي کار درمان استفاده مي شود. به اين شکل که ابتدا الگوي امواج مغزي در اختلال مشخص مي گردد، سپس ميزان انحراف امواج از الگوي طبيعي تعيين مي شود که اين کار از طريق الکتروآنسفالوگرافی کمی انجام مي گيرد. بعد با استفاده از نوروفيدبک در جهت باز گرداندن امواج به حالت طبيعي، آموزش بيمار در جهت کنترل امواج مغزي و در نتيجه رفع بيماري اقدام مي گردد. کاربرد اين درمان براي اختلالاتي مثل بيش فعالي- کمبود توجه، صرع، اضطراب و افسردگي و همچنين اختلال وسواس فکری- عملی تاييد گشته است (هاموند،۲۰۰۵).

 

اسلاید ۷ :

هدف از درمان نوروفيدبک، بهنجارسازي پايدار، بدون وابستگي مداوم به رفتار درماني يا دارو درماني است. اين روش بر خلاف درمان دارويي، تشج برقي و تحريک مغناطيسي غير تهاجمي است و داراي اثرات جانبي خفيفي است (هاموند،۲۰۰۵). از آنجايي که تاکنون مطالعه اي مشابه تحقيق حاضر در ايران، در زمينه کاربرد درمان نوروفيدبک براي کاهش نشانگان اختلال وسواس فکری- عملی به منظور کاهش رنج رواني اين بيماران و در جهت پيشگيري از پيامدهاي روان شناختي و جامعه شناختي اين اختلال صورت نگرفته است، ضرورت اين پژوهش بيشتر آشکار مي گردد.  بنابراين مطالعه حاضر در عين اين که مي تواند زمينه ساز ادبيات تخصصي مربوط به مداخلات درماني در زمينه اختلال وسواس فکري- عملي باشد درعين حال مي تواند زمينه کاربرد اين شيوه درماني را فراهم سازد. کاربرد الکتروآنسفالوگرافی کمی در اين پژوهش، از لحاظ نظري به درک بهتر سبب شناسي اختلال وسواس فکری- عملی مي انجامد و از لحاظ عملي به تشخيص دقيقتر اين اختلال منجر مي گردد

اسلاید ۸ :

فرضيه ها

.۱درمان با نوروفيدبک به اندازه درمان دارويي موجب کاهش نشانگان اختلال وسواس فکری- عملی مي شود.

.۲درمان  با نوروفيدبک موجب کاهش نشانگان اختلال وسواس فکری- عملی مي شود.

.۳درمان دارويي (مهارکننده های اختصاصی بازجذب سروتونین) موجب کاهش نشانگان اختلال وسواس فکری- عملی مي شود.

.۴درمان با نوروفيدبک موجب کاهش علائم وسواس هاي عملي مي شود.

.۵درمان  با نوروفيدبک موجب کاهش علائم وسواس هاي فکري مي شود.

اسلاید ۹ :

طرح پژوهش

  • طرح پژوهشي حاضر جز مطالعات شبه آزمايشي و تك آزمودني محسوب مي گردد كه طي آن بيماران در ۳ موقعيت (۲ موقعيت آزمايشي و يك موقعيت شاهد ) قرار مي گيرند. موقعيت آزمايشي درمان نوروفيدبك شامل۳۰ جلسه درماني ۴۵ دقيقه اي (به مدت ۱۰هفته ) مي باشد و موقعيت آزمايشي ديگر شامل درمان دارويي است و موقعيت بدون درمان به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته مي شود. بيماران هر سه شرايط در ۲ مرحله پيش و پس از درمان با پرسشنامه پادوا  مورد ارزيابي و مقايسه قرارمي گيرد.

اسلاید ۱۰ :

جامعه، نمونه  و روش نمونه گيري

جامعه آماري

جامعه آماري پژوهش حاضر، شامل كليه مراجعه كنندگاني است كه از ماه اسفند سال ۱۳۸۶تا ماه مرداد ۱۳۸۷ به مرکز جامع اعصاب و روان  آتيه در شهر تهران مراجعه کردند.

نمونه و روش نمونه گیری

در اين پژوهش، هر موقعيت ( نوروفيدبك، دارويي، فهرست انتظار) شامل ۴ نفر از افراد جامعه مورد نظر با تشخيص اختلال وسواس فکری- عملی هستند كه به طور تصادفي در دسترس انتخاب شدند. آزمودنيهاي هر۳ موقعيت برحسب عوامل سن، جنس، تحصيلات همتا سازي شدند  و همزمان اختلال ديگري نداشتند.