لطفا به نکات زیر در هنگام خرید دانلود پاورپوینت فلسفه مدیریتی توجه فرمایید.

1-در این مطلب، متن اسلاید های اولیه دانلود پاورپوینت فلسفه مدیریتی قرار داده شده است 2-به علت اینکه امکان درج تصاویر استفاده شده در پاورپوینت وجود ندارد،در صورتی که مایل به دریافت  تصاویری از ان قبل از خرید هستید، می توانید با پشتیبانی تماس حاصل فرمایید 3-پس از پرداخت هزینه ، حداکثر طی 12 ساعت پاورپوینت خرید شده ، به ادرس ایمیل شما ارسال خواهد شد 4-در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل اسلاید ها میباشد ودر فایل اصلی این پاورپوینت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد 5-در صورتی که اسلاید ها داری جدول و یا عکس باشند در متون زیر قرار نخواهند گرفت

اسلاید ۱ :

ارتقای کیفیت از انتخاب فلسفه مدیریتی شروع می شود . در سفر بی پایان ارتقای کیفیت نقطه شروع برای تلاشهای ارتقای کیفیت در یک سازمان انتخاب آگاهانه درست و توام با باور می تواند انرژی لازم را برای جهت گیری سازمان آزاد نماید. باید توجه کرد که انتخاب درست اگرچه بسیار حائز اهمیت است ولی اگر قرار است فلسفه مدیریتی انتخاب شده موجب تحول اساسی در سازمان گردد اجرای صحیح آن کمتر  از اجرای آن نمی باشد.

اسلاید ۲ :

nبدین معنی که مدیران ارشد ممکن است بر اساس تجربیات دیگران به اثر بخشی یک فلسفه مدیریتی ایمان بیاورند ولی کسی نمی تواند برای اجرای آن فلسفه در سازمان های مختلف نسخه واحد بپیچد . باید در هر سازمان با توجه به شرایط موجود مناسب ترین روش اجرایی را پیدا کرد ممکن است برای اجرای یک فلسفه واحد در سازمان های مختلف روشهای متفاوتی انتخاب گردد.

اسلاید ۳ :

کدام فلسفه مدیریتی ارجح است؟

nبرای انتخاب فلسفه مدیریتی مناسب باید معیارهایی ارائه داد تا در پرتوی آنها بتوان انتخاب آگاهانه تری داشت. در زیر تعدادی از این معیارهای ارائه شده در زیر فهرست کاملی نبوده و می توان معیارهای دیگری را نیز اضافه نمود.

اسلاید ۴ :

nمعیار اول برای انتخاب یک فلسفه مدیریتی ارجح اینست که فلسفه انتخابی بتواند مشتری محوری کیفیت و ارتقای مستمر را در فلسفه وجودی یک سازمان و فلسفه شکل گیری آن ادغام کند به عبارت دیگر فلسفه انتخاب شده باید بتواند از نقطه چرا هستم جهت گیری سازمان را مشخص کند.

nدومین معیار انتخاب عبارتست از این که فلسفه مدیریتی انتخاب شده و عناصر اصلی تشکیل دهنده آن ساده و شفاف و برای همه قابل درک باشد . بدین معنی که درک آن متاثر از موقعیت سازمانی دانش مدیریتی و فنی یا حتی سواد افراد نباشد و هر کس هر کجا قرار گرفته است آن را به خوبی درک کند و بتواند بر اساس درک درست آن نقش خود را در جهت گیری سازمان ایفا کند.

nمعیار سوم برای انتخاب یک فلسفه مدیریتی مناسب عبارتست از این که فلسفه انتخاب شده بتواند همه اجزا و عناصر یک سازمان را به عنوان یک سیستم با هم هماهنگ و هم جهت نماید و به تعامل آنها جهت گیری دهد. بدیهی است تنها نگاه سیستمتیک و فرایندی می تواند همه اعضا عناصر و منابع سازمان را حول ارزشهایی چون مشتری محوری و ارتقای مستمر هماهنگ و هم جهت نماید. هر فلسفه ای که کلیت یک سازمان را خدشه دار کند و افراد و واحدهای سازمانی را به جزء نگری مبتلا کند سازمان را از حیاط ساقط خواهد کرد.

اسلاید ۵ :

nمعیار چهارم عبارتست از این که فلسفه مدیریتی انتخاب شده باید بتواند فضاهای خالی بین نمودار سازمانی را که به حریم های مقدس و نفوذ ناپذیر تبدیل شده اند پراکند به عبارت دیگر خروج از این فضاها و حریم ها که بنا به ضرورت به وجود آمده اند را نه تنها لازم بلکه واجب بداند وافراد و واحدها را به طور طبیعی کنار هم قرار دهد.

nمعیار پنجم این که هر فلسفه مدیریتی که بتواند جو سازمانی را به یک جو ”یادگیری“ تبدیل کند ارجح است.در اینجا نیز باید یک بستر طبیعی برای یادگیری وجود داشته باشد و باید فلسفه مدیریتی یک میل طبیعی و انگیزه درونی شوق سازمانی برای یادگیری ایجاد نماید.

nمعیار ششم برای انتخاب فلسفه مدیریتی مناسب اینست که بتواند بدون ”اعمال زور“ قدرت تصمیم گیری اقدام و تاثیر گذاری را از راس سازمان به قائده آن منتقل نماید . به عبارت دیگر باز هم به طور طبیعی ”رهبری“ را در سازمان توزیع نماید . در این صورت هر کس خود را در هدایت و جهت گیری سازمان و بقا و سود و زیان آن سهیم میداند.

اسلاید ۶ :

nمعیار هفتم فلسفه ای ارجح است که برای ارتقای عملکرد سازمان یک دیدگاه ”استراتژیک“ داشته باشد. وجود رسوبات ضخیم سنتها و باورها و طرز فکرها و ارزش ها در سازمان ها از یک طرف و پیچیدگیها و سیال بودن محیط بیرون سازمانها از طرف دیگر ما را محتاج یک فلسفه مدیریتی می کند که برای قرار دادن سازمان در یک مو قعیت برتر یک دیدگاه استراتژیک و بلند مدت را ترغیب و تشویق می کند.

nمعیار هشتم بالاخره فلسفه ای ارجح خواهد بود که اتکا به اعداد و ارقام و سنجش را ترغیب می کند. با این دیدگاه علاوه بر اینکه حرکت سازمان باید جهت دار باشد باید سازمان برای نشا دادن هر نوع تغییر و اثبات و عملکرد و برداشتن هر گام در راستای پاسخگویی به نیازها و انتظارات مشتری ها سنجش انجام دهد . به عبارت دیگر سنجش باید ”تار و پود“ تلاشهای ارتقا را تشکیل دهد.