لطفا به نکات زیر در هنگام خرید دانلود پاورپوینت محمدحسین شهریار توجه فرمایید.

1-در این مطلب، متن اسلاید های اولیه دانلود پاورپوینت محمدحسین شهریار قرار داده شده است 2-به علت اینکه امکان درج تصاویر استفاده شده در پاورپوینت وجود ندارد،در صورتی که مایل به دریافت  تصاویری از ان قبل از خرید هستید، می توانید با پشتیبانی تماس حاصل فرمایید 3-پس از پرداخت هزینه ، حداکثر طی 12 ساعت پاورپوینت خرید شده ، به ادرس ایمیل شما ارسال خواهد شد 4-در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل اسلاید ها میباشد ودر فایل اصلی این پاورپوینت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد 5-در صورتی که اسلاید ها داری جدول و یا عکس باشند در متون زیر قرار نخواهند گرفت

اسلاید ۱ :

 

محمدحسین شهریار

برای دیگر معانی به شهریار (ابهام‌زدایی) رجوع نمائید.

محمدحسین شهریار 

زمینه فعالیت شاعر و ادیب

تولد ۱۲۸۵

تبریز، ایران

مرگ ۱۳۶۷

تهران

 سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۲۸۵ – ۲۷ شهریور ۱۳۶۷) متخلص به شهریار (قبل از آن بهجت) شاعر ایرانی بود که شعرهایی به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی دارد. از شعرهای معروف او می‌توان به «علی ای همای رحمت» و «آمدی جانم به قربانت» به فارسی و «حیدر بابایه سلام» (به معنی سلام بر حیدر بابا) به ترکی آذربایجانی اشاره کرد. روز وفات این شاعر در ایران روز ملی شعر نام‌گذاری شده‌است.

زندگی

شهریار به سال ۱۲۸۵ درتبریز متولد شد.دوران طفولیت خود را در روستای مادری قایش قورشاق و روستای پدری خشکناب در بخش قره‌چمن آذربایجان ایران سپری نمود . پدرش حاج میر آقا خشکنابی نام داشت که در تبریز وکیل بود. پس از پایان سیکل اول متوسطه در تبریز در سال ۱۳۰۰ برای ادامهٔ تحصیل از تبریز به تهران رفت و در مدرسهٔ دارالفنون (تا ۱۳۰۳) و پس از آن در رشتهٔ پزشکی ادامهٔ تحصیل داد. حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک دکتری «به علل عشقی و ناراحتی خیال و پیش‌آمدهای دیگر» ترک تحصیل کرد (زاهدی ۱۳۳۷، ص ۵۹). پس از سفری چهارساله به خراسان برای کار در ادارهٔ ثبت اسناد مشهد و نیشابور، شهریار به تهران بازگشت و به سال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد. بعدها دانشگاه تبریز وی را يکی از پاسداران شعر و ادب ميهن خواند و عنوان استاد افتخاری دانشکده ادبيات تبريز را نیز به وی اعطا نمود شهریار پس از انقلاب ۱۳۵۷، شعرهایی در مدح نظام جمهوری اسلامی و مسئولین آن، از جمله روح الله خمینی و سید علی خامنه‌ای و نیز اکبر هاشمی رفسنجانی (انتشار پس از مرگ شهریار)سرود.

اسلاید ۲ :

 

شهریار در روزهای آخر عمر به دلیل بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شد و پس از مرگ در ۱۳۶۷، بنا به وصیت خود در مقبرةالشعرا در تبریز دفن شد. شهریار دو دختر به نام‌های شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی داشت.

عشق و شعر

مقبره شهریار در مقبره الشعرای تبریز

شهریار در جوانیگفته می‌شود، شهریار سال آخر رشته پزشکی بود که عاشق دختری شد.پس از مدتی خواستگاری نیز از سوی دربار برای دختر پیدا می‌شود. گویا خانواده دختر با توجه به وضع مالی محمدحسین تصمیم می‌گیرند که دختر خود را به خواستگار مرفه‌تر بدهند. این شکست عشقی بر شهریار بسیار گران آمد و با این که فقط یک سال به پایان دوره ۷ ساله رشته پزشکی مانده بود ترک تحصیل کرد. غم عشق حتی باعث مریضی و بستری شدن وی در بیمارستان می‌شود. ماجرای بیماری شهریار به گوش دختر می‌رسد و همراه شوهرش به عیادت محمد در بیمارستان می‌رود. شهریار پس از این دیدار در بیمارستان شعری را که دو بیت آن در زیر آمده است، در بستر می‌سراید. این شعر بعد ها با صدای غلامحسین بنان به صورت آواز خوانده شد.

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم

دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا

شهریار بعد از این شکست عشقی که منجر به ترک تحصیل وی می شود به صورت جدی به شعر روی می آورد و منظومه های زیادی را می سراید. وی اولین دفتر شعر خود را در سال ۱۳۰۸ با مقدمه ملک‌الشعرای بهار، سعید نفیسی و پژمان بختیاری منتشر کرد. بسیاری از اشعار او به فارسی و ترکی آذربایجانی، جز آثار ماندگار این زبان‌هاست. منظومه حیدربابایه سلام، سروده شده به سال ۱۳۳۳، از مهم‌ترین آثار ادبی ترکی آذربایجانی شناخته می‌شود.

اسلاید ۳ :

 

حكايت از گلستان

۱-پارسائي را ديدم بر كنار دريا ، كه زخم پلنگ داشت و به هيچ دارو به نمي شد.مدتها در آن رنجور بود و شكر خداي عز و جل علي الدوام گفتي ؛ پرسيدندش كه شكر چه مي گوئي ، گفت : شكر آنكه  بمصيبتي گرفتارم نه بمعصيتي.

گو مرا زار به كشتن دهد آن يار عزيز

تا نگوئي كه در آن دم غم جانم باشد

گويم از بنده مسكين چه گنه صادر شد

كو دل آزرده شد از من ،غم آنم باشد

۲- حكيمي كه با جهال در افتد توقع عزت ندارد و گر جاهلي بزبان آوري بر حكيمي غالب آيد عجب نيست كه سنگيست كه گوهر همي شكند .

گر هنرمند ز اوباش جفائي بيند 

تا دل خويش نيازارد و درهم نشود

سنگ بد گوهر اگر كاسه زرين بشكست

قيمت سنگ نيفزايد و زر كم نشود

۳- ارادت بيچون يكي را از تخت شاهي فرو آرد و ديگري را در شكم ماهي نكو گرداند.

۴- زمين را از آسمان نثار است و آسمانرا از زمين غبار “كل اناء يترشح بما فيه “

گرت خوي من آمد ناسزاوار

تو خوي نيك خويش از دست مگذار

اسلاید ۴ :

برگزیده شده از اشعار زیبای سعدی شیرازی

شعر عاشقانه از سعدی شیرازی

تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و زیبایی

دری باشد که از رحمت به روی خلق بگشایی

ملامتگوی بی​حاصل ترنج از دست نشناسد

در آن معرض که چون یوسف جمال از پرده بنمایی

به زیورها بیارایند وقتی خوبرویان را

تو سیمین تن چنان خوبی که زیورها بیارایی

چو بلبل روی گل بیند زبانش در حدیث آید

مرا در رویت از حیرت فروبسته​ست گویایی

تو با این حسن نتوانی که روی از خلق درپوشی

که همچون آفتاب از جام و حور از جامه پیدایی

تو صاحب منصبی جانا ز مسکینان نیندیشی

تو خواب آلوده​ای بر چشم بیداران نبخشایی

گرفتم سرو آزادی نه از ماء مهین زادی

مکن بیگانگی با ما چو دانستی که از مایی

دعایی گر نمی​گویی به دشنامی عزیزم کن

که گر تلخست شیرینست از آن لب هر چه فرمایی

گمان از تشنگی بردم که دریا تا کمر باشد

چو پایانم برفت اکنون بدانستم که دریایی

تو خواهی آستین افشان و خواهی روی درهم کش

مگس جایی نخواهد رفتن از دکان حلوایی

قیامت می​کنی سعدی بدین شیرین سخن گفتن

مسلم نیست طوطی را در ایامت شکرهایی

اسلاید ۵ :

     مخزن‌الاسرار

مَخزَن‌الاسرار نخستین مثنویِ نظامی گنجوی شاعر ایرانی است.

از آنجا که در خود کتاب اشارهٔ مستقیم و یا غیرمستقیمی به تاریخ سرایش و یا تاریخ تقدیم اثر به والی آذربایجان (و نه اران) نشده‌است، و همچنین در آثار معتبر دیگر نیز تاریخ دقیق خلق این اثر ذکر نشده، نمی‌توان بیقین تاریخ آن را تعیین کرد. ولی با توجه به اینکه نظامی تاریخ‌های بسیار دقیق دیگری از آثار، سن فرزند و ماده تاریخ‌های دیگر در آثار دیگرش می‌دهد، و همچنین با بررسی تاریخ آذربایجان و اران، و مطالعات تطبیقی میتوان بیقین گفت که خلق این اثر بین سالهای ۵۶۱ و ۵۶۹ قمری می‌باشد (و به احتمال زیاد نزدیک به ۵۶۹ معادل ۱۱۷۳ میلادی است).

نظامی این کتاب را به «ملک فخرالدین بهرامشاه بن داوود» والی آذربایجان تقدیم کرد.

این کتاب دربرگیرنده خواندن مردم به خودشناسی، خداشناسی و گزینش ویژگی‌های پسندیده اخلاقی است و در بحر سریع مسدس (مفتعلن مفتعلن مفتعل) سروده شده.

نظامي گنجوي

نام وي الياس و لقب يا تخلص وي ( چنانکه خود در آغاز ليلي و مجنون به آن اشاره کرده ) نظامي است. نام پدرش يوسف نام جدش ” ذکي ” و نام جد اعلايش ” مويد ” بوده و سه همسر و يک فرزند به نام محمد داشته است. زادبوم نظامي را شهر گنجه و اجدادش را اهل تفرش گفته اند.

نظامي مانند اغلب اساتيد باستان از تمام علوم عقلي و نقلي بهره مند و در علوم ادبي و عربي کامل عيار و در وادي عرفان و سير و سلوک راهنماي بزرگ و در عقايد و اخلاق ستوده پايبند و استوار و سرمشق فرزندان بشر بوده و در فنون حکمت از طبيعي و الهي و رياضي دست داشته و گويند که اگر وارد مرحله شاعري نبود و به تدريس و تاليف علوم حکميه مي پرداخت در رديف بزرگان حکمت و فلسفه به شمار مي آمد….

در پاکي اخلاق و تقوي، نظير حکيم نظامي را در ميان تمام شعراي عالم نمي توان پيدا کرد. در تمام ديوان وي يک لفظ رکيک و يک سخن زشت پيدا نمي شود و يک بيت هجو از اول تا آخر زندگي بر زبانش جاري نشده است. از استاد بزرگ گنجه شش گنجينه در پنج بحر مثنوي جهان را يادگار است که مورد تقليد شاعران زيادي قرار گرفته است، ولي هيچکدام از آنان نتوانسته اند آنطور که بايد و شايد از عهده تقليد برآيند. اين شش دفتر عبارتند از:

مخزن الاسرار، خسرو و شيرين، ليلي و مجنون، هفت پيکر، شرفنامه و اقبالنامه که همگي نشان دهنده هنر سخنوري و بلاغت گوينده توانا آن منظومه هاست. وفات نظامي را بين سالهاي ۵۹۹ تا ۶۰۲ و عمرش را شصت و سه سال و شش ماه نوشته اند.

اسلاید ۶ :

خوشرویی در قرآن

موضوع مصاحبه که مطرح شد ناخودآگاه لبخندی روی لبمان نشست ؛ خوشرویی : موضوعی که نام بردن از آن هم انسان را شاد می کند . روی خوش و خلق حسن، نوش دارویی که می تواند ریشه ی بسیاری  از مشکلات را بخشکاند. از نظر روان شناسی هم ثابت شده که حتی، لبخند تصنعی هم می تواند بار مثبت داشته باشد . خوشرویی ؛ انسان را به یاد نبی اکرم می اندازد ،کسی که به خاطر خلق نیک و اخلاق پسندیده مفتخر به دریافت مدال جاودان خلق عظیم از سوی خداوند گردید .

موضوع مصاحبه را با جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا گرجی در میان گذاشتیم و با همان خوشرویی که از ایشان سراغ داشتیم ما را پذیرفتند و کلاس صبح جمعه ی خود را که در یک فضای بسیار صمیمی در آموزش و پرورش ناحیه ۳ در حضور خواهران حافظ و قاری قرآن تشکیل داده بودندرا تبدیل به جلسه ی پرسش و پاسخ کردند که ماحصل کار بسیار رضایت بخش بود .

ضمن عرض سلام و تشکر از شما استاد ارجمند و خواهران گرامی ؛ بعنوان اولین سوال : تعریف خوشرویی را برای ما بفرمائید ؛ خوشرویی یعنی چه ؟ معارف اسلامی ما سه بخش است بخش اول اصول و عقائد ،بخش دوم فقه یا احکام اسلامی و بخش سوم اخلاق اسلامی . مجموعه ی صفاتی که یک مسلمان باید خودش را به آنها زینت ببخشد  و اضداد آن را از خودش دور کند ، بعنوان مثال متواضع باشد و تکبر را از خودش دور کند ، یک بخش از مباحث اخلاق اسلامی ما موضوع خوشرویی است که در روایات اسلامی به گشاده رویی یا بشاشیت در برخورد با مردم معروف است به این معنا که انسان در برخورد با مردم با روی باز و لب خندان برخورد کند که از صفات بسیار پسندیده ی اسلام است .

ویژگی ها و صفات یک انسان خوشرو چیست ، یعنی یک انسان باید چه رفتاری داشته باشد تا بگویند او فرد خوشرویی است ؟

در مورد خوشرویی اجازه بدهید که عرض کنم حضرت امیر المومنین علی (ع) می فرماید :«البشر اول البر » خوشرویی سرآغاز همه خوبیهاست . اما افراد خوشرو خصوصیاتی دارند اول آنکه در مواجهه با مردم و در ملاقات با مؤمنین با روی خوش و با لب خندان با چهر ه ای بشاش ظاهر می شوند حضرت علی (ع) در نهج البلاغه دارند که « المومن بشره فی وجه و حزنه فی قلبه » مومن بشاشیت در چهره اش است اما حزن و اندوهش در قلبش پنهان است ، یعنی انسان مومن اگر غم و غصه ای هم دارد در قلب خودش مخفی می کند . در یک عبارت دیگر باز امیر المو منین دارند که مومنین وقتی همدیگر را ملاقات می کنند « یلقاه بالبشر اذا نهدیه » با روی خوش و گشاده رویی با همدیگر برخورد می کنند .

آیا مزاح و خوشرویی با هم فرق دارند ؟ موضوع مزاح یا همان شوخی خودمان یک بحث جدایی از خوشرویی است ممکن است در بعضی از موارد خوش اخلاقی ایجاب کند که انسان در جایی شوخ طبع باشد با مردم مطایبه کند یعنی حرفهای طیب و حرفهای قشنگ بزند ولی باب مجزایی است و در مباحث اخلاقی  اهل بیت عصمت و طهارت بابی را تحت عنوان باب المزاح یا باب الادخال السرور فی قلوب المومنین باز کرده اند به این مضمون که کاری کنیم که مؤمنان را شاد و خوشحال کند . البته می توان بین این دو جمع کرد یعنی منافاتی بین مزاح و خوشرویی نیست برای این که انسان خوشرو باشد طبیعتاً می توان بذله گو و شیرین  زبان و خوش گفتار هم باشد .

حاج آقا لطفاً برای ما از ابعاد خوشرویی هم توضیحاتی بفرمائید یعنی ابعاد خوشرویی در عرصه های مختلف سیاسی –اجتماعی – فرهنگی را بیان بفرمائید .

ابعاد خوشرویی خیلی زیاد است ، خوشرویی یک موضوع عام است وقتی انسانی خوشرو، خوش اخلاق ،بشاش و گشاده رو شد، در همه ی ابعاد زندگی این طور است . با مراجعه کننده، زیردست،  مافوق، اعضائ خانواده و شاگردان خوشرو و خوش اخلاق می شود. البته در مباحث سیاسی اجتماعی هم همین طور است ،در جریانات سیاسی چون بهر حال جناحها و گروههای سیاسی درگیری و اختلافاتی دارند ایرادی ندارد که انسان در حین حفظ اعتقادات و سلایق فکری خودش و اعتقادات جناحی در برخورد با جناح مقابل با اخلاق نیک برخورد کند. خدایی نکرده تحقیر یا تفکیر نکند و نظرات خودش را با روی باز ذکر کند و از نظرات جناح مقابل هم با روی باز استقابل کند .

به نظر شما روی زیبا ( زیبا رویی ) ارتباطی با خودش رویی دارد یعنی خوشرو بودن شخصی مستلزم داشتن روی زیبایی اوست ؟

نه ممکن است آدم هایی باشند که یازیاد زیبا نباشند اما اخلاقشان خوب باشد غالباً آقایان همین طور هستند ، خداوند متعال زیبایی را به زن مرحمت کرده و زیبایی مرد به اخلاق خوب اوست ولی گاهی هم بعضی از خانم ها هستند که از زیبایی آنچنانی برخوردار نیستند اما بخاطر اخلاق خوبی که دارند در محیط خانه در نزد همسر و فرزندانشان و اطرافیان محبوب هستند .  در روایتی از قول پیامبر اعظم داریم که ایشان فرموده اند :(اخلاق نیک را در نزد خوبرویان جستجو کنید) یعنی انسان هایی که خوب رو هستند غالباً خوش اخلاقندالبته این اعتقادی است ؛ شاید به خاطر این است که زیبایی ظاهر می تواند نشان از زیبایی روح باشد

اسلاید ۷ :

ولی علی التجربه امروزه دیده ایم که گاهی بر اثر تربیت غلط آدمهای زیبایی که بسیارپرخاشگر و بسیار ناراحت و از نظر اخلاقی و تربیتی بسیار مشکل دار هستند که این منوط به تربیت خانوادگی آن فرد می تواند باشد .

حاج آقا گاهی اتفاق می افتد که عده ای خوشرویی را مانعی برای قاطعیت و جدی بودن می دانند . نظر شما در این مورد چیست ؟آیا اگر انسان خوشرو بود دیگر نمی تواند جدی و قاطع باشد ؟

اگر معنای درستی از خوشرویی نفهمیده باشیم ، می تواند مانع جدی برای ما بشود. اگر ما فکر کنیم که خوش اخلاقی به این است که  به همه جواب مثبت بدهیم و همه کارهایی که از ما خواسته می شود را انجام بدهیم در اشتباه هستیم . اخلاق درست این است که انسان جایی که لازم است ،  نه بگوید و چیزی را نپذیرد. همیشه اخلاق خوب به بله گفتن ،تایید کردن و پذیرفتن نیست . باید ببینیم معنایی که از خوشرویی در وجود ما نقش بسته چیست .اگر معنای خوشرویی همان است که اهل بیت ما گفته اند پذیرفتنی است.

پس اگر چنین است اهل بیت ما چگونه متعادل رفتار کرده اند که همیشه میانه رو بوده اند  نه اهل مسخره و مزاح بوده اند و نه عبوس و ترش رو ؟

اهل بیت ما معادن جود و کرم و علم و دانش هستند ، آنها هرگز ودر هیچ زمینه ای اهل افراط و تفریط نبوده اند ما در اخباری که از ایشان و از زندگی نامه ها یشان بدستمان رسیده می خوانیم که در مقابل حاکمان جور و ستمکاران زمان هرگز از در آشتی و دوستی و خوشرویی وارد نشده اند و همیشه از اولین کسانی بوده اند که در صف مقابله ای با طاغوت زمان خودشان بودند ودر مقابل ضعیفان و مستضعفین  در مقابل یتیمان و افراد ضعیف جامعه – در مقابل دوستان و پیروان خود تا حد امکان خوشور و مهربان بوده اند .

حاج آقا ما در جامعه افراد زیادی را می بینیم که منافق صفت هستند یعنی اینکه روی خوش و بازی دارند اما باطن زشت و پلید ، وظیفه ی ما با این گونه افراد چیست ؟

اگر تشخصی بدهیم که فردی واقعاً منافق است یعنی ظاهراً با ما خوب برخورد می کند ولی در باطن دشمن ماست ما در حدو و ظیفه ی ظاهریمان باید برخورد کنیم، یعنی اگر به ما سلام کرد ما نمی توانیم جوابش را ندهیم چون جواب سلام واجب است . اما با این گونه افراد نباید  صمیمی شد چون در رفاقت ها  و شراکت ها یشان با ما صادق نیستند. به این جور افراد نباید اعتماد کرد و مناسب امور را در اختیار شان بگزاریم .اما به طور کلی مسلمانان در برخورد با منافق مشرک در همه جوانب الا در موضع جنگ و نزاع باید با احترام و خوشرویی باشند، اتفاقاً یکی دلایل جذب افراد درصدر اسلام از ناحیه ی پیغمبر خوشرویی و مهربانی ایشان بوده است .

حاج آقا همان طوری که خودتان می دانید ما احادیث زیاد و متنوع و جالبی در رابطه ی با خوشرویی داریم ولی حدیثی که توجه من را به خودش جلب کرد حدیثی بود که در بحار و الانوار جلد ۷۱صفحه ۳۷۵ ذکر شده بود که همان طوری که خورشید برف را آب می کند اخلاق نیکو هم گناهان را ، لطفاً در این باب توضیح بفرمائید ؟

بله ما در احادیثمان داریم که وقتی پروندۀ انسان را به دستش می دهند ( عنوان الصحیفه المومن حسن الخلق ) یعنی رأس پرونده انسان  از اخلاق نیکو نوشته اند ، یکی از مسائلی که انسان را به خداوند نزدیک می کند و گناهان انسان را می بخشد اخلاق نیکو ست ،من روایتی دیده ام که روایت بسیار زیبا وقشنگی است به این مضمون که انسان با حسن خلق و اخلاق نیکو می تواند به درجه ی شب زنده داران و روزه داران برسد. می دانید که در قرآن اجر دو دسته گفته نشده است، یک روزه داران و دیگری شب زنده داران . خیلی از ما انسانها نمی توانیم شب زنده داری کنیم و یا خیلی ها نمی توانند روزه داری کنند فرموده اند بجای آن با مردم با روی خوش رفتار کنید ، می بینید که با خوش اخلاقی می توانیم به درجه ی شب زنده دارها و روزه دارها برسیم بله صحیح گفتید اخلاق نیکو گناهان را آب می کند  و می بخشد .

اسلاید ۸ :

نام کتاب : شازده كوچولو (به فرانسه: Le Petit Prince)

نويسنده : آنتوان دوسنت اگزوپري ( Saint Exupery , Antoine de )

مترجم : احمد شاملو

شازده كوچولو

محبوب ترين كتاب مردم قرن بيستم كه قبلاً محمد قاضي آن را توسط ناشرين مختلف چاپ كرده بود، اكنون با ترجمه ي احمد شاملو نيز به چاپ يازدهم رسيده است.

اين داستان از معروف‌ترين داستان‌هاي کودکان و سومين داستان پرفروش قرن بيستم در جهان است. در اين داستان اگزوپري به شيوه‌اي سورئاليستي و به بياني فلسفه اي به دوست داشتن و عشق و هستي مي‌پردازد. طي اين داستان اگزوپري از ديدگاه يک کودک پرسش‌گر سوالات بسياري را از آدم ها و کارهاي آنان مطرح مي کند. اين اثر به ۱۵۰ زبان مختلف ترجمه شده‌ است و مجموع فروش آن به زبان‌هاي مختلف از هشتاد ميليون نسخه گذشته است.

شازده کوچولو ( نوشته شده در سال ۱۹۴۳)، داستاني نوشته آنتوان دو سنت اگزوپري، نويسنده ي فرانسوي است.اين كتاب در قرن اخير سوّمين کتاب پرخواننده جهان بوده است. اين اثر از حادثه‌اي واقعي مايه گرفته که در دل شنهاي صحراي موريتاني براي سنت اگزوپري روي داده است. خرابي دستگاه هواپيما خلبان را به فرود اجباري در دل افريقا وامي‌دارد و از ميان هزاران ساکن منطقه؛ پسربچه‌اي با رفتار عجيب و غيرعادي خود جلب توجه مي‌کند. پسربچه‌اي که اصلاً به مردم اطراف خود شباهت ندارد و پرسشهايي را مطرح مي‌کند که خود موضوع داستان قرار مي‌گيرد. شازده کوچولو از کتابهاي کم‌نظير براي کودکان و شاهکاري جاويدان است که در آن تصويرهاي ذهني با عمق فلسفي آميخته است. او اين کتاب را در سال ۱۹۴۰ در نيويورک نوشته است. او در اين اثر خيال انگيز و زيبايش که فلسفه دوست داشتن و عواطف انساني در خلال سطرهاي آن به ساده‌ترين و در عين حال ژرف ترين شکل تجزيه و تحليل شده و نويسنده در سرتاسر کتاب کساني را که با غوطه ور شدن و دلبستن به مادّيات و پايبند بودن به تعصّب ها و خودخواهي ها و انديشه‌هاي خرافي بيجا از راستي و پاکي و خوي انساني به دور افتاده اند، زير نام آدم بزرگها به باد مسخره گرفته است.

اسلاید ۹ :

 

درباره ي ترجمه هاي كتاب در ايران:

شازده کوچولو ترجمه‌هاي متعددي به زبان فارسي دارد که در اين ميان ترجمه‌هاي احمد شاملو، محمد قاضي و ابوالحسن نجفي معروف‌تر هستند.

ترجمه ي احمد شاملو به دليل متن صميمي مقبول تر از ديگر ترجمه هاست اگرچه نمي توان از روي چندين غلط نگارشي در چاپ يازدهم كتاب چشم پوشي كرد. ( از جمله نوشتن كلماتي مانند زندگي به صورت زنده گي ! )

ضمن اينكه ابوالحسن نجفي نيز توانسته است لحن شاعرانه‌ي متن اصلي را در ترجمه‌اش حفظ کند.