چکیده

عوامل جغرافیایی از جمله عوامل متعددي هستند که در برقراري امنیت اجتماعی تاثیر گذارند. اهمیت عوامل جغرافیایی در برقراري امنیت اجتماعی از آن جایی ناشی می شود که بپذیریم همه جرایم و ناامنی ها در بستر زمان و مکان مشخصی رخ می دهند. در تخقیق حاضر به منظور بررسی رابطه عوامل جغرافیایی در امنیت اجتماعی و ارزیابی اهمیت آنها، با استفاده از روش توصیفی-پیمایشی و پرسشنامه ایی به سنجش متغیرها در دو بعد عوامل جغرافیایی انسانی و عوامل جغرافیایی طبیعی اقدام شده. یافته هاي پژوهش حاضر حاکی از آن است که یک: رابطه معناداري بین عوامل جغرافیایی و امنیت برقرار است دوم: این که در بین عوامل جغرافیایی، عوامل جغرافیایی انسانی اهمیت بیشتري دارند. سوم: این که عوامل جغرافیاي انسانی که بیانگر رابطه تراکم جمعیت با جرم است، بیشترین رابطه را با مقوله نظم و امنیت دارند. نتایج تحقیق نشان می دهد که درمورد فرضیه اول یعنی وجود رابطه بین عوامل جغرافیاي انسانی و نظم و امنیت با توجه به مقدار آزمونT محاسبه شده (۷/۳)

وسطح معنا داري صفر، فرضیه HI با احتمال ۹۹ درصد مورد تایید قرار گرفت. اما درخصوص فرضیه دوم با توجه به مقدار آزمون (۰/۰۳۶) T و سطح معنا داري فرضیه(HI (0/971 رد شد.

واژگان کلیدي: عوامل جغرافیایی، امنیت، نظم، جغرافیاي انسانی، جرم

مقدمه و بیان مسئله

برقراري نظم و امنیت، پیشگیري از وقوع جرم در سطح جامعه یکی از مهم ترین وظایف و مأموریت هاي ناجاست( پیمانی اصل و حسین زاده، (۷۵ :۱۳۸۷ و کلیه وقایع از جمله رخدادهاي امنیتی و انتظامی به نحوي با موقعیت جغرافیایی معرفی می شود. یک برنامه ریز پلیس مجبور به اخذ تصمیماتی است که نیاز به داشتن دانش، آگاهی و اطلاعاتی دربارة محیط پیرامون خود دارد( مولوي و فرج زاده، .(۱۲۰ :۱۳۸۰ به عبارت دیگر، تصمیم گیرندگان و سیاست گذاران محیطی از جمله ناجا نیاز به اطلاعات مکانی و جغرافیایی دارند(عبادي نژاد، .(۱۲۱ : ۱۳۸۳ نتایج برخی تحقیقات نشان می دهد که بین ارتکاب به جرایم و ویژگی هاي محل وقوع جرم ارتباط معنا داري وجود دارد(پور احمد وهمکاران، .(۸۱ :۱۳۸۲ و هر جرمی در مکان وجغرافیاي خاصی اتفاق می افتد. به عنوان مثال، تراکم جرم در بخش مرکزي شهرها با محدوده هاي مسکونی متفاوت است. اما در تجزیه و تحلیل مربوط به ناامنی ها به این رکن کمتر توجه می شود و این در حالی است که علم جغرافیا به دلیل ماهیت آنکه به بررسی رابطه انسان و مکان می پردازد، داراي قابلیت هاي بسیار جالبی در این زمینه است. در این بررسی با هدف نشان دادن اهمیت این شاخه از علوم در مطالعات مربوط به نظم و امنیت از دو بعد مؤلفه هاي جغرافیاي انسانی و طبیعی به مسئله توجه شده است.

٩٧٧

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

اهداف تحقیق:

هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی و شناسایی ارتباط بین عوامل جغرافیایی و نظم و امنیت و ارائه پیشنهادهاي کاربردي براساس یافته ها و نتایج تحقیق است.

اهداف فرعی:

-۱ تعیین میزان رابطه عوامل جغرافیاي انسانی با نظم و امنیت.

-۲ تعیین میزان رابطه عوامل جغرافیاي طبیعی با نظم و امنیت.

سؤال اصلی تحقیق:

آیا بین عوامل جغرافیایی و نظم و امنیت رابطه وجود دارد؟

سوال هاي فرعی تحقیق:

-۱ آیا بین عوامل جغرافیاي طبیعی و نظم و امنیت رابطه وجود دارد؟

-۲ آیا بین عوامل جغرافیاي انسانی و نظم و امنیت رابطه وجود دارد؟

مبانی نظري

هر فرد در قالب زمان و مکان مشخصی زندگی می کند و با توجه به کنش هاي فردي و اجتماعی خود، درگیر با مکان هاي خاص در تقابل با کسانی است که به شیوه اجتماعی با او زندگی می کنند، بنابراین ایفاي کارکرد اساسی او و همچنین تأثیر و تأثر متقابل بین فرد، اجتماع و فضاي پیرآمون او در این محدوده قرار

دارد(پوراحمد و همکاران،.(۸۴ :۱۳۸۳ کار اصلی جغرافیدان توجه به تأ ثیرات متقابل انسان و طبیعت بر اساس قاعده عمل و عکس العمل است. بدین طریق که هر جزء ترکیب دهنده از حیات انسانی و هر پدیده طبیعی و انسانی و هر کیفیت ناحیه اي و عوامل بومی در داخل یک یا چند شاخه از علم جغرافیا قرار می گیرد و یک نظم ویژه در همه پدیده هایی که در داخل یک سرزمین یا مکان جغرافیایی به ظهور می رسد به وجود می آید. در حقیقت فکر جغرافیایی توانایی شناخت علل این نظم و وابستگی چهره هاي طبیعی و انسانی به یکدیگر و دریافت نتایج حاصل از آن است(شکویی، .(۱۷ :۱۳۷۱ بر این اساس و از آن جایی که بررسی روابط پدیده هاي سطح زمین و مطالعه توزیع و پراکندگی آنها کار جغرافیا است. بنابراین، هر گونه پدیده اعم از طبیعی وانسانی(مانند جرم) در محدوده کار و فعالیت آن قرار می گیرد(جعفریان، .(۱۳ :۱۳۸۷ در بررسی هاي جغرافیایی جرم و ناامنی، مفاهیمی همچون مکان، کانون هاي جرم خیز، جغرافیاي انسانی، جغرافیاي طبیعی و سیستم اطلاعات جغرافیایی مورد تأکید قرار می گیرد. در ادامه و براي درك بیشتر موضوع لازم است که به معرفی چند اصطلاح تخصصی بپردازیم

-۱ مکان: مکان به بخشی از فضا اطلاق می شود که به وسیله انسان اشغال شده باشد(توکلی، .(۲۶ :۱۳۸۴

-۲ کانون جرم خیز: مکان یا محدوده جغرافیایی است که میزان بزهکاري درآن بسیار بالا و قابل توجه است(جعفریان،

.(۱۸ :۱۳۸۷

-۳ جغرافیاي طبیعی: این رشته از جغرافیا به تجزیه و تحلیل و سنجش پراکندگی اشکال زمین، آب و هوا، آبها، خاك ها و سایر پدیده هاي طبیعی می پردازد(شکوئی، .(۳۰ :۱۳۷۱

٩٧٨

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

-۴ جغرافیاي انسانی: به تجزیه و تحلیل پراکندگی انسان و فعالیت هاي اجتماعی، فرهنگی، اقتصادي و سیاسی او می پردازد(شکوئی، .(۱۵ :۱۳۷۱

-۵ سیستم اطلاعات جغرافیایی: عبارت است از مجموعه ابزارهاي رایانه اي براي جمع آوري، ذخیره سازي، بازیابی، انتقال و نمایش داده هاي فضایی (مکانی) از دنیاي واقعی به منظور هاي خاص(بوروف، .(۱۹۴ :۱۹۸۶

دیدگاه اکولوژي (شیکاگو)

اکولوژي در حقیقت به روابط و مناسبت هاي مشترك میان انسان و طبیعت تعریف می شود. در دیدگاه اکولوژي بر محیط و فضایی که مجرم در آن مرتکب جرم می شود تأ کید دارد و شرایط محیطی را در بروز جرایم مؤثر می داند(شایسته زرین،
.(۱۳۸۷:۱۴

نظریه مکان هاي جرم خیر

دیدگاه شرمن , کارتین و بر گر در سال ۱۹۸۹ بر پایه نوعی علت شناسی مکانی جرم استوار شد. طبق این نظریه برخی محدوده ها یا نقاط خاصی در شهر به دلیل وجود برخی عناصر کالبدي، اجتماعی و اقتصادي داراي تعداد جرم زیادي می باشند که گره هاي شهري، برخی گذرها و حواشی شهرها داراي این خصیصه هستند(شرمن، .(۲۷-۵۵ :۱۹۸۹

نظریه پیشگیري از جرم از طریق طراحی محیطی

این تئوري براي اولین بار در سال ۱۹۶۹ توسط جفري مطرح شد. جفري برخلاف جامعه شناسان که توجه بسیاري بر عوامل اجتماعی مؤثر بر جرم داشته و به عوامل محیطی توجهی نکرده اند بر فرصت هایی که محیط در اختیار مجرمان قرار می دهد تأکید داشت و جرایم گوناگون را ناشی از این فرصت هاي محیطی می دانست. مطابق دیدگاه Cpted از طریق برنامه ریزي و مدیریت محیط فیزیکی وکنترل کاربري هاي اراضی می توان به کاهش نرخ جرایم در جامعه کمک کرد(شایسته زرین،
.(۴۷ :۱۳۸۷