روابط اساسی یا بستگی ها در اصطلاحنامه

 در بیشتر اصطلاحنامه ها، روابط میان واژه ها مشخص می شود. این روابط ممکن است یکی از سه نوع زیر باشند:

رابطه ترجیحی، هم ارز یا معادل

این رابطه میان اصطلاحات مرجح و نا مرجح صورت می گیرد و وقتی است که دو یا چند اصطلاح از لحاظ هدفهای نمایه سازی به یک مفهوم اشاره دارند. دو سویگی با یکی از روش های زیر نشان داده میشود:

بک (به کار برید)، قبل از اصطلاح مرجح می آید؛

بج (به کار برید بجای)، پیش از اصطلاح نا مرجح به کار میرود.

مانند:

علم الاجتماع بک جامعه شناسی این رابطه عموما دو گروه از اصطلاحات را در بر میگیرد: الف) مترادفها نظیر (حریق؛ آتش سوزی)

ب) شبه مترادف ها نظیر (تری؛ خشکی)

رابطه سلسله مراتبی

این رابطه اساسی است که بیشتر اصطلاحنامه نظام یافته را از سیاهه سازمان نیافته اصطلاحات، مانند واژهنامه متمایز میسازد و مبتنی بر درجات یا سطوح حاکمیت و تابعیت است. در چنین موردی، اصطلاح حاکم معرف یک رده یا کل است، و حال آنکه اصطلاحات تابع اشاره به اعضا یا اجزاء آن دارند. برای ارجاعات دو سویه از اختصارات زیر استفاده میشود:

ا.ع: (یعنی اصطلاح اعم) که پیش از اصطلاح حاکم قرار میگیرد؛

ا.خ: (یعنی اصطلاح اخص) که پیش از اصطلاح تابع قرار میگیرد. مانند:

خطوط هوایی

ا.ع : خدمات حمل و نقل خدمات حمل و نقل خطوط هوایی

رابطه سلسله مراتبی به طور کلی چهار حالت دارد:

الف. رابطه جنس و نوع

ب. رابطه کل و جزء

ج. رابطه موردی یا مصداقی

د. روابط چند سلسله مراتبی

هر یک از این روابط به سلسله مراتبی می انجامد که می توان آن را از طریق ارجاع به انوع اساسی مفاهیم که توسط اصطلاحات بیان می شوند، آزمود. به عنوان قاعده کلی میتوان گفت که هر اصطلاح تابع، باید به همان نوع مفهوم اساسی اشاره کند که اصطلاح حاکم اشاره دارد. یعنی اصطلاح اعم و اخص باید معرف شی، عمل یا ویژگی واحد باشند.

مانند:

یک) فلزات (رده ای از مواد)، و قالب ریزی (یک عمل) معرف دو نوع مفهوم متفاوت هستند، بنابراین نمیتوانند از لحاظ سلسله مراتبی با یکدیگر مرتبط باشند. دو) فلزات و فلزات غیر آهن هر دو معرف مواد هستند، بنابراین از نظر جنس به یکدیگر مرتبط ند.

به منظور سهولت در امر طرح ریزی، گاه تغییر ظاهری در نوع مفهوم برای بخش نظام یافته اصطلاحنامه ضروری است. بنیان منطقی برای چنین تغییری باید توسط اصطلاح راهنما به وضوح تعیین شود. در عمل دو نوع اصطلاح راهنما مورد نیاز است:

الف) آنهایی که بنیان منطقی رابطه سلسله مراتبی را بیان می کنند. در این صورت، اصطلاح دو سوی اصطلاح راهنما، به مفاهیمی از یک نوع اساسی اشاره دارند.

مانند:

هواپیماها

از لحاظ محموله

از لحاظ محموله هواپیماهای باری

هواپیماهای مسافری

از لحاظ استفاده کننده

هواپیماهای غیر نظامی

هواپیماهای نظامی در مثالهای بالا

در مثالهای بالا «از لحاظ محموله» و «از لحاظ استفاده کننده» نقش عبارت راهنما را بر عهده دارند. ب) عبارت های راهنمایی که انواع متفاوت مفاهیمی را معرفی می کنند که میتوانند برای سهولت کار استفاده کنند، یکجا و ذیل مفهوم یا مفاهیمی که معمولا به آنها وابسته هستند بیایند.

مانند:

کتاب ها

فراهم آوری

صحافی

چاپ

درمثال بالا ((فراهم آوری ))نقش عبارت راهنما را برعهده دادرد.درایند گونه موارد اصطلاح اعم نظیر((کتاب ها))برای همنشینی مفاهیم وابسته که توسط عبارت راهنما معرفی میشوند.می آید.این اصطلاحات وابسته نظیر(صحافی))و ((چاپ))و غیره نباید در بخش الفبایی اصطلاحنامه به عنوان اصطلاحات اخص نسبت به اصطلاح همنشین معرفی میشوند.این اصطلاحات معمولا ازطریق روابط همبسته به یکدیگر پیوند میابند.

الف:رابطه جنس و نوع

این رابطه پیوند میان یک رده یا مقوله  و اعضا یا انواع آن را مشخص می کند.علاوه بر آزمایش صحت این امرکه قبلا اشاره شداین رابطه همانگونه که در ذیل خواهد آمد از لحاظ منطقی ((همه-وبعضی-))نیز صادق است:

نمودار بالا نشان میدهد که بعضی از اعضای رده «پرندگان» به «طوطی ها» معروف هستند. و همه «طوطی ها» طبق تعریف و بدون توجه به زمینه ای خاصی، از «پرندگان» به شمار میروند. چنین آزمونی نشان می دهد که اصطلاحی مانند «طوطی ها» تابعی از رده ای چون « دست آموزها» نیست، زیرا طوطی ها طبق تعریف، دست آموز نیستند. پیوند ارتباطی اخیر را میتوان به شکل نمودار زیر بیان کرد:

یعنی بعضی از اعضای رده ((دست آموزها))((طوطی)) هستند.بعضی فقط بعضی از طوطی ها، دست آموزند. این اصطلاحات باید در مقوله های متفاوت اصطلاحنامه قرار گیرند و هر دوی آنها باید به مدرکی که به موضوع «طوطی ها به عنوان حیوانات دست آموز» میپردازد، تعلق گیرند. این آزمون از آن لحاظ به عمل می آید که در تعیین اصطلاحات مقوله ها از ذهنگرایی پرهیز شود. اما باید یادآور شد که برای تفکیک « دست آموزها» و «طوطی ها» به مقوله های مختلف در یک اصطلاحنامه تخصصی که به حیوانات اهلی میپردازد و طوطی ها را بنا بر نظر اکثریت استفاده کنندگان، نوعی حیوان دست آموز تلقی می کنند، اساس معقولی به دست نمی دهد. در این مورد، «طوطی ها» را میتوان تابعی از «دست آموزها» و در سلسله مراتبی واحد به شمار آورد. ولی باید به یاد داشت که این مورد استثنایی است.

ب. رابطه کل و جزء

این رابطه شامل موارد معدودی است که در آن، جزء نام کل خود را به طور ضمنی دربر دارد. در این موارد، اصطلاحات را میتوان در یک نظام سلسله مراتبی قرار داد، به طوری که « کلی» نقش اصطلاح حاکم و «جزء» نقش اصطلاح تابع را بر عهده داشته باشد. این رابطه، چهار گروه اصلی اصطلاحات را در بر میگیرد: یک. دستگاهها و اعضای بدن

مانند:

دستگاه گردش خون

سیستم قلبی عروقی

سیستم عروقی

 سرخرگها

 سیاهرگها

دو. مناطق جغرافیایی

مانند:

ایران

خراسان

سبزوار

نیشابور

سه. رشته های علمی

مانند:

علوم

زیست شناسی

گیاه شناسی

جانور شناسی

چهار:ساخت سلسله مراتبی احتماعی

مانند:

ارتش

سپاه

لشکر

تیپ

هنگ

در مواردی نظیر «یک» تا «چهار » ، مبتنی بر رابطه کل و جزء شناخته شده ای است که معمولا میتوان با مراجعه به منابع مرجع استاندارد نظیر واژه نامه ها و فرهنگ های جغرافیایی برقرار ساخت.

ج. رابطه موردی یا مصداقی

این رابطه پیوند میان مقوله ای عام از اشیاء یا پدیدهها را که با یک اسم عام بیان می شوند، و موردی از آن مقوله را نشان می دهد. بنابراین، « مورد» تشکیل یک رده تک عضوی را می دهد که با اسم خاص بیان می شود.

مانند:

مناطق کوهستانی          – رده

آلپ

هیمالیا                     – موردها

 

در مثال بالا «آلپ» و « هیمالیا» در سلسله مراتب، در موضع تبعی جای گرفته اند و حال آنکه نه از انواع کوهستان به شمار می روند و نه از اجزا آن؛ بلکه مثالها یا مواردی خاصی هستند.

در اینجا باید به این نکته توجه کرد که اسم های خاص اغلب از اصطلاحنامه حذف می شوند، زیرا اگر وارد اصطلاحنامه شوند، حجم مقوله های اصطلاحنامه را بیش از حد افزایش میدهند. اگر این اصطلاحات از اصطلاحنامه حذف شده باشند،باید در باب مدرکی که به یکی از این موارد می پردازد، هم نام آن مورد و هم اصطلاح اعم آن داده شود.

د. روابط چند سلسله مراتبی

بعضی مفاهیم منطقا میتوانند در آن واحد به بیش از یک مقوله تعلق داشته باشند. در باب این گونه مفاهیم میگویند دارای روابط چند سلسله مراتبی هستند. مانند:

در مثال بالا، اصطلاح «ارگها» براساس رابطه عام و خاص نسبت به دو اصطلاح اعم، در موضع تبعی قرار دارد. در سایر موارد، پیوندهای چند سلسله مراتبی ممکن است مبتنی بر روابطی باشند که منطقا متفاوتند.

 مانند: