زبان نمایه سازی آزاد

در این نظام، نمایه ساز از توصیف گرهایی که خود مناسب میداند برای توصیف مفاهیم موجود در مدارک استفاده می کند، خواه این توصیف گرها در متن آمده باشد، با نه. اصل انتخاب توصیف گر اخص و اصل وحدت در نمایه سازی باید در این زمینه مورد توجه قرار گیرد. منظور از اصلی وحدت آن است که در نمایه سازی به زبان آزاد باید تدابیری اندیشیده شود که از پراکندگی یک مفهوم ذیل توصیف گرهای متعدد اجتناب شود. در نمایه سازی به زبان آزاد ممکن است یک مفهوم یا توصیف گرهای متعدد بیان شود که ترادف معنایی واژه ها، قدیمی یا جدید بودن،

علمی یا عمومی بودن، اختصاری یا کامل بودن، مفرد یا جمع بودن آنها، و یا وجود چند اصطلاح ناظر به یک مفهوم می تواند از جمله علت های ان باشد. در نمایه سازی به زبان آزاد سعی می شود به اتخاذ تدابیری از جمله انتخاب یک توصیفگر مرجح و گنجاندن ارجاعات از موارد مورد اشاره، مثلا از مترادفات به توصیفگر مرجح، از پرکنده شدن اطلاعات مربوط به یک مفهوم ذیل مدخلهای متعدد جلوگیری شود. این کار در واقع نوعی کنترل واژگانی است که در جریان کار و توسط نمایه ساز، بدون استفاده از اصطلاحنامه انجام می شود (نیازی، ۱۳۸۵: ۱۸۴۸).

در نهایت باید به این نکته اشاره کرد که به نظر میرسد زبان طبیعی و زبان آزاد هر دو به مفهوم واحدی اشاره دارند.

زبان کنترل شده

مفهوم

واژگان کنترل شده نوع دیگر زبان نمایه سازی و زیرمجموعه ای از واژگان زبان طبیعی است. این واژگان فهرستی از اصطلاحات است که به وسیله عملکردهای کنترل واژگان ایجاد شده است و در نمایه سازی به کار میرود. این زبان خود به سه نوع طرح های رده بندی، فهرست سرعنوان های موضوعی، و اصطلاح نامه ها تقسیم می شود (نیز و ۱۹۹۷).

لنکستر واژگان کنترل شده را فهرستی معتبر میداند. به طور کلی نمایه سازان می توانند فقط اصطلاحاتی را به مدرک اختصاص دهند که در این فهرست وجود داشته باشند. به هر حال، واژگان کنترل شده چیزی بیش از یک فهرست صرف است و عموماً نوعی ساختار معناشناختی را دربر دارد. این ساختار به خصوص برای موارد زیر طراحی شده است (لنکستر، ۱۹۹۱: ۱۳)

۱. کنترل واژه های مترادف از طریق انتخاب یک واژه به عنوان واژه استاندارد و ارجاع از سایر واژههای مترادف به آن.

.۲ ایجاد تمایز میان واژه های هم نگاشت که از نظر املایی مشابه اما از نظر معنایی متفاوت هستند.

  1. ۳٫ گردآوردن یا ایجاد ارتباط میان اصطلاحاتی که معانی آنها به یکدیگر بسیار نزدیک است.

از نظر بتز واژگان کنترل شده، اصطلاحات نمایه یا کدهای ردهبندی است که برای ایجاد همگونی و هماهنگی در توصیف محتوای مدارک یا پیشینه ها ایجاد شده است. چنین واژگانی به چند شیوه کنترل می شوند:

۱. با محدود کردن تنوع وسیعی که در زبان طبیعی وجود دارد (اصطلاحات را از نظر جمع یا مفرد بودن و نظایر آن کنترل میکند).

۲. با کنترل نظم واژه ها یا ساختار عبارت ها.

۳. با کاهش تعداد واژه های مترادف یا شبه مترادف، تا فقط یک راه برای توصیف موضوع در واژگان مجاز دانسته شود.

علاوه برآن، با ایجاد انواع ارجاعات و یادداشت های دامنه که اصطلاحات را به دقت تعریف می کند به نمایه سازان و کاربران کمک می نماید. با واژگان کنترل شده فهرستی از اصطلاحات مجاز ایجاد می شود و گسترش مییابد. یکی از معایب آن انعطاف پذیری بسیار کم نسبت به ورود اطلاعات جدید یا تغییرات سریع در حوزه موضوعی خاصی است، بدین ترتیب که واژگان جدید تا هنگامی که ویرایش جدیدی ایجاد نشده است نمیتوانند وارد ان شوند (بتز، ۱۹۸۸).

واژگان کنترل شده یکی از ابزارهای زبانی و مجموعه ای از اصطلاحات یا کدهایی است که در نمایه سازی مورد استفاده قرار می گیرد. واژگان هنگامی کنترل شده است که شامل زیرمجموعه محدودی از اصطلاحات مناسب باشد. چنین زیرمجموعه ای شامل واژه های مجاز برای استفاده است و در مواردی فهرست مستند نیز نامیده می شود. این واژگان روابط معنایی میان اصطلاحات را بیان می کند که رایجترین آن روابط سلسله مراتبی است (اسونونیوس ، ۲۰۰۳).

 به وسیله واژگان کنترل شده نمایه ساز میتواند اصطلاحاتی را که به عنوان اصطلاحات نمایه ای استفاده می شوند. کنترل کند و بدین ترتیب نمایه سازی با همگونی بیشتری انجام میگیرد و کارایی بیشتری خواهد داشت (راولی و فارو، ۲۰۰۰: ۱۲۵.

به اعتقاد راولی به علت تنوع زبان طبیعی، کنترل اصطلاحات نمایه ای الزامی است تا اصطلاحات معینی به عنوان نقاط دسترسی تعیین گردد. در واژگان کنترل شده اصطلاحات باید تخصصی باشند و واژه های مترادف شناسایی و در صورت امکان حذف شوند. ساده ترین راه برای استفاده از این نوع واژگان، فهرست یا ذخیره کردن اصطلاحات قابل قبول است. این فهرست تصمیم های دقیق در ارتباط با واژه های مرجح و شکل واژه ها (مفرد، جمع، اسم، صفت و …) را نیز دربر دارد(راولی۴-۴۹-۱۹۸۲

ودهام مزایای واژگان کنترل شده را به صورت زیر برمیشمرد:

  1. واژگان کنترل شده به کاربر در یافتن اطلاعاتی که ممکن است منحصر بفرد نباشد و به نمایه ساز برای ایجاد تمایز در نقاط بازیابی کمک می کند.
  2. از آنجا که هیچ ضمانتی وجود ندارد که کاربران به همه شیوه های ممکن در بازیابی اطلاعات بیندیشند، واژگان کنترل شده به کاربران در شناسایی اطلاعات کمک می کند و شکل های گوناگون نقطه بازیابی را زیر یک سرعنوان میآورد تا کاربر مجبور به آزمایش شکل های یا هجاهای دیگر واژه ها نباشد.
  3. واژگان کنترل شده، اطلاعات راهنما را از طریق یادداشت های دامنه،

ارجاعات به اصطلاحات وابسته، مرجح و نامرجح فراهم می کند. این ابزارها کاربران را برای یافتن اطلاعات به مکان صحیح هدایت می کنند.

. واژگان کنترل شده تضمین می کند که همه اطلاعات در موضوعی خاص

جمع آوری شده اند و آن اطلاعات را در محلی در یک بسته اطلاعاتی منحصر به فرد و کوچک فراهم می آورد.

۵. منجر به جامعیت و مانعیت بهتر می شود (ودهام، ۲۰۰۴).

واژگان کنترل شده مجموعه منسجمی از واژه ها به همراه قواعد کاربرد آنها است که هنگام نمایه سازی استفاده میشود، به عبارت دیگر زبانی مصنوعی است که متخصصان اطلاع رسانی آن را میان متن و کاربر قرار می دهند. در ارتباط با مزایا و معایب آن می توان گفت واژگان کنترل شده بسیاری از مشکلات معنایی را حل و روابط کلی را برای شناسایی حوزه دانش ایجاد می کند. اما استفاده از آن پرهزینه است. از آنجا که نمایه سازی با استفاده از آن به صورت ماشینی انجام نمیگیرد امکان بروز خطاهای انسانی در آن زیاد است. معمولاً روزآمد نیست و در افزودن نظام یافته روابط میان اصطلاحات با مشکل روبرو است. به هر حال واژگان کنترل شده برای غلبه بر مشکلات واژههای مترادف و روابط آنها ایجاد شده است و مفاهیم را با استفاده از واژه های مترادف و معادل در کنار یکدیگر میآورد و از پراکندگی آنها در سراسر نمایه جلوگیری می کند. امروزه واژگان کنترل شده به واژگان طبیعی نزدیک شده اند در نتیجه استفاده از آنها با سهولت بیشتر امکانپذیر است. موارد زیر ویژگیهای یک واژگان کنترل شده مؤثر می باشند (کلیولند و کلیوند۲۰۰۱-۳۷٫۳۵)

۱٫ساختار مفهومی کلی ناحیه ای موضوعی را نشان میدهد و کاربر را راهنمایی میکند.

۲. اصطلاحاتی را به کار میبرد که تا حد امکان به واژه های متن نزدیک باشند.

۳. برای کاهش ریزش کاذب به میزان قابل توجهی از عبارات پیش همارا استفاده می کند.

۴. برای افزایش همگونی، واژگان استاندارد را به همراه کنترل واژه های مترادف و شبه مترادف فراهم میکند.

۵. در موارد لازم اصطلاحات مبهم را با استفاده از یادداشت های دامنه، تعریف میکند.

۶-به وسیله ارجاعات، روابط افقی (همارز) و عمودی (سلسله مراتبی) میان اصطلاحات را نشان میدهد.

 بدین ترتیب واژگان کنترل شده فهرستی از واژه ها یا کدها است که براساس قواعدی خاصی کنترل شده اند و در نمایه سازی مورد استفاده قرار می گیرند. این واژگان نمونهای از زبان نمایه سازی تصنعی است و موجب هماهنگی نمایه سازان در انتخاب اصطلاحات نمایه ای می شود.تقریباً در همه واژگان کنترل شده دو عنصر نظم الفبایی و ساختار سلسله مراتبی رعایت می شود و واژههای آن به شیوه های گوناگون کنترل می شوند که عبارتند از:

۱. کنترل واژههای مترادف و شبه مترادف از طریق ارجاعات و تعیین اصطلاح مرجح

۲.ایجاد تمایز میان واژه های مشابه

۳. برقراری ارتباط معنایی میان اصطلاحات

واژگان کنترل شده، در بازیابی مؤثر نقش دارند، زیرا میان کاربر و نمایه رابطه ای صحیح برقرار می کنند و جامعیت و مانعیت را افزایش میدهند. این واژگان علاوه بر مزایای بسیار، معایبی نیز دارند که شامل هزینه بالای ایجاد انها، روزامد نبودن، و انعطاف پذیری اندک در مقابل ورود اصطلاحات جدید می باشد.

هدف:

به علت مشکلات و معایب استفاده از زبان طبیعی، انواع واژگان کنترل شده در طول سال ها گسترش یافت و هدف آنها گسترش توافق مفهومی میان نمایه ساز و کاربر است (کلیولند و کلیولند، ۲۰۰۱: ۳۶-۳۷).

بتز هدف اصلی واژگان کنترل شده را کاهش تنوع اصطلاحات زبان طبیعی بخصوصی از نظر ظاهری مانند شکلهای گوناگون واژه ها (مفرد، جمع، اسم، صفت و …)، نحوی و واژه های مترادف میداند (بتز، ۱۹۸۶).

در زبان نظام یافته هر واژه تنها به یک مفهوم باز میگردد. واژگان کنترل شده به کاربران در جستجوی اطلاعات کتاب شناختی کمک می کند. از آنجایی که وجود واژه های مترادف و متشابه منجر به بازیابی مدارک نامرتبط و کاهش مانعیت می شود، واژگان کنترل شده با کنترل این واژهها موجب بهبود بازیابی می شود. بنابراین هدف آن بهینه سازی جامعیت و مانعیت زبان بازیابی است. علاوه بر آن موجب همگونی در نمایه سازی می شود (اسونونیوس، ۲۰۰۳).

بنابراین واژگان کنترل شده با اهداف گوناگون به وجود آمده اند. این اهداف را می توان به صورت زیر برشمرد:

۱ایجاد همگونی و هماهنگی میان نمایه سازان در ایجاد نمایه ای مفیدتر.

۲. برقراری رابطه میان نمایه ساز و کاربر.

۳. بهبود بازیابی اطلاعات و جستجوی مؤثر از طریق کاهش تنوع واژه های زبان طبیعی.

۴٫افزایش جامعیت و مانعیت به وسیله کنترل واژه ها.