فصل اول

مقدمه :
شهر و شهر نشيني ايران كه در طول سالهاي متمادي دچار دگرگوني و تغيير بنيادي نشده بود ، همزمان با درگيري در روابط جديد سرمايه داري جهاني وارد دوره اي از تغييرات و دگرگونيهايي شد كه اگر چه ريشه در زير ساخت هاي اقتصادي ( توليدي و صنعتي ) جامعه ايران نداشت اما به هر حال متأثر از شيوه ها و روشهاي نوين توليد و توزيع ، مبادله و مصرف و نيز تحت تأثير عوامل خارجي و داخلي رشد ، چالش هاي جديدي را ايجاد كرد تكامل نيافتن نظام سرمايه داري در ايران به دليل موانع متعدد ساختاري دروني ، افزايش بهاي نفت در دهه پنجاه و اصلاحات ارزي كه خود حاصل پايان عمر هم نشيني نظام سرمايه داري با نظامات آن پيشين بود تأثيرات دامنه داري بر الگوي شهرنشيني و شهر در ايران داشتند . از يك سو استقرار صنايع و كارخانجات در محدودة بلافصل شهرها و عمدتاً كلان شهرها و رواج نسبي روابط سرمايه داري سوداگر و وابسته در آن و از طرف ديگر بي نياز شدن شهرها از بازار روستاها و قطع ارتباط تاريخي شهر و روستا موجب تقويت نقش و جايگاه شهرها شده و از سوي ديگر اصلاحات ارضي موجب تخريب بنيانهاي زيست و معيشت روستاييان گرديده و اينها بر روي هم نامعادله اي ساختند كه حاصلش مهاجرت گسترده روستائيان به شهرهاي بود كه بنيانهاي توليد آن به درجه اي از كمال نرسيده بود كه قدرت جذب انبوه مهاجران را داشته باشد . انبوه مهاجرين جذب شده به شهرها نياز به سر پناه و مسكني داشتند كه با توجه به وضعيت درآمدي خود قادر به تأمين آن نبوده و در عمر كمتر طرح و برنامه اي نيز به تأمين مسكن براي آنها توجه مي شود .

آنها كه نمي توانستند در بازار رسمي زمين و مسكن نياز خود را برآورده سازند ، در بازار غير رسمي زمين و مسكن گونه اي متفاوتي از سرپناه را تقاضا مي كردند كه در سالهاي دهه پنجاه آلونك نشيني ، زاغه نشيني و حاشيه نشيني را شكل دادند . اين مجموعه هاي سكونتي حاشيه اي كه در بافت دروني يا حاشيه اي شهرها به ويژه كلان شهرها ايجاد مي شوند . به تدريج جاي خود را به مجموعه هاي سكونتي جديدي دادند كه در خارج از محدوده قانوني كلان شهر و در حريم استحفاظي آن شكل گرفته و در عين مشابهت با آنها متفاوت بودند ؛ امنيت در تصرف و فقدان خطر و تهديد تخريب ، مكان گزيني در حوزه عمل كلان شهر و در طول محورهاي عمده منشعب از كلان شهر و نيز در نزديكي مكانهاي عمده صنعتي و اشتغال عملاً بستري را فراهم ساخت كه جمعيت انبوه مهاجر ساكن در محدوده كلان شهري به سمت آنان سرازير شده و پديده اي جديد را در نظام و مكان كلان شهري شكل دهنده اين پديدة جديد كه با مشخصه هايي چون خودرو بودن و بي اعتنايي به ضوابط و مقررات شهر سازي و ساختماني ، اتكاء به حريم وارده خود جوش مردمي تأثير ناپذيري از مديريت و كنترل هاي دولتي و رسمي و امثال آنها شناخته مي شوند ، « سكونت گاههاي خودرو » ناميده شده اند . آنها نه جزئي وابسته به كلان شهر كه سكونتي گاهي با استقلال نسبي از آن هستند كه حداقل در ابتدا پايه هاي شغلي و معيشتي خود را در كارخانجات و صنايع پيرامون جستجو كرده و سپس و با تأمين خدمات و زير ساخت ها در مراحل بعدي رشد به درجه اي از استقلال خدماتي مي رسند و توسط نهادهاي رسمي به عنوان شهر به رسميت شناخته مي شوند و در هر حال در سالهاي اخير به عنوان نوعي الگوي سكونت جديد ، ما بين شهر و روستا ـ در منطقه كلان شهري مطرح شده اند كه در مورد تهران حدود ۲۰ درصد جمعيت منطقه شهري را در خود جاي داده اند .

اين پديده رو به گسترش كه با چالشهاي نظري ـ كارشناسي و اجرايي متفاوتي مواجه بوده و هست ، نيازمند بازشناسي و كالبد شكافي است تا با شناخت ساز و كارهاي شكل گيري و تحول و عوامل مؤثر در آن تحت مديريت هدايت و نظارت در آيد و تا جايي كه امكان دارد بسامان شده و برنامه دار گردد .

بيان مسئله
افزايش سريع و گسترده جمعيت شهرهاي جهان سوم كه غالباً در حوزه مناطق كلان شهري به وقوع پيوسته است طي سه دهه گذشته موجب بروز عوارض متعدد شهري شده است كه از آن ميان پديده سكونت گاههاي بي ضابطه و حاشيه اي به دليل ارتباط مستقيم با يكي از نيازهاي پايه اي انسان ( مسكن ) اهميت خاصي دارد كه برابر اطلاعات موجود بين نصف تا جمعيت شهرهاي جهان سوم را در خود جاي داده اند . اين در حالتي است كه بخش قابل توجهي از جمعيت شهري اضافه شده جهان سوم نيز در سكونت گاههاي غير رسمي اسكان مي گزينند .

در ۱۹۸۵ بيش از ۰۰۰/۱۰۰۰ نفر در قاهره ، ۰۰۰/۵۰۰ نفر در بانگوي افريقاي مركزي و ۰۰۰/۷۴۰ نفر در لوزاكاي زامبيا در سكونت گاههاي غير رسمي و مناطق حاشيه اي ساكن بوده اند .
بر مبناي بررسي هاي طرح مجموعه شهري تهران در طول سه دهه گذشته جمعيت شهر تهران ۳/۲ برابر اما جمعيت منطقه شهري ۸/۷ برابر شده است كه خود به مفهوم اسكان جمعيت به مراتب بيشتر در حوزه كلان شهري ( منطقه پيرامون تهران ) است .

ضرورت ، اهميت و اهداف پژوهش
با توجه به روند رو به رشد پديده حاشيه نشيني در شهرهاي بزرگ ايران به ويژه تهران كه مشكلات متعددي را در زمينه هاي اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و سياسي باعث شده است و از آنجا كه اين پديده به قدر كافي مورد مطالعه و بررسي قرار نگرفته و اتخاذ شيوه هاي درست برخورد با اين پديده مستلزم تحقيقات جامع و فراگيري است كه كليه ابعاد و جنبه هاي پديده حاشيه نشيني را مورد بررسي و دقت نظر قرار دهد ، تحقيق حاضر در راستاي ارائه شناخت دقيق و درست از اين پديده و در نتيجه برخورد صحيح با آن ضرورت مي يابد . طرحهاي شهري و شهرسازي و به ويژه ضوابط و مقررات شهرسازي و ساختماني آنها هنگامي كه با ويژگيها و مشخصات اين سكونت گاهها در مراحل مختلف رشد انطباق نداشته موجب ايجاد بحران و اختلال در روند دگرگوني آنها شده ضمن اينكه از سازماندهي مطلوب آنها بازمانده ، پتانسيل ها و ظرافيت هاي موجود در آنها را نيز به محدويت و تنگنا تبديل كرده است و در بهترين حالت به تكثير آنها در گسترش در پهنه منطقه كلان شهري منجر شده است .

بر اين اساس به نظر مي رسد تحقق حاضر بتواند فرايند شكل گيري ، دگرگوني و تغييرات پدپده و نيز عوامل داخلي و خارجي مؤثر بر آن را تبين نمايد و بستر لازم را براي ارزيابي عيني نتايج و برخوردهاي سياست ها و روش هاي برخورد با پديده فراهم آورد .

۱ ـ فرايند ، چگونگي و عوامل مؤثر در شكل گيري و دگرگوني سكونت
گاههاي خودرو در ايران و منطقه كلانشهري
۱ ـ ۱ ـ چگونگي و عوامل مؤثر بر شكل گيري سكونت گاههاي خودرو در ايران

تحت تأثير فرايند عام شهرنشيني و شهرگرايي و نوع رابطه بين شهر و روستا جمعيت انبوه مهاجر از روستاها به سمت شهرهاي بزرگ و به ويژه پايتخت ( تهران ) سرازير شدند .
تمركز و انبوهي جمعيت در تهران و مراكز شهري كه نه به دليل زير ساخت هاي توليدي شهر و گسترش اشتغال مولد و بلكه عمدتاً به دليل گسترش بخش سوم ( خدمات ) و مشاغل حاشيه اي صورت گرفت عملاً بستر مناسبي جهت بروز عوارض خاص شهرنشيني وابسته و متكي به درآمدهاي نفتي بود . در رأس اين عوارض بحران زمين و مسكن شهري بود كه عملاً نياز به سر پناه حداقل در رديف نياز به غذا و پوشاك جهت وارد شدگان به شهر آنها را به فكر راه چاره مي انداخت .
بازار رسمي زمين و مسكن عملاً به دلايل مختلفي پاسخگوي نياز اقشار كم درآمد و تهيدست جذب شده به شهر نبود و حتي بخشي از اقشار ساكن كلانشهر را نيز نمي توانست زير پوشش خود درآورد .

لذا جهت برآودن اين نياز پايه اي ( زمين و سر پناه ) بازار غير رسمي زمين و مسكن شگل گرفت اين بازار متناسب با نيازهاي متقاضيان و با شرايطي متفاوت از بازار رسمي و غالباً از طريق نقض ضوابط و مقررات معمول در رابطه با كاربري زمين ، تراكم ، ضوابط ساخت و تفكيك و …. زمين و گاه مسكن را با قيمتي به مراتب كمتر از بازار رسمي در اختيار متقاضيان ويژه خود قرار مي دهد .

در ايران برخلاف بسياري از كشورهاي كم توسعه به جز در سالهاي آغازين پس از انقلاب هيچگاه تصرف عدواني زمين معمول نبوده و بلكه زمين ] اگر چه به صورت غير رسمي و نه در چارچوب ضوابط و مقررات متعارف [ از مالك خريداري شده و بر اين اساس اشكال تصرف عدواني به صور تهاجمي و سازمان يافته اصولاً در دستور كار نبوده است ؛ اراضي مورد نظر هم معمولاً در طول محورهاي عمده ارتباطي به شهرها و با دسترسي مناسب به مكانهاي اشتغال قرار داشته اند .

به دليل كمبود شديد زمين در محدوده قانوني شهرها و محدوديت هاي فراوان دستيابي اقشار كم درآمد شهري به زمين و مسكن ، اراضي فوق الذكر كه معمولاً كاربري و قابليت كشاورزي داشتند ، به صورت غير قانوني توسط مالكين برزگ تفكيك شده و در اختياز ريسك پذيرترين اقشار ( مهاجرين از كلانشهر و يا روستائيان تازه وارد كلانشهر ) قرار مي گرفت كه آنها هم در قطعه زمين كوچك خريداري شده به سرعت و ( يك شبه ) در آن سرپناهي ايجاد مي شود . از گرد هم آئي مجموعه بناهاي اين چنين به سرعت سكونت گاههاي شكل مي گيرد كه در مراحل اوليه خدمات خود را به صورت غيررسمي تأمين مي كند و در مدتي نه چندان طولاني با فشار بر مسئولين خدمات مورد نياز به صورتي رسمي تأمين شد و به تدريج نوعي و سطحي از پيوند كالبدي در اين مجموعه هاي سكونتي ايجاد مي شود و سكونت گاه شكل مي گيرد . آن چه در اين ميان به پيوند نسبي كالبدي مدد مي رساند پيوند اجتماعي و همسايگي قوي است كه خمير مايه اجتماع مردم در اين سكونت گاههاست .

اغلب اين سكونت گاههاي پس از پشت سر گذاشتن دوره اي از رشد سريع و انفجاري به درجه اي از تعادل دست مي يابند كه شايد بتوان آن را به عدم توان حداقل سرويس دهي و بي تعادلي شديد در نظام سكونت گاهي و گاه ميل اجتماعي ـ فرهنگي به حفظ قلمرو و نيز ضوابط و مقررات طرحهاي رسمي شهرسازي و اعمال سطحي از مديريت شهري نسبت داد . از آن پس رشد و توسعه سكونت گاه در نقاط پيرامون و ترجيحاً در نقاطي كه سابقه اي از سكونت و حداقلي از خدمات در آنها وجود داشته باشد به صورت ناپيوسته ادامه مي يابد و سكونت گاه مورد نظر روند رشد خود را با جذب برخي عناصر شهري ادامه مي دهدد .

اما حتي در مراحل بعدي رشد و بلوغ نسبي نيز اين سكونت گاهها از نوعي عدم تعادل ساختاري ( اجتماعي ، فرهنگي و كالبدي ) رنج مي برند با سطحي از يكنواختي فرهنگي و اجتماعي و تنوع كم در آمد و اشتغال عملاً اجازه تعامل اجتماعي و پيوندهاي فرا فاميلي ، فرا خويشاوندي و فرا همسايگي را نداده و ورود عناصر جامعه مدني و توسعه مدنيت در اين سكونت گاهها را بسيار محدود مي كند . اما اين واقعيت را نيز نمي توان انكار كرد كه تحت تأثير عوامل اجتماعي ، فرهنگي و حتي پيشينه اين سكونت گاهها و ساكنين ساخت اجتماعي ـ فرهنگي و كالبدي آنها در عمل متفاوت بوده و در معرض تغيير و دگرگوني مستمر نسبت به الگوهاي اوليه زيست و سكونت خود هستند . اگر چه در تحليل نهايي نه مي توان آن را روستا ناميد و نه ويژگيهاي تمام يك جامعه و ساختار شهر دارند . آنها در نهايت امر سكونت گاهي ما بين شهر و روستا با گرايش به دومي و متأثر از مشخصه هاي اولي هستند .

دكتر پيران ضمن تحليل فرايند و چگونگي شكل گيري سكونت گاه غير رسمي آن را بيش از هر چيز در قالب بازار غير رسمي زمين و مسكن قابل تبيين دانسته و دو دليل عمده را در اين راستا يكي تبديل به كالا شدن زمين و مسكن ( اين دو نياز اوليه و حياتي ) تحت شرايط توسعه پيراموني و برون زا و ديگري نياز اوليه مهاجرين وارد شده به كلانشهر به سر پناه قائل است و اشاره مي كند كه به دليل سيل گسترده مهاجرت به شهرهاي بزرگ ، كالا شدن زمين و مسكن و رشد بورس بازي زمين ، بخش مهمي از تقاضاي بالقوه مسكن هرگز امكان بالفعل شدن پيدا نمي كند . هر طبقه اجتماعي فضاي شهري خود را توليد مي كند اما در اين ميان طبقاتي باقي مي مانند كه قادر به توليد فضاي شهري خاص خود بر منباي قواعد بازار رسمي زمين و مسكن توأم با بورس بازي زمين موجب تشديد بحران مسكن شده و اين خود موجب افزايش شديد قيمت زمين و مسكن و اجاره بها خواهد شد .

دكتر پرويز پيران اضافه مي كند كه در چنين شرايطي بازار غير رسمي مسكن شكل مي گيرد . در اين بازار با استفاده از ضوابط و مقرارت طرحهاي شهر ] = محدوديت توسعه بر اراضي كشاورزي و اراضي خارج از محدوده قانوني شهر [ اراضي كشاورزي بزرگ به شيوه اي غير قانوني و خارج از چارچوب ضوابط رسمي معمول تفكيك ( و به نوعي تغيير كاربردي « ؟ ! » ) داده شده و به خيل عظيم جستجوگران سر پناه عرضه مي شود . متقاضيان اين بازار نيز كه خود از مشكل سرپناه رنج مي برند قدرت ريسك بالايي دارند و به سرعت بر قطعه زمين كوچك خود ( خريداري شده از بازار غير رسمي زمين ) سرپناهي مي سازند و بدين ترتيب اجتماعات آلونكي شكل مي گيرد .

او اضافه مي كند كه : در ايران تقسيم و باز تقسيم زمينهاي كشاورزي حاشيه شهرها و اراضي خارج محدوده ، مهمترين شيوة‌ دستيابي به زمين براي ايجاد اجتماهاي آلونكي است . شيوه هاي ديگر چون تصرف خزنده و اشغال سازمان يافته بيشتر در گذشته رواج داشته است .
سيد محسن حبيبي و ديگران در گزارش طرح پژوهشي تحت عنوان « دگرگوني روستاهاي مجاور شهرهاي بزرگ و نقش آنها در نظام اسكان كشور » در رابطه با فرآيند و چگونگي شكل گيري و تطور سكونت گاههاي خود جوش نكات زير را مورد اشاره قرار مي دهد :
• بر اثر پديده قطب گرايي و تمركز گرايي ، سوداگري بر زمين و ساختمان شتاب گرفته و كانونهاي زيستي حاشيه اي و به ويژه روستاهاي پيرامون كلانشهر بستر مناسب چنين سوداگري است .

• با تصويب ضوابط و مقرراتي چون قانون شهرك سازي ( ۱۳۵۰ ) ، قانون نظارت بر گسترش شهر تهران ( ۱۳۵۲ ) ، آيين نامه استفاده از اراضي در خارج از محدوده و حريم استحفاظي شهرها ( ۱۳۵۵ ) بستر مناسب جهت بورس بازي زمين در خارج از محدوده شهرها و بخصوص تهران فراهم مي شود كه تحت تأثير آن اراضي زراعي بزرگ به صورتي غير قانوني تفكيك و در طول محور آن عمده منشعب از تهران ( و برخي كلانشهري ( ديگر ) بستر شكل گيري شهرهاي منفصل با كاركردي خوابگاهي و مسكن فراهم مي گردد ( حبيبي و ديگران : ۱۳۷۱ : ۲۰۶ ـ ۴۰۴ ) رشد و گسترش روستاهاي پيراموني نه ناشي از استعدادهاي طبيعي آنها بلكه در بسياري موارد ناشي از موقعيت ارتباطي روستا نسبت به شهر مركزي و محورهاي فعاليت شهر است . آنها مكان خوابگاهي نيروي كار صنايع شهر مركزي و محورهاي فعال اقتصادي آنها محسوب مي شوند .

• بر اساس بررسي ها حتي امروزه و با همه نارسائيهايي كه وجود دارد ، كانونهاي زيستي متشكله اسلام شهر به گونه اي خود بخودي در خدمات رساني به نقاط زيستي تحت حوزه نفوذ مستقيم خود با تهران شريك شده اند . شايد به اعتباري بتوان گفت كه اين كانونها نو شهرهايي هستند …. كه از طريق فرايندي كاملاً غير كلاسيك ( خود بخودي ) ظهور كرده اند . تبين اين فرايند نياز به مداخله بسيار دارد و كشف آن راه گشاي بسياري از مسائل شهري و جمعيتي ما خواهد بود .

• هر كانون در درون خود رشد يافته و در محدوده اي مشخص باقي مي ماند . با كند شدن هجوم مهاجرتي و اشباع نسبي كانونهاي زيستي متشكله بدون ترديد كانوني ديگر در نقطه اي ديگر در فاصله اي مشخص با اين كانونها ظهور خواهد كرد ؛ فواصل موجود بين هر يك از اين كانونها ] در نمونه موردي اسلامشهر [ كاملاً با معناست كه عليرغم هجوم مهاجرتي گسترده به اين كانونها اين فواصل ( قلمروها ) همچنين است نخورده باقي مانده اند …..

اعظم خاتم در مقاله خود تحت عنوان « برنامه ريزي مسكن و قشر بندي اجتماعي در منطقه تهران » به نكته اي اشاره مي كند كه در تحليل علل گرايش به سكونت گاههاي حاشيه كلانشهر جالب توجه است و آن گرايش به داشتن خانه اي كوچك اما مشخصي است . اين امر ناشي از مزيت اقتصادي مسكن شخصي كوچك بر آپارتمان است كه امكان ارتقاء كيفيت سكونت را در آينده افزايش مي دهد و با توجه به افزايش قيمت زمين نوعي سرمايه گذاري براي آينده است . زيرا به دليل بي ثباتي شغلي و درآمدي ، ناكافي بودن تسهيلات اعتباري جهت خريد واحد سكوني در بازار رسمي ، عدم تناسب آپارتمان كوچك با بعد خانوار و ويژگي هاي الگوي رفتار و معاشرت خانواده و …. خريد مسكن كوچك و شخصي بر آپارتمان در داخل كلانشهر ارجحيت مي يابد . خاتم اما اين الگوي مسكن ( خانه كوچك اما مشخصي ) را با روند افزايش قيمت زمين در شهرهاي بزرگ به ويژه در مناطق كم درآمد و متوسط شهر در تعارض مي بيند و معتقد است كه فقدان زمين ارزان در داخل شهر تهران از عوامل مهم رانده شدن كم درآمدها به حاشيه شهر بوده است . كه اين روند از اوايل دهه پنجاه آغاز شده و در دهة شصت ثروت بي سابقه اي يافته است .

خاتم تعيين حداقل تفكيك در طرح هاي جامع شهري را به همراه ناديده گرفتن امكانات گروههاي كم درآمد و سهم آنها در جمعيت شهر را از عوامل مؤثر در جابجائي هاي بي برنامه در منطقه شهري تهران معرفي مي كند كه اين خود موجب افزايش قيمت زمين براي كم درآمدها بوده است به نحوي كه در سال ۱۳۶۵ قيمت يك متر مربع زمين براي كم درآمدهاي تهراني حدود ۴۰ هزار ريال بوده اما طرح جامع اسلامشهر قيمت زمين را در همين سال در بخش عمده اراضي اسلامشهر بين ۱۰ تا ۲۰ هزار ريال و اراضي خارج از محدوده شهر را كمتر از ۵ هزار ريال ذكر مي كند .

….. در اكثر كشورهاي آسياسي ، افريقايي و امريكاي لاتين ، مهاجرين روستايي با حركتهاي موجي ، همه اطراف شهرها را متصرف مي شوند و به سرعت به برپا كردن زاغه ها و حلبي آبادها مي پردازند . اين مهاجرين روستايي به هنگام ورود به شهرها نمي توانند براي خود جايي در محله هاي قديمي ، رو به ويران و يا بخش زاغه هاي شهري پيدا كنند زيرا قبلاً محله ها اشغال شده اند و ناگزير به اطراف شهرها هجوم مي برند . از طرفي در اطراف شهرها زمينهاي باتلاقي و ماندابي به زمينهاي بدون استفاده و تپه اي وجود دارد كه طبقات شهري از سكونت در آنها همواره گريزان مي باشند . از اين رو حاشيه شهرها بيش از همه مورد توجه مهاجرين روستايي قرار مي گيرد . بعد از اشغال مهاجرين ، عده اي از مردم كم درآمد شهري نيز در جستجوي واحدهاي سكوني ارزان قيمت به منطقة حاشيه نشين پناه مي برند … ( دكتر شكوئي )

….. تحولات ساختاري در روستاها را با شدت و ضعفي در همه مناطق كشور مي توان در ارتباط با اصلاحات ارضي ديد كه در هم ريختگي قشربندي اجتماعي در جامع روستا شد و كساني كه درآمد آنها در ارتباط مستقيم با ارباب بود مثل مباشران ، باغبانان و كارگران مالك راهي شهر شدند ، خويش نشينان كه صاحب زمين نشده بودند به تدريخ بر اثر ارتباط با شهرها ، روستاها را ترك گفتند و در سالهاي بعد كشاورزاني كه زمين كم داشتند و ديگر كار در زمين منفعتي نداشت به دليل بالا بودن اختلاف دستمزد و درآمد در شهر و روستاها با شهر آشنا شدند . بعد از دهه هاي ۱۳۵۰ عامل جاذبه شهري است كه روستاييان را به شهر مي كشاند . وجود فضاي وسيع و لازم براي سرمايه گذاري در صنايع نوپاي ساختمان و بورس بازي زمين ، جاذب جمعيت بيكار و ساكنيني است كه به دليل گرفتن غرامت اصلاحات ارضي ، صاحب سرمايه شده بودند . روستايي بيكار كه به شهر مي آيد سرمايه و درآمد ندارد ، نمي تواند مسكن مناسبي داشته باشد پس مجبور است حاشيه نشيني شود ، تخصص و معلومات لازم را ندارد بنابراين

مجبور مي شود در كارهاي پست شاغل شود و با فرهنگ بيگانه از شهري كه دارد نمي تواند فرهنگ جديد را بپذيرد ، همين مسأله باعث ايجاد انحراف و جرائم اجتماعي مي شود .
….. يكي از پيامهاي عمده مهاجرت در استان تهران نرخ رشد قابل توجه جمعيت در مقايسه با كشور و همچنين نرخ رشد قابل توجه جمعيت در مناطق روستايي استان در دوره ،‌ ۷۵ ـ ۱۳۷۰ است ، در حاليكه جمعيت روستايي كشور در اين دوره كاهش يافته است ….
….. تعداد شهرهاي استان تهران در فاصله سالهاي ۷۵ و ۷۶ از ۲۵ شهر به ۳۴ شهر اضافه شده است . در حالي كه هيچگونه امكانات زيربنايي و خدماتي در شهرهاي جديد شامل گلستان ، جواديه ، كمال شهر ، محمد شهر بوفهن ، مشكين دشت ، جيديه ، صباشهر و باقرشهر وجود ندارد .
به علاوه بسياري از روستاهاي استان از نظر جمعيتي از آستانه شهر شدن هم فراتر رفته اند ( ۵۷ آبادي بالاي ۱۰۰۰ خانوار وجود دارد ) ولي بافت آنها كاملاً روستايي است ….
…… دليل مهاجرتهاي داخلي در ايران ، وجود مازاد نيروي كار در بخش كشاورزي ، اصلاحات ارضي ، تفاوت سطح توسعه يافتگي مناطق مختلف كشور ، تفاوت در درآمدها ، تفاوت در امكانات عمومي و رفاهي ، بيكاري و اعتبارات دولتي تخصصي يافته به مناطق بيان كرده اند …..

…… پديده مهاجرت كه طي بيش از يك قرن گذشته توجه بسياري از محققين علوم اجتماعي از جمله اقتصاد را به خود جلب كرده تا چند دهه اخير حداقل از نظر اقتصادي پديده مطلوبي تلقي مي شد چرا كه اقتصاددانان آن را وسيله اي براي تخصيص بهينه منابع يعني انتقال نيروي انساني از نواحي كم بازده به نواحي داراي بازدهي نسبي بيشتر مي پنداشتند ولي با مشاهده نرخ هاي مهاجرت به خارج بالا ، در مناطق داراي نرخهاي مهاجرت به داخل بالا ، تدوام تفاوتهاي قابل ملاحظه در نرخهاي بيكاري و سطح درآمد بين مناطق مهاجر پذير و مهاجر فرست و بروز مشكلات اجتماعي و اقتصادي مختلف در كشورهاي جهان سوم در نتيجة مهاجرت ، مطلوب بودن اين پديده مورد سئوال قرار گرفت .

رفيعي و ديگران در طرح مطالعاتي « حاشيه نشيني : آثار و پيامدهاي آن بر شهرها » اصولاً عامل اصلي تأثيرگذار در شكل گيري سكونت گاههاي غير رسمي را الگوي توسعه شهري ، آرمانگرايي و كاستي هاي شيوه برنامه ريزي شهري و برنامه ريزي كالبدي و مسكن مي دانند . آنها اشاره مي كنند كه هنگاميكه وجه غالب الگوي توسعه شهري ايران در دو سه دهه اخير فارغ از روند و چشم انداز تحولات اقتصادي و اجتماعي توسعه به سوي نيل استاندارد هاي جهاني و آرمانهاي خود گام برمي داشت ، گروههاي كم درآمد در واكنش به عملكرد نامطلوب بازار مسكن و با تكيه بر شعور متعارف خود راه حلهاي ممكن و عملي را به اجرا گذاشته اند .

برنامه هاي ريزي كالبدي در اين ميان مي تواند يكي از عوامل تعيين كننده دامنه و ابعاد اسكان غير رسمي يا حاشيه نشيني باشد . يعني آنچه كه مكانيزم بازار غير رسمي مسكن را به حركت در مي آورد و موجب تشديد شكل گيري كالبدي آن در قالب شهرهاي كرانه اي مي شود . عدم بهره مندي گروههاي كم درآمد شهري از طرحهاي كالبدي و مسكن و به بيان ديگر ملحوظ نداشتن گروههاي كم درآمد در نظام برنامه ريزي است . ( اطهاري و ديگران ؛ ۱۳۷۱ : ۱۳ ـ ۵ )

آنها معتقدند كه از دلايل اسكان غير رسمي در كشورهاي در حال توسعه كاستي هاي شيوه برنامه ريزي شهري است كه در قالب طرح ها جامع و تفصيلي ( و امثال آن ) با برقراري ضوابط و معيارهاي ناسازگار با حيات اجتماعي و اقتصادي و عدم توجه به ضروت ارتباط با طرحهاي منطقه اي و عدم توجه به ابعاد گسترده رشد و توسعه شهري و …. موجبات شكل گيري اسكان غير رسمي را فراهم مي آورند .

۲ ـ ۱ ـ فرايند چگونگي شكل گيري و دگرگوني سكونت گاههاي خودرو در منطقه شهر تهران
طرح مجموعه شهري در ارتباط با عوامل مؤثر و فرايند تطور سكونت گاههاي غيررسمي در محدوده منطقه كلانشهري تهران بررسي قابل توجهي داشته است . اين طرح در تبيين نحوه مكان گزيني فعاليت و جمعيت در مجموعه شهري تهران با تحليل دو گرايش هم گرايي و واگرايي فعاليتها و جمعيت دو عامل عمده راه و فعاليت هاي صنعتي و خدماتي اجتماعي و بازرگاني را از مؤثرترين عوامل در اين رابطه معرفي كند . اين طرح همچون اهم قوانين و ضوابط مؤثر در اين رابطه را بشرح زير معرفي كرده است :
– قانون منع ايجاد صنايع جديد در محدودة ۱۲۰ كيلومتري تهران ( ۱۳۷۴ )

– قانون شهرك سازي ( ۱۳۵۰ ) و آيين نامه احداث بنا در خارج از محدوده و حريم شهرها ( ۱۳۵۵ )
اين طرح فرايند و عوامل مؤثر بر مكان گزيني جمعيت و كم درآمدها را در مجموعه شهري تهران بر روي نمودار شماره ( ۳ ـ ۴ ) به تصوير كشيده است .
اين طرح مشخصه اي عمده تحول در نظام اسكان جمعيت در منطقه تهران را شامل چهار مرحله : كاهش سهم مهاجرت در منطقه تهران : كاهش سهم شهر تهران در جذب اضافه جمعيت منطقه ( جايگزيني الگوي متمركز به الگوي تمركز پراكنده ) ، ضعف شهرهاي كوچك و متوسط قديمي و شهرهاي جديد از جذب اضافه جمعيت رانده شده از تهران و رشد كم حومه نشيني و سرانجام گسترش ابعاد امكان غير رسمي كه در قالب شهرها و شهرهاي غير رسمي متعدد در منطقه شهري تهران ظاهر شده اند .
نمودار ۳ ـ ۴

اين طرح نيز عوامل عمده مؤثر در گسترش بازار غير رسمي زمين و مسكن در مناطق كلانشهري ايران را در فاصله بيشتر هزينه مسكن و درآمد و عدم توجه برنامه ريزي و مديران جامعه به ويژگيها و معضلات مسكن كه درآمدها معرفي مي كند كه در نهايت منجر به فقدان برنامه اي مشخص براي مسكن و اسكان گروههاي كم درآمد انجاميده و حاصل نهاي آن حاشيه نشين و اسكان غير رسمي بوده است . در اين ميان عواملي چون : اندازه بزرگ قطعه ، قواعد مشكل ساخت و ساز و واگذاري زمين به عدم جايگاه كم درآمد ها در تسهيلات مسكن و فقدان تشكل هاي رسمي يا غير رسمي در تشديد و گسترش اسكان غير رسمي تقش تعييين كننده اي داشته است .
بر مبناي يافته هاي اين طرح اسكان غير رسمي يا حاشيه نشيني در منطقه تهران عمدتاً با خريد ، ساخت يا اجاره مسكن در بازار غير رسمي خارج از محدوده قانوني شهرها شكل گرفته و سهم آلونك نشين هاي داخل شهرها در آن بسيار ناچيز است …… شيوه تصرف عدواني در ايران قابل ملاحظه نيست اما زمين و مسكن به صورت غير رسمي خريد و فروش مي شود .

۳ ـ ۱ ـ تبيين تفاوتها و عدم تشابه فرايند و عوامل مؤثر به شكل گيري و دگرگوني سكونتگاههاي خودرو در ايران
پيش از آنكه مبحث فرايند و عوامل مؤثر در شكل گيري سكونتگاههاي خودرو را به پايان ببريم با توجه به تفاوتهاي اين روند در ايران با ساير كشورهاي ( توسعه يافته و نيافته ) بررسي مي شود :

اصولاً به دلايل اقتصادي چون درآمدهاي نفتي و چرخش سوداگرانه سرمايه و پول در جامعه ما و نيز دلايل اجتماعي و فرهنگي چون وجود همبستگي و پيوندهاي اجتماعي قومي و نياز به تصرف ملكي و خانه مشخص ، گونه خاصي از سكونتگاههاي خودرو در ايران شكل گرفته حداقل در مراحل دگرگوني و نسل دوم آنها تفاوتهاي اساسي با كشورهاي توسعه نيافته دارد .
پيران اشاره مي كند كه تا زمان حاضر پيدايش اجتماعات آلونكي در ايران با روند پيدايش آنها در ساير جوامع قابل مقايسه نبوده است ؛ در حاليكه در امريكاي لاتين و جنوب شرق آسيا حداقل در دهه هاي ۱۹۶۰ و ۷۰ شاهد شكل گيري دهها هزار واحدهاي آلونگي هستيم . از طرفي هم ساخت كالبدي آلونك نشيني در ايران به مراتب قابل قبول تر از ساير كشورهاست . ( پيران ؛ ۱۳۷۴ : ۱۲۶ و ۱۲۷ )
او بيشتر از اين سه عامل را در اين رابطه مؤثر دانسته و معرفي كرده است :

۱ ) درآمد سرشار نفت كه طي دهه پنجاه بازار خدماتي گسترده و براي چند سال متوالي ثبات نسبي شغلي و درآمدي ايجاد كرده است .
۲ ) وقوع انقلاب اسلامي و تصرف زمين ( بويژه در تهران ) توسط كم در آمدها و اجراي چند طرح اسكان در اوايل انقلاب .
۳ ) اهميت رواني داشتن سر پناه كه در طول تاريخ ايران اهميت خانه و كاشانه و چهار ديواري اختياري و ترجيح محيط بسته اندرون و فرار از محيط نا امن بيرون را ايجاد كرده است .
او معتقد است كه مجموعه اي از عوامل اقتصادي ، رواني و فرهنگي سبب تعديل تمايل به آلونك نشيني شده بدون آنكه زمينه ساختاري مسكن نابهنجار از بين رفته باشد .

حبيبي نيز با رد نظراتي كه درصد و عام كردن موضوع و ناديده گرفتن تفاوت جوامع در رابطه با پديده سكونت گاههاي حاشيه كلانشهر مي باشد اشاره مي كند كه در ايران با توجه به بالا بودن در درآمدهاي ناشي از دلارهاي نفتي حتي اقشار كم درآمد هم از حد درآمد لازم براي زيست برخورداند كه اين قابل مقايسه با حداقل درآمد كشورهاي فقير نيست . در چنين شرايطي كه قطبي شدن سازمان اجتماعي بر مبناي « زرنگي » و انطباق فرد با روابط سوداگرانه تعريف شده و مسكن يافت فضاي و ساخت كالبدي هم كالائي سوداگرانه است . مسكني با حداقل امكانات و سرمايه گذاري تا حدي كه ديگر امكانات سرمايه گذاري را سلب نكند . از طرف ديگر روابط اجتماعي و فرهنگي جامعه ما گستردگي روابط بين افراد و گروهها را موجب شده كه در آن داشتن حريم خصوصي شرط اساسي سكني گزيني است . در نتيجه آن در مقياس ملي كانونهاي زيستي با حداقل امكانات اما حداكثر بهره وري است كه در درون خود اما منسجم و سازمان يافته است . بافتي كه دقيقاً تاريخي است و ساخت و سازمان فضايي آن هم دقيقاً تابع شرايط اجتماعي و اقتصادي حاكم بر جامعه است .

۲ ـ نقش ، عملكرد و ويژگيهاي عام سكونت گاههاي خودرو در ايران و منطقه شهري تهران در مراحل شكل گيري و گذار
اگر چه بر مبناي نظريات پيشين سكونت گاههاي حاشيه اي و حاشيه نشيني مصارف فقر و نداري ، جرم و جنايت و آسيب هاي فراوان اجتماعي و فردي ، جرم خيزي و …. تلقي مي شود و آنها حتي در برخي نظريات راديكال مظهر رشد لمپنيسم و طبقات فرو دست معرفي شده اند اما رويكرد نظري دو دهه اخير اصولاً به كاركردهاي مثبت و نقش قابل تأمل اين سكونت گاهها در اسكان كم درآمد ها ، نقطه شروع و تجربه آغازين زندگي شهري ، ضربه گيري در مقابل صدمات و آسيب هاي احتمالي به كلانشهرها ، كمك به تقسيم كار با شهر مادر و مشاركت فضايي با مادر شهر و …. جلب توجه كرده و جلب توجه كرده و راهبردهاي توانمند سازي و كمك به ساكنين جهت ارتقاء وضعيت محيط مسكوني خودشان را در دستور كار قرار داده اند .

اين سكونت گاهها كه زماني آلونك نشينان درون كلانشهرها را تشكيل مي دادند امروزه به صورت مجموعه هاي زيستي به فعاليتي مستقل از شهر مادر در منطقه كلانشهري نقش و جايگاه خود را تثبيت كرده و به رسميت شناخته شده اند . آنها به تدريج سازمان اداري ـ سياسي مستقل خود را پيدا كرده ، عناصر شهري را جذب كرده و نهايتاً به مرحله اي از رشد مي رسند كه در تقسيم كار با شهر مادر شركت كرده و در منطقه كلانشهري نقش و جايگاه خود را تثبيت مي كنند . سكونت گاههاي خودروي پيرامون كلانشهري ايران و بويژه تهران داراي مشخصات و ويژگيهاي متمايز از ساير كشورهاي توسعه نيافته هستند . رشد آنها پس از طي مراحلي و با تهيه طرحهاي رسمي شهري و شهرسازي و حاكميت نسبي ضوابط و مقرارت كه كمتر هم با شرايط و ويژگيهاي زير ساختي اين سكونت گاهها سازگاري دارد متوقف شده و از آن پس سكونت گاههاي اقماري آنها در جرگة رشد سريع وارد مي شوند و گاه حتي نوعي تقسيم كار حوزه اي بين اين مجموعه هاي سكونتي خودرو برقرار مي شود كه برخي از پژوهشگران اطلاق واژه منطقه شهر را مجاز دانسته و بر اين باورند كه كانونهاي زيستي حاشيه اي گونه اي از نوشهرهاي هستند كه در روندي غير كلاسيك كاركرد نوشهرهاي كلاسيك كلاشهر توسعه يافته را بر عهده گرفته اند .

اما در تحليل نهايي به دليل ضعف هاي ساختاري و بنيادي چون هم نواختي و عدم تنوع كافي اجتماعي شغلي ، عدم اتكاء بر مباني رشد اقتصادي منسجم و مبناي مصرفي دكتر توليدي اين سكونت گاهها در جايي بين شهر و روستا مي مانند . ميزان گرايش آنها به هر يك از ايندو ( شهر يا روستا ) تابعي از مرحله رشد ، سابقه قبلي سكونت گاه و مشخصات ساكنين است . به هر حال آنچه در حاشيه كلانشهر تهران اتفاق افتاده است پديده اي جديد در نظام اسكان در كشور است كه خود ريشه اي عميق در زير ساخت هاي شهرنشيني و شهرگرايي و روند شهري شدن در ايران دارد .

سيد محسن حبيبي در تبيين نظري چگونگي دگرگوني مجموعه هاي زيستي پيرامون كلانشهر به اين نكته توجه مي دهد كه دگرگوني اين مجموعه ها نه بر مبناي تحول در سازمان توليدي جامعه و تعريف اجتماعي ـ اقتصادي آن كه بر مبناي استحاله به يك جامعه مصرفي رخ داده است . اگر چه دگرگونيهاي مقدماتي و شكل گيري اين مجموعه هاي ناشي از ايجاد بازار كار در محورهاي منتهي به شهر بزرگ بوده است اما در سالهاي بعد ( بويژه دهه پنجاه به بعد ) آنها ناشي از وجود پول و روابط سودگرانه ناشي از آن در شهر بوده است . حبيبي و ديگران كاركردهاي عام مجموعه هاي زيست پيرامون كلانشهرها نكات زير را مورد تأكيد قرار داده اند :
• اين مجموع ها از نظر اسكان جمعيت نقش خود را به خوبي ايفا كرده ند . آنها ضربه گير اصلي سيل مهاجرتها به شهر مادر هستند و در بسياي موارد در عين مجاورت با آن توانسته اند هويتي خاص براي خود و ساكنان فراهم آورند .
• مجموعه اسلامشهر با كانونهاي زيستي خود در حال مشاركت قضايي با شهر تهران است . هر يك از اين كانونها مي توانند نقشي با معنا چه در پذيرش مهاجر در چه در توزيع فضايي فعاليتها و جمعيت باز مي كند .
• شكل گيري و ظهور اين كانونهاي زيستي نه براي تشكيل كلان شهر ديگر ، بلكه در امتداد نيازهاي كلانشهر اصلي رخ ماده است .
• كانونهاي زيستي متشكله اسلامشهر به گونه اي خود بخودي در خدمات رساني . به نقاط زيستي تحت نفوذ مستقيم خود با تهران شريك شده ند . شايد به اعتباري بتوان گفت كه اين كانونها نوشهرهايي هستند كه از طريق فرايندي كلاً غير كلاسيك در شرايط كشور ما ظهور كرده اند .
• توسعه مجموعه هاي پيراموني عمدتاً ناشي از موقعيت ارتباطي نسبت به شهر اصلي ( مركزي ) و محورهاي فعاليت شهر است . آنها مكان خوابگاهها نيروي كار صنايع شهر مركزي و محورهاي فعال اقتصادي آنها محسوب مي شوند .

آنها همچنين مشخصات و ويژگيهاي مجموعه هاي سكونتي حاشيه كلانشهر را بر مبناي مطالعه مجموعه اسلامشهر به شرح زير بر شمرده اند :
• خاستگاه مهاجرتي ، علل مهاجرت ، ويژگيهاي فرهنگي ، محلي و منطقه اي در سكني گزيني ، مجاورت و همجواري و از آنجا در تشكيل جامعه در خود و جدايي گزيني فرهنگي ـ اجتماعي و گهگاه اقتصادي مجموعه هايي چون اسلامشهر نقشي عهده دارد .

• استحاله روستاهاي پيراموني به كانونهاي زيستي جديد سبب شكل گيري « جوامع در خود » مي شود كه خصيصه عهده آنها « خود اتكايي نسبي » ، ارتباط مستقيم با شهر بزرگ و نقاط كار مربوط بدان و عدم ارتباط مستقيم با يكديگر است . آنها با محدوده هاي مشخص كالبدي تعريف مي شوند . آنها عليرغم فاصله نزديك با
هم به سبب خصيصه اجتماعي خود ، ميلي به ادغام در يكديگر ندارند …. گو اينكه با تمركز جمعيت در يك نقطه مواجه ايم اما اين تمركز در درون خود تا متمركز است .
• كانونهاي متشكله اسلامشهر در بسياري از موارد با تهران رابطه منسجم و در هم تنيده ندارند بلكه از نوعي خود محوري برخورداند . اين خود محوري / خود اتكايي در خود مجموعه هم مصداق دارد . اين كانونها در داخل خود هم « وابستگي متقابل » ندارند ، به هر يك از آنها در اتصال مستقيم با بند ناف تغذيه كننده كانون ( جاده تهران ـ ساوه ) در ارتباط با مكانهاي اشتغال قرار گرفته و درجه اين اتصال آن اندازه قوي است كه هيچگونه محوري موازي جاده ساوه جهت اتصال ثانوي كانونها شكل نگرفته است . اين امر بيش از آنكه كالبدي باشد ، برخاسته از ويژگيهاي فرهنگي و خود اتكايي كانونهاست .

• نظارت اجتماعي غير رسمي ، هويت اجتماعي ـ فرهنگي خاص هر كانون ، جابجايي روزانه به محل كار …. موجب نوعي جدايي گزيني اجتماعي كانونهاي زيستي و خصوصيت يافتن هر چه بيشتر آنها شده و منجر به نوعي امنيت رواني ـ اجتماعي و همبستگي و هم ياري در همه زمينه ها مي شود .
• در تقسيم كار بين شهر و روستا گو اينكه آنها نقش واسط را بازي مي كنند اما بيشتر ميل به دومي ( روستا ) دارند . طرح مجموعه شهري تهران در رابطه با نقش ، عملكرد و نيز ويژگيهاي سكونت گاههاي غير رسمي نكات زير را مورد تأكيد قرار داده است :

• سكونت گاههاي غير رسمي از نظر تركيب اجتماعي جمعيت ، اجتماعاتي غيرمتعارف و فاقد تنوع اجتماعي محسوب مي شوند . بررسي تركيب اجتماعي جهت ساكن در شهرستانهاي اسلامشهر و روي حاكي از آن است كه حدود ۶۰ درصد در گروههاي كارگري و ۶ درصد كشاورز بوده و سهم كارفرمايان و متخصصان كمتر از ۴ درصد بوده است .