تاريخچه شركت سايپا
شركت سهامي عام ايران در توليد اتومبيل ( سايپا) در سال ۱۳۴۴ در زميني به مساحت ۲۴۰ هزار متر مربع ( در حال حاضر فقط مساحت زمين كارخانه مركزي ۴۱۵ هزار متر مربع مي‌باشد ) و زير بنايي ۲۰ هزار متر مربع با سرمايه اوليه ۱۶۰ ميليون ريال بنام شركت سهامي توليد اتومبيل سيتروئن ايران تاسيس گرديد. در تاريخ ۱۵ اسفند ۱۳۴۵ ثبت و در اواخر سال ۱۳۴۷ به مرحله بهره برداري رسيد.

اين شركت توليد اولين محصولات خود را كه شامل «وانت آكا » و سواري «ژيان » بود با روش كاملا دستي و بدون بهره گيري از تجهيزات و امكانات مدرن آغاز كرد. توليدات شركت بعد از سال ۱۳۵۳ به واسطه استفاده از ابزارهاي جديد و مكانيزه شدن برخي از بخشهاي توليدي ، سير صعودي يافت و بر تنوع محصولات شركت نيز افزوده شد بعنوان مثال مي توان به توليد خودروهاي: مهاريي ، پيكاب در مدلهاي معمولي دولوكس و كار اشاره نمود.
نام شركت در اوايل سال ۱۳۵۴ با حذف كلمه سيتروئن از انتهاي عبارت فرانسوي آن به «شركت سهامي ايراني توليد اتومبيل » به نام اختصاري
(سايپا ) كه ما خود از عبارت فرانسوي Annonyme Iranione De Productive Automobile ميباشد ، تغيير يافت .

اين شركت در ۱۶ تيرماه ۱۳۵۸ تحت مالكيت دولت در آمده و از ۱۸ آذرماه ۱۳۶۰ تحت سرپرستي سازمان گسترش نو نوساني صنايع ايران قرار گرفته و بر اساس مصوبه مورخ ۱/۲/۶۵ هيأت وزيران ، كليه سهام سرمايه آن به نمايندگي از طر ف دولت جمهوري اسلامي بنام سازمان گسترش و نوسان سازي صنايع ايران منتقل گرديد در دي ماه سال ۱۳۷۸ به پيروي از سياست هاي مالي دولت جمهوري اسلامي ايران مبني بر كاهش تصدي دولت و خصوصي سازي شركتهاي دولتي و به موجب تبصره۳۵ قانون بودجه كل كشور باواگذاري بيش از ۵۱ % سهام اين شركت به غير ، سايپا

نيز در زمره شركتهاي خصوصي قرار گرفت امروزه شركت سايپا با در اختيار داشتن بيش از۸۰ شركت تابعه و وابسته بصورت مستقيم و غير مستقيم ، به گروه خودرو سازي بزرگ با امكان توليد انواع مختلف خودرو تبديل شده است.

سالماني شركت سايپا:
۱۳۳۴ : تاسيس شركت به نام شركت سهامي توليد اتومبيل سيستروئن ايران»
سالنماي شركت سايپا:
۱۳۴۴ : تاسيس شركت به نام شركت سهامي توليد اتومبيل سيتروئن ايران.
۱۳۴۷ : بهره برداري و شروع فعاليت با توليد انواع مدلهاي خودرو «ژيان»(۱۳۵۹ ـ ۱۳۴۷ )
۱۳۵۴: تغيير نام شركت به «شركت سهامي ايراني توليد اتومبيل» و تبديل شدن به شركت سهامي عام .
۱۳۵۵ : تغيير«رنو۵» در مدلهاي سده درب و ۵ درب ( ۱۳۷۲ ـ ۱۳۵۵ )
۱۳۶۲: توليد «وانت نيسان» با حجم موتور CC 2000 (1369ـ ۱۳۶۲ )
۱۳۶۹ : توليد«وانت نيسان» با حجم موتور cc 2400 ( در شركت زامياد ادامه دارد)
۱۳۷۱ :توليد «وانت نيسان دو كابين» با حجم موتوري cc 2400 (1373 ـ ۱۳۷۱ )
۱۳۷۱ : توليد «رنو ۲۱ » ( ۱۳۷۳ ـ ۱۳۷۱ )
۱۳۷۲ : توليد«پرايد كاربراتوري» در مدلهاي CD5 ، LX ، GTX ( ادامه دارد) .

۱۳۷۴ : كسب رتبه اول كيفيت در بازار داخلي و تكرار اين رتبه در سالهاي ۱۳۷۵ ، ۱۳۷۶ ، ۱۳۷۸ .
۱۳۷۷ :دريافت اولين گواهينامه ISO 9001 در صنعت خودروسازي كشور از موسسه QMI كانادا.
كسب گواهينامه بهترين شركت توليدي در ميان شركتهاي تحت پوشش وزارت صنايع انجام مقدمات عمليات گسترده براي ساخت داخل نمودن قطعات محصولات توليدي .
۱۳۷۸ : موفقيت در تعميق ساخت داخل محصولات تا سطح ۸۱ % ارزش CDK پرايد و ۷۹۵ در مورد نيسان اخذ تاييد به انطباق مشخصات گازهاي خروجي آلاينده با استاندارد ECE 1504 و دريافت لوح سبز تبديل شدن به يك گروه خودروساز بزرگ با امكان توليد انواع كامل خودرو( (Full Range عرضه متجاوز ار ۵۱ % سهام شركت به بخش خصوصي .
۱۳۷۹ : توليد سواري « پرايد face life » و «پرايد انژكتوري» در مدلهاي مختلف (ادامه دارد ) . دريافت لوح رتبه اول كيفيت در ميان توليد كنندگان وانت در ايران از نيسان ژاپن » دريافت لوح تقديمي از وزارت صنايع بعنوان واحد نمونه صنعتي كشور .
تامين كليه قطعات نيسان توسط سازندگان داخلي و توقف خريد CKD نيسان .
۱۳۸۰ : دريافت اولين گواهينامة كيفيت Q59000 در صنعت خودروسازي كشور از QMI كانادا.
دريافت گواهينامه‌هاي OHSAS18001 و ۱۴۰۰۱ ISO (مديريت ايمني، بهداشت و زيست محيطي) از موسسه DNV هلند.

بهره برداري از خطوط جديد توليد ( طرح و توسعه ) پروژه‌هاي رينگ خومشهر، مالبيل و شيشه ايمني كسب مقام اول در زمينه بهترين عملكرد «سبز» از دومين نمايشگاه محيط زيست شروع توليد محصول «زانتيا» در مدلهاي لوكس و سوپولوكس و «كاروان» .
۱۳۸۱ : دستيابي به رشد بي سابقه ۶۴ درصدي در ميزان توليد پرايد.
انجام مقدمات و تمهيدات لازم جهت واگذاري عمليات فروش وانت نيسان به شركت زامياد از ابتداي سال ۸۲ .
توليد آزمايشي خودرو جديد پرايد ۱۴۱ و معرفي آن به بازار.
انجام مقدمات گسترده جهت دريافت گواهينامه Iso 9000;2000 و دريافت آن از موسسه بين المللي DNV در اوايلر سال ۸۲ .

استارت
استارت يك موتور الكتريكي است كه انرژي الكتريكي را دريافت كرده به انرژي مكانيكي تبديل مي كند و اين نيرو را توسط چرخ دندههاي خود به فلايويل منتقل ميكند تا موتور خودرو روشن شود موتور استار ت بايد بتواندلنگري ايجاد كند كه بر نيروي اينرسي (ماند يا ساكن )و اصطكاك موتور سرد غلبه كند به اين دليل اكثر موتورهاي استارت از نوع «سري» و از انواع «كامپاليز» با جريانهاي دائم هستند.

تمام جريان باتري از سيم پيچهاي اصلي و سيم پيچ مغناطيسي آن مي گذرد نتيجه آن است كه لنگر و نيروي ترك خيلي زيادي در موتور حاصل مي شود. اين موضوع از روي اين فرمول محاسبه ميشود.

در رابطه فوق فلوي مغناطيسي بر حسب تسلا IA جريان در سيم پيچ اصلي K مقداري ثابتي است كه در مورد بارهاي كم هنگامي كه IA كم است فلوي متناسب با شدت جريان مغناطيسي كه در موتورها ي سريهاي IA است ايجاد مي كند.
براي يك موتور سري لنگر حاصله متناسب با مجذور شدت جريان است يعني :
(K مقداري ثابت است – IAشدت جريان است كه از موتور استارت مي گذرد، با كم بودن مقاومت سيم پيچ اصلي و مقاومت سيم پيچ ميدان مغناطيسي لنگر حاصله از موتور استارت بسيار بالا خواهد بود.)
نكته به ازاي يك مقدار مساوي شدت جريان يك موتور استارت لنگر كمتري ايجاد خواهد كرد و چون جريان بين سيم پيچ مغناطيسي و سيم پيچ اصلي موتور تقسيم مي شود اين اتفاق مي‌افتد.
در صورتي كه بار زياد است تناسب لنگر و شدت جريان را نمي توان از رابطه اي
بدست مي آورد.
استارت از نوع سري بالاترين لنگرش را موقعي كه سيم پيچ اصلي آن ثابت باشد توليد مي كند و در اين زمان است كه مي تواند لنگر مورد نياز ما را تامين كند.
اختلاف پتانسيل دو سري باتري Vbtميباشد و به مصرف يك موتور سري با مشخصات زير مي رسد «مقاومت سيم پيچ الكتريكي مقاومت سيم پيچ اصلي نيروي محركه ايجاد شده به وسيله موتور ES است.» هنگامي كه سيم پيچ اصلي موتور مي چرخد، ميدان مغناطيسي را قطع ميكند و يك نيروي محركه خوب حاصل شده كه در جهت عكس پتانسيل باتري است. اين نيروي ضد محركه متناسب است با حاضلرب در دوران سيم پيچ در دقيقه:

نيروي ضد محركه متناسب است با سرعت سيم پيچ اصلي و در حالت خطي موقعي كه اين سيم پيچ ثابت است برابر صفر خواهد بود با استفاده از قانون «كيرشهف» به اين ترتيب ميتوان نوشت :
Vbt = Es + Ia
– قانون اول كيرشهف : مجموع جمع جبري تمام افت پتانسيلهاي يك مدار بسته در يك جهت مساوي مجموع جبري تمام اضافه پتانسيلهاست.
– قانون دوم كيرشهف : مجموع جبري شدت جريانهاي منتهي به يك نقطه برابر صفر است:
با بكار بردن رابطه بالا و قبول كردن اين نكته كه در رابطه
متناسب با IA ميتوان IA را به دست آورد:

نتيجه ميشود IA موقعي حداكثر است كه N برابر صفر باشد و همچنين معلوم ميشود I زماني حداكثر است كه N برابر صفر است.

كليد هاي قطع و وصل موتور استارت:
يك موتور ۶ ولتي ۶۰۰ آمپر جريان از باتري ميگيرد. در صورتي كه يك موتور ۱۲ ولتي ۳۵۰ آمپر مي گيرد. اين مقدار زياد جريان فقط موقعي مي تواند عبور كند كه مقاومت سيم پيچهاي موتور (استارت ) خيلي كم باشد براي اطمينان از كم بودن مقاومت موتور يك كليد با اتصال خوب لازم ا كاملاً برقرار شود. در استارتهاي جديد اين كليد ضميمه يك كليد قطع و وصل جريان براي شمعها نيز مي باشد. اين كليد يك مغزي آهني را مغناطيسي مي كند كه آن هم به نوبه ي خود جريان استارت را وصل مي كند.
ـ براي جلوگيري از عبور جريان مضر در موتور استارت از كليد‌هايي استفاده مي كنند كه با خلاء كار مي كند ، اين خلاء از منيفلد گاز تهيه ميشود

دستگاه تبديل سرعت:
به علت جريان شديدي كه بوسيله موتور استارت گرفته ميشود تا لنگر زيادي حاصل كند تا اين لنگر بر مقاومت غلبه كند و قطعات دوران كننده را به سرعت به حركت در آورد. بايستي موتور خودرو سرعت بگيرد والا ادامه كار موتور استارت سبب گرم شدن زياد از حد آن مي‌شود: بنابر اين لازم است كه لنگر حاصل از موتور استارت به فلايويل كه جرم بزرگ و سنگيني مي باشد كه روي پيرامون خود دنده هاي ريزي دارد چرخ طيار بوسيله ي اتصال به ميل لنگ نيرو را به موتور انتقال ميدهند.
مهم : تعداد دنده هاي فلايويل همواره ۱۶ برابر تعداد دنده هاي استارت است. بنابراين مي توان گفت نيروي موتور استارت ۱۶ برابر شده در جهت روشن شدن موتور مصرف مي گردد.
يك موتور استارت كه بين چرخ دندههاي با فلايويل نسبت رعايت شده سرعت دورانش بايد rpm 3200 باشد تا بتواند به ميل لنگ سرعت كافي بدهد . اين موضوع خود مسئله اي مهمي نيست اما وقتي خودرو روشن شد، موتور حداقل با سرعت rpm600 خواهد چرخيد و اگر در اين موتور استارت با موتور خودرو درگير باشد اين سرعت بحراني سبب از هم گسستگي موتور استارت ميشود. پس دستگاهي لازم است كه بتواند فوراً استارت را از موتور خودرو (فلايول ) جدا كند و از خرابي استارت جلوگيري بعمل آورد . اين دستگاه «بنديكس» نام دارد موتورهاي قديمي تر از نوعي كلاچ جلورونده و برگشت دهنده استفاده مي شد.
در استارت هنگامي كه سيم پيچ القا كننده آن تحريك ميشود حركت مغزي آهني آن سبب حركت چرخدنده شده و در گير شدن آن با فلايول بوسيله ي اهرام تغيير امكان مي دهد. حركت بيشتر مغزي آهني جريان الكتريكي را از سيم پيچ اصلي عبور داده سبب چرخيدن موتور استارت مي گردد در مدت چرخيدن موتور اصلي استارت نيروي حاصل از سيم پيچ اصلي توسط كلاچ مخصوص يا دستگاه بنديكس به فلايويل منتقل مي شود. كلاچ مخصوصي داراي يك قسمت دندهاي داخلي است و بوسيله يك قطعه فلزي به نام «پاستين» داراي يك سري شيارهاي داخلي است در آنها قرقره اي كه يك طرفش باريكتر است قرار دارد وقتيكه موتور استارت مي چرخند قرقره به سمت قسمت باريكتر رانده شده وسبب درگير شدن ميشود. هنگامي كه موتور خودرو ، استارت و گلويي آن و پوسته ي پاستين را تندتر مي چرخاند، قرقرها به سمت شيارهاي و سيعتر حركت كرده و

چرخدنده ي استارت از چرخدنده فلايويل آزاد ميشود.
توجه : مجموع چرخدندهاي استارت و پاستين بطوريكه داراي لقي باشند روي محور سيم پيچ اصلي كه داراي زائده ي خارجي است قرار مي گيرد. بطوريكه فرورفتن پاستين درگير شده و عمل ميكند. هنگاميكه موتور مي چرخد ، تأخير حركت مجموعه پاستين به علت نيروي «ماند » يا اينرسي سبب پيچ خوردن محور به سمت جلو ميشود، بنابراين محور آن قدر به سمت جلو ميرود تا با فلايول درگير شود، بعد از اينكه موتور خودرو روشن شد چون چرخدنده ياستارت سريعتر از موتور استارت مي 

مولد برق (دينام)
وظيفه اصلي دستگاه مولد توليد انرژي الكتريكي ذخيره آن در باطري خودرو مي باشد دينام مانند يك ژنراتور انرژي مكانيكي موتور خودرو را به انرژي الكتريكي تبديل ميكند.
در خودروهاي جديد شامل مولد و قسمت تنظيم كننده جريان و ولتاژ مي باشد دستگاه تنظيم

كننده شامل قطع كنند. جريان در جهت معكوس تنظيم كنند. جريان و ولتاژ ميباشد . مولد هميش

ه بوسيله تسمه اي از روي پولي ميل لنگ به موتور وصل شده است . قاعدتاً مولد ها داراي يك سيم پيچ (شنت ) موازي يعني سيم پيچ ميدان مغناطيسي با سيم پيچ اوليه موازي است.

آناليز دستگاه استارت و دينام:
نيروي محركه باطري مقاومت باطري نيروي ضد محرك و به ترتيب مقاومت هاي سيم پيچ مغناطيسي و سيم پيچ اصلي موتور استارت است مقاومت‌هاي باطري بارهايي را نشان ميدهد كه بوسيله دستگاه (آنژكش ) توليد جرقه به باطري دينام برق ميدهند. نيروي محركه الكتريكي و به ترتيب مقاومتهاي سيم پيچ اصلي در مولد و سيم پيچ مغناطيسي آن است.
اين مدار يك سيمه بوده كه سيمEarth آن مشترك است.
(دينام) مولد موتور ماشين بايد مجهز به وسايل سرد كردن سيم پيچ دينام و سيم پيچ اصلي مي‌باشد چون حرارت زياد در سيم پيچ توليد مي شود بنابراين يك پروانه فلزي در انتهاي پولي دينام وصل مي شود. طرز سيم پيچ شدن دينام به اين قرار است. نيروي محركه مولد با و اختلاف پتانسيل بين۲ سر مولد با VGT نشان داده ميشود مقاومت سيم پيچ اصلي و سيم پيچ مغناطيسي به ترتيب و و مي باشد.
شدت جرياني كه از سيم پيچ اصلي عبور مي كند به ترتيب و است. مقاومت بار را با نشان داده مي شود.
روابط مربوطه به مدار مولد را از قانون كيرشهف بدست مي آوريم.

اگر جريان سيم پيچ اصل يا جريانش بر عكس شود مولد تبديل به يك موتور شنت م

ي‌شود . اين اتفاق در صورتي كه قطع كننده جريان معكوس وجود نداشت در مواقعي كه ولتاژ باطري بالاتر از نيروي محركه الكتريكي مولد يا دينام مي بود اتفاق مي افتاد. مدار شنت كنترل نيروي حاصل از مولد را آسان مي كند.
چون مولد به وسيله ميل لنگ مي چرخد نمي توان نيروي حاصل از آن را با قراردادن تنظيم كننده سرعت كنترل كرد. به هر حال چون فلوي مغناطيسي متناسب با جريان سيم پيچ يا 

كه با تغير دادن مقاومت مدار مغناطيسي يعني امكان اينكه نيروي حاصل از مولد را بتوان تغيير داد زياد است.
در ماشين هاي سنگين از مولدهاي ۲۴ ولتي استفاده ميكنند. از مزاياي آن اين است كه در خواست خودرو از نظر انرژي الكتريكي را تامين مي كند و برق خوبي به ما مي دهد.
به هر حال حداكثر جرياني كه كليد هاي دستگاه نظير ميتوان عبور دهد محدود است را ه حل مورد قبول اين است كه تعداد سيم پيچ مغناطيسي را زياد كنند. و در نتيجه فلوي مغناطيسي كه به سيم پيچ اصلي القا ميشود زياد شود چون در نتيجه پتانسيل توليد شده زياد است مي توان سيم نازك تر به كار برده به طوري كه مدوده جا در مولد نداشته باشيد. مزيت ديگر آن است كه وقتي كه سيم هادي با ابعاد مساوي بكار مي رود تلفات ولتاژ در موقع بكار بردن دستگاه ها با ولتاژ بالاتر كمتر مي شود.

قطع كنند جريان معكوس:
اين دستگاه جز يك كليد الكترو مغناطيس نيست كه ۲ عمل زير را انجام مي دهد.
۱- از عبور جريان باطري به داخل مولد در هنگامي كه ولتاژ باطري با لاتر از ولتاژ مولد است جلوگيري ميكند چه در صورت عبور چنين جرياني مولد مثل موتور كار خواهد كرد.
۲- جريان مولد را هنگامي كه ولتاژ ش از ولتاژ باطري بيشتر است براي پر كردن باطري و تامين ساير احتياجات الكتريكي عبور مي دهد.

توضيح راجع به كليد قطع كننده جريان معكوس :
اگر ولتاژ دينام بيشتر از ولتاژ باطري باشد كليد قطع و وصل بسته و جريان از دينام به سمت باطري جهت شارژ حركت ميكند و اگر ولتاژ دينام كمتر از ولتاژ باطري باشد عمليات عكس اتفاق مي افتد.
در موتور هم شدت جريان با يد كنترل شود هم شدت ولتاژ . ولتاژ زياد در انتهاي مولد ممكن است

دستگاه هاي الكتريكي را خراب نمايد و جريان زيادي كه از سيم پيچ اوليه مي‌گذرد (اصلي ) ممكن است سبب گرم شدن سيم پيچ وسوختن آن شود تنظيم ولتاژ و شدت جريان در خودرو جداگانه انجام ميشود. وا ضح است با زياد شدن سرعت سيم پيچ اصلي نيروي محركه الكتريكي هم زياد ميشود و در رابطه ۳ ولتاژ ۲ سري مولد يعني VTg زياد شده رابطه ۴ نشان ميدهد كه شدت جريان مغناطيسي مولد زياد شده را نيز زياد ميكند همين كه ولتاژ دو سر مولد زياد شده تا مادا

مي كه ثابت است زياد مي‌شود.
بنابراين ولتاژ زيادي به مقاومت ها وارد شده سبب خرابي آن مي شود اثر زيادشدن را در رابطه ۵ ميتوان ديد.
اگر مقاومت ثابت بماند و سرعت مولد بالابرود ولتاژ اضافي از مقاومت ها عبور خواهد كرد حال مي پردازيم به حالتي كه سرعت مولد ثابت بوده و بابهم بستن مقاومت ها به طور موازي كم ميش

ود.
مقاومت هاي موازي بوده بنابر اين وقتي كليد بسته است. مقاومت ها كم مي‌شوند. جريان در مقاومت زياد شد ه و را بطه ۵ نشان مي دهد كه جريان سيم پيچ اصلي زياد است.
به علت زياد شدن آن امكان دارد كه در اثر گرم شدن و اتلاف سبب خراب شدن عايق هاي سيم پيچ شده اتصالات ذوب شده سيم پيچ خراب ميشود.

فرمول زير اثر حرارتي جريان اضافه از خود را نشان مي دهد كه

كه انرژي حرارتي بر حسب ژول شدت جريان بر حسب آمپر و مقاومت برحسب اهم و زمان بر حسب ثانيه مي باشد.

اين منحي به اين ترتيب بدست مي آيد كه .
۱- مولد با سرعت ثابت با مقاومت سيم پيچ مغناطيسي ثابت و شدت جريان متغير كار ميكند.اين منحني نشان ميدهد كه متناسب با زياد شدن شدت جريان بار ولتاژ بين ۲ سر مولد كم شده تا در نقطه P كه اثر اضافه شدن از بين مي رود ( بر سيم پيچ اصلي ) ولتاژ مولد آن قدر كم ميشود كه مولد از كار مي افتد.
به هر حال واضح است كه با چنين ولتاژ و شدت جريان تنظيم آسان ولتاژ و جريان نمي‌تواند به تنهايي مقدور باشد.
حال اگر منحني ولتاژ و شدت جريان در مولد خط مستقيم بود ولتاژ به ازاي مقادير مختلف شدت جريان ثابت مي ماند و از تنها شدت جريان را مي بايد تنظيم كرد اما در مورد خودرو چون سرعت خودرو متغيراست ولتاژ حاصله نيز تغيير خواهد كرد.
بنابراين حتي اگر يك منحني مشخصه به صورت افقي حاصل مي شد تنظيم جداگانه ولتاژ و جريان الزامي بود.
در موقعي كه مولد با بالاترين سرعت مي چرخد منحني ولتاژ و شدت جريان همانند شكل كشيده شده مي باشد. تنظيم كننده ارتعاشي چه براي ولتاژ و چه براي شدت مدار جريان نوع متداول و امروزي است.
به اين دليل انواع ديگر تنظيم كننده ها از قبيل ديناميكي و حرارتي منسوخ شده است اصولاً ساختمان و طرز كار يك ساختمان تنظيم كننده ارتعاشي براي ولتاژ و شدت جريان يكسان است. اگر ولتاژ يا شدت جريان در مورد تنظيم كننده ارتعاشي پايين باشد نيروي فنر بر نيروي مغناطيس فزوني داشته و اتصال برقرار است با برقرار بودن اتصال جريان مستقيم از

مولد به مدار سويچ مغناطيس مي رود چون مقاومت از مسير جريان خارج است جريان بيشتري به سيم پيچ مغناطيسي رسيده و در نتيجه flue ميدان بيشتر شده ولتاژ و شدت جريان بيشتر خواهد شد.
اگر ولتاژ و شدت جريان حاصله زيادتر از حد تنظيم شده باشد نيروي مغناطيسي بيشتر از نيروي فنر شده اتصال را قطع ميكند مقاومت در مسير جريان سيم پيچ مغناطيسي قرار گرفته و سبب كم شدن جريان آن نيز بر كم شدن ولتاژ يا شدت جريان حاصله به علت كم شدن flueميدان مغناطيسي ميشود.

اگر نيروي مغناطيسي كمتر از نيروي فنر باشد اتصال دوبار- برقراري شد و مقاومت از مسير جريان خارج ميشود.
سپس جريان سبم پيچ مغناطيس را بالا برده و f l ue زياد شده ولتاژ و جريان زياد ميشود (رابطه مستقيم ) در نتيجه اعمال تيغه اتصا ل با فركانس زياد مرتباً ارتعال كرده و از اين حيث تنظيم كننده را ارتعاشي گويند .

مهم : اولين تفاوت بين تنظيم كننده جريان و ولتاژ اين است كه طرز قرار گرفتن آن ها به چه صورت باشد .
در تنظيم كننده جريان سيم پيچ داراي قطر زياد و طول كم و تنظيم كننده ولتاژ سيم پيچ داراي طول زياد و قطر كم مي باشد.

در تنظيم كننده ولتاژ سيم پيچ موازي با مدار خارجي مولد موازي است و در مورد تنظيم كننده جريان سيم پيچ بطور سري با مولد قرار گرفته است پس نتيجه ميتوان گرفت كه Flue بر حسب تسلا متناسب با شدت جريان بوده و در مورد هر نوع تنظيم كننده نيروي حاصله از مولد به اين ترتيب كنترل ميشود كه كشش فنر را طوري تنظيم مي كنيم كه مدت زمان وصل بودن تيغه اتصال متناسب با شرايط كاري باشد.
نكته: بعضي از تنظيم كننده هاي ولتاژ و جريان داراري جبران كننده گرما هستند كه به اين ترتيب مولد ميتواند نيروي بيشتري در درجه حرارت پايين توليد كند. به محض اينكه درجه حرارت پايين رفت فعاليت شيمياي باطري كمتر ميشود. مقاومت داخل باطري زياد شده در نتيجه مولد بايد ولتاژ بيشتري توليد كند. تا باطري پر شود براي انجام اين اعمال دستگاه جبران كننده حرارتي اجازه مختصر افزايش در ولتاژ باطري متناسب با كم شدن حرارت را ميدهد . به طرز مشابهي نيز تنظيم كننده جريان اين كار را انجام ميدهد.
معمولاً جبران حرارتي به اين طريق صورت مي گيرد كه يك لولاي زوج فلزي روي اتصال بازوها (واحد تنظيم كننده ولتاژ) اين لولا سبب ميشود كه يك شيار هوا بين مرزهاي آهني و بازوهاي اتصال قرار گرفته. در مورد تنظيم كننده ولتاژ نيز يك مسير مغناطيسي ضميمه ميشود تا عمل جبران حرارت را انجام دهد.
اين مسير موازي مغناطيسي (شنت ) از آهن و نيكل تشكيل شده داراي نفوذ فلوي بالايي بوده و پايين رفتن درجه حرارت فلو را زياد مي كند يعني هر چه حرارت پايين بيايدفلوي جبران بيشتر شده با نسبت بيشتري از فلوي كلي از مسير فرعي رد ميشود ولتاژ بيشتري براي قطع كردن و اتصال لازم است.
آفتامات: يك سوئيچ الكترو مغناطيسي بوده كه سر راه دينام به باتري قرار دارد وظيفه اش تنظيم جريان و تنظيم ولتاژ و جلوگيري از جريان معكوس است ( از باطري به دينا م )
دلايل به كار بردن آفتامات عبارتند از: ۱- جلوگيري از سوختن مدار شنت بالشتكها و آرميچر ( در دينام به دليل دور زياد آن ) ۲- جلوگيري از عبور ولتاژ زياد از حد در

دستگاههاي الكتريكي و اندازه گيري
۳- جلوگيري از پر شدن زياد از حد باطري
بررسي رفتار بوبينهاي آفتامات و بررسي حركت جريان در بوبين

ها:؛