جرم شناسي

مي دانيم كه طبق تعريف گاروفالو در اولين كتاب جرم شناسي جرائم را به دو دسته كلي تقسيم كرده است :
اول: جرائم قديمي و صنعتي :
كه در تمام ادوار و اعصار در كشورها وجود داشته و تا آخر هم وجود خواهند داشت. مثل قتل و سرقت كه در تمام ادوار كشورها بعنوان جرم شناخته مي شود البته اينگونه جرائم بسيار محدود مي باشند.
دوم:جرائم اعتباري و موردي:
پس جرائمي موردي و اعتباري است كه در بعضي از كشورها ممكنست يا در برخي از زمانها يك عمل جرم شناخته شود ولي در كشور يا زماني ديگري آن عمل جرم نباشد.
مثال ازدواج خواهر و برادر كه در هزاران سال پيش جرم نبوده و در طبقه فراعنه مصر و سلاطين ساساني و اشكاني وجود داشته ولي در عصر حاضر در تمام دنيا جرم شناخته مي شود.
مثال ديگر اعمالي است كه در برخي كشورها جرم است و در كشورهاي ديگر جرم شناخته نمي شود مثال روزه خواري كه در كشورهاي مسلمان جرم است ولي در كشورهاي غير مسلمان وجود ندارد و نيز زوجات كه در برخي كشورهاي اسلامي جرم نيست ولي در عموم كشورهاي غير اسلامي يا مسيحي يا يهودي جرم است.

و نيز عدم رعايت مقررات مربوط به رانندگي كه در صد سال پيش وجود نداشته و امروزه بخاطر وجود اتومبيلها و كثرت استفاده از وسايل نقليه عدم رعايت اين مقررات جرم است.

اشكال مختلف جرم :

۱ – جرائم دسته اول كه اصطلاحاً (جرائم بدوي)يا (اوليه) موسوم شده اند(قتل و سرقت) يكي از انواع جرايمي است كه معمولاً به نظر زيليگ جرم شناسي اطريشي بر اثر ۱- هيجانات مزمن يا
۲- عصبي يا ۳- اعتياد به الكل و ۴- مواد هيجان زا نظير «حشيش» و «قرصهاي جديد معروف به اكسي تيستي» است . اينگونه جرائم معمولاً بر اثر هيجانات عصبي يا خشم آني يا واكنش سريع نسبت به عمل ديگري انجام مي شود. از قبيل زد و خورد و قتل در مجالس منكراتي و يا سرقت انتقامي و يا
حريق عمدي
۲-جرائم سودجوئي به دو دسته قابل تقسيم است:
۱- سود جوئي بر عليه افراد يا اشخاص
۲-سود جوئي بر عليه اموال
۳-جرائم شبه قضائي يا اجراي عدالت
۴-جرائم تشكيلاتي يا سازمان يافته
۱-سود جوئي بر عليه افراد يا اشخاص
مثل زني كه از طرف شوهر خود مرتباً تهديد و يا مورد ضرب و شتم قرار گرفته با كشتن او خود را خلاص كرده و بدين طريق يك( نفع معنوي ) را بدست مي آورند.
و يا شوهري كه همسر خود را بخاطر (حسادت)به قتل مي رساند در ذهن خود يك نفع معنوي را
در نظر دارد.

۲-سود جوئي بر عليه اموال
معمولاً با نقشه قبلي انجام مي شود .مثل تاجري كه بر اثر (افراط يا تفريط) و (عدم رعايت اعتياد) در شرف ورشكستگي است و مغازه خود را به آتش مي كشاند تا بتواند ورشكستگي خود را بدون تقصير جلوه دهد و از مجازات ورشكستگي به تقصير معاف گردد.
۲-شامل هر دو قسمت يا تركيبي از آن است.
مثال وارثي است كه براي خلاص شدن از امر و نهي سرپرست خود يا مورث و رسيدن به ارثيه هنگفت وي را مي كشد. اين مورد چندي قبل در كشور آمريكا مشاهده شده و ممكنست نظير ديگري هم داشته باشد و آن مورد به اين صورت است.
دانش آموز ۱۷ ساله اي كه سرپرست او فقط مادرش بوده و تنها با او زندگي مي كرده و مادر وي براي رفاه حال فرزندش خود را( بيمه عمر) كرده بود آن فرزند ناخلف هنگامي كه مادر عازم مسافرت به انگلستان بوده با گذاشتن بمب ساعتي در چمدان وي باعث انفجار هواپيما و كشتن تمام مسافرين گرديده و هنگامي كه دستگير شده ادعا كرده من مي خواستم هم از شر امر و نهي هاي مادرم خلاص شوم و هم به ارثيه ي يك ميليون دلاري ناشي از بيمه عمر او برسم.
۳-جرائم شبه قضائي يا اجراي عدالت
اينگونه جرائم بر اثر توهم ستمديدگي يا طغيان بر عليه افراد خاطي بوجود مي آيد. مثلاً شخصي كه از ديگري زياني ديده يا مورد ضرب و شتم و تحقير قرار گرفته ممكنست خود را بجاي (قاضي) و (مأمور قانون)گذاشته و شخصاً در صدد جبران بر آيد.
بدين طريق اينگونه افراد شخص مورد نظر را در ذهن خود محكوم كرده و خود شان هم شخصاً حكم را اجرا مي كنند . بعنوان مثال شخصي در يك معامله اتومبيل مغبون شده و چون نمي تواند از طريق دادگستري بخاطر نداشتن دلايل كافي از طريق دادگستري اقدام كرده و اميدوار به گرفتن حق خود از طريق قانوني نمي باشد ممكنست روزي يا شبي براي جبران مافات به مغازه دلال اتومبيل كه اتومبيل را به او فروخته هجوم برده و آنرا به آتش بكشد يا شيشه هاي خود را خرد كنند و يا با مسبب آن درگير شده و آنرا مضروب نمايند. معمولاً در جرايم بدوي شخصيت و وضعيت نقش مهمي را ايفا كرده مثلاً يك فرد عامي مورد (تحقير) يا (بي اعتنايي) واقع شود غالباً با تهاجم و نشان دادن عكس العمل به اعمال خطرناك دست مي زند.
ولي اگر شخص فهميده و با فرهنگي در چنين وضعيتي قرار گيرد طبيعتاً از نشان دادن اينگونه تهاجمات خودداري كرده طرق قانوني يا اخلاقي ديگر در صدد رفع اتهام يا اثبات بي تقصيري خود برمي آيد .
به عقيده دكتر دوگريف استاد بلژيكي و متخصص جرم شناسي معاصر معمولاً آنهايي كه به واكنش سريع يا خشم آني دست مي زنند حالت غير عادي( پاتولوژيك) دارند و نامبرده معتقد است : در بررسيهاي خود ۷۰ درصد مجرمين را اينگونه يافته است.
۴-جرائم تشكيلاتي يا سازمان يافته
اينگونه جرائم معمولاً توسط مجرمين حرفه اي و سابقه دار سازمان داده مي شود. بدين گونه كه يك فرد سابقه دار گروهي را در اطراف خود و بدور خود جمع كرده و ت

شكيل دسته ي گانگستري براي هجوم به بانكها يا گروگان گيري افراد ثروتمند يا فروش مواد مخدر دست مي زنند.
ولي گاهي از اوقات ديده مي شود كه برخي اينگونه جرائم سازمان يافته جنبه(سياسي) يا (ايدئولوژيك) دارد. مثل كساني كه بر اثر وابستگي به برخي گروهها يا احزاب سياسي در اشخاص مخالف اقدام مي نمايند و يا به بانك زني اقدام كرده و آن را به نفع خود برداشت يا تحصيل مي كنند.
معمولاً عوامل تشديد دهنده جرم به ۴-قسمت زير محدود مي شوند:
۱- محيط ۲-زمينه
۳- شخصيت ۴- وضعيت
كه ذيلاً به بررسي هر يك از آنها مي پردازيم.
۱-محيط بر دو قسم است ۱-جغرافيائي يا طبيعي كه شامل: آب و هوا ،درياها، اراضي جنگلها و
نظاير اينها
۲-محيط اجتماعي شامل : خانواده، مدرسه، اداره، كارگاه، كارخانه و نظاير اينها
البته در جرم شناسي هنگامي كه در محيط صحبت مي شود منظور همان مورد اجتماعي است. گرچه برخي از دانشمندان قديم (محيط جغرافيايي)را هم در ارتكاب جرم بي تأثير نمي دانند. مثلاً كه در حدود ۱۵۰ سال پيش تحقيقاتي انجام داده اند چگونگي تأثيرات محيط هاي طبيعي را هم بررسي كرده و معتقدند در كشورهاي گرمسير جرائم عليه اشخاص نظير(قتل) و (جنايت)و (زد و خورد) بيشتر اتفاق مي افتد در حالي كه در محيطهاي سردسير اينگونه جرائم كمتر ديده مي شود و بر عكس جرائم عليه اموال مثل سرقت و كلاهبرداري، كف زني و جيب بري بيشتر اتفاق مي افتد
۲-محيط اجتماعي
۱-محيط عمومي و كلي: در يك كشور كه شامل انواع۱-وسايل ارتباط جمعي۲-دوستانه۳-همكاران۴-افراد مربوط به يك شغل ۵-يا محيط طبيعي را در بر مي گيرد.
۲-محيط اجتماعي
شخصي كه بيش از محيطهاي ديگري در ارتكاب جرم او جرم مؤثر باشد. و آن شامل تمام افراد و يا اشيايي نظير راديو، تلويزيون ، سينما ،كتابها كه يك فرد را احاطه كرده اند.
اين محيط اجتماعي را جرم شناسان به ۵ قسمت قابل تقسيم مي دانند كه به شرح زير است:
۱-محيط اجتناب ناپذير مانند خانواده
۲-محيط انتخابي مثل مسكن، ورزش، تفريحات
۳-محيط اتفاقي مثل مدرسه ،كارگاه و بعضي اوقات مسكن و تغيير شغل يا مأموريت
۴-محيط پذيرش مثل ازدواج
۵-محيط تحميلي مثل زندان و سرباز خانه
و در برخي كشورها صومعه به شرح زير مورد بررسي قرار مي گيرند
۱-خانواده: محيطي است كه هر فرد در آن متولد مي شود و معمولاً تا قبل از سن رشد نمي تواند آنرا تغيير دهد مگر به طور استثنائي و بر طبق بررسي هاي جرم شناسان محيط خانوادگي مهمترين تأثيرات را بر روي اطفال مي گذارد. بنابراين كساني كه مرتكب جرم مي شوند۱-بر اثر عدم توجه خانواده خود و يا ۲- بي تدبيري و ۳- عدم تربيت صحيح خانوادگي آنان است.
۲-محيط انتخابي:معمولاً آن گونه محيطي است كه شخص براي خود انتخاب مي كند.نوعي ورزش كه هر كس مطابق سليقه و عقيده اي كه دارد به يكي از رشته هاي ورزشي تمايل پيدا كرده و در آن به آموزش و يا ورزش مي پردازد .ولي همين محيط ورزشي انواع مختلف دارد كه برخي از آن مي تواند زمينه ارتكاب جرم را فراهم كند.

مثل ورزش اسكي ،و بوكس و گلف و اسب سواري و نظاير اينها كه گاهي اوقات بر اثر رقابت يا سوء استفاده در مسابقات اينگونه ورزشها تقلب و يا جرمي هم ممكن است اتفاق بيفتد.
مثلاً در مسابقه اسكي و يا اتومبيل راني و يا در اسب سواري ممكن است برخي از ترتيب دهندگان اين مسابقات با يكي از قهرمانان ساخته و بطور متقلبانه موجب سقوط قهرمان ديگري كه امكان

پيروزي او زياد است فراهم نمايند. اما در ورزشهائي نظير كشتي و يا ورزشهاي زورخانه اي كه از قديم در ايران مرسوم بوده و عموماً جنبه پهلواني داشته بيشتر موجبات رشد شخصيت و فداكاري و كمك رساني در ورزشكار فراهم مي كند و چون غالباً به طريق انفرادي انجام مي گيرد معمولاً فاقد زمينه ارتكاب جرم است.

برخي محيطها كه براي نسل اول انتخابي است براي نسل دوم بصورت اتفاقي در مي آيد و از اين قبيل محيط مدرسه ،مسكن،و كارگاه كار آموزي توضيحاً بايد توجه داشت كه مسكن يا مدرسه را اولياي يك طفل با تحقيق و بررسي انتخاب مي كنند و همينطور است محيط كارآموزي شغلي كه براي فرزند خود انتخاب مي كنند.
ولي تصادفاً ممكن است آن طفل در همسايگي خود با كودكان آشنا شود كه موجبات ارتكاب جرم را براي او فراهم كرده و يا مدرسه اي ممكن است با دقت بسيار براي طفلي انتخاب شده ممكن است آن طفل در نيمكت پهلوي خود با شاگرد ديگري دوست و آشنا شود كه او وي را به فرار از مدرسه و ارتكاب جرائم سوق دهد.
۳-محيط اتفاقي:مثل مدرسه ،كارگاه و بعضي اوقات مسكن و تغيير شغل يا مأموريت
۴-محيط پذيرش: كه محيط ازدواج است .كه معمولاً اگر مقدمات آن به درستي فراهم نبوده و يا در انتخاب همسر سهل انگاري شده باشد ممكن است باعث ارتكاب جرم از درجات مختلف گردد.
توضيح: اگر زن و مردي از دو فرهنگ و يا دو تربيت خانوادگي مختلف مثلاً فرهنگ پول پرستي و تربيت ديني بوده باشند كه صرفاً بر اثر يك علاقه ظاهري با هم ازدواج كنند بتدريج مشكلات عديده اي در تربيت فرزندان و انتخاب دوستان و معاشرين و يا حتي انتخاب تفريحات مشترك و نظاير اينها با هم برخورد مي كنند .كه بتدريج اينگونه برخوردها افزايش يافته و منجر به بگو مگو و دعوا و مجادله و بالاخره كدورت و جدائي و زد و خورد و قتل يكي از طرفين منجر مي شود .چنانكه در صفحه حوادث روزنامه ها مي خوانيم تقريباً هفته اي نيست كه زن و شوهري بر اثر قتل يا ضرب و جرح طرف مقابلش دستگير نشده باشد.
اينگونه خانواده در صورتي كه فرزنداني داشته باشد عموماً آنها تحت تأثير مشاجرات و اختلاف والدين خود يا از منزل فرار كرده و يا بر اثر دلسردي و احساس عدم امنيت در خانواده به انواع ناراحتي ها ي رواني كه منجر به عدم پيشرفت تحصيلي و حرفه اي آنها مي گردد دچار شده و بالاخره سر از دادگاه هاي كيفري در آورده و يا با خود كشي خود را از محيط تنش آفرين ظاهراً خلاص كرده .بايد توجه داشت كه برخي محيط ها واجد دو خاصيت هستند : ۱-انتقالي ۲-اتفاقي مي باشند كه در مثال قبلي مدرسه و كارگاه آموزشي براي نسل دوم (فرزندان)ذكر گرديده .و در مورد محيط شغلي هم مي توان گفت گر چه هر كس شغل و حرفه اي مي پسندد با دق

ت بسيار انتخاب مي كند ولي گاهي در اثر عدم هماهنگي با همكاران و يا مسئولين خود موجبات عدم پذيرش خود را فراهم كرده و مجبور تغيير شغل و درگيري با همكاران مي گردد كه اين هم نوعي موجبات ارتكاب جرم فراهم مي نمايد.
۵-محيط تحصيلي كه شامل فرزندان ،تير صومعه در برخي كشورها ي مسيحي مي باشد چنان است كه افراد موجود در آن محيط هيچگونه اختياري در تغيير دادن وضعيت خود ندارد.
مثلاً يك سرباز مجبور است در ساعت مقرر طبق آيين نامه زندان و سربازخانه بخوابد و در ساعت مقرر بيدار شود و هر نوع غذا براي او تهيه شده صرف نمايد و به كارهائي كه طبق آيين نامه بر عهده او گذارده شده به آن بپردازد.
بنابراين مي بينيم در چنين محيطي كه به دلخواه خود نمي تواند تغييراتي در زندگي ايجاد كند ولي از خواص اينگونه محيطها اينست كه بر اثر كنترل شديد افراد آن احتمال ارتكاب جرم تقريباً
وجود ندارد.
ضمناً محيط صومعه كه مخصوص زنان تارك دنيا در دين كاتوليكي هست داراي همين مختصات و شرايط نخست و محدوديت شبيه زندان است. كه اصطلاحاً به آن گونه مؤسسات (محيط تحصيلي )
گفته مي شود.
۲-زمينه معمولاً كليه اوضاع و احوال و شرايطي است كه براي فراهم شدن يك عمل يا يك جرم
بوجود مي آيد.
در جرم شناسي معمولاً عواملي را كه در جسم وروح افراد مؤثر است مثل توارث ،كروموزومها، بيماريهاي واگير، طرز تربيت خانوادگي را به زمينه تغيير مي كند.
بايد دانست كه زمينه معمولاً تحت تأثير عوامل خارجي و محيط اجتماعي تغيير مي يابد مثلاً كسي كه بطور معمول هيچ گونه زمينه ارتكاب جرم ندارد ممكن است بر اثر معاشرت با افراد ناباب زمينه ارتكاب جرم براي او فراهم گردد.
۳-شخصيت:
مجموعه صفات و خصوصيات جسمي ،رواني و ظاهري يك فرد را شخصيت مي نامند.
شخصيت انواع مختلف اجتماعي، روحاني،علمي ،ادبي، لشكري و سياسي .
يكي از جرم شناسان ايتاليائي بنام پندر براي شخصيت چنين توضيح داده:
هرمي ۴ ضلعي را تصور كنيد كه يك ضلع آن شامل شكل و قيافه ،ضلع دوم منش و رفتار و ضلع سوم سرشت و تمايلات.
ضلع چهارم، هوش و فراست و در سطح زيرين توارث را تشكيل مي دهد.
ولي شخصيت از نظر فرويد شامل ۳ قسمت است:
۱- نهاد – نفس اماره
۲-من برتر- نفس لوامه وجدان
۳-من-نفس ظاهري
كه از مجموع اينها (شخصيت)پديد مي آيد.
جرم شناسي سوئدي كين برگ گفته شخصيت بر سه قسمت است:
۱- بي خطر
۲-خطرناك

۳-مختلط
۴- وضعيت
وضعيت با زمينه تقريباً مشابه است يعني تمام اوضاع و احوالي كه در ارتكاب جرم تأثير دارد وضعيت قبل از ارتكاب جرم ناميده مي شود.

وضعيت مختلط
كه گاه ممكن است بصورت خطرناك در آمده و موجبات ارتكاب جرم را باعث شود
يكي از دانشمندان بنام زيليگ اطريشي در توصيف وضعيت به ۸ چيز توجه دارد.
براي شناخت وضعيت ارتكاب جرم و رسيدن به چگونگي جرم انجام يافته بايد به اين سئوالات
پاسخ داد.
۱-(كي)چه كسي؟ ۲-كجا ۳-كي (چه وقت) ۴-چگونه(چطور) ۵-با چه كسي(همدستان اتفاقي) ۶چرا(انگيزه جرم)
۷-موقعيت قرباني ۸-وسايل اجراي جرم
طبيعي است كه با پي بردن به اين موارد مي توان به سهولت جرم انجام يافته و علل آنرا درك نمود.
اصول جرم شناسي :
جرم شناسي بر ۴ پايه ي اساسي مستقر است:
۱- علت
۲- انگيزه
۳- عامل
۴- شرط
كه اين ۴ موضوع اصول جرم شناسي را تشكيل مي دهد.
۱- علت
مي دانيم كه علت بطور كلي امري است كه باعث وقوع معلول مي شود مثلاً علت روشنائي روز وجود
آفتاب است.
ولي در جرم شناسي يك علت به تنهائي موجب ارتكاب جرم نيست بلكه عوامل مختلفي دست به دست هم داده و موجبات ارتكاب يك جرم فراهم كرده بنابراين آنچه مهم است در جرم شناسي بايد به دنبال عوامل جرم گشت و آنرا توضيح داد.
عامل معمولاً امري است كه باعث گسترش يا تقليد يك عمل يا نتيجه يك كار مي گردد ولي هيچ گاه به تنهائي نميتواند موجب ارتكاب جرم گردد.
ضمناً شايان ذكر است در جرم شناسي عوامل به دو دسته مختلف تقسيم شده اند:
الف: عوامل جرم زا
ب:عوامل بازدارنده
الف: عوامل جرم زا :
عوامل جرم زا در زندگي بسيار هستند مثلاً فشارهاي مختلف اجتماعي رواني همگي از عوامل جرم زا مي توانند باشند. مثل بيماري- درگيري با همكاران- تصادفات مختلف- گراني -وجود دوستان ناباب-وجود فيلمهاي مستحجن- ولي هيچ يك به تنهائي موجب ارتكاب جرم نيست زيرا در مقابل يا در كنار عوامل جرم زا عوامل بازدارنده هم وجود دارد.
ب: عوامل بازدارنده:
غالباً از جمله مسائلي است كه از ارتكاب جرم پيشگيري مي كنند و آنها بر چند قسم زير هستند: وجود ايمان و اعتقادات مذهبي-تربيت صحيح خانوادگي-حيثيت و آبروي شخصي يا قومي -شخصيت فردي-اعتبار علمي و يا فرهنگي و نظاير آن . بنابراين هرگاه در يك شخص يك يا چند عامل از عوامل بازدارنده وجود داشته باشد هيچ گاه عوامل جرم زا تأثير نخواهد كرد.
مثال فقر يكي از عوامل جرم زا مي تواند باشد ولي همين فقر به كساني كه ايما

ن مذهبي و يا تربيت صحيح خانوادگي دارند به هيچ وجه مؤثر نبوده موجب سرقت يا كلاهبرداري و ساير جرائم از ناحيه ي وي نمي گردد.
مثال فيلمها و آثار نمايشي مستحجن از ديگر عوامل ارتكاب جرم هستند ولي ديدن يك فيلم مستحجن و مبتذل اگر چه ممكن است در شخصي كه فاقد تربيت صحيح خانوادگي و يا ايمان و اعتقادات مذهبي باشد موجب ارتكاب جرم گردد ولي همين فيلم در شخص ديگري

كه داراي اعتقادات محكم مذهبي و يا تربيت صحيح خانوادگي است به هيچ وجه موجب ارتكاب جرم نشده.
فشارهاي اجتماعي
در جوامع بشري معمولاً انواع فشارها وجود دارد نظير بيماري -گراني-درگيري با افراد مختلف-تصادف وسايل نقليه و غيره و بايد دانست كه هر چه مدت يك فشار اجتماعي بيشتر باشد شدت و سنگيني آن بيشتر است و ممكن است در پايان يا بالاخره باعث ارتكاب جرم تحت شرايط خاصي گردد مثل يك بيماري اگر به مدت طولاني ادامه يابد نظير بيماريهاي مزمن باعث از بين رفتن يا تقليل در آمد خانوادگي و به تحليل رفتن نيروي جسمي فرد مي گردد حال اگر اين فرد بيمار داراي اعتقادات محكم يا تربيت صحيح خانوادگي نباشد ممكن است براي جبران مافات به ارتكاب جرم دست زند.
از جمله بيماريها گاهي در ارتكاب جرم مؤثرند :نقائص جسماني مي شود نام برد.
مثل كوري – شلي-كري و انواع يا نقائص رواني هم در اين مورد قابل ذكر است مثل عقب افتادگي ذهني -انواع بيماريهاي رواني نظير جنون ادواري يا روان پريشي و غيره ولي همين نقائص جسماني يا رواني اگر در افرادي باشد كه داراي تربيت صحيح خانوادگي باشد نه تنها باعث ارتكاب جرم نگرديده بلكه غالباً موجبات اعتلاي شخصيت آنها را فراهم ساخته نوابغ بسياري در تاريخ اسمشان آمده كه داراي يك نقص جسمي بوده اند مثلاً پالي ران وزير خارجه ناپلئون كبير يك فرد لنگ بود و نيز دكتر طاها حسين يك كور مادر زاد بود و نيز مرحوم دكتر خزائري استاد ادبيات كه اشعار سعدي را سرود يك كور مادر زاد بود و از همه بيشتر خانم پلن كله دختري كه از هنگام طفوليت به كري و لالي مبتلا بود ولي چون خانواده با فرهنگ و يك معلم بسيار جدي و فهميده و دلسوزي داشت به جائي رسيد كه شخصاً براي كودكان و نوجوانان كتابها نوشت و سرگذشت او زبان زد افراد اهل خودش بوده و تاكنون چندين كتاب و فيلم هاي مختلف از سرگذشت او تهيه شده است.
در مقابل افراد ظالمي بودند يا جاني كه داراي نقائص جسماني و داراي عقده اجتماعي و دست به جنايات بزرگي زدند كه در تاريخ معروف است مي توان آقا محمد خان قاجار -تيمور لنگ را نام برد كه داستان آنها به قدري مشهور است كه از توضيح بيشتر خودداري مي شود.
گفتيم كه يك فشار اجتماعي بر اثر طولاني شدن ممكن است برخي افراد را كه داراي عوامل بازدارنده نيستند به انحراف كشاند همچنين است وقتي كه فشارهاي اجتماعي متعد

د باشند كه در اين صورت سنگيني بيشتري بر فرد مبتلا وارد مي سازند.
مثال اگر يك نفر كه بيماري كوچك دارد و در حال رفتن به نزد پزشك يا پس از برگشتن دچار تصادف با يك وسيله نقليه گردد فشار وارده بر وي دو برابر خواهد شد و هرگاه پس از رسيدن به خانه متوجه سرقت ،آتش سوزي منزل شود طبعاً فشار بيشتري بايد تحمل كند و اگر از عوامل بازدارنده كه ذكر شد بهره اي نداشته باشد، طبعاً مستهسل شده و به كارهاي خطرناك يا مجرمانه دست خواهد زد.