جهان محسوب مي شوند جزء نخستين مهره داراني هستند كه سرسلسلگان آنها در دوران اول زمين شناسي از آغاز دورة كربنيفر در سطح وسيعي از آبهاي روز زمين وجود داشته اند. نتايج حاصل از بررسيهاي انجام شده، گونه هاي موجود را به اجداد قديمي آنها كه ۱۱۰ تا ۱۲۵ ميليون سال پيش در دورة كرتاسه زندگي مي كردند منسوب مي نمايند و اين ادامة حيات آنها از زمانهاي بس قديم تا امروز توجه بعضي از متخصصين ديرين شناسي را به خود جلب نموده است.

بر اساس آمار سازمان خواروبار جهاني در سال ۱۹۸۱ از مقدار بيش از ۲۹ هزار تن صيد جهاني ماهيان خاوياري در حدود ۲۸ هزار تن فقط محصول درياي خزر بوده كه از اين مقدار چيزي در حدود ۱۵۰۰ تن سهم ايران در جنوب درياي خزر و ۲۶۵۰۰ سهم شوروي سابق از اين دريا بوده است. از اين تاريخ به بعد روند تنزل صيد اين ماهيان در اثر بي توجهي به آلودگي آب رودخانه ها به ويژه در ولگا و همچنين فروپاشي نظام شوروي در جمهوريهاي اطراف درياي خزر آغاز گرديد به طوري كه مقدار صيد شوروي در آخر اين دهه در سال ۱۹۹۰ به مقداري در حدود ۱۶ هزار تن تنزل يافت ولي در سواحل اين در جنوب درياي خزر به علت اجراي طبيعي مقررات نظارت بر صيد، مقدار صيد نسبت به آغاز اين دهه چيزي بيشتر از ۵۰۰ تن فزوني داشته است كه البته اين موضوع از نظر وجود جمعيتهاي منطقه اي در جنوب اين دريا قابل بررسي مي باشد. ادامة روند صيد نامعقول به ويژه بعد از فروپاشي كامل نظام شوروي سابق چنان ضربه اي به ذخاير ماهيان خاوياري درياي خزر وارد آورد كه طبق آمار فائو در سال ۱۹۹۳ مقدار صيد روسيه از اين ماهيان در درياي خزر به چيزي كمتر از ۸ هزار تن و براي ايران نيز در اين سال نسبت به ۱۹۹۰ از ۲۰۲۰ تن به ۱۵۰۰ تن كاهش پذيرفت.

به موازات اين فاجعه در كشورهاي اروپايي توليد ماهيهاي خاوياري به صورت پرورشي در حال افزايش بوده است. براي مثال در سال ۹۲-۱۹۹۱ مقدار ۱۰۰ تا ۲۰۰ تن از انواع ماهيهاي خاوياري در آلمان پرورش يافته و توليد فرانسه نيز تقريباً همين مقدار بوده است. توليد ايتاليا در سال ۱۹۹۲ برابر ۴۰۰ تن و در لهستان، مجارستان، بلژيك، دانمارك، اتريش و اسپانيا مجموعاً بالغ بر يك هزار تن بوده است. پرورش ماهيان خاوياري در كشورهايي نظير چين، ژاپن و كشورهاي آمريكاي شمالي نيز رو به توسعه مي باشد و در نروژ و يونان هم توجه خاصي به اين شيوه معطوف داشته اند. از اين ه

مه اقدامات شايد بتوان اين طور نتيجه گرفت كه بهره برداري از حاصل تكثير و پرورش ماهيان خاوياري به تدريج مي رود تا جايگزين صيد آنها در طبيعت شود، درنتيجه ايران و روسيه در بازارهاي جهاني با رقبايي روبرو خواهند شد كه به سرعت در حال توسعه صنعت پرورش اين ماهيان هستند.
به علاوه در سالهاي اخير صيد ماهيان خاوياري در روسيه هر سال بين يك تا دو هزار تن در حال كاهش بوده است و در سال ۱۹۹۴ مقدار كل صيد اين ماهيان در درياي خزر به ۵۷۰۰ تن و در سال ۱۹۹۵ به ۲۹۰۰ تن تنزل يافته است كه اگر وضعيت به همين ترتيب پيش برود بعيد نيست كه تا اواسط دهة اول قرن بيست و يكم در اثر كم شدن ذخاير و محدود شدن آن، مقدار صيد اين ماهيان ارزش تجاري خود را كاملاً از دست بدهد (Ivanov et al. ,1999). نتيجة تجزيه و تحليل تركيب صيد

سالهاي اخير در درياي خزر نه تنها حاكي از كاهش كل ذخاير است بلكه از خطر انقراض گونه هايي از اين ماهيان نيز خبر مي دهند. ماهي شيپ كه مي تواند با ماهي دراكول دورگه هاي پرورشي با وزن بالايي ايجاد نمايد رو به كاستي شديد نهاده است. نسل فيل ماهي كه در حال حاضر محل زاد و ولد اصلي آن شط ولگا در شمال و تا حدودي رود كورا در بخش جنوب غربي درياي خزر مي باشد، در اثر آلودگي صنعتي و محدود شدن روز افزون سطح مناطق تخمريزي در اين دو رودخانه هر روز با خطر بيشتري روبرو مي باشد و طوري كه هر دو گونة بالا را به ويژه در سواحل ايران در جنوب درياي خزر بايد جزء ماهيهاي به شمار آورد. چه راه حلي براي رهايي از اين خطرات در حوزه درياي

خزر وجود دارد؟ در اينجا بدواً بحث رژيم حقوقي اين دريا پيش مي آيد ولي از ديدگاه حفظ نسل و توسعه پايدار منابع زندة آن پاسخ عبارت است از؛ مقابله و مبارزه با:
-آلودگيهاي صنعتي و زراعي.
-سد معبر پل ها و سدهاي احداثي برروي رودخانه هاي ويژة زاد و ولد اين ماهيها.
-صيد قاچاق و غيرقانوني.
-صيدهاي بي رويه و خارج از فصل.
چگونه مي توان به اين اهداف دست يافت؟
با همكاري مشترك چند جانبه كشورهاي بزرگ و كوچك اطراف اين دريا از طريق انعقاد و اجراي قراردادي تحت عنوان:
«عهدنامه منطقه اي حفاظت از منابع زنده ماهيان خاوياري درياي خزر» متشكل از كميته هاي زير:
-كميته تهيه و تدوين آئين نامه و مقررات صيد و نظارت بر آن.
-كميته بهره برداري با هدف ايجاد بهبود در روشهاي صيد و تكنولوژي تهيه خاويار و ساير محصولات ماهيان خاوياري
-كميته تخصصي غذاي ماهيان خاوياري پرورشي با هدف پيدا كردن بهترين فرمول غذايي براي هر گونة مورد پرورش.
-كميته تحقيقات بيولوژيك و بيوتكنيك تكثير و پرورش ماهيان خاوياري درياي خزر.
-كميته تهيه و تدوين آئين نامه و مقررات مبارزه با آلودگيهاي صنعتي و زراعي و نظارت بر آن.
-كنسرسيوم تعيين و تقويت و تجديد نظرهاي ساليانة قيمت جهاني خاويار محصول د

رياي خزر.

رده بندي ماهيان خاوياري
خانوادة ماهيان خاوياري يا تاس ماهيان (Acipenseridae) همراه با يك خانوادة ديگر به نام كفچه ماهيان (Poluodontidae) و يك خانوادة سنگواره اي از بين رفته (Chondrosteidae) متعلق به راستة تاس ماهي سانان (Acipenseriformes) مي باشند. اين راسته به علاوة تعداد زيادي راسته هاي فسيلي در فوق راستة ماهيان غضروفي – استخواني (Chondrostei) قرار دارند كه د

اراي اسكلتي غضروفي – استخواني و بالة دمي شكافدارند كه بخش بالايي اين باله كشيده تر مي باشد. اين فوق راسته متعلق به زير ردة شعاعي باله ها (Actinopterygii) است كه از باله دهاي با اشعه ريز و درست برخوردارند. بالاخره زير ردة مزبور در ردة ماهيهاي اسكلتي استخواني مي باشند.

درياي خزر زيستگاه مطلوب ماهيان خاوياري
بر اساس بررسيهاي صاحبنظران بزرگ علم اكولوژي دريا و آبهاي شيرين، بين اماكن زندگي ماهيهاي خاوياري در نيمكره شمالي، درياي خزر كه بزرگترين درياچة بستة جهان است با حوزة خود مناسبترين زيستگاه اين ماهيان در روي زمين به شمار مي آيد.

وضع جغرافيايي، اقليمي و منابع زيستي درياي خزر
اين دريا در ميان آسياي باختري و اروپاي شرقي از ۴۶ درجه و ۳۸ دقيقه تا ۵۴ درجه و ۳۴ دقيقه طول شرقي، و ۳۶ درجه و ۳۴ دقيقه تا ۴۷ درجه عرض شمالي گسترده مي باشد و عملاً آبراهه اي است كه دو قاره آسيا و اروپا را به هم مرتبط مي سازد.
طول درياي خزر در حال حاضر ۱۲۰۵ كيلومتر، پهناي متوسط آن ۴۳۷ كيلومتر مي باشد. پهن ترين قسمت دريا در شمال ۵۵۴ كيلومتر و باريكترين قسمت آن بين شبه جزيره آبشوران و دماغة كواكي ۲۰۲ كيلومتر است. محيط دربرگيرندة سواحل كليه كشورهاي اطراف اين دريا تقريباً ۷۰۰۰ كيلومتر مي‌باشد كه ۹۰۰ كيلومتر آن در سرحد جنوبي، سواحل شمالي ايران را تشكيل مي دهد. با توجه به ابعاد مذكور، مساحت درياي خزر تقريباً ۴۳۸ هزار كيلومتر مربع است كه با درنظر گرفتن اعماق مختلف آن حجم آب اين دريا بالغ بر ۷۹۳۲۰ كيلومتر مكعب مي گردد. وسعت حوزة آبريز دريا در حال حاضر در حدود ۷۳۳/۳ ميليون كيلومتر مربع است كه از اين سطح حوزة آبريز ايران برابر ۲۵۶ هزار كيلومتر مربع مي باشد.

تا دو دهه پيش سطح درياي خزر در حدود ۲۸ متر پايين تر از سطح اقيانوسهاي جهان بوده است. از سال ۱۳۵۷ هـ . ش (۱۹۷۸ ميلادي) افزايش آب اين دريا مجدداً شروع شده به طوري كه در سال ۱۳۶۸ هـ . ش (۱۹۹۰ ميلادي) به ۳۵/۲۷ متر و در سال ۱۳۷۱ هـ . ش (۱۹۹۳ ميلادي) به ۳۷/۲۶ متر رسيده است.
اين دريا از نظر جغرافيايي به سه بخش شمالي، مياني و جنوبي تقسيم مي‌شود. مساحت بخش شمالي كه كم عمق ترين بخش اين دريا به شمار مي رود ۸۰ هزار كيلومتر مربع است كه عمق آن حداقل ۲ متر و حداكثر ۵ متر مي باشد (اين عمق فقط در مجاورت بخش مياني حداكثر به ۲۵ متر مي رسد). حجم مقدار آب اين ناحيه با دارا بودن بيش از سطح دريا از يك درصد كل حجم آن تجاوز نمي كند.

ناحيه مياني دريا از شمال به خليج مانگشلاق و در جنوب به شبه جزيرة آبشوران محدود مي باشد. مساحت آن حدود ۱۳۸ هزار كيلومتر مربع و عمق متوسط آن حدود ۱۷۰ متر است. حداكثر عمق دريا در اين بخش تقريباً ۷۰۰ متر مي باشد. حجم آب آن در حدود ۲۵ هزار كيلومتر مكعب يعني تقريباً چيزي نزديك به حجم كل آب دريا مي باشد.
بخش جنوبي كه در حدود مساحت كل دريا را دربر مي گيرد در حدود حجم آب آن را به خود اختصاص مي دهد. عمق متوسط آن تقريباً ۳۲۴ متر است. عميق ترين نقطه دريا نيز در اين بخش واقع شده كه در حدود ۱۰۰ متر مي باشد.
از نظر آب و هوا، ناحية شمالي در زمستان سرد و يخبندان (گاهي تا زير صفر درجه سانتيگراد) و در تابستان از هواي معتدل در حدود ۲۲ درجه سانتيگراد برخوردار مي باشد. آب و هواي بخش جنوبي در زمستان معتدل و در تابستان تا حدي گرم است دماي هواي آن به طور متوسط به ۲۷ درجه سانتيگراد مي رسد ولي به علت عميق بودن دريا در اين بخش از شدن گرما در اعماق پايين كاسته مي شود.

شوري درياي خزر در مقايسه با آب اقيانوسها كم بوده و از نظر تركيبات داراي سولفات و كربنات كلسيم و منيزيم فراوان است كه از اين لحاظ نزديك به وضعيت آبهاي شيرين مي باشد. ولي از نظر كلرايد مشخصات آب آن شبيه مشخصات آبهاي اقيانوسي است. غلظت املاح محلول در آب ۱۳ تا ۱۵ در هزار و شوري متوسط آن حدود ۱۳ گرم در ليتر است. مقدار شوري در مناطق مختلف دريا نيز متفاوت است، مثلاً در حوالي مصب رودخانه ولگا شوري آب حدود ۳ در هزار و در قسمتهاي جنوبي و شرقي حدود ۱۳ در هزار مي باشد.

جريانهاي درياي خزر تاكنون به طور دقيق مورد بررسي قرار نگرفته اند. جريانهاي مؤثر آن به شكل يك سيكلون مي باشد كه سراسر حوزة پر آب دريا را تحت سيطرة خود داشته و در بخش مياني و جنوبي وضع گردابهاي دايره اي شكل به خود مي گيرد. بررسيهايي كه در عمق كمتر از ۵۰ الي ۱۰۰ متري انجام شده نشان مي دهد كه سرعت جريان ۳۰ تا ۴۰ سانتي متر در ثانيه مي باشد و حداكثر سرعت آن مي تواند به ۸۰ الي ۱۰۰ سانتيمتر در ثانيه هم برسد. در مناطق ساحلي، بين جريان اصلي و ساحلي جريانهاي ضعيفي با سرعت ۱۰ الي ۱۵ سانتيمتر در ثانيه وجود دارد.

در درياي خزر ۲۱ خانواده و ۶۴ جنس ماهي وجود دارد. از اين جنسها تا كنون ۱۵ گونه، ۶۲ زيرگونه و ۱۳ نژاد شناسايي شده اند كه در بين آنها ماهيان خاوياري از ممتازترين ماهيها محسوب مي شوند .

از نظر نگارنده، استقرار جغرافيايي درياي خزر بين آب و هواي سرد و يخبندان روسيه و كوههاي قفقاز در شمال و شمال غربي، سرد و نيمه معتدل جمهوريهاي داغستان و آذربايجان در غرب و جنوب غربي، معتدل و نيمه معتدل ايران در جنوب و اقليم گرم و سوزان تركمنستان در جنوب شرقي و بخش وسيعي از سواحل قزاقستان در بخش شرقي آن ئ همچنين وجود رودخانه بزرگ اورال، شط عظيم ولگا، رودخانه هاي كم و بيش بزرگ ترك، سولاك، كورا، ارس و سفيدرود به ترتيب در شمال، غرب، جنوب غربي و جنوب اين دريا همراه با بسياري از رودخانه هاي كوچك و بزرگ اطراف آن كه ساليانه با ريختن مقادير زيادي مواد بيوژن به نقاط ساحلي و نقاط كم و بيش دوردست دريا موجبات غناي غذايي مصب ها، مناطق ساحلي و مناطق نه چندان عميق دوردست آن را از وجود بي مهرگان (سخت پوستان، صدفها، كرمهاي پرتار ) و ماهيهاي ريز و درشت كفزي فراهم مي سازند، رويهمرفته موقعيت ويژه اي براي اين دريا فراهم نموده اند كه آن را به يگانه منطقة مساعد زندگي ماهيهاي خاوياري در جهان مبدل ساخته اند.

گونه هاي ماهيان خاوياري درياي خزر
از مجموع ۲۵ گونه ماهيهاي خاوياري موجود در آبهاي نيمكرة شمالي فقط شش گونة مهم در حوزه درياي خزر زندگي مي كنند كه يك گونه از آنها به نام استرلياد ويژه آبهاي شيرين شمالي اين دريا به ويژه سط ولگاست كه بندرت در رودخانه اورال و رودخانه هاي شمال غربي يعني ترك و سولاك هم يافت مي شوند و پنج گونة ديگر يعني تاس ماهي روسي، تاس ماهي ايراني، دراكول، شيپ و فيل ماهي رود كوچ هستند كه زندگي تغذيه اي خود را در دريا طي مي كنند ولي براي نخمريزي و زاد و ولد به مقدار زياد وارد رودخانه هاي بزرگ شمالي و تا حدي هم وارد رودخانه هاي مساعد غربي و جنوبي اين دريا مي شوند. بايد دانست كه گونه هاي ماهيهاي خاوياري موجود در درياي خزر به علت تكثير و فراواني چشمگير خود در اين دريا بين ساير گونه هاي مختلف ماهيان خاوياري جهان داراي جايگاه ويژه اي هستند.
وضع اكولوژيك، حضور گونه هاي رود كوچ و تفاوتهاي بيولوژيكي انواع ماهيان خاوياري در اين دريا با تنها گونة آب شيرين آن (استرياد) كه زيستگاه اصلي آن رود ولگاست، گوياي موقعيت استثنايي و ممتاز اين دريا در اين بخش از جهان مي باشد. گستردگي مناطق تخمريزي در رودخانه هاي منتهي به درياي خزر و فراواني غذا در آن موجب شده است تا اين دريا به همين سبب به بزرگترين مركز ذخاير ماهاين خاوياري در جهان مبدل گردد و بالاخره مجموع اين خصوصيات سبب گرديده اند تا بتوان بهره گيري اقتصادي بهتري از اين ماهيان در زيستگاههاي ويژة تغذيه و همچنين در اماكن زاد و ولد آنها به عمل آورد.

طبق مدارك موجود تا پنج دهه پيش، مقدار خاوياري كه از ماهيهاي خاوياري اين دريا حاصل مي گرديد چيزي در حدود توليد جهاني اين محصول بوده است (Berg, 1948)، ولي در دهه هاي اخير با پيشرفت بيوتكنولوژي تكثير و پرورش ماهيان خاوياري در حوزة درياي خزر ذخاير آن به نحو مطلوبي بازسازي گرديد، به طوري كه در سالهاي ۱۹۸۱ و ۱۹۸۲ صيد اين ماهيها به اوج شكوفايي خود رسيد. بر اساس آمار سازمان خواروبار جهاني از مقدار بيش از ۲۹ هزار تن صيد جهاني ماهيهاي خاوياري در سال ۱۹۸۱ در حدود ۲۸ هزار تن از آن محصول درياي خزر بوده است. از اين تاريخ به بعد ذخاير اين ماهيان در اثر بي توجهي به آلودگي آب رودخانه ها به ويژه رود ولگل و همچنين صيد بي رويه رو به كاهش نهاد. بر اساس گزارشهاي موجود، از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۸۳ فقط در حوزة شط ولگا خسارت وارده به ذخاير ريز و درشت ماهيان خاوياري بيشتر از ۱۰۰ هزار تن بوده است (Vlasenko, 1994). ادامة روند نامعقول صيد به ويژه بعد از فروپاشي كامل نظام وروي سابق چنان ضربه اي به ذخاير ماهيهاي خاوياري حوزة درياي خزر وارد آورد كه طبق آمار فائو در سال ۱۹۹۳ مقدار صيد ماهيهاي خاوياري روسيه در درياي خزر به چيزي كمتر از ۸ هزار تن و در ايران نيز به ۱۵۰۰ تن تنزل يافت. و بالاخره بر اساس مقاله ارائه شده در سومين سمپوزيوم بين المللي ماهيان خاوياري در رم مقدار كل صيد ماهيان خاوياري در درياي خزر در سال ۱۹۹۵ با كاهش شديد به ۲۹۰۰ تن رسيده است .

فيل ماهي
Huso huso Linne
نام روسي اين ماهي بلوگاست ولي به علت داشتن جثه بزرگ و چشمهيا ريز و شباهت نسبي به فيل، در ايران به نام فيل ماهي شهرت دارد.

ريخت شناسي:
دهان بزرگ و هلالي شكل است ولي شكاف آن به دو پهلوي پوزه تجاوز نمي نمايد. سبيلكها از دو پهلو فشرده و داراي زوايد منشعب از خود يم باشند. نخستين پلاك پشتي آن از بقيه پلاكهاي اين رديف ريزتر است. پوزه در اين جنس كوتاه است و با مسن شدن ماهي كوتاهتر و تيزتر مي گردد. ساير مشخصات افتراقي اين ماهي بر حسب بررسيهاي Berg (1948) به شرح زير است:
– شعاع باله پشتي ۶۲ تا ۷۳ عدد.
– شعاع هاي باله مخرجي ۲۸ تا ۴۱ عدد.
– پلاكهاي استخواني پشتي ۱۱ تا ۱۴ عدد.
– -پلاكهاي استخواني پهلويي ۴۱ تا ۵۲ عدد.

– پلاكهاي شكمي ۹ تا ۱۱ عدد.
– خارهاي داخل اولين كمان آبششي ۲۴ عدد.
بر اساس همين منبع بر حسب بررسي هاي بابدچكين روي شاخصهاي مشابه ۴۶۸ قطعه فيل ماهي از آستارا تا جزيره اوگورچينسكي و جزيره پشني واقع در بخش شمالي درياي خزر نتيجه به شرح زير مي باشد:
– شعاع‌هاي باله پشتي ۴۸ تا ۸۱ عدد (ميانگين ۴/۶۲ عدد).
– -شعاع هاي باله مخرجي ۲۳ تا ۲۸ عدد ۰ميانگين ۸/۳۱ عدد).
– پلاكهاي استخواني پشتي ۹ تا ۱۷ عدد (ميانگين ۳/۱۳ عدد).
– پلاكهاي استخواني پهلويي ۳۷ تا ۵۳ عدد (ميانگين ۸/۴۴ عدد).
– پلاكهاي استخواني شكمي ۷ تا ۱۴ عدد (ميانگين ۲/۱۰ عدد).
درازاي پوزه در ۱۵۰ قطعه نمونة بررسي شده (۷۵ قطعه نر و ۷۵ قطعه ماده) در منطق

ة آستارا به طور متوسط ۱۵۶ ميلي متر بوده كه اين رقم برابر ۳۶ تا ۳۷ درصد درازاي كامل سر مي باشد. در جنوب درياي خزر، در رود كورا بحث از وجود جمعيتي از فيل ماهي به نام Huso huso caspicus natio kurensis Babuchkin كه در اين رودخانه تخمريزي مي كند و از فيل ماهي ولگا فقط از لحاظ رسيدگي جنسي ديرتر، رشد كندتر و باروري كمتري كه دارد متمايز مي گردد. نتايج حاصل از بررسيهاي مرفولوژيك يكساله روي فيل ماهيهاي صيد شده در سواحل ايران نشان مي دهد كه مشخصات آنها با مشخصات جمعيتهاي جنوبي اخيرالذكر بيشتر مطابقت دارد

زيست سنجي و ارزيابي توده زنده ماهي:
فيل ماهي بزرگترين ماهي درياي خزر است. در طول رود ولگا افراد ويژه اي از اين ماهي به درازاي ۲۵/۴ متر و به وزن بيش از ۵۰۰ كيلوگرم نيز ديده مي‌شوند. حداكثر سن اين گونة ماهي در حال حاضر از ۵۰ تا ۵۵ سال تجاوز نمي كند و حال آنكه در گذشته اي نه چندان دور، سن افراي از اين گونه به ۱۰۰ تا ۱۲۰ سال هم مي رسيد. معمولاً فيل ماهي مولد براي تكثير از رودخانه هاي بزرگ اطراف درياي خزر مانند ولگا، اورال، كورا، ترك و سفيدرود بدست مي‌آيد.
قبل از شروع دهه ۱۹۵۰ محل تجمع ۹۰ درصد جمعيتهاي اين ماهي به طور عمده رود ولگا بوده است. فيل ماهي خود را به بالاترين بخشهاي ولگا رسانده و وارد شاخه هاي عمدة آن مانند «اوركا»، «شكسنا» و «كاما» مي شد. در حال حاضر مسير حركت اين ماهي تا سد و تأسيسات برق آبي واگا گراد محدود مي شود و تنها تعداد ناچيزي از آن وارد مخزن آبي پشت اين سد مي شوند.
فيل ماهي در رودخانه ولگا در تمامي سال تخمريزي مي كند. بزرگترين تخمريزي و توليد مثل اين ماهي در بهار، در پايان مارس و آغاز آوريل، در دماي ۴ تا ۷ درجة سانتيگراد انجام مي گيرد. ولي دومين مرحلة تخمريزي با شدت كمتر در دماي بيشتر يعني ۱۱ تا ۱۷ درجه سانتيگراد بين ماهيهاي آگوست – اكتبر به عنوان تخمريزي فصل پائيزي صورت مي پذيرد. در اين فصل، تخمريزي فيل ماهي

به بالاترين حد خود يعني به ۶۰ تا ۷۰ درصد مي رسد. فيل ماهي در پايان مارس و آغاز آوريل وارد رودخانه اورال يم شود. تخمريزي بهارة آن در نيمة دوم ماه آوريل در دماي ۶ تا ۸ درجه سانتيگراد آب به اوم خود مي رسد و در آخر ماه نيز پايان مي يابد. در ماه ژوئن مولديني كه از تخمريزي فراغت يافته اند به دريا باز مي گردند. در جولاي مهاجرت آن به اورال شروع و در آخر ماه آگوست و آغاز سپتامبر به اوج خود مي رسد. برخلاف رودخانه ولگا، تخمريزي در رودخانه اورال به طور عمده توسط

قيل ماهيهاي مهاجر بهاري صورت مي گيرد (۶۰ تا ۸۰ درصد). به طور كلي حركت فيل ماهيها در ولگا از آوريل تا نوامبر ادامه مي يابد و در فصول بهار و تابستان تعداد آنها افزايش يافته و از اولئل پائيز رو به كاهش مي گذارد. در اين موقع فيل ماهيهاي مولد در شاخه هاي شرقي دلتاي ولگا

تردد مي كنند. بخشي از مولدها كه تخمريزي نموده اند تقريباً يكسال در رود ولگا باقي مي مانند. بر اساس بررسيهاي انجام شده بين سالهاي ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۴ تعداد فيل ماهيهاي مولد در محل تكثير غير ثابت و بين ۳ تا ۹ هزار قطعه در سال در نوسان بوده است.
سن فيل ماهيهاي مهاجر به رود ولگا حداقل ۱۱ و حداكثر ۵۲ سال است ولفي سن بلوغ معمولاً در نرها بين ۱۲ تا ۲۲ سالكي و در ماده ها بين ۱۸ تا ۲۷ سالگي مي باشد.
در ميان تاس ماهيان خاوياري، فيل ماهي پر زاد و واد تر از ساير گونه هاي اين خانواده است. هم آوري مطلق اين ماهي از ۱۵۰ هزار تا ۵۵۰/۲ ميليون تخم است. اين تعداد بر اساس افزايش سن، طول و وزن ماهي زياد مي شود.
فيل ماهيهاي بالغ در فصل زمستان و بهار براي تخمريزي به ولگا مهاجرت مي كنند. نخمريزي آنها در دماي آب ۶ تا ۸ درجه سانتيگراد در پايان آوريل آغاز مي شود. بيشترين تخمگذاري در دوره يا انجام ميگيرد كه دماي آب به ۱۰ تا ۱۲ درجه سانتيگراد برسد. براساس بررسيهايي كه به عمل آمده است، تخمريزي فيل ماهي در اماكن صخره اي، سنگي، رسي و معمولاً در بسترهايي كه به طور سنتي جايگاه تخمريزي اين ماهي است تا عمق ۴۰ متري صورت ميگيرد. بعد از ايجاد سد واگاگراد، به طور كلي در جريانهاي پائيني رودخانه، در پائين دست تنها يك درصد مساحت بستر براي تخمگذاري فيل ماهي باقي مانده است. به علاوه در نتيجة كاهش دماي آب كه به خاطر تنظيم آب خروجي ولگا روي مي دهد، زمان تخمگذاري آن با تأخير و همزمان با تاس ماهيان انجام ميگيرد كه نهايتاً سبب ورود آسيب چشمگير به توليد اين ماهي مي شود.
در حال حاضر با توجه به شرايط موجود، توليد مجدد طبيعي فيل ماهي در ولگا نه بر مبناي تعداد مولدها بلكه بر اساس شرايط تكثير آنها در بخشهاي پايين دست اين رودخانه تعيين مي گردد. تا قبل از احداث سد و تغيير جريان اب رود ولگا، بچه فيل ماهيها تا سه ماه در رودخانه مي ماندند كه در آخر اين مدت به طور متوسط طول‌ آنها به ۳۶ سانتيمتر و وزن آنها به ۱۷۱ گرم مي رسيد و ام

ا در شرايط كنوني كه از مسافت مسيرهاي مهاجرت اين ماهي بشدت كاسته شده است طول بچه فيل ماهيهاي توليد شده در فاصله زماني كه بايد به دريا برسند به طور متوسط ۹ سانتيمتر و وزن آنها از ۲/۴ گرم تجاوز نمي نمانيد. اين بچه ماهيها پس از خروج از رودخانه معمولاً به سوي مناطق كم آب دريا كه رسشار از مواد غذايي است حركت مي نمايند. غذاي اصلي بچه ماهيها

در اين مناطق گونه هايي از Mysidacea است. با رشد بيشتر فيل ماهيها از نقش نرمتنان به عنوان غذاي آنها كاسته مي شود و در سالهاي بعد به تدريج ماهي جانشين اين طعمه ها مي گردد.
فيل ماهي در بين ساير تاس ماهيان خاوياري از نظر اكولوژي به مثابه يك ماهي استثنايي جايگاه ويژه اي دارد. در درياي خزر اين ماهي در مقايسه با تاس ماهي و دراكول جهت رشد حود از منطقه هاي بسيار وسيعتر بهره مند مي شود. بررسيهاي معموله نشان داده است كه در بهار سالهاي ۱۹۷۶ تا ۱۹۷۸، فيل ماهي در طول مياني ساحل غربي و در تمامي نقاط آبهاي خزر مياني، بدون تغييرات عمده ديده شده است.
در ترال كشي آزمايشي حداكثر صيد اين ماهي از سه قطعه در هر تور تجاوز نكرده است و. تنها در اعماق نزديك جزيره كورا اين تعداد به هشت قطعه رسيده است.
همچنين در مصب رود كورا و در بستر شرقي دريا نيز فيل ماهي مشاهده شده و يمزان صيد آن چهار تا هفت قطعه در هر تور بوده است. در تابستان، منطقة رشد اين ماهي عملاً بدون تغيير باقي مي ماند و فيل ماهي به طور مساوي در مناطق مورد نظر براي تغذيه تمركز مي يابد كه در اين موقع صيد آن از يك تا دو قطعه در هر تور تجاوز نكرده است .

در پائيز وسعت منطقة تغذيه و رشد فيل ماهي به شدت كم مي شود و در بخش شمالي دريا فقط به ناحية دماغه سويوتكينا محدود مي گردد. در ساحل غربي خزر مياني، در فاصله بين دماغه كيليلزينسكايا، نزديك خاچ ماسا در هر ترال كشي تعداد آن چهار قطعه در هر تاور بوده است كه اين گونه صيد را مي توان تنها در امتداد ساحل جنوبي را كوشچني و بحش انتهايي شمال آگوچينسكي مشاهده نمود. فيل ماهي در زمستان به طور قابل ملاحظه اي در بخش درياي ماخاچ قلعه و در امتداد ساحل غربي در بنت تا دماغه كيليازينسكايا تجمع مكي نمايد. اين ناحيه از دريا محل اصلي زيست زمستاني فيل ماهي به شمار مي رود زيرا ميزان صيد آن در يك ترال كشي آزمايشي برابر ۲۸ تا ۳۴ قطعه بوده است.

در پائيز وسعت منطقة تغذيه و رشد فيل ماهي به شدت كم مي شود و در بخش شمالي دريا فقط به ناحية دماغه سويوتكينا محدود مي گردد. در ساحل غربي خزر مياني، در فاصله بين دماغه كيليلزينسكايا، نزديك خلچ ماسا در هر ترال كشي تعداد آن چهار قطعه در هر تور بوده است كه اين گونه صيد را يم توان تنها در امتداد ساحل جنوبي راكوشچني و بخش انتهايي شمال آگوچينس

كي مشاهده نمود. فيل ماهي در زمستان به طور قابل ملاحظه اي در بخش درياي ماخاچ قلعه و در امتداد ساحل غربي در بنت تا دماغه كيليلزينسكايا تجمع مي نمايد. اين ناحيه از دريا محل اصلي زيست زمستاني فيل ماهي به شمار مي رود زيرا ميزان صيد آن در يك نرال كشي آزمايشي برابر ۲۸ تا ۳۴ قطعه بوده است.
بيشترين تمركز فيل ماهي را در فصل زمستان مي توان در دماغه آگراخانسكايا و همينطور در نقاط عميق جنوبي مشاهده نمود. در اينجا مقدار صيد اين ماهي بر حسب مورد به ۱۴ تا ۲۸ قطعه در هر ترال كشي نيز رسيده است. فيل ماهيها همچون ديگر ماهيان خاوياري درياي خزر در محدودة منطقه خويش دست به تغيير مكانهاي منظم مي زنند. در زمستان در عمق ۱۳۰ و حتي ۱۸۰ متري ديده شده ولي بيشتر در عمق ۱۰ تا ۶۰ متري زندگي مي كنند. در بهار به دنبال مهاجرت شگ ماهي و كيلكا وارد منطقه ساحلي خزر شمالي مي شوند. در تابستان، با توجه به بالا رفتن دماي آب بخشهاي ساحلي دريا، قسمت اعظم آنها در اعماق ۲۰ تا ۳۰ متري پخش مي گردند. در اين فصل فيل ماهيهاي بيشتري در خزر شمالي، در نيمه غربي و خزر مياني ديده مي شود. فيل ماهي در بخش مياني درياي خزر و به طور عمده در طول سواحل غربي آنها زندگي مي كند. در اينجا تمركز عمده آن در مناطق عميق آگراخانسكي و در نزديكيهاي شبه جزيرة آشوران مي باشد. در بخش جنوبي، آبهاي كم عمق سواحل جنوب شرقي دريا محل بيشترين تمركز فيل ماهي بشمار مي رود. در پائيز هنگامي كه آبهاي ساحلي سرد مي شوند و دماي آب دريا در اعماق ۲۵ تا ۱۰۰ متري نسبتاً بيشترست، فيل ماهي به نقاط عميق تر دريا نقل مكان مي كند و ويژگي توزيع آن در اعماق دريا شبيه فصل زمستان مي شود.
در زمستان، فيل ماهي نواحي شمالي درياي خزر را ترك مي كند و تراكم آن در بخش جنوبي افزايش مي يابد. چنين جابجائيهاي فيل ماهي در محدودة اين دريا سبب زيست دائمي آن در بخشهايي از آن يم شود كه دماي آب آنها مناسب روند تغذيه و رشد اين ماهي مي باشد. در پائيز و زمستان، بخش اعظم فيل ماهيها در آبهايي با دماي ۸ تا ۱۶ و در

تابستان بين ۲۰ تا ۲۶ درجه سانتيگراد زندگي مي كنند.