پیشرفت هر جامعه به چگونگی اموزش وپرورش ان جامعه بسنگی دارد .اموزش وپرورش اگر راه دموکراسی وروش علمی در پیش گیردزمینه ی ایجاد یک جامعه پیشرفته رامهیا میکند .ما در اینجا به بررسی رفتار کلاسی یا روابط معلم ودانش اموزان ونیز چگونگی تعامل بین انها می پردازیم .دراینجا براساس شناخت معلم از عوامل محیطی وانطباق سبک رفتاری خودبر انها برای رشد اثر بخشی رفتارکلاس تدوین شده است.

عوامل محیطی رامیتوان به صور مختلف طبقه بندی کرد :اولا شناخت معلم از انتظارات زیر دستان که در اینجا دانش اموزان می باشند زیرا معلم با دانش اموز
وبرای انان تلاش می کند.ثانیا اشراف معلم برموضوعات درسیمسائل یادگیری فنون و مهارت های تدریس و نیز روش های تدریس از عوامل عمده اثر بخشی رفتار کلاسی است که مورد مطالعه قرا رگرفته اند.رفتار کلاسی وارتباط معلم با دانش اموزان با توجه به اینکه مدرسه وکلاس درس سارمانی اجتماعی-اموزشی تربیتی میباشد ازنظریه های سازمان استفاده شده است.

. بیان مسئله

چگونه سبک مدیریت بر یادگیری تاثیر می گذارد؟
با توجه به تعریف مدیریت ( یعنی هنر هنجام دادن کارها به وسیله دیگران)رفتار امرانه معلم و همچنین خود محوری وی مورد انتقاد قرار می گیرد.با توجه به این تعریف معلم بایستی یک منتقد خوب باشد ولی کارها توسط خود دانش اموزان صورت گیرد¸انها را در امر یادگیری فعال باشند بدیهی است هر چه قدر مشارکت دانش اموزان در فعالیت های کلاسی و در امر یادگیری بیش

تر باشد مهارتهای گوناگون در انها بیشتر شدهو متکی به خود می گردند و اعتماد به نفس در انها رشد می کند . ولی باید در نظر داشت که این تعریف در کلاس هایی که فرا گیران در ان کودکی را طی می کنند دارای کاربرد زیادی نیست زیرا در مقطع ابتدایی که معلم به دانش اموزان (کودکان)اموزش می دهند بایستی عمدتا خود برنامه ریز بوده و اهداف اموزشی را کند زیرا با توجه به ویژگی های خاص کودکان در یادگیری که هولا متکی به دیگران بوده و ثانیا کم تجربه می باشند این وظیفه به معلم بر می گردد. درحالی که در اموزش بزرگسالان برعکس چون انان مستقل و متکی به خود بوده و دارای تجارب قبتی هستند بنابراین شرکت دادن انان در امور برنامه ریزی های درسی و کلاسی هز اهمیت زیادی برخوزدار است.

شکل۱- مراحل توسعه نظام اموزش و پرورش

اهمیت نظری_عملی پژوهش:
اهمیت مشارکت معلم به عنوان رهبر و راهنمای دانش اموزان بیشتر محفوظ است بدین معنی که پس از این که اهداف مشخص شد معلم و دانش اموزان بایستی با برنامه ریزی صحیح راه رسیدن به ان را دنبال کنند. استفاده بهینه از ابزار وسایل کمک اموزشی در جهت رشد یادگیری که هدف اصلی مدرسه و کلاس درس است تحقق می یابد.
ادوارد.ال. ثورندایگ(۱۹۳۰)بزرگترین نظریی پرداز یادگیری نظریه ارتباطات عصبی را در امر یادگیری ارائه داد.وی ارتباطات عصبی بین محرک و پاسخ عامل یادگیری ذکر کرد. به نظر او مهمترین اصل یادگیری از طریق ازمایش خطا و یا هنچه را که تحت عنوان انتخاب و ارتباط بیان می دارد می باشد. ثورندایک با ازمایش هایی که روی که روی حیوانات انجام داد نتیجه گرفت که یادگیری به صورت افزایشی (از طریق هزمایش و خطا) صورت می گیرد تا این که از طریق فهم و بصیرت انجام گیرد. به

نظر وی یادگیری به صورت مراحل قدم به قدم و یه پله پله انجام می شود تا این که به صورت یکبارگی رخ می دهد همچنین وی نتیجه گرفت که یادگیری مستقیم انجام می شود نه با فکر و بصیرت و ارا ئه دلیل .به نظر او همه پستانداران به یک شکل یاد می گیرند.
گشتالت (۱۹۰۰) بر خلاف نظریه ثورندایک ادراک و شناخت را پایی یادگیری بیان می کند به عبارت دیگر دانشمندان این مکتب یادگیری معتقدند که یادگیری مستلزم تفکر و بصیرت است. انان اعتقاد داشتند که از طریق فهمیدن و یی درک معنای رویدادها و یا فهم اصلی که بر یک سلسله حوادث حاکم است صورت می گیرد.
۱(E. Al. Sorendaic
2( Gashtalet
استفاده از روش های حل مسئله در اموزش در مقاطع بالاتر با توجه به تجربیا بیشتر یادگیرندگان از

کاربرد بالاتری برخوردار است و هر قدر سن دانش اموزان بالاتر رود از بینش و بصیرت بالاتری بر اساس تجربیات قبلی خود در حل مسا ئل برخوردار می شوند.
استاد شریعتمداری در کتاب تفکر منطقی می نویسد که :((در زمان حاضر نظریه های یادگیری وضع اشفته ای دارند. هنوز نظزیه ای که مورد توافق روانشناسان باشد وجود ندارد)).ایشان در ارا ئه نوشته خود ۵ اصل را به نقل ازثورپ را شمرلر برای یادگیری اسان و دا ئمی به صورت زیر برشمارد:
۱٫ یادگیرنده تحریک شده باشد وقتی که او سهمی در جریان یادگیری دارد.
۲٫ یادگیری متناسب با رشد یادگیرنده باشد.
۳٫ یادگیری از طرحی پیروی کند.
۴٫ یادگیری مورد ارزیابی قرار گیرد.
۵٫ یادگیری با رشد شخصی (و اجتماعی) ارتباط پیدا کند وقتی که یادگیرنده رشد و سازگاری رضایت بخشی را اساس کند. در نهایت اینکه ما از این تحقیق به این نتیجه برسیم که چه عوامل و و مسا ئلی می تواند در امر یادگیری دانش اموزان از همه بیشتر مفید و موثر واقع شوند.

. فرضیه ها:
۱٫ ایا سبک مدیریت بر میزان یادگیری موثر است.
۲٫ در سبک مدیریت چه متغیرهای دیگری بر یادگیری تاثیر می گذارند.
۳٫ طبقه اجتماعی و مقطع تحصیلی نیز بر یادگیری موثر است.
۱) Shariatmadary
تعاریف نظری و عملی پژوهش :
ما در تعریف سبک مدیریت می توانیم بگو ئیم: مدیریت مجموعه فرایندهایی است که از طریق انها منابع انسانی و مادی مناسب و مورد نیاز فراهم می گردد و از طریق نفوذ بر رفتار و افراد در جهت تحقیق اهداف سازمان اثربخش می گردد.
در تعریف های دیگر مدیریت فرایند اجتماعی برنامه ریزی. سازماندهی. کارگزینی.هدایت.هماهنگی و کنترل در جهت تعیین و تحقق اهداف سازمانی در یک محیط پویا است.
هما در اینجا منظور ما هز سبک مدیریتی نمره ای است که از معلمان در پرسشنامه سبک مدیریتی کسب می کنند.
و نیز از دید کیمبل(۱۹۶۱) یادگیری تغییرات نسبتا پایداری است که در نتیجه تمرینات همراه با پاداش در رفتار فرد فرد ایجاد می شود. بر طبق این تعریف یادگیری را نمی توان بر انجام رفتار موقتی که در اثر کسالت و خستگی و یا دوپینگ عارض می شود نسبت داد.
در جایی دیگر کارت در کتاب ((روان شناسی عمومی)) خود چنین می گوید:(( یادگیری عملی

است که ما بدان وسیله پاسخ های خود را در رفتارهای تازه منظم و متشکل می سازیم)).
اما در اینجا منظور ما از یادگیری نمره ای است که دانش اموزان مقطع راهنمایی در پایان سال تحصیلی در درس های رسمی پایه تحصیلی خود ( یا به عبارت دیگر معدلتحصیلی خود ) کسب می کنند.
۱٫ Kimbel

فصل دوم
پیشینه پژوهش
یکی از دانشمندان روانشناس شناختی مطالعاتی درباره یادگیری و نیز کاربرد روانشناسی در اموزش و تدزیس انجام داد.وی نظریه یادگیری معنا دار را مطرح نمود.او معتقد بود که انچه را که فرد می اموزد یا از طریق پذیرش و یا اکتشاف است. یادگیری به صورت پذیرش در حقیقت همان یادگیری عادی یا طولی وار است. در این روش با تکیه بر محفوظات دانش اموز اطلاعات را انبار می کند بدون اینکه مطالب یادگیری برای او معنا و مفهومی داشته باشد.
در یادگیری اکتشافی که همان یادگیری معنادار است دانش اموز با استفاده از اطلاعات و تجارب قبلی خود به حقایق تازه دست می یابد و انها را شخصا کشف می کندو در نتیجه یادگیری اکتشافی و یا معنادار صورت می گیرد(ازوبل_ ۱۹۶۳).
جدول صفحه بعد انواع یادگیری بر اساس یادگیری معنادار را نشان می دهد.

جدول

نظریه ها:
نظریه گانیر در یادگیری گانیر یکی از روان شناسان تجربی است که تدریس و اموزش را یک از جنبه از اموزش و پرورش می داند به نظر وی یادگیری شامل دو بخش است: شرایط درونی که به یادگیرنده مربوط می شود و شرایط بیرونی که به محیط بر می گردد.
گانیر به ۸ نوع یادگیری اشاره می کند که عبارتند از:
۱٫یادگیری علامتی که مبتنی بر یادگیری شرطی پاولف می باشد.
۲٫یادگیری محرک و پاسخ. این نوع یادگیری نیز بر یادگیری ازمایش و خطا از ثورندایک و شرطی شدن فعال از اسکینر مبتنی است.
۳٫یادگیری زنجیری حرکتی که در ان هدف اموزش یک سری فعالیت هایی است که از جند محرک_پاسخ ترکیب می یابند.
۴٫یادگیری همخوانی کلاسی که همانند یادگیری نوع سوم با این تفاوت که هر دو عامل محرک و پاسخ کلامی هستند.
۵٫یادگیری تشخیصی که در ان فرد یاد می گیرد پاسخ های متفاوت چند متحرک مختلف را از هم تمیز دهد.
۶٫یادگیری مفهوم یا ادراکی.این نوع یادگیری متضمن یک پاسخ مشترک به گروهی محرک است.
۷٫یادگیری قاعده که در ان (( قاعده از ترکیب دو یا چند مفهوم به وجود می اید و بیانگر روابط موجود بین انها است)).
۸٫یادگیری حل مسئله که متضمن به یادگیری مفاهیم و قواعدی که قبلا یاد گرفته شده اند.

نظریهx وy مک گرگور(۱۹۶۰)
با توجه به مفروضات x انسان یک نوع بی علا قگی ذاتی به کار احساس می کند و تا می تواند از کار می گریزد. این فرضیه دارای ریشه های نیرومند است.کلیه تلاش های مدیرو معلم از قبیل ایجاد انگیزه و پاداش و یا بالعکس تهدید و تنبیه به خاطر مقابله با گرایش فرار از کار است. توجه به موضوع درس ویادگیری محض مطالب درسی از یک طرف وتوجه به امر روابط انسانی از طرف دیگر سبب توجیه هر یک از دو فرضیه ی x,y در کلاس درس می گردد:

الف) نظریه x:
در کلاس های سنتی که عمدتا معلم محور میباشد و قدرت تصمیم گیری را معلم به خود اختصاص می دهد .نظریه ی x فرض را بر این می گیرد که مردم عموما تر جیح می دهند جهت داده شوند علا قه ای به قبول مسئولیت ندارند وبیش از هر چیز خواهان امنیت اند .معلمانی که مفروضات نظریه ی x را قبول دارند سعی می کنند دانش را تحت انضباط کنترل و سر پر ستی دقیق در اورند.انان با بهره گیری از حضورو غیاب .تهدید و…. دانش اموزان را در راستای اهداف اموزشی جهت می دهند .این گونه معلمان احساس می کنند که سخت گیری و نظارت از خارج برای مقابله با دانش اموزان خاطی ونا اشنا به مسئولیت امری کاملا مناسب است .زیرا دانش اموز قادر نیست اگاهانه اعمال و رفتار خود را از درون وبا میل خود کنترل نماید و رفتار مطلوب جزئی از شخصیت او شود.
ب) نظریه y :
در صورتی که شرایط کار مطابق میل باشد کار مانند بازی امری تلقی می شود. اصل مسلم در این نظریه ان است که خود افراد می توانند به رفتار خود جهت دهندو در صورتی که به طریقه مناسب برانگیخته شوند توانایی ان را دارند در کلاس خود مبتکر و خلاق باشند و بنابراین در کلاس درس وظیفه معلم است که به این استعداد نهایی در وجود دانش اموزان اجازه خودنمایی دهد.باید توجه داشت که بسته به سن دانش اموز و شرایط رشد برنامه ریزی معلم در امور پیشرفت دانش اموز تغییر می کند و هر قدر سن دانش اموز بالاتر رود شرایط برنامه ریزی و تصمیم گیری در وی بیشتر می شود و بنابراین معلم در ارتباط با چنین دانش اموزی حکم راهنما را خواهد داشت.
(( معلمی که اعتقاد به نظریه x درباره انسان دارد خود را محرک و دانش اموز را پاسخ دهنده می پندارد. در حالی که معلمی که به نظریی y اعتقاد دارد سعی می کند با ایجاد انگیزه های درونی وی را به تلاش در جهت رسیدن به اهداف یاری نماید.

.پژوهش ها:
برونر (۱۹۴۰) تحقیقات خود را در زمینه یادگیری شناختی انجام داد در بسیاری از جهات نظریات وی همانند پیاژه بوده است. او یکی از صاحبنظران یادگیری اکتشافی است. مطالعات وی بیشتر در کلاس های درس انجام داده است. برونر در کتاب ((به سوی یک نظریه اموزشی)) نظریات خود را درباره یادگیری بیان کرده است.

به اعتقاد او بایستی دانش اموزان به حل مسئله بپردازند .در صورتی که معلم پاسخ سوالات را در اختیار دانش اموزان قرار دهد اولا انها را از تفکر و اندیشیدن درباره ی حل مسئله باز داشته و از طرفی انها را وابسته به معلم بار می اورد .به نظر برونر بایستی دانش اموزان را در یادگیری فعال و ذهن انها را با اندیشیدن برای رسیدن به شناخت رشد داد.به جای کنترل کردن رفتار دانش اموز و ایجاد رفتار های پیش بینی شده بر اساس عادت بایستی به ایجاد وضعیت مطلوب در یادگیری که همانا تفکر و کشف روابط وحل مسائل است توجه داشت تا دانش اموزان از انچه فرا می گیرند بتواننددر حل مسائل زندگی به کار برده وبه یادگیری علاقه مند شوند.

]چهار حسن در یادگیری اکتشافی از دید برونر:
۱٫ یادگیری اکتشافی قدرت هوش را رشد می دهد.
۲٫ یادگیری اکتشافی انگیزه در یادگیرنده را افزایش می دهد.
۳٫ یادگیری اکتشافی روش های کشف را به فرد می اموزد.
۴٫ یادگیری اکتشافی سبب می شود که دانش اموز انچه را که فرا گرفته است با سازماندهی و تنظیم انها بهتر حفظ نماید و از انها به موقع استفاده کند.
۱٫ Broner

. مدل هایی که یادگیری را در دانش اموزان تسهیل می کند:

برای تسهیل یادگیری در فراگیران میتوان از روش های مختلف ومدل های گوناگون استفاده کرد .یکی از این مدل ها به صورت زیر است .در این مدل منظور از اهداف , هدف های رفتاری است که کاملا ملموس ورسا می باشند.

جدول ص ۱۳

.فنون و مهارت های تدریس معلم :
۱٫ مهارت اغاز: وقتی که زنگ کلاس به صدا در می اید و دانش اموزان به کلاس وارد می شوند. عمدتا افکاری مغشوش دارند. این پراکندگی افکار و حواس به حدی است که گاهی ممکن است ورود معلم به کلاس را احساس نکنند. برپادادن ارشد و بلند شدن دانش اموزان علاوه بر احترامی که از سوی دانش اموزان برای معلم مقصور است عاملی مهم در ایجاد تمرکز حواس نیاز می باشد.
۲٫ مهارت شروع درس: با توجه به اهمیت ارتباط افقی و دروس مختلف و وابستگی بخش ها و موضوعات مختلف یک درس با یکدیگر معلمان بهتر است زمینه ذهنی و امادگی دانش اموزان را برای فراگیری موضوع جدید فراهم نمایند.
۳٫ مهارت صدا: سخن گفتن وسیله ای جهت انتقال معلومات و دانش از فرا ده به فرا گیران است. می توان گفت که یکی از مهمترین ابزار کار معلم سخن گفتن و مهارت صدا است.
۴٫ مهارت ارتباط کلاسی: هر چند که ارتباط کلاسی به نوع شخصیت و سبک رفتار معلمین بستگی دارد ولی ماهیت هدف در تدریس معلم را ملزم می نماید که از ارتباطات گوناگون در کلاس بهره گیرد.

۵٫ مهارت تشویق و تنبیه:تشویق و تنبیه اولا باعث رشد مسئولیت پذیری در دانش اموزان می گردد ثانیا هر دانش اموزی نیاز به تشویق و تنبیه دارد. تشویق از نظر تعلیم و تربیت ترغیب یک رفتار خواسته شده است و از طرفی تنبیه از بین بردن یک رفتار ناخواسته است.
۶٫ مهارت توضیح: در تدریس کلاسی با توجه به تفاوت های فردی گاهی بعضی از دانش اموزان برخی مسائل اموزشی را درک نمی کنند و نیاز دارند که برخی مطالب برای انها توضیح داده شود.
۷٫ مهارت پرسش: برای اینکه دانش اموزان انچه را که در کلاس فرا می گیرند از یاد

نبرند نیاز به تکرار و تمرین مطالب در خارج از کلاس دارند. معلمان برای حصول اطمینان از مطالعه دانش اموزان در خصوص مطالب جلسات گذشته سوالاتی را در کلاس مطرح می کنند که انتظار می روددانش اموزان به انها پاسخ دهند.
۸ .مهارت جمع بندی یا اختتام: در پایان هر کلاس بهتر است از مطالب ارائه شده جمع بندی به عمل اید . جمع بندی می تواند توسط خود معلم با بیان رئوس مطالب مورد بحث در کلاس صورت گیرد. تمرکز بخشیدن حواس دانش اموزانبر دانش اموخته ها .ارتباط دادن یک مرحله از یادگیری به مراحل دیگری یادگیری.ایجاد حس موفقیت در دانش اموزان. پایان دادن به یک واحد کاری.پایان دادن به فعالیت های کلاسی را می توان از اهداف جمع بندی ذکر کرد.
. طبقه بندی هدف های اموزشی:
برای تعیین هدف های اموزشی و نیز تعریف انها بایستی انها را طبقه بندی کرد:
۱٫ حیطه شناختی
۲٫ حیطه عاطفی
۳٫ حیطه حرکتی
۱٫ حیطه شناختی: حیطه شناختی به یادگیری انچه که به قوای ذهنی مربوط می شود می پردازد.در این حیطه یادگیری از ساده ترین به سخت ترین و در شش سطح به صورت زیر انجام می شود.
الف) سطح دانش: این سطح پایین ترین سطح یادگیری است و ساده ترین نتایج یادگیری را به همراه دارد و بیشتر بر یاداوری مطالب اموخته شده تاکید دارد. در این سطح محفوظات نقش مهمی دارد.
ب) سطح ادراکی: این سطح یادگیری بالاتر از سطح دانش است. به این معنا که دانش اموز انچه را که به حافظه سپرده و اموخته است درک کند.در این سطح یادگیری از افعال رفتاری مورد نظر مانند برگردان مطالب به زبان ساده. ترجمه کردن.خلاصه کردن و…را می توان نام برد.
ج) سطح کاربرد: این سطح از یادگیری بالاتر از دو سطح قبلی است. بدین معنی که دانش اموز پس از حفظ مطلب و درک ان توانایی استفاده از ان را و موقعیت جدید داشته باشد.در این سطح یادگیری دانش اموزان پس از اموختن قواعد. مفاهیم.اصول. قوانین و یا نظریه ها از انها در حل مسائل جدید استفاده می کنند.
د) سطح تجزیه و تحلیل: در این سطح یادگیری از فرا گیر و دانش اموز انتظار می رود که قدرت تجزیه و تحلیل کل به اجزاء تشکیل دهنده انرا داشته باشند.در این سطح یادگیری اشنایی به روابط بین اجزاء , اهمیت و جایگاه اجزاء در کل مورد نظر می باشد.
ه) سطح ترکیب: در این سطح یادگیری برعکس سطح تجزیه و تحلیل یادگیرنده بایستی توانایی و قدرت به هم امیختن اجزا در جهت ساخت یک کل یا مجموعه را داشته باشد.
و) سطح ارزیابی: این سطح بالاترین و پیچیده ترین سطح یادگیری است در این سطح یادگ

یری فراگیر بایستی توانایی قضاوت درباره ارزش مطالب موردنظر را داشته باشد و مثلا در رشته تخصصی خود قدرت انتقاد و ارزیابی موضوعات کتاب را داشته باشد.
۲٫ حیطه عاطفی: هدف های اموزشی و نیز یادگیری در این حیطه بیشتر بر مسائل احساسی و روانی منطبق می باشد و سطوح یادگیری در این حیطه به ترتیب عبارتند از:

الف: دریافت: دریافت به علاقه ذانش اموزان به فرا گیری مطالب و دقت در پذیرش ان مربوط می گردد. در صورتی که مطالب در دانش اموزان انگیزه ایجاد کند و منطبق بر نیاز عاطفی_ روانی وی باشد دانش اموز به دقت به مطالب گوش فرا می دهد و سعی در فراگیری انها دارد.
ب) پاسخ: در صورتی که مطالب برای دانش اموزان جالب و جذاب باشد دانش اموز پس از دریافت مطالب فعال شده عکس العمل نشان می دهد.
ج) در این سطح از یادگیری که بالاتر از سطوح دریافت و پاسخ است دانش اموزان پس از شنیدن مطالب اموزشی مورد علاقه و در گیر شدن در امر یادگیری مطالب یادگیری را ارزیابی کرده و برای ان ارزش قائل می شوند , به کار مهم ارج نهاده و نگرش خاصی نسبت به مسائل اموزشی مورد نظر پیدا می کنند.
د) سازمان بندی: در این سطح یادگیری دانش اموز به سازمان بندی در تدوین اهمیت مطالب می پردازد.
ه)پایدار شدن: در این سطح یادگیری از حیطه عاطفی دانش اموز ارزش هایی را فرا

گرفته است که برای مدت زمانی طولانی در وجودش پایدار می گردد و رفتار او را کنترل می کند.
۳٫حیطه حرکتی: یادگیری در این حیطه بیشتر بر جنبه های فیزیولوژی تاکید دارد. در این حیطه یادگیری , بیشتر مهارت های فیزیکی رشد می یابند.
در گذشته یادگیری مخصوصا در اموزش علوم بیشتر بر حیطه شناختی و محفوظات متکی بود. امروز نه تنها حیطه شناختی بلکه جنبه های عاطفی و مخصوصا حیطه های عملی با توجه به طبقه بندی بلوم به شکل زیر مورد نظر بوده است.