حقوق بین الملل اسلامی

فصل اول
قواعد حقوق بین الملل اسلامی
مبنای قواعد این رشته از حقوق مانند سایر رشته های حقوق اسلامی عبارتست از نص ، سنت ، عقل و اجماع ۱ . نصوص متضمن احکم در خصوص حقوق بین الملل بر اثر اتفاقات اجتماعی و سیاسی در زمان رسول اکرم (ص) تدریجاً پدید آمد و سنت نبوی (ص) آنرا توضیح و تکمیل نمود . نقش دو عامل اخیر یعنی عقل و اجماع نقش متمم و مکمل آندو در قرون بعد بوده است .
پیامبر گرامی مسلمین (ص) در دهساله تماس و مراوده با اقوام و پیروان مذاهب گوناگون مرحله پر برکتی از تجارب بین المللی را گذراند که در خلال آن دوران احکام الهی تکلیف رهبران جامعه اسلامی را در قبال موقعیت های متعدد و متغییر تعیین کرد . قواعدی که خداوند متعال در قرآن کریم جهت تنظیم مناسبات مسلمین با دیگر جوامع سیاسی و مذهبی تعیین فرموده است در صدر تاریخ اسلام توسط رسول اکرم (ص) ، نخستین زمامدار مسلمانان به اجرا در آمد و سنت وی (ص) علاوه بر تبیین طرز تطبیق آنها چگونگی برخورد با موارد جزئی و دقائق موقعیت های مختلف را روشن ساخت .

ما در صدد آن نیستیم که در اینجا همه قواعد حقوق بین الملل اسلامی و کلیه نظریات و آراء فلسفی – اجتماعی را که با تقریر قواعد مزبور ملازمه دارد. بشرح آوریم . چه ، شرح محققانه این رشته از حقوق اسلامی ، مستلزم حداقل مطالعه و دقت در پیمان ها ، عهد و قراردادها ، برخورد های سیاسی رسول اکرم ( ص) با رؤسای قبائل عربستا ، پادشاهان و زمامداران کشورهای همسایه ، تحلیل شرایط و عوامل موجبه آنها ، همچنین تفحص در معاهداتی است که زمامداران اسلامی در مراحل بعدی تاریخ بسته اند و ارتباطات دیپلماتیکی که با بیگانگان داشته اند .
چون قصد ما در این مختصر جز این نیست که اشاره ایی کوتاه به قواعد معین و اصول مسلم

اسلامی در حقوق بین الملل بنمائیم فقط بر خطوط درشت قرآن مجید و سنت نبوی (ص) که متضمن اصول تئوریک و مبانی حقوق بین الملل یا قواعد مهم این رشته از حقوق می باش انگشت می گذاریم و از تفصیل جزئیات در خواهیم گذشت .
علم حقوق بین المللی ،دانش آداب جنگ و صلح است
دانشمندانی که برروابط ملل همت گماشته اند دو موضوع جنگ و صلح را اساسی ترین مباحث رشته بین المللی حقوق دانسته اند . دیده می شود که گاه کتابهایشان را به همین دو بحث نامیده اند . گروسیوس را که به پدر حقوق بین الملل مقلب می باشد کتابی است موسوم به « جنگ و صلح » و به این سبب بوده است که ایشان می پنداشته اند برای مناسبات متقابل ملت ها جز دو حال بتصور نمی توان آورد : حالت جنگ ، و حالت صلح ؛ و حالتی جز این دو به وقوع نمی پیوندد و محقق نمی گردد . چون چنین است باید از مناسبات ملل د راین دو حالت ویژه و منحصر گفتگو به عمل آورد و قواعد و مقرراتی را که لازمست مبنای عمل دولتها در این دو حالت متضاد قرار گیرد معین کرد ! مثلا باید دید دولت ها در دوهر صلح چگونه باید رفتار کنند ؟ یا کدام جنگ روا و کدام نارواست ؟
بحث جنگ مشروع و جنگ نا مشروع و تجاوز کارانه از همین جا شروع شده است . از میان علمای حقوق بین الملل کسی را که در آثارش از جنگهای مشروع و نامشروع سخن نگفته یا نظرش را در این باره نداده باشد نمی توان یافت . کتب حقوق بین الملل مشحون است از مباحثی که بر سر مسأله جنگ و صلح پیش آمده است .
جهاد – انواع جنگهای مشروع
اسلام جنگهای خاصی را که جهاد خوانده می وشد و مشروع و روا شمرده است . جهاد یا مبارزۀ ملی مسلمانان ، امریست واجب کفائی . جهاد اسلامی ۱به اجماع فقها ، ، بر دو گونه است : جنگ تدافعی در برابر دشمنی که دست به تجاوز زده باشد و مبارزه آزادیبخش که به منظور دعوت دیگران به اسلام ، و تقویت نهضت آزادی بخش ملل محکومه از راه سست کردن تکیه گاههای ایدئولوژیک رژیم سیاسی ظالمانه کشورشان انجام می گیرد .
همه مسلمانان به جنگ تدافعی موظفند و انجامش وظیفه ای است همیشگی ، جنگ تدافعی را از آئین کلیسا که بگذریم جمله ادیان و مکاتب حقوقی و سیاسی جایز دانسته و بعضی از آنها مردم را بدان تشویق و ترغیب هم نموده اند . لکن هر مکتب و مرام را در چگونگی انجام این وظیفه ملی و بشری ترتیب و قراری است مخصوص که قانون آن مکتب و مرام را در باب روابط بین المللی از روی آن می توان فهمید . مکتب اسلام در این باره آینی است بس دلپذیر و شایسته اعجاب و تقدیر که شمه ئی از آن بیان خواهد شد .

جهاد آزادی بخش ، مبارزه ایی است که مسلمانان و فقط ایشان آن را مجاز و بالاتر ، واجب می دانند . مبارزه ایی که خصیصه جدال اعتقادیش از راه تبلیغات ، آن را از همه مبارزات مشخص گردانیده و بدان جلوه ایی دیگر بخشیده است . جهاد آزادی بخش ، مبارزه ایی است در جهت ابطال آئین حاکمه و طرد اقلیت ستمگر و استثمار پیشه ایی که به نا حق بر توده ها تفوق و چیرگی یافته است . مبارزه ایی است به قصد رهانیدن و خوشبخت گردانیدن اکثریت عظیمی که در همسایگی یا آنطرف جامعه اسلامی روزگار بمسکنت و ذلت و محرومیت می گذراند .
چون جهاد آزادی بخش چنانککه توصیف گشت فعالیتی است فوق العاده ظریف و پر مسئولی ، انجامش به شرایطی سنگین منوط شده است . به عقیده شیعه جهاد آزادی بخش در صورتی میسر می باش که فرماندهی عالیه آن را امامی عادل یا نایب او عهده دار باشد شیعه جهاد تدافعی را مستلزم فرماندهی یک مسلمان متقی نداسته ولی جهاد نوع اخیر را با این شرط دشوار مقید کرده است . امام صادق (ع) د رجواب این سئوال که آیا « دعوت به اسلام» و جهاد آزادی بخش کاری است که باید عده معینی بدان اقدام کنند و جز ایشان را نشاید یا هر که به یکتائی خدا و پیامبری محمد (ص) باور داشته باشد می تواند بدان مبادرت ورزد ؟ می فرماید :« عده معینی هستند که شراط خاصی هم دارند ، شرایطی که اصحاب صالح پیغمبر (ص) دارا بودند و ضمناً باید ستمدیده هم باشند . تنها در اینصورت است که می توان به اینگونه جهاد اقدام کرد .
احمد بن حنبل یکی از پیشوایان چهار گانه اهل تسنن بر خلاف شیعه معتقد است که مسلمین چه پیشوایان صالح و عدالت منش باشد و چه بدکار ، مجبورند زیر پرچمش به جهاد آزادی بخش روند . استنباط او مستند به روایتی است که ابوهریره از زبان پیغمبر (ص) نقل کرده است و گفته است که « موظفید همراه هر حاکم درستکار و بدکار به جهد روید .»

مبارزه با آئین حاکمه نه تحمیل عقیده
موحدین وظیفه دار آنن که عدالت اجتماعی را در گیتی بگسترند و رژیم سیاسی مبتنی بر برابری و انصاف را در سایر کشورها برقرار سازند . مستقر کردن چنین رژیم را نیز به زور و بدون خواسته مردم کشوری عملی نمی کنند. پس برای این منظور لازم است توده ها را از آرایش خرافات پاک گردانند و حقانیت منطقی و جهان بینی اسلامی را برایشان محرز کنند . مبارزه اعتقادی مسلمانان بر ضد آئین حاکمه صورت می گیرد و هدف در آن کار گرایش دادن هر چه بیشتر توده مردم به اسلام است نه تحمیل کردن اسلام بر ایشان .
اسلام پیروانش را از اینکه عقیده شان را بر دیگران تحمیل کنند سخت بر حذر داشته و از تعبد

در عقاید و اکراه در تدین شدیداً متنفر و بیزار است و اینگونه دینداری و کیش پذیری را کفر مطلق می داند . تقلید عقاید ، در اسلام ، باطل است تا چه رسد به تحمیل عقاید . آنان که گمان برده اند که مسلمانان بنا به دستور مذهبیشان اسلحه بر می دارند و دینشان را با اهالی کشورهای مفتوح می قبولانند سخت در اشتباهند . دینی که به زور پذیرفته شده باشد به دیدۀ اسلام بی اعتبار بده و اعمال پسندیده ای که کورکورانه و بنابر تقلید و تبعیت ابزاری انجام گیرد بی اجر است .
هر گاه آیات بیناتی را که در اطراف این موضوع در قرآن مجید وجود دارد پیش روی آوریم و در آنها به تأهل پردازیم پدیدار خواهد گشت که اسلام امر تحمیل کردن یک عقیده یا کیش را بر جمعی از مردم تا چه پایه مذموم شمرده است . پس چگونه باور کردنی خواهد بود که چنین دینی پیروانش را مامور کند اسلحه بردارند و آئینی را بزور بر ملتی مغلوب بگمارند ؟!
خداوند در قرآن به نهی پرستندگانش از این کار زشت یعنی اجبار کردن دیگران به قبول یکتاپرستی اکتفا نفرموده است ۱ بلکه به ایشان فهمانده است که وجود ادیان و مکاتب متضاد لازمۀ استمرار مبارزه اعتقادی و تعالی روانی بشر از رهگذر آن مبارزه است . قرآن صریحاً بیان می کند که به حکم کردگاری محال است یک آئین بر جهان سایه بگسترد و آئینهای مخالفش از زمین برافتند . آئینهای متضاد باید همچنان در برابر هم بمانند و پیروان آنها با یکدیگر بستیزند و به مجادله و مبارزه برخیزند .
اسلام علاوه بر تحریم جنگی که به خاطر تحمیل بک آئین بر دیگران برپا شود و مقصود از آن وادار کردن جماعتی به ترک کیش و مرامشان باشد جنگهایی را که هدفشان کشورستانی ، و استمرار سرزمین های دیگر می باشد محکوم کرده است . مسلمانان از جنگی که برای توسعه اقتصادی ، استیلا یافتن بر منابع طبیعی سایر ملت ها و یا تسلط سیاسی بر آنها صورت می گیرد بر حذر میمانند و آنرا پست ومذموم می دانند . زیراکتاب آسمانیشان قرآن اینگونه جنگ افروزان خرابکار و مفسد و برتری جورااز مینوی بهشت و خشنودی خالق محروم دانسته است : « بهشت را به کسانی اختصاص داده ایم که در دنیا به تخریب و افساد دست نمی آلایند و در صدد آن نیستند که به ناروا بر دیگران برتری و تفوق یابند . فرجام نیک از آن پرهیزگاران است۲ . »
از آنچه بیان داشتیم محقق شد که جهاد یا جنگ مشروع اسلامی با انواع منازعات دیگری که بشر بدان پرداخته است فرق فاحش دارد و بعلت خصائص جدیدش از آنها کاملا متمایز می باشد .
حال ببینیم جهاد چیست ؟ در چه شرایط، بنا به کدام مقتضیات و بالاخره به خاطر تحقق کدام هدف و آرمان بوقوع می پیوندد؟

جهاد تدافعی
راجع به دو امر جهاد و پیکار نظامی در قرآن چندین آیه هست . آیاتی که دربارۀ جنگیدن مسلمانان نازل گشته با بیان کم نظیری که از مختصات جنگ مشروع دارد آنرا بوضوحی تمام تعریف کرده است . مثلا روی خصلت دفاعی جنگ اسلامی اینطور تاکید می کند : « در راه خدا ، با کسانی بجنگید که با شما می جنگند ، و دست به تجاوز نزنید که خدا تجاوز کاران را دوست ندارد۱ »
و « چون از جنگ دست کشیدند خدا آمرزنده مهربان است … چون دست از جنگ برداشتند جز با ستمکاران ستیزه نتوان کرد۲ » ، « … چون ا میدان کارزار کناره جستند و با شما نجگیدند و پیمان آشتی پیش آوردند درآن صورت ،خدا راه پیکار کردن بر ضدآنان را به رویتان باز نمی گذارد. ۳» خدا شما را از نیکی کردن و به عدالت بودن با کسانی که بر سر عقیده با شما نجنگیده اند و ا
عواملی که مبادرت ورزیدن مسلمانان را به جنگ مشروع ایجاب می کند همچنین خصوصیات رفتار دشمن که مستمسک آغاز نبرد تواند بود در آیه شریفه ای که اینک ذکر می کنیم بهتر شرح شده است :« آیا به جنگ مردمی که پیمانانشان را بریده اند ، به بیرون کردن پیغمبر (ص)از دیارش کوشیده اند و جنگ را اول دفعه آنها شروع کرده اند بر نمی خیزید؟ مگر از آنها می هراسید ؟ اگر مومن واقعی باشید بهتر است ازخدا بترسید نه ازآنان. »
جهاد آزادی بخش

مسلمانان علاوه بر مدافعه از جان ، مال ، نامس ، مسکن ، آزادی ، استقلال ، مرام و سایر حقوق فردی و ملیشان موظفند در صورتیکه جمعی از هم کیشان یا هم پیمانانشان که به تنهائی از عهده دفاع و مقابله با متجاوز بر نمی آیند از ایشان استمداد کنند کمر به جنگ تدافعی بر بندند . چنین جهادی از لحاظ مصالح ااسمتداد طلبان تدافعی می باشد و از حیث مسلمانانی که به یاری ستمدیده گان شتافته اند ماهیت آزادی بخشی دارد .
هر گاه در جامعه ایی به همسایگی جامعه اسلامی گروهی مسلمان یا غیر مسلمان در فشار استبداد و درحال محرومیت از آزادی و استقلال روزگار بگذرانند و در این حال چشم یاری به مسلمانان بدوزند و برای سرنگون کردن رژیم ظالمانه کشورشان از همسایگان مسلمان خویش مدد بخواهند اجابت کردن در خواستشان و اقدام به جهاد آزادی بخش برای مسلمانان واجب خواهد گشت .
خداوند متعال در آیه ۷۵ سوره نساء با اینگونه جهاد یعنی جهاد آزادی بخش تحریض می فرماید :

« چرا در راه خدا و به خاطر مران ، زنان و کودکانی که می گویند : پروردگارا ما را از کشوری که صاحبانش بیداد گرند بیرون آور و رهائیمان بخش ، و از جانب خود ، مارا پیشوایی فرست و مددکاری روانه ساز .
مقررات جنگ
خداوند متعال به سفارش فرموده است که تا می توانیم از توسل به جنگ و اقدامات بپرهیزیم، نجنگیم مگر آنکه دشمن ، جنگ را بر ما تحمیل کند و برای ما از آن گریزی نماند . در این هنگام آنرا که از جنگ روی برتابد شماتت کنند نه پیکار گررا ؛ زیرا طفره رفتن از جنگ در چنان حالتی فی الحقیقه علاوه بر مسامحه در کار حق ، نوعی خودکشی نیز هست . لکن درهمینحال ، یع

نی در صورتیکه بجنگی مشروع آغاز می کنیم دستور داریم که عنان اختیارمان را به چنگ عاطفۀ سرکش کین خواهی نسپاریم و یکباره اسیر غریزۀ انتقامجویی نگردیم ؛ انسانی باشیم متین با عواطفی بشر دوستانه ، انسانی که عقل را بر اعمالش حاکم گردانیده است .
ارتش اسلامی بااینک بجهاد و پیکار ستوده مبادرت می ورزد تحت فشار عامل مذهب مجبور است احساسات خصمانه اش را با یک سلسله مقررات تطبیق دهد و کار خونینش را تحت قواد مخصوص ، منظم گرداند . فرامین خدا و دستورات جنگ یپیغمبر (ص) متضمن همین قواعدند .

دستورات پیغمبر (ص) به ارتش اعزامی
پیغمبر (ص) چون تصمیم می گرفت ارتشی را به جبهۀ جنگ کسیل کند فرماندهان و سربازان را به دو رخود گرد می آورد و چنین می فرمود: « بنام خدا ، به یاری خدا و بر آئین پیامبر ش(ص) روانه شوید . خون پیران زمینگیر وکودکان و زنان را مریزید. ۱»
امام صادق (ع) می فرماید پیغمبر (ص) پیش از آنکه ارتش اسلامی را اعزام نماید فرا می خواندشان و دستوراتی با این شرح صادر می فرمود : « به نام خدا ، به یاری خدا ، در راه او و بر آئین پیامبرش (ص) پیش روید گردن فرازی و برتری جویی نکنید ؛ راه انحراف نسپارید ، پیمان نشکنید و خیانت نورزید و دست به خون پیر فرتوت و زن و کودک نیالائید .
هر مجاهد چه از بزرگان باشد و چه از فرو تران اگر چشمش به یکی از کفار افتاد باید از کشتنش بر حذر بماند ؛ آئین خدا را به گوشش بخواند تا اگر پیرو حق شد بردار همکیش شماست و اگر سر نافرمانی پیش گرفت بر ضد او از خدا یاری بطلبید و او را بکاشانه و سر پناهش برسانید

؛ زیرا کشتن کسانیکه اسلحه به زمین گذاشته اند روا نیست .۲

سلاحها و تاکتیک ها
اصل اسلامی محدودیت عملیات نظامی در دایره هدفهای استراتژیک که نتایجی از قبیل ممنوعیت جنگیدن با مردم غیر نظامی ، بی سلاح ، بیمار و کودک و زن ، و پیرمرد ان را در برداشت در ساختن اسلحه و طرز کاربرد آن نیز تاثیر حقوقی نهاده است . چنانچه استعمال سلاحهایی که علاوه بر نظامیان ، مردم بی سلاح و بی طرف را بکشتن دهد یا تاکتیک های نظامی که باعث به قتل رسیدن زنان و کودکان دشمن یا اسرای مسلمان گردد نهی شده است. تاکتیک های تخریبی و انهدامی از قدیم مورد بحث فقهای اسلامی بوده و جملگی بکار بردن آنها را جز در موارد ضروری که مشروحاً مشخص کرده اند جایز نشمرده اند . منهدم کردن منازل و باغات و دژهای دشمن یا آب بستن اردوگاه یا شهر و دژ او ، همچنین گلوله باران کردن قلعه ایی که غیر از نظامیان دشمن ، زنان و کودکان او و یا سایر اسرای مسلمان نیز در آنجا هستند و سوزاندن شهر یا مزارع و باغهای قلمرو خصم از جمله مسائلی است که تفصیلاً در آنها بحث و مداقه شده است .
امانخواهان و اسلحه گذاران
حکم خدا در قرآن این است « با تجاوزکار بجنگید و با آن کس که روی از جنگ تجاوزکارانه برتابد متازید که خدا چنین تجاوز کار را دوست نمی دارد » . پیغمبر (ص) نیز که در اجرا مقررات نظامی قرآن دقت و احتیاط فرمان بکار می برد همیشه به سرداران و سربازانش دستور می داد که دنبال خصم گریز پار انگیرند و سلاحشان را بر پیکر فراریان حرام دانند . سرباز یا افسری که از مقابل ارتش اسلامی می گریزد در واقع دست از جنگ تجاوز کارانه شسته و از راه خصومت باز گشته است. او به استناد همین حکم باید از تعرض مسلمانان در امان بماند .
وقتی ارتش اسلامی حق دنبال کردن فراریان دشمن را نداشته باشد قطعاً موظف است نسبت به آنانکه اسلحه اشان را بزمین گذاشته اند و دم از تسلیم و آشتی می زندد در کمال مهربانی و عطوفت رفتار کند . هر که از مجاهدین اسلامی تقاضای تامین جانی کند و به ایشان پناه جوید هر قدر که سابقاً از برادرانشان بخون کشده باشد باز امان خواهد یافت .
شرایط محاصره اقتصادی
با وجودی که جهاد یا مبارزۀ ملی مسلمانان مبارزه ای است کلی و همه جانبه و منجمله واجد خصیصۀ نیرومند اقتصادی و با اینکه پیروزی ایشان منوط بدان است که جهاد را از این حیث یعنی جنبۀ اقتصادی تکمیل کنند معهذا فقها که پیروزی را با توسل به هر طریقه تاکتیکی روا نمی دانند مبارزۀ اقتصادی مسلمانان را مقید به شرایطی کرده اند .
پیغمبر اکرم (ص)محاصرۀ اقتصادی یعنی تاکتیک مشهور مبارزۀ اقتصادی را تابع اصل «محدودیت عملیات نظامی در دایره هدفهای استراتژیک» دانسته است این کار منحصراً بر ضد کسانی روا است که در جنگ شرکا جسته باشند وگرنه وارد آوردن لطمات اقتصادی به غیر نظامیانی که نقشی در تجاوز و مخاصمه ندارند به هیچ وجه جایز نخواهد بود . در اثناء مخاصمۀ مسلمانان با مشرکین مکه « ثمامه » یکی از سران بنی حنیفه دست به محاصرۀ اقتصادی زد او که ایمانی

آتشین به اسلام داشت و ضمناً از سوء کردار مردم قریش به خشم آمده بود سوگند یاد کرد که آنان را از خوار و باری که معمولا از سرزمینش « یمامه » به مکه صادر می شد محروم کند و به این طریق رمقشان را بگیرد . اقدام او باعث می شد که مردم بیگناه و بی طرف آن شهر از بی آذوقگی و گرسنگی به ستوه آمده یا تلف شوند . چون محاصرۀ اقتصادی مکه علاوه بر جنگ جویان بی رحم و تبهکار قریش حیات بیطرفان و غیر نظامیان آن شهر را در آتش فقر و حرمان می سوخت پیامبر خدا (ص) باادامه اش راضی نشد و وقتی اهالی مکه از فشار محاصره به تنگ آمدند و نامه ایی کوتاه بدین مضمون به پیشوای مسلمانان نوشتند : « تو به خویشاوندی دوستی دستور می دهی و در

همان حال حقوق بین الملل اسلامی پیوند خویشاوندیت را با ما میگسلی ؟ پدران را می کشی و فرزندانشان را گرسنه میداری » بی درنگ قاصدی نزد ثمامه فرستاد تا از محاصرۀ اقتصادی مکه دست بردارد و جریان صدور آذوقه را بحال عادی باز آورد .

فصل دوم
اسلام و حقوق بین الملل درزمان جنگ
مسئله جنگ و حقوق جنگ از جمله مباحثی است که ریشه تاریخی کهنی دارد کشورهای باستانی و ادیان الهی هر یک به سهم خود این امور را مورد توجه قرار داده و تا حدود زیادی در خصوصیاتشان سخن گفته اند .
مفهوم جنگ و مقررات مربوط به آن در طول اعصار و قرون متمادی مسیر تحول و پیشرفت را طی کرده و توانسته است جنگ ها را به میزان قابل توجهی تحت ضابطه مشخصی درآورد . اما انقلاب صنعتی و توسعه تکنولوژی و عملکرد رهبران سیاسی – نظامی دیکتاتورمنش ، مخصوصاً در جهان غرب ، به جنگ مفهومی خاص و خطرناک بخشید و حقوق جنگ تا حد بسیار پست و نازلی نادیده انگاشته شد .

در چارچوب عنوان « اسلام و حقوق بین الملل در زمان جنگ » در واقع کلیه نهادها ، پدیده ها و موضوعات مربوط به جنگ و به طور کلی مسائلی که در حیطه روابط خصمانه جهان اسلام با دنیای خارج از اسلام قرار می گیرد . تجیه و تحلیل می شود . از آن جمله : مفهوم جنگ ، شرایط و مقررات زمان جنگ و بالاخره پایان جنگ .

بنابراین این فصل مشتمل بر سه بخش است
بخش اول – جنگ در اسلام
بخش دوم – انواع جنگ در اسلام
بخش سوم – حقوق جنگ در اسلام
مفهوم جنگ در اسلام
در اسلام جنگی مشروعیت دارد که منطبق با مفهوم جهاد باشد . جهاد ( بکسر اول ) دراصل به معنی تلاش و کوشش است ، ولی د رفقه اسلامی جهاد دو مفهوم عام و خاص دارد . درمعنی عام هر گونه جهاد و مبارزه در راه خدا را جهاد گویند . جهاد با نفس ( یا جهاد اکبر) – جهاد با عمل – جهاد با قلب و زبان . جهاد با این معانی فاقد جنبه های نظامی است و اساساً دراین تالیف مورد نظر نمی باشد .
اما جهاد در معنی خاص ، جنگ مقدس و یا جنگ به خاطر دین و در راه خدا دفاع از آزادیهای والای اسلامی است ، که در قرآن کریم بیشتر از واژه ( قتال ) استفاده شده است . این مبارزه دارای ابعاد مختلف عقیدتی ، نظامی ، اقتصادی ، سیاسی و غیره می باشد .
مفهوم جنگ ابتدایی
« اسلام هیچ گاه افراد را مورد تهاجم قرار نمی دهد تا خود را به اجبار بر آنان تحمیل نماید . بلکه نظامهای کفر و شرک را که نگهبان ضوابط طبقاتی ، عامل اصلی نابسامانیهای اقتصادی و اجتماعی و مانع آگاهی انسان ها می باشند ، مورد تهاجم قرار می دهد ، تا همه مردم را از تاثیرات گمراه کننده ای که فطرت آنان را فاسد ساخته و آزادی را از آنان می گیرد ، بر کنار سازد »

بنابراین اسلام اجازه می دهد که مسلمانان ولو اینکه سابقه عداوت دشمنی هم با کفار ( به ویژه با نظامهای کافر ) نداشته باشند به آنها یورش برده و برای از بین بردن کفر و شرک با آنان بجنگند . ۲
قرآن کریم و جنگ ابتدایی
آیات بسیاری از قرآن کریم وجوب جنگ با کفار را که همان « جنگ ابتدایی ) است مقرر می دارد که از آن جمله است :
– « کتب علیکم القتال و و کره لکم و عسی ان تکوهوا شیئاً و هو خیرلکم و عسی ان تحبوا شیئاً و هو شر لکم و الله یعلم و انتم لاتعلمون » یعنی « حکم جهاد ( ابتدایی) بر شما مقرر شد و حال آنکه به شما ناگوار و مکروه است ، لیکن چه بسیار شود که چیزی را شما ناگوار شمارید ولی به حقیقت خیر و صلاح در آن بوده است و چه بسیار شود که چیزی را دوست دارید در واقع شر و فساد شما در آن است و خداوند به مصالح امور داناست وشما نمی دانید»

بنا به عقیده شیعه مبادرت به جنگ ابتدائی مستلزم وجود امام یا نایب خاص اوست . این نوع جنگ بر شخص بخصوصی واجب نیست مگر امام یا نایب خاص ایشان بنا به مصالح و مقتضیاتی ، از جمله کافی نبودن پیکار گران اسلام ، شخص یا اشخاصی را به جنگ فرا خواند . ۱
ظرافت و لزوم دقت بسیار د راقدام به جنگ ابتدائی ، شیعه را بر آن داشته است تا این امر را به تشخیص معصوم و در زمره وظایف اصلی امامت قرار دهد .
نتیجه عملی مترتب بر این عقیده ، آن می باشد که در غیاب امام معصوم ، یعنی در این مقطع زمانی ، جنگ ابتدائی غیر مجاز و موقوف است .
اما در مقابل ، اهل سنت و جماعت برای جنگ ابتدایی چنین شرطی را قائل نیستند و معتقدند هر گاه مسلمانان در آن حد از قدرت و نیرومندی که لازمه مبارزه و جهاد ابتدایی است قرار گرفتند ، برآنان واجب است که از حالت سکون خارج شده و به جنگ اقدام نمایند . ۲

دعوت به اسلام قبل از جنگ ابتدائی
دراسلام ، اعلان جنگ ابتدائی به دشمن مستلزم دعوت او به اسلام ، همراه تشویق و تبلیغ می باشد . در صورت عدم پذیرش دعوت از سوی دشمن و تمایل به حفظ دین خود از سوی آنها ، باید جزیه پرداخت نماید . در غیر اینصورت وقوع جنگ حتمی است . مهلت دریافت پاسخ از سوی دشمن معمولا سه روز است .
« حضرت رسول در آغاز بعثت در هر یک از لشکرکشیهای خود به جنگجویان توصیه می فرمود که پیش از آنکه به کرات دشمن را بدین اسلام دعوت نکرده اند از هر گونه حمله ای خودداری کنند و همیشه از صلح و آشتی درآیند » . و همچنین به آنها می گفت :« من بیشتر دوست می دارم که شما را در موقع مراجعت همراه با مردمی ببینم که به اسلام گرویده اند تا به عده ای کودکان و زنانی که پدران و شوهران آنها را کشته باشید .۱
جنگ تدافعی
مفهوم و هدف از جنگ تدافعی
در حالی که برخی از فقهای اسلامی جنگ تدافعی را فاقد خصیصه جهاد دانسته و آن رااساساً جهاد نمی دانند ، ۲اکثریت آنان حکم قتال یا جهاد در اسلام را به حقیقت حکم به دفاع دانسته اند . ۳
جنگ تدافعی در اسلام ، عملیات نظامی کشور اسلامی در مقابل تهاجم و تجاوز مسلحانه کشورهای غیر اسلامی است . این قاعده که « دفاع مشروع » نیز می نامند . امروزه در حقوق بین الملل نیز به رسمیت شناخته شده ، زیرا حق هر کشوری است که برای محافظت در برابر متجاوز از خود دفاع کند .
در اسلام هدف از جنگ تدافعی ، دفع حمله و سرکوب پیمان شکنان و تجاوزکاران بیگانه و بیرون راندن آنان از سرزمینهای اشغالی و آزاد سازی آن مناطق و دفاع از جان و مال مسلمانان و عقیده و مرام اسلامی است . انجام این نوع جهاد ، که در زمره واجبات عینی است بر یک یک مسلمانان ، اعم از زن و مرد ، در کلیه قرون و اعصار و مادام العمر لازم الاجرا است .
شرایط مبادرت به جنگ تدافعی
بر هر فرد عاقل و بالغ مسلمانی ( اعم از زن و مرد ) که توان دفاع در ب

رابر دشمن را داشته باشد واجب عینی است که در جنگ تدافعی شرکت نماید .
شرایطی که قبلاً در مورد اقدام به جنگ ابتدائی بر شمردیم ، در خصوص جنگ تدافعی مورد نظر نمی باشد . از جمله حضور امام یا نایب خاص او در این جهاد شرط لازم نیست . بنابراین فرمانده رهبر می تواند هر خصوصیتی را دارا باشد .
آنچه اساس است دفاع از اسلام و کشور اسلامی است .