مقدمه :
« نخست دوست و سپس راه »
از حدود افرادی که بگذاریم ، هر انسانی در زندگی خود پیوندها و روابطی با دیگر همنوعان خود دارد . این پیوند ها و روابط گاه از مرز روابط مصلحتی و سود جویانه فراتر رفته و به روابط و پیونهایی می انجامد که پرتویی از معنویت در آن جلوه می کند . این روابط را اصطلاحاً ( دوستی ) و بنیان گذاران آنها را ( دوستان ) می گویند . بطور کلی دوری گزیدن از مردم و بی نیازی جستن از دوستان یکی از عواملی است که به پیدایش تبه کاری و بطور خاص خود کشیها – که به شهادت روزنامه ها و نشریات نسبت به آن ، روز افزایش یافته است انجامید ( در جوامع غربی )

حقیقت آن است که بدون دوستیها هرگز موفقیتی نیز در کار نخواهد بود و بدون برخورداری از هنر روابط هرگز دوستیهایی نخواهد بود و بدون محبت و دوستی هرگز روابطی وجود نخواهد داشت ، همان طور که حدیث شریف می گوید :‌« آیا دین جز محبت و دوستی است ؟ » و اصولاً چگونه ممکن است که انس می گیرند و در کسی که انس نگیرد با با او مانوس نشوند خیری نهفته نیست .
دوستی هزاست ! و از همین رو بسرعت زاده نمی شود ، بلکه به آهستگی و کندی پدید می آید . ممکن نیست که دوستی در یک لحظه ناگهانی از آسمان بر ما فرود بیاید . دوستی زمینه می خواهد و چون زمینه ی اخلاق پدید آید انسان می تواند تا جایی که بخواهد بذر گلها را در آن بیافشاند و گرنه بدون زمینه امکان ندارد که انسان حتی چهره مگسی را در ذهن خود ترسیم کند . نقطه دوستی ساختن است ، این بدان معناست که باید دوستیهایمان را در زندگی بسازیم ، همچنان که خانواده هایمان می سازیم و تشکیل می دهیم . دوستی اخلاق را تغذیه می کند و اصول را به ثمر می رساند – ارزشهایی چون عدالت ، انصاف ، همکاری ، فروتنی و … که به آنها باور داریم باید در رابطه با مردم ، واقعیت عملی به خود بگیرند و این معنای اخلاق دوستی را نمایان می سازد .
امام علی (ع) می فرماید : از همنشینی با پادشاهان و دنیا پرستان بپرهیزد که دین شما را از بین می برند و از همنشینی و دوستی با نزدیکان و و همتایان خود دوری نکنید چون که گنج را در میان آنها می توانید بیابید .
دوستی مساله ی انتخاب و گزینش است . نباید دوستان را بطور تصادفی انتخاب کرد . پیامبر اکرم می فرماید : انسان بر دین خود دوست است ، پس بنگرید که با که دوستی می ورزید . همچنین قران می فرماید : دوستی و مهربانی مومن با مومن از برترین شاخه های ایمان است . پیامبر خدا می فرماید : مومن به وسیله ی برادرش آرامش می یابد همچنان که تشنه به و سطلی آب خنک و در آخر اینکه صدیق را صدیق نامیده اند چون درباره ی تو و معایب صداقت نشان می دهد .

آداب دوستی
روانشناسي روابط
روشهاي عذرخواهي
وضعيت اينگونه مي باشد: سكوت، جوابهاي سـربـالا، درب قفل شده اتاق خواب، پريشـان خـاطـري، در ايـن شرايط ميخواهيد موي سر خود را بكنيد، رك بگوييـم، ديگر فكري بنظرتان نميرسد و نمي دانيد چه بكنيد.

عذرخواهي از همسر يا نامـزدتان ممكن است مشكل بنظر برسد بخصوص زماني كه بر سر موضوعي با هم چندين بار مخالفت كرده باشيد. ممكن اسـت در خـود توان گفتن “متاسفم” را نبينيد و شايد هم هركاري را كه فكر ميكرديد به او ميفهماند از كرده خود پشـيـمـان هستيد را انجام داده ايد.
در اين قسمت چندين روش جهت عذرخواهي مطرح شده است كه تـوسـط حـل و فصل نمودن اختلافات و عبرت گرفتن از تجارب به قضيه خاتمه خواهد داد.
۱- انتقاد را با گشاده رويي بپذيريد
گوش دادن به حرفهاي همسرتان يك موضوع مهم براي پايان دادن به جر و بحث بشمار ميرود.

مجادله هايي كه هر دوي شما تصور ميكنيد، حق با شما است و مشكل مربوط به هر جفتتان مي باشد. اين بـخصوص زماني صدق مي كند كه قبلا” نيز مكررا” بر سر موضوع فعلي بحث كرده باشيد.

وقتي وي از شما انتقاد ميكند، كمربندتان را از رو نبنديد. اينطور نشان دهيد كه حرف او را مي فهميد، همانگونه كه انتظار داريد هنگاميكه شما صحبت مي كنيد، او نيز متـوجه منظورتان شود. باز فكر كنيد، نظر خودتان را بدهيد، ايده او را لحاظ نموده و جلو رويد.
۲- آنتراك دهيد
در اوج يك مجادله، فشار خونتان بالا ميرود، تپش قلبتان بيشتر ميشود، و ممكن اسـت چيزهاي بگوييد كه لزوما” از بيان آنها منظوري نداريد. هميشه به “مكاني خـلوت” نـيـاز داريد كه در آن از هم جدا شده، آرام گرفته و افكار خود را جمع نماييد. البته هنـگاميـكه خيلي عصباني هستيد، از ماشينتان به عنوان يكي از آن مكان ها استفاده نكنيد.
سعي نماييد كمي قدم زده و يا بدويد. يا به آشپزخانه رفته كمي از ظـروف نشـسـته را بشوييد. انرژي خود را معطوف فعاليتهاي مفيدتر و سودمند تر كنيــد و در عيـن حـال بـه همسر خود مقداري فرصت دهيد تا با خودش تنها باشد. برگشتن به بـحـث و مـجـادلـه بعد از يك استراحت كوتاه باعث مي شـود در مورد مـوضوع با ديدي باز تر و فكري آزاد تر نگريسته و اميدي بيشتري براي رسيدن به يك نـتـيـجه عـملي و منطقي در شما ايجاد شود.
۳- گذشته را يادآوري نكنيد
اگر مي خواهيد به نيتي در آينده دست پيدا كنيد، با پيش كشيدن گذشته ها به هيـچ كجـا نخواهيد رسيد. مهم نيست كه او بار آخر فلان چيز را گفته و يا شما چه گفتيد. با هم عهد كنيد كه گذشته ها گذشته.
بچيزي اكنون در حال روي دادن است توجه كنيد. آتش آور معركه شدن راهـي به جـايي نخواهد برد. با فراموش كردن گذشته زود تر به توافق خواهيد رسيد.
۴- دست ياري نماييد
اگر به آرامي در مورد موضوعي بحث ميكنيد و همسرتان به يكباره صدايش را بالا برده و از كـوره در رفـت، كـافي است به طرفش رفته و او را نوازش كنيد. دست خود را به آرامي در دستان او قرار دهيد. بگذاريد بفهمد كه اين فقط يك مجادله بي اهميت است و شمـا براي شنيدن صحبتهاي او در كنارش هستيد. بعلاوه نوازش نشان دهنده اين اسـت كـه شما به او اهميت داده و دشمن او نمي باشيد.

توجه: او را بگونه اي جنسي نوازش نكنيد.
۵- جوي رسانا جهت ارتباط ايجاد كنيد
در حاليكه او به حالت قهر به اتاق خواب ميرود، چند عدد شمع روشن كـرده، يك نوشابه باز نموده، چند بالش روي زمين انداخته و از همسرتان بخواهيد براي بحث و گفتگـو نزد شما بيايد. او اتاقي را كه با سوسو زدن شعله هاي لطيف شمع روشـن مـي شـود را محلي مناسب براي تبادل نظر و انديشه يافته و از حالت تدافعيش كاسته خواهد شد. محيط اطراف تاثير مستقيمي روي احساسات ما دارد. عصبـانـيـت يـك احـساس خشن است اما با مراقبت همراه با توجه محبت آميز

، هميشه ميتوان آرا كنترل نمود.

۶- مشكلترين كلمه را بزبان آوريد
يك عذرخواهي واقعي ميتواند يكي از دشوارترين پيشنهاداتي باشدكه ما ارائه مـيكنيم. برخلاف تصور عموم، همه افراد قادر به زبان آوردن اين كلمه ۶ حرفي بوده و تا بحال هيچ كسي بعد از گفتن آن غش نكرده است. مي توانيد پيش از اينكه تسليم شده و بگوييد “متـاسـفـم”، به بحث و جدل ادامه دهيد اما بهتر است با بيان اين كلمه آب را روي آتش ريخته و خيلي سريعتر قائله را ختم دهيد.
تقصير را نبايد فقط به گردن آقايان انداخت. گاهي اوقات خانها نيز ميـخـواهـند فـقط حرف خودشان را به كرسي بنشانند. اما تا زمانيكه نتوانيد كوتاه آمده و عذرخواهـي نمايـيـد، بخصوص هنگاميكه برايتان دشوار است، نمي توان گفت كه انساني اعتذاري ميباشيد.
۷- جمله اي دلپذير به او بگوييد
يك مجادله مـيتـواند بسيار خسته كنده بوده و اثرات احسـاسـي سـوئي را بطور موقتي به همراه داشته باشد. با اينكه بايد روشن و صادق بود، گاهي اوقات ابراز حقيقت باعث بروز صدمه ميگردد. بعد از مجادله و جر و بحثي طولاني، وقت كوتاهي را اختصاص دهيد به اينكه به يكديگر يادآوري كنيد كه آن فقط يك اختلاف نظر معمولي بوده و اگر چه ممكن است برخي از عقايد همسرتان باعث اذيت و آزاد شـما شـود، امـا در عـوض بسياري از محاسـن ديگر وي را مانند خوش مشربي او، عشقش به فرزندانتان يا جديتش، دوست داريد. در اينصورت همسر شما نيز به احتمال زياد دست به مقابله بمثل خواهد زد.

گاهي اوقات فراموش كردن حرفهاي آزار دهـنده كسي كه دوستش داريد مشك

ل به نـظر ميرسد. اما اگر چيزي قابل تعريف را با آن بياميزيد، روبرو شدن با مسئله بسيار آسان تر خواهد شد.
۸- بگوييد كه دوستش داريد
بسيار تاكيد مي كنيم- هميشه، هميشه، هميشه هنگامي كـه مـي خواهيد به حالت آشتي و صلح برگرديد به همسرتان بگويـيـد كـه دوسـتـش داريد. اطـميـنـان دادن ايـنـكـه احساس شما نسبت به همسرتان هيچگاه و تحت هيچ شرايطي تغيير نخواهد كرد، در دست يابي به يك نتيجه صلح آميز و ماندني نقش بسيار با اهميتي خواهد داشت.
۹- براي عصر برنامه ريزي كنيد
بعد از ايـنـكه در خـانه اوضـاع آرام شـد، براي آزاد شدن فكـرتان از مجادله بـراي انجام يك فعاليت تفريحي آماده شويد. اگـر هـمـسـرتـان قبـلا بـراي رزرو بـليـط سيـنــما و يا گرفتن تاكسي اق

دام مي كرد، اين بار شما پيـش دستـي نموده و اين كارها را انجام دهيـد. او تحث تاثير اين اعمال نو ظهور شما قرار خوهد گرفت و اين به شما فرصتي مي دهـد تـا بتوانيد از اين تغيير رفتاري لذت ببريد.
ممكن است زماني توسط همسرتان “آدمي تنبل و نامرتب” مورد خـطاب قرار گرفـتــه و سريعا” نيز اين موضوع را فراموش نموده باشيد. اما در مورد زنان وضعيت متفاوت است آنها بسيار سخت مي تـوانـنـد سخني كه برايشان گران تمام شده است را از ذهنشان خارج نمايند. با پيشقدمي در پيشنهاد دادن يك فعاليت تفريحي، بخصوص بـعد از جــر و بحث، نتنها ذهن خود را مشغول موضوعي ديگر ميكنيد، بلكه به همسرتان ميـفـهمانيد كه هنوز هم دوست داريد وقتتان را با او بگذرانيد.
ببخشاييد، اما هميشه فراموش نكنيد

 

عذرخواهي تنها به ايـن مـعنا نـيست كـه بـگوييد متـاسفيد و آن اتفاق را براي هميشـه فراموش كنيد. در حقيقت، فراموشي باعث مي گـردد كـه مسئـله مـورد نـظـر مسـتـعـد بازگشت و سرايت دوباره به رابطه تان شود. با وقـت گـذاشـتـن بـراي بـحـث و گـفـتـگوي منطقي و آزادانه در مورد مشكلات، در عين حالي كه ميـدانـيد طرف مقابلتان را دوست داريد، خواهيد توانست اختلاف نظرها را تـبـديل به وسـيـله اي بـراي پيـشـرفت و ابـزاري آموزنده گردانيد.
بياد داشته باشيد كه همسرتان بهترين دوسـت شـما اسـت. از خـود بپـرسيد: آيا طـرز رفتار يا صحبت من با يك دوست اينگونه بايد باشد؟ آنگاه درآينده به اختلافات بگونـه اي ديگر خواهيد نگريست.
آداب دوستی و عوامل جلب محبت
اسلام براي جلب محبّت و ايجاد رابطه دوستي در جامعه اسلامي ،‌دستورهاي مفيد و موثري داده است واز آن جمله سلام كردن ، دست دادن ،‌معانقه كردن ، استقبال و بدرقه دوستان ، بوسيدن برادران ديني ،‌صله رحم ، خير خواهي ونصيحت ، نافع بودن و برآوردن حوائج برادران ديني ، ملاطفت ، تحفه و هديه دادن وقبول كردن هديه ، اكرام و تبسّم در وقت ملاقات كردن دوستان وسؤال كرد

ن از نام وفاميل دوست ،‌يادگرفتن وبر زبان جاري كردن نام دوست مخصوصاً با احترام ياد كردن و به اشتباه خود اعتراف كردن وبا عطوفت و ملايمت سخن گفتن ، در وقت ورود به مجلس به او جا دادن واحترام كردن و دوستي براي رضاي خدا بودن ومحور محبّت را در دوستي خدا قرار دادن ، به حقوق دوست احترام گذاشتن و با روي باز ومحبّت آميز برخورد كردن ومحبّت قلبي را به دوست خود بازگو كردن وپس از عطسه به او دعا نمودن ، و هم آهنگي در مسافرت ، نامه نگاري وپاسخ دادن به نامه ، ساعات فراغت را بين دوستان تقسيم كردن ، وفاء به عهد پيمان ، بندگي و اطاعت خدا را نمود

ن ، اخلاق و رفتارنيكو با مردم داشتن ودلجوئي و نوازش نمودن و ده ها وظيفه و دستورهاي ديگر از جمله آداب دوستي و عوامل جلب محبّت شمرده مي شود .

دانش دوستی و آداب آن
علاقه عمومی به دانش اندوزی در میان ملت ما هم پیشینه دیرینه و هم پایه های فكری و فرهنگی بسیار ممتاز در میان ملل دنیا دارد. اما این علاقه و اشتیاق مردم به همان اندازه كه باعث سوق جوانان و افراد به سوی دانش اندوزی می شود، می تواند خود بستر رشد امراض و آفاتی بشود كه دقیقاً برعلیه بسط علم و فرهیختگی عمل نماید.

۱- علاقه عمومی به دانش اندوزی در میان ملت ما هم پیشینه دیرینه و هم پایه های فكری و فرهنگی بسیار ممتاز در میان ملل دنیا دارد. اما این علاقه و اشتیاق مردم به همان اندازه كه باعث سوق جوانان و افراد به سوی دانش اندوزی می شود، می تواند خود بستر رشد امراض و آفاتی بشود كه دقیقاً برعلیه بسط علم و فرهیختگی عمل نماید. لذا ضروری است كه آداب دانش اندوزی و دانش دوستی و دانش محوری برای عموم و برای مجامع علمی و از همه مهم تر حكومت موردتوجه و رعایت قرار گیرد تا از گزند آفات در امان بمانیم.
۲- در شرایط امروز كشور ما، دانش پروری در معرض چهار آفت مهم قرار دارد:
▪اول، كوتوله پروری (سفله پروری) در مؤسسات علمی؛
▪دوم، فریبكاری های عالمانه؛
▪سوم، سوءاستفاده از پایگاه قدرت در كسب نام و نشان علمی؛
▪چهارم، مدرك بازی.
۳- در پیشرفت علمی، رقابت عالمانه- كه حقیقتاً مسابقه در فهم بهتر واقعیت عینی است- نقش مهمی ایفا می نماید. یكی از پدیده های ناهنجار كه در بسیاری از كشورها و تجمعات علمی دیده می شود، ایجاد یك «كلوپ بسته» است كه به جای رقابت عالمانه، با قلدر مآبی رقیب جدید را از گود مسابقه بیرون می اندازند!

مرض كوتوله پروری علائم متعددی دارد:
یكی از آنها بزرگ كردن اسطوره ای یك فرد و بستن دایره دور اوست، به نحوی كه هر سخن دیگر از همان ابتدا مرفوض به حساب می آید؛ علامت دیگر «رفض دیگران» است؛ یعنی یك دانشكده یا مجموعه مدعی می شود كه خود ملاك محك توان علمی خود است و لازم نیست علمیت حضرات در مجامع وسیع تر علمی مطرح گردد. گاه با پررویی گفته می شود: «این مقاله بازی، توهین به ملت است؛ چرا باید حتماً مقالات علمی ما در مجلات معتبر دنیا چاپ بشود تا به اعتبار آن ارزیابی مثبت محسوب گردد؛ ما خودمان باید ملاك باشیم!!»
البته هیچ فرد ایرانی از این كه مراكز و نشریات علمی ایرانی اعتبار جهانی پیدا كنند نه تنها ناراحت نمی شود، بلكه بسیار نیز بدان مباهات می كند. منتها كسب اعتبار در میان علمای جهان با اشتلم خواندن در خانه و یا ادعاهای پرطمطراق تفاوت دارد. وانگهی دانش كه امری سری نیست؛ اگر كسی به معرفتی دست بیابد، این معرفت در قالب رساله، كتاب، درس، سخنرانی و امثال آن ظاهر می شود؛ پس هرگاه دیدیم خشكسالی است باید بدانیم كه بازار دانش كساد است!
۴- مرض مهلك دیگر، فریب كاری های عالمانه است! آنچه در علم شكوه و جلال می آورد، نزدیكی هرچه بیشتر به واقعیت است و لاغیر.
حال اگر ادعای كشفیات بزرگ بكنیم و رسانه های كشور هم از روی ذوق زدگی این ادعاها را منعكس نمایند و بزرگان سیاسی هم به شكرانه به حمایت برآیند. این یك فریبكاری عالمانه است! در علم هر ادعایی باید با برهان باشد و فقط تا جایی كه برهان علمی توجیه می كند، ادعا مورد قبول قرار می گیرد. یكی از نمونه های اخیر، پخش خبر كشف بزرگ یك محقق ایرانی در آمریكا در

زمینه خواص ذره ای- موجی نور است كه در صدر اخبار برخی خبرگزاری های داخلی و رسانه های ملی قرار گرفت. به نظر من، اگرچه آزمایش و ادعای ایشان قابل توجه است، اما بسیار با آنچه می تواند به عنوان یك كشف عظیم و همسنگ نسبیت مطرح شود فاصله دارد! تجلیل و تكریم های بی پایه، نمونه دیگری است. مثلاً در تجلیل از خدمات علمی فلان دانشمند ایرانی كه به رحمت خدا

رفته است، هیچ فرد دانش دوستی تردید ندارد. اما وقتی نفس این تجلیل به یك دكان تبدیل می شود و برخی حرف های بی اساسی در نقش آن مرحوم در توسعه نظریه نسبیت یا سایر امور مطرح می نمایند و این سخنان توسط رسانه ها درج و پخش می شود، علامتی روشن از مرض فوق الذكر است. شاید یك راه ساده برای جلوگیری از اینگونه زیاده روی ها، استفاده از مشورت عالمان سختگیر در ارزیابی ادعاهای علمی باشد كه می تواند دولت، افكار عمومی و ثروت ملی را

از هدررفتن باز دارد.
نمونه دیگر، توجهات فصلی به برخی رشته هاست؛ مثلاً یك وقت دانش و فن «نانو» مد روز می شود و اعتبارات عظیمی به آن تخصیص می یابد و سپس از هر گوشه ای «نانو» شناس سر برمی آورد و داستان تا انتهای خزانه اعتبار تمام می شود و فصل دیگر «IT» مد می شود و همه چیز گویی به سوی «حذف كاغذ» و «دیجیتال شدن» به حركت می افتند، دادگاه ها تمام اتوماتیك می شوند، ادارات بدون كاغذ، دانشگاه ها مجازی، نسخه ها كامپیوتری و قس علی هذا. و هر كس سعی می كند از اعتبار تخصیص داده شده مانند گوشت قربانی تكه ای بهره مند شود و سپس با ته كشیدن این اعتبار تب IT هم خنك می شود.
من همه اینها را از مصادیق فریبكاری های عالمانه می دانم كه در بستر عدم اطلاع مسئولین و حسن نیت آنان و فرصت طلبی «اعتبارپرستان» رشد می یابد.
۵- سوءاستفاده از «قدرت سیاسی» (حكومتی) برای كسب نام و نشان علمی، مرض دیگری است كه دانش پروری را در ایران امروز تهدید می نماید. نمونه جالب آن اجیر كردن دانشمندان برای تهیه مقاله و كتاب به نام حضرات است!! جناب وزیر یا مسئول چون فرصت ندارند خود نمی توانند كار علمی كنند، و از سوی دیگر سخت به نام و نشان علمی دلبسته اند؛ لذا از امكانات در اختیار خود استفاده نموده و دانشمندی را اجیر می كنند تا برای او تحقیق نماید و ایشان را به عنوان مؤلف معرفی كند!! از آن جالب تر سخنرانی علمی «سفارشی» است! البته در امور سیاسی مرسوم است كه سخنرانی سیاستمداران بزرگ را گروهی فرهیخته مطابق خطوطی كه مدنظر آن سیاستمدار است تهیه نمایند و آن را در اختیار سیاستمداران برای ارائه قرار دهند، اما اینها «امتیاز» محسوب نمی شوند. جالب و بدیع آن است كه جناب مسئول در یك سفر كاری و سیاسی هوس سخنرانی علمی می كند، نه وقت دارد كه تأملی كند و نه ذهن او مطلبی دار

د: لذا به صاحب فضل نیازمندی می گوید: «مقاله علمی درجه یك برای من بنویس!» مقاله را آقا می خواند و در ركورد دانشگاهی برای كسب مدارج، ثبت و ضبط می كند!!
نمونه دیگر، ظهور علامه های رسانه ای است!! یعنی برخی را با بوق و كرنا باد می كنند كه فلانی فیلسوف است، متفكر است، سقراط است و… تا بدین وسیله آنچه را كه می خواهند از دهان این «نوابغ بادی» در ذهن های ساده و مشتاق بكارند.
در تابستان گذشته یكی از اساتید فلسفه سیاسی دانشگاهی در آمریكا در تهران سخنرانی میگفتم: «اگر او اینقدر شأن علمی دارد، چرا كرسی هیوم را كه اخیراً در دانشگاه شما خالی شده به او پیشنهاد نمی كنید؟!» با تغیر گفت كه فلانی كوچكتر از این حرفهاست. او حتی یك رساله فنی ندارد، اما برای بسط دموكراسی و تفكر سكولار در كشور شما بسیار مهم است!»
۶- چهارمین افت دانش پروری، مرض و بلكه سرطان «مدرك بازی» است. نمی گویم «مدرك محوری» كه داشتن مدارك معتبر علمی برای تصدی امور مربوط حقیقتاً یك حداقل است و حتماً باید چنین باشد. با آن كه معتقدم مدرك تنها، حكایت از عمق فهم علمی نمی كند، چه بسا افراد با مدارك علمی هم شأن به لحاظ سطح دانش و عمق آن، با یكدیگر اختلافات فاحش دارند.
اما مسئله «مدرك بازی» داستان كاملاً جدایی است! مدرك بازی یعنی در یك سیستم حكومتی- مدنی بتوان مدارك علمی مورد علاقه را- بدون طی مراحل تعلیمی- تولید كرد و از عنوان آن استفاده های معادل مدارك تعلیمی نمود! گزارش اخیر روزنامه كیهان از داستان «دانشگاه آمریكایی هاوایی» دقیقاً گویای این جریان ناخوشایند در زندگی جمعی امروز ما است و متأسفانه این تنها مورد هم نیست. علاوه بر ظهور دكه های چاپ مدرك، برخی روش های دیگر هم باید طرح گردد؛

مثلاً برخی از قدرتمندان سیاسی، استاد خود را به دفتر كار خود احضار می كنند تا از آنان امتحان به عمل آورند! و آن دیگری خود طراح سؤالات خود می باشد، یعنی «بالماسكه» به نحو جدید!