مقدمه :
بین النهرین سرزمینی جلگه ی می باشد که آثار فرهنگ و تمدن بین النهرین از هزاره سوم قبل از میلاد با حکومت سومریها و اکدیها آغاز شد و در هزاره دوم و اول در زمان فرانروایی بابلیها و آشوریها به اوج رسید. نژادهای مختلف با منشاء و زبان بسیار متفاوت به وجود آوردند با وجود این فرهنگ مذکور ارگانیسم معنوی و روحانی یکپارچه ای را نشان می دهد که در عین تنوع داخلی وحدت فوق العاده آن به وحدت مسیحیت غربی پس از دوران باستان، شباهت دارد (شي يرا ، ۱۳۷۵ ، ۱۹۲).

وحدت فرهنگ بین النهرین بر ضرورتهای ژئوپولیتیکی سرزمین بین النهرین و کیفیت جغرافیای آن تاکید فراوانی ندارد، بلکه بیشتر به دورنمای جامع مذهب در جهانی می پردازد که به رغم توسعه تاریخی و تنوع بومی آن، دارای تجانس و ویژگی ذاتی مشترکی بود.
برای درک ماهیت و وحدت معماری و هنر بین النهرین، می توان با مطالعه ابنیه و آثار هنری مکشوفه، تصورات عامه مردم را درباره خدا و شاه که از آن جدایی ناپذیر بود فهمید.
حیات و زندگی در بین النهرین را می توان برگرفته از وجود دو رودخانه دانست که هزاران سال است در آن دشت در جریان می باشد. و با از بین رفتن هر تمدنی نوع جدیدتری از ان همراه با مردمانی که اعتقادات و باورهای خاص خویش را داشتند می گزیده است. آثار و بقایای که از آن مردمان

بر جای مانده است منعکس کننده اعتقادات و باورهای مردمانی می باشد که هم اکنون جای هزاران سوال و پرسش را برای مخاطب امروز و آیندگان بر جای گذاشته است (وزيري ، ۱۳۸۰ ، ۱۸۱).

به گفته آنتون مورنگان : هنر کلاسیک بین النهرین در سالهای ۳۰۰۰ تا ۵۵۰ ق . م به بیان احساسات بشری می پردازد و منعکس کننده تصویر سومری – اکدی و بابلی – آشوری از خداست.
حال نگاه رنده در بررسی از معماری و هنر بین النهرین به بررسی نقوش برجسته کاخهای آشور میانه پرداخته و امید آن را دارم که مورد قبول استاد ارجمندم و مخاطبین قرار گیرد.
نقش برجسته های زیادی که از سنگ مرمر سفید و سنگ های دیگر تهیه شده و متعلق به دور آشورمیانه می باشد که توسط بتا Botta و لایار Layaro در نینوا به دست آمده که اکنون در موزه لوور و موزه های بریتانیا موجود است و مربوط به تزیینات درونی تالارهای قصوری بوده اند که به پادشاهان آشوری تعلق داشته است. موضوع نقش برجسته ها بیشتر شرح جنگ ها و نبردها و همچنین مجازات اسیران و مراسمات درباری شاهان آشوری را نشان می دهد. (مجيدزاده ، ۱۳۸۰).
همانطور که الوهیت در مصر منزلی به سزا داشته است سلطنت در آشور مقام شامخی محسوب می گشته است. سلاطین جنگجویی که مفتون افتخارات جنگی بوده اند یاد بود شکنجه های

وحشت زا که به مغلوبان و اسیران می دادند لذت می برده اند سبب شده اند که عموماً موضوع نقش برجسته ها روی این موضوع ها باشد. بیشتر نقوش به وجه باهری صحنه هایی فجیع قتل و غارت و نقوش مجازات های وحشی را که در برابر پادشاهان نسبت به اسیران شکست خوردگان مرعی می داشتند مشاهده می کنیم (البته بیشتر در آشورنو) و گاهی در ذیل این نقوش کتیبه های می بینیم که به خط آشوری اقدام بدین اعمال را همانند یک پیروزی درخشان تمجید و تقدیس

کرده اند ( ويزري ، ۱۳۸۰ ، ۱۸۳).
از نظر معتقدات مذهبی بامردمان این سامان را مانند سایر ملل به داشتن تعداد خدایان می شناسند … آشوریان به رب النوع های خود خدایان نگهبان می گفتند و آنان را مقتدر و توانا می پنداشتند و به همین جهت کوشش می کردند، تجسم خدایان چنان باشد که افاده این قدرت و توانایی را به وجه احسن بنماید.
به طور کلی سیمای مردان چه در نقش برجسته های آشوری و چه در حجاریها عموماً خشن است و ماموهای چهارگوش و تابدار زینت شده است. عضلات و اندام مجسمه ها با طبیعت چندان وفق نمی دهند در صورتی که در ترسیم حیوانات به این نکته یعنی شبیه سازی بیشتر توجه شده است … طرح ها تقریباً مانند نقش برجسته های مصری است، ولی با این تفاوت که اگر چشم ها تمام رخ را نشان می دهند، شانه ها به معلمان وضع نیم رخ ساخته شده اند (وزيري ، ۱۳۸۰ ، ۱۷۹).
در پایان باید از استاد راهنمایم دکتر سعیدی هرسینی کمال تشکر را بنمایم که این جانب را در ارائه تحقیق کلاسی مورد راهنمایی و عنایت خود قرار دادند. باشد که این کار مورد قبول ایشان و دیگر دوستان قرار گیرد.
پیش گفتار :
وجود تمدنهای بزرگ در بین النهرین همچون سومر، اکد، بابل، آشور این سرزمین را در ضمره بزرگتر بین تمدنهای بشری قرار داده است. گستردگی فرهنگها و تمدنهای باستانی نشان از موقعیت خوب جغرافیايی و زیست محیطی بین النهرین برای رشد تمدنهای باستان می باشد. وجود دو رودخانه بزرگ و سرزمین بین النهرین را از لحاظ کشاورزی در درجه بالای قرار داده است.
فرهنگ و تمدن آشورمیانه را نمی توان جدا از فرهنگ و هنرهوری – میتانی در قرن ۱۴ ق . م میلاد دانست (مورتگات ، ۱۳۷۷ ، ۱۹۷).
گستره هوریما در سرتاسر شمال بین النهرین وبه قدرت رسیدن آنها تحت خاندان میتانی در اواخر نیمه اول هزاره دوم ق . م اهمیت ویژه ای را در هنر آشور به طور کلی خاورمیانه داشته اس

ت. قلمرو این حکومت از کوههای زاگرس از شرق تا سرزمین فلسطین در غرب کشیده شده بود. با وجود آنکه نژاد آشوری بعدها چه از نظر سیاسی هرچند از لحاظ نظامی توانست بر هوری – میتانیها فایق آید اما باید پذیرفت که آشوریها از قرن چهاردهم به بعد تمام کوششهای ناموفق هورمها و فرمانروایان میتانی آنها را از لحاظ سیاسی و فرهنگی با موفقیت به سرمنزل مقصود رساندند (مورتگات ، ۱۳۷۷ ، ۹۷۸).

یکی از جنبه های زیبای هنر آشور میانه نقش برجسته های آن می باشد که در کاخهای آشوری و حفریات باستان شناسانه در نینوا به دست آمده است. این نقوش موضوعات مختلفی را مورد بازسازی و روایت قرار داده است از جمله پیروزی پادشاهان آشوری و شکرگذاری آنها در مقابل خدایان آشوری، کشتن اسیران در مقابل پادشاه و بزرگان، گرفتن مالیات از کشورهای تابع از جمله موضوعات نقوش برجسته آشوری می باشد( شي يرا ، ۱۳۷۵ ، مقدمه)
این نقوش به اندازه کافی از ظرافت و حساسیت جزئیات نسبت به دوره حمورابی و آشور جدید برخوردار نمی باشد. حال توضیحات کلی درباره نقوش آشوری در ادامه ذکر گشته است. و همچنین به صورت مقایسه ای نقوشی برجسته آشورمیانه را با آشور جدید نیز بررسی نموده ایم. در اين پژوهش سعي شده است كه بخشي از هنر آشوري مورد مطالعه قرار گيرد (مورتگات ، ۱۳۷۷ ، ۱۹۸).
موقعیت جغرافیای طبیعی بین النهرین :
یکی از مراکز قدیم فرهنگ و تمدن در آسیای میانه سرزمین بین النهرین است که به وسیله دو رود پرآب دجله و فرات مشروب می شود. این دو رود از کوههای ارمنستان سرچشمه می گیرند و با فاصله زیادی از یکدیگر و با سرعت زیاد پس از گذشتن از معابر عمیق وارد جلگه بین النهرین گشته پس از مشروب نمودن آن قسمت به طرف جنوب سرازير مي شوند در حوالي شهر بغداد امروزي

فاصله ي اين دو رود از يكديگر كمتر مي شوند و به حدود ۳۰ كيلومتر مي رسند، هر چه به سمت جنوب مي روند از هم فاصله گرفته تا به بين النهرين سفلي مي رسند. در محلی به نام قورنه این دو رودخانه به هم پیوسته و شط العرب را تشکیل می دهند و از آنجا پس از پیوستن رودخانه کارون به آنها وارد خلیج فارس می شوند. محدود ساختن بین النهرین کار چندان آسانی نیست ولی می توان جلگه بین النهرین را از مشرق به فلات ایران و کوههای زاگرس و از مغرب به صحرا تار (صحرای

شام ) محدود نمود. در شمال بین النهرین فلات آسیای صغیر واقع شده است که تا حدودی از نقطه نظر وضعیت طبیعی شبیه فلات ایران است. به طور کلی بین النهرین از دو قسمت تقریباً متمایز شمالی، یعنی دامنه کوهستانی و کوههای شمال شرقی که خود از رشته كوه هاي زاگرس هستند که به رشته کوههای تاروس می پیوندند و مرتفع ترین قسمت آن در مرز بین ایران

و ترکیه و عراق قرار گرفته و قسمت جنوبی که شامل سرزمینهای پست مرکزی و زمینهای باطلاقی نزدیک دهانه خلیج فارس می باشد، تشکیل شده است.(ملك شهميرزادي ۱۳۷۵،۲۱۷)
از نقطه نظر آب و هوايي، شمال و جنوب بین النهرین یکنواخت نبوده اقتصاد در جنوب بين النهرين و طغیانهای سالیانه آن بستگی دارد. اين شرايطي بوده كه وضعيت خاص اين منطقه باعث شده كه شرايط خوبي براي ايجاد كانال را در اين منطقه را به وجود بياورد. از زمان سومریها، از اقوام اولیه

ساکن در این قسمت، طوایف و گروههای مختلف انسانی را به خود جلب نموده است.
در شمال بین النهرین هوا سردتر و زمستان ها با برف زیاد همراه است. فصل گرما نسبتاً کوتاهتر و در بیشتر قسمتها زراعت دیم نوع اصلی کشاورزی می باشد. در این قسمت درختان میوه در مقابل تغییرات جوی مقاومت بیشتری را از خود بروز می داده و می دهند. (بخارا، ۱۳۷۵،مقدمه)
از نقطه نظر جغرافیای نظامی سرزمین بین النهرین را باید سرزمین باز نامید، زیرا برخلاف مصر که از هر طرف بسته است دسترسی به قسمتهای مختلف بین النهرین آسان است. (ملك شهميرزادي، ۱۳۷۵،۲۱۸)
وجه تسمیه بین النهرین :
بین النهرین معرف نام سرزمینی است که برای اولین بار به وسیله مورخین یونانی به اراضی بین دو رودخانه دجله و فرات اطلاق می شده است. رود فرات که در زبان سومری به آن بورانونا گفته می شده ۲۸۰۰ کیلومتر راه را در مسیر خود طی می کند. سومریها به رود دجله که حدود ۲۰۰۰ کیلومتر طول دارد ایدگلینا می گفتند. در تورات نام دجله و فرات از قرار زیر آمده است:
« وسیوم حدقل است که به طرف مشرق آشور جاریست و نهر چهارم فرات است» (نقل از سفر تکوین، فصل دوم – ۱۴ ) . دجله پرآب تر سریع تر و فرات کم آب تر و آرام تر و دارای ساحلی پست تر بوده و برای کشتی رانی (حرکت به توسط وسایل آبرو) مناسب تر است. هرچند این دو رودخانه پس از تشکیل شط العرب به صورت رود واحدی به خلیج فارس می ریزند ولی به احتمال قریب به

یقیین در گذشته هر یک دارای مصب جداگانه ای بوده اند. (ملك شهميرزادي ،۱۳۷۵،۲۱۵)
تاریخچه مطالعات باستان شناسانه بین النهرین :
تا پایان قرن ۱۸ میلادی اطلاعات موجود درباره تمدنها و فرهنگهای پیش از تاریخ و دوران تاریخی بین النهرین و شرق نزدیک منحصر بود به نوشته های کتب مذهبی و اساطیری که از خلال نوشته های ادبی فلكوريك دورۀ کلاسیک که اکثراً متاثر از تورات وانجیل بودند باقیمانده بود. از سال ۱۸۰۲ میلادی بود که قدمهای مثبتی در راه شناخت گذشته اقوام ساکن منطقه ای که امروزه به نام بین النهرین و شرق نزدیک به معنای وسیع کلمه رایج است برداشته شد. بین النهرین را منطقه ای می دانند. که قسمت قوس شرقی جنوبی هلال حاصلخیزی را در بر می گیرد و دو رود دجله در شرق و فرات در غرب جریان دارند. در شمال ارتفاعات تا روس و آنتی تا روس و قسمتی از زاگرس قرار گرفته اند و جنوب آن در ناحیه بصره به خلیج فارس می پیوندد. (ملك شهميرزادي، ۲۱۵،۱۳۷۵)
در سال ۱۸۵۷ میلادی اشکالات موجود در خواندن خط و زبان آکادی برداشته این اتفاق بعد از خواندن خطهای فارسی و ایلامی صورت گرفت. پس از این اتفاق قسمت زيادي از اسناد کتبی به دست آمده از حفریات باستان شناسی خوانده شد.
در نیمه اول قرن نوزدهم میلادی حفاران و باستان شناسی فرانسوی یل امیل بوتا وا. هنری لایارد انگلیسی علاوه بر تعداد زیادی مجسمه های سنگی که به اندازه طبیعی ساخته شده بودند و قطعات در اندازه هاي مختلف از نقوش برجسته و اشياء بسيار ارزنده و نفیسي که از کاخها ، معابد و محلهای باستانی بین النهرین به دست آورده بودند با خود به اروپا بردند و موزه هایی چون لووروبریتانیا را با آنها مزین کردند، گزارشات مفصل و شگفت انگیزی از کارهای خود را نیز به ارمغان به مجامع علمی اروپا بردند یکی از مهمترین نغايسي بدست آمده از حفریات این دوره کتابخانه آشوربانیپال (۶۲۷ – ۶۹۹ ق . م ) بود. که از شهر باستانی نینوا به دست آمد. که شامل نوشته

های ادبی و علمی و مذهبی بود که به خط و زبان بابل و آشوری نوشته شده بودند. (ملك شهميرزادي، ۲۲۱،۱۳۷۵)
خرابه های بابل که در جنوب آشور واقع شده است در ابتدا کمتر توجه باستان شناسی ها را به خود جلب کرده بود زیرا احتمال بدست آوردن اشیاء نفیس، آن طور که از شمال بین النهرین انتظار می رفت در جنوب کمتر بود. در سال ۱۸۷۷ م . دو سارزک سرپرستی و هدایت حفاری در محل باستانی تلو یا همان گیرسو یعنی محلی که برای اولین بار آثار باستانی متعلق به دوران سومر در آنجا بدست آمد را به عهده گرفت. در بین اشیاء نفیس که از این محل كشف شد، مجسمه ا

ى سنگی با کتیبه ای به خط میخی متعلق به گودآ و دو مهر استوانه اى جزء قديميترين مداركي بودند كه به خط سومري نوشته شده بود.اين يافته جزء قدیمیترین اسنادی بودند که تا آن وقت از خط و زبان سومری در دست بودند. بعد ها در سال ۱۸۸۹ م. غنی ترین کتابخانه با اسنادی به خط و زبان سومری در زیر لایه هاي متعلق به یک منزل مسکونی مربوط به قرن ۱۸ ق.م توسط

باستانشناسان آمریکایی از شهر مذهبی نیپور بدست آمد. (ملك شهميرزادي، ۲۲۳،۱۳۷۵)
باستانشناسان آلمانی نیز در بین النهرین دست به فعالیتهای تحقیقاتی بزرگی زدند. در سال ۱۸۹۹ م. ر کولدوی در شهر باستانی بابل و در سال ۱۹۰۳ م. والترآندره در شهر باستانی آشور ( دو پایتخت بزرگ امپراطوری باستانی بین النهرین ) به حفاریهای وسیعی اقدام نمودند. شهر بزرگ مذهبی اوروک یا همان شهر ارخ که بعدها وارکا نامیده شد و یکی از بزرگترین شهرهای باستانی جنوب بین النهرین بودن در سال ۱۹۱۳ م. در یک مقیاس بزرگ توسط جوردن خاکبرداری شد. (ملك شهميرزادي، ۲۲۳،۱۳۷۵)

جنگ جهانی اول را باید برای تحقیقات باستانشناسی یک دوره فترت محسوب كرد. با خاتمه جنگ، باستانشناسان دوباره فعالیت های خود را از سر گرفتند و حفرهای گذشته را در بعضی نقاط ادامه دادند. مثلاً در شهر اوروک موفق شدند به آثار متعلق به دوره آغاز ادبیات دست یابند که متعلق به حدود ۳۲۰۰ ق.م بود. بسیاری از باستانشناسان کار خود را در محلهایی شروع کردند که تا آن زمان حفاری و بررسی نشده بودند. اهم این دسته از حفاران عبارت بودند از سرناردوولی که حفاری شهر باستانی اور که در تورات از آن بعنوان زادگاه حضرت ابراهیم نبی (ع) نامبرده است را رهبری نمود.

در منطقه، دیاله در شمال هیأتی از موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو به سرپرستی پرفسور هنری فرانکفورت موفق به خاکبرداری از معابد مختلفی گردید که در طی دوره های مختلف ایجاد گردیده بودند. (ملك شهميرزادي، ۲۲۴،۱۳۷۵)
جنگ جهانی دوم موجب آن شد که کلیه فعالیتهای باستانشناسی متوقف و دوره دوم فترت در اکتشافات باستانشناسان آغاز شد. در فاصله بین زمان آغاز جنگ تا پایان آن باستانشناسان فرصت یافتند تا برروی آثار بدست آمده مطالعه و تحقیق نمایند از جمله این مطالعات سمیناری بود که تحت نظر پروفسور هنری فرانکورت در مؤسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو تشکیل گردید. و حدود دو سال به طول انجامید. نتیجۀ اين سمینار مقالات و رساله های دکتری و کتب و انتشار گزارشات حفریات مختلف انجام شده بود. چهار در ساله عمده دکتری این سمینار در اطراف گاهنگاری ادوار مختلف فرهنگی ایران و بیت النهرین و مصر و منطقه ارجه بود. (ملك شهميرزادي، ۲۲۵،۱۳۷۵)
بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم متخصصین بومی همدوش دانشمندان وباستانشناسان اروپایی و آمریکایی در زمینه تحقیق درباره فرهنگها و تمدنهای باستانی کشورهای خود شرکت مؤثر نمودند در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ م نتیجه کار برخی از این باستانشناسان بومی تا آن حد از اصالت برخوردار گردید، که توانستند مرکز علمی را که خود از آنجا فارغ التحصیل شده بودند از نظر فکری و علمی تغذیه نمایند. (ملك شهميرزادي، ۲۲۵،۱۳۷۵)
نگاهی به دوران آشور قدیم :
آشور کشوری در کنار دجله می باشد و در نیمه شمالی سرزمین عراق امروزی قرار گرفته است. در هزاره سوم ایالتی از سومر که بوده است. آنها فاقد کشاورزی قوی و زمینهای حاصلخیز بودند و بیشتر به کارخانجات اشتغال داشتند. همان گونه که بر اساس کتیبه ها و سنگ نوشته ها ودیگر شواهد باستانشناسی معلوم است آنها افرادی جنگجو و خون ریز بودند.(مجيد زاده ،۱۳۸۰، ۱۹۱)
آشوریهایی که در قرن ق.م فرمانروایی بر سرزمین بین النهرین را بدست گرفتند به هیچ وجه تازه واردان به منطقه نبودند. آنها در واقع قدیمیترین ساکنان بین النهرین را تشکیل می دادند و از ایند. آشور و نینوا بارها زیر سلطه حکومتهای بیگانه بوده واکدی ها و سومریها هر دو شعر را برای مدتی در اشغال خود داشتند با وجود این آشور توانست تمامیت نژادی خود را در طول تاریخ همچنان حفظ کند.( مورتگات ،۱۳۷۷، ۱۹۸)
آشوریها فرهنگ و تمدن بین النهرین را بی هیچ تغییر یا تعدیل پذیرفتند و آن را از طریق متعمره های خود در سرزمینهای دیگر انتشار دادند. آنها معبد ایشتر را در شهر آشور با پیکره های به سبک اکدی تزیین کردند که شباهت کامل به مجسمه های بدست آمده از ماری منطقه دیاله ولاگاش داشت و پیکرۀ بی سری را که گاهی به زریقوم پادشاه آشور نسبت می دهند به سبک مجسمهپرهیز کنند که در دشتهای جنوبی بین النهرین ازآبی که از سرزمین خود آنها می گذشت تغذیه کرده و شکوفا شده بود
( مورتگات ،۱۳۷۷، ۲۰۱).
بی تردید آشوریها در زمان پادشاهی شمشی- ادد اول به نیرو و توان بومی خویش در ایجاد یک امپراطوری عظیم پی بردند شاید الواح بدست آمده از ماری اطلاعات است فراوان را از این پادشاه که به مدت سی و پنج سال با قدرت بر سرزمین آشور فرمان راند در اختیار ما قرار دهند. شمسی – ادد اول امپراطوری را بنیان گذارد که نه تنها دره های دجله و فرات بلکه بخشهای بزرگی از سرزمینهای فرانسوی این رودها را نیز دربر می گرفت به احتمال پادشاهان آشور از حدود همان زمان (قرن هجدهم ق . م ) به فکر برتری جویی و گسترش قلمرو و پادشاهی خویش افتادند اما این برنامه جاه طلبانه در آن تخقق نیافت. زیرا در آن روزگاران نخستین سد راه آنها در جنوب همورابی و سپس کاسیها در شمال هیتانیها بودند که حتی از دشمنان جنوبی خطرناکتر می نمودند. سرانجام در فرصتی مناسب آشوریها از اوضاع مغشوش سیاسی حاکم بر منطقه سود جسته و آزادی عمل خویش را باز یافتند این فرصت در قرن سیزدهم ق . م به دست آمد و در دو سوی مثلثی که از مسیر دو رود دجله و فرات بزرگ تا محل تلاقی آنها تشکیل می شد، حکومتی به وجود آمد که در طول سالها کشمکش همچون فولاد آبدیده شده بود(مجيد زاده ،۱۳۸۰، ۲۰۷).

هنرهوری – میتانی و ارتباط آن با هنر آشورمیانی :
هنر آشور را از زمان انحطاط سلسله همورابی تا حدود ۱۴۰۰ ق . م نمی توان از هنرهوری – میتانی جدا ساخت. نفوذ گسترده هوریها در سرتاسر شمال بین النهرین و به قدرت رسیدن آنها تحت رهبری خاندان آریایی میتانی در اواخر نیمه اول هزاره دوم ق . م اهمیت ویژه ای را در هنر آشور و

به طور کلی خاورمیانه داشته باشد. در آن زمان که وسعت خاک امپرواطوری میتانی از کوههای زاگرس از شرق تا سرزمین فلسطین در غرب کشیده شده بود، خاك آشور را نیز دربر می گرفت با وجود آنکه نژاد آشوری بعدها چه از نظر برتری سیاسی و چه از لحاظ تسلط نژادی توانست بر هوری – میتانیها فایق آید. اما باید پذیرفت که آشوریها از قرن چهاردهم به بعد تمام کوششهای ناموفق هوریها و فرمانروایان میتانی آنها را از لحاظ سیاسی و فرهنگی با موفقیت به سرمنزل مقصود رساندند( مورتگات ،۱۳۷۷، ۱۹۷).
هنر آشور در طول قرن پانزدهم ق . م آشکارا زیر نفوذ هنرهوری – میتانیها بود. این روند آزادسازی زبان تصویری آشوری از زیر نظارت هوری – میتانی، که در تاریخ هنر تمامی خاور نزدیک نقش بسیار تعیین کننده ای داشت اکنون به سختی قابل درک و بازسازی است. زیرا مدارک موجود منتشر شده هنوز ناچیز است و ابعاد تعبیر و تفسیرهای تاریخی ما بستگی به منابع باستان شناسی دارد که گاه از حفریات به دست می آید. امروز ارزیابی درست رابطه میان هنر آشوری میانی و هوری – میتانی با توجه به آگاهی بسیار ناچیز و شکننده ما از هنرهای مهم هوریها و فرمانروایان میتانی آنها امکان ناپذیر است( مورتگات ،۱۳۷۷، ۱۹۸).
دانش ما از فرهنگ و تمدن هوری – میتانیها از فعالیتهای باستان شناسی در محوطه های باستانی زیر به دست آمده است. کشفیات باستان شناسان آمریکایی در یورغان تپه (شهر نوزی) که یافته های شمار تازه ای را درباره تاریخ میتانیها در کرکوک به ما می دهد. همچنین حفریات ملوان باستان شناسی انگلیسی در قلب سرزمین هوری نشین در منطقه خابور و حفریات لئوناردوولي در شهر اَلَلَخ (تل عشانه) اطلاعات ما را درباره هنر و معماری هوری – میتانی افزایش می دهد( مورتگات ،۱۳۷۷، ۱۹۹).
هنر دوره آشورمیانه :
در قرن چهاردهم هنگامی که آثار ضعف و زوال در ارکان امپراطوری میتانی آشکار شده آشوریها به سرعت و قدرت واکنش نشان دادند و به زودی آرمانی سلحشورانه و حتی کشورگشایانه را تدوین کردند که در شکل گیری یک ارتش نیرومند سهم مهمی داشت. نخستین پادشاهان آشوری که توانستند سرزمین آشور را از تسلط میتانیها برهانند اِریب – ادو اول ( ۱۳۶۶ – ۱۳۹۲ ق . م ) و

جانشین او آشور – اوبَلیط اول (۱۳۳۰ – ۱۳۶۵ ق . م ) بودند. در زمان آنها دولت شهر کوچک آشور به عامل نیرومند تازه ای تبدیل گردید و از لحاظ سیاسی – نظامی های امپراطوری میتانی را گرفت و رقیب مهمی برای پادشاهان همیتی و مصری شد( مورتگات ،۱۳۷۷، ۲۱۸).
شهر آشوری نخستین پایتخت و مرکز دایمی مذهبی آشور بود که در آن زیگوراتها و معابد بسیاری وجود داشت که از نظر معماری و تزئینات تامل می باشد.
نقوش برجسته آشورمیانه :
به نظر می رسد که اَفریز تصویری، یعنی برگردان تصویری گزارشهای سالانه پادشاهان آشوری که كاخهای دوران امپراطوری را تزیین می کرد برای نخستین بار در قرن سیزدهم در دوران پادشاهی کوکولتی – نینورتای اول پدیدار شده باشد دو اثر از دو نوع کاملاً متفاوت با تزئین نقشه برجسته از دوران زمامداری این پادشاه نظریه بالا را تایید می کند یکی از آنها تکه ای است از صفحه ای گرد و به احتمال فراوان درپوش سنگی یک ظرف که سطح آن با نقوش برجسته تزئین شده است. این درپوش از آشور در شمال غرب کاخ جدید به دست آمده و بنابراین قطعاً به دوره تقریباً همزمان با پادشاهی کوکولتی – نینورتا تعلق داشته است با وجود کوچکی شیء ، موضوع و سبک نقش برجسته روی آن الگوی آثار بزرگ هنر آشوری در قرون بعدی است. سطح دایره به کمک یک خط به دو بخش تقسیم شده است. نیمه بالابب صحنه جنگی را شان می دهد که در آن دو تن از سربازان دشمن از پای درآمده اند. و نفر سوم در مرکز صحنه در چنگ یک سرباز یا به احتمال بیشتر پادشاه آشوری که تنها یک دست و پای او در این اثر شکسته دیده می شود. گرفتار شده و به زودی جان خود را از دست خواهد داد این مرد روی یک پا به زانو درآمد. و آشوری پیروزمند یک پا را روی ران و شکم او نهاده و موهای وی را با دست چپ به چنگ گرفته و با خنجری که با دست راست بالای سر برده است قصد جدا کردن سر از بدن دشمن را دارد. نکته بسیار جالب اینکه هنرمند حجار به هیچ وجه اجازه نداده است که قوس لبه ظرف در انتهای صحنه عامل تعیین کننده ای در نسبت اندازه نقشمایه ها به شمار آید. زیرا وی زیرکانه توانسته است نقوش را در صحنه ای بچیند که اندازه آنها یکسان باشد. از ردیف زیرین تنها بخش کوچکی برجای مانده است مرکز صحنه اندکی به سمت چپ سر مرد دیده می شود که کلاه فینه ای به سر دارد وی به احتمال پادشاه آشوری است که پس از بازگشت پیروزمندانه از جنگ از ارابه پیاده می شده و مشغول انجام نیایش و شکرگزاری به درگاه خداست. او به همین مناسبت جامی را به دست گرفته ست و قصد نوشیدن آن را دارد. پشت سر پادشاه ارابه دواسبه شاهی و درون آن مردی با همان کلاه قرار دارند در مهارت هنرمند جای هیچ گونه تردیدی وجود ندارد. مسئله جایگزینی نقوش و به ویژه انطباق آن با شکل دایره تحسین آمیز است و جزئیاتی چون دستها و پاها و عضلات . آرایش موی سر و دهانه اسب با دقت و استادی فراوان شکل بخشی شده است(مجيد زاده ، ۱۳۸۰، ۲۱۰).
اثر برجسته دیگری از دوران پادشاهی توکولتی – نینورتای اول برجای مانده است که همچون درپوش بالا در مطالعه و تاریخ خاستگاه نقوش برجسته کانهای آشوری اهمیت زیادی دارد(مجيد زاده ، ۱۳۸۰، ۲۱۱).

این اثر سکوی سنگی برای نماد خدای روشنایی نو سکوست. درنقش برجسته بدنه این سکو کوکولتی – نینورتا را می بینیم که عصای شاهی را به دست دارد و به سکوی نماد خدا نزدیک می شود. اندکی جلوتر پادشاه را برای دومین بار می بینیم که به سکو نزدیکتر شده و در برابر آن زانو زده است. نماد روی سکو در نقش برجسته به «نوسکو» خدای روشنایی تعلق دارد روبرو شدن پادشاهان با خدایان که از دوران نوزایی سومری بر سنگ یادمانی از زمان فرمانروایی گوداَدرلاگاش تا دوران پادشاهی حَمّورابی از دوران بابل قدیم بر سنگ یادمان قانون وی پیوسته در رشته های گوناگون هنرهای تجسّمی بابلی دیده شده است در هنر آشوری سابقه ندارد چه در ادبیات و چه در هنر آشور خدایان از دنیای خاکی انسانها به دورند و ما نمی دانیم که آیا این امر بازتاب آگاهی عمیقتر از عدم تعلق خدایان به جهان خاکی است. یا برعکس برتری نهادها نشان دهنده گرایش به سوی بت پرستی و اعتقاد به نیروهایی جادویی و فوق انسانی اجسام بوده است(مجيد زاده ، ۱۳۸۰، ۲۱۵).
فاصله میان انسان و خدا به گونه ای موثر و روشن موضوع نقش برجسته اثر دیگری است که به « اوبلیسک شکسته » شهرت دارد این نقش برجسته رارسام از حفریات کویونجیک (نینوا) به دست آورد و در حال حاضر در موزه بریتانیا نگاهداری می شود بریکی از چهار سطح این اوبلیسک که مقطعی راستگوشه دارد. صحنه ای را حجاری کرده اند. و در سمت راست آن کتیبه ای را در پنج ستون کنده اند که به تیگلات پیلسر اول یا به احتمال بیشتر به فرزند و جانشین او آشور – بل – کَل تعلق دارد. این شکل از سنگ یادمان را که به اشتباه مصطح «اوبلیسک» خوانده اند. نمی توان به دوران آشورمیانی نسبت داد(مجيد زاده ، ۱۳۸۰، ۲۱۶).
استفاده از این نوع سنگ یادمان تنها در اواسط دوران امپراطوری به اوج خود رسید. از زمان آشور نصيرپال اول در اواسط قرن یازدهم ق . م به بعد اوبلیسک وسیله اصلی برای نقوش برجسته داستانی آشوری، یعنی نخستین گزارشهای تصویری سالانه پادشاهان آشوری بود اوبلیسک آشور – بِل – کَل که مراحل نخستین پیشرفت اوبلیسک را نشان می دهد تنها از یک صحنه تصویری تشکیل شده بود و گزارش شاهی سالانه آشوری در یادمان مشهور به « اوبلیسک سفید» به

وجود آمد(مجيد زاده ، ۱۳۸۰، ۲۱۶).
در اوبلیسک شکسته نمایندگان سرزمنیهای مغلوب را به هنگام پرداخت باج و خراج تصویر کرده اند. بر بالای سر آنها از میان ابرها دو دست پدیدار شده است یکی از آنها کمانی را گرفته است که به احتمال آشور را نشان می دهد و دیگری در یک حالت نمادی نقش شده است که به معنی تایید الهی بر پیروزی شکوهمند پادشاه از سوی خدایان است درد و سوی تکه ابر نماد خدایان در جشن بازگشت پیروزمندانه پادشاه آشوری شرکت دارند(مجيد زاده ، ۱۳۸۰، ۲۱۶).
اثر دیگری از دوران پادشاهی توکولتی – نینورتای اول سکوی سنگی نماد متعلق به شَمش خدای خورشید است. که شباهت کامل به سکوی نماد «نوسکو» خدای روشنایی دارد. در نقش برجسته بدنه این سکو توکولتی – نینورتا میان دو مردی ایستاده است که نماد خورشید را به دست دارند. البته ما این دو مرد را از دوران اکدّ به خوبی می شناسیم. به ویژه از صورت تمام رخ و شش طرّه موی حلقه ی شده که صورت آنها را قرینه وار در میان گرفته اند. بر پایه سکو، ارابه آشوری در حال گذر از سرزمینهای کوهستانی تصویر شده است. اوبلیسک سفید از سنگ آهکی با مقطع راستگوشه به بلندی ۹۰/۲ متر و پله ای شکل در بالا در فصل حفاری ۳۲ – ۱۲۳۱ هـ ش از نینوا به دست آمد. نقوش در این اثر به صورت خشن باقی مانده و پرداخت نشده است و کتیبه ناتمامی متشکل از یک متن ۳۴ سطری و یک متن اضافی دو سطری بر آن کنده شده است. نقوش از بالا به پایین در هشت ردیف قرار دارند. اما هوا و رطوبت آسیب فراوان برآنها وارد ساخته است در ترتیب صحنه ها اصول خاصی به کار نرفته و در نتیجه مشکلات فراوانی را در زمینه گاهنگاری و سبک به وجود آورده است. رسّام که از همان آغاز نام آشور ناصرپال را در کتیبه اوبلیسک شناسایی کرده بود به اشتباه آن را به آشور نصيرپال دوم بنیانگذار امپراطوری آشور (دوران آشور جدید) نسبت داد. اما اونگر نخستین محققی بود که آن را متعلق به آشور ناصرپال اول دانست انتساب این اوبلیسک به هر یک از دو آشور ناصرپال عمدتاً براساس مطالعات زبان شناسی و کتیبه آن انجام گرفته است اما بعدها آنتون مورتگات با فراهم آمدن مقادیر چشمگیری از نقوش برجسته از دوران آشور ناصرپال دوم به ویژه از کاخ او در نمرود و مقایسه آنها با نقوش برجسته اوبلیسک سفید توانست در این باره قضاوت دقیقيً می کند(مجيد زاده ، ۱۳۸۰، ۲۱۹).
موضوعهای تصویری روی اوبلیسک سفید صحنه های گوناگون را از لشکرکشیهای نظامی به سرزمینهای کوهستانی گشودن دژها و شهرها پرداخت باج و خراج به پادشاه آشوری، اجرای مراسم قربانی در برابر معابد و شکار جانوران به صورت پیاده یا سواره دربر می گیرد. این صحنه ها در اصل همانهایی هستند که آشور نصيرپال دوم برای نخستین بار در تزئین دیوارهای سنگی تالار تخت خود به کار بست اما شیوه ای که در آن هنرمند حجّار صحنه های خویش را بر چهار سطح

اوبلیسک سفید پخش و مرتب کرده است بسیار ناموزون است و به سختی می توان پذیرفت که این اثر یادمانی به فرمان یک پادشاه و به دست یک هنرمند آفریده شده باشد حجّار اوبلیسک سفید از لحاظ ایجاد ارتباط منطقی و منظّم و از پیش طراحی شده برای نقوش و سطوح تصویری و ترکیب کلی اثر خویش به طور کامل بی توجه بوده و در واقع برای آن کوچکترین اهمیتی قابل نبوده است حتی هشت ردیف تصویری که به دور بدنه سنگ حلقه زده و یکی بر بالای دیگری چهار سطح سنگ را می پوشانند و نیز نوارهایی که ردیفهای نقش برجسته را از هم جدا می سازند به طور افقی تصویر نشده و بلندی آنها در همه جای به یک اندازه نیست حتی بخشهایی از یک نقش برجسته که تک صحنه های گوناگونی را نشان می دهند. به طور کامل در تقسیم بندیهایی که در هر یک از سطوح چهارگانه اوبلیسک در نظر گرفته شده است. به درستی نمی گنجند برای مثال نیمی از بدن نقوش به ویژه جانوران در انتهای یک سطح سنگ ظاهر شده و بخش دیگر آن بی وقفه به ابتدای سطح پهلویی ادامه می یابد. مقایسه دیگری میان اوبلیسک سفید و نقوش برجسته در نمرود کیفیت پایین نقوش اوبلیسک را نشان می دهد. افزون بر آن در نشان دادن جزئیات خطی و برجسته نقشهای بی دقتی فراوان به چشم می خورد از سوی دیگر نگاهی به جزئیات تصویری در این مقایسه تفاوتهای مهم زیر را نشان می دهد. بر بدنه ارابه های جنگی و شکاری در نمرود همیشه یک پسر گاهی با یک نقش برجسته صورت شیر در میان آن نصب شده است. و در حد فاصل یوغ اسبها و چرخهای جلو ارابه شی لوزی شکل وجود دارد حال آنکه هیچ یک از این دو

ویژگی در ارابه هاي اوبلیسک سفید دیده نمی شود. اسبها در اوبلیسک سفید در ردیفهای الف ۵ و ۶ ج ۸ دال ۲ و ۸ بر روی سرتزئینی متشکل از یک گلک با تاجی از یک دسته پر دارند اما در اسبهای نصيرپال دوم این تزئین به شکل یراق و به حالت مایل بر پیشانی جانور قرار گرفته است در نقوش برجسته نمرود آشور نصيرپال دوم همیشه برچهار پایه ساده و بدون پشتی می نشینند اما در اوبلیسک سفید صندلی پادشاه همیشه یک پشتی بلند دارد.