مقـدمـه
گندم عمده ترين محصول زراعي كشور است. گندم از عمده ترين محصولات كشاورزي ايران و تامين كننده بيشترين نياز غذايي كشور مي باشد، همچنين روزانه حدود ۴۷ درصد از كالري مصرفي سرانه كشور را تامين مي نمايد.
توليد كل غلات جهان ۸/۱ ميليارد تن است كه بيشترين ميزان آن (حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ ميليون تن) به گندم اختصاص دارد و از نظر سطح زير كشت و توليد سالانه نيز گندم در درجه اول اهميت قرار دارد.
سطح زيركشت گندم در كشور ما با وجود برخي نوسانات طي سال هاي ۸۱-۱۳۷۰ تقريبا ثابت بوده و از ۶ ميليون و ۱۹۳ هزار هكتار در سال ۱۳۷۰ به ۶ ميليون و ۲۴۱ هزار هكتار در سال ۱۳۸۱ رسيده است.

اگر چه در برخي سال ها به علت وقوع خشكسالي كاهش زيادي در سطح زير كشت گندم مشاهده شد (به طوري كه در سال ۱۳۷۸ اين سطح تا ۴ ميليون و ۷۳۹ هزار هكتار كاهش يافت)، اما طبق آخرين آمار وزارت جهاد كشاورزي: از حدود ۱۳ ميليون و ۵۰ هزار هكتار اراضي زراعي حدود ۹ ميليون و ۵۱۰ هزار هكتار معادل ۹۱/۷۲ درصد در سال زراعي ۸۴-۸۳ به غلات اختصاص داشته است (كه از اين مقدار ۵۷/۴۳ درصد آن آبياري شده و ۴۳/۵۶ درصد بقيه به صورت ديم بوده است) و ۰۶/۷۳ درصد از كل، سهم گندم به شمار مي رود. شايان ذكر است كه عملكرد گندم آبي كشور ۳۷۸۶ و ديم ۱۰۰۴ كيلوگرم در هكتار بوده است.

مهم ترين عوامل تآثيرگذار در كاهش عملكرد گندم كشور به شرح زير مي باشند:
 پايين بودن آگاهي و دانش علمي و عملي كشاورزان
 نارسايي در تآمين و توزيع به موقع نهاده هاي كشاورزي(بذر، كود، سم و …)
 بالا بودن ميزان ضايعات در مراحل مختلف توليد
 محدود بودن منابع آب و يا عدم وجود نظام صحيح آبياري در اغلب مناطق كشور
 خسارت آفات، بيماريهاي گياهي، علف هاي هرز و عدم مديريت صحيح كنترل آنها
 عدم مصرف صحيح و بهينة كودهاي شيميايي و يا كمبود و عدم توزيع به موقع آنها
 كاربرد غير اصولي و نامنظم ماشين آلات و ادوات كشاورزي

 عدم توسعه مكانيزاسيون كشاورزي در بسياري از نظام هاي بهره برداري
 كمبود وسايل، ابزار و اعتبار در زمينه هاي مختلف تحقيق، ترويج و آموزش كشاورزي
 كمبود سرمايه گزاري در توليد محصولات كشاورزي
 نارسايي سياست ها و برنامه هاي كشور براي توليد محصولات كشاورزي

آفات گندم و اهميت اقتصادي آنها

آفت موجودي است که خسارت اقتصادي داشته باشد. علل پيدايش آفت در سه موضوع اصلي خلاصه مي شود:
۱) وارد شدن موجودات به مناطق جديد (تهاجم) Invasion؛
۲) تغييرات اکولوژيکي؛
۳) تغييرات اجتماعي – اقتصادي.
تهاجم يکي از موضوعات بسيار مهمي است که مخصوصاً در طي قرن اخير بدليل سهل الوصول شدن مسافرت‌ها، بسيار گسترش پيدا کرده است. در واقع تعداد بسيار زيادي از آفات مهم و کليدي در نقاط مختلف دنيا آفاتي هستند که از يک نقطه يا منطقه پراکنش بومي به مناطق جديد وارد شده‌اند و بدليل اينکه اين آفات بدون دشمنان طبيعي خود به مناطق جديد وارد مي‌شوند عموماً تبديل به آفت مي‌شوند.

دومين عامل که باعث تبديل موجودات به آفت مي‌شود تغييرات اکولوژيکي است. تغييرات اکولوژيکي با تاريخچه کشاورزي قرين است. هر عملي که انسان در طبيعت انجام مي‌دهد نوعي تغيير اکولوژيکي به همراه دارد. تغييرات اکولوژيکي در طي سده اخير بسيار زياد بوده است. تک کشتي‌هاي وسيع، استفاده از واريته‌هاي پر محصول، و عمليات اَگرو تکنيکي مثل سمپاشي باعث شده است که تعادل در اکوسيستم و طبيعت به هم بخورد.
حتي کشت گياهان زينتي در گلخانه نوعي تغيير اکولوژيکي است. معمولاً از طريق وارد کردن دشمنان طبيعي، آفات در گلخانه‌ها را کنترل مي‌كنند. در اکوسيستم طبيعي و در شرايط طبيعي زنجيره‌هاي غذايي بسيار پيچيده توسط تعداد بسيار زيادي آفت و دشمنان طبيعي ايجاد شده‌اند. از آنجا که سموم در طي نيم قرن اخير اين زنجيره پيچيده را بر هم زده‌اند، براي ايجاد تعادل مجدد زنجيره‌هاي غذايي بين گونه‌هاي گياهخوار، پارزيتوئيدها و پرداتورها حداقل به پنجاه سال تلاش مداوم نياز داريم.

در بين عوامل بر هم زننده تعادل اکولوژيک، قطعاً سموم و ترکيبات شيميايي از اهميت بسيار زيادي برخوردارند. بطوريكه سمپاشي زياد بخصوص براي مدت طويل در محيط باعث تقويت ژن مقاوم در برابر اين ترکيب شيميايي شده و در طي ساليان متمادي، اين جمعيت از طريق زاد و ولد افزايش پيدا مي‌کند و نهايتاً بعد از مدتي يک جمعيت مقاوم به سموم در طبيعت ظاهر مي‌شود. همچنين کاربرد سموم، باعث ايجاد آفت در مواردي نيز مي‌شود.

آفات ثانوي آفاتي هستند که از طريق کاربرد ترکيبات شيميايي بوجود مي‌آيند. بدين صورت كه آفت خاصي در طبيعت كه داراي جمعيت پاييني نيز مي‌باشد بر اثر استفاده سموم از بين رفته ولي گونه‌هايي كه آفت محسوب نمي‌شوند بعد از مدتي به آفات خطرناك تبديل مي‌شوند.
در اكوسيستم هاي زراعي كه گندم و جو بستر زيست را تشكيل مي دهند، عوامل زنده و غير زنده اي در توليد محصول تآثيرگذار هستند كه انسان براي بدست آوردن محصول بيشتر مدام آنها را تغيير مي دهد. شناخت اين عوامل و روابط متقابل بين آنها در حفظ تعادل كمي و كيفي گونه هاي تشكيل دهنده يك اكوسيستم اهميت بسيار زيادي دارد. در ايران بيش از ۷۰ گونه حشره گياه خوار شناسايي شده اند كه به عنوان مصرف كنندگان اوليه از گندم و جو تغذيه مي كنند. اين حشرات گياه خوار، خود مورد تغذيه حشره خواران (حشرات انگل، انگلهاي بالقوه و شكارگران) كه مصرف كنندگان ثانويه هستند، قرار مي گيرند. اتلاق واژه آفت به گونه هايي كه زيان اقتصادي ندارند جايز نيست و تلاش براي حذف اين گونه ها، نابودي دشمنان طبيعي آنها، طغيان احتمالي آفات بالقوه و كاهش تنوع زيستي در اكوسيستم هاي زراعي را به همراه خواهد داشت.

گسترش و طغيان سن گندم در اثر تخريب مراتع به عنوان زيستگاه هاي دائمي اين حشره و تبديل آنها به اراضي ديم كم بازده و فراهم آوردن بستر زيست مناسب تر براي تغذيه و توليد مثل آن، مثال خوبي براي نشان دادن چگونگي ايجاد يك آفت در اثر تغيير اكوسيستم توسط انسان است.
محدود بودن دامنه ميزباني آفات غلات و مكان زمســـتان گذراني تعداد زيادي از آنها كه در خاك و بقــاياي محصول صورت مي گيرد، موجب مي شود كه جمعيت اكثر اين آفات، با تناوب زراعي و انجام عمليات زراعي پس از برداشت، به مقدار قابل توجهي كاهش يابند. عليرغم اين مسئله، حدود ۱۵ گونه از حشرات زيان آور گندم و جو را مي توان نام برد كه به عنوان آفات درجه اول و دوم، زيان اقتصادي قابل توجهي به اين محصولات وارد مي كنند.

خسارت ناشي از آفات، بيماريها و علف هاي هرز در كشور ما حدود ۳۰-۳۵ درصد برآورد گرديده است كه ۱۰-۱۲ درصد آن به حشرات زيان آور اختصاص دارد. بدين معني كه با مديريت كنترل اين عوامل، مي توان۱۰-۱۲ درصد عملكرد واقعي گندم را افزايش داد و آن را به حداكثر عملكرد قابل دسترس كه در شرايط ديم و آبي به ترتيب ۴ و ۱۴ تن در هكتار ذكر شده است، نزديك تر ساخت.
راهكارهاي توصيه شده براي مديريت منطقي كنترل آفات در مزارع گندم و جو كشور، مبتني بر استفاده از روش هاي غير شيميايي است.
كنترل شيميايي سن گندم به عنوان مهم ترين حشره زيان آور مزارع گندم و جو كشور كه به تفصيل به آن پرداخته خواهد شد، از اين قاعده مستثني است. طبق استنتاجي از گزارش عملكرد فعاليت هاي سازمان حفظ نباتات در سال ۱۳۷۸، سالانه در سطحي معادل ۲۲-۲۵ درصد كل اراضي گندم كشور، براي كنترل حشرات زيان آور مبارزه شيميايي صورت مي گيرد (۱۲۰۰۰۰۰ هكتار براي كنترل سن گندم و حدود ۷۵۰۰۰ هكتار براي كنترل ساير حشرات زيان آورگندم). ميانگين مصرف آفت كش ها در اين محصول حدود ۴/۰- ۵/۰ كيلوگرم در هكتار است كه۲/۰-۲۵/۰ كيلوگرم آن به حشره كش ها اختصاص دارد و اين ميزان در مقايسه با ميانگين مصرف آفت كش ها در درختان ميوه(۵/۹ ليتر درهكتار)، برنج (۷/۱۸ ليتر در هكتار)، پنبه(۹ ليتر در هكتار) و چغندر قند(۱/۸ ليتر در هكتار) مقدار قابل توجهي نيست .
در اين مجموعه نكات مهم و كليدي در رابطه با انتشار، خسارت، زيست شناسي و مديريت كنترل آفات مهم گندم و جو ، به اختصار بيان شده است و تصاويري در رابطه مهم ترين آفات گندم ارايه شده است.

سن هاي زيان آور گندم
حشره سن، ‌از نظر اکولوژی بر روی پوا وکارکس، ‌(گندم‌های وحشی)‌ و علف‌های هرز از خانواده گرامینه ، ‌درمراتع زندگی می‌کند، که با تخریب مراتع و کشت گندم، زیستگاه طبیعی آنها تخریب و مزارع با غذای بیشترجایگزین می‌شود، که این فراوانی غذا باعث افزایش جمعیت سن، ‌می‌شود.
خشکی و گرما، شرایط ایده‌آل حشره سن ‌است، عامل موثر دیگر افزایش محصول گندم است، علاوه براین که غذای بیشتری در دسترس این حشره قرار می‌گیرد.
برداشت محصول بیشتر به زمان بیشتری هم نیازمند است درنتیجه طولانی‌تر شدن دوره برداشت، زمان بیشتری برای تغذیه حشره سن از مزارع گندم فراهم می‌شود و با مدت زمان طولانی‌تر تغذیه علاوه بر زاد و ولد بیشتر قوی‌تر شده و در زمستان مرگ ومیر کمتری دارد.
سن مادر: سنهای زمستانگذران می باشند (نر یا ماده) که ارتفاعات زمستان گذران

خود را ترک نموده و در بهار به مزارع گندم و جو ریزش می نمایند.
پوره ها: پوره های سن اول و دوم تغذیه چندانی نداشته ولی از سن سوم به بعد تغذیه آنها رو به افزایش گذاشته و در سن ۴ و ۵ به حداکثر خود می رسند.
سن های نسل بهاره: این حشرات که همان سن های بالغ نسل جدید می باشند برای ادامه رشد و بدست آوردن قدرت پرواز به محلهای تابستانه و زمستانه خود احتیاج به تغذیه از دانه های سفت و آماده برداشت گندم دارند.
بيش از ۱۰ گونه سن زيان آور غلات در ايران جمع آوري و شناسايي شده اند. در بين آنها سن گندم (Eurygaster integriceps Put.) ازاهميت اقتصادي بيشتري برخورداراست(شكل ۱)

سن گندم Eurygaster integriceps Put.
(Scutelleridae, Heteroptera)

 

اين گونه مهم ترين آفت كشاورزي كشور ما به شمار مي آيد. به جز مناطق خوزستان، اراضي ساحلي خليج فارس، درياي عمان ، درياي خزر و كويرهاي مركزي فلات ايران، اين آفت در ساير مناطق كشور وجود دارد.
سطح مبارزه شيميايي با سن گندم در ۲۵ سال اخير(شكل ۲) روند فزاينده اي داشته است به طوري كه اين سطح از ۷۵۰۰۰ هكتار در سال ۱۳۵۵ به ۱۲۰۰۰۰۰ هكتار در سال ۱۳۸۰ رسيده است. تخريب مراتع و توسعه ديم زار ها از مهم ترين دلايل گسترش مناطق انتشار و طغيان سن گندم در سال هاي اخير بوده است.

سن گندم هم به صورت كمي ( خسارت به برگ، خشك كردن جوانه مركزي، سفيد كردن وخشك كردن سنبله ها و يا قسمتي از آنها توسط سن مادر) و هم به صورت كيفي ( سن زدگي دانه ها توسط پوره ها و سن هاي نسل جديد) خسارت وارد مي كند. طبق يك برآورد نظري در ۳ ميليون هكتار اراضي آلوده كشور، در صورت عدم مبارزه با سن گندم حدود ۹۰ هزار تن خسارت كمي و ۹۰۰ هزار تن خسارت كيفي ايجاد خواهد شد.
طبق بررسي ها هر سن مادر به طور متوسط ۶۱ جوانه مركزي و ۲/۱۲ سنبله را در شرايط ديم خسارت مي زند و سطح زيان اقتصادي آن ۶/۱ سن مادر در متر مربع است. در طرح جامع سن گندم كاهش محصول به ازاي هر سن مادر در شرايط ديم ۸/۴۳ كيلوگرم و سطح زيان اقتصادي آن ۸/۱ عدد در متر مربع برآورد گرديده است. طبق بررسي هاي دیگر هر سن مادر در مزارع آبي در شرايطي كه ترميم خسارت صورت نگيرد، ۱/۳ گرم (حدود ۳۰ كيلو گرم در هكتار) خسارت مي زند و سطح زيان اقتصادي آن حدود ۳ عدد در متر مربع است. سطح زيان اقتصادي سن مادر را در شرايط آبي ۷-۸ عدد در متر مربع برآورد كرده است.

حد قابل تحمل سن زدگي دانه ها ۲ درصد است و دانه هايي كه بيشتر از ۲ درصد دانه سن زده داشته باشند فاقد كيفيت نانوايي هسـتند. با افزودن برخي از افزودني هـاي مجاز مي توان اين نرم را كمي افزايـش داد. سن زدگي دانه ها به ازاي هر پوره سن ۵ را در زمان برداشت گندم ديم حدود ۶/۰ درصد برآورد كرده و سطح زيان اقتصادي پوره ها را ۳-۴ پوره در متر مربع ذكر كرده است.
از نظر زيست شناسي، سن گندم زمستان را بصورت حشره کامل زیر پای بوته های گون یا

Astrogalus و درمنهArtemesia حالت دیاپوز می گذرانند. در بهار وقتی دما به ۲۰ درجه سانتی گراد می رسد سن ها از اماکن زمستانه خارج و بطور دسته جمعی پرواز می کنند. پرواز سنها معمولاً در اواخر اسفند و اوایل فروردین ماه شروع و در مناطق سردسیر از اواسط اردیبهشت ماه تا اوایل خردادماه ادامه دارد. در یک مزرعه ۲ یا ۳ بار ممکن سن است ریزش نماید.
معمولاً ۵-۴ روز بعد از ریزش،جفتگیری کرده و ۵ روز بعد تخمریزی می کنند. تخمها ۳-۲ ردیفی در دسته های ۱۴ عددی در زیر برگها قرار داده می شوند. دوره جینی تخم ۲-۱ هفته طول می کشد سپس پوره ها خارج می شوند و سپس حشرات کامل نسل بهاره ظاهر می شوند. حشرات کامل نسل بهاره پس از ذخیره چربی مورد نیازبدن خود برای تابستان گذرانی به ارتفاعات شمالی می روند. سنها پس از ریزش اولین بارندگی های از ارتفاعات شمالی به دامنه های جنوبی می روند و در زیر بوته های گون و درمنه زمستان گذرانی می کنند.

شكل ۱- سن گندم (Eurygaster integriceps) و نحوه خسارت آن

سن مادر(رديف اول، سمت راست)، خسارت سن مادر( رديف اول، سمت چپ)، جفت گيري سن مادر(رديف دوم، سمت راست)،
تخم(رديف دوم، سمت چپ)، پوره هاي سن ۴ و ۵ (رديف سوم، سمت راست) و دانه هاي سالم و سن زده(رديف سوم، سمت چپ)

مديريت تلفيقي سن گندم
ــ دخا لت های انسان در محیط طبیعی نظیر چرای بی رویه دام و مصرف گیاها ن چند ساله و مصرف درختان و درختچه های جنگلی به عنوان سوخت و تخریب مراتع و کشت گندم در این منا طق با عث به هم خوردن تعادل زیستی محیط و گسترش مناطق انتشار و افزایش جمعیت این آ فت گردیده است .
انجام سم پاشی های بی رویه بر علیه سن گندم و نابودی دشمنان طبیعی ان از جمله عوا ملی است که سبب گردیده است سن گندم بعنوان یکی از مهمترین آ فا ت گندم و جو مطرح شود. اين كارها در افزايش وزن، افزايش ميزان تخم ريزي و تبديل سن هاي ساكن مراتع به سن هاي مهاجر، موثر بوده است.

در سال هاي خشك و كم باران اراضي ديم كم بازده برداشت نمي شوند و يا به دليل كمبود آب، نداشتن تجهيزات مناسب سمپاشي و اقتصادي نبودن مبارزه، كنترل شيميايي سن گندم در آنها صورت نمي گيرد و باعث انتقال جمعيت قابل توجهي از آفت از سالي به سال ديگر مي شوند. جلوگيري از كشت گندم و جو در مراتع تخريب شده و اختصاص دادن اراضي ديم كم بازده به كشت گياهان مناسب ديگر، در كاهش جمعيت اين آفت بسيار موثر است و لازم است به عنوان يك راهكار اساسي، برنامه ريزي هاي لازم در اين خصوص صورت گيرد.
ــ سن گندم دشمنان طبيعي فراواني دارد و در بين آنها زنبورهاي پارازيتوئيد تخم و مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم از نظر كاهش جمعيت اين آفت از اهميت بيشتري برخوردارند(شكل۳).

شكل۳- مهم ترين دشمنان طبيعي سن هاي زيان آور غلات

زنبور پارازيتوئيد تخم(Trissolcus grandis) (رديف اول، سمت راست)، تخم هاي پارازيته شده (رديف اول، سمت چپ)، مگس پارازيتوئيد سن گندمHeliozeta helluo) ) (رديف دوم، سمت چپ)، تخم مگس پارازيتوئيد روي بدن سن (رديف دوم، سمت راست)، سن تلف شده در اثر قارچ بيماري زا Beaveria(رديف سوم)

مهم ترين گونه هاي زنبورهاي پارازيتوئيد تخم سن گندم به خانواده Scelionidae وجنس Trissolcus تعلق دارند و مهم ترين گونه هاي آن به شرح زيرمي باشند :
Trissolcus grandis Thomson

Trissolcus semistriatus Nees

 

Trissolcus vassilievi Mayr

Trissolcus rufiventris Mayr

Trissolcus basalis Wollaston
در بين گونه هاي فوق T. grandis گونه غالب اين زنبورها در اكثر مناطق ایران مي باشد. ميزان پارازيتيسم تخم توسط اين زنبورها از منطقه اي به منطقه ديگر متفاوت است و در اكثر مناطق اين زنبورها يكي از عوامل كليدي كاهش جمعيت سن گندم به شمار مي آيند. اين زنبورها بيشتر در زير پوستك درختان ميوه سردسيري زمستان گذراني مي كنند و قبل از ورود به مزارع از شهد گل هاي اين درختان تغذيه مي كنند. جلوگيري از سمپاشي هاي بي رويه و ايجاد تنوع در اكوسيستم هاي زراعي از طريق ايجاد باغ و يا كاشت درختاني مثل بيد و بادام و غيره در كنار نهرهاي حاشيه مزارع، روشي مناسبي براي حفظ و حمايت اين زنبورها وافزايش كارايي آنها است. دياپوز اجباري سن گندم و عدم امكان پرورش انبوه آن براي تكثير زنبورها، عدم اطلاع دقيق از بيواكولوژي اين زنبورها و گرايش به سمت استفاده از سموم شيميايي به دليل سهولت كاربرد و كم اطلاع بودن از اثرات جانبي مصرف اين سموم، كنترل بيولوژيكي سن گندم با استفاده از اين عوامل متوقف شد. از آن زمان تا كنون تحقيقات وسيعي در رابطه با زنبورهاي پارازيتوئيد سن گندم صورت گرفته است. پرورش انبوه و رهاسازي این نوع زنبور را می توان به عنوان يكي از روش هاي مبارزه در برنامه مديريت تلفيقي سن گندم مورد استفاده قرار داد.
دسته دوم دشمنان طبيعي سن گندم كه از اهميت زيادي برخوردارند، مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم هستند كه به خانواده Tachinidae تعلق دارند. اين مگس ها پوره هاي سنين ۴ و ۵ و سن هاي بالغ را پارازيته مي كنند و ميزان پارازيتيسم آنها با توجه به شرايط منطقه از ۲-۲۵ درصد (در موارد استثنايي تا ۴۰ درصد) گزارش شده است. اسامي علمي گونه هاي مهم مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم در زير آمده است:

Heliozeta helluo F.

Phasis subcoleoptrata L.

Ectophasia crassipenis F.

Elomyia lateralis Meig.

Ectophasia oblonga Role-Desv.

 

در اكثر مناطق H. helluo گونه غالب مي باشد. اين مگس ها پارازيتوئيد داخلي هستند و سيستم تنفسي خود را به سيستم تنفسي ميزبان وصل مي كنند و در شرايط آزمايشگاه نيز به سختي روي بدن سن گندم تخم ريزي مي كنند و پرورش انبوه آنها در شرايط كنوني امكان پذير نيست. حشرات كامل اين مگس ها برروي گياهان شهد داري مثل ازمك ،گشنيز، برخي ديگراز گياهان مرتعي و علف هاي هرز حاشيه مزارع تغذيه مي كنند و با تغذيه از اين گياهان ميزان تخم ريزي آنها افزايش مي يابد. بالا بردن كارايي اين مگس ها از طريق ايجاد تنوع در اكوسيستم هاي زراعي، و حفظ و حمايت آنها از طريق جلوگيري از سمپاشي هاي بي رويه از مواردي است كه در برنامه مديريت كنترل سن گندم مي بايست به آنها توجه كرد.
روش دیگر مبارزه بیولوژیکی با استفاده از زنبورو یا قارچ بواریا Beauveria bassiana Vuill. است که قبل ازمهاجرت سن ‌به مزارع این قارچ بر روی مزارع به وسیله هواپیما پراکنده می‌شود.(این قارچ‌ها که برای انسان عارضه‌ای ندارد)، درمناطقی هم که میزان سن زدگی بالاست مبارزه شیمیایی نمی‌کنند و مزرعه را رها می کنند تا به طور طبیعی، طبیعت با آن مقابله کند.
ــ در بسياري تحقیقات، كشت جو به جاي گندم زود كاشت گندم و استفاده از ارق

ام زودرس گندم، به عنوان يكي از روش هاي موثر در كاهش جمعيت و خسارت سن گندم توصيه شده است. نتايج بررسي ها نشان داده است كه زودرسي گندم و كشت جو به جاي گندم به واسطه زودرسي آن در كاهش جمعيت سن گندم چنـدان موثر نيسـت و سن گندم قادر است با ارقام جو كه در شرايط ورامين ۷-۱۰ روز زودتر مي رسند خود را تطابق دهد. كاهش وزن سن هاي نسل جديد در مزارع جو نيز نمي تواند عامل چندان موثري در كاهش جمعيت سن گندم باشد زيرا كه با برداشت جو احتمال پرواز سن ها به مزارع گندم بسيار زياد است و اين سن ها قادر اند ضمن وارد كردن خسارت، تغذيه خود را نيز كامل كنند.
ــ برداشت سريع گندم يكي ديگر از روش هاي توصيه شده براي كاهش جمعيت و خس

ارت سن گندم است. سن هاي نسل جديد به هنگام ظهور حدود ۷۰ ميلي گرم وزن دارند و در زمان رسيدن محصول، وزن آنها به ۱۱۳ ميلي گرم و در زمان مهاجرت آنها به پناهگاه هاي زمستانه وزن آنها به ۱۳۰-۱۵۰ ميلي گرم مي رسد. از طرفي قسمت اعظم سن زدگي دانه ها توسط سن هاي نسل جديد ايجاد مي شود و بيشترچربي ذخيره شده در بدن سن ها، حاصل تغذيه آنها در اين دوره است. برداشت سريع گندم ضمن ايجاد تلفات در جمعيت پوره هايي كه در مرحله رسيدن گندم كامل نشده اند، كاهش سن زدگي، كاهش وزن سن ها و در نتيجه تلفات بيشتر آنها در

پناهگاه هاي زمستانه را به همراه خواهد داشت. طبق بررسي هايی در منطقه چهار محال و بختياري، در سال هاي اخير سن هاي نسل جديد قبل از رسيدن و برداشت محصول، به سمت پناهگاه هاي تابستانه پرواز مي كنند. در چنين مناطقي، اين روش كارايي لازم را نخواهد داشت.
ــ در رابطه با مقاومت ارقام گندم به سن گندم تـحـقـيـقـات زيادي صورت گرفته است وتفاوت هايي در مقاومت ژنوتيپ هاي بررسي شده در برابر اين آفت يافته اند. ارقام حساس به سن گندم خصوصيات مرفولوژيكي و زراعي مشتركي دارند و اكثرارقام گندم ديم داراي چنين خصوصياتي مي

باشند. معرفي ارقام پر محصول و مقاومي كه با شرايط اقليمي مناطق مختلف كشور سازگار باشند، در كاهش جمعيت سن گندم و افزايش سطح زيان اقتصادي اين آفت موثر است.
ــ استفاده از سموم شيميايي در حال حاضر به عنوان موثرترين روش كنترل سن عموميت دارد. آستانه زيان اقتصادي يا نرم مبارزه با سن گندم در شرايط ديم و آبي در جدول(۱) آمده است. براي تصميم گيري در خصوص ضرورت يا عدم ضرورت سمپاشي، تعيين تراكم جمعيت سن گندم و روش نمونه برداري اهميت زيادي دارد. سمومي كه پس از برآورد دقيق جمعيت آفت و تشخيص ضرورت مبارزه توصيه مي گردد فنيتروتيون EC 50% (1 ليتر درهكتار)، فنتيون EC 50% (1 ليتر درهكتار)، تري كلرفون ۸۰% SP (2/1 كيلو درهكتار)، دلتامترين EC 2.5% (300 ميلي ليتر درهكتار) مي باشند. در بين سموم فوق فنيتروتيون غير انتخابي عمل مي كند و انتخابي ترين حشره كش براي كنترل سن مادر و پوره ها تري كلرفن است كه اثرات چندان نامطلوبي روي دشمنان طبيعي ندارد.
سموم پايرتروئيدي مثل دلتامترين براي زنبورهاي پارازيتوئيد تخم خاصيت دوركنندگي دارند و در م

رحله سن مادر توصيه نمي شوند اما اين سم اثرات كنترل كنندگي خوبي روي پوره ها دارد.
باید دقت شود که اگر کاربرد سموم در زمان مناسب از نظر شرایط آب و هوایی صورت نگیرد اثرات لازم را نخواهد داشت و سم پاشی باید تکرار شود .
به طور کلی حشرات کوچکتر خیلی راحتر توسط یک حشره کش کشته می شوند , بهترین زمان سم پاشی در سن های غلات به خصوص سن گندم وقتی است که پوره های جوان شروع به تفرخ می کنند . باید توجه کرد که سن های بالغ زمستان گذران در صورت داشتن تراکم بالا
باید قبل از جفتگیری کنترل شوند.

جدول ۱- سطح زيان اقتصادي يا نرم مبارزه با سن گندم در مزارع گندم كشور

شرايط مزرعه نرم مبارزه با سن مادر

(تعداد در متر مربع) نرم مبارزه با پوره
(تعداد در متر مربع)
نوع كشت عملكرد
ديم كمتر از ۲ تن ۱ ۳-۴
بيشتر از ۲ تن ۳ ۴-۵
آبي كمتر از ۳ تن ۳ ۴-۵
بيشتر از ۳ تن ۴-۵ ۶-۷
گندم فلات، آزادي، گلستان و نويد ۶-۷ ۸-۹

به جز سن (E.integriceps ) ساير سن هاي زيان آور غلات، كه در درجه دوم اهميت قرار دارند به شرح زيرمي باشند(شكل ۴):

شكل۴- برخي از سن هاي زيان آور غلات(Pentatomidae)
سن آئليا (Aelia furcula ) (بالا)، سن ( Carpocoris fuscispinus) (وسط)، سن (Dolycoris sp. ) (پائين).
سن مائورا، سن مغربي Eurygaster maura L.
(Scutelleridae, Heteroptera)
سن مغربي يا سن مائورا تقريبا در سرتاسر نواحي ساحلي شمال ايران دیده شده است که احتمالا رطوبت و بارندگي يكي از مهم ترين عوامل تعيين كننده انتشار اين آفت است .
اين سن يك نسل در سال دارد و زمستان گذراني آن به صورت حشرات كامل داراي دياپوز در پاي درختان بلوط و درختچه هاي زرشك واقع در ارتفاعات است .

هر چند كه مناطق انتشار اين آفت رو به فزوني است و تراكم جمعيت آن در سال هاي اخير افزايش يافته است، اما هيچ گاه كنترل شيميايي اين سن ضرورتي نيافته است. كارايي بسيار زياد زنبورهاي پارازيتوئيد تخم يكي از مهم ترين دلايل كنترل طبيعي اين سن است.
ميزان پارازيتيسم تخم ها توسط اين زنبورها تا ۹۰ درصد هم مي رسد. اين زنبورها علاوه بر كنترل جمعيت قابل توجهي از آفت، باعث عدم تطابق بين مراحل زيستي اين سن و مراحل فنولوژي گياه مي شوند به طوري كه به هنگام برداشت محصول، حدود ۵۰ درصد جمعيت به صورت پوره ديده مي شود .

 

مديريت تلفيقي سن مائورا
ــ بسياري از زنبورهاي پارازيتوئيد تخم سن گندم، تخم هاي سن E.maura را نيز پارازيته مي كنند. در بين گونه هاي جمـع آوري و شناسـايي شده T. grandis وT. basalis از اهميت بيشتري برخوردار هــستند . از مگس هاي پارازيتـوئيـد سن گندم چندين گونه شنـاسايي شده است كه در بين آنـها E. lateralis و E. oblonga اهميت بيشتري دارند .
ــ كنترل طبيعي اين سن توسط دشمنان طبيعي آن به خوبي صورت مي گيرد و خسارت اندك جمعيت هاي آن در مناطق آلوده قابل تحمل است و كنترل شيميايي آن ضروري نيست. در صورت انجام سمپاشي هاي بي رويه عليه سن مائورا و انهدام دشمنان طبيعي آن ، اين سن به آفت خطرناكي شبيه سن گندم تبديل خواهد شد.

Dolycoris baccarum L.
(Pentatomidae, Heteroptera)
اين سن در اكثر نقاط كشور فعاليت دارد و علاوه بر گندم و جو، بسياري از گياهان زراعي و درختان ميوه به عنوان ميزبان آن معرفي شده اند. اين گونه از نظر اكولوژيكي داراي دو شيوه زندگي متفاوت است: جمعيتي كه در زيستگاه هاي طبيعي ساكن است و جمعيتي كه به علل اكــولوژيك خــصوصا به هــنگام كــافي نــبودن غذا در زيــســتــگاه هاي طــبيــعي، جابجـا مي شــود و خــســارت هايي به مزارع مختلف و باغ هاي ميوه وارد مي كند. اين سن تا دو نسل در سال دارد و زمستان گذراني آن به صورت حشره كامل است.
اكثر زنبور هاي پارازيتوئيد تخم سن گندم و مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم به عنوان عوامل كاهش دهنده جمعيت اين گونه نيز معرفي شده اند.

Dolycoris penicillatus (Horvath)
(Pentatomidae, Heteroptera)

اين گونه كم و بيش از نقاط مختلف كشور وجود دارد. بر خلاف گونه D.baccarum در زيستگاه هاي طبيعي واقع در ارتفاعات وروي گياهان مرتعي وگندميان ديگر فعاليت دارد و هيچ گاه در مزارع و باغ هاي ميوه خسارت زا نبوده است. اين سن يك نسل در سال دارد و زمستان گذراني آن به صورت حشره كامل است.

Carpocoris fuscispinus (Horvath)
(Pentatomidae, Heteroptera)
اين سن نيز در اكثر نقاط كشور كه سن گندم فعاليت دارد، وجود داشته و از گياهان مختلف خصوصا گندم وجو تغذيه مي كند، اما خسارت آن اقتصادي نيست. اين سن يك تا دو نسل در سال داشته و به صورت حشره كامل زمستان گذراني مي كند. بسياري از دشمنان طبيعي سن گندم از روي اين گونه نيز جمع آوري شده اند.

سن آئليا Aelia furcula Fieb.
(Pentatomidae, Heteroptera)
در بين گونه هاي جنس Aelia ، اهميت اقتصادي Aelia furcula بيشتر است. اين گونه در اكثر نقاطي كه سن گندم فعاليت دارد يافت مي شود. اين سن بر روي گندم ، جو، يولاف و چاودار خسارت زا است و در زيستگاه هاي طبيعي خود در ارتفاعات از گياهان خانواده هاي مختلف نيز تغذيه مي كند.
زمستان گذراني اين سن به صورت حشره كامل است و در بهار به گندم زار هاي ديم و آبي مجاور پناهگاه هاي زمستانه ريزش مي كند و تمايلي به مهاجرت هاي دور دست ندارد. سن آئليا مراحل تكاملي خود را به مدت ۵-۸ روز ديرتر از سن گندم آغاز مي كند و به پايان مي رساند و بر خلاف سن گندم دياپوز اجباري نداشته و ۲۰ درصد از جمعيت حشرات كامل نسل اول آن، نسل دومي را آغاز مي كنند كه به دليل در دسترس نبودن غذا و مناسب نبودن شرايط جوي، پوره هاي آن در نسل دوم با تلفات شديدي مواجه مي شوند.
Aelia melanota Fieb.

(Pentatomidae, Heteroptera)
اين گونه در اكثر نقاط كشور وجود دارد، اما به نظر مي رسد كه بر خلاف A.furcula در مناطق گرم تر و در مزارع آبي بيشتر يافت شود، خسارت اين گونه اقتصادي نيست. اين سن به صورت حشره كامل زمستان گذراني مي كند و داراي يك نسل در سال است. حشرات كامل نسل اول در صورت مناسب بودن شرايط ممكن است جفت گيري كنند و پوره هاي سن اول و دوم آنها نيز به وجود آيد .

Aelia virgata Klug
(Pentatomidae, Heteroptera)

Aelia acuminata L.
(Pentatomidae, Heteroptera)
اين سن در مناطقي كه A.furcula وجود دارد، دیده شده است، اما تراكم آن بسيار اندك بوده و خسارت آن اقتصادي نيست.

Aelia rostrata Boh.
(Pentatomidae, Heteroptera)
مديريت تلفيقي سن هاي آئليا
ــ كاهش جمعيت دشمنان طبيعي سن هاي آئليا و تخريب مراتع و زيستگاه هاي طبيعي آنها را از عوامل كليدي افزايش جمعيت سن هاي آئليا مي داند.
ــ بسياري از زنبور هاي پارازيتوئيد تخم سن گندم خصوصا Trissolcus grandis تخم هاي اين سن ها را پارازيته مي كنند. علاوه بر اين مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم نيز روي اين سن ها فعاليت مي كنند كه در بين آنها Elomyia lateralis از اهميت بيشتري برخوردار است.

ــ خسارت سن هاي آئليا اقتصادي نبوده و كنترل شيميايي آنها ضروري نيست و سمپاشي هايي كه براي كنترل سن گندم صورت مي گيرد روي آنها نيز موثر است.

راهکار استفاده از گنم سن زده
سن ‌حشره‌ای است که از گندم تغذیه می‌کند، این حشره مهاجم علاوه بر کاهش مستقیم میزان محصول با تزریق ترشحات بزاقی خود که حاوی آنزیم‌های پروتئاز می‌باشد باعث تغییرات شدیدی در دانه یا آرد حاصل از گندم سن ‌زده می‌شود. این تغییرات کاهش گلوتن گندم و ارزش نانوایی آرد را در پی دارد، به گونه‌ای که خمیر حاصل از این آرد فوق‌العاده سیال و چسبناک می‌شود که برای تولید تجاری نان مناسب نیست.
سن گندم ازگرانول هاي ريز نشاسته آندوسپرم دانه بيشتر تغذيه مي كند و ارقام گندمي كه در اندوسپرم دانه خود گرانول درشت نشاسته بيشتري داشته باشند و به هنگام تغذيه سن گندم گرانول ريز كمتري از دست بدهند، مقاوم تر هستند. ‌گندم سن‌زده فقط پروتئاز دارد که در بسیاری از صنایع ازجمله بیسکویت‌سازی مورد استفاده است، از این رو اگر گندم‌های سن زده با درصد بالا برای تهیه نان مناسب نیست می‌توان با ایجاد ظرفیت ‌سازی سیلو جداگانه این گندم‌ها را نگهداری و درموارد مناسب مورد استفاده قرارداد. چرا که سن‌ زدگی گندم فقط روی خاصیت الاستیسته گلوتن ‌اثرگذار است. حشره سن ‌با مکیدن شیره گندم آنزیم پروتاز‌ را در گندم تشکیل می‌دهد و شبکه گلوتنین ‌آن را خراب می‌کند این عمل موجب کاهش میزان چسبندگی خمیر می‌شود که برای جبران آن نانوا به ناچار باید ازنمک بیشتر استفاده کند که باعث شوری نان می‌شود.
کشورهای فرانسه، آلمان، رومانی، یوگسلاوی وترکیه نیز با سن ‌زدگی مواجهند و به عنوان مثال آلمان و فرانسه گلوتن صادر و گندم مورد نیاز خود را وارد می کنند ما نیز می‌توانیم گندم هایی که مناسب تهیه نان مرغوب نیست به صورت بیسکویت و یا حتی گندم و آرد صادر کنیم و گندمی که براساس شرایط آب و هوایی ما تولید نمی‌شود وارد کنیم.

در حال حاضر درباره سن ‌گندم مطالب زیادی مطرح می‌شود اما کار تحقیق علمی در این زمینه انجام نشده است و در هیچ منبع علمی مشاهده نکرده‌ام که از اثرات ضد تغذیه‌ای سن و یا بهداشتی آن سخن به میان آمده باشد.‌
ضد عفونی و مبارزه با آفت سن ‌پس از برداشت گندم سن‌ زده ممکن نیست براین اساس باید با حشره سن‌ در مزارع مبارزه کرد به این منظور در دو مرحله باید مزارع سمپاشی شود.
‌گندم‌هایی که بیش از ۲ درصد سن زدگی دارند صرفا‌ باید به مصرف خوراک دام برسند

بنابراین توصیه ما این است که از واریته‌ها ‌و ارقام مناسب گندم و بذرهای مرغوب که گلوتن و پروتئین مناسب دارند استفاده شود و از معرفی و مصرف بذرهایی که افزایش تولید دارند ولی کیفیت بسیار پائینی دارند مانند ارقام فرانسوی به شدت خودداری شود.
با جداسازی گندم‌های سن زده به منظور استفاده‌های خاص همچون بیسکویت‌سازی می توان گندمی را که بیش از ۲ درصد سن زدگی دارد، قابل مصرف برای تهیه نان نیست را تحویل بگیریم و جداگانه نگهداری کنیم.
علاوه بر مقابله با سن‌زدگی به روش‌های مختلف تا ۵ درصد سن‌زدگی را می توان با مخلوط کردن گندم سن زده با سالم درصدآن را کاهش داد.
پخت نان مرغوب با آرد سن ‌زده به روش علمی :‌ با گندمی که ۳ تا ۵ درصد سن‌زدگی دارد نان مسطح و ۱ تا ۲ درصد نان حجیم می توان تولید کرد و سن زدگی بیش از این مقدارها به کیفیت نان صدمه می‌زند.
با توجه به محدودیت‌های مبارزه با سن برای استفاده از آرد گندم‌های سن‌زده می‌توان با اصلاح پروتئاز نان مناسب تهیه کرد، یکی از این روش‌ها تزریق بخار به داخل گندم است که این شیوه هم اکنون درترکیه مورد استفاده می‌باشد.
شیوه‌های دیگر به کارگیری از این آردها استفاده در کارخانجات بیسکویت‌سازی و یا تهیه نان قاق می‌باشد.
البته با روش‌هایی می‌توان درنانوایی از این آردها نان مناسب تهیه کرد به عنوان نمونه اکنون در دانشگاه فردوسی با استفاده از ترش لاکتیک (خمیرترشی که با نمک ۷ درصد تهیه شده سپس

آرد به آن اضافه شود) مقدار آرد دو برابر مصرف خمیر ترش روزانه می باشد تا خمیر سفتی بدست آید ، در روش به هیچ عنوان از خمیر مایه برای تهیه این خمیر ترش نباید استفاده کرد چرا که خمیر مایه موجب تخمیر الکلی می شود . خمیر تهیه شده به این روش را به مدت ۴۸ ساعت در حرارت معمولی نگهداری می شود . تا قدرت اسیدی یا بازی PH آن به حدود ۳٫۴ برسد. در این روش میزان PH هیچ نوع میکروب بیماری زای دیگر نتنها رشد نمی کند بلکه از بین هم می رود و فقط میکروب های تولید کنند اسید ( لاکتیک یا لاکتوباسیلوس ها ) رشد می کنند.
پس از دوره تخمیر لایه سفتی بر روی خمیرترش باقی می‌ماند که باید کنار زده شود و مصرف روزا

نه خمیرترش حدود ۴ تا ۵ درصد آرد مصرفی می‌باشد. برای استفاده از این خمیرترش، آن را در داخل آب حل کرده سپس معادل آن آرد و نمک اضافه کرده تا در ۲۴ ساعت بعد آماده استفاده شود، این کار هر روز باید تکرار شود تا خمیرترش روز بعد آماده شود. و در زمان تولید خمیر حتما از خمیرمایه نیز استفاده شود.
درباره فواید این روش می توان گفت : زمانی که با این روش خمیر تهیه شد PH خمیر پس از ۲ تا ۳ ساعت به حدود ۵ می رسد، در این شرایط آنزیم های مفیدی همچون ( میلاز و فیتاز ) ما فعال می شود ولی آنزیم پروتئاز که نتیجه نیش سن می باشد غیر فعال می شود و این عمل باعث تشکیل شبکه گلوتنی می شود . در نتیجه نان با کیفیت مناسبی تولید می شود که علاوه بر این نان تولیدی به این روش دارای خواص ضد قارچی و ضد سرطانی می باشد.

راست بالان زيان آور گندم

تا كنون چندين گونه ملخ كه ميزبان آنها گندم ذكرگرديده است، شناسايي شده اند. در بين اين ملخ ها گونه هاي زيرحائز اهميت مي باشند(شكل ۵):

ملخ مراكشي Dociostaurus maroccanus (Thunb.) (Acrididae, Orthoptera)
گياهان زراعي مختلف خصوصا غلات به عنوان ميزبان آن ذكر شده است و بيشتر از ساير ملخ هاي بومي ايران كه ميزبان آنها گندم و جو ذكر شده است، خسارت زا است.
اين ملخ در خاك هاي رسي سفت و عاري از پوشش گياهي تخم ريزي مي كند و قسمتي از تابستان، پائيز و زمستان (حدود ۹ ماه از سال) را به صورت تخم سپري مي كند و يك نسل در سال دارد. خاك نرم و پوشش گياهي انبوه از تخم گذاري، افزايش جمعيت و تبديل حالت انفرادي به گله اي آن جلوگيري مي كند.

ملخ صحرايي Schistocerca gregaria (Forsk.) (Acrididae, Orthoptera)
كانون هاي دائمي اين ملخ در افريقا، عربستان، هندوستان و پاكستان قرار دارد و تحت شرايط خاصي از فاز انفرادي به فاز گله اي تبديل شده و به مناطق ديگر از جمله ايران حمله مي كنند. اين ملخ دامنه ميزباني وسيعي داشته و گندم و جو نيز از گياهان ميزبان آن به شمار مي آيد.

اين ملخ در سال هايي كه حالت گله اي آن به ايران حمله كرده است تا دو نسل در سال ايجاد كرده است. درسال هاي اخير شاهد حمله دسته هاي مهاجر اين ملخ به ايران نبوده ايم. فاز انفرادي اين آفت در صورت مساعد بودن شرايط محيطي افزايش جمعيت داده و به زراعت هاي هم جوار محل زيست خود خسارت وارد مي سازند .

ملخ آسيايي Locusta migratoria L. (Acrididae, Orthoptera)

فاز انفرادي اين ملخ در اكثر نقاط وجود دارد و گندم و جو نيز به عنوان ميزبان هاي اين ملخ چند ميزبانه ذكر شده است. زمستان گذراني اين ملخ به صورت تخم است و در شرايط آب وهوایی گرم تا ۳ نسل در سال ايجاد مي كند.
برخي ديگر از ملخ هاي بومي در ايران وجود دارند كه گندم و جو ميزبان آنها ذكر شده است و در برخي سال ها خسارت هاي قابل توجهي به غلات وارد مي كنند. اسامي علمي مهم ترين آنها به شرح زير مي باشد:

Dociostaurus crassiusculus (Pantel) (Acrididae, Orthoptera)

Dociostaurus hauensteini Bolivar (Acrididae, Orthoptera)

Ramburiella turcomana (F.W.) (Acrididae, Orthoptera)

Calliptamus barbarus Costa (Acrididae, Orthoptera)

Calliptamus turanicus (L.) (Acrididae, Orthoptera)

Oediopoda miniata (Pall) (Acrididae, Orthoptera)

Ailopus talassinus (Acrididae, Orthoptera)

Pyrgodera armata (F.W.) (Acrididae, Orthoptera)

Tettigonia viridissma (L.) (Tettigonidae, Orthoptera)

Decticus albifrons (F) (Tettigonidae, Orthoptera)

 

شكل ۵- مهم ترين ملخ هاي زيان آور غلات
ملخ آسيايي(Locusta migratoria ) (بالا)
ملخ صحرايي(Schistocerca gregaria ) (پائين)

مديريت تلفيقي ملخ هاي زيان آور گندم
 گونه از سوسك هاي جنس Meloe و چند گونه از سوسك هاي جنس Mylabris دیده شده اند كه از تخم ملخ ها تغذيه مي كنند. زنبورScelio flavibabis M. از پارازيتوئيد هاي مهم تخم ملخ ها به شمار مي آيد و گونه هايي از مگس هاي Tachinidae نيز گزارش شده اند كه پارازيتوئيد پوره ها و حشرات كامل ملخ ها هستند.
ــ ملخ مراكشي زمين هاي عاري از پوشش گياهي و خاك سخت و كوبيده شده را براي تخم گذاري انتخاب مي كند و چراي بي روية دام در مراتع باعث از بين رفتن پوشش گياهي و كوبيده شدن زمين مي شود و نقاط مناسبي را براي به وجود آمدن حالت گله اي ملخ فراهم مي كند.
كشت زمين هاي لخت و بالا بردن ميزان پوشش گياهي در مناطق زيست ملخ مراكشي، در جلوگيري از افزايش جمعيت آن موثر است.
ـــ در مديريت تلفيقي ملخ هاي بومي زيان آور شناسايي كانون ها و مناطق نشو و نماي اين ملخ ها اهميت فراواني دارد.
براي كنترل شيميايي ملخ هاي زيان آور، سموم فني

روتيون ULV 96% ( 4/0- 5/0 كيلودر هكتار)، مالاتيون ULV 96% (7/0- 5/1 كيلو در هكتار)، فنيتروتيون EC 50% (1 ليتر درهكتار) و ديفلوبنزورون ULV 95% (300 ميلي ليتر در هكتار) و طعمه مسموم ( ليندين WP 25% + 100 كيلو سبوس گندم ، برنج يا ذرت+ آب به اندازه مرطوب شدن) به مقدار ۲۵-۵۰ كيلو گرم در هكتار به محض خروج پوره ها تا زمان ظهور ملخ هاي كامل، مورد استفاده قرار مي گيرند.