آفات مهم گياهان زراعي زنجره هاي چغندر قند

بيماري لكه نواري جو
pyrenophora graminea

سطح انتشار بيماري
بيماري لكه نواري جواز بسياري از مناطق جوخيز جهان از جمله هندوستان, شوروي, نروژ, ايتاليا, انگلستان, كانادا, امريكا و نيوزلند گزارش گرديده است. در ايران اين بيماري در آذربايجان، مناطق اطراف درياي خزر, كرج, ورامين, تهران و خوزستان مشاهده شده است. در آذربايجان شرقي در تمام نقاط زير كشت جو و در آذربايجان غربي در ماكو, خوي, و سلماس وج

ود دارد اين بيماري همه ساله و با شدت قابل ملاحظه اي در سطح استان آذربايجان شرقي مشاهده مي گردد.

اهميت اقتصادي بيماري

در نقاط مختلف جهان, خسارت وارده از بيماري لكه نواري به محصول جواز ۷۰ تا ۱۰۰% گزارش شده است. امروزه از بين رفتن صد در صد محصول در گياهان آلوده مورد قبول پژوهشگران بوده و در تخمين ها درصد خسارت به محصول يك مزرعه يا يك منطقه را برابر درصد گياهان آلوده به بيماري لكه نواري در نظر مي گيرند در مطالعات سال ۱۳۶۵, خسارت اين بيماري به محصول جواستان آذربايجان شرقي تقريبا ۱۶% (برابر ۳۴ هزار تن) وبه ارزش حدود چهار ميليارد ريال بر آوردن شده.
علائم بيماري
مشخص ترين علائم بيماري وجود لكه هاي نواري برنگهاي زرد, قهوه اي, و نكروزه در روي برگها مي باشند. معمولا علائم بيماري ابتدا در روي برگها دوم يا سوم گياهچه ظاهر شده و سپس در روي ساير برگهاي ديده مي شوند. اما ممكن است در تمام گياهان آلوده علائم بيماري در مراحل اوليه رشد مشهود نگردند. نوارهاي زرد در برگهاي تازه توليد شده بويژه در روي قسمت پائين پهنگ ب

رگ و غلاف ظاهر مي شوند. اين نوارها بتدريج در تمام طول برگ توسعه يافته و نكروزه مي گردند. اين لكه ها معمولا بهم پيوسته و تمامي برگ مي ميرد. در حين تباهي بافتها, برگها در قسمت نوك پاره مي شوند. گياهان آلوده معمولا كوتوله مي مانند در بوته هاي آلوده يا خوشه اي ظاهر نمي گردد يا خوشه هاي حاصل بصورت پيچ خورده, خشك شده, و قهوه اي رنگ مي گردند. خوشه

هاي آلوده اغلب دانه اي توليد نمي كنند و در صورت توليد, دانه ها ريز, چروكيده, .و قهوه اي هستند. در بعضي از گياهان آلوده خوشه ها بطور طبيعي ظاهر شده و دانه هاي توليد شده علائمي از بيماري نشان نمي دهند. ظهور و نوع علائم بيماري و شدت آنها به قدرت بيمار يزائي (ويرولانس) قارچ, حساسيت ميزبان, و شرايط جوي بستگي دارد.
عامل بيماري
عالم اين بيماري قارچ pyrnopra graminea Ito @kurib است كه متعلق به آسكوميست ها بوده و توليد پريتيس مي نمايد پريتيس هاي اين قارچ, كه در پائيز روي كلشهاي باقيمانده جو در مزرعه توليد مي شوند. در طبيعيت بندرت مشاهده مي گردند. پريتيس ها در سطح كلشها و يا كم و بيش فرو رفته در آنها توليد مي گردند و اندازه آنها ۷۲۶-۵۷۶*۵۷۲-۴۴۲ ميكرون مي باشد. آسكها بشكل كيسه هاي چماقي يا استوانه اي بوده و در قاعده داراي پايه كوتاه و در انتها مدور مي

باشند. آسكوسپرها برنگ زرد قهوه اي, به اندازه هاي ۶۱-۴۳*۲۸-۱۸ ميكرون, بيضوي شكل, باسه ديواره عرضي, و يا (گاهي دو) ديواره طولي در سلول وسطي مي باشند. محققين عقيده دارند كه آسكوسپرها نقشي در تكميل سيكل بيماري ندارند (۸)
Drechlera graminea (Rab). Shoem . مرحله غير جنسي اين قارچ
(Syn. Helminthosporium gramineum Rabh.)
مي باشد. در اين حالت قارچ توليد كننده يوفرو كنيدي مي نمايد. كنيديها در انتها جوانب انتهايي مدور, داراي تا هفت ديواره عرضي, به اندازه هاي ۱۱۵-۳۰*۲۴-۱۱ ميكرون و برنگ قهوه اي زرد مي باشند. تمام سلولهاي كنيدي قادر به تندش مي باشند. توليد پيكنيد توسط اين قارچ نيز گزارش شده است ولي پيكنيد در طبيعت بندرت يافت مي شود.
در روي بافتهاي آلوده گياه كنيديها بطور فراوان توليد مي شوند. در محيط هاي كشت آزمايشگاهي, ميسيلويوم قارچ خاكستري تا زيتوني بوده و اغلب عقيم مي باشد. قرار دادن قطعاتي از برگ جو در محيط كشت آگار (Water Agar) و استقرار محيط كشت در شرايط متناوب نور و تاريكي و سپس در يك محيط سرد ممكن است منجر به توليد كنيديها در محيط كشت گردد.
سيكل بيماري
لكه نواري جو منحصرا يك بيماري بذر زي (Seed-Borne) مي باشد. قارچ عامل بيماري زمستان را بصورت ميسيليوم در پوست و پريكارپ دانه مي گذارند ولي جنين دانه آلوده نمي گردد. هيف موجود در دانه رشد كرده و گياهچه را آلوده مي سازد. در زمان خوشه دهي, و در شرايط رطوبي, كنديهاي توليد شده روي برگها توسط با دبر روي خوشه هاي گياهان مجاور انتقال يافته و دانه ها را آلوده مي افتد., ولي شديدترين آلودگي دانه ها و جود آب در روي خوشه ها ضرورت نداشته و گزارشات نشان مي دهند كه آلودگي دانه ها در صورت فقدان آب در روي آنها شديدتر بوده است. آلودگي دانه ها در حرارت بين ۱۰ تا ۳۳ درجه سانتگراد صورت مي گيرد. دانه ها آلوده معمولا علائمي از خود نشان نداده و سالم به نظر مي رسند.
حرارت و رطوبت خاك در آلوده شدن گياهچه ها از طريق بذور آلوده تاثير مي گذارد. بيشترين درصد آلودگي گياهچه ها در حرارت ۱۲ درجه سانتيگراد بوموقع مي پيوندد و در بالاتر از ۱۵ درجه سانتيگراد آلودگي كاهش يافته يا اتفاق نمي افتد. آلودگي گياهچه ها در رطوبت متوسط خاك (پتانسيل آب منهاي ۷ بار) بيشتر از آلودگي آنها در رطوبت بيشتر (منهاي ۱ بار) يا رطوبت كمتر (منهاي ۱۳ بار) گزارش شده است. حساسترين مراحل آلودگي گياهچه ها از شروع جوانه زدن بذر تا ظهور گياهچه در بيرون خاك مي باشد. معمولا درصد گياهان آلوده از درصد بذر آلوده مي باشد.
تشخيص دانه هاي آلوده
جهت تشخيص دانه هاي آلوده از روش انجماد استفاده مي كنند از نمونه دانه هاي مشكوك به

آلودگي حداقل ۲۰۰ عدد دانه مورد آزمايش قرار مي گيرد. دانه ها را روي كاغذ خشك كن خيس شده در درون ظروف شيشه اي يا پلاستكيي در بسته قرار مي دهند. ظروف حاوي دانه ها را بمدت ۲۴ ساعت در حرارت ۲۰ درجه سانتيگراد, سپس بمدت ۲۴ ساعت در حرارت ۲۰- درجه سانتيگراد و بدنبال آن بمدت پنج روز در حرارت ۲۰ درجه سانتيگراد با تناوب ۱۲ ساعت تاريكي و۱۲ ساعت زير نور نزديك به ماورا بنفش (NUV) قرار مي دهند. بعد از اين مدت دانه ها را در زير بينوكلربا بزرگنمايي ۲۵ تا ۵۰ مورد بررسي قرار مي دهند. در صورت آلوده بودن دانه ها, كنيديوفرها و كنيديهاي قارچ ها جنس Helminthosporium در روي آنها توليد شده و قابل رويت مي باشند. در استفاده از اين متد بايستي در تشخصي گونه H.graminum (عامل بيمار لكه نواري) از ساير گونه ها بويژه H.teres دقت كافي بعمل آيد.چ
علاوه بر متد فوق الذكر, مي توان دانه هاي مورد آزمايش را در گلخانه يا در مزرعه خاك كاشته و از روي علائم ظاهر شده در گياهان وجود قارچ در دانه ها را مشخص كرد. البته در استفاده از اين طريقه به مدت زمان طولاني تر و هزينه بيشتري نياز مي باشد.
روش تعيين خسارت بيماري در مزرعه
چون در گياهان آلوده يا دانه هاي توليد نمي شود و يا دانه هاي توليد شده در موقع خرمنكوبي مخلوط كاه و كلش مي گردند. بنابراين درصد خسارت وارده از اين بيماري به محصول جوبرا درصد گياهان آلوده در يك مزرعه در نظر گرفته مي شود. در نتيجه براي بر آورد خسارت وارده, تعيين درصد گياهان آلوده در يك مزرعه كافي خواهد بود. براي اين منظور از روشهاي مختلف نمونه برداري قابل قبول از نظر آماري استفاده مي شود. بعنوان مثال مي توان در مسير يك قطر مزرعه يا در يك مسير بشكل M در سطح مزرعه حداقل ۱۰ نقطه را در فواصل تقريبا برابر انتخاب و در هر نقطه حداقل ۱۰ گياه را براي تشخيص آلودگي به بيماري لكه نواري مورد بررسي قرار داد.گياهان از كيفيت قابل قبولي برخوردار نبوده و مي توانستند در موقع خرمنكوبي توسط باد از دانه هاي ديگر جدا شده و مخلوط كاه گردند. بدينجهت دقيقتر خواهد بود كه در آذربايجان شرقي كاهش محصول در بوته هاي آلوده به جاي ۵/۹۰ درصد, ۱۰۰ درصد در نظر گرفته شده و در نتيجه درصد خسارت وارده به محصول برابر درصد گياهان آلوده در يك مزرعه يا يك منطقه تعيين گردد.
كنترل بيماري
با توجه به اينكه اين بيماري منحصرا توسط بذر منتقل شده و آلودگي گياهان از دانه هاي آلوده ناشي مي شود, بنابراين كاشتن بذور عاري از پاتوژن موثرترين راه كنترل بيماري مي باشد. بذور توليد شده در مناطق غير آلوده اصولا عاري از پاتوژن مي باشند.
اگرامكان تهيه بذور عاري از پاتوژن فراهم نباشد مي توان با ضد عفوني كردن بذور با قارچ كشها بيماري را تا اندازه اي كنترل نمود. ضد عفوني بذور با قارچ كشهاي زير در كنترل بيماري لكه نواري جو موثر گزارش شده اند. ولي درجه تاثير آنها بايستي در هر منطقه مورد بررسي قرار بگيرند. بر اساس آزمايشات انجام گرفته, براي بهتر چسبيدن سم به بذور, ابتدا به مقدار قارچ كش مور

د نياز براي ضد عفوني يك كيلوگرم بذر تقريبا ۵۰ ميلي ليتر آب اضافه كرده و سپس, جهت آغشته كردن يكسان بذور با سم, بايستي آنها را بطور مكانيكي و بمدت كافي بهم زد.
قارچ كشهاي موثر گزارش شده عبارتند از : ۱- ايما زاليل (Imazalil) 75% بمقدار ۱۳% گرم براي هر كيلوگرم بذر (۰٫۱۰ga.i./kg seed), 2- يپرديون (Iprodione) 50% بمقدار ۵/۲ گرم براي هر كيلو گرم بذر (۱٫۲۵g a.i./kg seed), و ۳- كاربوكسين (Carboxin) 34% بمقدار ۵/۷ گرم براي هر كيل

و گرم بذر (۲٫۵۰ga.i./kg Seed) از ميان اين سموم, ايمازاليل موثرترين قارچ كش در كنترل بيماري گزارش شده است.
استفاده از واريته هاي مقاوم ديگري جهت كنترل بيماري لكه نواري جو مي باشد. ولي بعلت وجود نژادهاي مختلف قارچ عامل واريته هاي مقاوم در هر منطقه بايستي بدقت مورد بررسي قرار گرفته و مشخص گردند. واريته هاي مقاوم در يك منطقه ممكن است در منطقه ديگر در مقابل بيماري مقاوم نباشند. مقاومت در جوهاي بهاره بيشتر از جوهاي پائيزه گزارش شده است.
با در نظر گرفتن سطح وقوع بيماري و خسارت زياد آن در آذربايجان شرقي, مبارزه با لكه نواري جود در سطح استان الزامي مي باشد. در اين رابطه اقدامات زير توصيه مي گردند.
۱- حتي المقدور سعي گردد تا بذور عاري از پاتوژن تهيه و در دسترس كشتكاران قرار داده شود. براي اين منظور بايد كارشناسان مزارع جو را باز ديد كرده و از مناطق, يا حداقل از مزارع,عاري از بيماري بذر گيري نمايند.
۲- اقدام به آزمايش نمونه هاي بذري نموده و در صورت آلوده بودن از كشت آنها خوددراي بعمل آيد.
۳- برقراري مقررات صدور گواهي براي بذور دال بر عاري بودن دانه ها از پاتوژن عامل بيماري.
۴- اجراي پروژه هاي تحقيقاتي براي اطلاع بيشتر از اپيدميولوژي بيماري و يافتن طرق مختلف كنترل در منطقه, بويژه از طريق توليد بذور عاري از پاتوژن, ضد عفوني بذور, و تهيه و استفاده از واريته هاي مقاوم.
۵- پخش جزوه هاي اطلاعاتي و برگزار نمودن سمينارها و كلاسهاي آموزشي توسط متخصصين امر بمنظور بالا بردن سطح آگاهي باري كشتكاران و آشنايي هر چه بيشتر آنها با بيماري لكه نواري جو و نحوه مبارزه با آن.

(بسمه تعالي)

نام بيماري: لكه نواري جو
Barley Stripe

زير نظر:
آقاي مهندس جهانبخش

 

گرد آوري:
سالومه روزروخ

بهار ۸۴

مبارزه
شته سياه در طبيعت داراي دشمنان بسياري است كه آنها را شكارچي و يا پا رازيت مي گويند كه به طريق مختلف از زياد شدن شته ها جلوگيري مي كنند واگر فعاليت اين پارازيت ها نبود شته ها در مدت كمي قادر بودند كليه بوته ها را ازبين ببرند. مهمترين دشمنان شته سياه يكي كفشدوزك قرمز رنگ هفت نقطه اي است كه حشره كامل و لارو آن هر دو مستقيما “شته ها را مي خورند و ديگري كرمهاي يكنوع مگس طفيلي است كه شكل آنها شبيه زالوست و رنگ آنها زرد و سبز روشن مي باشد و طولشان در حدود ۵ ميليمتر است و اغلب بين دسته هاي شته ديده مي شوند كه شته ها را مي خورند. علاوه بر اينها زنبورهاي كوچكي وجود دارد كه شته ها را پيدا مي كنند و در بدن آنها تخم مي گذارند وبه اين ترتيب نوازادي كه از تخمم بيرون مي آيد اعضا داخلي بدن شته را مي خورد و باعث مرگ آن مي گردد. اهميت اين پارازيت ها كه حشرات مفيدي هستند بسيار زياد است و چون اين حشرات درمقابل اكثر سموميكه براي دفع شته بكار مي رود حساس هستند لذا بايد در موقع سمپاشي ترتيبي اتخاذ شود كه حتي المقدرو از زنا بودي آنها احتراز گردد. حمله شته سياه به چغندر درد و موقع شديد است يكي در اوايل بهار كه فعاليت پارازيت ها براي از بين بردن شته ها كم مي باشد و رطوبت هوا زياد و شرايط محيط مناسب است و ديگري در اواخر فصل تابستان يعني شهريوري ماه كه هوا خنك مي شود و رطوبت هوا بالا مي رود. موقع برزو شته سياه بر روي چغندر بسته به درجه حرارت و رطوبت سال فرق مي كند ولي معمولا از اواخر فروردين و اوايل چغندر بسته به درجه حرارت و رطوبت سال فرق مي كند ولي معمولا از اواخر فروردين و اوايل ارديبهشت ماه روي چغندرهاي بذري و در همين موقع يا چند روز بعد روي چغندرهاي بهاره ظاهر مي شود وگاهي تا اول تابستان بصدمه خود روي نبات ادامه مي دهند. در بهار شدت آلودگي چغندرههاي بذري بمراتب از چغندرهاي كشت بهاره بيشتر است. بوته هاي آلوده به شته سياه كاملا مشخص است كه با مشاهده آنها و با در نظر گرفتن شدت آلودگي و فعاليت پارازيتها بايد اقدام به سمپاشي نمود. تعداد زيادي از سموم فسفره مانند ديازينون، مالاتيون، و گوزاتيون روي شته سياه چغندر موثر مي باشد ولي چون حمله اين آفت گاهي همراه با حمله كنه و زنجره است توصيه مي وشد كه از متاسيستوكس، دي متوات و يا سوپر اسيد به ميزان يك ليتر در هكتار استفاده شود.(خيري ۱۳۴۵).
زنجره چغندر
Empoasca decipiens Paoli
(Cicadellidae Homopt)
زنجره هاي چغندر قند يك دسته ديگر از آفات اين محصول بوده كه مطالعه درباره آنها ابتدا از سال ۱۳۴۴ در ايران شروع شده و تا كنون ۲۳ گونه زنجره از مناطق چغندر كاري فارس، اصفهان، كرمان، كرج، خراسان و اهواز توسط خيري، عليمرادي و ميناسيان جمع آوري شده و بوسيله دكتر لابولا (Dlabola) زنجره شناس معروف چكسلواكي تعيين نام تعيين نام گرديده است. از بين ۲۳ گونه زنجره مزبور تعداد ۵ گونه مخصوصا “ناقل ويروس برخوردار مي باشد Empoa

sca decipiens مي باشد كه ذيلا” به شرح آن پرداخته مي شود.
شكل شناسي
حشره كامل زنجره سبز رنگ كوچكي است بطول تقريبا ۳ ميليمتر كه عرض سر و سينه آن برابر مي باشد. در طرفين سر يك جفت چشم مركب درشت وجود دارد كه شاخكها بين

آنها قرار گرفته است. بالهاي روئي سبز نيمه شفاف و بالهاي زيري كاملا زيري كاملا شفاف مي باشد. طول بالها از انتهاي شكم تجاوز مي كند. پنجه پا سه مفصلي و به دو ناخن ختم مي شود. شكم سبز رنگ و از ۸ حلقه تشكيل شده است كه تمام از هم مجزا و مشخص مي باشند. حلقه آخري شكم در افراد نر و ماده كاملا” از يكديگر متمايز هستند. اين مفصل در حشره نربيك صفحه نسبتا” پهن ختم مي گردد” از يكديگر متمايز هستند. اين فصل در حشره و بيك صفحه نسبتا پهن ختم مي گردد در صورتيكه در حشره ماده اين صفحه كشيده و بيك تخمريز مي گردد. ماده ها در انتهاي شكم داراي تخمريزي بشكل خنجر مي باشند كه بوسيله آن تخمهايشان را در زير پوست و داخل بافتهاي برگ مي گذارند. تخمهاي زنجره كشيده و بشكل دانه برنج و كمي خميده است. طول آنها بطور متوسط ۸/۰ و به قطر ۲۵/۰ ميليمتر است رنگ تخمها در ابتداي تخمگذاري سبز است و چند روزي كه گذشت شدت زرد رنگ مي گردند و در موقع باز شدن دو لكه قرمز رنگ كه همان چشمهاي پوره مي باشد در سر تخمها ديده مي شود. تخمها چون در زير پوست داخل بافتهاي گياه گذاشته مي شود قابل رويت نمي باشند. پوره هائيكه تازه از تخم در مي آيند كوچك و طولشان در حدود يك ميليمتر است. رنگ آنها سبز روشن است و اثري از بالها ديده نمي شود و بتدريج كه رشد مي كنند و پوست عوض نمايند بالها ظاهر مي گردد. محل زندگي پوره اي زنجره در سطح زيرين برگهاست و طرز حركت آنها نامنظم (زيگزاك) و خيلي تند و سريع مي باشد.
مناطق انتشار
اين زنجره توسط برخورداري (۱۳۴۶) از مزارع كرج, اصفهان, قزوين, مشهد جمع آوري شده و احتمالا در ساير مناطق چغندر كاري كشور نيز شيوع دارد.
طرز خسارت
حشرات كامل و پوره ها بوسيبله خرطوم بلند و ظريفي كه در قسمت پائين سر دارند بداخل برگها فرو مي برند و شيره گياه را مي مكند. برگهاي خسارت ديده برنگ زرد و قهوه اي تام با لكه هاي سبز در مي آيند و در نتيجه اعمال حياتي گياه مختلف و بوته ها ضعيف مي شوند و بالاخره سبب پائين آمدن مقدار قند و نقصان وزن ريشه مي گردند و از همه مهمتر اينكه ممكن است اين حشره ناقل بيماريهاي ويروس از قبيل زردي و موزاييك و پيچيدگي برگهاي چغندر نيز باشند. اين آفت علاوه بر چغندر به سيب زميني, گوجه فرنگي, كاهو, لوبيا, باقالا, كدوئيان, وغيره نيز حمله مي كند.
زيست شناسي
اين آفت زمستان را بصورت حشره كامل (ماده هاي بارور) در زير برگهاي خشك و بوته هاي چغندر بذري و علفهاي هرز مي گذراند و در اسفند ماه پس از گرم شدن هوا فعاليت آن شروع مي گردد. با مطالعاتي كه بعمل آمده است تخمريزي زنجره هاي از نيمه دوم اسفند ماه روي

چغندر هاي بذري و علفهاي هرز آغاز مي شود. هر حشره ماده ۴۰-۵۰ عدد تخم مي گذارد و تخم ها در بافت اپيدرم برگ مخصوصا ” داخل رگبرگ اصلي در رگبرگهاي بزرگ گذارده مي شود. در شرايط آب و هوايي كرج در بهار پس از ۱۸ تا ۲۴ روز بازو پوره ها خارج مي گردند و به تغذيه از شيره برگها مي پردازند. پوره ها پس از پنج مرتبه تعويض پوست كامل مي گردند. دوره زندگ

ي يك نسل بسته به حرارت و رطوبت محيط فرق مي كند, در بهار حدود ۵۰ روز طول مي كشد زنجره چغندر با مطالعاتيكه انجام شده است چهار نسل در سال توليد مي كند و مهمترين خسارت آن در نسل اول به چغندر هاي بذري است و از نسل دوم به بعد روي چغندر هاي ريشه اي مي رود ولي چون نسلهاي دوم و سوم آن مصادف با زماني است كه عليه ساير آفات در مزارع چغندر سمپاش مي شود لذا جلب توجه نمي كند ولي موقعي كه نسل چهارم آن (در شهريور ماه) بروز مي كند بطور معمول سمپاشي به مزارع چغندر قند خاتمه يافته است و بهمين علت خس

ارت آن قابل توجه مي گردد. بطور متوسط ۵ تا ۷ عدد پوره زنجره روي هر برگ چغندر در شهريور ماه مشاهده شده است.
مبارزه
تعيين موقع مبارزه با اين آفت در مزارع چغندر بذري در اوايل بهار قبل از اينكه حشرات زمستاني موفق به تخمريزي گردند كار مشكلي است. بنابراين مبارزه را هنگامي بايد انجام داد كه پوره ها تازه از تخم بيرون آمده باشند و اينموقع مصادف با اواسط فروردين ماه به بعد است. موقع مبارزه با اين زنجره در مزارع چغندر ريشه اي در اوائل بهار و همچنين در شهريور ماه هنگامي است كه حشرات كامل و پوره ها در زراعت مشاهده مي گردند ضمنا براي سمپاشي مي توان از سموم فسفره شته كش استفاده كرد.
ساير رنجره هاي چغندر قند
زنجره ها حشرات ريز چند ميليمتري بوده كه شايد بتوان به آنها اسم فارسي زنجرك را داد تا خواننده آنها را با زنجره هاي بزرگ مانند زنجره موتفاوت بگذارد. در ايران خيري و عليمرادي (۱۳۴۷) گونه زنجره از ۱۶ جنس از مناطق چغندر كاري كشور جمع آوري نموده و شرح كامل آنها در نشريه اي كه از طرف بنگاه اصلاح و تهيه بذر چغندر قند كرج منتشر شده آمده است خسارت اين زنجره ها بيشتر بطور غير مستقيم مي باشد. بدين معني كه بعضي از حشرات مزبور ناقل ويروسها و بالاخص ويروس كرلي تاپ چغندر قند هستند و از بين گونه هاي جمع آوري شده چهار گونه به اسامي زير حائز اهميت بيشتري هستند.
۱)Neoliturus tenellus Baker
2) Neoliturus opacipennis Leth.
3) Neoliturus fenestratus H.S.
4) Neoliturus guttulatus kirs
شكل شناسي
بطور كلي حشرات كامل زنجره هاي جنس Neoliturus 3/2-4 ميليمتر طول داشته و رنگ آنها بسته به شرائط محيط و فصول مختلف سال متغير است. تخمها بيضي كشيده و بشكل دانه برنج و طول آنها حدود ۸/۰ ميليمتر است. رنگ تخم ابتدا سفيد و بتدريج زرد رنگ مي گردد.
زيست شناسي
زنجره ها اصولا حشرات بياباني آفتاب دوست و گرما پسندي هستند روي اين اصل فعاليت آنه

ا در مناطق گرم و خشك كشور بيشتر است. طبق بررسيهائيكه تا كنون بعمل آمده است زنجره هاي ناقل, زمستان را بصورت حشرات كامل (معمولا ماده بارور) اكثرا در پناه بوته هاي چغندري كه در زمين باقي مي مانند و همچنين بوته هاي علف هرز دائمي شور (kochia spp) شوره (At

riplex spp) عنبربو (Marubium sp) نان گرگ (phlomis sp) و بوته هاي درمنه (Artemisia) بسر مي برند. در اوائل بهار موقعيكه هوا گرم مي شود و حرارت بحدود ۱۰ درجه سانتيگراد مي رسد, فعاليت آنها آغاز مي گردد و بر روي علفهاي هرز ميزبان و يا بوته هاي چغندر قند منتقل و تخمريزي مي كنند در شيراز حداكثر پوره هاي زنجره بر روي گياه درمنه در تاريخ ۲۲ فروردين ماه مشاهده شده است معمولا اين حشرات اولين نسل خود را در اوايل بهار بر روي علفهاي هرز ميزبان تكميل مي كنند و حشرات كامل حاصله از آن (نسل بهاره) بمزارع چغندر كه ۲ تا ۴ برگي مي باشند هجوم و پخش مي گردند