آلودگي و نقش جمعيت و منابع

بحراني از بحرانها
آينده براي انسانيت از هر وقت ديگري در تاريخ هم روشنتر و هم تاريكتر است. ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه به خاطر اينكه ميان رسالت زوال تكنولوژي گير كرده است پوچ به نظر مي آيد. ما ملياردها خرج مي كنيم كه يك عده انگشت شمار را به ماه برسانيم و تازه اهميت حفاظت تنوع زندگي بر روي اين كره آبي قشنگ كه خانه ماست پي مي بريم، يك چهارم جمعيت دنيا سعي بر

مصرف بيش از بيش منابع دنيا دارند، اما پسمانده حاصله موقعيت ثروتمندان و اميد فقيران را به خطر مي اندازد. با وجود رسانه هاي گروهي ما اكنون راجع به امور گيتي بيش از ويژگي هاي همسايگان خود واقفيم. ما با استفاده از علم جديد پزشكي ميزان مرگ و مير ناشي از امراض را كاهش داده ولي در عوض مواجه با انفجار جمعيت شده ايم. كودهاي شيمايي و مواد شيميايي دفع آفات بيش از هر موقعي ياري دهنده ما در افزايش آذوقه هستند ولي اينها در عين حال عامل به هلاكت

رساندن پرندگان و ماهي ها (Garson 1962) و آلوده كردن غذا و آب نيز مي باشند. سوزاندن سوخت فسيلي كه در تهيه الكتريسيته خنك و گرم كردن ساختمان ها به جريان انداختن صنايع و حمل و نقل به كار مي رود نيز در آلوده كردن هوا و زمين دست داشته و سلامت ما را تهديد مي‌كند.
در حالي كه تكنولوژي بسياري از مسائل را حل مي‌كند خود نيز مشكلات جديدي به بار مي آورد كه براي حل آنها نياز به تخصص هاي پيچيده و تكنولوژي گرانتر است. در نتيجه قسمت اعظم پول، منابع و انرژي و خلاقيت ما صرف رفع مشكلات مي شود تا صرف شكوفا كردن روح انسانيت كه با ارزش ترين منبع ماست اما با وجود بحران در عين حال فرصتي است براي تغيير طرز فكر و عمل.

۲-۱- جمعيت
يكي از مهمترين مسائل كه امروزه روي زندگي ما اثر مي گذارد آن است كه ما به حدود خم منحني J شكل يا منحني تصاعدي افزايش جمعيت رسيده ايم. منحني الي آخر تصاعدي و يا هندسي ازدياد حاصل م ينمايد.
ميزان خالص تولد روي زمين اينك ۲۳۲ نوزاد در دقيقه يا حدود ۳۳۴۰۰۰ نفر در روز است. در حالي كه ميزان خالص مرگ و مير فقط در حدود ۹۷ انسان در دقيقه يا ۰۰۰،۱۴۰ در روز است. به عبارت ديگر ميزان توليد ۴/۲ برابر ميزان مرگ و مير است. رشد جمعيت براي تمام زمين از اختلاف بين اين دو محاسبه مي شود.

به تمام اين مسافرين تازه وارد بايد غذا لباس و مسكن داده شود. هر كدام از منابعي استفاده مي كنند و در نتيجه به آلودگي جهان مي افزايند. سازمان ملل تخمين مي زند كه بين يك سوم تا نصف مسافرين ما يا گرسنه اند و يا سوء تغذيه دارند. سه نفر از چهار نفر نه مسكن كافي دارند و نه آب سالم و كافي.

نكته مهم اين است كه هنوز ۷۱ ميليون نفر در سال به جمعيت اضافه مي شود. اگر با اين ترتيب پيش رويم، جمعيت جهان بعد از ۴۱ سال دو برابر خواهد شد.
اما رشد جمعيت تنها مشكل ما نيست، ما مواجه با مشكلات محيط زيست از قبيل نقصان منابع و آلودگي نيز هستيم.

ظرفيت يك منبع خاص تا حدودي بستگي به آن دارد كه منبع را چگونه تعريف كنيم. در تعريف عام يك منبع يا منبع طبيعي چيزي است كه مورد احتياج موجود زنده، جامعه و يا بوم باشد. به عبارت ديگر منبع يك چيز فايده آور است. اما در رابطه با امور انساني اصل مفيدبرودن و يا مضر بودن هر چيزي مي تواند به خاطر تكنولوژي، اقتصاد و نحوه بهره برداري از محيط متغير باشد.

تكنولوژي نمي تواند يك منبع حيواني منقرض يا يك سرزمين طبيعي را كه در آن جاده سازي شده است به حالت اوليه برگرداند، ولي مي تواند استفاده از منابع را با بهبود بخشيدن استفاده منطقي و يا دوباره سازي آنان توسعه بخشد.
گاهي اوقات تكنولوژي مي تواند راهگشاي مشكل وجود يك منبع كمياب يا جابجائي يا جايگزين كردن آن با منبع ديگري باشد.
علاوه بر تكنولوژي، ماهيت منبع براي انسان بستگي به اقتصاد دارد. چيزي مي تواند منبع مفيدي باشد كه قابل دسترسي به يك هزينه منطقه باشد.

هرگاه هزينه پيدا كردن و دستيابي به يك منبع افزايش يابد به همان اندازه بر قيمت آن منبع افزوده مي گردد.
بازسازي هم يك محدوديت اقتصادي دارد. بازسازي معمولاً اندازه ارزانتر از استخراج مواد بگراست، در صورتي كه موادي كه بايد بازسازي شوند زياد پراكنده نباشند.
استفاده مداوم از يك منبع همچنين بستگي به اثرات وارده از استخراج آن بر محيط زيست دارد. حتي اگر تهيه يك منبع از نظر اقتصادي به صرفه باشد استفاده از آن (حداقل براي بعضي مصارف) ممكن است به خاطر ضرري كه به سلامت انسان و ساير موجودات زنده مي رساند، متوقف گردد.

 

مثلاً استفاده از مواد خيلي سمي كه حاوي سرب جيوه و يا كادميوم هستند بايد محدود شود. در مورد استفاده از انرژي اتمي نيز بحثهاي زيادي در بين است زيرا زائدات راديواكتيو حاصله نياز به حمل و نقل و انبار كردن با درجه اطمينان مطلق براي هزاران سال دارد (فصل ۱۴). گاهي اوقات اثرات منفي استفاده از منبع را مي توان به حداقل رساند و يا به كلي پاك كرد. اما چنين كاري احتياج به هزينه دارد و در بعضي موارد اين هزينه چنان زياد است كه استفاده از منبع را غير اقتصادي مي سازد.

به اين ترتيب مي بينيم كه تعريف يك منبع و موارد دسترسي به منبع بستگي به تغييرات تكنولوژي، اقتصادي و اثرات منتجه از بهره برداري آن بر محيط زيست دارد. به طور عملي چيزي به صورت منبع در مي آيد و يا باقي مي ماند كه يك دستگاه و يا روشي آن را قابل دسترسي و براي بهره برداري با هزينه هاي منطقي مطمئن بسازد.

نوع منابع- منابع معمولاً به دو گروه قابل تجديد و غير قابل تجديد تقسيم مي شوند (Skinner 19876a) (شكل ۳-۱) منابع قابل تجديد از نظر تئوري هميشگي و بايد (شكل ۳-۱) منابع قابل تجديد از نظر تئوري هميشگي و پايدارند. آنها يا مشتق با بازسازي شوند. به طور مثال محصولات نباتي و حيواني حيات وحش، جنگل ها و ساير موجودات زنده همچنين هواي تازه آب شيرين و خاك حاصلخيز قابل تجديدند در صورتي كه نحوه استفاده از آنها عاقلانه باشد. اشكال اصلي در اين

است كه ما ممكن است از منابع قابل تجديد سريعتر از زمان لازم براي بازسازي آنان بهره برداري كنيم و يا در نتيجه بهره برداري، اثرات جنبي استفاده باعث به خطر انداختن محيط زيست و زندگي شوند (Mendows et al 1972) مثلاً اگر يك گونه يا اگر يك گونه زنده در اثر شكار بيش از اندازه صيد بي اندازه و يا در اثر محدود شدن محيط زندگي منقرض شود، يا اگر يك منطقه طبيعي تبديل به بازار

شود، يا اگر حاصلخيزي خاكي بر اثر استفاده بيش از حد و با سياست هاي نارساي حفاظت خاك نقصان حاصل نمايد در اين صورت اين منابع قابل تجديد تبديل به منابع غير قابل تجديد خواهند شد.
منابع غير قابل تجديد مي توانند تماماً مورد بهره برداري قرار گرفته و يا حداقل به حدي نقصان حاصل نمايند كه بازسازي مجدد آنان به صرفه نباشد. اكثر منابع غير قابل تجديد منابع كاني هستند. كه يا به مقدار معين در زمين وجود دارند (مثل آهن و مس) و يا قابل احياء بعد از يك مدت خيلي طولاني هستند. (مثل سوخت فسيلي) كه در اين صورت به آن سرعتي كه بهره برداري مي شوند نمي توانند احياء گردند)

گونه هاي ژنتيكي (قابل توارث) نمونه هاي مهم از منبع قابل تجديد به شمار مي روند كه به سادگي مي توانند در اثر استفاده ناموزون انسان و يا جهالت وي تبديل به منابع غير قابل تجديد گردند.
انواع ژنتيكي موجود در نژادهاي مختلف گياهان وحشي را مي توان دورگه گيري كرده و نژادهاي جديد مناسب براي تغذيه به وجود آورد (همان طوري كه در مورد گندم اعمال شده است). اما اگر بيش از اندازه به قطع يكسره جاده سازي و توليد آلودگي در سطح زمين مبادرت ورزد تنوع ژنتيكي بر اثر اينكه نژادهاي وحشي جانوران و گياهان درنتيجه اعمال فوق منقرض مي شوند نقصان پيدا

مي‌نمايد. جانوران و گياهان بايد حفظ شوند، زيرا آنها براي ما منبع غذا و داروهاي جديد طبي بوده به عنوان واحد كنترل بيولوژيكي در دفع آفات به ما خدمت مي نمايد و يا به ما مي آموزد كه چطور دنياي طبيعي (شامل انسان) مي تواند حفاظت شود.

۴-۱ آلودگي
آلودگي چيست؟ آلودگي را مي توان به عنوان يك تغيير نامطلوب در خواص فيزيكي شيمايي و بيولوژيكي هوا آب يا زمين تعريف كرد كه باعث به خطر انداختن سلامت، بقا و فعاليت هاي انسان و يا ساير موجودات زنده مي شود

(Notional Academy of science 1969b). توجه مي فرماييد كه طبق اين تعريف لزوماً شامل خسارات فيزيكي نمي باشد. ايجاد وقفه در فعاليت هاي انسان خودآلودگي است. مثلاً يك درياچه را كه نمي توان براي قايق سواري مورد استفاده قرار داد، مي شود آلوده خواند.

مشكل موجود در تعريف آلودگي اين است كه اصولاً «تغيير نامطلوب» را چه بدانيم هر تغييري در محيط احتمالاً باعث مقداري اثرات نامطلوب بر انسان و يا ساير موجودات زنده مي شود. همان تغييرات ممكن است توسط برخي مطلوب انگاشته شده و يا اثرات نامطلوبش در مقايسه با فوائد به دست آمده براي برخي ديگر قابل قبول باشد.

به طور مثال مواد شيمايي وارد شده از يك مجموعه صنعتي در آب و هوا ممكن است براي انسان ها و موجودات زنده اي كه در اطراف آن مجموعه زندگي مي كنند زيان آور باشد. در حالتي كه كنترل آلودگي حاصله گران تمام شود، بسته شدن كارخانه را در بر خواهد داشت. در اين صورت كارگراني كه شغل خود را با بسته شدن كارخانه از دست داده اند ممكن است احساس كنند كه خطرات وارده از آلودگي هوا و آب كمتر از زيان هاي بيكاري باشد.
به همين شكل ممكن است يك كشور ثروتمند استفاده از د.د.ت را به خاطر اينكه خطرات وارده (بخصوص به ساير موجودات زنده) بيشتر از نفع حاصله آن است منع كند. از طرف ديگر مقامات كشوري كه مواجه با كمبود مواد غذايي اند يا كشوري كه از مالاريا رنج مي برد چنين تصميم بگيرد كه نفع حاصله در از بين بردن آفات و يا پشه مالاريا بيشتر از خطرات نامطلوب استفاده از د.د. ت باشد.
معيار تصميم گيري براي برنامه هاي كوتاه مدت از يك طرف و از طرفي ديگر براي برنامه هاي دراز مدت خود باعث مباحثه خواهد بود. ساختن يك شبكه جهاني از نيروگاه هاي اتمي ممكن است براي نسل حاضر به خاطر توليد برق مفيد باشد، وليكن نسلهاي آينده را در وضعيتي قرار مي دهد كه ناچار به انبار كردن زائدات راديو اكتيو براي صدها هزار سال باشند. در اين صورت مشاهده مي شود كمه تعيين حد مطلوب و غير مطلوب اثرات حاصله يك مساله بغرنج و بحث انگيز است. مصيبت در اين است كه همان طوري كه فيلسوف نامي هگل اشاره كرد تضاد بين صحيح و ناصحيح مطرح نيست. بلكه تضاد بين صحيح و صحيح مورد سوال است. اما با اينكه تعريف آلودگي مشكل و بحث انگيز است ولي براي اينكه قادر به مهار آلودگي باشيم ناچار به تعريف آن هستيم.

انواع آلودگي از نقطه نظر بيولوژيكي دو گروه آلوده كننده را مي شود تشخيص داد: قابل انحطاط و غير قابل انحطاط. يك آلوده كننده قابل انحطاط را مي توان تجزيه كرد از بين برد و يا مصرف كرد. از اين طريق حد قابل پذيرش آلودگي را مي توان طي مراحل طبيعي با روش هاي مهندسي (مثل

تصيفه فاضلاب) نقصان داد البته تا وقتي كه سيستم لبريز از آلودگي نشده باشد. آلوده كننده هاي قابل انحطاط به دو گروه تقسيم مي شوند: قابل انحطاط تند و كند. آلوده كننده هاي قابل انحطاط تند مانند فاضلاب انساني و زائدات حيواني و كشاورزي معمولاً خيلي سريع قابل تجزيه اند معذالك مراحل تجزيه در حالت هايي كه سيستم لبريز شده است به كندي انجام مي پذيرد.