آموزش
مقدمه
گامـي نـو:

مااصرار نداريم كه شيوه آموزشي جديد ارائه نماييم بلكه شيوه هاي كلاسيك را اصلاح و بهبود بخشيم. عوض كردن هر سيستم فرق نمي كند آموزشي – مالي- اداري۰۰۰ هزينه هاي زيادي مصرف مي كند مثل تعديل نيروي انساني، هزينه هاي اداري ـ آموزشي و امكانات جديد و …
ولي اصلاح و بهبود هزينه كمي مي برد، بهره وري را افزايش مي دهد و ما از حداقل امكانات مي توانيم حداكثر استفاده را ببريم.

ما نبايد از شيوه هاي غربي و شرقي به طور مطلق استفاده نماييم بلكه شيوه هاي تجربه شده مثل ژاپن را به سبك ملي و ايراني تغيير و تطبيق دهيم و از آن بهره مند شويم.
ما سعي داريم با تلفيق شيوه هاي آموزشي موجود و بكار بردن مهارتهاي زير:
– مديريت
– زندگي
– مشاهده
– مشاركت
– محيط
– ارتباط

بعد از هر دوره آموزش كساني را تربيت كرده باشيم كه توانايي كار عملي همراه با مهارتهاي نفوذ و ارتباط را به آساني بكار ببرند.
وظيفه ما نشان دادن راه نو و هدفمند مي باشد كه بارها بدون برنامه و به تنهايي طي كرده و آن را رها كرده ايم.
ما در اين راه نقاط ضعف و قوت را نشان مي دهيم و هر شخص با توجه به آموخته هاي خود بايد راه را ادامه دهد تا به نتيجه مطلوب برسيم.
آمـوزش
۱- آموزش مستمر ضمني: اين گونه آموزشها در طول عمر به گونه سازمان نيافته در محيط خانواده، محل كار و اجتماع براي شخص تجربه شده و جزء فرهنگ شخص قرار مي گيرد و با آن رشد پيدا مي كند.

 

۲- آموزش رسمي يا مدرسه اي : يا كلاسيك نظام آموزشي از ابتدايي تا تحصيلات عالي دانشگاهي .

۳- آموزش غير رسمي: هر گونه آموزش و كارآموزي سازمان يافته خارج از نظام مدرسه اي ورسمي اطلاق مي شود. آموزش عقيدتي ـ سياسي، بهداشتي، تعاون و مهارت فني وحرفه اي بدون توجه به سن وشرايط فردي.

آموزش هشتگانه

در آموزش الگوي تدريس هوش هشتگانه داريم كه به شرح هر كدام مي پردازيم:

۱- هوش لفظي -زباني: از طريق خواندن، نوشتن، بحث‌، سخنراني و حافظه بهتر ياد مي گيرند.

۲- هوش منطقي -رياضي: از طريق قياس، اعداد، طرحها، مسأله و نظم بهتر ياد مي گيرد.

۳- هوش بصري -فضايي : از طريق تصاوير، شكل، تجسم، نقشه، نمودار و رنگ بهتر ياد مي گيرند.

۴- هوش موسيقيايي -وزن: از طريق قافيه وزن و آهنگ بهتر ياد مي گيرند.

۵- هوش بدني -جنبشي: از طريق حركت، بازي، لمس كردن و بازيگري بهتر ياد مي گيرند.

۶- هوش برون فردي: از طريق مشاركت در گروه، ارنباط با ديگران و همكاري بهتر ياد مي گيرند.

۷- هوش درون فردي: برخي دوست دارند در انزوا و تنهايي كار كنند.

۸- هوش طبيعت گرا: پديده هاي طبيعي و شناخت و تشخيص و طبقه بندي بهتر ياد مي گيرند.

استانـدارد آمـوزشـي
كتب و جزوات و متون زيادي درباره روش ها و الگوها و شيوه ها وفنون تدريس نوشته شده است كه هر كدام تحت عنواني به بررسي و بحث در مورد روش هاي تدريس پرداخته اند . اين منابع كمكي در راستاي اعتلاي كيفيت آموزشي با طرح موضوعات، مدرسين را در ارائه آموزش و اجراي تدريس ياري كرده اند.
قبل از هر آموزش رياست مجموعه آموزشي با همكاري مسئولين آموزشي برنامه جامعي را بايد فراهم آورند. برنامه ريزي آموزشي به معناي فرآيند اتخاذ مجموعه از تصميمات براي انجام اقدامات مربوط به امور آموزشي در آينده مي باشد.
برنامه ريزي آموزشي به مفهوم جديد براي اولين بار دركشور شوروي در سال ۱۹۲۳ مورد استفاده قرار گرفت. هدف برنامه ريزي آموزشي فراهم ساختن فرصتهاي يادگيري هر چه بيشتر براي گروه هاي واجب التعليم و علاقه مند به يادگيري از يك سو وتربيت نيروي كار ماهر مورد نياز توسعه اقتصادي كشور بوده است.
با شدت پيدا كردن توسعه و فناوري اطلاعات در حال تغيير و تحول بودن جامعه و رويارويي با بحران ها وچالش ها و به وجود آمدن موجهاي جديد ما بايد خود را آماده كنيم تغييرات را پذيرا باشيم و بهترين استفاده را از آن ببريم.
بعد از بيست سال تجربه نظام اموزشي و نسلي كه از اين مديريت آموزشي موجود به جامعه بازگشت نموده اند بدون هيچ گونه تخصص و كارآئي همگان صف كشيده در جلو مراكز كاريابي و اداره كار وپشت دربهاي بسته كارخانجات و ادارات منتظر هستند كه آيا در كار پذيرفته خواهند شد يا نه؟

مسئولين مؤسسات كساني را از بين انبوه شركت كنندگان انتخاب مي كنند كه بهترين شرايط و تخصص ها را داشته باشند البته با تجربه كاري چند ساله و حالا مسئولين آموزشي به فكر چاره افتاده و آموز شهاي عملي و كارگاهي را مكمل آموزش هاي تئوريك نموده اند. و بعد از اين كنكاش شاخه كار و دانش و رشته هاي كاربردي راتوسعه داده اند.

مهارتهاي فني ومفهومي وانساني
فني: توان كار برد دانش و روش فنون و تجهيزات ، تجربه و آموزش.

مفهومي: توانايي شناخت پيچيدگيهاي سازمان وعمليات يك واحد مشخص چگونه با گردش كار كل سازمان تناسبي برازنده پيدا مي كند. هدف سازمان خود را با كل مناسب نماييم.

انساني: توان و قضاوت لازم براي كار با مردم بوسيله مردم .

انگيزش، ارتباط رهبري، قدرت ونظارت خشنودي.

انگيزش:

۱- افراد بايد به گونه اي جذب شوند كه نه تنها به سازمان بپيوندند بلكه در آن سهيم شوند.
۲- كاري كه انجام مي دهند واستخدام مي شوند با دلبستگي و وابستگي به سازمان انجام مي دهند.

عوامل گوناگون موثر در فرآيند انگيزش:

ويژگيهاي فردي:

۱- وابستگي ها وعلاقه ها.
۲- نگرش ها ونمونه ها را.
الف ـ درباره خود.
ب ـ درباره شغل.
ج ـ درباره جنبه هاي وضعيت كاري.

۳- نيازها ونمونه ها را.
الف ـ امنيت.
ب ـ اجتماعي.
ج ـ كسب موفقيت.

ويژگي هاي شغلي:

الف ـ انواع مشوقهاي دروني را.
ب ـ درجه اختيار در كار.
ج ـ مقدار باز خورد و عملكرد مستقيم.
د ـ درجه گوناگوني وظايف.

همگامـي ايـران با تحولات جهانـي:

با توجه به اين واقعيت كه تا سال ۱۴۰۰ تشكيل دهكده جهاني به واقعيت مي پيوندد, ايران نيز متاثر از اين جهاني شدن صنعت و اقتصاد بايد به طور طبيعي عواملي را كه در تحولات اقتصادي و اجتماعي جهاني شدن وجود دارد در برنامه هاي آموزشي خود منظور نمايد. از آنجا كه نظام

آموزشي باشد در خدمت توسعه اقتصادي, اجتماعي و فرهنگي كشور باشد, لذا ساز و كاري بايد ايجاد شود كه از آن طريق بتوان ارتباط مستقيمي بين توسعه اقتصادي, اجتماعي و توسعه آموزشي برقرار كرد. از طرفي با توجه به اينكه نظام حكومتي ما جمهوري اسلامي است و بسياري از تعاليم عاليه اسلامي نقش موثري در تعالي بشري دارند, لذا در طرح نظام آينده آموزشي بايد از رهنمودهاي تعاليم عاليه اسلامي استفاده شود. همچنين به منظور دست يافتن به آرمانهاي

جمهوري اسلامي و با در نظر گرفتن تحولات اجتناب ناپذير ويژه در بخش فني و حرفه اي كه نقش موثرتري در حل معضل بيكاري و توسعه اقتصادي دارد, تعيين گردد. مبناي برنامه بيست و پنج ساله اقتصادي, اجتماعي, فرهنگي, سياسي جمهوري اسلامي ايران بر پايه توسعه نيروي انساني, طي برنامه ۲۵ ساله (۱۴۰۰-۱۳۷۶) تدوين گرديد كه با توجه به اهميت هر يك از بخشهاي آن, همكاري هماهنگ و منسجمي از سوي بخشهاي مختلف كشور ضروري مي باشد.
در ادامه به گونه اي موجز به هدفهاي كيفي كه بايد در توسعه آموزش هاي فني و حرفه اي همواره مدنظر باشد و نيز به استراتژي ها و راهبردهاي لازم در اين بخش اشاره مي شود:
پرورش جنبه هاي فرهنگي, رفتاري, مهارتي در هنرجويان بر اساس ملاكهاي اسلامي و نيازهاي برنامه توسعه اقتصادي و اجتماعي تا سال ۱۴۰۰٫

– ايجاد فرصتهاي مساوي براي كليه افراد جامعه در دسترسي به آموزش هاي فني و حرفه اي در زمينه هاي موردنياز فردي و جامعه.
– افزايش كارايي دروني و بيروني آموزش هاي فني و حرفه اي افزايش مشاركت و نظارت مردم در توسعه آموزش هاي فني و حرفه اي و ارتقاي آموزش هاي فني و حرفه اي.
– اشاعه دانش فني و گسترش آموزش هاي فني و حرفه اي رسمي و غيررسمي در قالب يك نظام سازمان يافته.
– افزايش نسبت كاركنان فني و تخصصي جامعه و اصلاح ساختار هرم شغلي تخصصي جمعيت شاغل كشور.
– انطباق برنامه هاي درسي و محتواي آموزش ها با نيازهاي جامعه و مقتضيات ناشي از توسعه علوم و تكنولوژي.
– بهبود شاخصهاي كيفي و كمي آموزشي در كليه سطوح.
– مدرنيزه كردن آموزش هاي فني و حرفه اي بر اساس توسعه اقتصادي, اجتماعي.
– تدارك لازم جهت اجراي دقيق نظام آموزش متوسطه.
كارگر يك مهارته كسي است كه مي تواند مهارتش را در ارتباط با دانش فني با دقت و صحت بيشتري بروز دهد و كارگر چندمهارته كسي است كه مهارتهايي را با دقت و صحت در چندين كار مرتبط به هم همراه با دانش فني موردنظر داشته باشد.
– اجراي تناسب آموزش فني و حرفه اي در راستاي نيازهاي توسعه كشور.
– افزايش سهم زنان در آموزش هاي فني و حرفه اي.
– نزديك نمودن بخش آموزش به بازار كار.

استراتـژي و راهبردهـا:

۱- اخذ عوارض آموزشي در تجارب و صنعت به منظور افزايش كمك به آموزش هاي فني و حرفه اي.
۲- ارائه دوره هاي آموزشي براي ارتقاي دانش معلمان فني و حرفه اي با توجه به آموزش هاي نو.
۳- يكي نمودن ارزش آموزش غيررسمي و رسمي آموزش هاي فني و حرفه اي از طريق كنترل و يكسان نمودن محتواي دروس برنامه.
۴- ارائه انعطاف پذير آموزش هاي فني و حرفه اي و روشهاي آزاد يادگيري آموزش هاي فني و حرفه اي كه مي تواند به ارتقاي يادگيري كمك نمايد.
۵- ارائه دوره هاي آموزشي نوين در زمينه مشاوره شغلي و تحصيلي مدارس فني و حرفه اي.
۶- ايجاد مراكز مشاوره شغلي.
۷- افزايش تعداد مشاوران شغلي و تحصيلي.
۸- استفاده از نرم افزار كامپيوتري به منظور توسعه آموزش.
۹- تاكيد بر آموزش هاي زبان خارجه به منظور استفاده بهينه از اطلاعات و يافته ها.
۱۰- كم كردن حجم دوره هاي آموزشي رسمي- غيررسمي از طريق تلفيق آموزش با نيازهاي صنعتي.
۱۱- تجديد ساختار استانداردهاي آموزشي.
۱۲- آموزش مربيان و مدرسان آموزش هاي فني و حرفه اي در رشته هاي مربوط به تكنولوژي جديد.
۱۳- توسعه و بهبود سطح زير ساخت هاي (فضاهاي) آموزشي.

۱۴- انتقال تكنولوژي مناسب در راستاي توسعه مناطق روستايي.
۱۵- توسعه سيستمهاي اطلاعاتي.
۱۶- تربيت نيروي انساني در سطح مهارتي و سطوح مياني مديريتي.
۱۷- استفاده از سيستم آموزشي چند رسانه اي با نرم افزارهاي كامپيوتري.
۱۸- استفاده از شبكه به منزله ابزاري جهت تامين نيازهاي مربوط به مواد درسي مناسب و كافي.
۱۹- آموزش نيروي انساني در زمينه هاي مشخص مهارتي جهت تامين نيازهاي بنيادي.

استفاده از روش هاي كاربردي در آموزش هاي فني و حرفه اي و تخصصي
روش هاي آموزشي, بخشي از تكنولوژي آموزشي را تشكيل مي دهد و از آنها مي توان به عنوان ابزار تسهيل كننده براي يادگيري و تغيير در نگرش ها, بينش ها و ارزش هاي از پيش تعيين شده استفاده بهينه كرد.
روش هاي آموزشي در تعامل عوامل موثر در امر آموزش, زماني مي تواند موثر باشد كه اجزاي آن يعني ياد دهندگان, يادگيران, موضوع يادگيري, زمان و مكان يادگيري و منابع مالي, فيزيكي و انساني براي يادگيري در ارتباط متقابل باشند.