ابعاد گفت و گوي ايالات متحده و جمهوري اسلامي در مورد عراق

پذيرش قدرت ايران
شايد بتوان يكي از مهم ترين ويژگي هاي عراق جديد را تاثير گذاري و نقش افريني طيف وسيعي از گروه هاي داخلي بازيگران منطقه اي و قدرت هاي فرامنطقه اي در روند تحولات سياسي – امنيتي و اقتصادي اين كشور تلقي كرد . فارغ از نقش عوامل ساختاري سياسي – اقتصادي و پيشينه تاريخي و نقش متفاوت گروه هاي داخلي عراق در شرايط كنوني اين كشور در ميان قدرت هاي

منطقه اي و فرامنطقه اي جمهوري اسلامي ايران و ايلات متحده امريكا داراي نقشي عمده و بر جسته در روند جديد دولت- ملت سازي در عراق هستند . با اين حال چنين به نظر مي رسد كه نقش افريني اين دوبازيگر عمده فقط در چهار چووب يك تعامل سازنده امكان پذير خواهد بود . از اين رو نمي توان نقش ايران را ناديده گرفت و اساسا هر طرحي در مرود عراق جديد كه در حالت

چالش با جمهوري اسلامي ايران و يا در تعارض با امنيت ملي ايران قرار داشته باشد . با دشواري هاي اساسي مواجه خواهد شد . در ۳ دهه گذشته ايران و امريكا هر يك به دنبال حذف ديگري از صحنه بوده اند اما تداوم بي ثباتي و نا امني در عراق و حتي تشديد ان و نگران يهاي موجود در خصوص احتمال گسترش بحران عراق به يك منازع منطقه اي موجب شد كه الگوها و سياست هاي يكجانبه گرايانه از سوي امريكا و تلاش اين كشور براي كنار گذاشتن جمهوري اسلامي ايران از

معادلات منطقه اي با توجه به نفوذ غير قابل انكار ان مورد بازبيني قرار گيرد . ازاين رو با توجه به نا كار امدي و عدم نتيجه بخشي راهبردهاي چند ساله گذشته امريكا در عراق و پيامدهاي زيانبار ان براي كل منطقه و به ويژه مردم عراق به تدريج مسئولين امريكايي مجبور به اعتراف به اشتباهات و عدم كار امدي راهبرد قبلي خود شده اند . گزارش بيكر هميلتون تشكيل اجلاس شرم الشيخ و مذاكرات ايران و امراي در تاريخ ۷ خرداد نشانه هاي تغيير تدريجي سياست امريكا مي باشد. در اين نوشتار به برخي از ابعاد سياست ها و منافع و اقدامات ايران و امريكا در عرصه عراق و سپس نقاط اشتراك انها در ايجاد ثبات و جريان امنيت سازي در عراق پرداخته مي شود .

رويكرد يكجانبه گرايانه امريكا در عراق
حمله امريكا به عراق با هدف تثبيت هژموني امريكا در جهان تضمين امنيت اسرائيل و در قالب رويكرد يكجانبه گرايانه نومحافظه كاران انجام شد حمله به عراق كه در طرح خاورميانه بزرگ نو محافظه كاران امريكا به عنوان مرحله نخست ايجاد دگرگوني در ساختار اين منطقه تلقي مي شد در جهت تديل عراق به يك دولت سرمشق دموكراتيك و ليبرال منطبق با نسخه امريكايي ان براي تمام كشورهاي خاورميانه بود . از انجا كه اين طرح بدون در نظر گرفتن واقعيات موجود و منافع ساير قدرت هاي بزرگ جهاني از يك سو و قدرت هاي منطقه اي از سوي ديگر و صرفا در جهت تامين منافع ژئوپلتيك و ژئواكونوميك امريكا طراحي شده بود از همان ابتدا با مشكلات اساسي مواجه شد .
سياست يكجانبه گرايي امريكا در عراق تنها به حمله به اين كشور محدود نمي شود و امريكا حتي در مراحل اوليه اشغال نيز بر ان بود تا شرايط و روند دولت ملت سازي جديد در اين كشور را صرفا بر اساس منافع و اهداف خود به پيش ببرد .

بر اساس طرح هاي اوليه امريكا عراق به كشوري دموكراتيك وليبرال با نقش برجسته شيعيان سكولار به رهبري افرادي مانند اياد علاوي به عنوان دولتي سرمشق در جامعه عرب همكار استراتژيك امريكا و داراي مواضعي غير خصمانه در قبال اسرائيل و در هايت موازنه گرا و حتي رقيب ايدئولوژيك ايران تبديل مي شد . البته در اين روند ساير قدرت هاي جهاني ني زاز تاثير گذاري قابل توجه در معادلات خاورميانه كنار گذاشته مي شدند .

اما روند تحولات عراق پس از فروپاشي رژيم بعث نشان داد كه دولت امريكا در محاسبه و ارزيابي هاي خود در خصوص عراق پس از اشغال دچار اشتباهاتي فاحش شده است . زيرا با پافشاري رهبران سياسي و مذهبي شيمي بر الگوهاي دموكراتيك در روند دولت ملت سازي از يك سو و بروز اشوب و نا امني و مخالفت گروه هاي شور شسي و معارض با نيروهاي اشغالگر از سوي ديگر شرايط بر خلاف طرح اوليه امريكا به پيش رفت پيروزي شيعيان در قالب ائتلاف عراق يكپارچه و در ۲ انتخابات برگزار شده در سال ۲۰۰۵ و تسلط انها بر اركان قدرت و به حاشيه رانده شدن شيعيان سكولار مانند اياد علاوي حاكي از ان بود كه طرح امريكا برا يايجاد دولتي با ماهيت ليبرال سكولارو همسو با منافع و اهداف امريكا و اسرائيل نا كام مانده است و اين امر روند سياست هاي يكجانبه گرايانه امريكا را با دشواري جدي مواجه مي كند مسئله ديگري كه پيشبرد طرح اوليه امريكا را به چالش كشيد . اقدامات گروه هاي مخالف روند سياسي جديد مانند بعثي ها و گروه القاعده بود كه بسياري فراتر از ارزيابي هاي امريكا عمل كردند و در جنگي نامتقارن نا كار امديارتش امريكا را اشكار كردند البته حمايت هاي مادي و معنوي برخي از كشورهاي عرب همسايه و جوامع سني از اين گروه ها عامل عمده تداوم اقدامات خشونت بار انها محسوب مي شود .
شرايط جديد و ناخواسته عراق يعن يايجاد دولتي با محوريت شيعيان ائتلاف عراق يكپارچه و اقدامات سر سختانه بعثي ها و گروه القاعده باعث شد كه امريكا در مواجهه با تناقضات و دشواري هاي پيشرو استراتژي متفاوت و حتي در برخي مقاطع متناقضي را در پيش گيرد . در سال ۲۰۰۶ امريكا

به تدريج استراتژي پيروزي را كنار گذاشت و استراتژي لوگيري از شكست را در پيش گرفت ابعاد اصلي اين استراتژي عبارت از چرخش نسبي به سوي سني ها و كاهش حمايت زا شيعيان عراق بودند كه در مواردي چون عدم تمايل به توانمند سازي سياسي و نظامي امنيتي دولت نوري مالكي به دليل ترديدهاي پيش رو جلوه گر شد . بعد ديگر سياست جديد امريكا كه در قالب استراتژي امريكا براي عراق در سال ۲۰۰۷ نمود اشكارتري يافت جلب حمايت كشورهاي عربي منطقه براي

ايجاد ثبات و امنيت در عراق و تسلط بيشتر بر اوضاع اين كشور بود . در اين مقطع به رغم توصيه هاي كميته بيكر هميلتون به دولت امريكا در جهت مذاكرهب ا ايران براي ايجاد ثبات در عراق جورج بوش همچنان مخالفت خود را با مذاكره با ايران اعلام كرد و نشان داد كگه همكاري با كشورهاي عربي و گروه هاي سني عراق را ترجيح م يدهد و در اين راستا به ارسال علامت هايي مانند عقب نشيني از طرح خاورميانه بزرگ پرداخت .
با تداوم بي ثباتي و نا امني در عراق عدم موفقيت دولت بوش در اقناع افكار عمومي و حزب دموكرات در امريكا و نيز اشكار شدن نا كارايي سياست يكجانبه گرايانه امريكا در عراق دولت بوش

بر ان شد تا اين سياست را تعديل كند و گزينه هاي جديدي مانند مذاكره با ايران را براي ثبات و امنيت سازي در عراق مورد بررسي قرار دهد .

ايران و عراق جديد
عراق جديد براي جمهوري اسلامي ايران فرصت ها و تهديداتي را تواما در بر داشته است و اين امر ضرورت اتحاذ استرتژي مناسب با تحولات مزبور را ايجاب كرده است . حذف رژيم بعث در عراق كه هموداره به عوان عامل تنش و نا امني منطقه اي عمل مي كرد و قدرت يابي مبارزان و گروه هاي مردمي شيعي در عراق كه طي ۲۷ سال گذشته از حمايت هاي بي دريغ جمهوري اسلامي ايران برخوردار بوده اند طبعا از سوي جمهوري اسلامي ايران تحوي بسيار مثبت تلقي مي شود . اما در عين حال حضور نيروهاي امريكايي در عراق بي ثباتي نا امني و گسترش شكاف قومي – مذهي و در نتيجه افزايش اجتمال تجزيه عراق نيز از جنبه هاي منفي تحولات مذكور از ديدگاه ايران بوده است .

با توجه به تهديدات و فرصت هاي ياد شده راهبرد ايران درر عراق بعد از سقوط صدام بر مبناي مشاركت فعال و سازنده براي كمك به دولت و مردم عراق استوار بوده است . سياست ايران از اهداف و ابعاد متعددي برخوردار است كه عمده ترني انها دولت سازي بر اسسا الگوي دموكراتيك مبتني بر راي اكثريت مردم همكاري با دولت عراق برا يايجاد امنيت و توسعه عراق و افزايش رفاه و اشتغال مردم و همچنين نهادينه سازي روابط يا ايجاد روابط استراتژيك بين ۲ كشور هستند .

جمهوري اسلامي ايران حمايت از همه دولت هاي عراق پس از صدام و كمك به انها در جهت ايجاد ثبات و امنيت در اين كشور را در كانون سياست خارجي خود قرار داده است . در اين راستا جلوگيري از شكل گيري كانون هاي تهديد امنيتي در عراق برقراري و ايجاد ارتباطات مستحكم با

همه گروه هاي عراقي از جمله شيعه كرد و سني و حمايت از انه در اولويت قرار گرفته است .
هر چند ايالات متحده در طرح اوليه خود براي عراق خواسترا ايجاد رقيبي اسرتاتژيك و موازنه گر در قابل ايران و حتي ايجاد رقابت مذهبي بين مراجع شيعي در قم و نجف و در نتيجه تضعيف قدرت و نماد ايدئولوژيك جمهوري اسلامي ايران در سطح منطقه بود اما نتيجه اي كه حاصل شد عكس انتظار ان كشرو بود . فروپاشي رژيم بعث كه به برتري قدرت شيعيان و كردها در ساختار سياسي نوين عراق منجر شد به افزايش قدرت و نفوذ منطقه اي ايران و دگرگوني در معادلات قدرت خاورميانه منتهي شد . اين امر كه حال افزايش نفوذ ايران در داخل عراق نيز به شمار مي رود از مولفه هاي متعددي ناشي مي شود . پيوندهاي ديرينه تاريخ يفرهنگي و مذهبي بين مردم ايران و عراق و حضور معارضين عراقي شيعه و كرد در دوران زمامداري صدام حسين در ايران و در نتيجه ارتباط برادرانه و نزديك بين نخبگان مذهبي و سياسي ايران و رهبران مذهبي و سياسي شيعي و كرد در عراق كه بخش عمده اي از انها رد ساختار دموكراتيك جحديد به قدرت رسيده اند از عوامل اصلي اين نفوذ طبيعي محسوب مي شود .
بدين تريتب حفظ و تقويت دولت فعلي كه بر اساس مباني دموكراتيك و قانوني شكل گرفته است . از اهداف راهبردي جمهوري اسلامي ايران به شمرا مي رود از اين رو عدم موفيت دولت جديد عراق در فرازند دولت سازي و كنترل و تسلط بر اوضاع امنيتي كشور و تداوم مسائل و بحران هاي سياسي و اجتماعي كه از عوامل مهم نا امني به شمار مي ايند مي تواند زمينه ساز تحولاتي در عراق شود كه با منافع ملي ايران در تضاد قرار داشتهب اشدو حتي به ظهور مجدد دولتي ضد ايراني در عراق منتهي شود . در تحيل عل نا كامي كنوني در روند دولت – ملت سازي دموكراتيك در عراق مي توان به مولفه هايي مانند رشد هويت هاي سياسي قوم محور و مذهب محور و كاركردهاي ان اقدامات تروريستي گروه هاي سني و القاعده و حمايت برخي كشورهاي عرب منطقه از انها و بروز شك و ترديد در ميان تصميم گيران در ايالات متحده در خصوص حمايت از دولت عراق اشاره ركد . با توجه به اين مولفه ها و احتمال تبديل شدن فرصت هاي استراتژيك ايران به تهديد امنيتي و اهميت برقراري ثبات وامنيت درعراق از منظر جمهوري اسلامي ايران بررسي و باز تعريف استراتژي ايران در عراق اشكارتر مي وشد .

نتيجه گيري

اظهار تمايل و عملي ساختن مذاكره براي امنيت سازي در عراق از سوي ايران و ايالات متحده ممكن است در مراحل اوليه خود نتايجي چندان قابل توجه و عملي در پي نداشته باشد اما نفس انجام اين مذاكرات و ارزيابي نسبتا مثبت اوليه طرفين از ان از ابعاد مختلف قابل توجه است . اين مذاكرات مي تواند ۲ پيامد جانبي براي ايران داشته باشد اول اينكه برخي كشورهاي عربي و اروپايي كه در فضاي روابط خصمانه ايران و امريكا به دنبال بهره برداري از وضع موجود رد راستاي

منافع خود بودند مجبور به بازنگري در سياست هاي خود خواهند شد و دوم اينكه مذاكرات بعداد م يتواند شرايط جهاني مساعد تري را برا يمذاكرات هسته اي ايران و لحاظ كردن ديدگاه هاي ايران به ويژه در خصوص حذف پيش شرط فراهم كند .از جمله ابعاد ديگر مي توان به درك لزوم طراحي ساز و كارهاي چند جانبه و همه سونگر باي ايجاد ثبات وامنيت در عراق و پي بردن به پيامدهاي ناگوار بي ثباتي براي تمامي طرفين از سوي قدرت هاي منطقه اي و فرامنطقه اي عمده خاومراينه مانند

ايارن و امريكا وجود منافع و اهداف مشترك ايران و امريكا در عراق مانند حمايت از عراق يكپارچه امن و با ثبات و ني زاگاهي از لزوم همكاري در اين خصوص اشاره كرد . همچنين پذيرش نقش و قدرت منقطه اي ايران و لزوم توجه به نقطه نظرات ان در جهت موفقيت طرح هاي منطقه اي و در صورت تداوم و موفقيت روند تعامل ميان ايران امريكا و عراق احتمال تعميم اين تعامل به ساير مسائل مهم راهبردي مورد اختلاف از جمله موضوعاتي هستند كه در مجموع امكان كاهش تنش در روابط ۲ كشور را به وجود خواهند اورد .

نگاه كارشناسان به گفت و گوي بغداد
علاء الدين بروجردي
رئيس كميسيون سياست خارجي و امنتي ملي مجلس شوراي اسلامي
۱- اصل انجام گفت و گو جدا از عنوان ان تبعات بسياري براي كشورهاي منطقه دارد و گذاردن نقطه پاياني بر حوادث تاسف بار تروريستي است كه در عراق صورت مي گيرد اثار و تبعات رواني ان فراتر از عراق است . بنابراين اصل موضوع با توجه به هدف كه پيگيري مي كند حائز اهميت است . اينده ان بيشتر بستگي دارد به سير تحولات صورت گرفته در مذاكرات اگر امريكايي ها صادقانه به دنبال كاهش مشكلات امنيتي در عراق باشند واراده جدي داشته باشند و مي تواند به توقف كشتار وحشيانه مردم اين كشور كمك كند .

ارچوب به سوي موفقيت و گشايش حركت خواهد كرد در غير اين صورت اينده ان مبهم خواهد بود .
۲- همه واقعيت هاي ذكر شده عوامل تاثير گذاري بر تصميم امريكا براي اغاز مذاكره بود . بنابراين همان گون كه اين عوامل بر تغيير نقطه نظر اقاي بوش و جمهوري خواهان از مقابله با جمهوري اسلامي ايران به سيايت همكاري با ج . ا . ا و استفاده از توان اين كشور براي كمك به جل مشكلات عراق ميل كرده است . فكر مي كنم به ميزاني كه امريكايي ها جدا از خطاي فاحششان در عراق و سياست هاي غلطشان نسبت به ايران بخواهند بر اسسا واقعيت ها تصميم گيري و مذاكره كنند اين مذاكره مي تواند به كاهش مشكلات امنيتي عراق و حل مشكلات اين كشور بينجامد .

۳- وضعيت امروز عراق اتشي است در خانه همسايه اگر به خانه سرايت نكند دود ان ازار دهنده خواهد بود . بنابراين اولين دستاورد ان كمك به حل مشكلات امنيتي كشور همسايه است . با توجه به اينكه ايران قويا معتقد است كه عراق مكان مناسبي برا ينيروهاي امريكا و انگليس نخواهد بود لذا همان طور كه دموكرات ها تصميم گرفتند امريكا بايد طرح خروج زمان بندي شده خودش را براي خروج از عراق اماده كند . امريكا در اين مذاكرات بايد نظرات خودش را در زمينه كاهش نيروها و سپس خروج نهايي از عراق اماده كند اين دستاورد ديگري براي امنيت در عراق و كمك به استقلال سياسي اين كشور خواهد بود .

۴- با توجه به سياست هاي خصمانه انگليس و امريكا در قبال ج . ا . ا و كشف شبكه هاي متعدد جاسوسي مرتبط با امريكا كه نشان از استمرار سياست هاي خصمانه عليه ج . ا . ا دارد طبيعتا خروج اين نيروها از عراق به كاهش تهديد امنيتي عليه كشورمان كمك خواهد كرد . فكر مي كنم با توجه به تاثيرات نوع مناسبات امريكا با ج . ا . ا سير تحولات منطقه نسبت به اين تحول و تاثير ان بر امنيت منطقه كشورهاي منطقه با عنايت و توجه خاصي به ان مي نگرند واميدوارند كه اين مذاكرات منجر به ايجاد وضعيت جديد امنيتي در منطقه شود .

با توجه به اينكه مسئله عراق براي ما از اهميت ويژه اي برخوردار است . استمرار كشتار مردم بي گناه به هيج وجه قابل قبول و تحمل نيست . با وجود اينكه مذاكره با امريكا براي كشور ما خط قرمز است اما جمهوري اسلامي ايران استثنا كردن عراق از مذاكره با وجود هزنيه هاي مترتيب بر ان را با هدف تاثير گذاري بر امنيت عراق پذيرفته است .

راهكار ساركوزي براي خروج اتحاديه اروپا از بن بست

يكپارچگي اقتصادي
پيروزي ساركوزي در انتخابات رياست جمهوري فرانسه يكي از مهم ترين وقايعي بود كه در ماه مي سال جاري بخش وسيعي از تحليل هاي مطبوعات و رسانه هاي خبري دنيا را به خود اختصاص داده بود . وي در جوي اشوب زده در حالي سكان قدرت در فرانسه را در دست گرفت كه تا ۳ روز پس از اعلام نتايج همچنان نا ارامي بسياري از شهرهاي فرانسه از جمله تولوز ، پاريس ، رن ، بوردو ، ليل ، ليون ، شارلويل ، نانت ، مارسي و استراسبورگ را به اشوب كشديه بود بحث در مرود سياست خارجي و داخلي ساركوزي طي روزهاي اخير توجه بسياري از كارشناسان را به خود جلب كرده است .
بسياري از رسانه هاي

داخلي اروپايي امريكا و اسرائيلي پيروزي ساركوزي در انتخابات را فصل تازه اي در تاريخ فرانسه خواندند و اعلام كردند كه وي فرانسه را وارد عصر جديدي مي كند . در حوزه داخلي نيز بسياري اظهار اميدواري كردند كه وي با اقتدار و قدرت خود مي تواند به مشكلات چندين ساله داخلي پايان دهد . در حوزه خارجي نيز بسياري وي را طرفدار بوش – طرفدار اسرائيل مي خواندند . اما به عقيده كارشناسان مردم فرانسه با وجود همه اين موارد با انتخاب خود به تغييرات اساسي و بنيادي راي دادند . اظهارات ساركوزي مبني بر اينكه امريكا تا هر زمان كه لازم باشد مي تواند روي كمك دوست خود فرانسه حساب كند سبب شد تا برخي روي كار امدن وي را موجب ورود انديشه هاي بوش به اتحاديه اروپا بدانند .
رسانه هاي اسرائيلي نيز با ابراز خرسندي از اينكه فردي با ريشه اي يهودي به كاخ اليزه راه يافته است اعلام كردند كه سار كوزي اميدهاي تازه اي را در ميان مقامات اسرائيلي برانگيخته و قطعا فصل جديدي در روابط تل اويو پاريس شروع خواهد شد و سياست هاي عربي و افريقايي فرانسه به عنوان يكي از اعضاي اصلي اتحاديه اروپا كه همواره در طول دوران رياست جمهوري شيراك مورد انتقا قرار مي گرفته تغيير خواهد يافت .

جدا از پيامدهاي روي كار امدن ساركوزي در حوزه داخلي و خارجي مسئله نقش و تاثير وي در ساختار اتحاديه اروپا و اقدامات وي در اين راستا از جمله مسائلي است كه از اهميت ويژه اي برخوردار است . فرانسه به عنوان يكي از اعضاي اصلي اتحاديه اروپا اختيارات و نقشي به مراتب بيشتر و فراتر از ساير اعضاي اروپايي دراد و قطعا انتخاب ساروزي مسير و مشي تازه اي را پيش روي اتحاديه اروپا و لزوم ايجاد اصلاحات در ساختار ان در حال حاضر از جمله مسائلي است كه از اهميت زيادي برخوردار است . از اين رو سار كوزي در اولين ملاقات هاي خود با سران ساير كشورهاي اروپايي بر لزوم جايگزيني معاهده هاي ساده به جاي قانون اساسي اتحاديه اروپا به منظور حل بحران موجود در اروپا تاكيد كرد .

سفرهاي ساركوزي به المان و لژزيك لافاصله پس از روي كار امدنش و گفت و گوهاي صورت گرفته در باب ايجاد اصلاحات در اروپا گوياي ان است كه تلاش براي اماده سازي كشورهاي عضو در پذيرش معاهده مذكور يكي از مهم ترين اولويت هاي ساركوزي بوده همچنان كه وي در ديدارش با خانم مركل با تاكيد بر ضرورت اين امر اعلام كرد كه حتي نبايد يك دقيقه را از دست بدهيم

ديدگاه هاي ساركوزي در مورد اروپا
اروپايي جديد قوي سياسي تر و با قدرت اجرايي افزون تر انديشه اي است كه به گفته ساركوزي او طي ساليان اخير در سرمي پرورانده است . از اين رو تا پيش از رفراندوم قانون اساسي اتحاديه اروپا در فرانسه با وجود راي منفي فرانسويان راي وي به قانون مذكور مثبت بوده است وي در مصاجبه با نشريه فيگارو با بيان اين مطلب كه تلاش براي تصويب قانون اساسي اتحاديه اروپا تحولي نوين به وجود خواهد اورد مواضع خود را در اين راستا چنين اعلام كرده بود فرانسه در طول بيش از نيم قرن يكي از موتورهاي اصلي اتحاديه و مبدع قانون اساسي اتحاديه اروپا به منظور ايجاد اروپايي بپيشرو و پراگماتيك بوده است

از اين رو انتظار فرانسوي ها و در كل شهروندان اروپايي از تصويب قانون اساسي اتجاديه اروپا در وهله اول بهبود وضع اشتغال عدالت اجتماعث امنيت بهبود سياست هاي مهاجرتي و … است . تا با ايجاد اروپاي متحد و قوي وزنه اي سنگين و قابل قبول در مقابل قدرت بزرگ دنيا يعني امريكا باشيم
هدف از ايجاد چنين اروپاي قطعا رويارويي و مقابله با هژموني امريكا نخواهد بود بلكه ايجاد گفت و گو و تعامل به صورت برابر و دفاع از منافع مد نظر است . در چنين صورتي اتحاديه اروپا كه در حال حاضر بيشتر قدرتي اقتصادي است . به اتحاديه اي سياسي تبديل مي شود . از طرفي چنين اروپايي مي تواند بستر مناسبي را براي يك جهاني سازي مفيد كه در ان تبادلات ازاد و رقابت اقتصادي در خدمت شهروندان قرار مي گيرد . فراهم اورد . در چنين سيستمي است كه فروش زير قيمت محصولات اعم از كشاورزي و … و كار كودكان و ساير ناهنجاري هاي اقتصادي ممنوع بوده و تلاش كشورهاي اروپاي غربي براي حمايت از كشورهاي اروپايي فقير مضاعف مي شود .
قطعا اروپايي چنين پيشرو و مقتدر نه تنها در راه اقتصاد و شكوفايي بلكه در راه حمايت از ارزش ها به منظور ايجاد اينده اي روشن و متفاوت گام بر مي دارد .

اما راي منفي مردم فرانسه و هلند به قانون اساسي اتحاديه اروپا وجود كاستي ها نواقص و عدم پاسخگويي لازم به نيازهاي شهروندان اروپايي و ترديد و تعلل ساير كشورهاي اروپايي در به رفراندوم گذاردن قانون مذكور سبب شد تا اروپا در اين راه دچار بي حركتي و بحران شود و از اين رهگذر قانون مذكور تا حد زيادي كارايي خود را از دست داد از اين رو بحران مذكرو دولتمردان فرانسوي كه خود مبدع اين قانون بودند را به تحركي اساسي براي خارج كردن اروپا از ان واداشت

.
ساركوزي نيز بلافاصله پس از روي كار امدنش خروجي اتحاديه از بحران و بي تحركي را يكي از مهم ترين اولويت هاي دولت خود قرار داده و در حال حاضر تلاش مي كند تا با ارائه معاهده اي ساده به جاي اين قانون كه اين بار با راي پارلمان به صتويب خواهد رسيد و نه رفراندوم اتحاديه را از بن بست خارج كند .
راهكارهاي موجود در معاهده ساده ارائه شده از سوي ساركوزي بلا اندكي تغيير تا حد زيادي شبيه همان قانون اساسي اتحاديه اروپاست كه مختصرا به مواردي از ان اشاره مي شود :

تعيين وزيري به عنوان وزير امور خاررجه اتجاديه اروپا و دادن اختيارات لازم به وي به عقيده ساركوزي در حال حاضر اتحاديه اروپا داراي كميسرهاي زيادي در زمينه امرو بين المللي است اما تعيين وزير امور خارجه به عنوان مقامي قابل اعتماد و داراي اختيارات لازم مي تواند ضمن دادن نظم بيشتر به اين ساختار مواضع و صداي اروپا را در عرصه بين المللي به گوش جهانيان برساند
تعيين رئيس اتحاديه اروپا براي مدتي ثابت يا طولاني به عقيده ساركوزي شوراي اتحاديه اروپا به عنوان مهم ترين نهاد كه بسياري از تصميمات مهم اعم زا داخلي و خارجي در ان اتخاذ مي شود با رهبري هر يك از اعضاي اتحاديه اروپا به صورت دوره اي و هر دوره به مدت ۶ ماه اداره يم شود و همين امر مانع از اتخاذ سياسي بلند مدت است بنابراين انتخاب شخصي از سوي رئيس دولت عضو اتحاديه اروپا كه قصد رهبري دوره اي را دارد ان هم به مدت ۲ سال و نيم و با حق انتخاب مجدد مي تواند فردي باشد كه با شناخت كامل به نيازهاي شهروندان اروپايي پروژه ها و اقدامات بلند مدت و مفيدي را به ثمر برساند.

ايجاد گروهي با شركت ۶ كشور اصلي و پر جمعيت اتحاديه اروپا المان لهستان انگلستان ايتاليا اسپانيا و فرانسه به عقيده ساركوزي ايجاد چنين گروهي علاوه بر انكه مي تواند دستاوردهاي زيادي رد زمينه هاي مختلف اقتصادي و سياسي داشته باشد تا حد زيادي ق و توي ساير كشورها را تحت الشعاع قرار مي دهد .

ارا و مواضع ساركوزي در باب الحاق تركيه با اتحاديه اروپا همچنان منفي است و به عقديه وي گسترش اعضاي اتحاديه بدر حال حاضر امري ضروري به نظر نمي رسد و بايد متوقف شود وي با بيان اين مطلب كه بايد تعريفي دقيق از مرزهاي اروپا ارائه شود اعلام كرد كه تركيه جاييي در اتحاديه اروپا ندراد و الحاق ان موجب لطمه به سياست هاي اتحاديه مي شود حال انكه به عقيده وي مسائل مهم تري براي بحث و گفت و گو پيرامون اصلاحات در اروپا وجود دارد .

نتيجه گيري
تعابير و قرائت هاي متفاوتي در باب سياست خارجي ساركوزي وجود دارد . همان گونه كه پيش تر نيز اشاره شد اظهارات او در كنگره يهوديان امريكا در نيويورك سبب شد تا بسياري وي را نومحافظه كار امريكايي با مليت فرانسه بنامند برخي ديگر نيز با استناد به سفر وي به اسرائيل بلافاصله پس از روي كار امدنش در سمت رياست حزب حاكم فرانسه و سخنراني در كنفرانس هرتزليا در اسرائيل و تاكيد بر ضرورت تقويت روابط ميان اسرائيل و اتحاديه اروپا وي را مورد انتقاد قرار مي دهند . مسئله اي كه محرز و مسلم است ان است كه ساركوزي قطعا تغييرات عمده اي را در مسالئ مهم سياست خارجي فرانسه و بالطبع اتحاديه اروپا به وجود خواهد اورد .

ديدگاه وي در باب اتحاديه و اختلاف مواضع وي با شيراك از جمله مسائلي است كه در راس توجهات قرار داد . ساركوزي بلافاصلهخ پس از روي كار امدنش با اعلام اين مطلب كه اتحاديه اروپا به قانون اساسي نياز ندراد تلاش مي كند معاهده اي را به تصويب برساند كه در ان يكپارچگي اقتصائدي به مراتب بيش از يكپارچگي سياسي است