اختراع آينه

آينه چگونه اختراع شد؟ كدام مخترع انديشه ساخت آن را در سر پرورانيد؟ چه كسي براي اولين بار خود را در آينه ديد؟

اينها سوالاتي است كه شايد هرگز جواب واقعي و قاطع براي آنها نتوان يافت ، زيرا به دوراني از زندگي بشر بر مي گردد كه ثبت و ضبط وقايع امكان نداشته است ، يا اگر هم امكان داشته با گذشت زمان از ميان رفته است .

احتمال مي رود كه انسان براي اولين بار آينه را در طبيعت كشف كرده باشد . سطح يك آبگير آرام ، تصوير را همچون آينه منعكس مي كند و در زبان فارسي واژة «آبگينه» يا «آب‌گونه» كه ريشة آئينه و‌آينه است ، بخوبي دلالت بر اين معني دارد . كاوشهاي باستان شناسان نشان مي دهد كه در مصر باستان ، در عصري كه از پنج هزار سال پيش هم فراتر مي رود ، آينه وجود داشته و نمونه هايي از آن در قبور فراعنه به دست آمده است . در تمدن كهن جزيرة كرت ، معروف به تمدن «مينوسي» كه قدمتش از ۴۵۰۰ سال پيش در مي گذرد ، زنان چنان اهميتي براي آينه قائل بودند كه آن را در تابوت خود قرار مي دادند تا پس از مرگ هم به خيال خود از تماشاي نقش خويشتن
محروم نمانند!
در آن دوران كهن هنوز شيشه اختراع نشده بود و آينه ها از مس و مفرغ به صورت ورقه هاي كاملاً صيقلي ساخته مي شد و دسته هايي داشت كه با نقوش جالب و زيبا تزئين شده بود . از حفريات باستان شناسي در يونان و ايتاليا و نقاط مختلف خاورميانه نمونه هاي بسياري از اين آينه هاي فلزي كهن به دست آمده است كه نشانگر رواج عام آينه در آن عصر است .

از آينه هاي فلزي تا شيشه اي
از ميان اقوام كهن ، قوم «اتروسك» كه زماني در آسياي صغير مي زيستند و سپس به ايتاليا مهاجرت كردند ، در ساخت آينه هاي برنزي منقوش ، با دسته‌ها و قاب هاي نفيس و پرنقش و نگار ، چيره دستي خاصي داشتند و چنانكه از پژوهشهاي باستان شناسان بر مي آيد ، نزد زنان اين قوم آينه داراي ارزشي بيش از طلا و جواهر بود . برعكس در ميان قوم «مايا» كه قبل از كشف قارة آمريكا توسط كريستف كلمب تمدن كهنسالي در آمريكاي مركزي بنيان نهاده بودند ، داشتن آينه يك امتياز خاص مردان به شمار‌مي‌آمد و هر مرد «مايا» مي بايست همواره و همه جا آينه اي همراه خود داشته باشد.

در قرون وسطي آينه هاي فولادي كه صيقلي تر و شفاف تر از انواع مسي و مفرغ و برنزي آن بود رواج فراوان يافت و قرنها مورد استفاده قرار گرفت ، تا اينكه ناگهان تحولي پيش آمد و كاربرد شيشه در ساخت آينه كشف شد . زمان اين تحول در اروپا قرن ۱۲ ميلادي است و اولين آينه هاي شيشه اي عبارت بودند از صفحه‌اي شيشه‌اي كه پشت آن با ورقة نازكي از سرب اندود شده بود اما ظاهراً اين تكنيك اختراع اروپائيان نيست و بايد زادگاه آن را در چين و هند و يا به احتمال قوي در خاورميانه جستجو كرد . در قرن دوازدهم علوم و صنايع در سرزمينهاي پهناور اسلامي به اوج ترقي رسيده بود . از آن جمله اخترشناسي ، پزشكي ، رياضيات ، كاغذسازي ، شيشه‌‌گري و بلورسازي . بنابراين اختراع آئينه شيشه اي هم مي تواند ابتدا در همين منطقه صورت گرفته و سپس به اروپا راه يافته باشد .
بهرحال در قرن بعد آينه باز هم جهش تازه اي به جلو برداشت و به جاي ورقة سرب كه در پشت شيشة آينه مي اندودند ، از مخلوط قلع و جيوه استفاده كردند كه به مراتب بر قدرت بازتاب و شفافيت آينه افزود و اين گونه آينه را مي توان جد آينه هاي كنوني به شمار‌آورد .

رقابت بر سر بازار آينه
در قرون بعد آينه سازي و شيشه گري و بلورسازي بتدريج به مراحل توليد صنعتي دست يافتند و كارگاههاي كوچك ساخت آنها به كارخانه هاي بزرگ مبدل شدند . شهر «نورنبرگ» در آلمان اولين مركزي بود كه در اروپا در ساخت آينه و شيشه تخصص و شهرت يافت و سپس شهر معروف «ونيز» در شمال ايتاليا در اين زمينه بلندآوازه شد .

در قرون ۱۵ و ۱۶ ميلادي ، كارگاهها و كارخانه هاي متعددي براي ساخت انواع آينه و شيشه و اشياء بلورين در «ونيز‌» به وجود آمد و صنعتگران چيره دست اين شهر ، با نوآوريها و ابتكارات جالبي كه در اين زمينه از خود نشان دادند ، شهرتي در سراسر اروپا بهم زدند و نه فقط بازارهاي اروپا را قبضه كردند ، بلكه صادرات محصولاتشان به ساير قاره ها و كشورهاي جهان نيز رونق يافت . حتي امروز هم صنايع كريستال سازي ونيز شهرت جهاني دارد .

لوئي چهاردهم ، پادشاه معروف فرانسه در قرن هفدهم درصدد مقابله با اين شهرت انحصاري «ونيز» برآمد و كارخانه «سن گوبن» را براي ساخت شيشه و آينه احداث كرد كه اگرچه موفقيتي يافت ، اما به اعتبار صنايع ونيزي لطمه‌اي نزد . در اين ميان يك انگليسي در سال ۱۷۵۱ موفق به نوآوري جالبي در صنايع‌آينه سازي شد و آن اينكه به جاي استفاده از مخلوط قلع و جيوه براي اندودن پشت شيشه آينه ، از مخلوط قلع و نقره بهره جست . اين تغيير از اين نظر اهميت داشت كه كاربرد جيوه به خاطر سمي بودن اين فلز مايع متضمن خطراتي بود ، در حاليكه استفاده از نقره احتمال هر گونه خطري را از ميان مي برد و اين تكنيك تازه به زودي در همه جا رواج يافت .

كاربردهاي علمي آينه
اختراع آينه و تحول و تكامل تدريجي آن نبايد در حد يك ابزار شخصي و تزئيني و به منظور ديدن چهره خود تلقي شود ، بلكه اين اختراع از قرنها پيش كاربرد علمي داشته و اكنون اين كاربرد بسيار گسترش يافته است .
دانشمندان يونان باستان به خواص آينه هاي كوژ و كاو (محدب و مقعر) آشنائي داشتند و نمونه هايي از اين گونه آينه ها كه با متمركز كردن نور خورشيد مي توانست موادي را به آتش بكشد ساخته بودند . مورخان متعدد رومي نقل كرده اند كه «ارشميدس» دانشمند و مخترع معروف باستاني در قرن سوم پيش از ميلاد ، شبكه‌اي از آينه هاي مخصوص اختراع كرده بود كه هنگام حملة كشتي هاي «مارسليوس» فرمانرواي مهاجم رومي به شهر «سيراكوز» (موطن ارشميدس) با متمركز كردن نور تشديد يافته خورشيد روي بادبانها و بدنة كشتي ها، آنها را به آتش مي كشيد و به قعر دريا روانه مي ساخت. همچنين اين دانشمند نابغه منجنيق هاي خاصي اختراع كرده بود كه سنگهاي عظيم را به سوي كشتيها پرتاب مي كردند و باعث غرق آنها مي شدند و بدين گونه شهر كوچك «سيراكوز» مدت سه سال در برابر تهاجم عظيم روميان پايداري كرد و سرانجام فرمانده رومي با يك حمله غافلگيرانه در شب موفق به تصرف اين بندر گرديد ك

ه ضمن آن ارشميدس نيز به قتل رسيد.
اگرچه اين ماجرا به متحاوز از ۲۰۰۰ سال پيش مربوط است، اما همين تكنيك متمركز كردن نور خورشيد توسط آينه هاي كاو، امروزه در انواع اجاقها و كوره هاي آفتابي مورد استفاده قرار دارد و پيش بيني مي شود كه با توسعه و تكميل اين سيستم، در قرن بيست و يكم بخش عمده اي از انرژي مورد لزوم بشر، از اشعة خورشيد تأمين شود.
علاوه بر اين، در تكنيك هاي پيچيدة هواپيمائي در سيستم هاي رادار، انواع ميكروسكپ و در بسياري ديگر از وسايل و ابزارهاي پيشرفته كنوني، انواع آينه نقش حساسي به عهده دارند كه يكي از مهمترين آنها استفاده از آينه هاي

بسيار عظيم و دقيق در تلسكوپ هاي جديد است.

عظيم ترين آينه ها
براي اولين بار «اسحق نيوتن» دانشمند معروف انگليسي و كاشف قانون جاذبه، از آينه در ساخت تلسكوپ جديدي كه خود اختراع كرده بود، بهره جست و بدين گونه نسل جديدي از تلسكوپ ها را به وجود آورد كه در آنها آينه جايگزين عدسي شده است. اولين تلسكوپ آينه اي را نيوتن در سال ۱۶۷۱ به دست خود ساخت و از آن زمان تا كنون كه بيش از سه قرن مي گذرد اين نوع تلسكوپ موفق به پيشرفتهاي چشمگيري شده است.
آينه هاي اين تلسكوپ ها در حال حاضر ابعاد عظيم و غير قابل تصوري دارد و ساخت آنها بسيار پر هزينه و مستلزم دقت فراوان و تكنيك كاملاً پيچيده اي است. مثلاً آينه اصلي تلسكوپ عظيم رصدخانة كوه پالومار در كاليفرنيا ۵ متر و ۸ ميلي متر قطر و ۲۰ تن وزن دارد و عمليات ساخت و نصب آن سالها به دزارا كشيد و هزينه بسيار سنگيني در بر داشت.

آينه هاي اينگونه تلسكوپها در واقع عظيم ترين و در عين حال دقيق ترين آينه‌هايي است كه تا كنون بدست بشر ساخته شده است و به وسيله آنها مي‌توان نگاه انسان را تا اعماق فضا به پرواز در آورد و ستارگان و كهكشان‌هايي را مورد پژوهش قرار داد كه چشم طبيعي هرگز قادر به مشاهدة آنها نيست. اين اجرام دور دست آسماني ميلياردها سال نوري از كرة خاكي ما فاصله دارند و با اين همه تكنيك پيشرفتة آينه هاي تلسكوپي به صورتي است كه نور ضعيف آن اجرام را دريافت و

منعكس مي كند و شناخت كيهاني و رازهاي پنهان آن را براي اخترشناسان امكان پذير مي سازد.
آري، انسان با اختراع آينه راه درازي را پيموده است: از نگرش خويشتن تا شناخت كيهان.