ارتباط بین ایدئولوژی آموزش و پرورش و پذیرش تکنولوژی در معلمان قبل از خدمت

چکیده:
بعد از ارزیابی تعداد زیادی از برنامه های یکپارچه تکنولوژی در دانشگاه هاو مدارس مناطق مختلف ، مشخص شد که وجود تکنولوژی تضمین کننده استفاده از آن در کلاس درس نمی باشد. البته مدلها و فرضیه های مختلفی تلاش کردهاند تا عوامل دخیل در پذیرش تکنولوژیرا توضیح دهند مدلها و فرضیه ها بر عوامل مرتبط با تکنولوژی تکیه کر ده اند . بر مبنای باز بینی نوشته ها ،ما یک مدل جدید برای پذیرش تکنولوژی را فرض کرده ایم شامل ایدئولوژی آموزش و پرورش بعنوان یک عامل خارجی است. ما سعی کردایم مدلی را ایجاد کنیم که با توجه به اطلاعات گرد آوری شده از

پرسشنامه های کامل شده بوسیله ۳۲۰ معلم قبل از خدمت مطابق با مدل فرضی باشد .متغیرهای مورد استفاده از مراحل تحلیل مدل بخشهای از مدل اصلی پذیرش تکنولوزی وشش ایدئولوژی آموزشی مختلف هستند. نتایج نشان دادند که مدل جدید ،با مدل فرض شده مطابقت دارد. بنابراین نتایج نشان می دهد که ایدئولوژی های مختلف آموزشی ممکن است اثرات

متفاوت روی پذیرش تکنولوزی توسط معامان داشته باشند.
واژه های کلیدی:ایدئولوژی های آموزشی ،پذیرش تکنولوژی ،انطباق تکنولوژی ،آموزش معلم
مقدمه:
با ظهور سریع تکنولوژی در دهه های گذشته تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی (ICT)در شرکتهای مدرن جدید همراه با دولتهای که زمینه لازم را فراهم کردند یک فرا ساختار تخصصی را ایجاد کردند .علاوه بر این تغییرات سریع در جنبه های مختلف جامعه ،آموزش و پرورشبصورت یک هنر مرسوم باقی مانده است .(پرکنیز۱۹۹۲ص۳)براساس گفته استورمن تغییرات تکنولوژی که جامعه را تحت تاثیر قرار دادهاند ،عمدتا سیستمهای آموزشی را بدون تغییر قرار دادهاند . از آنجایی که کاربران مهم بوده ونقش عمده ای در بهینه سازی تکنولوژی دارند عواملی که استفاده از این تکنولوژی را تحت تاثیر قرار می دهند برای محققان از اهمیت خاص بر خوردار است این بدان خاطر است که مبدرت وجود تکنولوژی در کلاس درس تضمین کننده استفاده از آن تکنولوژی است. معلمان علاقه چندانی به ترکیب تکنولوزی در آموزش خود ندارند مگر اینکه آنها قبول کنند که تکنولوژی را احساس می کنند و چه عواملی باعث عدم بکار گیری آن میشود.
پذیرش تکنولوژی:
عموما پذیرفته شده است که معامهن امروزی از تکنولوژی آموزشی بنحو گستردهای بهره برداری می کنند .بنابراین ضعف در بکار گیری یا پذیرش تکنولوژی یک مسئله مهم است .از این نظر لازم است که وازه “پذیرش تکنولوژی”را برای تعیین عوامل اثر گذار براستفاده حقیقی از تکنولوژی آموزشی در محیط کلاس تعریف کنیم.

دیویسی ،باگوزی و وارث (۱۹۸۹)عوامل خاص تاثیرگذار بر پذیرش تکنولوژی را در مدل پذیرش تکنولوژی خود نشان تعریف کردند . (TAM )TAM.از تئوری رفتاری مشتق شده است ویک مدل کاملا شناخته شده است .که پس از پذیرش آن پیشرفته های قابل ملاحظه ای کرد .برای مشخص شدن استفاده از تکنولوژی عوامل متعددی به TAMاضافه شده است . با این حال فقط برخی عوامل باقی مانده اند که تاثیر عمدهای بر استفاده از تکنولوژی دارند برای درک صحیح مدل TAMلازم است تا تئوری های تایید کننده آن مشخص گردند . یکی از این تئوری ها ی رفتاری فرضیه شناخت اجتماعی (SCT)است . فرضیه SCTسه عامل متقابل فرد ؛رفتار و محیط را مشخص می کند.و روابط بین آنها را توضیح می دهد . بر اساس این تقابل عوامل فردی و محیطی رفتار را تحط

تاثیر قرار می دهند و بالعکس. SCT دو کانال مختلف نتیجه مورد انتظار و خود اثری را برای دو عامل فرد و رفتار مشخص کرده است بر اساس این فرضیه افراد قبل از انجام کاری دو سوال را از خود می پرسند “آیا من می توانم آن را انجام دهم؟”و”آیا من باید آن را انجام دهم؟”اگر آنها بر این باور باشند که قادر به انجام آن رفتار هستند ونیز اگر آنها نتایج خوبی بعد از انجام آن بدست آورند آنها

به احتمال زیاد آنرا انجام می دهند . البته مدل SCT نشان میدهد که چگونه دو عامل اصلی نتیجه مورد انتظار و خود اثری که بر رفتار اثر می گذارند عوامل گرایشی هستند که همچنان نا مشخص مانده اند . در سال ۱۹۷۵فیش بین وآژن با توجه به عوامل گرایشی در رفتار تئوری عملکرد استدلالی (TRA)را ایجاد کردند.TRAگرایش رفتاری را به عنوان معیار توجه فرد به انجام یک رفتار خاص معرفی کرد و پیش بینی اولیه از رفتار واقعی را نشان داد. بنابراین مطابق با TRAخود اثری و نتیجه مورد انتظار مستقیما بر روی رفتار واقعی تاثیری ندارد و تنها گرایش رفتاری را تحت تاثیر قرار می دهند در سال ۱۹۸۸مدلTRAاصلاح شد و تئوری به تئوری رفتار طراحی شده(TPB)تغییر کرد .براساس TPB؛رفتار به ندرت بوسیله گرایش رفتاری تحت تاثیر قرار می گیرد و در عوض گرایش رفتاری بوسیله اهداف نُرم شده و کنترل رفتاری دریافت شده و گرایش به سمت رفتار تحت تاثیر قرار می گیرد .
سرانجام در سال ۱۹۸۹،دیویس ،ب ا گوزیوورث و مدلی تحت نام “مدل پذیرش تکنولوژی” “TMA”را معرفی کردند که شامل برخی عوامل شاخص تاثیر گذار بر استفاده از تکنولوژی بود . همانند TRAمدل TAMتوضیح می دهد که چگونه یک عامل اولیه گرایش رفتاری به استفاده بر کاربرد و اتمی سیستم تاثیر مشابه باTAMتوضیح می دهد که چگونه یک عامل اولیه ،گرایش رفتاری باستفاده ،استفاده از سیستم واقعیرا تحت تاثیر قرار داده است .البته گرایش رفتاری به استفاده تنها عامل مرتبط به کاربرد سیستم واقعی است ،مطالعات اخیر نشان داده است که این عامل فقط یک عامل واسطه است ویک عامل فرضی می باشد که در اکثر مطالعات مورد استفاده قرار نمی گیرد.
با توجه به TPB ،TAMعوامل گرایشی تاثیر گذار بر گرایش رفتاری به استفاده بر مبنای آن عامل و گرایش به سمت استفاده از تکنولوژی را توضیح می دهد .در مجموع همانند با SCT ،TAMاثرات خود اثری ونتیجه مورد انتظار در گرایش به سمت استفاده از تکنولوژی را توضیح می دهد TAMعوامل خود اثری ونتیجه مورد انتظاررادر صورت استفاده از تکنولوژی و عدم استفاده از تکنولوژی توضیح می دهد در TAMسایر عوامل دیگر مرتبط با پذیرش تکنولوژی را متغییرهای خارجی می نامند .

به صورت خلاصه،پذیرش تکنولوژی با چهار عامل اصلی متبط هستند،احساس راحتی در استفاده از تکنولوژی ،احساس مفید بودن تکنولوژی ،گرایش به سمت استفاده از نکنولوژی و دفعات استفاده از تکنولوژی .برای مثال ،اگر افراد احساس کنند که تکنولوؤی کاربردی آسان داشته ودر حوزه آنها مفید است ،این عوامل باعث می شود که یک گرایش مثبت به سمت استفاده از تکنولوژی ایجاد گردد.گرایش مثبت به سمت استفاده از تکنولوژی دارای یک رابطه مثبت با گرایش رفتاری به سمت استفاده از تکنولوژی است .با توجه به این مطالب چهار عاملTAM ،که در شکل یک نشان داده شده است ،به عنوان عوامل اصلی در پذیرش تکنولوژی در این مطالعه در نظر گرفته شده است .

(شکل ۱)
بنابراین متغییرهای خارجی زیادی در این مدل مورد بررسی قرار گرفته است و تعدادی کمی از مطالعات بیش از۴۰%انحراف در استفاده از تکنولوژی دا توضیح دادهاند . در مجموع لگریش واینگهام وکلریتی گفته اند که TAMیک مدل مفید است اما بایستی با یک مدل گسترده تر که شامل متغییرهای مرتبط با انسان و فر آیند های تغییراجتماع است ادغام شده وبه یک مدل نو آوری شده تبدیل گردد.”مطابق با این ادعا ،سوال اصلی این مطالعه این بوده است که”چه عواملی بطور مستقیم ویا غیر مستقیم تصمیم گیری را تحت تاثیر قرار می دهند؟این مقاله حدس می زند که ایدئولوژیآموزش می تواند به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر تصمیمات یک فرد اثر بگذارد هر چند هر فردی دارای یک سیستم اعتقادی خاص خود است.
ایدئولوژی آموزشی
ایدئولوژی و آموزشیریشه در ایدئولوژی سیاسی دارندو تصمیمات مرتبط با تصمیم گیری ها را تحت تاثیر قرار می دهند .در سال ۱۹۸۱ویلیام اف اونیل ایدئولوژی های آموزشی را به شش گروه مختلف و دو مجموعه اصلی تقسیم کردند .اونیل این ایدئولوژی ها را بصورت ایدئولوزی آموزشی سنتی و لیبرال تقسیم و برای هر گروه سه زیر گروه دیگر را مشخص کردند . ایدئولوژی سنتی آموزشی شامل بنیاد گرایی آموزشی ،روشنگری آموزش و محافظه کاری آموزش است ایدئولوژی های آموزش ایبرال شامل لیبرالیسم آموزشی ،لیبراثییم آموزشی و آنارشیسم آموزشی است .اوئیل ۱۹۹۰نشان داد که ایدئولوزی های آموزشی با توجه به اهداف کلی آموزشی ،اهداف مدرسه ،کودک به عنوان یاد گیرنده ،مدیریت و کنترل ،ماهیت برنامه آموزشی ،روشهای ساختاری و ارزیابی و کنترل کلاس درس بر روی عقیده افراد تاثیر گذار هستند . البته اونیل اثرات ایدئولوژی های آموزشی رابر روی پذیرش تکنولوژی آموزشی توضیح نداده است .در اینجا مفید خواهد بود اگر مشخص گردد که ایدئولوژی آموزشی چه هستند . اطلاعات زیر خلاصه ای از” ایدئولوژی های آموزشی چه توصیفی های معاصر از اندیشه آموزشی “
در بنیاد گرایی آموزشی ،دانش ابزاری برای تجدید سلختار جامعه با توجه به الگوی از پیش تعیین شده برای برتری معنوی است که در آن فرد یک عامل معنوی محسوب میشود شیوه کار به صورت تاکتیک ضد عقلانی است که به صورت آزمایش الگوهای ارائه شده اعتقادی و رفتاری است . آموزش وپرورش بعنوان یک اصلاح معنوی در نظر گرفته میشود وایدئولوژی به اهداف اصلی وجود ی جامعه سنتی و موسسات توجه دارد که تاکیدبر بازگشت بعنوان راهنمایی برای اصلاح دارد .
در محافظه کاری آموزشی ،دانش برای نفع جامعه است وراهی برای محقق کردن ارزشهای موجود جامعه است فرد یک شهروند است که حداکثر تالش خود را محافظه کاری بعنوان یک عضو موثر از

طبقه اجتماعی ایجاد شده انجام می دهد این روش بر اساس همخانی منطقی استوار است وبر بهترین پاسخ در گذشته بعنوان راهنمایی برای آینده تاکید دارد .آموزش بعنوان اجتماعی کننده سیستم بر قرار شده در نظر گرفته می شود ایدئولوژی بر رسوم اجتماعی وعرف مرسوم تاکید داشته وبر موقیت کنونی توجه دارد .

در روشنفکری آموزش دانش به عنوان یک طرف خودش در نظر گرفته می شود و صداقت یک ارزش ذاتی محسوب میشود که در آن فرد یک فرد است .یعنی اینکه ماهیت جهانی در موقعیتهای خاص ارتقا می یابد .روش به صورت روشنفکری سنتی است (تاکید بر دلیل دانش تفکری)آموزش بطور کلی یک مبدا برای زندگی است .این روش بر سابقه روشنفکری فرد توجه داشته و عموما بر اساس وضعیت روش روشنفکری غربی کلاسیک تعریف شده است .
در اصول آزادی خواهی آموزش ، دانش یک ابزار لازم برای حل مشکل واقعی است . فرد یک شخصیت واحدی است که بیشترین رضایت خود را در خود عمل کردن برای تغییر شرایط می بیند . این شیوه موثر فکر کردن (آگاهی سودمند) است و همچنین توانایی حل مشکلات شخصی به طور موثر می باشد . آموز وسیله ای برای توسعه سودمندی شخصی است .
در آزادی آموزش ، دانش یک ابزار لازم برای اصلاحات مورد نیاز جامعه می باشد . فرد محصول فرهنگی است که بیشترین کارایی خود را در مسیری که توسط سیستم حاکم بر جامعه تعریف و کنترل می کند ، می بیند . این شیوه بر مبنای تحلیل هدف (علم – عقلی ) و ارزیابی سیاستها و واقعیت های حاکم بر جامعه می باشد . آموزش کاملترین درک از تواناییهای بی نظیر هر فرد به عنوان یک انسان متمایز می باشد . این ایدوئولوژی متمرکز بر شرایط اجتماعی می باشد که درک کامل توانایی های فردی را طرح ریزی می کند و تاکیدی بر آینده دارند .( و آن تغییر در سیستم موجود می باشد که می خواهد جامعه ای بشر دوستانه تر ایجاد کند ) هدف فرد این است که تغییرات فوری را در مقیاس زیاد در جامعه حاکم ایجاد کند این ایدئولوژی تاکید تغییرات ویژه ای دارد که بر ماهیت اصلی و طرز رهبری سیستم اجتماع موجود تاثیر می گذارد .
در هرج و مرج ( بی قانونی ) آموزشی ، دانش محصول فرعی طبیعی زندگی روزانه است . شخصیت فرد در رتبه ای قرار دارد که بر احتیاجات هر جامعه بخصوص فائق می آید . این شیوه بر مبنای انتخاب آزاد و خود رایی در یک جامعه معتدل و انسانی می باشد . آموزش به عنوان یک کار طبیعی زندگی روزانه در یک محیط اجتماعی معقول و پر کار به حساب می آید و ایدئولوژی بیشتر متمرکز است بر توسعه یک جامعه آموزشی که می خواهد نیاز به مدارس رسمی و دیگر موسساتی را که تاکید بر رفتار فردی دارند را از بین ببرد و یا اساسا آنها را کم کند ، و بیشتر تاکید دارد به یک آینده ما قبل تاریخی که در آن افراد به گونه ای عمل می کنند که اخلاقیات را خودشان تنظیم می کنند . هدف این ایدئولوژی تغییرات پی در پی و تجدید هر فرد به صورت شخصی در یک جامعه پایدار شناخته شده و تاکید به کوچک کردن یا از بین بردن موسساتی که بر مبنای رفتار فردی می باشد است .
این مطلب واضح است که هر ایدئولوژی متمرکز بر تعریفات گوناگونی از دانش و افراد می باشد ، و هر ایدئولوژی شیوه های گوناگونی برای رسیدن به اهداف گوناگون مرتبط به آموزش دارد . از این جهت ، مقایسه تفاوتهای موجود در ویژگیهای کلی ایدئولوژیها اصول و شیوه ها ی آموزشی که تکنولوژیهای آموزشی را بررسی می کند ممکن است تغییر کند و آن نیز بستگی به ایدئولوژی دارد . در حالی که تعدادی از معلمان ممکن است فکر کنند که تکنولوژی آموزشی برای رسیدن به هدف آموزش مهم است ، دیگران ممکن است فکر کنند که تکنولوژی های آموزشی برای رسیدن به

اهداف مفید نیستند ، و حتی ممکن است هدف تکنولوژی بر خلاف ایدئولوژی فرد می باشد .
موارد ذکر شده تاکید دارند بر تاثیر اصول ، شیوه ها و اعتقادات معلم بر استفاده از تکنولوژی آموزش بنابراین از ایدئولوژیها و شیوه ها ، اعتقادات و اصول آموزش به عنوان دسته ها پر معنی استفاده می کند ، این تحقیق بررسی می کند که آیا ایدئولوژیهای آموزشی معلمان در حال تحصیل تاثیری بر قبول تکنولوژی دارد یا نه ؟
روش (قاعده)

بر اساس نوشته جات ، این مقاله مدلی را به عنوان ایدئولوژی های آموزشی فرض می کند که یک الگوی متغییر (متفاوت) از مدل تکنولوژی پذیرفته شده می باشد . قواعد این مقاله نمونه ، ابزار مراحل تجزیه و تحلیل اطلاعات ، و مراحل لازم برای رسیدن به یک الگویی مطابق با الگوی فرض شده را توضیح می دهد .
نمونه
از آنجایی که این تحقیق مربوط به پذیرش تکنولوژی و ایدئولوژی های آموزشی میباشد دانستن اینکه آیا شرکت کنندگان این تحقیق از دانش (فلسفه) آموزشی خوبی برخوردارند یا نه موضوع مهمی است . شرکت کنندگان در تحقیق از مدرسه عالی معلمین فارغ التحصیل شده اند و معمولا همراه با هیئت استادان آموزشی دانشگاه تکنیکی خاورمیانه (METU) آنکارا ، ترکیه می باشند . آنها از طریق آزمونهای رسمی انتخاب شده اند و در حال تعلیم برای معلم شدن هستند در طی هر دو دوره آموزشی آموزشهای دانشگاهی و مدرسه عالیه آن ها درسهایی را در رابطه با آموزش و یادگیری فرا گرفته اند از قبیل : مقدمه ای بر علوم آموزشی ، مقدمه ای بر حرفه معلمی ، چگونگی طرح سوال و آزمون سازی ، پیشرفت و آموزش ، مقدمه ای بر آموزش کامپیوتر ، چگونگی پیشبرد موارد آموزشی ، مدیریت کلاس و بسیاری دروس دیگر . آنها تحت تعلیم مواردی از قبیل : فلسفه آموزشی ، نظامهای فلسفه ، مکتبهای فلسفه و ارتباط بین فلسفه و واقعیت های آموزش آنها همچنین تجربیاتی را در طول دوران تحصیل خود کسب می کنند که برای تمام نامزدهای استادی آموزش لازم و ضروری می باشد . بنابراین این می تواند پذیرفته شود که تمام این شرکت کنندگان پیش زمینه آموزشی و عملی و تئوری خوبی در تشکیل یک زمینه فلسفی دارند .
نمونه شامل ۳۲۰ دانش جو بود . در مورد رشته شان اکثریت این دانش آموزان در حوزه آموزش ابتدایی (۵۰٫۳%) بودند که کار آنها حوزه آموزش زبان خارجی بود (۳۸٫۴۲%) به علاوه اغلب دانش جویان که به طرح پاسخ مثبت دادند (در طرح نمونه شرکت کردند ) دانشجوی سال اول بودند ( ۴۳٫۴%) ، ۱۴٫۱% از دانشجویان سال دومی بودند ۲۲٫۲% از دانشجویان سال سومی بودند و ۱۷٫۲% از دانشجویان در سطح ارشد (سال آخری ) بودند اکثریت شرکت کنندگان خانم بودند (۶۶٫۹%) در آخر ۵۰٫۳% از دانشجویان بین ۱۵ تا ۲۰ سال بودند در حالیکه ۴۱٫۳% از آنها بین ۲۱ تا ۲۵ سال بودند .
ابزار instrument

instrument جهت جمع آوری اطلاعات شامل پنج قمست می شود نرخ موالید ، ایدئولوژی های آموزشی درک سهولت کاربرد ، (موارد استفاده) کارایی (سودمندی ) نگرش نسبت به استفاده های کامپیوتری و گستره استفاده از آن . قسمت دوم برگرفته از (۱۹۹۵) oNeill به منظور مشخص کردن ایدئولوژی های آموزشی می باشد درک قسمت های سهولت کاربرد (موارد مصرف ) و درک کارایی (سودمندی ) آن برگرفته از legris و دیگر مولفان می باشد (۲۰۰۳)
توجهات به کاربرد کامپیوتری برگرفته از یک تحقیق که توسط Dusick & yidirim(2003) صورعت گرفته است می باشد . کمیته ای برای فرایند تطبیق ابزار در نظر گرفته شد عبارات توسط هشت استاد از حوزه آموزش زبان خارجی در METU ترجمه شدند . یک کارشناس آشنا با فرهنگهای ترکی و آمریکایی مسئوول ترجمه مناسب بود در حالیکه دیگر کارشناسان ترجمه ها را با هم تطبیق می دانند . یک مطالعه راهنما برای تصحیح بعضی اشتباهات صورت گرفت . محققین همچنین از یک برای بررسی اعتبار موارد instrument ذکرشده از یک مطالعه راهنما استفاده کردند .
قسمت ایدئولوژی آموزشی شامل ۱۰۴ سوال می باشد که دو قاعده کلی و شش ایدئولوژی آموزشی ویژه را بررسی می کند . ۱۴ سوال برای مشخص کردن هر یک از شش ایدئولوژی آموزشی ویژه و ۱۰ سوال برای مشخص کردن هر ایدئولوژی آموزشی کلی به کار برده شد . به منظور رسیدن به آن این مطالعه تاثیر ایدئولوژی های آموزشی ویژه را مورد بررسی قرار داد . به طور کلی ۴۸ سوال در رابطه با ایدئولوژی های آموزشی ویژه در instrument مطرح شده است . قسمت های درک سهولت کاربرد و درک کارایی هر یک شامل ۱۰ سوال می شوند . قسمت نگرش به تکنولوژی های آموزشی شامل ۲۳ سوال می شود . در نهایت قسمت استفاده دقیق تنها یک سوال دارد . با قبول سوال مربوط به استفاده دقیق ، تمام سوالات یک liket-type پنج قسمتی با پاسخهای نسبتا موافق یا مخالف را به کار می برند . گزینه مربوط به قسمت Actual use (استفاده دقیق ) یک liket-type شش قسمتی با مقیاس بیشتر از یکبار در روز و تا کمتر از یک بار در ماه به کار می برد .
تجزیه و تحلیل اطلاعات
تجزیه و تحلیل اطلاعات در سه بخش صورت گرفت : تحلیل مورد item تحلیل عامل فاکتور و تحلیل مسیر item analysis path برای تحلیل مورد item برنامه آماری spss 10.0 به کاربرده شد . با در نظر گرفتن پراکندگی اطلاعات در هر item ها تجزیه و تحلیل شدند و item های معتبر و قابل اعتماد برای مرحله تحلیل و تجزیه عامل تحقیق انتخاب شوند .
Factor analysis : تحقیق عامل فاکتور : مرحله ای لازم برای تصدیق فرضیه موازنه ساختاری مدل بود ، از آنجائیکه تمام تغییرات در مدل فرض شده از هم مستقل هستند ، بنابراین نتایج تحلیل عامل (فاکتور) ثابت خواهند کرد که موارد انتخاب شده برلای تجزیه و تحلیل مسیر path برای عوامل مشخصی هستند و تمام این تغییرات عواملی مستقل در مدل می باشند . این قسمت از تجزیه و تحلیل شامل دو زیر مجموعه می شود تجزیه و تحلیل عامل اکتشافی و تاییدی بر اساس نتایج بررسی اجزاء اصول : ۲۱ پاسخ از ۸۴ سوال قسمت ایدئولوژی های آموزشی ، ۱۰ پاسخ از ۱۰ سوال مربوط به کارآیی تکنولوژی ۷ پاسخ از ۱۰ سوال مربوط به سهولت استفاده ۹ پاسخ از ۲۳ سوال مربوط به قسمت چگونگی استفاده (کاربرد) و سوال مربوط به قسمت استفاده دقیق را در این مطالعه مشخص می کند . جزئیات مربوط به تجزیه و تحلیل عوامل اکتشافی و تاییدی در بخش بعدی مطرح شده است .
(تحقیق ) ابتدا وسعت ابعاد ۸۴ items مورد انتخاب شده را برای (شرکت کنندگان) را بررسی کرد . هدف از این مرحله این بود که بیابند چه سوالهایی به طور آماری در بردارنده شش ایدئولوژی گوناگون آموزشی می باشند . از آنجایی که هر شرکت کننده در نمونه ممکن است ایده های متفاوتی در نتیجه ایدئولوژی های مختلفی که در بالا ذکر شده داشته باشد ، سوالات مربوط به ایدئولوژی آموزشی نمی توانست نمونه را به گروههایی مجزا تقسیم بندی کند . به علاوه تعداد

ی سوالات عمومی نیز در بین سوالات مربوط به ایدئولوژی آموزشی وجود دارد . برای بررسی عامل اکتشافی از بررسی اجزاء اصولا استفاده شد تا تمایز بین سوالهای مربوط به ایدئولوژی آموزشی مشخص شود . item ها به گونه ای تعیین شده بودند که به صورت تئوری و آماری از دیگر عواملی که با استفاده از تحلیل عامل تاییدی ارزیابی شده بودند جدا باشند .پس از بررسی عامل تاییدی

۲۱ سوال ایدئولوژی آموزشی برای بررسی بیشتر شدهند . شش عامل مربوط به ایدئولوژی های آموزشی برای بررسی بیشتر در نظر گرفته شدند . رتبه های معتبر عوامل :
۳٫۶۶ ، ۲٫۴۵ ، ۱٫۳۸ ، ۱٫۱۴ و ۱٫۱۱ بودند.

جدول ۱ ، دسته ای از item های مربوط به نتیجه بررسی اجزاء اصول را ارائه می دهد همراه با تعداد عوامل فاکتورهای مخصوص به خود item ها ، شش عوامل فاکتور %۵۳ کل اختلاف این بررسی ویژه را توضیح می دهند عامل اولی بیانگر اصول آموزشی دومی اصول محافظه کاری آموزشی ، سومی آزادی آموزشی ، چهارمی اصول آزادی خواهی آموزشی ، پنجمی آگاهی (بینش ) آموزش و ششمی هرج و مرج آموزشی می باشد . تعداد در متن تعداد عوامل مشخص فاکتورهای مشخص هر سوال را مطرح می کند .
بخش ایدئولوژی آموزشی
با بررسی ساختار عامل همانطور که در جدول بیان شده است ، ایدئولوژی های آموزشی و تغییرات بعدی را برای بررسی مدل مسیر شکل می دهیم . در این فرایند دو مشخصه به کار برده می شود ابتدا ما سعی می کنیم که تعداد تغییرات مشاهده شده را تا کمتر از سه مورد نگه داریم (schumacher , lomax 1996) دوم اینکه ما مواردی را که تعداد عوامل آنها بیشتر است را ترجیح می دهیم .
اولین فاکتور در جدول مذکور بیانگر ایدئولوژی اصلی آموزشی است و شامل پرسشهای ۹۰، ۱۰۱ ، ۹۷ ، ۸۷ و ۶۲ می شود . دوین فاکتور ، اصول محافظه کارانه آموزشی شامل پرسشهای ۴ ، ۷۲ ،

۴۶ ، ۱۲ ، ۸۳ می شود . سومین فاکتور آزادی آموزشی شامل پرسشهای ۸۴ ، ۹۹ ، ۶۹ می شود . چهارمین فاکتور اصول آزادی خواهی آموزشی شامل پرسشهای ۷۷ و ۵۳ می شوند . پنجمین فاکتر بینش آموزشی شامل پرسشهای ۲ ، ۲۳ ، ۱۴ می شوند . ششمین فاکتور هرج و مرج آموزشی شامل پرسشهای ۶ ، ۴۵ ، ۳۹ می شود . این فاکتور ها به عنوان فاکتورهای پنهان برای بررسی مسیر به کار برده می شون د.