استفاده آموزشي از رايانه

مقدمه
بحث مربوط به استفاده آموزشي از رايانه در نظام آموزش و پرورش کشورهاي در حال توسعه ، بويژه در دهه اخير ، مورد مطالعه و مداقه وسيع قرار گرفته است. هم اينک نيز اين مقوله در دستور کار برنامه ريزان ، مديران ، محققان و انديشمندان آموزش و پروش اين کشور قرار دارد.

اين در حالي است که کشورهاي صنعتي تا حدود زيادي به اصول اساسي و راهکارهاي مناسبي براي بهره گيري از اين ماشين در نظام آموزش هاي رسمي و غير رسمي خود نايل شده اند و به نتايج اميدوار کننده اي نيز رسيده اند. در وضعيت حاضر ، گروهي از انديشمندان و پژوهشگران درباره استفاده آموزشي از رايانه پا را فراتر گذاشته اند ، تا آن جا که ورود رايانه به خانه و مدرسه را مصادف با آغاز يک ” انقلاب آموزشي” قلمداد مي کنند. آنان اعتقاد دارند که رايانه علاوه بر يک

منبع آموزشي براي تقويت و توسعه فرايند ياددهي – يادگيري در مدارس ، مي تواند نقش يک منبع يادگيري مستقل ، خود آموز و رونق بخش رويکرد” تداوم يادگيري” را براي دانش آموزان ايفا کند و در واقع ، با بهره گيري منطقي از اين ماشين آموزشي مي توان آموزش و يادگيري را از دورن کلاس و مدرسه به منازل و محيط هاي خارج از مدرسه انتقال داد. علاوه بر اين ، رايانه اين توانايي را دارد که بازوي مديريت نظام آموزش و پرورش – هم در ابعاد مديريت کلان نظام و هم مديريت کلاس و

مدرسه – باشد.

اما نکته اصلي اين است که چگونه مي توان به اين امتياز ارزشمند و تاريخي رايانه در عرصه فعاليت هاي آموزشي دست يافت ؟
در اين باره گفتني است که قبل از هر اقدامي در يک جامعه ، بايد توانايي ها و هنرهاي آموزشي رايانه را مديران و برنامه ريزان نظام آموزش و پرورش آن جامعه باور کرده باشند و سپس ترتيبي اتخاذ کنند تا معلمان و مديران مدارس نيز آن را همانند پذيرش يک نوآوري آموزشي براي تقويت و توسعه فرايند ياددهي – يادگيري و همچنين مديريت آموزشي کلاس و مدرسه بپذيرند و در فعاليت هاي آموزشي خود به آن اعتماد کنند. در اين صورت ، قطعاً تحولي بنيادين براي بروز ” انقلابي آموزشي ” در نظام آموزش و پرورش آن جامعه بنا گذاشته شده است.

آموزش رسمي کافي نيست!
همه مسؤولان و مديران نظام آموزش و پرورش ممالک در حال توسعه بايد به اين آگاهي برسند که در عصر اطلاعات ، صرفاً تأمين ” آموزش رسمي ” براي دانش آموزان کافي نيست! وظيفه آنها بس سنگين تر است ؛ زيرا دانش آموزان ” عمر” خود را در مدرسه مي گذرانند و نبايد آنان را از استفاده بهينه از عمرشان محروم کرد. مگر قريب به ۱۲سال از عمر يک انسان تا اين اندازه کم ارزش است که تنها به مجموعه اي از اطلاعاتي محدود شود که در اختيار او قرار مي دهند.

دانش آموز حق دارد در کنار بر خورداري از آموزش رسمي ، از سال هاي مديد عمر خويش بهتر استفاده کند ، با توانايي هاي افزون تري براي زندگي بزرگ سالي آماده شود و با قدرت سازگاري بيشتر با محيط پيرامون خويش به تعادل برسد. نظام آموزش و پرورش بايد بتواند ، علاوه بر برنامه هاي درسي رايج – آموزش رسمي – با روش هاي نو ، خدمات متعددي به دانش آموزان ارائه کند. آموزش بهتر ، مؤثرتر و کيفي تر هنگامي معناي واقعي پيدا خواهد کرد که همه مسؤولان و دست درکاران نظام آموزش و پرورش وظيفه شغلي و بويژه وجداني و اخلاقي خود را به خوبي انجام دهند ، انعطاف پذير باشند و براي نقش دانش آموزان در آينده دل بسوزانند.

يکي از خدمات ارزنده اي که براي تحقق مطالب ياد شده بسيار مؤثر خواهد بود ، خدمات رايانه اي است. رايانه اين آمادگي را دارد که ” هرجا” و “هر زمان” که لازم باشد ، در اختيار دانش آموزان قرار گيرد تا در آينده ، هنگامي که به هر يک از آن ها نقشي از سوي جامعه محول مي شود( پزشک ، معلم ، فيزيک دان ، کاسب ، تاجر و حتي خانه دار) ، از آن براي تأمين علائق و رفع نيازهاي خويش و جامعه به خوبي استفاده کنند.
از ديدگاهي گسترده تر ، محصولات آموزش و پرورش ” منابع توسعه ” جامعه هستند ؛ منابعي که سبب توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي آن جامعه خواهد شد. جامعه به انسان هايي نياز دارد که براي تصدي مشاغل مؤثر در توسعه امروز و فرداي آن ( که روز به روز پيشرفته تر و پيچيده تر مي شود) ، آمادگي کامل داشته باشند. تربيت چنين انسان هايي در صورتي ميسر است که دانش آموزان با استفاده از شرايط و امکانات جديد عصر خود به سوي ” خود آموزي” و ” استقلال آموزشي” ، يعني نا وابستگي به معلم و مدرسه ، گرايش پيدا کنند. اين در حالي است که رايانه به عنوان ” ماشين آموزشي ” و ” نماد” پيشرفت فناوري سده اخير ، مي تواند دانش آموزان را در اين راه ياري کند. با استفاده از رايانه ، دانش آموزان موفق خواهند شد، از طريق ” خود آموزي” و ” تداوم يادگيري” ، عمر خود را داوطلبانه واز روي علاقه ، صرف توانمند کردن خويش در عرصه هايي گسترده تر از برنامه هاي درسي جاري در مدارس کنند.
رايانه و انقلاب آموزشي

همه دانش آموزان به دليل پوشيدن لباس هاي همسان ( اونيفورم) که مدرسه آنان را وادار به پوشيدن کرده است ، ظاهري يک سان و به هنجار دارند. اما بايد توجه داشت که در درون اين لباس هاي همسان انسان هايي وجود دارند که از جنبه هاي گوناگون با هم تفاوت هاي اساسي و گاه بسيار فاحشي دارند. اين تفاوت ها عموماً مشکلات و موانع متعددي براي معلم و نظام آموزشي ايجاد مي کند.

تفاوت هاي فردي مسأله اي است که فکر انديشمندان تعليم و تربيت را براي مدت هاي طولاني به خود مشغول کرده است و همه آنان در تلاش هستند ، با توجه به محدوديت منابع ، به نوعي اين مشکل را از سر راه تعليم و تربيت بردارند. تفاوت هاي فردي ، در واقع مانعي براي موفقيت آموزش گروهي در مدارس است . بدون شک تا حل نشدن اين مشکل ، زمينه هاي مساعدي براي آموزش فردي وجود نخواهد داشت.

براي تدريس يک موضوع يا هدف آموزش خاص ، گرچه ممکن است امکان دسترسي به آزمايشگاه ، فيلم و يا نمايشگاه مناسب وجود داشته باشد ، اما بايد آگاه بود که در هر صورت ، نوع انتخاب و شيوه استفاده از هر کدام ، بستگي به معلم دارد. معلم با توجه به نيازهاي فردي و تفاوت سبک هاي يادگيري دانش آموزان ، ابزار و رسانه مناسب را انتخاب مي کند و براي تدريس و يادگيري بهتر آنان ، به شيوه اي منطقي از آن بهره مي گيرد. در واقع ، معلم مي تواند ( جدا از ساير عوامل مؤثر) با انتخاب و به کار گيري مناسب و صحيح ابزارها و روش هاي آموزش ، از يک دانش آموز پزشک يا فيزيک دان بسازد.

به عبارت ديگر ، او بايد خصوصيات فردي هر دانش آموز را شناسايي کند و براي نياز هاي او راهبردهاي آموزشي مناسبي تدارک ببيند( آموزش انفرادي)

امروزه ثابت شده است که رايانه مي تواند اين مشکل را حل کند. همه دانش آموزان مي توانند ، بر پايه نيازها و خصوصيات فردي خويش از رايانه کمک بگيرند و با اتکا به ” خود – ارزش يابي ” که ارمغان ديگر رايانه است ، وضعيت خود را براي نيل به هدف هاي آموزشي پيش بيني شده ارزيابي کنند. از اين رو ، اينک رايانه به منزله ابزاري توانا براي اجراي راهبردهاي ” آموزش انفرادي ” شناخته شده است و معلم نيز مي تواند ، با توجه به ويژگي ها و نيازهاي هر دانش آموز ، از آن بهره برداري کند.

برخي معتقدند ، استفاده از رايانه در فرايند آموزش و يادگيري ، در واقع يک ” انقلاب آموزشي” است. اما چگونه در آموزش انقلاب رخ خواهد داد؟ آيا از طريق ايجاد يک موج يا شعله جادويي ، مي توان معلمان خارق العاده اي تربيت کرده تا اين انقلاب را به منصه ظهور برسانند ؟ يقيناً پاسخ منفي است ؛ زيرا تقويت و توسعه دانش ، مهارت و توانمندي هاي معلم فقط يک روي سکه است . روي ديگر سکه آن است که براي او ، با تأمين خدمات و پشتيباني آموزشي لازم ، محيط مساعد فراهم شود.

نگرش کنوني حاکم بر جهان آموزش و پرورش در زمينه خدمات و پشتيباني آموزشي ، آن است که رايانه عنصري حياتي است. درواقع بايد رايانه را به منزله عنصري ممتاز در تسهيلات آموزشي مدارس دانست و تأمين آن را بعنوان پاسخ گويي به نياز معلم و دانش آموز در نظر گرفت. پس انقلاب آموزشي در صورتي عملي خواهد شد که رايانه ، معلم ، مديران آموزشي و دانش آموزان داراي پيوندي نزديک باشند و در فعاليت هاي ياددهي – يادگيري ، هم پوشاني دقيق داشته باشند و هم ديگر را حمايت کنند.

بنابر اين ، تحقق انقلاب آموزشي ، يعني استفاده از رايانه در فرايند ياددهي – يادگيري با عوامل متفاوتي ارتباط دارد که مهم ترين آن ها سه عنصر زير است :
۱- دانش آموز

دانش آموزان ، در صورتي براي يادگيري بهتر ، با علاقه به رايانه رو مي آورند که با آن ” خو” گرفته باشند. انديشمندان پيشنهاد مي کنند ، با درنظر داشتن ويژگي ها ، علائق و نيازهاي دانش آموزان و براي عادي ساختن روابط آنان با رايانه ، در مدارس ” باشگاه رايانه” تأسيس شود. در صورت تحقق اين امر ، هر دانش آموز مي تواند بنابر تمايلات خود ، از امکانات موجود در باشگاه رايانه

مدرسه که داراي انواع نرم افزار و سخت افزار است ، استفاده کند. در اين باشگاه ها ، معمولاً علاوه بر سخت افزار و نرم افزار هاي مناسب آموزشي و درسي ، نرم افزارهاي تفريحي ، اطلاعات عمومي ، آموزش ماشين نويسي ، انواع بازي ها ، فيلم هاي ويديويي و… موجود است. بر اين اساس دانش آموزان به تدريج به کار با رايانه علاقه مند مي شوند و با آن ” خو” مي گيرند. دراين فرايند ، آنها ارزش هاي رايانه را به منزله يک وسيله کمک آموزشي باور خواهند کرد.

۲- معلم

معلم بايد به اين طرز تلقي برسد که خوب يادگرفتن مطالب درسي توسط دانش آموزان ، با بهره گيري آنان از رايانه پيوند کامل دارد و در نتيجه ، انجام وظيفه او به کمک رايانه اثر بخش تر و آسان تر خواهد شد. بنابر اين ، معلم نيز همانند دانش آموزان ، بايد قبل از هر اقدامي براي بهره برداري از رايانه در فرايند تدريس ، کاملاً آماده شود.

براي نيل به مقصود فوق ، بايد کار را از دوره هاي تربيت معلم شروع کرد. ضرورت امر تا آن جاست که تربيت معلمان علاقه مند به استفاده از رايانه در فرايند ياددهي – يادگيري ، خود زمينه اصلي بروز انقلاب آموزشي را فراهم مي آورد و بايد از اهداف بنيادي نظام آموزش و پرورش کشورهاي در حال توسعه محسوب شود. حتي برخي از انديشمندان آموزش و پرورش پا را از اين هم فراتر گذاشته اند و اعتقاد دارند که يکي از ملاک هاي ارزشيابي شغلي معلم ، بايد ميزان استفاده او از رايانه باشد.

۳- مديران آموزشي

وظيفه سومين عنصر آموزش ، يعني مديران مدارس – براي تحقق انقلاب آموزشي – پشتيباني از توسعه ارتباط متقابل معلم ، دانش آموز و رايانه است. آنان بايد اين ارتباط را از طريق حمايت معلم و تأمين تسهيلات آموزشي مربوط به رايانه ، به سويي سوق دهند که دانش آموزان به اين انگاره دست يابند که براي موفقيت بايد ؛ به ” خود- آموزي” روي آورند و رايانه عاملي کليدي براي خود آموزي و گسترش دانش و مهارت هاي مورد نياز آنان است . بديهي است ، ” خود – آموزي ” فرايندي است که از سال هاي دور تا کنون مورد توصيه روان شناسان تربيتي بوده است و اصل مهم و اساسي براي ” تداوم يادگيري “محسوب مي شود.

رايانه و تداوم يادگيري

تاکنون درباره فنون ، الگوها و کارکردهاي مديريت نظام آموزش سخن بسيار گفته شده است . امّا ، امروزه درباره کارکردهاي مديريت کار آمد و اثر بخش نظام هاي آموزشي ( در تمامي ابعاد واجزاي آن ) نگرش حاکم و پرطرف دار ، نگرشي است که مي گويد : ” اصلي ترين وظيفه مديريت آن است که به شيوه اي مناسب و مؤثر ، امکان يادگيري دانش آموزان را با تأکيد بر ” نظام تداوم يادگيري ” – در مدرسه و خارج از مدرسه – فراهم کند. “

بر پايه نگرش ياد شده ، اينک مديريت کارا و اثر بخش ، مديريتي است که نظام تداوم يادگيري را به مثابه رهيافتي اساسي ، طراحي و اجرا کند ؛ بگونه اي که اين نظام را مبناي اصلي هر اقدام خود براي پاسخ گويي به ضرورت درک مستقيم دانش آموزان از واقعيات محيط پيرامون خويش تلقي کند.

اکنون در کشورهاي صنعتي ، اين نگرش – مديريت نظام تداوم يادگيري – در اغلب مؤسسات و سازمان هايي که به نوعي فرايند آموزش در آنها جريان دارد ( سازمان هاي صنعتي ، کشاورزي ، خدماتي ، ارتش و…) حکم فرماست.

در اين باره که چگونه اين نگرش مي تواند در نظام آموزش و پرورش ( رسمي و غير رسمي ) نيز به خدمت گرفته شود ، پژوهش ها و تحقيقات متعدد و فراواني صورت پذيرفته است. برخي از محققان به اين يافته رسيده اند که يکي از رهيافت هاي مناسب و مؤثر براي تقويت و توسعه عملي ” تداوم يادگيري” ، به خدمت گرفتن” ابزار” مناسب توسط مديريت نظام آموزشي است. در واقع ، بر پايه اين رهيافت ، مديريت نظام آموزشي باور کرده است که ” ابزار” جزئي از روش منطقي و مستدل براي حل مسائلي است که جامعه و دانش آموز با آن درگير هستند.

مديران موافق با رهيافت مذکور ، ” ابزار” را به منزله عنصر تسهيل کننده يادگيري مورد استفاده قرار داده اند و تلاش خود را براي ترويج و گسترش آن به کار گرفته اند.
در وضعيت کنوني ، ابزارهاي متفاوتي وجود دارد که به منزله ” نوآوري آموزشي” مي تواند ، در اختيار مديران نظام هاي آموزشي قرار گيرد. اما ، همه نظرها و توجّهات به سوي يک ” ابزار”- که لقب سر آمدترين پديده فناوري قرن را به خود گرفته است – يعني ” رايانه” معطوف شده است.

اکنون رايانه را يکي از مناسب ترين ابزارهاي موجود براي تحقق اين رهيافت مي شناسند ؛ به گونه اي که دست اندر کاران مسائل آموزشي اغلب ممالک به اين باور رسيده اند که حتي در شرايط و وضعيت هاي پيچيده نيز رايانه مي تواند براي نيل به يادگيري نسبتاً پايدار در دانش آموزان ، به ياري مديريت نظام آموزشي بشتابد.

رايانه به منزله ابزار مديريت

” رايانه” براي تحقق بسياري از هدف ها و عمليات مديريت آموزشي در مدارس ( پردازش داده هاي آموزشي ، صرفه جويي در نيروي انساني ، هماهنگي فعاليت ها و مداخله مستقيم در فرايند آموزش ، توانايي اجراي آموزش و…) داراي توانايي هاي لازم است. ضمن آن که به سادگي مي تواند ، در فرايند فعاليت مديريت وارد شود.

مديران مدارس ابزارهاي متفاوتي براي بهره گيري در فرايند مديريت در دسترس دارند. امّا گستره وسيع و منحصر به فرد توانايي هاي رايانه ( توانايي برنامه ريزي در زمينه ها و ابعاد گوناگون ، کاهش زمان حل مسأله ، استفاده هاي جنبي در فعاليت هاي مديريت ، مانند ماشين نويسي ، انتقال و پردازش داده هاي مديريتي و…) ، آن را به مناسب ترين ابزار براي مديريت مطلوب آموزشي تبديل کرده است ؛ به گونه اي که به نحو چشم گيري مورد استقبال مديران واقع بين و خلاق قرار گرفته است.

از سوي ديگر ، دانش و اطلاعات مربوط به رايانه ( ازنظر سخت افزاري و نرم افزاري ) به نحوي کم سابقه ، در بين مردم گسترش يافته است و روز به روز انتشار بيشتري مي يابد ؛ تا آن جا که توانايي هاي منحصر به فرد آن ، هم اينک به وضوح در معرض ديد و افکار عموم مردم ، بويژه دست اندرکاران فعاليت هاي آموزشي ، قرار گرفته است . توانايي هاي رايانه براي بهبود بخشيدن به همه فعاليت ها و کارکردهاي مديريت آموزشي ، از آن ابزاري مناسب ، مطلوب و آرماني ساخته است.

به طور کلي ، سه عامل اساسي زير به رايانه امکان داده است تا به توانايي هاي منحصر به فرد خود در حيطه مديريت آموزش نايل شود:

۱- گستردگي عمليات

رايانه توانايي انجام عمليات گسترده اي دارد . اين توانايي موجب مي شود که جمعيت وسيع و متنوعي از ” کاربَر” ها با نيازهاي گوناگون خود ، به آساني از رايانه بهره برداري کنند و نيازهاي مربوط به مديريت وآموزش خود را در نظام آموزش بر آورده سازند.