اعتصاب کارگری

مقدمه :
اعتصابات كارگري به عنوان پديده اي اقتصادي و اجتماعي حاصل تحول صنعتي و ايجاد كارخانجات جديد در يك جامعه مي باشد.و بوسيله مطالعه آن مي توان به درك كل تغييرات ايجاد شده در روابط اجتماعي و انساني در مراكز صنعتي پي برد . اعتصاب محصول تعارض بين عناصر و كنش گران موجود در كارخانه مي باشد و براي برسي آن لازم است ضمن توجه به نيات ، افكار و ذهنيات كارگران ، كارفرمايان ديگر به شرايط اقتصادي و اجتماعي موثر بر كل صنعت توجه نمود. مطالعه

عيني و تجربي اعتصاب همچنين امكان بررسي رابطه پديده ها و مسائل اجتماعي با مسائل اقتصادي بصورت وضوح ممكن مي سازد . صنعتي شدن جوامع و ايجاد پيچيدگي در سازمانهاي اقتصادي و اجتماعي از اثرات عام توسعه مي باشد صنعتي شدن ضمن طرح كنش و واكنشهاي جديد اجتماعي حوادث ، وقايع و بر هم كنشي هاي جديدي را در كارخانجات پديد مي آورد و اعتصاب به عنوان يكي از اين پديده ها از جهات مختلف جامعه شناختي اقتصادي ، حقوقي ، مديريتي – سياسي اجتماعي قابل بررسي جدي مي باشد .
اين تحقيق از نوع عملي ( در مقابل نظري ) مي باشد و داراي جنبه هاي كاربردي مي

باشد
سوالات اصلي تحقيق : عوامل اجتماعي و اقتصادي موثر در وقوع اعتصابات (strikes) كارگري محيطهاي صنعتي كدامند؟ عوامل اجتماعي و ساختاري موثر بر نرخ و شدت اعتصاب در طي ۵ سال گذشته ( سال –تا كدمند)
طرح مسئله : صنعتي شدن جوامع و پيچسدگي سازمانهاي اقتصادي و اجتماعي يكي از فرايندهاي عام در تمامي جوامع بشمار مي رود. صنعتي شدن به عنوان يكي از عناصر اصلي در تكامل اجتماعي هم اكنون بشكل جدي طرح شده و به جرات مي توان گفت كه يكي از عناصر

هميشگي و غير قابل تفكيك كثيري از تئوريهاي توسعه همانا مفهوم بسط توليد و صنعتي شدن است . در پي وقوع اين جريان قوي مباحثي پيرامون روابط اجتماعي نوين انسانها در شرايط صنعتي مطرح شد كه خود موضوع رشته هاي تخصصي همچون جامعه شناسي صنعتي و با جامعه شناسي كارو شغل گرديد . طرح مسائل اجتماعي در خصوص صنعت داراي چند بعد اساسي جمله روابط صنعتي روابط با صنعت و نيز روابط صنعتي است . صنعتي شدن ضمن طرح كنش و واكنشهاي اجتماعي جديد مشكلات و مسائل فزاينده اي را ايجاد كرد تا حدي كه بسياري اين مساله را خصلت ذاتي و نهادي شرايط جديد صنعتي داشته اند. روابط اجتماعي جديد در يك جامعه صنعتي يا در حال
تعريف مفهومي : اعتصاب يكي از معمول ترين روشهاي بيان تعارض است . تعارض با كارفرما با

مديريت كارخانه ، ممكن است از طريق مذاكره صلح آميز و حل شكايت پايان يابد. ويا بصورت تحريم كار ، كم كاري ، خرابكاري ، غيبت و يا ترك خدمت متجلي شود . اعتصاب تنها يكي از حالات خاص تعارض است كه ممكن است در كارخانه اتفاق بيفتد. اين پديده بقول وايمهد(Whitehead)نوعي تزلزل در احترام به قراردادها و هنجارهاي حاكم بوده و شاخه واضحي از وجود اشكال در سيستم روابط صنعتي است . وقوع اعتصاب اكثر هنگامي رخ مي دهد كه كارگران از هنجارها – قالب ها و الگوهاي حل مخاصمه نااميد شوند وتنها راه رسيدن به هدف خود را تعطيل كردن كار و دست از كار كشيدن بجويند.
اعتصاب اساسا نوعي تعارض (conflict) است . تعارض را مي توان هر رفتاري كه از جانب اعضاي

سازمان منظور مخالفت با ساير اعضا سر بزند دانست . نتيجه تخاصم يا تعارض بين كارگران و كارفرما ( يا مديريت ) وقوع بحران يا عدم تعادل در سيستم است درباره تعريف بحران هم گفته شد كه بحران (crisis) بطور كلي عبارتست از عدم تناسب و هم راستايي اجزا اصلي هر سيستم . در يك نظام صنعتي يا سيستم مانند كارخانه طيف وسيعي از تعرضات و انواع مختلفي از بحرانها را مي توان مشاهده كرد . اهم انواع اين بحرانها در روابط صنعتي عبارتند از : بيكاري – كم كاري – تجمع – تحسن – تعطيل كارگاه ( از سوي كارفرما ) و اعتصاب از نظر مفهومي موضوع اين رساله نوع خاصي از اين روابط انساني موجود در محيطهاي صنعتي مي باشد بعبارت ديگر در روابط صنعتي با انواع ناآراميهاي صنعتي روبرو هستيم كه خود بحث اعتصاب نيز در چارچوب آنها قابل بحث است .

انواع نا آراميهاي صنعتيindustrial unrest)
كم كاري slow-down تظاهرات demonstration خرابكاري sabotage اعتصاب strike بسته شدن كارخانه loke out
ويژگيهاي اساسي اعتصاب :
خصلت دسته جمعي دارد يعني كثيري از كاركنان در آن مشاركت دارند . يمزان در اين افراد مشخص اند كارگراني نيست كه حركت دسته جمعي آنان مورد توجه است حال هر فرد تعداد كارگران زيادتر باشد شدن اعتصاب نيز در كارخانه بيشتر است . اعتصاب بايستي منجر به موفت كارگاه شود اين تعطيلي گاهش متفاوت و يا متصل در اينجا نيز نقش زمان مهم نيست بلكه تغيير روش كارگاه د رهنگام كار معيار است بايستي از حداقل حفاظتي تعارش خود راباشد يعني داراي سطوحي به تضاد از درگيري – تضاد – رو دروئي باشد به عبارتي دگه هايي هر چند صنعت از

اعمالي خشونت و رود براي تحميل اداره بر طرف مقابل در آن سؤالات مشاهده كرد . زيرا اعتصاب معمولاً آخرين راه كارگرا براي حل مشكلات . اعتصا بين بايستي داراي اهداف مشخص و معين باشند و بدنبال هدف خاصي دست به اعتصاب بزنند .
اقدام به تعطيل كارگاه بايستي جنبه عمويمي داشته باشد و كارگران به عمده تصميم خو ( حتي با تحرك عوامل بيروني ) و بشكل اداري كار را تعطيل كنند . ( در مقابل تعطيل كارگاه كه هنگام حوادث حتي و با طبيعي و يا توسط سكارفرما رخ مي دهد . )
تغيير كارگاه در زمان كارگران صورت گيرد يا اينكه حداقل در طول مدت خود به ساعات كاري نيز اطم وارد سازد .
تحديد مسئله ‚ از نظر موضوعي : موضوع اين مطالعه فقط اعتصاب سكارگري است بنابراين اعتصابات كارمندان ادامه مورد مطالعه و توجه نيستند منظور ما بطور خاص اعتصاب كارگري مورد است . اين اعتصابات در شرايط دي رخ مي دهد عليرضا اهميت انبار مختلف مطروحه در حصوي بحث اعتصاب با صرفاً به پاره اي از متغيرها ومفاهيمساختاري ( كه در چارچوب نظري خود مشخص ساخته ايم ) توجه ميكنيم .
از نظرزما ني : منظور بررسي اعتصابات كارگري طي ۵ سال اخير مي باشد . از نظر مكاني بررسي اعتصابات كارگري طي در كارخانجات محدود و در مقطع رخ داده اند .

ضرورت و اهميت تحقيق : توسعه صنعتي كشور و گسترش كارخانجات توليدي وو صنعتي كه خود موجب گسترش و فزايندگي طبقه كارگر درجامعه مي شود ايجاب مي كند تا به مسايل خاص ناشي از اين فرايند توجه شود . زيرا كارگران صنعتي بعنو يكي از اقشار ياطبقات اجتماعي نقش فعالي در جامعه ما بعهده دارند و در كنار نكات مثبت قابليت تنش زائي و بحراني زائي فراواني دارند .
از نظر زماني فهم ميزان تاثير متغير مستقل در ساختار صنعتي كشور و روابط ناشي از آن بسيار مهم است . زيرا اين رساله در حقيقت بطور حتمي به بررسي يكي از سياستهاي مهم طي سالهاي اخير توسط دولت نيز مي پردازد . با توجه به شدت اثرات اقتصادي اعتصاب ضروري است نا آن رابعنوان يك پديده اقتصادي اجتماعي بنحوي ضمايم تا موجب كاهش نتايج منفي آن شويم . اهم اثرات منفي اقتصادي اعتصاب بشرح ذيل است .
۱- كاهش توليد

۳- خسارت مالي مادي به كارخانه
۴- افزايش فشار به مصرف كننده
۵- كاهش در آمدها
۶- كندي روند توسعه
۷- كاهش كارآئي وبهره وري و نهايتاً تأثير منفي در رشد صنعتي كه با در نظر گرفتن شرايط ديگر صنعتي ديگر ركود صنعتي industrial slangnation را تسهيل مي كنند .
خسارات مهم اجتماعي فرهنگي اعتصاب .در نظام اجتماعي – توجه به موضوع رفاه كارگران به عنوان يك ارزش يا پاداش معنوي تعمق جدي درباره يك مسئله اجتماعي در حيث تبيين علل اجتماعي مؤثر و در نوع آن بطوريكه منجر به رد تئوريهاي تك متغير مي شود .

اهداف تحقيق :
الف : اهداف كلي
۱-بررسي پديده هاي مهم تعارضي و تجزيه و تحليل آن در روابط صنعتي گذركمك به مديريت ها و مسئولان بخش صنعت در جهت آشنايي كيفي تر آنهابا مسائل اجتماعي كارخانه ها بيان اثرات اعمال سياستهاي اقتصادي كلان در جامعه و در بخش صنعت توجه به برخي عمل بروز نارضايتي هاي كارگران كمك به برقراري روابط صحيح صنعتي بين كارگر وكارفرما، بين دولت و صنعت و بين دولت وكارگران شناسايي راههاي تثبيت نظم و انظباط يا بعبارتي آرامش صنعتي در كشور ب: اهداف عميلياتي : ۱- توصيف و مطالعة تجربي برخي پراكندگيها و متغيرهاي مهم در خصوص اعتصابات كارگري – دريافت علل بروز اعتصابات وكيفيت تأثيرات متقابل متغيرمستقل و متغيرهاي

واسطه اي و نهايتاً نحوة بوجود آمدن اعتراض – بررسي دقيق تغيير و تحولات در نرخ و شدت اعتصابات طي سالهاي …………- بررسي ميزان همبستگي بين متغيرهاي الگوي مالكيت ‏، نرخ ارزش افزوده ،نرخ تورم . علت اعتصاب، سياستهاي اقتصادي جديد، نوع رشته صنعتي، يا شدت اعتصاب
ادبيات موضوع :‌ منابع فارسي : در خصوص بحث اعنصابات در منابع فارسي مطلب مستقلي موجود نيست و عليهذا در انجام و تكثير مطالعات اكتشافي در سطح نسبتاً وسيعي از يافته ها و مفاهيم رشته هاي ديگر و مباحث نزديك بهره گرفته شده است. مهمترين عنوان ذيربط يك مورد پايان نامه فوق ليسانس دانشكده اقتصاد به عنوان اعتصابات عمومي درجريان انقلاب اسلامي (۵۷) بوده كه از نظر موضوعي اين مطالعه با كار ما در اينجا اساساً متفاوت مي باشد چون اعتصاب را از جنبه سياسي آن و نقش آن در وقوع و پيروزي انقلاب بحث كرده است . بنابراين با كارما بي ارتباط بوده و قابل استفاده نيست. يك مورد پايان نامه دكتري اقتصاد بحث عنوان كارگر- كارفرما نيز موجود است كه بررسي نظري بوده به موضوعاتي همچون تغييرات روابط كار وكارفرما – تاريخچه – محيط اقتصادي واجتماعي نيروي كار – توزيع عادلانه درآمد و جمعيت فعال- بازار كار- مزد – علل برخوردها و تنظيم روابط كارگر و كارفرما ، شيوه هاي رواني و معنوي حل تضادها پرداخته است . اين پايان نامه نيز مستقيماً قابل استفاده نبوده ولي در دادن ايده هايش به نگارنده كمك كرده است . در پاره اي از كتب و جزوات درسي مربوط به روابط صنعتي به بحث تعارضات توجه شده است كه از آنها كمك گرفته شده است (هر چند اين مباحث قديمي است )در سطح وسيعي از مباحث مطالب مجلات

تخصصي مديريت بهره گرفته شده است . از جمله مقالاتي در زمينه نظريات روابط صنعتي، بحران سازمانها -مديريت بحران – تعارضات در سازمانها – رضايت شغلي – انگيزش كاركنان كه بطور غير مستقيم مورد استفاده قرار گرفته اند . مروري بر مهمترين تئوريهاي موجود .تلاش وسيعي در جهت دستيابي ، تهيه و ترجمه تئوريهاي اعتصاب معروف شده است . در اين تحقيق سعي وافري درجهت استفاده از تئوريهاي عام علوم اجتماعي شده كه از اين نظر بايستي از تئوريهاي همچون نظريه يا رسوتر : كاركرد گرائي ساختي (Functiomal Stracturalsa) كاركرد گرائي تضاد (conftictual Fanction) عمدتا نظريات لوئيس كورز ) نظريه مبادله جورج هومنزEXCHANG

Theoryبهره گرفته شد. از اين نظريات براي تحليل مسئله ، تنظيم پيش فرضها و انتخاب متغيرها تا حدي بهره گرفته شده است.علاوه بر اين از نظريه سيكل تجاري Basiness sycle theoryمتعلق به ريستrist اقتصاد دان فرانسوي استفاده شده است .
از مجموع بررسي نظريات فوق و با عنايت به شرايط خاص جامعه كشور وجود اطلاعات و آمارهاي لازمه و توان محقق طرح نهايتاً دست به تركيب نظريات مختلف زده شد و چارچوب نويني بعنوان پشتوانه تئوريك تحقيق تنظيم وطراحي شد . تفصير تئوريهاي تحقيق درفصل سوم گزارش تحقيق آمده است .
فرضيات تحقيق :
بين اعمال سياستهاي جديد در كارخانه با شدت اعتصاب همبستگي مستقيمي بر قرار است . بين نوع علت و شدت اعتصاب ارتباط معني دار بر قراراست .بين نوع الگوي مالكيت و شدت اعتصاب

رابطه معني داري وجود دارد . منابع خارجي : Strikes Data in search of theory اين مقاله پس از طرح سه تئوري مهم براي بررسي اعتصاب دست به تهيه يك تئوري جديد زده و پس ازآن به بررسي تجربي اعتصابات درايتاليا پرداخته است . S trikes ewages and prirate in formation اين مقاله به بررسي اقتصادي اعتصاب پرداخته و رابطه اعتصاب با دستمزدها را بررسي كرده است .
جامعه تحقيقي : كل اعتصا ت كه طي دوره ۵ ساله مورد بررسي دركارخانمجات بوقوع پيوسته اند. جامعه تحقيق ما را تشكيل مي دهعند كه به سبب محدوديت و قلت آنها تمامي اعتصابات مورد

بررسي قرار گرفته اند اين تحقيق فاقد نمونه گيري است ؟؟: روش تحقيق: روش تحقيقي ميداني ( پيمايشي Surrey ) مي باشد جمع آوري اطلاعات واقعي و تجزيه و تحليل آنها اساس كار است . بديهي است كه روش كتابخانه اي نيز مورد استفاده واقع خواهد شد . از سوي ديگر اين تحقيق در عين توصيفي بودن جنبه تبييني و تحليلي نيز دارد .
تكنيكهاي جمع آوري اطلاعات :تگنيكهاي جمع آوري اطلاعات عمدتاً روش اسنادي است . پس از مشخص شدن دقيق موارد قابل بررسي، اطلاعات در خواستي را بر اساس اسناد موجود درمراكز صنعتي كشور مديريت مي آوريم و جدول نياز منديهاي خود را تكثير مي كنيم . علاوه بر اين برخي آمارها نيزتحت عنوان جزوات و مدارك منتشر شده اند كه از آنها نيز بهره گرفته مي شود .در صورت وجود نقصان در اسناد موجود ، مستقيماً به كارخانجات مراجعه شده و اطلاعات لازم تكميل ميگردد. چون در اين تحقيق براي هر مورد اعتصاب پرسشنامه اي طراحي خواهد شد و مي توان تكنيك جمع آوري اطلاعات را (پرسشنامه معكوس ) نيز دانست.روش تطبيقي ( مقايسه اي ) : براي درك كاملتر علل بروز اعتصابات با توجه به ميزان اعمال متغير كنترلي در كارخانجات ما از روش طولي وتطبيقي استفاده خواهيم كرد . به اين ترتيب كه كل موارد مطالعه را به سيستم تبديل مي كنيم كه اين سيستم را با هنديگر مقايسه مي كنيم . واحد مشاهده به كارخانه ها ( كارخانجاتي كه در آنها اعتصاب رخ داده است ) واحد تحليل : به سيستم . در اين ۳ واحد تحليل خواهيم دانست: ك

ل موارد اعتصاب- اعتصاب در كارخانجاتي كه سياستهاي اقتصادي در آن تأثير داشته و اعتصاب در كارخانجاتي كه سياستهاي اقتصادي در آن بي تأثير بوده و يا تاثير ضعيفي داشته است بوده و يا تأثيرضعيفي داشته باشد .
روش تجزيه و تحليل اطلاعات : با استفاده ازبرنامه كامپيوتري SpSS پس از بدست آوردن تعدادي سنجه هاي آماري و نمايش آنها و ترسيم جداول ۲ بصري درحد وسيعي از روشهاي همبستگي( پيرسون وكا اسكوثر) استفاده مي شود . رشته صنعتي كارخانه رابطه معني داري با شدت اعتصاب دارد .شدت اعتصاب در هر سال تابعي از نرخ تورم در همان حال است وبين اين دو رابطه مستقيمي بر قرار است . همبستگي مبتني بين نرخ رشد ارزش افزوني در صنايع با شدت اعتصاب

وجود دارد . بين علت اعتصاب و نرخ تورم رابطه معني داري وجود دارد .

بخش دوم : مقدمات فرآيندصنعتي شدن و شكل گيري تدريجي طبقه كارگر:
پيدايش اقشار و طبقات كارگر در دنيا بطور مستقيم درپرتو فرآيند صنعتي شدن و گسترش تكنولوژي جديد حاصله از انقلاب صنعتي مي باشد . انقلاب صنعتي بهمراه خود تغييرات وسيعي رادر كيفيت تكنولوژي – اقتصاد – مديريت و نظام اجتماعي بوجود آورد. بطوريكه جوامع متمدن پيشرفته يا توسعه يافته امروزه را مي توان جوامع صنعتي (industrial (socity دانست اين اصطلاح از آن رو شايع و پذيرفته شده است كه صنعت محرك اوليه دگر گونيهاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي در جوامع گشته و در همين راستا كشورهاي صنعتي و با معني كه تازه به استقلال رسيده بودند صرف نظر از سيستم هاي ايدئولوژيك و اجتماعي خود صنعتي شدن را به عنوان عمده ترين هدف سياسي خود برگزيدند .

در گذر زمان و بتدريج صنعت به نحو مستقيم و غير مستقيم در ساختار و نهادهاي اجتماعي جامعه نفوذ كرده و باعث ايجاد تغييردر شالوده هاي اجتماعي گرديد و درحكم مهمترين عامل موحده مسائل اجتماعي پيچيده قرن ۱۹ به بعد در آمد صنعتي شدن سبب بروز مسائل اجتماعي خاصي همچون روابط انسان و ماشين – روابط صنعت و اجتماع ، نهضتهاي اجتماعي ( همچون اتحاديه هاي كارگري )و روابط جديد اجتماعي درمراكز صنعتي شد . تا آنجائيكه مي توان به جرأت مدعي شد كه روابط اجتماعي بشر تا حد زيادي تابع تكنولوژي گشت . يكي از اثرات مستقيم وبي واسطه اين

جريان پيدايش طبقه كارگر صنعتي جديد بود كه اين طبقات داراي مشكلات خاص اين دوران بودند . شرايط كار و وضع عمومي كارگران در اواخر قرن ۱۸ و ابتداي قرن .بايد فوق العاده تلاش كند مي توان گفت بحران واقعه پيش بيني شده اي است كه به دليل اضطرار و فوريت آن بايد مورد توجه فوري قرار گيرد . زيرا عدم توجه و رسيدگي فوري به وخيم تر شده آن مي افزايد . به اين ترتيب در اثر وقوع بحران روال عادي كار در سازمان متوقف و يا مختل مي شود و رسيدگي به بحران بر ساير مسائل سازمان اولويت پيدا مي كند. (نقل از جمله دانش مديريت شماره ۱۱ دكتر اسفنديار

سعادت مديريت بحران) از نگاهي ديگر بحران زماني پديد مي آيد كه سرعت تحولات دروني يك ارگانيسم يا يك اجتماع از سرعت تحولات بيروني آن كمتر باشد . به عبارتي بحران شامل شرايطي است كه مديريت توانايي درك آنرا ندارد يا دستگاه هدايتگر يا مديريت سيستم فاقد قدرت نقد ساختاري خود است .اگر سيستم در مقابل تغييرات شديد خارجي قرار گرفته باشد مي گوئيم سيستم در مقابل چيزي قرار گرفته كه فراتر از قابليتهاي آن براي ادراك محيط خود است به اين ترتيب بحران عبارتند از عدم تناسب و همراستائي اجزا اصلي سيستم كه اين امر مي تواند ناشي از شرايط داخلي و خارجي سيستم باشد.
نقد از محسن قانع بصيري بحران مديريت و مديريت بحران – مجله مديريت شماره ۷۲
در كارخانه يكي از عناصر اصلي و ثابت سيستم كارگراني هستند و بنابر اين رابطه مستقيمي

بين شرايط كارگران صنعتي و بروز بحران وجود دارد. بطور كلي نارآميهاي صفي نتيجه ناارضايتي كارگران است كه در اثر نا خشنودي شغلي و مجموع عواملي كه قبلا شمرديم بوجود مي آيد. تعدادي از اين تضادها يا ناآراميها ي صنعتي كه مي تواند سيستم را به حالت بحراني نزديك كند و آنرا در شرايط نامطلوبي قرار دهد عبارتند از :اعتصاب – كم كاري يا كار آهسته – تظاهرات – خرابكاري در محل كار – از كار انداختن وسائل و تجهيزات كارخانه و بوجود آوردن ضايعات و خسارات غيبت – محدوديت و كاهش توليد – شورش – بسته شدن كارخانه و حتي انواع چانه زني فرديindustrial bargaining . حتي چانه زني عمومي industrial bargaining اين موارد كه باعث بروز بحران در سيستم مراكز صنعتي مي شوند عوارض سوء و منفي را بر روي رشد و كارآئي در صنعت دارد كه يقينا وجودتان را نمي توان انكار كرد و در صورت استمرار علاوه بر مشكلات فوق نهايتا باعث بوجود آمدن ركورد صنعتي stangnation industriaخواهد شد . علاوه بر آن بحرانهاي فوق منجر به مشكلات اقتصادي و اجتماعي ذيل خواهد شد. ايجاد اختلال در دريافتي كارگر
كاهش ميزان توليد-افزايش هزينه هاي توليد -ايجاد بازار سياه-افزايش فشار بر مصرف كننده
كاهش در آمد ملي كندي پيشرفت و توسعه بطور كلي زيان رساندن به جامعه
اين شرايط حاصل ناآرامي و تنش در روابط صنعتي بوده و محيط سازمان را مواجه با شرايط بحراني مي سازد .در ميان اين تعارضات و نا آراميهاي صنعتي اعتصابات كارگري يكي از مهمترين نوع بوده و اثرات آن در سطح صنعت و جامعه بسيار قابل تامل است.

طرح مسئله : آنچه مسلم است صنعتي شدن جوامع و پيچيدگيهاي سازمان هاي اقتصادي و اجتماعي يكي از فرايندهاي عام در تمامي جوامع اعم از جوامع توسعه يافته و….. است .
به دنبال جريان صنعتي شدن مباحثي پيرامون روابط اجتماعي نوين انسانها در شرايط صنعتي مطرح شد . از ابعا د روابط صنعتي روابط انسانها باهم و انسان با محيط صنعتي .