افت تحصیلی

افت تحصیلی موضوعی غیرقابل حل نیست، اما حل آن هم یك‌باره و ناگهانی و با شیوه‌های آنی میسر نیست. برای مقابله با این پدیده، به برنامه‌ریزی‌های درازمدت و زیربنایی احتیاج است كه بر اساس واقعیت‌های اجتماعی باشند و ضمانت اجرایی به عنوان یكی از اصول برنامه‌ریزی آموزشی را داشته باشند…

– ارائه راهكارهای كاهش افت تحصیلی
– افت تحصیلی موضوعی غیرقابل حل نیست، اما حل آن هم یك‌باره و ناگهانی و با شیوه‌های آنی میسر نیست. برای مقابله با این پدیده، به برنامه‌ریزی‌های درازمدت و زیربنایی احتیاج است كه بر اساس واقعیت‌های اجتماعی باشند و ضمانت اجرایی به عنوان یكی از اصول برنامه‌ریزی آموزشی را داشته باشند.

الف: برنامه‌های درازمدت یا بنیادی:
این برنامه‌ها تدابیر زیربنایی است كه یك سیاست كلی را در نظام آموزشی می‌طلبد. برخی از جزئیات این روش‌ها عبارتند از:
۱ – تجدیدنظر در نظام ارزشیابی.
۲ – كاهش تعداد دانش‌آموزان هر كلاس.
۳ – ارزیابی هوشی دانش‌آموزان قبل از دبستان.

۴ – فراهم كردن امكانات آموزش و پرورش.
ب: برنامه‌های كوتاه‌مدت: جزئیات این برنامه‌ها به شرح زیر است:
۱ – تهیه به موقع كتاب‌های درسی و فراهم آوردن وسایل كمك آموزشی.
۲ – همكاری نزدیك اولیای مدرسه و والدین.
۳ – ارزیابی عملكرد معلمان و تشویق معلمان كارآمد.
۴ – تقویت انگیزه‌های درونی دانش‌آموزان.

همچنین تغییر در نگرش‌های آموزشی معلمان، تغییر در سبك‌های مدیریت مدارس، نوآوری در روش تدریس، اصلاح فرآیند یاددهی – یادگیری و توجه به مشاركت مردمی می‌تواند در كاهش مسائل آموزش و پرورش به ویژه افت تحصیلی مثمرثمر باشد بهره‌گیری از مطالعات تطبیقی یعنی استفاده از تجربیات سایر كشورها در این زمینه می‌تواند موثر باشد.

به عنوان مثال در هند راه‌های زیر را به كار برده‌اند:

همچنین برای كاهش افت تحصیلی علاوه بر راه‌های درون سازمانی به راه‌های برون سازمانی نیز نیاز است. مثلا كاهش علایق افراد به تحصیلات به ویژه در پسران، به خاطر نبود بازار كار مناسب و شایسته برای دانش‌آموختگان است كه این مهم عامل جدی در كاهش انگیزش تحصیلی در آنها

می‌شود، به طوری كه نابرابری‌های آموزشی در شهر و روستا و نیز نابرابری‌های جنسیتی (دختران در مقابل پسران) در تحصیلات عالیه كه در یك دهه اخیر بر عكس چند دهه قبل در نظام آموزش و پرورش و نظام آموزش عالی كشور ما رخ داده است، به دلیل عدم تطابق نیازهای بازار كار به تخصص فارغ‌التحصیلان مدارس و دانش‌آموختگان دانشگاه‌هاست.

خسارت‌های ناشی از افت تحصیلی
۱ – هزینه‌های تحمیل شده به دولت كه شامل:
الف: اتلاف هزینه‌های جاری اداره موسسات آموزشی توسط دولت.
ب: اتلاف سرمایه‌گذاری‌های ثابت، برای احداث و تجهیز فضاهای آموزشی و پرورشی.) دانشگاه…….)

۲ – هزینه‌های تحمیل شده بر خانواده شامل:
الف: اتلاف هزینه‌های مستقیم خانواده مثل پرداخت حق ثبت‌نام، هزینه لوازم‌التحریرو غيره……
ب: اتلاف هزینه‌های حمل و نقل، ارتباطات برای رفت و آمد دانش‌آموزان به دانشگاه.

۳ – خسارت‌های وارده به دانش‌آموزان شكست‌خورده شامل:
الف: هزینه فرصت از دست رفته بر اثر دیرتر راه یافتن به بازار كار.
ب: خسارت‌های دیگری كه بر فرد وارد می‌شود مثل هزینه واقعی سرخوردگی، احساس حقارت و بی‌كفایتی و خودپنداری منفی.

به نظر می‌رسد كه بعد روانی اجتماعی خسارت‌ها كه به دانش‌آموزان و خانواده آنها وارد می‌شود، به مراتب ضربات روانی جدی‌تری نسبت به بعد مادی خانواده بر فرد تحمیل می‌كند و متاسفانه جبران زخم‌های شكست تحصیلی به كندی انجام می‌شود.

نتیجه‌گیری
مسئله افت تحصیلی به عنوان قدیمی‌ترین و بحث‌انگیزترین مسئله آموزش و پرورش ایران در دهه‌های اخیر بوده است كه فاصله بین وضعیت علمی موجود فراگیران با وضعیت مورد انتظار آنها از حد معقول و مقبول آن فراتر رفته است و منجر به خسارت‌های اقتصادی، روانی و اجتماعی گردیده است.

مهمترين عامل توفيق يا افت تحصيلي را در داخل خود نظام آموزشي بايد پيدا كرد ولي معمولاً در بررسي‌ها چندان توجهي به آن نمي‌شود، به‌خصوص زماني كه بررسي افت تحصيلي از طرف خود مراكز آموزشي انجام شود كه اصولاً مسائل آموزشگاهي ديده نمي‌شود.

آموزش‌وپرورش امروزه در سطح جهاني اگر چه رشد كمي قابل توجهي داشته است ولي از جهت كيفيت چندان توفيقي نداشته (هم از بعد آموزشي و هم از بعد تربيتي) و اين نتيجه را از خشونت‌ها و مشكلات رواني، سردرگمي جوانان و پائين بودن سطح علمي آنها مي‌توان دريافت. در مدارس ما تنها اندكي از آنچه يك فرد به آن نياز دارد آموزش داده مي‌شود و دانش‌آموزان تنها اندكي از آنچه را كه تعليم داده مي‌شود ياد مي‌گيرند و در آينده هم تنها اندكي از آنچه را كه به ياد سپرده‌اند به كار مي‌برند.

نظام ارزشيابي
امروزه آنچه كه تعليم و تربيت ناميده مي‌شود صرفاً معلومات انباشته شده است و تفكر به حل مسئله سهمي در نظام آموزشي ندارد. شيوه‌هاي ارزشيابي از آموخته‌ها كه تنها به محفوظات محدود شده است، فقط به بخشي از مغز انسان يعني حافظه تاكيد دارد و ارزشيابي هم تنها به پاسخ‌هاي مشخص و ثابت عنوان شده در كتاب به سئوالات خاص منجر مي‌شود.
مسئله ديگر اين‌كه امروزه نمره‌ها به صورت ارزش‌هاي اخلاقي درآمده‌اند. نمره خوب يعني رفتار خوب و نمره بد يعني رفتار بد؛ آن‌هم نمره‌اي كه از محفوظات كسب شده باشد. ‌در نتيجه اين امور روحيه مطالعه و پژوهش نيز رنگ مي‌بازد.

علاوه بر اينها به استاندارد نبودن سئوالات امتحاني، اعمال سليقه در نمره دادن،‌ارائه آمار و ارقام و امتيازات و ارزش‌هايي كه به اين آمارها و درصدها داده مي‌شود نيز مي‌توان اشاره كرد.
عوامل روانشناختي
البته در بررسي افت تحصيلي مي‌توان به مباني روانشناختي هم اشاره كرد:
– شرايط فيزيولوژيك دانشجو: كه معمولاً مورد غفلت قرار مي‌گيرد – شرايط رواني- حركتي دانش‌آموز: كه مي‌توان به بيماري صرع، لكنت‌زبان و معلوليت‌هاي حركتي توجه كرد.
– شرايط اقتصادي: معمولاً كساني كه در محروميت اقتصادي به سر مي‌برند بيشتر با افت تحصيلي مواجه هستند.
– شرايط عاطفي و رواني: آنها كه از نظر رواني رشد يافته باشند شرايط تحصيلي بهتري دارند تا كساني كه دچار مشكلات رواني از قبيل ناسازگاري،‌اعتماد به نفس پائين،‌كم‌رويي و افسردگي هستند.

بحث‌هاي متفاوتي كه همواره درباره افت تحصيلي انجام مي‌شود بيانگر اهميت و خطرساز بودن آن است و در نتيجه ضرورت برنامه‌ريزي جهت كاهش و حذف آن را نشان مي‌دهد و البته براي تمام عوامل دخيل بايد برنامه اساسي و زيربنايي داشت. در غير اين‌صورت با بخشنامه و آئين‌نامه، برگزاري امتحانات مكرر و ايجاد فرصت‌هايي كه براي گذر از هر دوره تحصيلي ايجاد مي‌شود، نمي‌توان از افت تحصيلي پيشگيري كرد، بلكه بيشتر به افت پنهان روي آورده‌ايم كه خطرناك‌تر است چرا كه چشم خود را روي مشكل بسته‌ايم.

تا زماني كه آمار و ارقام و درصدهاي قبولي ملاك بسياري از ارزش‌ها و كسب امتيازات است نمي‌توانيم اقدام مفيدي داشته باشيم. لذا نيازمند يك انقلاب آموزشي همه‌جانبه هستيم كه ابعاد آن معلم يا استاد، دانشجو، كتب‌درسي، مدارس و دانشگاه ها و عوامل فرهنگي جامعه را در برمي‌گيرد.