اقامتگاه كودكان بي سرپرست

فصل اول
معرفی سایت
وجه تسمیه زنجان :
به گفته حمدالله مستوفی شهر زنجان را اردشیر بابكان ساخته و شهین خوانده است. در فرهنگ نامه مرحوم دهخدا در ذیل كلمه شهین چنین تقریر یافته ( شهین نام شهر زنگان است و معرب آن زنجان باشد . گویند آن شهر را اردشیر بابكان بنا كرده است (جهانگیری – برهان قاطع ) و شهری بود بزرگ در میان ری و آذربایجان و وجه تسمیه آن مخفف زندگان یعنی اهل كتاب زند است و زندیگان زنگان شده و دال آن حذف گردیده (انجمن آرا آنندراج ) ما’خذ و منبع مستوفی در مورد كلمه شهین كه به زنگان اطلاق می گردیده مبهم است و تاكنون هیچ منبع موثق دیگری در این ارتباط اظهار نظر ننموده است.

آنچه مسلم است از نظر زبان شناسی كلمه شهین ارتباطی به زبانهای پارسی باستان و ادبیات اوستایی ندارد و برعكس كلمه زندیگان كه به معنای اهل كتاب زند ، معروفترین كتاب آئین زردشتی در دوران ساسانی و پسوند (گان) از پساوند پارسی باستان همچون آذربایگان، خدایگان و غیره بوده است . بطور حتم شهر در دوران ساسانی زندیگان نام داشته است كه به علت كثرت استعمال تخفیف یافته و در دوران استیلای اسلام زنگان نام داشته است ، و چون در زبان عربی حرف گ به ج تبدیل می گردد بنابر این كلمه زنگان به زنجان تبدیل شده است. اسم دیگر شهرستان زنجان (خمسه) است . اطلاق این كلمه به منطقه در منابع و متون جغرافیایی از اواخر دوران قاجار ظاهر شده و در مورد وجه تسمیه آن دو نظر می تواند مطرح باشد. نظر نخستین ناظر بر استقرار طوایفی از ایلات پنجگانه در این منطقه است . و محتملا وجود منطقه ای به نام (خمسه) در استان فارس كه بر مبنای استقرار پنج ایل نامگذاری شده بسود این نظریه است . در فرهنگ آنندراج ذیل كلمه زنگان چنین آمده ” چون پنج بلوك بود آنرا خمسه گویند ” لغت نامه دهخدا با تكرار مورد مزبور می نویسد ( این شهرستان “زنجان” از پنج بلوك بنام بخش حرمه ، بخش ابهر رود ، بخش قیدار ، بخش ماه نشان ، بخش سردان)
در این بخش بندی بخش های ایجرود ، زنجان رود ، كه جز’ خمسه اند سخنی به میان نیامده ، لاجرم این نظریه با شك و تردید مواجه میگردد. اما بخشهای پنجگانه ابهر رود ، خرا رود ، زنجان رود ، ایجرود ، سجاس رود كه بخشهای اصلی خمسه را تشكیل داده منبع و مرجع موثقی به وجه تسمیه آن می تواند باشد . كذر این نكته ضرورت دارد كه منطقه بزینه رود معروف به قشلاقات افشار كه هم اكنون از توابع خمسه است تا اواخر دوران در حوزه ساسی ولایت كردستان بوده است ، بنابراین پنج بلوك بودن منطقه قطعی بنظر میرسد.
دایره المعارف مصاحب بر این اساس ذیل كلمه (خمسه) می نویسد :
(خمسه مخفف ولایات خمسه در جنوب آذربایخان و غرب قزوین كرسی آن زنجان و از شهرهای معروفش سلطانیه پنج بلوك عمده ای كه این ناحیه به مناسبت آنها خمسه خوانده شده است عبارت بودند از ابهر رود ، زنجانرود ، ایجرود ،د سجاس رود كه حالیكه همگی جزو شهرستان زنجانند )

موقعیت جغرافیایی و تقسیمات سیاسی استان
استان زنجان كه آنرا فلات زنجان نیز مینامند ، در ناحیه مركزی شمال غربی ایران واقع شده است . این استان در ۴۷ درجه و ۱۰ دقیقه تا ۵۰ درجه و ۵ دقیقه طول شرقی و ۳۵ درجه و ۲۵ دقیق تا ۳۷ درجه و ۱۰ دقیق عرض شمالی خط استوا ، با مساحتی نزدیك به ۳۹۳۶۹ كیلومتر مربع

قرار گرفته است.
استان زنجان از شمال به استانهای اردبیل و گیلان ، از شرق به استان قزوین ، از جنوب به استان همدان ، از جنوب غربی و غرب به استانهای كردستان و آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی محدود است و از جمله استانهایی است كه به تنهایی با ۷ استان كشور همسایه و همجوار است.
استان زنجان بر اساس آخرین تقسیمات كشوری ، دارای ۳ شهرستان ۱۳ بخش ، ۸ شهر ، ۴۴ دهستان و ۹۸۱ آبادی دارای سكنه است . شهرستانهای این استان عبارتند از : زنجان ، ابهر و خدابنده .

 

آب و هوا
اوضاع جوی و شرایط اقلیمی منطقه بر حسب پستی و بلندیها سخت متغیر است. من حیث المجموع ارتفاعات دارای آب و هوای سرد كوهستانی ، زمستانهای پر برف و سرد و در تابستان معتدل و خشك می باشد . در این میان دره های قزل اوزن دارای آب و هوای معتدل تر بوده و دارای زمستانهای معتدل و تابستانهای نسبتا” گرم است. جلگه های مابین ارتفاعات نظیر جلگه سجاس ، منطقه قشلاقات اقشار و قسمت سفلای زنجان رود دارای آب و هوای معتدل تری هستند. بر اساس آمار و گزارشات هوا شناسی در ۱۰ سال اخیر معدل حداكثر درجه حرارت سالانه ۱/۳۷+ درجه سانتیگراد و معدل حداقل درجه حرارت سالانه ۵/۱۹- درجه سانتیگراد بوده است.

خصوصیات نژادی:
از نظر تیپولوژی انسانی ، با توجه به سوابق تاریخی منطقه ، نقل و انتقالات سیاسی ایلات، هجوم های جنگی و بررسی تیپ های نژاد انسانی این چنین استنتاج می گردد كه مردم این شهرستان از نظر قومیت یكدست نمی باشند ، بلكه اختلاط و امتزاجی از اقوام آریایی كه در اواخر هزاره دوم قبل از میلاد در منطقه ساكن شده و تیپ های مختلفی از اقوام ترك ، كه با نام طایفه قنغور در قرن هفتم هجری در منطقه سرازیر گردیده ، همچنین اقوام گرجی كه در دوران صفویه از آذربایجان كوچانیده شده با قبایل ایلات خمسه ، تیپ مخصوص زنجانی را كه در جلگه ها و حاشیه رودخانه های منطقه زندگی میكنند بوجود آورده است . از مشخصات این تیپ با رنگ پوست گندمی و چشمهای میشی با موهای به رنگ سیاه دیده میشوند ، تیپ اصیل كه در ارتفاعات و مناطق كوهستانی زندگی می كنند بعلت عدم فعل و انفعالات انسانی ، آریایی اصیل باقیمانده و از مشخصات این تیپ با رنگ پوست سفید ، چشمهای زاغ و موهای به رنگ بور و مردمانی بسیار آرامند كه تیپ اخیر در مناطق جمعیتی كوههای زنجان شمالی اكثریت دارند

جغرافیای تاریخی استان

استان زنجان یكی از نواحی تاریخی سرزمین ایران است و كاوشهای باستان شناختی و و آثار باقیمانده تاریخی ، دیرینگی و قدمت آن را نشان می دهند . پیشینه تاریخی این استان را میتوان در چهار دوره به شرح زیر مورد مطالعه قرارداد:

…. دوران پیش از تاریخ (هزاره هفتم تا اوایل هزاره سوم پیش از میلاد):

ترین آثار دوران پیش از تاریخ كه در این منطقه یافته و بررسی شده اند ، احتمالا” به دوره (( بردوستین)) تعلق دارند . این یافته ها كه شامل ابزارهای كوچك جماعت های آغازین بشری است ـ در حدود سی هزار سال قدمت دارند . مشخص ترین زیستگاه این جماعت ها در زنجان ، غار تاریخی (گلجیك) است.

…. دوران تاریخی (اوایل هزاره سوم تا اواخر هزاره دوم پیش از میلاد):
یافته هایی كه از این دوره در منطقه ایجرود بدست آمده اند ، مورد بررسی قرار گرفته اند . پراكندگی زیستگاههای انسانی منطقه ایجرود در هزاره سوم و دوم پیش از میلاد ، در هشت كانون باستان شناسی و تداوم حیات آنها تا هزاره اول پیش از میلاد ، حكایت از شكوفایی و دیرپایی تمدن فلات مركزی ایران در این ناحیه دارد . آثار این دوران در روستای ضیا,آباد ، آق كند ، گل تپه ، چایرلو ، قلتون و اوغول بیگ به دست آمده اند. ارزیابی و مطالعه آثار نقشهای سیاه رنگ بر روی سفالهی نخودی كشف شده از این كانون های تاریخی ، پیوند تمدنهای تپه حصار دامغان ، تپه سیلك كاشان ، تپه زاغه دشت قزوین و ایجرود را نشان داده است.
دو اثر از این دوره در جنوب غربی شهرستان خدابنده شناسایی شده اند: یكی در تپه تاریخی “یاریمجه” (تكمه تپه) در قشلاق های افشار ، و دیگری در تپه تاریخی ” امان ارقین بلاغی” منطقه بزینه رود شهرستان خدابنده ، كه هركدام بخشی از نادرترین آثار زیستگاههای انسانی دوران هزاره سوم و دوم پیش از میلاد را در خود جای داده اند.

…. دوران تاریخی جدید (اواخر هزاره دوم پیش از میلاد تا اوایل قرن هفتم میلادی):
از این دوره نیز یافته هایی در منطقه زنجان بدست آمده است كه بارزترین آن نوعی سفال ساده خاكستری رنگ است كه یادگار زمان مهاجرت اقوام آریایی به این منطقه است.
پایه و اساس این اطلاعات نتایج بدست آمده از بررسی سفال هایی ست كه بیش تر بطور اتفاقی از گورستان ها و تپه های قدیمی منطقه كشف شده اند. تكنیك ،فرم و نقش این سفالینه ها ، مطمئن ترین ابزار شناسایی تمدن های پیش از تاریخ هستند.
یكی از قابل توجه ترین ظرفهایی كه در تمامی مراكز استقرار انسانی این دوره مورد استفاده قرار می گرفته است، ظرفهای سفالی قوری مانندی با لوله نسبتا” بلندی است كه در مراسم به خاك سپاری مردگان مورد استفاده قارا می گرفته است و در همه گورهای شكافته شده این دوره دیده شده است. نقش های روی سفالینه های تپه سیلك كاشان و مجسمه های باستانی لرستان ، ارتباط این نوع ظرف با مردگان را نشان می دهند. قوری های این منطقه كه عموما” بی نقش اند و با آثار بدست آمده از خوروین و املش قابل مقایسه اند ، احتمالا” دلیل دیگری بر پیوند این اقوام ، در اوایل هزاره اول پیش از میلاد است. شواهد تاریخی موجود نشان میدهد كه تا اوایل نیمه اول هزاره اول پیش از میلاد ، دستگاه فرمانروایی معینی در منطقه وجود نداشته و حكومت “اورارتویی” نیز به علت دوری مسافت نتوانسته بود بر این نواحی چیرگی یابد . هم چنین كمی ابزار و جنگ افزارهای به دست آمده از گورهای باستانی نشان میدهد كه برخلاف تمدن های فلات مركزی ایران كه اقوامی جنگجو بوده اند مردمان این منطقه به علت فراوانی چشمه سارها و آب های سطحی عمدتا” به دامداری و كشاورزی مشغول بوده اند و به همین جهت ، امنیت نسبی بر منطقه حاكم بوده است . طبق اسناد آشوری ها ، این منطقه در قرن نهم پیش از میلاد (اندیا) نام داشته است و به احتمال ضعیف ، اقوام ساكن آن با اقوام لولوبی و گوتی دامنه های زاگرس پیوند هایی داشته

اند.
این منطقه از لحاظ جغرافیای تاریخی ، در آغاز هزاره اول پیش از میلاد ، شمال با كادوسیان و كاسپیان ، از مغرب با لولوبیان و گوتیان و از طرف جنوب شرقی و شرق با پدیده تاریخی ماد همسایه بوده است . در دوره های بعد مادها ، این اقوام را زیر فرمان آورده اند.
طبق اسناد آشوری در قرن هفتم پیش از میلاد ، منطقه زنجان “مادای” نام داشته است. آنچه این ادعا را درست می نمایاند ، كشف آثاری از هزاره اول یش از میلاد در روستای مادآباد زنجان است . اما به علت روی دادن جنگهای ممتد منطقه ای(در قرن های هفتم و هشتم پیش از میلاد ) تمدن در این منطقه به شكوفایی درخور دست نیافته است.
از قرن هفتم پیش از میلاد تا اواخر هزاره اول پیش از میلاد ، یعنی در تمام دوران شاهنشاهی هخامنشی ، سكه (دریك) و (ریتون) در خدابنده و گردنبندهای طلایی با بن مایه (موتیف) “گل لوتوس” كه نقش های آنها با كنده كاریهای تخت جمشید قابل مقایسه اند و همچنین چهرك (نقاب) طلایی مردگان گورها با آرایش مو و كلاه دوران هخامنشی را میتوان نام برد.
یادگارهای باستانی از جمله آتشگاه عظیم تخت سلیمان در غرب ، عبادگاه بهستان در جنوب و آتشكده های ساسانی در طارم نشان می دهند كه در دوران اشكانیان و ساسانیان ، دره های زنجان رود و قزل اوزن از رونق بیش تری برخوردار بوده اند. گزارش های جغرافیا دانان آغاز دوره اسلامی نیز این موضوع را تایید می كنند .
از پانزده كانون باستان شناسی بررسی شده این دوره ، ۹ كانون در دره رود قزل اوزن و در طارم علیا واقع شده اند كه از شكوه و آبادانی این بخش از منطقه ، در قرن های دوم تا پنجم میلادی حكایت می كنند . از مهم ترین آثار آن دوره به آتشكده تشویر میتوان اشاره كرد كه در روستای تشویر در میان گورستانی تاریخی ، با سنگ و ساروج و با طرح چها طاقی در ابعاد ۴*۴ مترمربع با پوشش گنبدی شكلی ساخته شده است.
تركیب بنا ، یادآور سبك معماری آتشكده های دوران ساسانی است و با آتشكده های عظیم دوران ساسانی كه جنبه دولتی و تشریفاتی داشتند ، به عنوان آتشكده محلی مورد استفاده قرارمی گرفته است و با گذشت زمان ، پیرامون آن به گو.رستان تبدیل شده است.

 

دوران اسلامی ( از قرن ۷ تا ۱۹ میلادی برابر با قرن اول تا ۱۴ هجری ):
این دوره از تاریخ زنجان ، با فتح آن در زمان خلافت عثمان و به دست ( برا, بن عازب) سردار مشهور آغاز میشود.
به استناد مداركی كه از ۶۲ كانون باستان شناختی منطقه به دست آمده است، به استثنا, دره طارم علیا در رودخانه قزل اوزن و شهر زنجان ، در بقیه نواحی ، نقل و انتقال قدرت سیاسی و مذهبی به آرامی صورت گرفته و با خرابی و درگیری همراه نبوده است.
متن ها و اثرها ی موجود تاریخی نشان میدهند كه این منطقه در سرتاسر دوران اسلامی ، بویژه از

قرن های چهارم تا هشتم هجری (در دوران حكومت حكومت كنگریان ، سلجوقیان و ایلخانیان) از شكوفایی اقتصادی ، فرهنگی و هنری برخوردار بوده است. از آثار این دوره می توان مسجدهای جامع قروه ، سجاس ، قلابر ، كاروان سراهای نیك پی ، سرچم ، آثار تاریخی عظیم سلطانیه ، خدابنده ، ابهر و سایر آثار تاریخی را نام برد.
اصولا” یكی از دلایل انتخاب سلطانیه به پایتختی ، رونق اقتصادی این منطقه در قرن هفتم و هشتم هجری بوده كه توجه ایلخانان مغول را به خود جلب كرده است . كاشی های مطلایی كه ز تپه نورآباد خدابنده به دست آمده اند ، گواهی بر رونق اقتصادی و فرهنگی آن دوره اند.
پس از برچیده شده حكومت ایلخانی به دست سربداران در قرن نهم هجری ، منطقه زنجان نیز دچار فتنه خانمان سوز تیمور لنگ شد و به شدت ویران گردید.
تنش های سیاسی و كشمكش های نظامی تا قرن دهم هجری شمسی ، مانع رشد و اعتلای اقتصادی و فرهنگی در این منطقه شده است . در دوران حكومت صفویه و قاجاریه ، به ویژه در دوران حكومت شاه طهماسب ، شاه عباس و آغامحمد خان ققاجار ، رونق نسبی اقتصادی و فرهنگی در منطقه برقرار بوده است . قسمت اعظم روستاهای بخش ها و شهرهای كنونی ، با توجه به نظام ارباب و رعیتی ، تا اواخر قرن سیزدهم هجری قمری تكوین یافته اند و در طول دهه های اخیر ، به سرعت در حال رشد و گسترش بوده اند . در زیر ، به اختصار ، به جغرافیای تاریخی شهرستان های استان اشاره میشود.:

زنجان:
تاریخ بنای شهرزنجان را هم زمان با سلطنت اردشیر بابكان دانسته اند و در آن زمان ، آنرا شهین یعنی منسوب به شاه می نامیدند . گفته میشود كه این نام طی قرون و اعصار به زنگان و سپس به زنجان تبدیل شده است . فتح زنجان توسط اعراب در زمان خلافت عثمان و توسط سردار عرب برا,بن عازب – صورت گرفت و در این دوره ، این شهر ، شهری آباد و پرنعمت بوده است.
در قرون چهارم و پنجم هجری قمری ، زنجان به علت داشتن چراگاه های وسیع ، مورد توجه ق

بیله های ترك نژاد قرار گرفت و قبیله های گوناگون ترك در زنجان و نواحی مختلف آن ، بویژه در چمن سلطانیه ، مسكن گزیدند.
در حمله مغول ، شهر زنجانو آبادیهای اطراف آن آسیب فراوان دید . سپس ایلخانان مغول به این شهر توجه فراوان نشان داد ، مخصوصا” سلطان محمد خدابنده ، از زمانی كه مذهب تشیع را پذیرفت ، در توسعه این ناحیه كوشید و زمینه تبدیل آن به یك مركز اسلامی رافراهم كرد تا پس
تاریخ زنجان در سده های بعدی نیز گزارشگر حوادث مختلف سیاسی است. این شهر شاهد رویدادهای سیاسی ، اجتماعی و مذهبی نظیر شورش علی محمد باب ، مبارزات ملوك الطوایفی ، نهضت مشروطیت ، تاخت و تاز فئودال ها ، درگیری دموكرات های آذربایجان و … بوده است . هرچند برخی از این رویدادها ، رهاوردی جز ناملایمات فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی برای مردم این شهر نداشته اند ، اما هرگز فرهنگ و مدنیت استعماری در این شهر نفوذ نكرده است و اكثر قریب به اتفاق مردم / همچنان در حفظ شعایر مذهبی و سنتی خود پابرجا و اسوار باقی مانده اند . این منطقه زادگاه بزرگانی چون شیخ شهاب الدین سهروردی و علمای نامی دیگری بوده است كه مایه فخر فرهنگ ایرانی و اسلامی هستند .

ابهر:
منطقه ابهر و مناطق اطراف ابهررود ، كه به زبان محلی (ابهرچای) نامیده میشود ، از نخستین زیستگاههای انسانی در ایران است و از پیشینه تاریخی طولانی برخوردار است. بررسی این مناطق نشان میدهد كه دره ابهر رود در هزاره دوم پیش از میلاد از رونق قابل توجهی برخوردار بوده است. درقرن نهم پیش از میلاد ، مادها در این منطقه اتحادیه ای از قبیله های گوناگون را به وجود آوردند كه مقر آن در ابهرچای بوده است . به استناد شواهد تاریخی ، در سال ۸۲ پیش از میلاد ، در دره ابهر چای میان مادها و آشوری ها نبردی درگرفته است.

فصل دوم
شناسایی پدیده بی سرپرستی

تعریف پدیده بی سرپرستی :
اگر کودک قبل از سن تمیز و تشخیص و قبل از آنکه قادر به تأمین نیازهای خویش باشد اولیاء خود را از دست بدهد بی سرپرست نامیده می شود. کودک بی سرپرست ممکن است یک یا تمامی افرادی که حضور فیزیکی آنان در تأمین نیازهای مادی و معنوی او مؤثرند از دست بدهد یا اینکه فوت یکی از والدین توجه دیگران را کاهش داده به هیچ برساند.
مرگ پدر، ازدواج مادر، عدم پذیرش نامادری، مرگ مادر، اعتیاد پدر و بی تفاوتی مادر و بستگان را می توان نمونه هایی از بی سرپرستی قلمداد کرد. گاه با وجود حضور هر کدام یا هر دو والدین

 

کودک بی سرپرست است. پدر مادر بی توجه یا والدینی که بر اثر اختلاف خانواده را به کانونی از بی مهری تبدیل می کنند از این قبیلند. این گونه کودکان در عین داشتن سرپرست بی سرپرستند!
با توجه به مطالب فوق بی سرپرستی طیف وسیعی از کودکان را در بر می گیرد. بطوری که گاه حوادث و مسائل و مشکلات والدین را از کودک دور می کند و یا والدین با قراردادن کودک خویش در کنار خیابان بوجود آورندۀ پدیدۀ بی سرپرستی می شوند و گاه کودک با گریز از خونه و کاشانۀ خود موجب بی سرپرستی خود می گردد. جز در شرایط فوت پدر و مادر در دیگر حالات مرگ ارزشها و عاطفه باعث بی سرپرستی است روابط اجتماعی و انسانی نامطلوب انسجام خانواده ها را در معرض خطر جدی قرار می دهد و اولین آسیبها متوجه کودک می گردد. اعتیاد این بلای خانمان سوز نیز در کنار سایر عوامل چنین زخمی بر پیکر اجتماع و خانواده می زند که گریزی از آن نیست. و کودکان اولین قربانیان این مصیبت اند در این میان آفات طبیعی بیماریها و مرگ و میرهای زودرس نیز سقف خانه را بر سر کودکان می کوبد و سرپناهشان را می ستاند اضطراب بیشتر در کودکی جان می گیرد که احساس کند کسی او را دوست ندارد. باید توجه نمود که از دست دادن محبت پدر و مادر برای کودک بزرگترین فاجعه است و رستن از این فاجعه ریشۀ اصلی دلهره و اضطراب اوست زیرا محبت پدر و مادر برای کودک از همه چیز مهمتر و لازمتر است و بدون آن نمی تواند زندگی کند. جانشینی آن کاری است مهم که باید انجام شود.

فصل سوم
بررسی نمونه های مشابه

یونیسف
صندوق کودکان ملل متحد که بیشتر به نام اختصاری آن (UNICEF) یونیسِف خوانده می‌شود. در۱۱ دسامبر ۱۹۴۶ به توصیه شورای اقتصادی و اجتماعی ملل متحد و تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد ایجاد شد.
در اکتبر ۱۹۵۳ مجمع عمومی ملل متحد این سازمان را به عنوان یکی از ارکان دائمی سازمان ملل شناخت و نام آن را از صندوق بین‌المللی اضطراری کودکان سازمان ملل به نام فعلی تغییر داد. فعالیت‌های یونیسف عمدتاً در جهت ارائه کمک‌های لازم و حمایت از کودکان کشورهای در حال

توسعه‌ است.
ستاد یا مقر یونیسف در نیویورک بود و وظیفه آن کمک رسانی به کودکان و مادران ابعاد انسانی و توسعه در کشورهای در حال توسعه بوده‌است. یک آژانس که با بودجه داوطلبانه اداره می‌شود با عنوان یونیسف بر مشارکت مالی دولت‌ها و بخش خصوصی و آحاد مردم تکیه دارد. برنامه‌های این نهاد در راستای کمک به جوامع در حال توسعه برای پیشرفت سلامت و رفاه کودکان بوده‌است.
حفاظت از کودکان

هر روز بچه‌ها را وادار می‌سازند به نیروهای نظامی بپیوندند، خود فروشی نمایند، در کارگاه‌ها به کارهای سخت بپردازند و بعنوان خدمتکار مشغول به کار شوند. از بچه‌ها سوء استفاده می‌شود و مورد خشونت قرار می‌گیرند و نتیجه اینکه افرادی بیسواد سالم و فقیر خواهند شد. یونیسف به طرق مختلف کار می‌کند تا از حقوق بچه‌ها حفاظت و حمایت نماید و مانع از به خدمت گیری آنان در جنگ‌ها، به کارگماردن آنان در بخش‌های دولتی و خصوصی و گروههای مدنی گردند. در کنار این تلاش‌ها یونیسف از شبکه اطلاعاتی حقوق کودکان که یک شبکه بین‌المللی است حمایت می‌کند.