اقتصاد اب در کشاورزی

پيشگفتار
رشد جمعيت و نياز مستمر به محصولات كشاورزي از يك سو و الزام به خودكفايي در محصولات كشاورزي به لحاظ عواقبي كه وابستگي اين بخش به خارج دارد از سوي ديگر باعث شده است كه كشاورزي محور برنامه هاي اقتصادي و فرهنگي كشور قرار گيرد اما محدوديتهاي منابع طبيعي و كاهش درصد شاغلان اين بخش به نسبت بخشهاي ديگر ما را ناچار مي كند كه كشاورزي از وضعيت سنتي موجود به موقعيت بهتري ارتقاء دهيم.

بنابراين بخش كشاورزي همچنان يكي از بخشهاي مهم اقتصادي كشور است و نيز خواهد بود. در هر شرايطي توسعه بخش كشاورزي پيش شرط و نياز ضروري اقتصاد كشور است و تا زماني كه موانع توسعه در اين بخش برطرف نشود ساير بخشها نيز به شكوفائي و رشد توسعه دست نخواهد يافت. تجربه مثبت و منفي كليه كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه جهان اين نظر را تاييد مي كند.

وضعيت موجود كشاورزي در ايران

بخش كشاورزي يكي از مهمترين و تواناترين بخشهاي اقتصاد كشور است كه تامين كننده حدود يك پنجم توليد ناخالص داخلي، يك سوم اشتغال و بيش از چهار پنجم نيازهاي غذايي، نيمي از صادرات غير نفتي و حدود نه دهم نياز محصولات كشاورزي است. اين بخش رغم چندين دهه سياست صنعتي و تقويت ساير بخشهاي اقتصادي همچنان با قدرت به حيات خود ادامه داده است و حتي در شرايط بسيار نامطلوب اقتصادي نيز شكوفايي و ظرفيت هاي نويني را عرضه كرده است كه براي بسياري از اقتصاددانان و نظريه پردازان توسعه نيز تا حدودي ناشناخته بود.
كشاورزي ما در چند دهه اخير از جهات افزايش بهره برداري از اراضي و منابع آ

ب جديد، افزايش عملكرد محصولات يا بهبود بهره وري نيروي كار، بهبود سطح تكنولوژي و بكارگيري نهاده هاي نوين كشاورزي شامل انواع كود و سموم شيميايي، بذرهاي اصلاح شده و مكانيزاسيون وسيع و گسترده و به كارگيري انواع ماشين آلات و ادوات مكانيكي در انجام عمليات كشاورزي و گسترش زيرساختهاي كشاورزي رشد و گسترش چشمگيري داشته است، به طوري كه حجم توليد اين بخش به طور مطلق در سه دهه اخير بيش از ۳ برابر افزايش يافته است.
اما كشاورزي با مشكلات و محدوديتهاي بسيار زيادي روبروست كه بعنوان مانعي در راه توسعه بيشتر كشاورزي عمل مي كند. اندازه كوچك مالكيت ها و قطعات بهره برداريها، سياستهاي كلان محدودكننده بخش كشاورزي، دخالتهاي وسيع دولت در اين بخش، سطح نازل سواد كشاورزان، ضعف بنيه مالي بيشتر كشاورزان و نداشتن سرمايه كافي براي سرمايه گذاري در امور زيربنائي، انتقال سرمايه از بخش كشاورزي به ساير بخشها، ضعف خدمات عمومي در زمينه توسعه زيرساختهاي كشاورزي و ارائه خدمات ترويجي و آموزش و ضعف نظام تامين و عرضه نهاده هاي كشاورزي از جمله عواملي هستند كه موجب پايين بودن كارآيي تخصيص منابع در اين بخش شده است، به طوري كه بازدهي بخش توليد كشاورزي در مقايسه با امكانات مورد استفاده نيازهاي جامعه و پتانسيلها و سطح كاربرد نهاده ها در مقايسه با ساير كشورهاي جهان در سطح پايين قرار دارد و رشد توليد بخش كشاورزي نيازهاي جامعه به مواد غذايي كه با رشد جمعيت ابعاد وسيعي يافته است، برآورد نمي شود. سياستهاي خودكفايي و تامين امنيت غذايي براي كليه قشرهاي مردم از طريق پايين نگه داشتن قيمت محصولات كشاورزي، كمك بلاعوض براي نهادها

ي مصرفي، قيمتهاي تثبيتي محصولات كشاورزي و سوبسيد به مصرف كننده گرچه از نظر عدالت اجتماعي كاملاً پذيرفتني است و با بايد به نحو مناسبي همواره در نظر گرفته شود ولي بخشهاي كشاورزي براي ادامه بقاي خود مي بايد از طريق كسب قيم واقعي محصولات توليدي، سرمايه لازم را براي توسعه فعاليت ها، گسترش زيرساختها و همچنين افزايش كمي و كيفي توليدات كشاورزي بدست آورده، در حالي كه سياستهاي گذشته مانع انباشت سرمايه در بخش شده و حتي انتقال سرمايه از بخش را نيز به دنبال داشته است.

بهره برداري ناپايدارازاراض حاشيه اي وديمزارهاي كم بازده ،همچنين استفادة بي رويه ومفرط ازسفره هاي آبهاي زيرزميني ازجمله آثاراين سايتهابوده است .براين پايه،هدف اصلي برنامه ريزي توسعة بخش كشاورزي،افزايش توليد كشاورزي، افزايش توليدكشاورزي ،ارتقاي سطح تكنولوژي وكاربرنهادهانوين كشاورزي گسترش تحقيق،آموزش وترويج است،كه دركليه برنامه هاي قبل

وبعدانقلاب اولين هدف راتشكيل داده است.
برنامه ريزي براي دستيابي به هدف افزايش تولي

 

دكشاورزي،پايه درارتباط باسايرهدفهاي بخش نظيرحفظ منابع پايه وتوسعةپايدار،تاّمين امنيت غذاي جامه ،افزايش صادرات وكاهش واردات كشاورزي،افزايش درآمدكشاورزان وحمايت ازتوليدكنندگان كشاورزي صورت گرفته واثرات متقابل آنهابريكديگرموردتوجه وارزيابي قرارگيرد .

منابع آب كشور

باتوجه به محدوديتهاي آب وهوايي واقليمي براي توليد كشاورزي دربخش عمدةمناطق كشورونيازبه آبياري محصولات،منابع آب مهمترين عامل محدودكننده كشاورزي به شمارمي آيد.كه دسترسي به آن نقش تعيين كننده اي دربهره برداري ازسا ير منابع وعوامل توليدبخش كشاورزي مثل زمينونيروي زميني دارد. به همين علت برنامه ريزي توسعه وتوليد كشاورزي بايد در ارتباتي تنگاتنگ بابرنامه ريزي بهره برداري وكنترل منابع آب انجام گيرد وبرنامه ريزي كشاورزي بدون توجه به امكانات بهره برداري از منابع آب غير واقع بنيانه است .
از كل حجم بارسرماي آسماني در سطح كشور كه معادل ۴۳۰ ميليارد متر مكعب در سال است حدود ۲۲۸ميليارد متر مكعب آن تبخير مي شودوازدسترس خارج مي شود. براساس مفروضات (۱/۸ميليون هكتار جنگلو۱۰ميليونهكتارهراضي داراي پوشش گياهي طبيعي)از۱۳۲ميليارددرمترمكعب آب باقيمانده،حدود۳۵مترمكعب سفره‌هاي زيرزميني را تغذيه مي كنند.درحا لي كه درشرايط فعلي كه سطح وسيعي ازجنگل هاي كشورتخريب شده وپوشش گياهي اكثراراضي مرتعي كشورنيزشديداّازبين رفته است،ميزان تغذية سفره هاي آبهايزيرزميني به مرتب كمترازرقم۳۵ميلياردمترمكعب است.وقوع سيلاب هاي پي درپي ومنطبق نبودن وقوع سيل دردوره هاي برگشت مختلف درشرايط حال و گذشته دليلي به اين قضاوت كارشناسي است

كاربرد آبياري باراني: مسائل و مشكلات آن

مسئله آب و مديريت صحيح منابع آب يكي از مشكلات اساسي كليه كشورهاي ماست به طوري كه امروزه توسعه انساني بويژه در اكثر كشورهاي جهان سوم بشدت وابسته به توسعه و اصلاح مديريت منابع آب است. توسعه مديريت منابع آب مي تواند نقشي اساسي در حل مشكلات محرومان داشته باشد. لذا اصلاح كاربردها و فن آوريها در استفاده  گسترده اي در جهت گسترش فن آوريهاي آب اندوز بويژه آبياري باراني انجام داده است و با عنايت به اينكه سيستم آبياري باراني مانند هر فن آوري ديگري ممكن است مسائل و مشكلاتي براي كشاورزان بوجود بياورد كه سبب

رها كردن و استفاده ناكارآمد از اين سيستم شود. لذا شناخت مشكلات كشاورزاني كه آبياري باراني را پذيرفته اند هدفهاي مهم توسعه و اصلاح افزايش راندمان آبياري در بخش كشاورزي به شمار آيد. طبق پژوهشهاي انجام شده در اين زمينه مسائل و مشكلاتي عمده وجود دارد كه به اختصار به آنها پرداخته مي شود:
۱٫ طراحي غلط
نبود دانش بومي در زمينه آبياري باراني سبب مي شود كه نقش كشاورز در طراحي سيستم به حداقل كاهش يابد و كارشناسان نقش اصلي و كنترل كننده را در اين رابطه داشته باشند. اما در نظر كشاورزان، كارشناسان يا اطلاعات كافي نسبت به نحوه طراحي ندارند و يا در طراحي سيستم وضعيت محلي و منطقه را ناديده مي گيرند و اين مسئله كشاورز را با مشكلات زياد و هزينه هاي غير ضروري روبرو مي سازد.
۲٫ مشكلات مربوط به مكانيزاسيون
كشاورزان در انجام فعاليتهاي مكانيزاسيون هنگام عمليات كاشت، داشت و برداشت با وجود مستقر شدن سيستم آبياري باراني با مشكلاتي روبرو هستند. البته اين موضوع پذيرفتني است كه وجود سيستم آبياري باراني در زمين كشاورز مي تواند ايجاد محدوديتهايي در انجام فعاليتهاي مكانيزاسيون شود. در اين باره آموزش كشاورزان براي به حداقل رساندن اين مشكلات بايد مورد توجه ويژه قرار گيرد.

۳٫ مشكلات اقتصادي
مشكلات فني در بين كشاورزان از همگوني زيادي برخوردار است. به اين معني كه اكثريت كشاورزان يك تا تعداد بيشتري از اين مشكلات را دارند. اما در مورد مشكلات اقتصادي گروهي از كشاورزان اظهار داشته اند كه مشكلي از اين لحاظ با پروژه آبياري باراني ندارند. اين گروه از كشاورزان سيستم را اقتصادي مي دانند و در بهره برداري از آنان با وجود پاره اي از مشكلات فني دچار هيچ گونه مشكلات اقتصادي نيستند. مقايسه ويژگي هاي اين گروه با گروهي كه مشكل اقتصادي دارند نشان مي دهد كه بين اين دو از نظر ويژگي هاي مختلف زراعي و شخصيتي از لحاظ آماري تفاوت معني داري وجود ندارد. كشاورزان مهمترين مشكل خود را در استفاده از سيستم آبياري باراني بدين شرح عنوان كرده اند:

 

– كم بودن ميزان وام
كشاورزان اين برداشت را دارند كه در استفاده از سيستم آبياري باراني، تمامي هزينه هاي استقرار سيتم از محل وام دريافتي پرداخت شود و هرگونه آورده اي از طرف خود از نوعي هزينه تحميلي و غير موجه مي دانند و در شرايطي كه افزودن بر مقدار وام، خود نيز هزينه هايي را پرداخت كرده باشند آن را نوعي مشكل اقتصادي تلقي مي كنند. البته اين نكته داراي اهميت است كه تامين تمامي هزينه هاي آبياري باراني از طريق وام به احتمال در آينده كه ميزان اعتبارات مربوطه به اين طرح كاهش مي يابد و يا تعداد متقاضيان افزايش مي يابد از توان نظام بانكي در تامين هزينه‌ها و وام كاسته مي شود و روند استفاده از آبياري باراني را با مشكل و يا كندي روبرو خواهد كرد.

– هزينه بالا نسبت به درآمد
پاره اي از كشاورزان استفاده كننده از سيستم آبياري باراني مشكل سيستم را در ارتباط با هزينه و درآمد مي دانند به گونه اي كه اظهار مي دارند درآمد جوابگوي هزينه ها نيست، عامل بروز چنين مشكلي مي تواند نامناسب بودن سيستم براي كشاورز، استفاده ناكارآمد از سيستم، نامرغوب بودن قطعات و اجراي سيستم و اقساط سنگين.
۴٫ كمبودهاي اطلاعاتي

كمبود اطلاعات در مورد سيستم آبياري باراني يكي از مشكلاتي است كه كشاورزان به آن اشاره كرده اند. نكته جالب اينكه بعضي از كشاورزان اظهار مي دارند كه متقاضي شركت در جلسات آموزشي مي باشند، ولي در اين باره اقدامي صورت نمي گيرد. زمان برگزاري جلسات آموزشي نيز از ديد كشاورزان داراي اهميت است. آنها معتقدند زمان برگزاري كلاسهاي آموزشي مناسب نيست. كشاورزان بي اطلاعي را فقط مربوط به خود نمي دانند. آنها كمبود اطلاعات پيمانكاران نصب سيستم آبياري باراني از شرايط محلي را نيز بعنوان يك مشكل ذكر مي كنند.
۵٫ تشخيص ندادن طراحي غلط
مشكل عده اي از كشاورزان از ديد خودشان اين است كه سيستم در زمين آنها غلط ط

راحي و اجرا شده است و آنان در زمان اجراي سيستم به دليل ناكافي، غلط بودن طراحي و اجراي سيستم آبياري باراني را تشخيص ندادند و اكنون كه گاهي آنان بالا رفته است نسبت به موضوع مطلع شده اند، اما هزينه طراحي غلط پيمانكار را كشاورز پرداخت كرده است. البته مشكلات فراوان ديگري از جمله حمل و نقل سيستم، اقساط سنگين، انتخاب سيستم نامناسب، كاربرد ناكارآمد، تصميم نابخردانه در پذيرش و … وجود دارد.

نتيجه گيري و پيشنهاد

يافته هاي علمي نشان مي دهد كه كسب دانش علمي در چارچوب پاراديوم واقع گرايي – مثبت گرايي ضعفهايي دارد. لذا ضروري است كه در فرآيند نوآوريهاي كشاورزي، از جمله روشهاي مطولوبتر آبياري، زيربناهاي نظري و مدلهاي نوين تر به كار گرفته شود. در اين زمينه استفاده از روشهاي مشاركتي پژوهش و نوآوري، توسعه مشاركتي فن آوري (PTD) و نظام پژوهش و ترويج مزرعه اي (FSRE) و طراحي يكپارچه در چارچوب پاراديوم ساخت گرايي در خلق دانش و ابداع توسعه فن آوري بايد در بين پژوهشگران علم كشاورزي جايگاه خود را بازيابد.
با وجود دگرگونيهاي نظري گذشته در زمينه چگونگي پژوهش و ترويج كشاورزي، هنوز در عمل اين گونه دگرگونيها تاثيري در كشور ما از خود به جا نگذاشته اند. همچنين بايد گفت كه مشكلات مربوط به نشر گسترش آبياري باراني لزوم توجه به ديدگاههاي نوين تر خلق و نشر نوآوريهاي آبياري باراني را مشخص مي سازد.
عملكرد وضع موجود و عملكرد قابل حصول توليد محصولات كشاورزي كشور
جدول شماره ۲ (كيلوگر در هكتار)
محصول وضع موجود پتانسيل
گندم آبي ۳۰۰۰ ۷۰۰۰
گندم و جو ديم ۷۵۰ ۱۵۰۰
جو آبي ۲۵۰۰ ۷۰۰۰
ذرت دانه اي ۳۵۰۰ ۸۰۰۰
برنج (شلتوك) ۴۰۰۰ ۶۵۰۰
پنير ۲۰۰۰ ۴۰۰۰

چغندر قند ۳۰۰۰۰ ۵۵۰۰۰
نيشكر ۷۵۰۰۰ ۱۵۰۰۰۰

حبوبات آبي ۱۷۰۰ ۲۵۰۰
يونجه ۶۵۰۰ ۹۰۰۰
ذرت علوفه اي ۵۰۰۰۰ ۷۰۰۰۰
سويا ۱۵۰۰ ۳۵۰۰

آفتاب گردان ۱۰۰۰ ۳۵۰۰
سيب زميني ۲۰۰۰۰ ۳۰۰۰۰
پياز ۲۹۰۰۰ ۵۰۰۰۰
مركبات ۱۴۰۰۰ ۳۰۰۰۰
سيب درختي ۱۰۰۰۰ ۳۵۰۰۰
پسته ۱۲۰۰ ۲۲۰۰

ارقام مذكور متوسط واريته هاي مختلف تحقيقاتي موجود در سطح كشور و بيانگر ظرفيت توليدي مناسب ترين ارقام منطقه نيست، ولي در شرايط موجود با بهبود و اصلاح روشها و افزايش كارآيي نهاده ها امكان دستيابي به ۸۰% توليد مذكور به طور متوسط وجود دارد. دستيابي به ۱۰۰% آن در مدت طولاني تري نيز امكان پذير است.

– سطح توليد عملكرد محصولات زراعي
از مجموع ۳/۱۲ ميلوين هكتار اراضي زير كشت محصولات زراعي كشور ۸/۸ ميلون هكتار معادل ۱/۷۲% به كشت غلات (گندم، جو و شلتوك) اختصاص داده شده است. از اين مساحت ۷/۳۹% آبي و ۳/۶۰% ديم است.
كل توليد غلات در سال ۷۴ برابر با ۵/۱۶ ميليون تن بوده است. مجموع توليد گروه غلات معادل ۱/۳۷% كل توليدات زراعي در اين سال است. ۹/۶۷% از توليد گروه غلات از اراضي آبي و ۱/۳۲% از اراضي ديم است. متوسط عملكرد در هكتار گروه غلات در اراضي آبي ۳۱۷۶ كيلوگرم و در اراضي ديم ۹۸۷ كيلوگرم است. حدود يك سوم (۰۹/۳۳%) از مجموع محصولات گروه غلات در ۳ استان خراسان (۴/۱۱%) فارس (۳

/۱۱%) و مازندران (۲/۱۱%)‌ توليد شده است. كمترين قدر توليد غلات نيز به ترتيب به استان هرمزگان (۲۷/۰%)‌ يزد (۶۶/۰%) و بوشهر (۷۴/۰%) اختصاص دارد.

– گروه حبوبات
۱/۱ ميليون هكتار معادل ۹ درصد از اراضي زير كشت در سال ۷۴ به كشت انواع حبوبات (نخود، لوببا، عدس و ساير) اختصاص داشته است. از اين مساحت ۵/۱۵% آبي و ۵/۸۴% ديم است. كل توليد حبوبات ۶۷۶ هزار تن بوده ا

 

ست كه معادل ۵/۱% از مجموع توليدات زراعي كشور را تشكيل مي دهد. ۳۴% از محصولات گروه حبوبات در اراضي آبي و ۶۶% در اراضي ديم توليد شده است.
متوسط عملكرد در هكتار گروه حبوبات در اراضي آبي ۱۳۳۷ و در اراضي ديم ۴۷۶ كيلوگرم است. حدود نيمي (۵۸/۵۱%) از مجموع محصولات گروه حبوبات در ۴ استان لرستان (۲۹/۲۰%) آذربايجان شرقي (۹۵/۱۰%) كرمانشاه (۳۵/۱۰%) و آذربايجان غربي (۹۹/۹%) توليد شده است. صرف نظر از استان بوشهر كمترين قدر نسبي توليد حبوبات نيز به ترتيب به ۳ استان هرمزگان (۹%) سمنان (۱۳%) و يزد (۱۴%) تعلق دارد.

– گروه محصولات صنعتي
۷۱۱ هزار هكتار معادل ۸/۵% از اراضي زير كشت كشور در سال ۷۴ به كشت محصولات صنعتي (پنبه، توتون، تنباكو، چغندر قند، دانه هاي روغني و غيره )اختصاص داشته است. از اين مساحت ۶/۸۳% آبي و ۴/۱۶% ديم است. كل توليدات محصولات صنعتي ۱/۸ ميلوين تن بوده است. معادل ۳/۱۸% از اراضي از مجموع توليدات زراعي كشور را تشكيل مي دهد. ۵/۹۸% از محصولات گروه صنعتي در اراضي آبي و ۵/۱% در اراضي ديم توليد شده است. متوسط عملكرد در هكتار گروه محصولات صنعتي در اراضي آبي ۵/۱۳ تن در اراضي ديم ۱ تن است.
بيش از نيمي (۲۳/۵۱%) از مجموع محصولات گروه صنعتي در ۲ استان خوزستان (۴۰/۲۷%) و خراسان (۳۳/۲۴%) توليد شده است. ۹۰% از محصولات اين گروه در ۹ استان خوزستان، خراسان، فارس، آذربايجان غربي، مازندران، تهران، كرمانشاه و اردبيل توليد شده است. صرف نظر از شهرهاي سيستان و بلوچستان، ايلام و هرمزگان كمترين قدر نسبي توليد محصولات گروه صنعتي به ترتيب ۴ استان بوشهر (۱%) گيلان (۴%) آذربايجان شرقي (۵%) و كردستان (۸%)‌تعلق دارد.
علاوه بر گروه سبزيجات محصولات جاليزي، نباتات علوفه اي ۸۱ هزار هكتار معادل ۷/۰% از اراضي زير كشت كشور در سال ۷۴ به كشت ساير محصولات زراعي اختصاص داشته است. از اين مساحت ۷/۵۰% آبي و ۳/۴۹% ديم است. مجموع توليد ساير محصولات زراعي در سال ۷۴ معادل ۲۰۱ هزار تن بوده است كه ۵/۰% از مجموع توليدات زراعي كشور را تشكيل مي دهد.

۹/۸۸% از اين گروه از محصولات در اراضي آبي و ۱/۱۱% در اراضي ديم توليد شده است. متوسط عملكرد ساير محصولات زراعي در اراضي آبي ۴۳۰۸ و در اراضي ديم ۵۵۱ كيلوگرم است. حدود نيمي (۷/۴۸%) از اين گروه محصولات زراعي در ۴ استان اصفهان (۱۷/۱۶%) كرمان (۹۲/۱۳%) آذربايجان شرقي (۸۵/۹%) و خوزستان (۷۴/۸%) توليد شده است. صرف نظر از استانها

ي كهكيوليه و بويراحمد، لرستان و ايلام كمترين قدر نسبي توليد اين گروه از محصولات به ترتيب به استانهاي زنجان (۲۹/۰%) آذربايجان غربي (۲۹/۰%) و كردستان (۳۷%) اختصاص دارد.

– تاريخچه دانشكده هاي كشاورزي در ايران
در سال ۱۲۷۹ اولين مركز آموزش علمي كشاورزي به نام ((مدرسه فلاحت مطفري))در قرية چهار دانگه تهران گشايش يافت. اولين آموزشگاه با انديشة آموزش كشاورزي با روشهاي نوين توسط فردي بلژيكي بنام ((راشد)) اداره مي شد. شراط پذيرش در اين آموزشگاه بسيار ساده بود ومنحصر به آشنايي به زبان فارسي وحداقل اطلاع از يك زبان خارجي بود. اين آموزشگاه شبانه روزي بود وعمليات كشاورزي در دهكده ((بهشت)) نزديك غاروفشافويه در جنوب تهران صورت مي گرفت. مدرسه فلاحت مظفري در سال ۱۲۸۰ ه.ش به محل دانشسراي عا لي منتقل شد وباغ نگارستان جهت انجام عمليات كشاورزي دانش آموزان در نظرگرفته شد.در سا ل۱۳۰۲ ه.ش مدرسه عا لي فلاحت وصنايع روستايي ايجاد شد كه اولين دانش آموزشان آن درسال ۱۳۰۴ه.ش فارغ التحصيل شدند.درسال ۱۳۰۸ه.ش مدرسةعالي فلا حت به كرج درمحل فعلي دانشكدة كشاورزي دانشگاه تهران انتقال يافت

.درسال۱۳۲۱ه.ش ارزش تحصيلي دانش آموختگان اين مؤسسه عنوان درجة مهندسي به تصويب رسيد.درسال۱۳۲۴ه.ش دانشكده كشاورزي تهران به عنوان اولين دانشكدة كشاورزي درايران با الحاق مدرسه عا لي فلا حت به دانشگاه تهران تاّسيس شد.سپس بتدريج دانشكده ها،آموزشگاه هاومجتمع علوم كشاورزي دولتي درسراسر كشوربوجودآمدبه طوري كه هم اكنون تعدادآنهابانع بر۴۳دانشكده،آموزشكده ومجتمع علوم ك

شاورزي است كه دركشورفعاليت مي كنند.