الکتريسيته و مغناطيس

تئوري الکتروني اتم
اثر بارهاي الکتريکي بر يکديگر و قانون کولن
ميدان الکتريکي و شدت ميدان
ميدان الکتريکي يکنواخت
اختلاف پتانسيل و تغييرات انرژي پتانسيل
خازن

شدت جريان و مقاومت الکترکي
نيرو محرکه و محاسبه اختلاف پتانسيل و شدت جريان در مدار
توان وراندمان
مقاومت
مدارهاي خازن و مقاومت
اتصال مدارها

مغناطيس
مواد
آهن ربا
نيروي وارد بر بار در ميدان مغناطيسي
نيروي وارد برسيم حامل جريان در ميدان مغناطيسي
نيروي حاصل از دويا چند سيم بار دار
شدت ميدان در يک سيم پيچ
جريان القائي و قانون لنز
قانون القاي الکترومغناطيس
محاسبه جريان خود القائي
محاسبه ضريب خود القائي
جريان متناوب
مدار جريان متناوب
توان تلف شده در مقاومت
تئوري الكتروني اتم
اتم از ذرات كوچكتري به نامهاي الكترون-پروتون ونوترون تشكيل شده است كه الكترونها داراي بارمنفي،پروتونها داراي بار مثبت ونوترونها بدون بارند تعداد الكترونها و پروتونهاي يك اتم در حالت عادي برابرند پس بار اتم در حالت عادي برابر صفر است

توليد الكتريسته بروش مالش
اگر يك ميله شيشه اي را به پارچه ابريشمي مالش دهيم هردوجسم الكتريسيته دار مي شود زيرا شيشه تعدادي الكترون از دست مي دهد و پارچه الكترون مي گيرد پس شيشه داراي بار مثبت و پارچه به همان مقدار داراي بار منفي مي گردد بار ايجاد شده در شيشه و پارچه در محل تماس باقي مي ماند
اجسام رسانا و نارسانا
بعضي از اجسام مانند فلزات كه الكتريسته را به خوبي از خود عبور مي دهند رسانا ناميده مي شود در اين اجسام الكترونهاي آزاد اتم براحتي در شبكه بلوري جسم حركت مي كنند و عمل رسانايي را انجام مي دهند اجسامي كه الكترونهاي آزاد براي هدايت الكتروني ندارند و نمي توانند الكتريسيته را ازخود عبور دهند نارسانا يا عايق ناميده ميشود
پخش بار الكتريكي در اجسام رسانا
اگر جسم رسانايي بر روي پايه عايقي قرار گيرد و در اثر مالش باردار شود بار توليد شده در آن در سطح خارجي پخش مي شود طوريكه در لبه ها و قسمتهاي نوك تيز چگالي سطحي بار بيشتر از ساير قسمتها مي باشد

چگالي سطحي
مقدار بار الكتريكي موجود در واحد سط

ح را چگالي سطحي مي نامند
مساحت خارجي جسم/مقدار بار = چگالي سطحي

اثر بارهاي الكتريكي بر يكديگر و قانون كولن
دو بار همنام يكديگر را دفع و دو بار غير همنام يكديگر را جذب مي كنند مقدار نيروي دافعه و جاذبه طبق قانون كولن با حاصلضرب اندازه بارها نسبت مستقيم وبا مجذور فاصله دو بار نسبت عكس دارد و به جنس محيط نيز بستگي دارد

ميدان الكتريكي
قسمتي از فضاي اطراف يك بار الكتريكي را كه در آن آثارجاذبه و دافعه الكتريكي وجود دارد ميدان الكتريكي مي نامند
شدت ميدان الكتريكي

شدت ميدان الكتريكي در هر نقطه برابر است با نيروي وارد بر واحد مثبت الكتريكي واقع در آن نقطه

شدت ميدان حاصل از يك بار نقطه اي

بار نقطه اي q
در نقاطي به فاصله r
تعيين جهت ميدان الكتريكي در هر نقطه
در هر نقطه از ميدان الكتريكي براي تعيين جهت ميدان مي توان بار مثبت آزمون را در آن نقطه فرض كرده جهت نيروي وارد بر آن را تعيين كرد كه همان جهت ميدان است
خطوط ميدان
خطوطي فرضي هستند كه در هر نقطه مماس بر بردار شدت ميدان آن نقطه مي باشد و جهت آن جهت ميدان را در هر نقطه نشان مي دهد
ميدان حاصل از چند بار نقطه اي
ميدان حاصل از دو يا چند بار نقطه اي عبارتست از بر آيند ميدانهاي حاصل از بارها در هر نقطه
شدت ميدان در يك جسم هادي باردار
در يك جسم هادي باردار شدت ميدان در تمام نقاط داخلي و سطح خارجي هادي برابر صفر است ولي در نقاط خارج از جسم ميدان وجود دارد
ميداني است كه در آن شدت ميدان چه از لحاظ مقدار وچه از لحاظ امتداد و جهت ثابت باشد مانند ميدان الكتريكي دو صفحه موازي نزديك بهم
اختلاف پتانسيل بين دو صفحه v
d فاصله بين آنها

اختلاف پتانسيل
اختلاف پتانسيل الكتريكي عام

ل برقراري جريان از نقطه اي ب

ه نقطه ديگر است كه همواره جريان از پتانسيل زياد به پتانسيل كم برقرار است
پتانسيل صفر
در هر ميدان الكتريكي نقطه اي بعنوان پتانسيل صفر يا زمين الكتريكي تعريف مي شود كه پتانسيل نقاط ديگر نسبت به آن نقطه سنجيده مي شود
تعريف پتانسيل يك جسم بار دار
پتانسيل هر نقطه عبارتست از مقدار انرژي لازم براي ابتقال واحد بار مثبت از زمين (پتانسيل صفر)به آن نقطه

q انتقال بار از زمين
w انرژي لازم
v اختلاف پتانسل

پتانسيل مثبت ومنفي
با وصل نقطه بارداري به زمين بار مثبت از نقطه به زمين منتقل شود پتانسيل آن مثبت است و اگر از زمين به جسم منتقل شود پتانسيل آن منفي است بعبارت ديگر اگر براي انتقال واحد بار مثبت از زمين به جسمي كار مثبت انجام شود(انرژي بدهيم)پتانسيل آن جسم مثبت است و اگر كار منفي انجام شود (انرژي بگيريم) پتانسيل جسم منفي است

تغييرات انرژي پتانسيل
اگر در يك ميدان پتانسيل تغييري در جهت خواسته ميدان انجام شود انرژي توسط ميدان آزرد مي شود يعني انرژي داخلي آن كاهش مي يابد ولي اگر در خلاف جهت خواسته ميدان تغييري صورت گيرد انرژي داخلي آن افزايش مي يابد
پتانسيل نقاط اطراف بار نقطه اي
بر حسب تعريف، پتانسيل نقاط واقع در بي نهايت دور از بار نقطه اي را صفر فرض مي كنيم و پتانسيل هر نقطه از فرمول زير بدست مي آيد

توجه :پتانسيل بر خلا ف شدت ميدان الكتريكي كميتي اسكالر و داراي مقدار مثبت، منفي و يا صفر است
پتانسيل يك جسم هادي باردار
در تمام نقاط داخلي و سطح خارجي يك جسم هادي باردار پتانسيل يكسان است
R شعاع کره بار دار

و در نقاط خارج کره باردار پتانسيل از رابطه زير به دست ميآيد

 

خازن
وسيله اي است برا ذخيره بار الكتريكي كه تشكيل شده است از دو صفحه رسانا كه به موازات هم قرار گرفته ودر فضاي بين دو صفحه عايق و يا دي الكتريك مناسب قرار مي دهند تا دو صفحه با هم تماس نداشته باشند خازن در دو وضعيت مي تواند وجود داشته باشد
الف- خازن خالي يا دشارژ، يعني دو ص

فحه خازن خنثي بوده و بدون بار باشد
ب – خازن پر بوده يعني در صفحات آن دو نوع بار مساوي ولي مخالف وجود دارد در اين وضعيت گفته مي شود كه خازن شارژ است

يما و يا به صور غير مستقيم به دو قطب پيلي متصل شود جوشني كه به قطب مثبت وصل است داراي بار مثبت و جوشني كه به قطب منفي وصل است داراي بار منفي مي گردد
يك روش براي شارژ كردن خازن به طور غير

مستقي

م است
در اين حالت خازن را در مداري به يك مولد وصل مي كنيم به محض آن كه كليد وصل مي شوددر يك لحظه مشاهده مي شود كه شدت جريان به حداكثر مي رسد كه آمپر سنج آن را نشان مي دهد سپس ملاحظه مي شود كه با گذشت زمان هر چند كيد وصل است ولي شدت جريان شروع به كم شدن مي كند تا جايي كه به صفر مي رسد(خيلي خيلي كم مي شود)
شدت جريان
مقدار الکتريسيته اي که در واحد زمان از مداري مي گذرد شدت جريان ناميده مي شود و واحد آن آمپر است
تعريف آمپر
يک آمپر بزرگي جريان الکتريکي در مداري است که در يک ثانيه يک کولن بار الکتريکي از مقطع مدار شارش مي کند
مقدار الکتريسيته
در زمان t شدت جريان I

مقاومت الکتريکي
در دماي ثابت نسبت اختلاف پتانسيل دو سر سيم به جرياني که از آن عبور مي کند مقاومت الکتريکي سيم مي نامند ( قانون اهم)

يک اهم
يک اهم مقاومت سيمي است که اگر اختلاف پتانسيل ۱ ولت در دو سر آن بر قرار شود جريان ۱ آمپر از آن عبور مي کند
اثر دما بر مقاومت الکتريکي
افزايش دما مقاومت الکتريکي هادي هاي فلزي را افزايش و مقاومت هادي هاي غير فلزي ونيمه هادي ها را کاهش مي دهد

ضريب ازدياد گرمايي مقاومت
مقاومت در صفر درجه سلسيوس R0
مقاومت در دماي R
براي فلزات مثبت وبراي غير فلزات منفي است
نيروي محرکه

نيروي محرکه ي مولد مقدار انرژي است که مولد به يکاي بار الکتريکي مي دهد تا بتواند در مدار شارش پيدا کند
=u/q
u انرژي مولد که به بار داده مي شود
q مقدار بار الکتريکي
نيروي محرکه مولد بر حسب ولت
مولد انرژي را به بار مي دهد تا از پايانه منفي به پايانه مثبت منتقل مي شود مولد مانند يک پمپ آب است که آب را در مدار از پايين دست به بالا دست جا بجا مي نمايد عمل مي کند
هر مولد داراي مقاومت دروني است که در واقع مقاومت مولد در مقابل جريان است و آن را با
r نشان مي دهند
قانون اهم در مدار جريان پيوسته
اختلاف پتانسيل دو سر يک مقاومت از رابطه v=RI بدست مي آيد
اختلاف پتانسيل دو سر يک مولد از رابطه v=E-rI بدست مي آيد که rI را افت پتانسيل داخلي مولد مي نامند
محاسبه اختلاف پتانسيل بين دو قطعه از مدار
در يک مدار الکتريکي اختلاف پتانسيل بين دو نقطه از مدار بر اساس اجزاي تشکيل دهنده ي مدار محاسبه مي گردد براي محاسبه از يک نقطه از مدار در يک جهت روي مدار حرکت مي کنيم به ازاي هر جزء از مدار تغيير پتانسيل را محاسبه مي کنيم تا نقطه دوم سپس اختلاف پتانسيل بين دو نقطه را به دست مي آوريم
VB+ -Ir1-IR1=VA
VAB= -I(r1-R1)

محاسبه شدت جريان در مدار تک حلقه
براي محاسبه ي شدت جريان در يک مدار تک حلقه ا

ز يک نقطه ي دلخواه شروع مي کنيم و در جهت جريان به ازاي اجزاء مدار تغييرات پتانسيل را محاسبه مي کنيم تا دو باره به نقطه شروع برسيم با به دست آوردن معادله تغييرات پتانسيل در مدار جريان الکتريکي مدار را محاسبه مي کنيم
VA-IR + 1-Ir1- 2-Ir2=VA
I(R+r1 + r2 )= 1- 2
I= 1- 2/ R+r1 + r2

توان مولد
اگر اختلاف پتانسيل دو سر مولد v و نيروي محرکه ي آن e باشد توان مفيد مولد از رابطه زير به دست مي آيد
U= It

P=U/t= I
با توجه به توان مصرفي مي توان چنين نوشت
P=VI
V= -Ir P=( -Ir)I
P= I-I r
راندمان مولد
نسبت توان مصدفي مدار به کل توان مولد را راندمان يا بازده مولد مي نامند
Ra=P/P0 Ra=V/
Ra=( -Ir)/ I
به هم بستن مقاومت ها
الف ) به هم بستن مقاومت ها به صورت متوالي يا سري
هر گاه چند مقاومت را به صورت سري به هم ببنديم و مجموعه را به اختلاف پتانسيل v وصل کنيم اتصال مقاومت ها به صورت متوالي است مقاومت معادل به صورت زير است

به هم بستن مقاومت ها به صورت موازي
هرگاه دو يا چند مقاومت را به طوري به هم اتصال دهيم يک سر همه مقاومت ها به نقطه a و سر ديگر آن ها به نقطه b وصل شود اتصال مقاومت ها به صورت موازي است اگر مجموعه به اختلتف پتانسيل v وصل شود مقاومت معادل به صورت زير محاسبه مي شود

مدارهاي خازن ومقاومت
الف ) اگر يک خازن همراه يک مقاومت در مداري به صورت متوالي به دنبال هم بسته شوند و مجموعه را به اختلاف پتانسيل v وصل کنيم پس از شارر خازن جريان الکتريکي در مدار صفر و اختلاف پتانسيل دو سر مقاومت صفر و اختلاف پتانسيل دو سر خازن برابر اختلاف پتانسيل دو سر پيل خواهد بود

ب ) اگر يک خازن را با يک مقاومت موازي ببنديم و مجموعه را به اختلاف پتانسيل v وصل نماييم در مدار جريان الکتريکي بر قرار مي شود و اختلاف پتانسيل دو سر خازن برابر اختلاف پتانسيل دو سر مقاومت خواهد بود و اگر کليد مدار را باز کنيم تا جريان قطع شود در اين صورت خازن از طريق مقاومت تخليه شده و اختلاف پتانسيل دو سر مخموعه

صفر مي شود

قوانين کير شهف در مدارهاي انشعابي
قانون اول : مجموع شدت جريان ورودي به يک گره برابر مجموع شدت جريانهاي خروجي از آن گره مي باشد يعني مجموع جبري شدت جريانها در هر گره برابر صفر است که پايستگي بار الکتريکي در گره را نشان مي دهد

قانون دوم

در يک حلقه بسته مجموع اختلاف پتانسيل

برابر صفر است کاربرد اين قانون در مدار هاي الکتريکي به منظور تعيين اختلاف پتانسيل بين دو مدار است
اتصال مولد ها
اتصال سري يا متوالي
اگر n عدد پيل مشابه به نيروي محرکه E و مقاومت دروني r را به دنبال هم ببنديم نيروي محرکه پيل معادل nE و مقاومت دروني معادل nr ميباشد پس جريان از رابطه زير به دست مي آيد
nE=I(R+nr) I=nE/R+nr

اگر n عدد پيل مشابه را به صورت موازي ببنديم نيروي محرکه پيل معادل E و مقاومت دروني پيل معادل r/n ميباشد
E = I(R+r/n) I=E/R+r/n

مغناطيس

محور مغناطيس
محوري است كه محوردو قطب آهن ربا را به گونه اي به هم وصل مي كند خاصيت مغناطيسي در اطراف آن كاملا متقارن است
مغناطيس
منشا توليد مغناطيس حركت الكترونها است به عبارتي اگر الكتروني از نقطه اي به نقطه ديگر جابجا شود در اطراف آن خاصيت مغناطيس ايجاد مي شود
دو قطبي مغناطيسي
ميدان مغناطيسي حاصل از حركت يك عدد الكترون را اصطلاحا دو قطبي مغناطيسي مي گويند
در داخل يك ميله دو قطبي هاي مغناطيسي فراواني وجود دارد كه هر كدام در جهت ها و راستاهاي مختلفي در حال چرخش هستند كه آنها ميتوانند دو به دو اثر مغناطيسي يكديگر را خنثي كنند
در داخل، ميله مجموعه دو قطبي هاي يكسان تشكيل يك حوزه مغناطيسي را مي دهد كه هر حوزه براي خود ميدان مغناطيسي اي را دارا مي باشد كه در حالت عادي دو قطبي هاي موجود در حوزه ها حركتي كاتوره اي و بي نظم دارندحال اگربتوان به روش خاصي دوقطبي هاي موجود در حوزه ها را به صورت منظم مرتب كرد وتمام آنها را يك سر نمود در

ميله خاصيت مغناطيسي مشهود مي گردد
زاويه ميل مغناطيسي
زاويه اي است كه خطوط ميدان مغناطيسي زمين در هر نقطه باراستاي افق مي سازد كه درنقاط مختلف زمين باهم فرق مي كند

 

مواد
مواد به دودسته مغناطيسي تقسيم مي شود
الف- مواد غيرمغناطيسي
موادي هستند كه به هيچ وجه نمي توان خاصيت مغناطيسي در آنها به وجودآورد به عبارتي دو قطبي هاي موجود درآنها تحت هيچ شرايطي ازحالت كاتوره اي خارج نمي شودمانند شيروچوب و….
ب-مواد غير مغناطيسي
موادي هستند كه تحت شرايط معيني ميتوان دو قطبي هاي موجود درآنها را از حالت كاتوره اي خارج نمود وبه آنها نظم داد به عبارتي مي توان خاصيت مغناطيسي در آنها به وجود آورد مانند آهن
موادمغناطيسي به سه دسته تقسيم مي شوند

الف – مواد فرومغناطيسي نرم
ب – موادفرومغناطيسي سخت
ج – پارا مغناطيس
الف-مواد فرو مغناطيسي نرم
مانند آهن خالص اين گونه مواد اگر در يك ميدان مغناطيسي واقع شوند دو قطبي هاي موجود در حوزه ها سريعا از حالت كاتوره اي خارج شده ومنظم مي شوند و خاصيت مغناطيسي قوي در اطراف آن مواد به وجود مي آيد ولي به محض آن كه اين مواد ازميدان مغناطيسي القا كننده خارج شوند دو قطبي ها سريعا به وضعيت كاتوره اي اول خود بر مي گردند وخاصيت مغناطيسي دراين موادسريع ازبين مي رود كاربرد در زنگ اخبار و جرثقيل الكتريكي( براي هسته سيم لوله ها )
ب- مواد فرو مغناطيسي سخت
مانند فولادموادي هستندكه اگردريك ميدان مغناطيسي واقع شوند تعدادي ازدوقطبي هاي موجود تحت تاثيرميدان القا كننده قرار گيرندوبه كندي يك سومي شوند درنتيجه خاصيت مغناطيسي ضعيفي دراطراف اين موادبه وجودمي آيند حال اگرميدان القا كننده براي اين مواد حذف شود دو قطبي هاي نظم يافته به حالت اوليه خود بر نمي گردند بنابراين خاصيت مغناطيسي در اين مواد پايدارمي ماندكاربرد درقطب نما ها بلند گوها آرميچرها
ج-پارامغناطيس
اين مواد اگر دريك ميدان مغناطيسي خيلي قوي قرار گيرند تعداد اندكي از دوقطبي هاي آنها منظم مي شوند( به كندي ) وخاصيت مغناطيسي ضعيفي دراطراف آن ايجاد مي شود حال اگرآن ميدان قوي حذف شود دوقطبي هاي نظم يافته سريع به وضعيت اوليه خود برمي گردندوخاصيت مغناطيسي به وجودآمده راسريع ازدست مي دهند فلزاتي مانند پلاتين آلو مينيم قلع وهم چنين فلزات قليايي- قليايي خاكي -اكسيژن واكسيدازت نيزجزاين مواد هستند
خاصيت مغناطيسي يك آهن ربا راتا بي نهايت نمي توان اضافه كرد زيرا دوقطبي هاي موجود در حوزه ها هنگامي كه تماما يك سو شوند درآن صورت گفته مي شود كه آهن ربا از نظر خاصيت مغناطيسي اشباع شده است يا به عبارتي سير شده است
براي از بردن خاصيت مغناطيسي در يك آهن ربا دوروش مطرح اس

ت

روش اغول به اين صورت است است كه آهن ربا راگرم مي كنيم وبه دنبال آن ضربه هايي به آن وارد مي سازيم كه به دنبال آن باعث مي گردد در اثر گرم شدن وضربه خوردن دو قطبي هاي مغناطيسي نظم يافته از حالت نظم خارج گردند وبه حالت كاتوره اي وبي نظمي برسنداين روش روشي پسنديده است زيرا در اثر ضربه شكل ظاهري آهن ربا نيز تغيير مي كند روش ديگر استفاده از سيم پيچ حامل جريان متناوب است كه آهن مورد نظر در داخل آن سيم لوله درراستاي مشرق- مغرب قرارمي گيرد تا ميدان مغناطيسي زمين بر روي آن اثر نداش

ته باشد (خطوط م

يدان مغناطيسي زمين در راستاي جنوب به شمال زمين است) بهتر است براي انجام

اين آزمايش آهن ربا رادر داخل سيم لوله حركت رفت وبرگشت داشته باشد
ميدان مغناطيسي
فضاي محدود در اطراف يك آهن ربا است كه در آن فضا خاصيت مغناطيسي محسوس باشد به عبارتي اگرآهن رباي ديگري در آن محدوده واقع شود بر آن نيروي مغناطيسي وارد شودميد

ان مغناطيسي را مي توان با خطوط نيرويي نمايش داد براي اين

منظورسه روش زير مطرح اس

ت
الف- تشكيل طيف مغناطيسي توسط براده آهن
در اين روش آهن ربايي را اختيار كرده بر روي يك سطح صاف قرار داده وبر روي آن كاغذ سفيدي قرار مي دهيم مقداري براده آهن بر روي كاغذ مي ريزيم وباضربه هاي ملايمي كه به كاغذوارد مي سازيم باعث مي شود كه براده هاي آهن بر روي مسيرهاي مشخصي شكل گيري نمايد وتوسط خود خطوطي تشكيل دهند كه هر خط نيرو مي باشد
ب- باتوجه به حركت چوب پنبه درآب
ظرف پر از آبي را اختيار كرده ويك آهن رباي تيغه اي بر روي لبه آن قرار مي دهيم سوزني را آهن ربا نموده وبه طور قا ئم آن را در چوب پنبهاي قرار مي دهيم وچوب پنبه را در آب به گونه اي شناور مي سازيم كه قطب(ان) آن در مجاورت (ان) تيغه قرار گرفته شود اگر در آن صورت چوب پنبه رها شود مشاهده مي گردد كه به واسطه نيروي دافعه چوب پنبه از آن قطب دفع شده است وبادور شدن ازآن قطب به قطب (اس) تيغه نزديك مي شود مسيري كه چوب پنبه
طي كرده است به عنوان خط نيرو معيين مي شود (بر هم كنش قطب هاي آهن ربا به طور كلي قطب هاي هم نام در دو آهن ربا همديگر را مي رانند ولي قط

ب هاي ناهم نام همديگررا مي ربايند

ج-به كمك عقربه مغناطيسي وبا استفاده از نقطه يابي
آهن ربايي را بر روي سطح افق فرار داده وكاغذ سفيدي راروي آن مي گذاريم يك عقربه مغناطيسيرا بر روي كاغذ در مجاورت قطب (ان) تيغه قرار مي دهيم در آن حالت در امتدادنوك عقربه كه قطب ( ان) است توسط مداري بر روي كاغذ علامت مي گذاريم سپس عقربه را بر روي كاغذ جابجا كرده به طوري كه انتهاي آن(قطب اس) منطبق بر آن علامت

گردد وبراي دفعه دوم نيز درامتداد قطب (ان) بر روي كاغذ علامت مي گذاريم واين عمل را تكرار مي كنيم كه نهايتا به قطب (اس) آهن ربا نزديك مي شويم حال اگر نقاط به دست آمده را به هم وصل نماييم خط به دست آمده معرف خط نيرو است با توجه به روش هاي

بالا طبق قرارداد خطوط ميدان مغناطيسي در اطراف آهن ربا از قطب(ان) به قطب(اس) آن است

نام گذاري قطب هاي آهن ربا
هرگاه آهن ربايي راتوسط نخي به قلابي آويزان نماييم پس ازايستادن آهن ربا درراستاي شمال-جنوب زمين واقع شده است زيرا تحت تا ثير ميدان مغناطيسي زمين واقع ميشود آن قطبي كه به سمت شمال زمين واقع شده است به عنوان شمال ياب آن را قطب (ان ) مي ناميم و قطبي كه به سمت جنوب زمين واقع شده است به عنوان جنوب ياب قطب(اس) ناميده مي شود
قطب هاي اهن ربا مكاني از آهن ربا هستند كه بيشترين خاصيت مغناطيسي رادارا هستند مثلا در تشكيل طيف مغناطيسي تجمع براده آهن در قطبين بيشتر است