امامت ورهبری درکلام اميرمؤمنان علي

 

يکي از موضوعات بسيار عميق،ارزشمند و گرانبهاي نهج البلاغه موضوع امامت و مسائل مربوط به آنست.
نهج البلاغه خود تبلور فرهنگ امامت و ولايت و تجلّي روح بلند علوي سلام ا… عليه است.
در نهج البلاغه جلوه هاي گوناگون امامت و حاکميت اسلامي بوضوح قابل مشاهده و درک است. امام (ع)چه بعنوان امام و ولي امر مسلمانان و چه در منصب ولايت الهي و ولَي الله در ابعاد گوناگون ملکي و ملکوتي امامت و نيز در جريان شناسي حوادث آن روزگار و دستهاي پليدي که در برابر امامت حقّه ايستادند و عناصر فرصت طب و قدرت خواه را بر مسند خلافت نشاندند و يا عناصر جاهل و متحجّر که در اثر جهالت و جمود در برابر امامت آنحضرت موضع گرفته و کار

شکني کردند. در ادامه به تشريح و توضيح و تبيين نظام حکومتي اسلام و ويژگيهاي والي و حاکم و زمامدار اسلامي در برابر ديگران و مدّعيان دروغين مي پردازد. و قولاً و عملاً چهره امامت اسلامي را از چهره هاي فريبکاران و دغلبازان نمايان مي سازد و ويژگيها و خصوصيات هر يک را بطور کامل و دقيق تبيين و با شرائط روزگار منطبق و تطبيق مي نمايد.
و در اين رابطه نقش بسيار مقدّس و ملکوتي اهل البيت (ع)و عترت و خاندان بزرگ عصمت و طهارت (ع) و ويژگيها و فضائل و کرائم آن بزرگواران را نشان مي دهد..تا چراغ راه و صراط مستقيم ايمان و هدايت و راهنماي اسلام اصيل محمدّي (ص) و قرآن ناب احمدي (ع) باشد. و طلا از مطلا و خالص از ناخالص و طيب از آلوده و سره از ناسره بازشناخته شود.
در بياني نوراني آن حضرت مي فرمايد: يحتاج الامام الي قلب عقول و لسانٍ قزول و جنانٍ عليٰ اقامة الحق مسؤول (غررالحکم) .
امام به قلبي بسيار خردمند و زباني بسيار گويا و پرتوان و دلي سخت پرجرأت و قاطع بر اقامه حق نيازمند است.
آري:” قلب عقول و زبان گويا و جنان شجاع”.


در نهج البلاغه جلوه هائي از دو اصل امامت و عدالت در گفتار و رفتار و سيره و عمل اهل البيت (ع) نشان داده مي شود. و جريانهاي انحرافي و ساختگي و منافق و بدعتگذار بازشناسي و نقّادي مي شود. و نقش و جايگاه امامت راستين و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام در برابر نقشه ها و دسيسه ها و توطئه ها بطور وضوح تبيين مي گردد. و جنود حق و سپاهيان باطل و ائمه نور و مناديان
ظلمت معرفي مي گردد.
امام بعنوان اسوه مکتب و الگوي عملي و عيني امت اسلامي و ارزشهاي الهي است. امام تجسم فضائل و مکارم و کرائم اخلاق و پيشواي عدالت گستر و مجري عدل و قسط و حافظ احکام و تعاليم اسلام و انسان کامل و وارسته از همه آلودگيها و مظهر اسماء حسناي الهي و مرزبان احکام و معارف حقه الهيه است. آري؛ امام در سيماي

شاه بيت مصحف امامت ـ علي (ع) ـ عصار مکارم و محامد اخلاقي و تجلي ملکات عاليه انساني و تنديس اشرفيت خلائق عالم است .
« … و فيهم کرائم القرآن و هم کنوزالرحمن …»
در نهچ البلاغه اصول و مباني و ابعاد اين مسائل بازگو و بازشناسي مي شود. و اهل البيت (ع) الگوي تمام

ي ارزشها و فضائل الهي و محور مقالبه با ظلم و استبدادو استکبار و فساد و تباهي شناسانده مي شود.
امام قافله سالار اولياء خدا و کاروان دار بندگان خالص اوست. امام و رهبر در فرهنگ اسلامي چراغ هدايت و صراط مستقيم الي الله و تجلّي عبوديت و بندگي خداوند منّان ومظهر فلاح و رستگاري است.
چند موضوع در اين رابطه و در نهج البلاغه شريف قابل بحث و بررسي و تأمل و تدبر است.از جمله بحث امامت اهل البيت(ع)،سيره و سنّت امام، اهل البيت (ع)و منحرفان و طاغيان و باغيان و جريانهاي انحرافي فراوان ديگر شرائط مربوط به حاکم و زمامدار اسلامي،نقش مردم؛از جمله اين مباحث بحث امام عصر(عج)در نهج البلاغه شريف و در خطب مربوط و در خلال بيانات و ارشادات آنحضرت و در اثناء مباحث و خطب ملاحم واخبار غيبي نهج البلاغه و يا ديگر مباحث ارزشمند و متعالي اين کتاب شريف است.
اينجانب در اين گفتار مي خواهم به بيانات و اشارات و ارشادات آنحضرت در رابطه با امام عصر (ارواحنا فداه) بپردازم و نکاتي را در اين رابطه ياد آور شوم :
الف ـ اينکه انجام امر جهان و حاکميت و زمامداري بدست اهل البيت (ع) خواهد افتاد و بشريت در آستان اهل البيت (ع) خواهد سائيد. [و از ديو و دد ملول است و انسانش آرزواست.]
و ارجاع به و عده الهي و نويد پيامران (ع) است. همانا خداوند مي فرمايد[و لقد کتبنا في الزبور من بعد الذکر انَّ الارض يرثها عبادي الصالحون.] “در کتاب زبور پس از تورات نوشتيم که زمين را بندگان صالح خداوند به ارث خواهند برد.”
و اين وعده قطعي و حتمي خداوند است. که سرانجام صالحان براريکه قدرت خواهند نشست و جهان را عدالت

فرا خواهد گرفت و دست جباران کوتاه خواهد شد و جامعه بشري گمشده خود را باز خواهد يافت .
در نهج البلاغه امام (ع) مي فرمايد.[ لتعطفنّن الدنيا علينا بعد شموسها عطف الفروس علي ولدها]
همانا دنيا بعد از سرکشي بما رو خواهد کرد. و انعطاف نشان خواهد داد. همانند انعطاف شتر چموش و سرکش نسبت به فرزند خود. در اين بيان نوراني امام (ع) به بازگشت نهائي دنيا به دامان اهل البيت (ع) و تسليم در برابر

حق و صالحان از خاندان نبوت (ع) اشاره فرموده و اينکه سرانجام جامعه بشري در برابر حق تسليم خواهد شد. و به حکومت صالحان و عدالت جهاني رو خواهد آورد. و ناسازگاري ها و قدرت طلبي ها تداوم نخواهد يافت. و سرکشي و طغيان پايدار نخواهد ماند. که”: انَّ الارض يرثها عبادي الصالحون”. آنحضرت پس از اين بيان آيه شريفه “و نر

يد ان نمّن علي الذّين استضعفوا في الارض و نجعلم ائمه و نجعلهم الوارثين” را تلاوت فرمودند.که خود اين آيه

کريمه نيز به وجود نوراني امام عصر(عج) تفسير شده است.
ب ـ در بيان ديگري آنحضرت ميفرمايد:
… و ما اقرب اليوم من تباشير غدٍ يا قوم هذا ورود کلّ موعودٍ و دنّو من طلقه مالا تعرفون اَلا و انّ من ادرکها

مناّ يسري فيها بسراجٍ منير و يحذو فيها عليٰ مثال الصالحين…
چقدر نزديک است امروز به بشارتهاي فردا (به صبحگاه هاي فردا)آنچه را خداوند وعده فرموده .”اليس الصبح يقرب” نويد طلوع صبح اميد و پيروزي حق پرستان”.
اي مردم . اينک وقت و آغاز ورود هر آنچه بدان وعده داده شده ايد خواهد بود. و هنگام نزديکي طلوع و درخشيدن و ظهور آن چيزي است. که آن را نمي شناسيد.
طلقه مالا تعرفون . طلوع خورشيد حقيقت . طلوع سپيده صبح اميدواران طلوع موضوعي که براي شما شناخته نيست و از غيب عالم است.
آن حوادث و شرائط ظهور و تحولات عصر ظهور براي شما ناشناخته است.
احتمال نيز داده مي شود که اين عبارتها اشاره به فتنه هاي بعد از آن بزرگوار و يا فتنه هاي آخر زمان باشد.
” اَلا و انَ من ادرکها منّا يسري فيها بسراجِ منير”؛ آگاه باشيد. کسي که از ما آن فتنه ها را درک مي کند. در آن فتنه ها با چراغ روشن حرکت خواهد کرد. و پا جاي پاي صالحان خواهد گذاشت و همانند صالحان حرکت خواهد کرد.
و عليٰ مثال الصالحين که مصداق آن رسول اکرم (ص) و اميرالمؤمين (ع) خو اهند بود. او نيز تداوم بخش راه آن بزرگواران خواهد بود. و از آرمانهاي شايستگان پيروي خواهد کرد. تا در آن فتنه ها گره اي را بازکند. و بنده اي را آزاد کند. و در ميان کفر و شرک و الحاد شکافي ايجاد نمايد. و در ميان مؤمنان و اهل ايمان وحدت برقرار سازد.
اين عبارتها و عبارتهاي بعد مي تواند چندين مصداق داشته باشد.
الف ـ امامان پس از آن بزرگوار تا قيامت
ب ـ علما و بزرگان دين و اصحاب يقين


ج ـ مؤمنان راستين و صالحان ازامت
د ـ وجود مبارک ولي عصر ارواحنا فداه
فتنه ها نيز مي تواند به فتنه هاي بني اميّه و بني العباس تا فتنه هاي آخرالزمان و عصر ظهور اشاره داشته باشد.
ليکن به نظر مي رسد با عنايت باينکه خطبه در مقام بيان ملاحم و پرده برداري از حقايق آينده جامعه بشري و نفش اهل البيت (ع) در آينده و در هدايت امت است و با عنايت به کلمات بسيار عميق و پرمعنا

ي اَلا و من ادرکها منّا (از ما خانواده)؟…؟ انطباق آن با وجود نوراني ولي عصرارواحنا فداه نزديک تر به واقع باشد.
تعبيرهاي “يسري فيها بسراج منير”.
شب روي است که با چراغ روشن و نوراني حرکت مي کند.
در قرآن کريم سراج و هاج به رسول اکرم (ص) اطلاق شده است.
مصداق سراج منير نيز در بيان آنحضرت در حد ائمه اهل البيت و مهدي آل محمد (ع) است.
“و يجد و علي مثال الصالحين”.
مصداق آن و حرکت در سمت و سوي صالحان و بر مثال صالحان از ديدگان قرآن و نهج البلاغه و معارف اسلامي وجود مبارک آنحضرت و خلّص عبادالله است.
“اولئک الذين انعم الله عليهم من النبيين و الصديقين و الشهدا و الصالحين و حسن اولئک رفيقا”
بنظر آنحضرت اشاره به آيه کريمه قرآن دارد. که فرمود: انّ الارض يرثها عبادي الصّالحون .
در توصيفات بعدي اقدام هاي ديگر آن بزرگوار را بيان مي فرمايد:
و آن آزاد کردن بردگان و بندگان از قيد و غم غير خدا و گشودن گره هاي امّت اسلامي و جامعه بشري و گسستن پيوندهاي غفلت و جهالت از يکسو و برقرار کردن محيط امن و سلام و آزادي از سوي ديگر است.
اين جملات چه بسا نظير تعبير قرآن کريم راجع به رسول اکرم (ص) باشد که فرمود:” يضع عنهم امرهم والاغلال الّتي کانت عليهم”؛ بارهاي گران و غل ها و زنجير هاي اسارت و بردگي و جاهليت را از دوش آنها بر مي دارد.


امام عصر(عج) نيز بندها و طنابهاي اسارت و غفلت و جهالت و وابستگي را باز مي کند. و بردگان و بندگان خدا را که در دام شياطين گرفتار آمده اند آزاد مي سازد.
بساط وابستگي ها و اسارتهاي روحي و فکري و اعتقادي و سياسي جمع مي شود. و بردگان از قيود بندگي غير خدا آزاد مي شوند.
اين تحوّل در جهان کاري است بزرگ و کارستان. و اين وعده خداوند متعال است باينکه امر امّت براي آنحضرت در اسرع وقت سامان خو اهد يافت و اين تحوّل روحي و معنوي و الهي منشأ تحولاّت ديگر اجتماعي و سياسي و اقتصادي و فرهنگي خواهد شد. و بشريت در مسير تکامل واقعي و تعالي الهي قرار خواهد گرفت. و« يصدع شعبا»….
شعب کفر و نفاق و استکبار و صهيونيزم که با يکديگر گره خورده اند و از يکديگر پشتيباني مي کنند.و عمّال شياطين که در مقابله و ستيز با اسلام علوي و قرآن محمدي (ص) در جنگ و جدال هستند. به برکت آنحضرت متفّرق خواهند شد. و شکاف در ميان آنها خواهد افتاد. و بجاي همگرائي بسوي واگرائي خواهند رفت. و دوستان و پيروان و امت اسلامي و آزاديخواهان عالم باهم يکصدا و متحدّ و هم جهت خواهند شد.


آري در ميان دوستان آنحضرت و جبهه توحيد همگرائي و وحدت حاکم خواهد شد.
و به برکت قيام و هدايت آنحضرت جبهه کفر دچار سردرگمي و تفرقه و شکاف خواهد شد.
و اين از تحولات شگرف جامعه بشري خواهد بود.
صف ها از يکديگر متمايز، همگرائي در يک طرف و واگرائي در طرف ديگر شکاف و تشتّت در ميان گمراهان و فتنه گران و منحرفان.
اتّحاد و انسجام در ميان دوستان و رهروان و رهپويان. با محوريت حضرت بقية الله ارواحنا فداه و رهبري شايسته از خاندان آل پيامبر(ص).
البته اين جملات مي تواند اشاره به عصر غيبت نيز داشته باشد. که آنحضرت مانند خورشيدي در پس ابره

ا به هدايت و عنايت و تدبير امور اهتمام دارند. وامر ولايت امت با آن بزرگوار است و شاهد و حاضر و ولي ووالي و ديده بان الهيٰ و چراغ هدايت انسانيت و صاحب مقام ولايت تکويني و تشريعي و قلب عالم وجوداند. و نسبت به دوستان و رهروان همواره لطف و عنايت دارند.
آنحضرت پنهان از مردم عمل مي کند. بگونه اي که کساني که پي گيري مي کنند آثار آن را نمي بينند گر چه اصرار بورزند.
در آن شرائط گروهي چنان در درک و ادارک و بصيرت و ايمان و معرفت و حضور و شهود خود را بسازند و بر بصيرت و معرفت خود بيفزايند همانند آهنگري که شمشير را تيز مي کند. شمشير فکر و ادارک و بصيرت آنان نيز همانند شمشير تيز و تيز بين و هشيار خواهد شد. البته چشمان آنان با نور قرآن بصيرت خواهد يافت.
” تجليٰ باتنزيل البصارهم “
ودر گوشهاي ايشان تفسير قرآن طنين انداز خواهد شد. و درشامگاهان از کاسه حکمت بنوشند. پس از آنکه در صبحگاهان از جام حکمت و معرفت نوشيده اند.
آري صبح و شام و بصورت مستمر از تجليات رحماني و عنايات الهي و الطاف رباني و مواهب آسماني بهره مند و متنّعم اند. تا هنگامي که زمان مقدّر و وعده الهي فرا برسد.
ايشان با صبر و شکيبايي خود بر خداوند منتي ندارند. و بذل جان را در راه حق بزرگ نمي شناسند. آري اهل صبر در راه خدا و ايثار و جهاد و فداکاري اند. تا قضا و تقدير الهي فرا برسد. و مدت بلا پايان پذيرد. آنها بصيرت هاي خود را بر شمشيرهاي خود حمل خواهند کرد. و به امر راهنما و واعظشان به پروردگار تقّرب جٌسته و تسليم امر او مي باشند. ظاهراً واعظ کنايه و اشاره به حضرت بقية الله امام عصر(عج) دارد.
آري چون اَجَل به پايان رسد. و گروهي در فتنه ها آرميده باشند. و از قيام در راه خدا و جهاد با دشمنان خدا دست بردارند. و با بهانه يا فرار از مسئوليت و يا راحت طلبي و يا اين پندار که فايده ندارد. از باردار ساختن و روشن کردن آتش جنگ با فته انگيزان دست کشيده باشند. وبه خمود و جمود و عزلت و گوشه نشيني و گوشه گيري پناه بردند. و خود را از درگير کردن با جنگ و برانگيختن آتش مبارزه و جهاد با دشمنان خدا کنار کشيدند و بنوعي از خود رفع مسئوليت کردند.
خداوند متعال انسانهاي با حکمت و درايت و بصيرت را برخواهد انگيخت (مفاد آين شريفه يا ايَها الذّين آمنوا من يرتد منک

م عن دينه فسوف يأس الله بقوم يحبّهم و يحبّونه اذله علي المؤمنين اعّزة عي الکافرين يجاهدون في سبيل الله و لا يخافون لومته لائم ذالک فضل الله يوتيه من يشاء و الله ذوالفضل العظيم. تحليل و تفسير اين قبيل بيانات و تحولات اجتماعي وسياسي دهه هاي اخير در رابطه با انقلاب اسلامي و تحولات عراق و لبنان و فلسطين و پيروزي و مجاهدات انسانهاي فداکار و بصير و عارف بالله خود نمونه هائي از آن حقيقت کلي و فراگير و تحولات عظيم جهاني را نشان ميد هد .
اينکه در صبر و شکيبائي بر خداوند منّت نمي گذارند. (لم يمنَوا علي الله با لصبر)اينکه انفاق جان در راه دوست براي آنها آسان و مرگ و شهادت در کام ايشان شيرين است. (و لم يستعظموا بذل انفسهم في الحق).


اينکه دوران بلا و امتحان و آزمايش انسانها بپايان برسد. و قضا و قدر الهي فرا برسد. و وقت و شرائط و زمان اين تحّول

عظيم الهي فراهم شود. واستعدادها و ظرفيهاي به بلوغ برسند. و بشريت آمادگي لازم را براي اين زايش بزرگ پيدا کند. و دردها و رنجها و بلاها او را بسمت آمادگي براي حضور عدالت ـ گستر واقعي فراهم سازد.
و همه در انتظار منجي موعود باشند. و يا آمادگي لازم براي اين تحوّل بزرگ ايجاد شود.
اينکه انسانهاي با بصيرت و سيراب از چشمه هاي علم و حکمت و معرفت براي ياري دين خدا قيام کنند و بصيرت ها را بر شمشيرها حمل کنند. شمشيرها را با بصيرت بردارند و با بصيرت بزنند. در برابر زورگويان و قلدرها که نه از روي بصيرت اسلحه بر مي دارند و نه از روي بصيرت دست به اسلحه مي برند. بلکه بر اساس هواها و هوسها و قدرت طلبي از اسلحه استفاده مي کنند.
اما در نهضت و قيام جهاني مهدي موعود (عج) اسلحه ها در دست مردان با بصيرت است. و از روي بصيرت ب

کار گرفته ميشود. و در جهت اسرار و علوم الهي و حقايق قرآني و عدالت جهاني بکار گرفته شود. و براي حاکميت حق و پاسداري از حقوق مظلومان و ستمديدگان باشد. نه براي زورگوئي و قلدري و تجاوز و تجاسر و مانند آن.
آري در عصر ظهور امکانات و تجهيزات نظامي در خدمت حق و بصيرت و عدالت خواهد بود. و براي تقويت ايمان و معرفت و اجراي عدالت از آنها استفاده خواهد شد.
ج ـ “يعطف الهويٰ علي الهديٰ اذا عطفوا الهديٰ عليٰ الهويٰ و يعطف الرأي علي القرآن اذا عطفوا القرآن علي الر

أي”؛آن بزرگوار هواها ر ابسمت هدايت معطوف مي سازد پس از آنکه هدايت معطوف به هواها شده است،و آراء و انديشه ها را بسوي قرآن بر مي گرداند،زمانيکه قرآن را به آراء و نظريات ساختگي خود بر مي گردانند.
آري آن بزرگوار مردي را که از مسير نوراني و قرآن و حق و عدالت منحرف شده بودند و از هواها و هوسها و تمايلات نفساني و وساوس شيطاني و نفس امّاره پيروي کردند به راه هدايت الهي و صراط مستقيم والايت آسماني هدايت مي فرمايد. و آراء مخالف قرآن کريم و تفاسير به رأي و ديدگاه هاي غلط و سليقه اي و نظريات فاسد و باطل را به سمت قرآن هدايت مي نمايد. و اين از ويژگي بزرگ آنحضرت است :
۱ـ هواها را بسمت هدايت بر مي گرداند.
۲ـ آراء را بسوي قرآن هدايت مي کند.
در حاليکه آنها بعکس کرده بودند و قرآن را بر اساس هواها تفسير مي کردند و هدايت را بر اساس نفسانيت و هواها سوق ميدادند.
اين پيمان نوراني بطور دقيق عنايت و اشاره دارد،به وجودمبارک امام عصر اروحنا فداه و رسالت عظيم آن بزرگوار در احياي قرآن کريم و احياي هدايت الهي در برابر تحريفها و انحرافها و بدعتها و التقاطها و تحجّرها که قرآن را بر اساس رأي و نظر و سليقه تفسير مي کنند و هدايت الهي را نيز بر اساس هواها توجيه و تأويل و تعبير مي نمايند. ط ۱۳۸
در دنبال اين بيان نوراني سخن ديگري از آنحضرت آماده که مطلب فوق را تأييد و تکميل نموده و خود نيز بيان ديگري در رابطه با برنامه هاي امام زمان (عج) و تحولات عصر ظهور است.
“اَلا و في غدٍ و سيأتي غدٌ بما لا تعرفون ـ يأخذا لوالي من غيرها عمّا لها عليٰ مساوي اعمالها و تخرجٌ الارض اقاليذکيدها و تلقي اليه سلماً مقاليدها،فيريکم کيف عدل السيره و يحيي ميّت الکتاب و السنّة”.
آگاه باشيد،در آينده اي که در پيش است. و زود باشد فردا و فرداها حوادث را با خود پيش آورد که شما نمي شناسيد.
حاکم و زمامدار (اسلامي)کارگزاران را بر زشتي اعمالشان مؤاخذه مي کند. (سلامت و صلاح برگارگزاران و حاکمان حاکم خواهد بود. و دست فاسدان و مفسدان از سر مردم کوتاه خواهد شد. و نظام حکومتي از صلاح و سداد و سلامت و عدالت برخوردار خواهد بود.) و زمين پاره هاي جگر خود را بيرون مي ريزد. و تمامي کليدهاي خود را در کمال تسليم در اختيار آنحضرت قرار خواهد داد. کليد گنجهاي الهي و ذخاير زمين و آسمان و در بهار رحمت و عنايت حضرت حق و

تحولات عظيم الهي و تحولات عظيم صنعتي و مديريتي در جهان بوجود خواهد آمد.
۳ـ گنجينه هاي زمين و کليدهاي رحمت و کرامت حق و منابع ظاهري و باطني همه و همه در اختيار آنحضرت قرار خواهد گرفت. و کليه ظرفيتها و استعدادها به فعليت مي رسد و مغزها و فکرها تکميل و صنايع الهي در ميان انسانها به اوج کمال خواهد رسيد.
و از کليه ظرفيتهاي انساني و طبيعي به نحو مطلوب و احسن بهره برداري خواهد شد و همه چيز رنگ و بوي الهيٰ خواهد داد. و در جهت اهداف عاليه ربوبي بکار گرفته خواهد شد. و نظام آفرينش در راستاي اهداف بلند خلقت به پروار خواهد آمد. و عقلها بيدار ـ دلها روشن،چشم ها بينا و گوشها شنوا و همه تسليم امر واعظ بزرگ خلقت و خاتم اوصياء الهي حضرت صاحب الزمان خواهند بود.


“و دانوا ربّهم بامر و اعظهم ”
آنگاه حاکم عادل و عدالت پرور به جهان و جهانيان نشان خواهد داد که : فَيَرٰيکم کيف عدل السيره و يحي ميّت الکتاب و السنَة؛در اين موقع عدالت در سيره را نشان خواهد داد و کتاب و سنّت مرده را احيا خواهد کرد. باميد آن روز.
کارگزاران آنحضرت امين ترين،پاک ترين،عدالتخواه ترين و خدمتگزارترين انسانها خواهند بود. و دست فاسدان و مفستگاه حکومتي عدالتخواه و عدالت پرور محققّ نخواهد شد. و چنانچه نظام حکومتي و مديران در سطوح گوناگون و کارگزاران از عدالت لازم برخوردار نباشند نمي توان انتظار داشت که چرخها بسمت عدالت حرکت کند. در گذشته تاريخ اسلام نيز اين معنا را در ابعاد مختلف شاهد هستيم. آنگاه که انسانهاي پاک و برگزيده اي مانند سلمان فارسي يا مالک اشتر و يا عثمان بن حنيف انصاري و يا هارث همداني و ده ها کارگزار ديگر حکومت اسلامي و علوي (ع) دست بدار مي شدند. تاريخ در برابر حسن عدالت و زهد و قناعت امثال ايشان انگشت حيرت بدندان مي گزد.
بايد مخالف با هوا و مطيع امر مولا باشند. بايد امين دين و دنيا باشند. بايد عارف به حلال و حرام باشند. بايد از خود صيانت کنند. و عامل به احکام نوراني اسلام باشند. و بايد امانتدار و پاسبان حريم عدالت و تقويٰ باشند. البته عناوين ياد شده و عناوين فراوان ديگر همه در روايات آمده است.
البته اين مضامين متعالي در صدها حديث و آيه قرآن کريمه آمده است.


۴ـ عدالت گستري و احياي کتاب وسنت،عطف هواها و هوسها و تمايلات بر هدايت الهي و عطف آراء بر حقايق نوراني قرآن کريم و اينکه زمين گنجينه هاي خود را براي آنحضرت بيرون مي ريزد. و در اختيار آنحضرت قرار مي دهد و يا شايد بتوان گفت با توسعه علوم و فنون در عصر آن حضرت بشريت از کليه ظرفيتهاي نظام آفرينش بنحو احسن استفاده خواهد کرد. و عقلها بيدار مي شود. و دلها زنده مي گردد. و چشمها بصيرت مي يابد.و همه چيز در جهت الهيٰ بکار گرفته مي شود. و با فقر و فساد تبعيض مبارزه مي شود. با کارگزاران نامناسب برخورد مي شود. و صلاح و سلامت و عدالت در کليه شؤون جامعه بشري حاکم مي گردد ـ و دست طاغوتيان قطع مي شود. و ميدان براي خدمتگزاران

و امانتداران آماده مي گردد.

ه ـ در بيان ديگر آنحضرت مي فرمايد:
اَلا انّ مثل آل محمد صلَي الله عليه و اله کمثل نجوم السماء اذا خويٰ نجم طلع نجم فکانکم قد تکاملت من السرفيکم الصنايع و اراکم ما کنتم تآمُلون.