امام مهدي (عج) در كتب مقدس پيشينيان

مساله تشكيل حكومت جهاني واحد و برخورداري جهانيان از يك برنامه كامل حق و عدل ، موضوعي نيست كه خاص اسلام و مسلمانان و خصوصاً شيعيان باشد . بلكه مطلبي است كه اهل اديان عموما بدان بايد اعتراف داشته باشند ، زيرا در كتب مورد پذيرش و قبول آنان دربارة اين مساله مهم بكناياتي قريب بتصريحات وقوع اين حادثه عظيم و بي نظير در تاريخ بشري بشاراتي ذكر گرديده كه ما براي نمونه به بيان برخي از آنها اكتفا مي كنيم .

بنا به نوشته ابوريحان بيروني در كتاب تحقيق ماللهند در كتب مذهبي هندوان قريب به اين مضامين درباره حكومت جهاني قائد عظيم الشان الهي يعني امام عصر (ع) مطالبي ذكر گرديده است :
« در اواخر جنگ چهارم ( دوران چهارم ) مردم روي زمين به فساد گرائيده و بيشترشان كفر ورزيده و مرتكب گناهان بسيار مي شوند و فرومايگان به نامداري رسيده و بسان گرگ درنده به جان ديگران مي افتند و هرچه را كه بدست بياورند به يغما مي برند . كاهنان و روحانيان هم مانند آنها فاسد مي گردند و اكثريت با دزدان مي شود و مردم پرهيزكار و پارسا همه جا مورد تحقير و اهانت قرار مي گيرند . آنگاه “برهمن كلا” ( يعني روحاني نيرومند ) شمشير آخته و با نيروي مقاومت ناپذير مفسدان را از ميان بر مي دارد و زمين را از پليديها پاك مي سازد و نيكان و پاكان را باقي مي گذارد تا به تناسل ادامه دهند . »
در ميان آثار زردتشتيان نيز به مطلبي برخورد مي نماييم كه مي تواند مددكار خوبي در دريافت وقوع حكومت حق و عدل براي ما باشد .
سرگرد اورنگ در كتابي تحت عنوان «يكتاپرستي در ايران قديم» مطالبي را در اين مورد ذكر نموده كه خلاصه قسمتي از آنرا ذيلاً مي آوريم :

” همانطوريكه در همه اديان به ظهور موعود آخرالزمان وعده داده شده است ، در آئين ايران باستان نيز به آمدن چنين موعودي تحت عنوان “سوشيانس پيروزگر” خبر داده شده كه با ظهور او مرده ها زنده مي گردند و رستاخيز برپا مي گردد . بعلاوه آنچه از اوستا بر مي آيد و مفسرين در اين باره نوشته اند اينست كه جنگ دائمي بين سپنتا مينو و انگره مينو يعني راستي و دروغ پايان نمي پذيرد مگر اينكه سوشيانس پيروزگر ظاهر شود و راستي و درستي را در سراسر جهان حكمفرما نمايد . نكته اي كه به نظر جالب مي آيد اينست كه زردتشتيان دعايي بنا

م دعاي زود آمدن سوشيانس دارند . ضمناً بايد متذكر شد كه با آمدن وي عدل و داد در پهنه گيتي گسترده خواهد شد ، بعد از آنكه جهان سراسر در ظلم و جور و جنايت فرورفته باشد ”
در كتب مقدسه اديان قبل از اسلام منجمله تورات و انجيل بشارات فراواني دربارة حكومت امام عصر(ع) و سرانجام اين جهان مي خوانيم و چه بهتر كه سخن خود را در اين مورد با دلالت آيه اي از آيات قرآن مقدس شروع نماييم :
و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكران الارض يرثها عبادي الصالحون ( انبياء ـ ۱۰۵ )
پس با اين دلالت نخست به سراغ زبور داوود يا مزامير داوود مي رويم تا ببينيم اين وعدة الهيه بچه صورتي در آن كتاب بيان گرديده است :
” به سبب شريران خويش را مشوش مساز .. زيرا كه مثل علف بزودي بريده مي شوند .. و بر خداوند توكل نما و نيكويي بكن … زيرا كه شريران منقطع خواهند شد و اما منتظران خداوند وارث زمين خواهند بود ، هان بعد از اندك زماني شرير نخواهد بود و اما حليمان وارث زمين خواهند شد و از فراواني و سلامتي متلذذ خواهند گرديد … شريران شمشير را برهنه كرده و كمان را كشيده اند مسكين و فقير را بيندازند و راست روان را مقتول سازند ، شمشير ايشان به بدن خودشان فرو خواهد رفت و كمانهاي ايشان شكسته خواهد شد … زيرا كه بازوهاي شريران شكسته خواهد شد و اما صالحان را خداوند خلاصه و ماحصل اين آيات كه از عهد قديم مزامير داوود نقل شد اينكه زمين از آن صالحان خواهد گرديد و بالاخره شريران و بدكاران از بين خواه

ند رفت .
در مكاشفة يوحناي رسول مي خوانيم :
” و هر كه غالب آيد و اعمال مرا تا انجام نگاه دارد ، او را بر امتها قدرت خواهم بخشيد تا ايشان را به عصاي آهنين حكمراني كند و مثل كوزه هاي كوزه گر خرد خواهد شد چنانكه من نيز از پدرم خود يافته ام و به او ستارة صبح را خواهم بخشيد . آنكه گوش دارد بشنود كه روح به كليساها چه مي گويد “

راستي بنگريم كه روح چه مي گويد ، برخي از مفسرين اناجيل گمان برده اند كه مقصود از آيات شخص عيسي مسيح (ع) مي باشد ولي دقت در آيات فوق الذكر كه افعالش همه بلفظ مستقبل است نشان مي دهد كه مسيح (ع) از شخص ديگري خبر مي دهد . آري وي مامور است و ماموريتي الهي دارد كه در پرتو ستارة درخشان آئين اسلام و قانون اساسي و زوال ناپذير قرآن مقدس شب يلداي حيات ظلماني و زندگي جهنمي بشر را به عصري درخشان و حياتي روح بخش و بهشتي مبدل سازد . آري مقصود از اين بشارات پرچمدار انقلاب عدل جهاني حضرت مهدي (ع) است كه به قدرت و نصرت الهي بر جهان حكومت خواهد كرد .
امام مهدي (عج) از نظر قرآن و احاديث اسلامي
در اين بخش گزيده أي از آيات قرآن كريم راجع به قيام مهدي منتظر (ع) با تفاسيري كه از ائمه اهل البيت (ع) دربارة وي در ذيل آن آيات آمده سخن خواهيم گفت .
قسمت اول آيات
۱ـ وعده الله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبد لنهم من بعد خوفهم امنا يعبدونني لا يشركون بي شيئا و من كفر بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون . ( نور ـ ۵۵ )
خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده و عمل شايسته انجام دهند وعده فرموده كه آنان را در كره زمين خلافت بخشد همانگونه كه پيشينينان آنان را خلافت بخشيده و دين برگزيدة خود اسلام را بر همه اديان تمكين و برتري عنايت فرمايد و وحشت و هراس آنها را بدنبال ترسشان به امنيت مبدل فرمايد . آنگاه فقط مرا پرستند و به من شرك نياورند و هر آنكس كه آن هنگام كفر ورزد به حقيقت بدكار است . در جلد ۶ تفسير منهج احاديق بسياري نقل كرده كه اين آيه در شأن و وعده به قيام و ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف مي باشد و تمكين و آرامش خاطر و تبديل خوف به امن تام در زمان ظهور صاحب الزمان (عج) مي باشد . در تفسير صافي از امام سجاد (ع) نقل شده كه حضرت آيه شريفه را قرائت فرمود و پس از آن فرمود

 

 

: مؤمنين در آيه به خدا قسم شيعيان ما اهل بيت مي باشند كه خداوند وعده داده است به آنها و انجام خواهد داد به دست مردي از ما كه او مهدي اين امت است .
۲ـ يا ايها الذين آمنوا من يرتد منكم عن دينه فسوف ياتي الله بقوم يحبهم و يحبونه اذله علي المومنين اعزه علي الكافرين يجاهدون في سبيل الله و لايخاقون لومه لائم ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء و الله واسع عليم . ( مائده ـ ۵۴ )
أي كسانيكه ايمان آورده ايد اگر عده أي از شما از دينتان برگرديد در ازاء خدا بزودي گروهي را خواهد آورد كه دوستشان داشته باشد و آنان نيز خداي را دوست دارند و در مقابل مؤمنان فروتن و متواضعند و در برابر كافرين سربلند و با عظمت در راه خدا تلاش سازنده مي كنند و از ملامت هيچ ملامت كننده اي پروا ندارند . اين فضل خداست كه به هر كس بخواهد مي دهد و خداي وسعت دهنده دانا است . در تفسير منهج جلد سوم نقل گرديده از علي بن ابراهيم مفسر معروف كه ذكر كرده اين آيه در شأن مهدي آل محمد (ص) و اصحاب او نازل شده است . در تفسير صافي عينا نقل گرديده كه اين آيه مربوط به ظهور امام عصر (ع) مي باشد .
۳ـ و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين (قصص ـ ۵ )
و مي خواهيم كه بر كسانيكه در روي زمين ضعيف گشته اند منت گذارده و آنان را پيشوايان به حق و وارثين زمين قرار دهيم .
در كتاب شريف بحار الانوار جلد ۱۳ از امام علي (ع) در ذيل آيه فوق روايت شده كه فرمودند : كسانيكه ضعيف شده اند در روي زمين آل محمد اند . خداي تعالي مهدي ايشان را مبعوث نموده و ايشان را عزيز مي گرداند و دشمنان را ذليل مي فرمايد .
۴ـ هو الذي ارسل رسوله با لهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كله ولو كره المشركون. (توبه ـ ۳۳)
اوست آن خدائيكه پيامبرش را با مشعل هدايت و دين حق فرستاد تا اينكه آن دين را بر همه اديان پيروز گرداند ولو اينكه مشركين كراهت داشته باشند . در تفسير مجمع ذيل اين آيه از امام محمد باقر (ع) چنين روايت شده است : ” اين وعده به هنگام ظهور مهدي از آل محمد (ص) خواهد بود . پس كسي باقي نمي ماند مگر اينكه اقرار به رسالت و نبوت رسول اكرم حضرت محمد (ص) خواهد كرد . “

و در كمال الدين شيخ صدوق از حضرت صادق (ع) روايت شده كه نازل نشده تاويل اين آيه و نخواهد شد تا قائم آل محمد (ص) قيام كند . پس چون قيام كرد به خداي بزرگ قادر متعال نه كافري باقي خواهد ماند و نه كسيكه مشرك به امام باشد ، مگر اينكه از خروج آن حضرت ناراحت باشد .
۵ ـ ولقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون . ( ۱۰۵ ـ انبياء )
هر آينه در كتاب زبور حضرت داوود و بعد از تورات نوشتيم كه ارث برندگان زمين بندگان صالح ما خواهد بود . در تفسير صافي به نقل از علي بن ابراهيم است كه گفته بندگان صالح در آيه ، حضرت قائم (ع) و اصحاب آن حضرت مي باشند و در مجمع البيان است از امام باقر (ع) كه فرمودند بندگان صالح در آيه اصحاب مهدي (ع) در آخر الزمان مي باشند .
۶ ـ و اشرقت الارض بنور ربها و وضع الكتاب وجيي بالنبيين و الشهداء وقضي بينهم بالحق و هم لايظلمون . ( زمر ـ ۶۹ )

و روشن گرديده زمين به نور پروردگارش و كتاب برقرار گرديد و انبياء و شهدا را آوردند و بين آنان به حق داوري گرديد و بديشان ظلم نگرديد .
در تفسير صافي در ذيل اين آيه است كه در ارشاد شيخ مفيد از حضرت صادق (ع) روايت شده كه فرمودند وقتي قائم آل محمد (ص) قيام نمايد ، زمين به نور پروردگارش روشن مي گردد و بندگان از نور آفتاب بي نياز خواهند شد و ظلمت و تاريكي بر طرف خواهد گرديد .
۷ ـ امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء و يجعلكم خلفاء الارض . ( نمل ـ ۶۲ )
كيست آنكه به هنگام خواندن درمانده او را پاسخ مي دهد و بدي و شر را از او دور مي گرداند و شما را جانشينان زمين قرار مي دهد . امام صادق (ع) فرمودند اين آيه در حق قائم (ع) نازل گرديده و او همان درمانده اي است كه به هنگامي كه دو ركعت نماز در مقام ابراهيم مي گذارد و خداي را مي خواند خداوند پاسخش را مي دهد و شر را از او دور مي گرداند و او را در روي زمين خليفه قرار مي دهد .
۸ ـ والعصر ان الانسان لفي خسر الا الذين آمنوا و عملوالصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر .
در كمال الدين روايت شده از امام صادق (ع) كه مراد از عصر ، عصر خروج قائم است . ان الانسان لفي خسر ، مراد دشمنان ما است كه در زيانكاريند . الا الذين آمنوا مگر آنان كه ايمان آورده اند به آيات ما و عملوا الصالحات يعني مواسات با برادران مؤمن خود كرده اند در مال خود . و تواصوا بالحق يعني وصيت كرده اند يكديگر را به امامت و تواصوا بالصبر يعني وصيت كرده اند يكديگر را در صبر بر فتنه هاي زمان غيبت قائم (ع) و به دين خود ثابت مانده اند .
۹ـ قل ارايتم ان اصبح ماوكم غورا فمن ياءتيكم بماءمعين .
بگو اگر ديديد آب براي شما فرو رفت كيست كه برايتان آب گوارا را بياورد ؟ از امام باقر (ع) در ذيل اين آيه است كه فرمودند قل ارايتم ان غاب عنكم امامكم فمن ياءتيكم با امام جديد به آن هنگام كه امام شما از شما غائب شد آن كيست كه امام تازه براي شما بياورد ؟
۱۰ـ اذن للذين يقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علي نصرهم لقدير . ( خداي اجازه داده است جنگيدن كساني را كه به آنها ظلم شده و خداي بر ياري آنها قدرت دارد . ) در جلد سي

زدهم بحارالانوار در ذيل اين آيه از امام صادق (ع) اين چنين نقل گرديده كه اين آيه در باب قائم (ع) و ياران وي نازل
گرديده است .
۱۱ـ اعلموا ان الله يحي الارض بعد موتها . بدانيد كه خداي متعال زمين را بعد از مردنش زنده مي گرداند . ( حديد ـ ۱۷ ) از ابن عباس نقل گرديده كه خداوند زنده مي گرداند زمين را با اصلاح كردن و امنيت بخشيدن به آن بعد از مرگش كه همانا جور و ظلم در سطح آن باش

د بوسيله قائم
منتظر (ع) .
۱۲ـ يريدون ليطفئوا نور الله بافواههم و الله متم نوره ولو كره الكافرون . (صف ـ ۸ )
مي خواهند كه نور خداي را با دهانهايشان خاموش كنند در حاليكه خداي متعال نور خود را به حد كمال مي رساند حتي اگر كافران كراهت داشته باشند . از امام صادق (ع) نقل گرديده كه اين اتمام نور توسط قائم آل محمد (ص) انجام مي گيرد .
مشخصات تشكيل دهنده حكومت واحد جهاني
اكنون بررسي ما اينگونه مي شود كه ببينيم عقل چه مشخصاتي را براي تشكيل دهنده حكومت واحد جهاني قائل است و چه كسي را شايسته اين مقام مي داند. عقل گويد تشكيل دهنده و زمامدار حكومت واحد جهاني بايد داراي اين خصوصيات باشد :
۱ ـ در دعوت خود راستگو باشد : رهبر عدل جهاني حقيقتاً خواهان ايجاد عدل و داد باشد. او كسي نباشد كه دعوت بعدل و داد را وسيلة استثمار و استحمار خلق قرار دهد. منظورش از اين دعوت سوار شدن بر مردم و حكومت كردن نباشد. اگر چنين شد يقينا در دعوتش شكست خواهد خورد و موفق به برقراري عدالت نخواهد گرديد؛ چون دروغ مي گويد و منظورش ايجاد عدل نبوده و در صدد ارضاي مطامع و منافع خود مي باشد ، يقينا شكست خورده و توفيق حاصل نمي نمايد.
۲ ـ داراي نقشه صحيح باشد : نقشه اگر صحيح نباشد رسيدن به هدف دشوار بلكه محال خواهد بود. ساليان درازي است كه نعرة عدالتخواهي رهبران احزاب با مسلكهاي گوناگوني كه دارند در جهان بلند است، ولي چيزي كه بچشم نمي خورد عدالت مي باشد و بس . آيا اينان دروغ مي گويند ؟ بقطع و يقين نمي توان گفت كه اينان دروغگويند و قصد فريب مردم را دارند ، بلكه مي توان گفت كه اين مدعيان عدالت گستري ممكن است واقعا هدفشان هم بسط و گسترش عدالت باشد ولي چون نقشه صحيحي ندارند ، بهنگام پياده كردن اهداف خود مواجه با ناكامي و شكست مي گردند و منكوب و مغلوب در گوشه اي مي نشينند.
۳ ـ رهبر عدل جهاني هيچگونه نقطه ضعفي نداشته باشد : چه نقطه ضعف شخصي و چه خانوادگي و ميراثي . زيرا اگر او نقطه ضعف داشته باشد در برابر تهديد عقب مي نشيند و در برابر تطميع از هدف مقدس خويش دست بر مي دارد. . زيرا ستمگران براي حفظ موقعيت خود تهديد مي كنند ، تطميع مي نمايند ، مقام ميدهند ، اعدام مي كنند و شكنجه مي دهند. شايد پيشرو عدل جهاني از هدف خود دست بردارد. عدالتخواهاني كه داراي نقاط ضعف باشند در برابر اينگونه چيزها تسليم مي شوند و در نيمه راه مي مانند ولي رهبري كه پاك شد و نقطه ضعف نداشت تحت تأثير قرار نمي گيرد و آزمندان بيدادگر نمي توانند از او بهره برداري كرده و از آن مقصد عالي بازش دارند.
رسيدن به هدف مقدس عدالت جهاني رهبري بزرگ و پيشوايي بسيار منزه مي خواهد و اينكار از افراد عادي ساخته نيست. عدل جهاني عاليترين مقصود بشري است و بر قرار كننده آن نيز پاكيزه ترين فرد بشر خواهد بود .

هر كس صلاحيت پيشروي كاروان خواستة فطري بشر را ندارد . فرد ايده آل مي خواهد كه بتواند اين ايده بشر را تحقق بخشد. افراد معلوم الحال با سوابق تاريك و سياه كجا مي توانند اين مسئوليت سنگين را بعهده بگيرند و انسانيت را باين كمال مطلوب رهبري نمايند؟
۴ ـ رهبر عدل جهاني بايد نياكانش بپاكي شناخته شده باشند : زيرا كه فردي اصيل و منزه از
خانواده اي اصيل و نجيب و پاك و منزه

خيلي بهتر و سريعتر مي تواند اعتماد و اطمينان جهانيان را در جهت صدق دعوي و ادعايش جلب نمايد تا ندايش را پاسخ گويند و بياريش برخيزند.
اكنون با اين تحليل عقلاني باين سئوال برخورد مي نماييم كه رهبر مقدسي كه داراي شرايط چهارگانه باشد كيست ؟ رهبري كه راستگو باشد ، نقشه أي صحيح داشته باشد ، نقطه ضعف شخصي و خانوادگي نداشته باشد ، خود و نياكانش بپاكي شناخته شده باشند و در پاكيزه ترين محيط پرورش يافته باشد.
با مطالعه مختصري در تاريخ ، عقل اذعان مي نمايد كه هيچ فرد عادي و معمولي بشري داراي چنين مشخصاتي نبوده و نخواهد بود. ولي شيعه معتقد است برقرار كننده حكومت عدل جهاني فرزند بلافصل امام حسن عسگري (ع) است كه بسادگي مي تواند اين ۴ خصوصيت را در اين بزرگوار يافته و در معرض قضاوت ديگران گذارد زيرا :
اين شخصيت عظيم الشأن در دعوي خود راستگوست. دعوت بعدالت را وسيلة بهره وري و استثمار قرار نمي دهد. هدف او از اين دعوت عام خداست و ديگر هيچ . اين بزرگوار برنامه اي صحيح دارد و آن قرآن است . كتابي كه روشنگر راه انسانهاي آزاد انديش و بيدار دل تواند بود . كتابي كه متضمن و متكفل سعادت و به روزي بشر است . و اين مع

اني را در كلمات معجزه آسايش در جهت نجات و رهانيدن انسانها بيان مي نمايد . اين شخصيت عاليقدر داراي هيچگونه نقطه ضعفي نيست . او معصوم است و از گناه و خطا و اشتباه مصون و مبري . او به قدرت و نيروي الهي گرد منكر نمي گردد و آئينه با صفاي وجودش غبار و تيرگي نيافته و نمي يابد . اين رجل برگزيده از خانواده اي است كه اف

رادش به پاكي و پاكدامني ، علم و دانش ، فضيلت و تقوي ، انسانيت و جوانمردي ، بزرگي و بزرگواري ، جود و سخا شناخته شده اند . و بدون شك اگر از تاريخ درخواست كنيم كه خانواده اي را نظير خاندان عصمت و طهارت به ما نشان دهد ، در ارائه عا

جز و ناتوان خواهد ماند . دوست و دشمن جز تقوي و فضيلت و بزرگواري از آنان نديده اند . پس رهبر مقدس بشريت و برقرار كنندة عدل جهاني و نابود كنندة ظلمها و بيداد گري ها بايستي از چنين دودماني ريشه گرفته باشد .
او خلف دهم علي (ع) و فرزند نهم امام حسين (ع) و پسر بلافصل امام حسن عسگري (ع) است . آري جامة رهبري انسانها و ارمغان عدل جهاني بر قامت رساي پسر امام حسن عسكري (ع) زيبنده مي باشد و بس . خداي بزرگ اين موجود منزه را ذخيره نگاهداشته ، تا روزي كه ارادة مقدسش تعلق گيرد و حضرتش قد علم كرده و خواستة فطري بشر را جامة عمل بپوشاند و ظلم و ستم را نابود سازد . عدل را براي هميشه بر روي زمين استقرار دهد و آسايش روحي بشر را تامين نمايد .
لولم يبق من الدنيا الا مقدار يوم واحد لطول الله ذلك اليوم حتي يبعث فيه رجلا من ولدي اسمه اسمي و كنيته كنيتي يملا الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا .
در ميان تمام فرق اسلامي ، اين شيعه است كه افتخار شناسايي افزونتر درهم كوبندة كاخهاي ظلم و ستم و تشكيل دهنده حكومت واحد جهاني را دارد . شيعه اي كه بنا بر روايات صحيح و فراوان باور مي دارد كه آن رهبر فرزند بلافصل امام حسن عسكري (ع) ، متولد در سال ۲۵۵ هجري در شهر سامراء نام مقدسش نام پيامبر اكرم و كنيه اش كنيه رسول خدا (ص) ، برنامه اش پياده كردن احكام خدا و بسط عدالت همگاني و بهم زدن حكومتهاي ظلم و جور و خودكامه مي باشد .
قطعي است اينچنين اعتقادي كه بسيار زيبا مي تواند صف قدرتمندي را در مقابل هر نوع تجاوز و استعمار و استحمار ايجاد نمايد ، هرگز از فريب و حيله و مكر بازيگران عقيدتي و سياسي نمي تواند ايمن باشد . لذا در طول تاريخ اين اعتقاد شبهات و دسته بنديها و احزاب گوناگون در برابر شيعه صف آرائي كرده و به القاء شبهه به اين اقليت مجاهد در زمي

نه رهبري امام عصر(ع) پرداخته اند . ولي چه زيبا مي گويد استاد شهيد مرتضي مطهري كه : ” اسلام در هر جبهه اي كه مورد حمله قرار گرفته ، از همان جبهه سربلند بيرون آمده است . “
غيبت و فلسفه آن

از آنجا كه سخن درباره مسعود امام عصر ارواحنا فداه الزماً به بحث درباره غيبت ايشان مي انجامد ، بسيار مناسب به نظر مي آيد كه در اين زمينه نيز مطالبي چند به رشته تحرير درآورده ، به مقدار دانايي و برداشتمان از مجموعة روايات قلم فرسايي نماييم . مساله غيبت و علت آن از جمله مسائل و اموري است كه در روايات مربوط به امام عصر (ع) درباره آن تصريح گرديده است . براي نمونه به دو مورد آن اشاره مي كنيم :
۱ـ در صفحه ۲۵۴ منتخب الاثر حديث ۱ چنين مي خوانيم : مسلم ابن مسعده گويد : نزد امام صادق (ع) بودم كه پيرمردي قامت خميده و تكيه بر عصا وارد شد و سلام كرد و پاسخ شنيد . آنگاه گفت : اي پسر رسول خدا دستت را بده تا ببوسم . حضرت درخواست او را اجابت فرمودند . آنگاه پيرمرد شروع به گريه كرد . حضرت صادق (ع) علت گريه اش را سئوال فرمودند ، جواب داد : اي فرزند پيغمبر ، مدتهاي مديد به انتظار مهدي شما نشستم و به خود مي گفتم اين سال و اين ماه ظهور مي فرمايد ، تا سنم زياد و استخوانهايم شكننده گرديد و مرگم نزديك شد و ضمناً در شما اهل بيت اموري را ملاحظه مي كنم كه دوست داشتني نيست ، شما را مي بينم كه مي كشندتان و تبعيدتان مي كنند ، در حاليكه دشمنانتان در هواي شادكامي و دلخوشي پرواز مي نمايند . پس چگونه گريه نكنم ؟ پس آنگاه چشمان حضرت صادق (ع) نيز اشگين شد و فرمود : أي پيرمرد اگر ترا خدا آنچنان عمري دهد تا مهدي ما را ببيني ، همراه با ما در مقامي بلند هستي و اگر هم از دنيا رفتي ، روز قيامت همراه با اهل بيت رسول اكرم (ص) كه يكي از دو ثقل هستند خواهي آمد و محشور با آنان خواهي شد . پس پيرمرد اظهار كرد بعد از شنيدن اين مطلب ديگر نگران نيستم و ناراحتي ندارم . آنگاه امام (ع) فرمودند : أي پيرمرد ، بدان كه قائم ما از صلب حسن ( امام حسن عسكري ) و حسن از صلب علي ( امام هادي ) و علي از صلب محمد ( امام جواد ) و محمد از صلب علي ( امام رضا ) و علي از صلب فرزندم موسي خارج مي شود و ما دوازده امام هستيم كه تماماً معصوم و پاك مي باشيم .
پس پيرمرد سئوال كرد : آيا برخي از شما بر برخي افضليت داريد ؟ فرمودند : خير ، هيچكدام از ما بر ديگري برتري نداريم ولي برخي از ما از برخي ديگر اعلم مي باشيم . اي پيرمرد اگر از عمر دنيا بيش از يك روز باقي نماند ، خدا اين روز را طولاني مي گرداند تا قائم ما ظهور نمايد . پس بدان كه شيعيان ما در امتحان و حيرت در غيبت مهدي (ع) مي افتند ، اينجاست كه خدا مخلصين را بر هدايت خود ثابت نگاه مي دارد . بار خدايا آنان را بر اين ثبات عقيده ياري فرما .
۲ـ كمال الدين : عن الاصبغ بن نباته عن اميرالمؤمنين (ع) انه ذكر القائم (ع) فقال اما ليغيبن حتي يقول الجاهل ما لله في آل محمد حاجه .
اميرالمؤمنين (ع) درباره مهدي (ع) سخن مي فرمودند و آنگ

اه بيان فرمودند اما يقيناً غيبتي خواهد داشت تا اينكه جاهل بگويد : خدا چه نيازي به آل محمد (ص) دارد ؟
علت غيبت
قبل از اينكه به بحث درباره فلسفه غيبت پردازيم ، لازم به تذكرمي دانيم كه موضوع غيبت فقط اختصاص به امام عصر(ع) ندارد ، بلكه اين موضوع و حالت براي انبياء و حجج الهيه به فراواني به وقوع پيوسته است و برخي از آنان داراي اين خصيصه مي بوده اند . براي اثبات اين مساله شواهدي از قرآن كريم و روايات بيان مي داريم :
۱ـ سوره بقره آيه ۲۵۹ : او كالذي مرعلي قريه وهي خاويه علي عروشها قال اني يحيي هذه الله بعد موتها فاماته الله مائه عام ثم بعثه قال كم لبثت قال لبثت يوماً او بعض يوم قال بل لبثت مائه عام فانظروا الي طعامك و شرابك .
عزيز پيغمبر روزي بر قريه اي مي گذشت و ديد كه ويران گرديده گفت : چگونه خداي اين مردگان را بعد از مرگشان زنده مي گرداند ؟ پس خداي او را صد سال مي رانيد و آنگاه بر انگيختش و از او سئوال كرد : چند مدت در اينجا درنگ كردي ؟ پاسخ داد : روزي يا پاره اي از روزي را . فرمود : صد سال در اينجا درنگ كرده بودي . نگاه كن به غذا و آشاميدنيت كه تغيير نكرده است . وجه استدلال بر اين آيه اين است كه اين حجت خدا و پيغمبر حق در مدت صد سالي كه خدا او را مي راند ، در حال غيبت از قومش بوده و در اختيار قوم خود نمي بود . در اين مدت پيروان او امور خدا را چگونه اداره مي نمودند ؟
۲ـ كمال الدين صفحه ۲۲۶ ببعد در غيبت ادريس پيغمبر سخن مي گويد ، كه بعلت بدكاري و تيره دلي و ناپاكي مردمان غيبت را برگزيد و در غاري سكني گزيد ، تا آنگاه كه كار شيعيان او بجايي رسيد كه قوت آنان بريد و از همه جا مايوس و نااميد گرديدند و به دنبال مدتي نابساماني و تيره روزي و بي آبي و قحط و غلا ، كه معلول بدكاري آنان بود به بازگشت و ظهور مجدد ادريس خداي تعالي بر آنان آب و نعمت را ارزاني داشت .
۳ـ كمال الدين صفحه ۲۳۷ : درباره غيبت حضرت صالح سخن مي گويد : امام صادق (ع) فرمود : صالح مدتي از ميان قوم خود غيبت كرد . روزي كه غايب شد ، مردي كامل و خوش اندام بود ، ريش انبوهي داشت و شكمي خفته ، گونه هايش سبك بود و در ميان مردان ميانه بالا و چون نزد قوم خود برگشت تغيير شكل داده بود و او را نشناختند . قومش هنگام برگشت او سه دسته شده بودند : منكران جدي كه هرگز بر نمي گشتند ، اهل شك و ترديد و اهل ايمان و يقين .
۴ـ غيبت حضرت ابراهيم (ع) . بدين ترتيب كه غيبت ابراهيم خليل الرحمن صلوات الله عليه مانند غيبت قائم ما است بلكه عجيب تر است از آن . زيرا خداي عزوجل اثر حضرت ابراهيم را از همان وقتيكه در شكم مادر بود پنهان داشت ، پس امر ولادتش پنهان داشت تا وقتي مدت غيبت به سر آمد و ظهور كرد … سپس دوباره غايب شد و تنها به گردش در شهرها پرداخت .
۵ ـ غيبت حضرت يوسف (ع) . يكي از شباهت هايي كه در امام عصر (ع) از يوسف پيغمبر وجود دارد اين شباهت است كه سدير از امام صادق نقل مي كند :
سدير گويد : از امام ششم شنيدم مي فرمود : كه در قائم روشي است از يوسف . گفتم گويا به ياد خبر او يا غيبت او باشيد . به من فرمود اين امت خوك صفت منكر نيستند كه برادران يوسف سبط بودند و پيغمبر زاده . با يوسف تجارت كردند و خريد و فروش كردند ، با آنكه برادرانش بودند و او هم برادرشان بود ، او را نشناختند تا خودش به آنها گفت من يوسف هستم و اين برادر من است . پس چرا اين امت منكر مي شوند كه خداي عزوجل در يك روزگاري بخواهد حجت خود را از آنها پنهان كند . يوسف روزي پادشاه مصر بود و ميان او و پدرش ه

جده روز مسافت بود و اگر خدا مي خواست جاي او را به پدرش بفهماند توانا بود …
غيبت پيامبر اكرم (ص) ك بنا به اجماع مورخين پيامبر اكرم (ص۹ به هنگام مهاجرت از مكه به مدينه مدتي را در غار پنهان بودند و در همين برهة زماني پيامبر (ص) براي مردم در حال غيبت بودند و اگر مردم مي خواستند به او رجوع كنند و از احكام دين بپرسند مي

توانستند او را ملاقات كنند و خدمت او برسند يا نه ؟ اگر مي توانستند كه حضرت پنهان نبوده و اگر نمي توانستند پس وجود و عدم ايشان به اعتقاد منكرين يكسان بوده است . اگر گفته شود كه پيامبر اكرم (ص) در اين مدت حفظ جان خويشتن مي فرمايند . بعلاوه پيامبر اكرم (ص) بگاه ظهور و حضور خويشتن هم در حال غيبت براي عده اي مي بودند . مثلاً در مكه كه بودند در مدينه غايب بودند و چون در مدينه بودند در مكه غايب مي بودند و چون در سفر مي بودند در وطن نبودند و چون در وطن بودند در سفر نبودند .
غيبت ائمه ديگر : به همان تفصيلي كه در سطور فوق درباره رسول اكرم (ص) نقل كرديم ، درباره ائمه ديگر هم به همان گونه مي توان مطلب را بيان كرد . مثلاً امام علي (ع) نسبت به شيعياني كه در بصره زندگي مي كردند حال غيبت را داشتند . امام صادق (ع) كه در مدينه زيست مي كردند ، نسبت به شيعياني كه در ساير نقاط كشورهاي اسلامي زندگي مي كردند ، حال غيبت را داشتند . امام موسي بن جعفر (ع) در مدت زماني ( ۷ ـ ۱۴ سال ) كه در زندان هارون بسر مي بردند نسبت به كلية شيعيان در حال غيبت مي بودند و شيعيان به ايشان دسترسي نداشتند با اينكه محل ايشان را مي دانستند . حضرت رضا (ع) زمانيكه در طول مي بودند نسبت به شيعيان كوفه و مدينه و نيشابور در حال غيبت مي بودند .
علل غيبت
۱ـ علت غيبت مشخص نبوده و حكمتي از حكمتهاي خداست ، عبدالله بن فضل هاشمي مي گويد كه شنيدم از امام صادق (ع) كه براي صاحب الامر غيبتي است طولاني كه در آن هر باطلي به شك و ريب افتد . سئوال كردم فدايت شوم علت چيست ؟ فرمود علت غيبت همانست كه در غيبتهاي حج قبل بود و اين حكمت ظاهر نمي شود مگر بعد از ظهور ، همانگونه كه فلسفه كارهاي خضر(ع) به موسي (ع) آشكار نشد مگر به هنگام جدايي شان . پس بدان اي ابن فضل ، اين مطلب سري از اسرار خدا و غيبي از غيبهاي پروردگار بوده و ما چون اعتقاد داريم خداي حكيم است و از حكيم كار بيهوده و عبث سر نزند اين مطلب را نيز جزو حكمت ها دانسته اند و مي پذيريم .
۲ـ غيبت امام براي آنست كه بيعت طغيانگري بر گردنش نباشد . از محمد بن عثمان نايب دوم امام دربارة غيبت سئوال شد از ناحيه مقدسه ولي عصر(ع) پاسخ آمد كه بر گردن تمام آباء من بيعت طغيانگر زمانش بود و آن هنگام كه من ظهور كنم بيعت هيچ ستمگري را بر گردن ندارم .
۳ـ امام (ع) از بيم كشته شدن غيبت اختيار فرموده است . زرار

ه از امام صادق (ع نقل مي كند كه فرمودند : امام زمان (ع) قبل از ظهورش داراي غيبتي است . پرسيدم چرا ؟ چون از كشته شدن مي ترسد .
۴ـ يكي از علل غيبت امتحان و اختبار مردمان است . همانگونه كه مي دانيم براي هر فردي از افراد بشر پروردگار عزيز امتحانات و اختباراتي را معين فرموده اس

ت ، همانگونه كه در سوره عنكبوت مي خوانيم : آيا مردمان گمان كرده اند همينكه گفتند ما ايمان آورده ايم ، آنان را رها مي كنيم ؟ به همان گونه كه پيشينيان آنان را آزمايش كرديم ، آنها را نيز مي آزمائيم تا در ميان راستگويان از دروغگويان مجزا و مشخص گردند .
مساله امتحان و اختبار از مسائلي است كه در روايات ما دربارة آن پافشاري و تاكيد گرديده و بنا بر احاديثي يكي از مواد امتحاني و اختباري همين موضوع غيبت دوازدهمين رهبر و آخرين منجي
بشري است .
كيفيت قيام مهدي (عج)
اين سئوال اغلب بصورت اشكال و ايراد و يا حداقل نقطة ابهامي كه در اذهان موجود است مطرح مي شود كه با پيشرفت دانش و پيدايش سلاح هاي وحشتناك و دهشتناك كه امروزه شاهد و ناظر آن هستيم نحوة قيام امام منتظر (ع) چگونه خواهد بود و ايشان با چه قدرت و نيرويي با اين سلاح هاي مدرن پيكار خواهند فرمود و برنامه و هدف خويش را پياده مي نمايد ؟ در پاسخ اظهار مي داريم كه :