امر به معروف

امر به معروف و نهي از منكر از مهمترين مواردي است كه در دين اسلام به اجراي صحيح آن تاكيد شده است. اما همين اجراي صحيح آن همواره با مشكل روبه رو بوده است.
بله ، باز هم افراط و تفريط اين دو غول وحشتناك كه همواره رو به روي تمام مسائل اساسي اسلام قرار گرفته و مانند شمشيري برنده در دست دشمنان اسلام صلاح مي شود. و حتي گاهي اوقات حكم خنجري را دارد كه در دستان يك مسلمان قرار مي گيرد كه ندانسته به دين خود و شخص ديگري ضربه مي زند.

گرچه پرداختن به اين فريضه حساس الهي نيازمند تخصص ، تلاش و تحقيق گسترده است. اما تصميم گرفتم اين دو موضوع را براي ارائه تحقيق و كنفرانس در كلاس درس اخلاق اسلامي انتخاب كنم . در اين تحقيق سعي خواهم كرد از كتاب هاي ارزشمند استاد مطهري ، دكتر بهشتي ، دكتر شريعتي و حضرت امام خميني (قد) استفاده كنم. در اين تحقيق ابتدا سعي بر ارائه ي تعريفي از

فريضه ي امر به معروف و نهي از منكر مي كنم در بخش دوم به واقعه عاشورا كه بنا به گفته استاد شهيد مطهري بزرگترين نماد تاريخي اسلام در امر به معروف و نهي از منكر است مي پردازم و در بخش سوم به بررسي وضعيت كنوني اجراي امر به معروف و نهي از منكر در كشورمان خواهم پرداخت.

بخش اول : امر به معروف و نهي از منكر چيست ؟
از واجبات كفايي است و در معناي لغوي براي كساني كه كوچكترين آشنايي با زبان عربي داشته باشند قابل فهم است كه امر به معروف و نهي از منكر يعني دعوت به انجام كارهاي خوب (خوب در اينجا به معني كارهاي برابر با موازين شرعي اسلام ) و ممانعت و بازداشتن از كارهاي بد و زشت، اما اگر قرار بود فقط همين معناي لغوي را در نظر بگيريم ديگر نيازي به نوشتن اين همه كتاب و

برگزاري اين همه گردهمائي و . . . نبود.
همه به راحتي اين معناي لغوي را فهميده بودند. وقتي در اين كتاب ها كمي متمركز شويم به سهولت در مي يابيم كه خير، مسئله مفهومي تر از اين حرفهاست. امر به معروف و نهي از منكر از جمله ي مهمترين احكامي است كه لازمه ي اصلي و لاينفك توجه به مقتضيات زمان و مكان است.
آيا امر به معروف و نهي از منكر حسين ابن علي (ع) در صحراي كربلا و آن در خون غلطيدن ها با حمله ي سپاه علي ابن ابيطالب به خوارج و كشتن آنها به يك شكل بود ؟

توصيه علي (ع) براي مروت با قاتل خودش پس از مرگش با ضربات شلاقي كه علي (ع) بر پشت وليد (از حكماي عثمان) مي زد به يك صورت بود .
پرواضح است كه خير نه اين مثل آن بود و نه آن مثل اين ، اما در معنا هردو يكي بودند. همه ي موارد بالا نمونه اي از اجراي امر به معروف و نهي از منكر بودند. پس روشن است كه مهمترين

مسئله در اجراي امر به معروف و نهي از منكر توجه و علم به مقتضيات زمان و مكان است .
اما مطلب ديگري كه در مورد امر به معروف و نهي از منكر قابل بررسي است ابعاد اين فريضه ي الهي است بدين صورت كه ما مي توانيم چند بعد را در نظر بگيريم :
۱ـ بعد اخلاقي و تربيتي (مثل نوع برخوردهاي يك پدر و مادر با فرزندشان يا يك معلم مدرسه با شاگردانش )
۲ـ بعد فرهنگي اجتماعي (مثل نوع برخورد با هنجارها و ناهنجارها ي رفتاري جامعه )
۳ـ بعد سياسي (مثل نوع برخورد با تحركات سياسي احزاب و تشكل ها )
و نوع چهارم كه مخلوطي از نوع ۲ و ۳ است مانند فرمان تاريخي حضرت امام براي تشكيل بسيج در زمان آغاز جنگ تحميلي ، در ا ينجا با توجه به اين كه اين تحقيق جهت ارائه در كلاس درس اخلاق اسلامي و آئين زندگي نوشته مي شود ما به بعد فرهنگي ـ اجتماعي اين فريضه ي الهي مي پردازيم .
ضمناً قابل ذكر است كه در مثال هايي كه در بالا براي روشن شدن ابعاد امر به معروف و نهي از منكر آمده است منظور از ((برخورد)) مواجه شدن نه به معناي مانع شدن و سد كردن است.

بخش دوم : بررسي بعد فرهنگي اجتماعي

مسئله اي كه در اين جا لازم به توضيح است اينست كه ما بدانيم امر به معروف و نهي از منكر گرچه بر تمامي مسلمانان واجب است اما در نوع اجرا به موارد مختلفي تفكيك مي شود.
شرايط امر به معروف و نهي از منكر :
امر به معروف و نهي از منكر از واجبات كفايي است كه احراز شرايط زير براي شخصي كه مي خواهد اين كار را بكند لازم است :
۱ـ اگر كسي بداند امر به معروف و نهي از منكر اثر نمي كند وجوب از آن شخص برداشته مي شود.

۲ـ اگر كسي معروف و منكر را نمي شناسد وجوب از او برداشته مي شود.
۳ـ اگر كسي احتمال دهد كه امر يا نهي ضرر قابل توجه دارد بر او واجب نيست.
۴ـ نسبت به چيزي كه امر يا نهي مي كند علم داشته باشد.
پس مشاهده كرديم كه اجراي اين فريضه ي الهي لازمه ي رعايت كردن موارد بالاست. چه بسا بسيار افرادي بودند كه مي خواستند با امر به معروف و نهي از منكر به فرد ناداني كمك كنند اما نه تنها موفق به كمك كردن به آن شخص نشدند بلكه موجب انحطاط بيشتر او نيز شده اند.
در بخش بعدي در اين مورد بيشتر بحث خواهد شد.
شايد همواره وقتي با جمله ي امر به معروف و نهي از منكر برخورد مي كنيم نا خود آگاه با يك احساس خشونت مواجه شويم و اين احساس كه در خيلي از جوانان تداعي مي شود متاسفانه دلايل گوناگوني دارد از جمله اجراي ناصحيح آن كه موجب نوعي ترس در فرد مي شود.
گرچه همانطور كه مي دانيم امر به معروف و نهي از منكر مراتبي دارد كه در زير آمده است :
الف ) نوع اول امر به معروف و نهي از منكر با زبان است كه آن نيز با در نظر گرفتن شرايطي كه در بالا آورده شده براي فرد واجب مي شود.

ب ) اما حالت دوم كه در اجراي امر به معروف و نهي از منكر وجود دارد برخورد انتظامي است كه اين نوع دوم نه تنها بر همه واجب نيست كه بر افراد خاص و شخصي وظيفه است مثلا از بعد تربيتي پدر يا مادر تنها كساني هستند كه مجاز به اين نوع برخورد با فرزندشان هستند.
گرچه براي برخورد آنان نيز خط قرمزهايي وجود دارد در مورد ساير ابعاد نيز مسئله به همين صورت است مثلاً در بعد اجتماعي اين وظيفه ي پليس است كه در صورت لزوم برخورد انتظامي بكند و در مورد ابعاد امنيتي اين وظيفه سپاه و ارتش است كه دخالت كنند نه هركس به طور خودسر، در پايان اين بخش يادآور مي شويم كه همواره برترين و بزرگترين امران به معروف و ناهيان از منكر

پيامبران و امامان بوده اند و اين تاييدي است بر اين مدعي كه امر به معروف و نهي از منكر كار صالحان است و ادامه راه پيامبران خدا .
بخش دوم :
در اين بخش به بررسي مواردي از اجراي امر به معروف و نهي از منكر در طول تاريخ مي پردازيم و سپس نتايج حاصله از آنرا بررسي مي كنيم.
گرچه تعداد زيادي از اين موارد را مي توان بررسي كرد ما به اختصار به چند مورد اشاره مي كنيم.
الف ) واقعه ي عاشورا :
همه ما با حادثه ي عاشورا و شهادات امام حسين (ع) و يارانش آشنا هستيم . واقعه ي جانگدازي كه مهمترين هدف از آن احياي دين بود . دين اسلامي كه پس از حادثه ي تاسف بار حكميت در جنگ صفين همچون شمعي رو به خاموشي نهاده بود. اسلامي كه اثر آنروز امام حسين بر عليه به تاريخ سپرده شدنش قيام نمي كرد. ي احياي دوباره دين اسلام كه حاصل رنج ها و مصيبت هاي جد بزرگوارش حضرت محمد (ص) بود قيام كرد. و اين قيام بر عليه ظلم و ستم معنايي نداشت جز اجراي فرمان خدا مبني بر امر به معروف و نهي از منكر ، بدون شك هدف بلند آن حضرت در نهضت عدالتخواهانه عمل به دو اصل مترقي امر به معروف و نهي از منكر يا دعوت به قانون مداري و هشدار از قانون شكني و خودكامگي است.

اگر مي بينيم امام حسين در قضيه عاشورا امر به معروف و نهي از منكر را از روش برخورد انتظامي ـ نظامي اجرا كرد دليلش اين بود كه نه تنها پدر و برادر و حتي خود ايشان به مدت چند سال با رفتن به منبرها و سخنراني هايشان و نامه هايشان و . . . روش اول را بسيار امتحان كرده بودند، بلكه حتي در هجرت به سمت كوفه با سپاه نيز به نيت قطعي امام نبود.
امام حسين در كربلا بعد از اينكه متوجه شدند كه حاكمان زور و استبداد به هيچ وجه قصد تغيير در رفتارهاي خود را ندارند مجبور به جنگيدن شدند. نقل است از ايشان كه فرموده ان

د : ((اگر جز با كشتن من دين جدم احيا نمي شود پس اي شمشيرها مرا دريابيد )) پس مشاهده مي كنيم كه امام حسين (ع) در اجراي فريضه ي امر به معروف و نهي از منكر آخرين مرحله را جنگيدن در نظر گرفته بود. كه متاسفانه جز با همين كار رسيدن به هدف ممكن نبود.
شايد سوالي در اينجا به ذهن خطور كند كه ما پيشتر گفتيم كه يكي از شرايط انجام امر به معروف و نهي از منكر اينست كه شخصي از شر نادان در امان باشد و موجب صدمه ديدنش نشود پس چرا امام حسين (ع) چنين نكرد.
بايد توجه كنيم كه شرايط بيان شدن در بخش قبل در شرايط عادي قابل احراز است اما در زمان حادثه ي عاشورا شرايط مسلمانان و دين اسلام فوق العاده خطرناك بود. در آن زمان آزادي و آزادگي كه از ثمرات حكومت ديني بود در اسارت ظالمان اموي بودند. معاويه حكومت و خلافت اسلامي را حق خود و خانواده اش دانسته بود و آنرا همانند سلطنت در كشورهايي چون ايران موروثي كرده بود و اسلام حقيقي و مسلمانان واقعي را گوشه گير و منزوي كرده بود

و مردم را شايسته نظر دادن در مورد حكومت و حاكمانش نمي دانست.

پس امام حسين قيام كرد براي آزادي و آزادگي و فرمود و اِني لم اخرج شعراً و لا بطراً و لا مفسداً و اِنما خَرجتُ لِطلب الا صلاح في امه جدي اريد اَن آمرو بالمعروف و انهي عن المنكر و اَسيره بيده جدي و ابي . . .
من از شهر و ديار خويش نه براي راحت طلبي و وانهادن مسئوليت به راه افتادم و نه براي خوش گذراني و بيهوده گي . كه نه انگيزه ام ستم كاري و بيدادگري و نه تبهكاري بلكه مي خواهم جامعه را از نگونساري و اسارت نجات دهم و به خواست خدا به سامان آورم و اصلاح كنم.
پس مشاهده مي شود كه اصلاح و آزادي از مهمترين هدف هاي امام حسين (ع) براي قيامشان بوده است. به لشكريان سپاه عمر كه مي داند پس از شهادتش چه به زور زنان و بچه ها و اس

يران مي آورند توصيه مي كند كه اگر به دين و آيين و قانون و مقرراتي پايبند نيستند لا اقل آزاده باشيد.
آري در كربلا رسالت حسين (ع) جز با شهادت خودش و يارانش به انجام نمي رسيد اما پس از شهادت امام و يارانش روز عاشورا تمام شده بود نه رسالت عاشورا از اين به بعد زينب كبرا (ع) پرچمدار راهي بود كه برادرش آغاز كرده بود.

او با سخنراني ها و افشاگري هاي رفتار و جنايات سپاه ظاهراً مقدس يزيد در واقعه كربلا حصار نفوذ ناپذيري و قداست ظاهري حكومت يزيد را شكست و مردن را نسبت به واقعيات روشن ساخت و پس با قيام مختار رسالت عاشورا پايان گرفت و چون برگي زرين در تاريخ اسلامي مسلمانان حقيقي و مانند برگي ننگين در طومار اسلام ستيزي معاويه و يزيد براي هميشه روزگار جاويد ماند و تا همكنون اثرات و نتايج خود را براي بيداري مسلمانان باقي گذاشت.
همانطور كه حضرت امام خميني (قد) فرمودند: محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است (سال ۱۳۶۶ سخنراني در روز عاشورا) بله امام حسين به شهادت رسيدن تا ما اكنون بدانيم كه آزادي و آزادگي اسلامي كه امروز كلام هر مسلمان و نامسلمان مي شود به قيمت خون او بدست آمده .
حال همه ي ما بيشتر مي توانيم وسعت حركت امام حسين را و عظمت امر به معروف و نهي از منكر هميشگي او را درك كنيم.
اينك كه اين مسئله تاريخي را كه در سال ۶۰ هجري رخ داد مرور كوتاهي كرديم بر آن هستم تا در بخش بعد كه مفصل ترين بخش اين تحقيق است به بررسي وضعيت كنوني امر به معروف و نهي از منكر در كشور بپردازم.
بخش سوم :

هرگاه در كشور ما اعلام مي شود كه مثلاً از فردا هفته ي امر به معروف و نهي از منكر است فوراً همه ي مردم منتظر حضور بيشتر پليس و لباس شخصي ها در سطح شهر مي شوند. مادرها به دخترهاشون هشدار مي دهند كه تو خيابون حجابت رو رعايت كني ها و گرنه بهت گير مي دن. قرارهاي دختر و پسرهايي كه اهل قرارگذاشتن كمرنگ تر و با احتياط بيشتري همراه مي شه و صداي پخش موسيقي ماشين ها هم كم مي شود چه ما خوشمان بيايد و چه ناراحت شويم اين ها حقيقت است و حقيقت محضي است كه ما جوانان بيشتر از هركسي بر آن واقفيم.
اما سوال اينجاست كه يعني اين امر به معروف و نهي از منكري كه در بخش قبل ديديم امام حسين (ع) چقدر در مورد آن اهميت قائل شدند و جان و مال و ناموس خود را به خطر انداخته اند همه اش به همين معنايي است كه در با لا آمد.
آيا به جاي آن دختري كه از ترس اينكه پليس او را بازداشت كند با وحشت از خيابان هاي تاريك و بيراهه مي گذرد نبايد دل آن كسي بترسد كه پول نفت اين مملكت را به تاراج مي ده

د؟ آيا به جاي آن پسر و دختري كه در صحن دانشگاه مشغول صحبت كردن هستند و هر لحظه از ترس اينكه مامور حراست دانشگاه بيايد و آنها را به كميته ي انظباطي دعوت كند نبايد دل آن رئيس حراستي بلرزد كه با ۲، ۳ دختر دانشجو در اتاق و پشت درهاي بسته خلوت مي كند و از گريه و التماس آنها لذت مي برد؟ آيا گرفتن پست و مقام و داشتن لباسي خاص به معني مصونيت در برابر امر به معروف و نهي از منكر است؟
متاسفانه نمي توانم در يك تحقيق درسي مثا

ل ها و نمونه هاي متعددي از اين قبيل حوادث تلخي را كه در اطراف خودمان مي بينيم را ذكر كنم اما گفته كه عاقل با اشاره اي متوجه مي شود ، آري متاسفانه امروز اين چنين است به جاي اينكه با مقوله ي فرهنگي مثل حجاب ، مثل روابط دخترها وپسرها و . . .