انسجام اسلامی

هدف جنگ به طور کلی تحمیل اراده و خواست بر طرف مقابل است. از این رو هدف جنگ روانی نیز تحمیل اراده و خواست اعمال کننده جنگ روانی به طرف مقابل است که با دو ویژگی هزینه کمتر و احساس رضایت طرف مقابل همراه است. در جنگ روانی اخیر هم که دشمن علیه انقلاب اسلامی به کار گرفته است در مرحله اول در صددند تا رفتار جمهوری اسلامی را در موضوعات جهانی و منطقه ای تغییر داده و در مرحله بعد اگر موفقیت حاصل شود، گام بعدی تحمیل تغییر رژیم و ۳

حاکمیت بر ملت مبارز ایران است. و در مرحله ی سوم هدف نابودی و تغییر در افکار و اندیشه های اسلام ناب تشیع می باشد که در نهایت تغییر ماهیت و نابودی اسلام عزیز در اهداف بلند مدت در نظر گرفته شده است. البته این اهداف دشمن است. و اینکه پیاده سازی این اهداف را داشته باشد بحث دیگری است.
اما با توضیحات معلوم می شود که برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی به دنبال اعمال جنگ روانی برای تغییر نگاه ها و نگرش ها و رویکردهای حاکمان و نخبگان جامعه ـ که به عنوان مؤثرترین عامل تغییر شناخت شناسی و تمایلات مردم محسوب می شوند ـ هستند. بنابراین در این سطح هدف جنگ روانی اخیر دشمن ایجاد رعب و وحشت و ترس و انفعال نخبگان و اعمال عملیات فرا روانی در رابطه با مسئولان و نخبگان جامعه است تا اینکه توان تصمیم گیری صحیح و هدایت درست سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی را نداشته باشند.

ویژگی های جنگ روانی
ویژگی های جنگ روانی فعلی دشمن را در چند محور می توان خلاصه نمود. اول برجسته سازی تهدیدات جمهوری اسلامی. سیاست های ثابت غرب به ویژه امریکا و انگلیس در طول تاریخ چند محور بوده است. اول : « اسلام فوبیا » یعنی القای اسلام ترسی در مردم جهان، به ویژه در غرب. دوم: « شیعه فوبیا » یعنی القای شیعه ترسی در مردم جهان به ویژه در اهل سنت و مسلمانان. سوم « ایران فوبیا » یعنی القای ایران ترسی در کشورهای دنیا و منطقه به ویژه در همسایگان. چهارم: « انقلاب اسلامی فوبیا » یعنی القای ترس از انقلاب اسلامی در همسایگان، مسلمانان غیر شیعه و غیر مسلمان.

با توجه به محورهای ذکر شده یکی از ویژگی های جنگ روانی اخیر امریکا و غرب برجسته سازی تهدیدات در تمامی محور ها است. در مرحله ی دوم، فراگیر سازی یکی دیگر ازاین ویژگی ها است. فراگیر سازی بدین مفهوم است که تهدیدات ادعایی امریکا توسط ایران مرز همسایگان منطقه ای را در برگرفته و حتی از مرز منطقه فراتر رفته و جهان اسلام را در بر می گیرد و از این هم فراتر رفته و کل جهان در بر گیرد.

به عبارت دیگر سردمداران عملیات روانی دشمن در طراحی های خود تهدیدات ( ادعایی ) غرب توسط ایران را به شکل فراگیر و در سطح جهان القا می کنند.
سومین ویژگی عمق بخشی به تهدیدات ( ادعایی ) ایران است. یعنی غرب ادعا می کند که تهدیدات ایران به طور گسترده همه ی زمان ها را شامل خواهد شد. به عبارت دیگر اعمال کنندگان جنگ روانی غرب القا می کنند که تهدیدات توسط ایران به شناخت شناسی تمدن غرب و تمایلات آنها و رفتار متولیان تمدن غرب و شناخت شناسی جهان غیر مسلمان، تمایلات و تعاملات و رفتار آنها به همراه تاریخ آینده تمدن غرب و کشورهای غیر مسلمان گسترش خواهد یافت.
چهارمین ویژگی، مشترک سازی است. بدین معنا که غرب سعی می کند که تهدید بودن ایران را به موضوعات مفاهیم و اقدامات گسترش داده و القا نماید که این تهدیدات ( ادعایی ) علیه غرب به همه ی کشورها گسترش خواهد یافت و اعلام نماید که تهدیدات ایران مثلاً تهدید مشترک علیه امریکا و اروپا و حتی چین و روسیه است.
پنجمین ویژگی جنگ روانی اخیر دشمن تجیه و تلفیق است. اول تجیه اسلام و جهان شیعه و سنی ایران و همسایگان و منطقه و در مجموع تلفیق اینها یعنی « انقلاب فوبیا » یعنی جهان ترسی از انقلاب اسلامی مد نظر طراحان عملیات روانی غرب قرار دارد.
ششمین ویژگی سینوسی بودن عملیات روانی غرب است. به ویژه سینوسی مرکب مقصود از سینوسی مرکب آن است که دراین عملیات روانی بخشی از عملیات روانی صورت می گیرد و در بخش دیگر بخشی از حقایق گفته می شود. در بخش دیگر بعضی مواقع حتی ضد عملیات روانی غرب توسط رسانه های طراحی شده اما فرآینده و برآیند القایی عملیات روانی روی ضریب القایی ۱۰ تا ۱۵ قرار می گیرد. چون در عملیات روانی اگر ضریب القا در این حد باشد بیشترین تاثیر را در مخاطب خواهد داشت.

ویژگی هفتم تلفیق عملیات روانی با عملیات فرا روانی است. منظور این است که عملیات روانی را در سطح گسترده ای اعمال می کنند و در هسته آن پالس هایی برای رهبران، نخبگان و مسئولین نظام ارسال می کند که در آن استسباع یعنی « شیرگرفتن به وسیله ترس » ( به قول شهید مطهری ) القای ترس شدید از دشمن را تزریق کرده تا توان تصمیم گیری را از مسئولان یک نظام سلب نموده یا آنکه حداقل توان تصمیم گیری صحیح را از مسئولین بگیرند. بنابراین امروزه ژئوپلتیک عملیات روانی در صحنه بین الملل توسط سردمداران غرب طراحی شده و عملیاتی می شود.

سیاست ها و راهبردهای عملیات روانی

به نظر می رسد که سیاست ها و راهبردهای عملیات روانی دشمن را می توان در چند محور بیان کرد، گرچه می توان در این توضیح اهداف، سیاست ها و راهبردها را تفکیک کرد.
اما برای اختصار به صورت تلفیقی می توان گفت که اولاً سیاست مخدوش سازی چهره اسلام، شیعه و ایران در دستور کار قرار گرفته است. در رابطه با مخدوش سازی چهرذه اسلام، اولین گامی که برداشته شد این بود که قرآن کریم را غیر الهی جلوه دهند. اگر می توانستند در این محور موفق شوند قطعاً اسلام آن ارزش و تقدس را که برای مسلمانان دارد از دست می داد. بدین جهت از شیوه عملیات روانی تعلیق استفاده کرده اند. یعنی سعی شد بین ارزش های الهی و باورهای مردم و رفتار مردم فاصله بیندازند.
مثلاً برای ایجاد تعلیق بین آموزه ها و ارزش های الهی قرآن و اعتقادات مردم مبنی بر اینکه قرآن کتاب آسمانی است کتاب آیات شیطانی توسط سلمان رشدی نگاشته شد. نویسنده مرتد این کتاب به دنبال این بود که چنین القا نماید که زمان تلقی وحی توسط پیامبر (ص) هم خداوند می تواند به پیامبرش وحی کند و هم شیطان. قرآن ــ نعوذ بالله ـ وحی شیطان به پیامبر (ص) بوده که نازل شده است. بنابراین اسم کتابش را آیات شیطانی نهاد. این بدین منظور است که در تلقی و دریافت وحی از خداوند القایی مشکل نماید و این پایه و اساس تقدس و خدایی بودن دین را که باور مردم هم مبتنی بر این است از بین ببرد.
دومین گام آنها جنگ روانی علیه خود وجود مقدس پیامبر اسلام (ص) بود. کاریکاتورهایی که علیه پیامبر (ص) منتشر شد نشان می دهد که آنها پای را فراتر گذاشته که برای مخدوش کردن اذهان و دیدگاه های مردم بی خبر مسلمانان و غرب اقدامات و عملیات خود را در صحنه ی بین الملل انجام می دهند.
محور بعدی در این رابطه تحریف آموزه های قرآن و ارزش های مبتنی بر آن بود. محور بعدی تحریف شخصیت های حامی و حامل قرآن بوده که برای مخدوش سازی چهره اسلام صورت گرفت. همچنین خشن نشان دادن آموزه های اسلام و قرآن در دستور کار قرار دارد. چرا که می خواستند تروریسم پرور بودن آموزه ها و ارزش های قرآن و اسلام را ادعا و القا کنند.
ثانیاً مخدوش سازی چهره شیعه هم جزو سیاست ها و. راهبردهای آنان بود که همه ی این ویژگی هایی که عرض شد هم علیه اسلام و هم علیه شیعه صورت گرفت.
ثالثاً در رابطه با مخدوش سازی چهره ی ایران عزیز می توان به نشان دادن چهره کریه و جذامی از جمهوری اسلامی ایران در گروه های هدف علیه عملیات روانی با همه ی ابزارهای تبلیغی و پروپاگاندای عملیات روانی اشاره کرد.

از جمله آنها اکران فیلم سیصد است که به طور گسترده در صحنه بین الملل از طریق شبکه های هالیوودی انجام می گیرد.
در مرحله بعد مخدوش سازی چهره انقلاب اسلامی هم در دستور کار دشمنان قرار گرفت. آنها برای اعمال این سیاست خود، مخدوش سازی چهره حضرت امام (ره) از دوران مبارزه را آغاز کردند. در اوایل انقلاب با وارد کردن اتهامات مختلف انقلاب اسلامی نظری وابستگی انقلاب اسلامی و هدایت آن توسط قدرت های بزرگ نظیر شوروی و …. ، در دستور کار عملیات روانی قرار دادند.
در مرحله بعد رهبران انقلاب را وابسته به غرب و اجانب قلمداد کرده و در محو

ر بعدی پس از آنکه جنگ را بر ما تحمیل کردند، جنگ طلب بودن انقلاب اسلامی و سپس عدم کارایی انقلاب اسلامی و تاثیرگذاری مثبت آن را مورد توجه جدی و همچنین مورد تهاجم تبلیغی و روانی خود قرار دادند.
سیاست بعدی مخدوش سازی چهره طرفداران انقلاب اسلامی در سطح منطقه بوده است.
اتهام تروریست بودن به طرفداران انقلاب اسلامی در فلسطین، لبنان، عراق، بحرین و در دیگر کشورها روشی برای مخدوش سازی چهره آنان بوده است.
چهارمین سیاست هم ایجاد اختلاف در جهان اسلام به ویژه در خاورمیانه بوده که هسته و محور آن جمهوری اسلامی است؛ چرا که جمهوری اسلامی ایران در قلب جهان آینده و هارتلند جدیدی که بر مبنای زئوآکونومیک (۱ )، ژئوکالچر (۲ ) ، ژئوپلتیک (۳ ) و ژئواستراتژیک (۴ ) صورت می گیرد قرار دارد.
آنان سیاست ایجاد اختلاف را در راستای تئوری جهان چهارم در این منطقه بر اساس نظرات مک هل دنبال نمودند. در هسته اصلی تئوری جهان چهارم مک هل به وجود آوردن کشورهای کوچک بر مبنای قومیت مورد توجه قرار دارد.
در این راستا ایجاد اختلافات قومی مورد توجه جدی سردمداران و اعمال کنندگان جنگ روانی علیه انقلاب اسلامی است. این اختلافات اعم از دامن زدن به اختلافات مذهبی، دامن زدن به اختلافات قومی، دامن زدن به اختلافات منطقه ای، دامن زدن به اختلافات سیاسی و رویکرد مسئولین و رهبران کشورهای منطقه و مسئولان داخلی و برجسته سازی اختلافات جریانات داخلی، سران قوا، ملت، دولت، رهبری و … است.
پنجمین سیاست جنگ روانی که در رسانه های غربی مورد توجه جدی است القای ناتوانی جمهوری اسلامی در اداره مطلوب جامعه است. البته در این رابطه برخی رسانه های داخلی هم تقصیر کمی نداشته اند. چرا که برخی رسانه ها نظام جمهوری اسلامی و دولت را به محاکمه کشیده و با زیر سؤال بردن مدیریت، اقتصاد، سیاست ها و مسائل فرهنگی و اجتماعی و امنیتی خواسته یا ناخواسته در جهت اهداف دشمن قدم بر می دارند.
این رسانه ها سوژه های خوبی را برای تبلیغات علیه نظام فراهم کرده اند. از این رو نشریان و رسانه ها طرفدار انقلاب اسلامی بایستی توجه جدی و راهبردی به مسائل داشته و خودشان به القای غیر واقعی ناکارآمدی جمهوری اسلامی کمک نکنند.

سیاست بعدی القای ناتوانی درباره اداره جامعه توسط دین داران، متدینین است. این مطلب به وفور و با جدیت در رسانه های غربی القا می شود. بنابراین القای هدایت و اداره جامعه بایستی به غیر دین داران سپرده شود که این از محورهای اصلی جنگ روانی بوده است.
هفتمین سیاست آنها تضعیف باورها و اعتقادات مردم است. امام راحل علل محدثه انقلاب را در دو محور ارزیابی می فرمود. اول انگیزه و مقصد الهی و دوم اتحاد و انسجام مردم که حضرت امام (ره) برای بقای انقلاب می فرمودند علل مبقیه انقلاب همان علل محدثه انقلاب می باشد. بنابراین رسانه های غربی برای تضعیف باورها و انگیزه الهی مردم و وحدت و انسجام ملّی

نقش اساسی ایفا می کنند.
هشتمین سیاست القای ضعف در توانمندی های جمهوری اسلامی اعم از توانمندی های امنیتی و نظامی است. برای این منظور قومیت ها را تحریک می کنند و اقداماتی را با هدایت خود در داخل کشور انجام می دهند. تحریک پژاک، القای اختلاف در سیستان و بلوچستان و تحریکاتی که قبلاً در خوزستان انجام گرفت در همین راستا ارزیابی می شود. آنها به دنبال این هستند که تبلیغ کنند که قدرت ایران برای برقراری امنیت قابل خدشه بوده و توانمندی های جمهوری اسلامی در ابعاد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، نظامی و امنیتی کم است. درحالیکه انقلاب اسلامی در ابعاد مختلف نظیر بحث های اقتصادی انصافاً جهش داشته است؛ گرچه این در شان نظام نبوده است و از این رو مقام معظم رهبری برای تسریع در این فرایند سیاست های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی را ابلاغ کردند که بتواند کمک شایانی برای نظام اسلامی باشد. از نظر فرهنگی هم گرچه معضلات و ناهنجاری های اجتماعی وجود دارد، امکا انصافاً شاخص ها ومعیارهای ارزیابی، رشد فرهنگی پس از انقلاب را نشان می دهد.
از نظر توانمندی اطلاعاتی نیز سربازان گمنام امام زمان به واقع قدرت برتر اطلاعاتی هستند که می توانند بای حفظ امنیت جمهوری اسلامی نقش اساسی ایفا نمایند. در بعد سیاسی نیز جمهوری اسلامی با توجه به آنکه همچنان در بعد دیپلماسی دارای کمبودهای است، اما به عنوان هسته و مرکزیت تحولات سیاسی منطقه و تأثیر گذار در صحنه جهانی عمل می کند. بنابراین در مجموع می توان گفت که انقلاب اسلامی یک قدرت برتر منطقه ای محسوب می شود و بدون نظر جمهوری اسلامی هیچ فعالیتی در منطقه امکان عملی شدن نخواهد داشت. البته دشمنان با پیدا کردن نقاط ضعف جزئی، به دنبال القای ضعف در توانمندی های جمهوری اسلامی هستند.

نهمین سیاست آنها سیاست بحران سازی در ایستار مردم است. واضح است که در مسائل امنیتی احساس امنیت در یک کشور مهم تر از خود وجود امنیت است. طراحان عملیات روانی غرب به دنبال آن هستند که با انکه امنیت وجود دارد، احساس عدم امنیت در بسیاری از محورها اعمال شود. ایجاد احساس عدم امنیت اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، نظامی، امنیتی و القای بحران در همه موارد فوق مورد توجه غرب و ایادی داخلی آنان قرار گرفته است. و همچنین سیاستی که در

جنگ روانی غرب علیه جمهوری اسلامی دنبال می شود جلوگیری از الهام بخشی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است. تئوریسین های عملیات روانی غرب کاملاً آگاهی دارند که انقلاب و نظام جمهوری اسلامی به عنوان یک الگوی موفق خمسیر خود را باز کرده و به عنوان الگو نه تنها برای کشورهای اسلامی که برای کشورهای جهان سوم مطرح شده است. یعنی مردم سالالری دینی که هم دنیا و هم آخرت ملتها را تضمین می کند، روز به روز در حال گسترش است و در این بعد

 

الهام بخشی فرآیند هایی در میان ملت ها و دولت ها دارد.
دهمین سیاست هم جلوگیری از بیداری ناشی از اسلام ناب محمدی (ص) و اسلام سیاسی است که در دستور کار طراحان عملیات روانی قرار دارد. با این سیاست از بیداری اسلامی که به صورت جنبش هایی اجتماعی در منطقه و جهان مطرح می شود جلوگیری صورت می گیرد.

راه های مقابیله با جنگ روانی
گوش به فرمان و نظران رهبری باشیم. مسئولین بایستی توجه جدی به نیازهای مردم نمایند. از اختلاف بپهیزند و به عوامل اتحادی که ملت، رهبری و مکتب است، توجه نمایند. نخبگان بایستی ملت را بر اساس نظرات رهبری متحد نمایند. جمهوری اسلامی ایران توانمندی بسیار زیادی در حوزه نظامی هم دارد. کدام یک از نیروهای نظامی در دنیا وجود دارد که ۱۰ میلیون بسیجی فداکار و سازمان یافته آماده دارند تا از نیروهای نظامی دفاع کرده و آنها را کمک نمایند. البته این نیروی بسیجی صرفاً برای کارهای نظامی نیست؛ چرا که در مسائل فرهنگی ، سیاسی، نظامی و اقتصادی و … می توانند نقش اساسی ایفا نمایند. بنایبراین توانمندی نیروهای مسلح پشتوانه حرکت ملت ایران است.
ما بحمدالله از بعد نظامی بسیار توانمندیم و از نظر سیاسی هم در منطقه بسیار تاثیر گذار بوده و توانمند سیاسی در منطقه هستیم. ما بایستی آرام و به صورت نرم افزاری به سوی اهداف و آرمان های خود حرکت کنیم. قدرت ملی ما بسیار بالاست چرا که مولفه های قدرت ملی را کاملاً دارا هستیم. قبلاً مولفه های قدرت ملی تنها وابسته به قدرت نظامی بود اما ماهیت آن به قدرت اقتصادی، اطلاعاتی و انفورماتیک و فرهنگی تبدیل شده است. با این وجود در حال حاضر خواست و اراده ملتها به عنوان اصلی ترین قدرت ملی مطرح است.
ما برای دفاع از منافع خود آمادگی کامل داریم و ملت ما با توجه به آموزه های امام راحل همان گونه که ایشان به این مضمون فرمودند: « دشمن، دشمن است و مصلحت شما را نمی خواهد. و هر چه او خواست ما بایستی برعکس آن را عمل نمایئم و لااقل در گفته های آنان تردید نماییم» ، فریب جنگ روانی آنها را نخواهد خورد و این آمادگی همبشه بوده و خواهد بود؛ به خصوص آنکه ما در جنگ هشت ساله نشان دادیم که می توانیم در مقابل دشمنان بایستیم. گرچه ما به دنبال

مقابله با کل جهان نیستیم، بلکه علاقمند به روابط عادلانه، برابر و منصفانه هستیم. اگر دشمن تجاوزی انجام دهد، توانمندی جمهوی اسلامی را در آن زمان نشان خواهیم داد. همان طور که در دفاع مقدس نشان دادیم. البته آگاهی و هوشیاری و بیداری، عدم غفلت، آمادگی ویژه و فراهم سازی امکانات برای دفاع از انقلاب از ضرورت هایی است که می تواند جنگ روانی دشمن را به شکست بکشاند.

موانع انسجام اسلامی
۱- حکومت های وابسه به قدرتهای استکباری

۲- اهمیت دادن به قوم گرایی نژادگرایی
۳- تعصب های کور فرقه گرایانه
۴- کج فهمی و توهمات غلط
۵- بی اطلاعی از مبانی صحیح تفکرات یکدیگر در میان ملل اسلامی
۶- نداشتن زبان مفاهمه و گفتگو میان جهان اسلام
واقعیت جهان اسلام نشان می دهد که اصولاً نقش اندیشمندان و علمای جهان اسلام در تحقق انسجام اسلامی بسیار حائز اهمیت بوده است. به این معنا که حتی امروز به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب تدوین منشور امت اسلامی به عنوان مطالبه ای تاریخی است و به عنوان موضوعی است که اگر ما به آن اقدام نکنیم و اندیشمندان به آن نیندیشند نسل های بعدی قطعاً این بزرگان را مورد مؤاخذه قرار خواهد داد. وظیفه خطیر این دانشمندان امروز آن است که با بررسی کارشناسانه فرصت ها، چالش ها و راهکارهای اساسی انسجام اسلامی، به یک منشور واحد دست پیدا کنند. این راهبرد سترگ و مهم بالطبع لوازم اخلاقی، حقوق سیاسی و اجرایی خود را دارد و لازم است که این منشور تدوین شود و در اختیار کشورهای اسلامی قرار گیرد تا بتواند به تحقق این انسجام کمک نماید. برجستگان مخالف استعمار و استکبار بر روی انسجام اسلامی تکیه زایدالوصف داشته اند، مثل سید جمال و شاگردان او و دیگران که در عرصه تاریخ معاصر که می بینید نظیر مرحوم شرف الدین آملی، امام امت و مقام معظم رهبری که توانسته اند تحول عظیمی در جهان اسلام با محوریت انسجام اسامی ایجاد کنند. این وحدت همیشه مورد توجه بوده است. و وظیفه خطیر راهبری این حرکت امروز به دست رهبر معظم انقلاب است که به خوبی همه را برای این وظیفه آماده کرده اند.
حکومت های وابسته به قدرت های استکباری

اصولاً به نظر می رسد که مسئله انسجام اسلامی در سطح جهان و تحقق آن در بیرون با موانعی روبه روست. موانع بیرونی ما حکومت های وابسته به قدرت هایی هستند که از بیرون و از قدرت های استکباری نشأت گرفته و مشروعیتی ندارند. خود این قدرت های بیرونی دولت های مسلمان را به عنوان ابزاری برای تحقق آرمان های خود و بالطبع به عنوان مانعی برای تحقق انسجام اسلامی قرار می دهند.
اهمیت دادن به قوم گرایی و نژادگرایی
بخش زیادی از این موانع هم موانع درون اسلامی است. به این مفهوم که اگر م

ا به قوم گرایی اهمیت دهیم به طور طبیعی مانع بزرگی را برای انسجام اسلامی ایجاد کرده ایم. اصولاً نژادگرایی زاییده نوعی روحیه ناسیونالیستی است. در حالی که در نگاه اسلامی و قرآنی ما به یک انترناسیونالیسم جهانی و اسلامی معتقدیم. بدین معنا که قرآن دیدگاهی فرانژادی و فرا ملیتی دارد. در سوره حجرات خداوند همه مردم ـ نه فقط مسلمانان ـ را زاییده یک مرد و یک زن معرفی می کند. همه مردم به منزله برادران و خواهران هم هستند و به تعبیر قرآن « و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا » و اگر شعبه شعبه و قبیله قبیله شدند علت آشنایی و تعارف با یکدیگر با یکدیگر است و نه تخاصم و تفاخر.
در قرآن محور تقوا به عنوان محور اصلی قرار داده شده است. امت اسلامی بایستی این آرمان قرآن کریم را که روحیه قبیله گرایی و نژاد گرایی را نفی می نماید دنبال کند. در تاریخ معاصر هم می بینیم که حکومت عثمانی را چیزی به نام عرب گرایی از بین برد. یعنی حکومت بزرگی که می توانست قدرتی باشد و تجسم انسجام اسلامی در زمان خود بود. با رویکرد قوم گرایانه زمین خورد. به تبع آن کشورهای مختلفی بر اساس نژاد تشکیل شدند. بنابراین نژادگرایی یک مانع اصلی در درون است.
تعصب های کور فرقه گرایانه
از دیگر موانع تعصب های کور فرقه گرایانه است که ما آن را می بینیم. مع الاسف از گذشته تا به حال ما با آسیب بزرگ این تعصب ها در حوزه اتحاد اسلامی مواجه هستیم. امروز افغانستان، عراق و بعضی کشورهای اسلامی، شاهد این تعصب کور هستند و ما می بینیم که چگونه وحدت امت اسلامی در داخل جوامع و ملت ها به زمین می افتد و تعصب ها نقش بسیار منقی را در حوزه انسجام بازی می کند.
کج فهمی و توهمات غلط
از دیگر موانع مهم در حوزه انسجام اسلامی که در بیانات مقام معظم رهبری هم اشاره صریح به آنها شده است، بحث کج فهمی و توهمات غلط و سوء تفاهم و اساساً بی اطلاعی از مبانی صحیح تفکرات یکدیگر در میان ملل اسلامی است. ملت های اسلامی از همدیگر و مبانی فکری و کلامی و اعتقادی که بین آنهاست کمتر مطلع هستند. مثلاً شیعیان به خوبی از مذاهب اهل سنت آگاه نیستند. یا اهل تسنن از تشیع و فرقه هایی مثل زیدی و اسماعیلی و …. هیچ اطلاعی ندارند نه تنها نمی دانند بلکه سوء تفاهم هایی نیز وجود دارد. مثلاً تهمت که ما در نماز خلفا را لعن می کنیم توهمی است که از قدیم هم بوده است. که از نمونه های واضح کج فهمی و سوء تفاهم و بی اطلاعی ملت های اسلامی ازیکدیگر است. در انسجام اسلامی بایستی روشنگری صحیحی در این زمینه صورت گیرد.
نداشتن زبان مفاهمه و گفتگو میان جهان اسلام
در نهایت هم می توان به داشتن زبان مفاهمه و گفتگو اشاره کرد. امروزه ما زبان مفاهمه میان جهان اسلام نداریم. ملل اسلامی به زبان مشترکی با هم سخن نمی گویند. این لزوماً به این معنی نیست که برخی عربی یا ترکی یا فارسی یا انگلیسی سخن می گویند. اینکه ما قدرت گفتگو در پارادایم خاص را نداریم. و هم نوایی و هم سخنی نداریم منظور است. چون ما از همدیگر دور بوده ایم زبان مشترکی پیدا نکرده ایم.
مدریت اسلامی

سازمان ها در معنای وسیع کلمه، رکن اصلی اجتماع کنونی اند. و مدیریت، مهم ترین عامل در حیات رشد و بالندگی و یا مرگ سازمان ها است. مدیر، روند حرکت از « وضع موجود » به سوی « وضع مطلوب » را هدایت می کنند و در هر لحظه برای ایجاد آینده ای بهتر در تکاپوست. گذشته با تمام اهمیت و آموختنی هایش و با تمام تأثیری که می تواند بر اینده داشته باشد، اتفاق افتاده است و هیچ نیروی بشری، نمی تواند آن را دیگر بار و به گونه ای متفاوت یافریند ولی آینده در راه است. و قسمت مهمی از ان به آنچه « امروز » می گذرد مربوط است.