اوقات فراغت

مقدمه:
با توجه به بررسي ساختار جمعيتي كشورمان در نگاه نخست يك ويژگي چشمگير آشكار مي شود. كشور ايران داراي ساختار جمعيتي جوان است، به طوري كه در دهه ۴۰ بالغ بر ۷۵% از جمعيت كشور زير ۳۵ ساله بوده اند و تا سال ۱۳۵۵ جمعيت جوان كشور ۲/۳۰% كل جمعيت بوده است. تا سال ۱۳۷۵ از نظر ساختار سني مانند تمامي كشورهاي در حال توسعه جهان اين رقم به۳۵% كل جمعيت رسيد.

با توجه به اين مساله كه موضوع توسعه، مهمترين اولويت كشورهاي توسعه نيافته شناخته شده است و حتي كشورهاي پيشرفته نيز تداوم توسعه را در بخشهاي مختلف جامعه همواره به طور فعال در محتواي برنامه هاي خود دارند و همچنين ارتباط و تاثير جوانان در توسعه يك كشور با خصوصيات جمعيتي مانند ايران بيانگر اهميت توجه به جوانان و مسائل آنان است.
معناي واقعي توسعه را بايد در ترقي افكار و شخصيت انسانها بخصوص جوانان يافت و از آنجا كه هر توسعه اي از انسان آغاز مي شود، بهترين ميراثي كه مي توان براي آينده گذاشت انديشه هاي غني، ظرفيتهاي ذهني بالا و فرهنگ قوي است كه در سايه آن نسلهاي آينده بتوانند افق هاي جديد زندگي خود را گسترش دهند.

يكي از مسايل جوانان سرگرمي است. بايد توجه داشت كه سرگرمي هاي هر نسل در دنياي متحول كنوني ويژه خود است. مطالعه سرگذشت اقوام وملل پيشين، نشان مي دهد كه، آنها نيز به اهميت سرگرمي و گذران اوقات فراغت كاملاً واقف بودند، به طوري كه آداب و رسوم و سنتهاي مذهبي، بازيها و سرگرمي ها، اعياد و جشنها، ميدانهاي ورزشي و نظاير اينها كه از اقوام ماقبل بجا مانده است، حكايت دارد كه آنها پس از انجام كارهاي روزمره يا پس از فراغت از كار و تلاش هفتگي و فصلي، اوقات بيكاري خود را به نحوي از انحا سپري مي كردندو حتي بسياري از آنها هنوز هم متداول است و طرفداران بيشماري دارد.
در عصر حاضر چنان كه شاهد آن هستيم روز به روز اهميت گذراندن اوقات فراغت افزوده مي گردد و توجه بيشتري به آن مبذول مي شود، تا جايي كه با برنامه ريزي دقيق و حساب شده، با اختصاص دادن بودجه هاي كلان و تهيه اماكن وسيع، نظير ميدانهاي ورزشي، موزه،‌نمايشگاه، سينما،‌تئاتر، راديو، تلويزيون، كتابخانه، پارك و… و همچنين اجراي برنامه هاي متنوع و پر هزينه از طريق وسايل ارتباط جمعي، همراه با عوامل اجرايي در جهت سپري كردن اوقات فراغت تدارك ديده مي شود.
از طرفي نسل جوان آسيب پذير است. براي مقابله با تهاجم فرهنگي بايد رسانه هايي جذاب و قدرتمند داشت. اكنون در مي يابيم كه جوانان در جامعه اي كه خود اكثريت هستند لازم دارند كه انديشه ها و استعدادهايشان به فعل درآيد و اين مستلزم آن است كه به آنان توجه كافي شود و امكانات لازم برايشان فراهم آيد.

همانطوري كه ذكر شد از مهمترين مسايل، بحث اوقات فراغت آنان است كه نيازمند توجه، مديريت و برنامه ريزيهاي فراوان است.

طرح مساله:
جوانان به عنوان سرمايه هاي كيفي مهم جامعه در تمامي زمينه هاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و نظامي كشور تاثير بسيار حياتي دارند.
عنايت به جوانان كشور به عنوان يك ظرفيت عظيم و توان و سرمايه اي آينده ساز و نه يك مساله و مشكل لاينحل ملي بايد بر كليه برنامه هاي توسعه تاثير گذاشته و پاسخگوي نيازهاي گوناگون آنان باشند.
نسل جوان از گذشته تا به حال به عنوان حساس ترين و آسيب پذيرترين قشر به حساب مي آيد. بنابراين برنامه ريزي براي اين نسل و در پي آن مديريت برنامه ها در تمامي ابعادش از اهميت ويژه اي برخوردار است.

بايد توجه كرد كه رابطه اي تنگاتنگ ميان بحث توسعه و جوانان وجود دارد. در هر كشوري با توجه به ساختار جمعيتي و موقعيت كشور در سطح بين المللي و عوامل ديگر اين رابطه مي تواند اشكال مختلفي به خود بگيرد.
كشور ژاپن بعد از جنگ جهاني دوم توانست به دنيا ثابت كند معناي واقعي توسعه را بايد در ترقي افكار جوانان يافت كه اين تجربه با ارزش امروز سرمشق و الگوي بيشتر كشورهاي توسعه يافته قرار گرفته است. با اين ديدگاه به روشني نقش جمعيت جوان هر كشوري‌ (بخصوص كشوري چون ايران كه داراي چنين ساختار جمعيتي است) در پيشبرد اهداف اجتماعي، علمي، اقتصادي مشخص گردد و موفقيت هر كشوري در فرايند توسعه به متغير مهمي به نام نسل جوان بستگي دارد.
پديده اوقات فراغت همانطور كه در مقدمه نيز بدان اشاره كرديم از جمله مهمترين و مؤثرترين مسايل روز جوانان است.

البته در دوران كنوني، بشر امروز بويژه در كشورهاي صنعتي بيش از هر زمان ديگر داراي اوقات فراغت است يا دقيقتر بگوييم نسبت به گذشته داراي ساعات بيكاري بيشتري است و اين به دليل پيشرفت سريع زندگي امروز است به طوري كه يك اصل اقتصادي مهم مي گويد:
از فعاليتهاي وسيع فني و توليدي هم محصول بيشتر، و هم فراغت بيشتر بدست مي آيد.
بدون شك فراغت داشتن و پرداختن به كارها و تفريحات دلخواه در ايام بيكاري داراي نقش اساسي در حفظ سلامت و تعادل روحي افراد است.
همچنين آنچه را كه هر فرد در اوقات فراغت خود انجام مي دهد تنها جنبه فردي ندارد بلكه سود و زيان آن خواه و ناخواه دامنگير خانواده و اجتماع نيز مي گردد.
در اينجا به طور نمونه پيامدهاي عدم توجه به اوقات فراغت آورده شده است:

اين كه ذوق و استعدادهاي افراد به اندازه جامعه، شكوفا و بارور نمي گردد،

به همين خاطر اينگونه جوامع با كمبود دانشمند، پژوهشگر، مبتكر و نوآور مواجه ميشوند و از طرفي نهادها و سازمانهايي كه مسوليت برنامه ريزي براي اوقات فراغت افراد جامعه را بر عهده دارند تا از اين طريق دانشها و ارزشهاي جامعه را منتقل كنند و بر غناي فرهنگ و تمدن جامعه بيفزايند رسالت خود را هر چندبه نحو مطلوب به انجام برسانند اما عملاً در بسياري از زمينه ها،

جامعه اي براي پيشبرد كارهاي مملكتي نياز مبرم به تعداد زيادي از نيروهاي ماهر و كارآمد دارد كه معمولاً اكثريت افراد جامعه را تشكيل مي دهند و بايد ذوق و استعدادهاي اين دسته از افراد را در زمينه هاي گوناگون پرورش داد تا بتوانند در پيشبرد سريع كارها و نيز براي بازدهي بهتر از تجربيات ديگران استفاده كنند.

اما اگر به دليل مشغله زياد و خستگيهاي جسمي و فكري ناشي از كار فرصت بهره گيري از نوآوريها و تجربيات را نداشته باشند ذوق و استعداد رشد نمي كند و طبيعتاً راندمان كار پايين مي آيد و در برنامه هاي پيش بيني شده اختلال بوجود مي آيد.

اهميت و ضرورت تحقيق:
شايد تاثير اوقات فراغت بر توسعه يك جامعه موضوع چشمگير و قابل توجهي نه تنها براي مردم بلكه مسئولان نيز نباشد.
اما با نگاهي گذرا به كشورهاي پيشرفته و اهميت مسئولان اين كشورها به سرگرمي جوانان به خوبي بيانگر اين واقعيت است كه بسياري از خلاقيتها و ابتكارات جوانان در همين سالهاي ارزشمند صورت گرفته اند.

برنامه ريزي براي نسل جوان ابعاد گوناگوني دارد. در اين برنامه ريزي علاوه بر بخشهاي اقتصادي و تامين اشتغال ، آموزش مسايل فرهنگي نيز از اهميت ويژه اي برخوردار است.
نسل جواني كه در برابر تهاجم فرهنگي بدون هيچ گونه دفاع رها شود، قادر نخواهد بود از امكانات آموزشي و اشتغال ايجاد شده به خوبي بهره برداري كند. نسل جواني كه هويت اصيل مذهبي و ملي خود را در برابر هجوم فرهنگ بيگانه از دست داده است، نسل بالنده اي نخواهد بود. بنابراين در برنامه ريزي بلند مدت براي نسل جوان، پرداختن به مسايل فرهنگي نه تنها در حاشيه موضوعات اقتصادي واشتغال قرار نمي گيرد، بلكه نقش پايه اي و اساسي دارد.

ما امروزه شاهد هجوم دستگاههاي تبليغاتي غرب و تهاجم فرهنگي آنها هستيم. يك دليل موفقيت غرب استفاده از جاذبه هاي صوتي و تصويري در جلب جوانان است. آنان به دنبال اين هدف هستند كه جوانان را آنچنان درگير حس لذت جويي نمايند كه ديگر فرصت و ميلي براي پرداختن به مسايل سياسي، اجتماعي و فرهنگي در آنها وجود نداشته باشد.
اگر قشر تحصيلكرده، در كنار مسئولان بتوانند حس لذت جويي معنوي را در مقابل لذتهايي كه غرب به جوانان هديه ميكند در آنان رشد دهند، پايداري و عمق لذت معنوي را جوانان به خوبي تشخيص مي دهند كه زمينه هاي اين تجربه در فرهنگ ديني ما بخوبي وجود دارد.

پيشينه تحقيق:

باتوجه به اين كه موضوع جوان و جوانان در هر جامعه اي از محوري ترين و مهم ترين موضوعات است، كارها و پژوهشهاي فراواني در اين زمينه صورت گرفته است.
همچنين جوانان كتابهاي بسياري در زمينه هاي مختلف به خود اختصاص داده اند.
در زمينه اوقات فراغت و همه مسايل مرتبط به اين موضوع تا كنون كارهاي زير كه به صورت مقاله هستند صورت گرفته اند:

مقالات:
آل ياسين. احمد ۱۳۷۵ تنگناهاي توسعه مجله تدبير شماره ۷۰
افروز. غلامعلي ۱۳۷۴ اوقات فراغت و رفتارهاي اجتماعي پيوند شماره۱۸۹ـ۱۹۱ حسيني. سيد حسن ۱۳۸۱ مد روزنامه ماهان شماره ۱۰۱۰
خيبري. محمد حسين ۱۳۷۸ اوقات فراغت نسل جوان بساطي كه نيست كار و كارگر ص ۵
عالي پور. جعفر ۱۳۶۹ اوقات فراغت مجله آموزش علوم اجتماعي شماره۳
اوقات فراغت سالم نياز يك جامعه سالم ۱۳۷۸ كار و كارگر ص ۵
اوقات فراغت نوجوانان چگونه مي گذرد ۱۳۷۴ كار و كارگر ص ۳و۳۴

اوقات فراغت و آسيب پذيري اجتماعي نوجوانان و جوانان ۱۳۷۶ اطلاعات ص ۳۹ و ۳
اوقات فراغت و آسيب پذيري اجتماعي نوجوانان و جوانان ۱۳۷۸ رسالت ص ۳۴ و۳
اوقات فراغت و بهره وري از زمان ۱۳۷۶ آفرينش ص ۳۵ و۳
ديدگاه اسلام درمورد گذران اوقات فراغت ۱۳۷۵ ايران ص۱۰

زمان و تعطيلات ۱۳۷۵ پيام زن ص۲۶ و ۳۳۰
فراغت، زماني براي آسودن يا شكفتن ۱۳۷۸ صبح امروز ص ۷۸ و۳
نقش وسايل ارتباط جمعي در گذران اوقات فراغت ۱۳۷۷ توسعه ص ۷۵و۳

گزارشي كه در اين رابطه منتشر شده است:
گزارش مديريت هدايت و برنامه ريزي براي نسل جوان بهمن ۱۳۷۵ مجله تدبير شماره۷۰

كتابهاي منتشر شده در اين رابطه:
صاحب الزماني ناصرالدين ۱۳۴۵ جواني پر رنج
علاقبند علي ۱۳۷۵ مديريت عمومي

تعاريف:
۱٫ جوان: به گروه سني بين ۱۵ تا ۳۴ سال جوان گفته مي شود.
۲٫ اوقات فراغت: در حقيقت زماني كه كار نمي كنيم و يا كار زيستي و اقتصادي انجام نمي دهيم يعني سرگرمي و تفريح جداي از برنامه روزمره.
۳٫ برنامه ريزي: عبارت است از فرايند تعيين و تعريف هدفها و تدارك پيشاپيش و دقيق اقدامات وسايلي كه تحقق هدفها را ميسر مي سازد.

۴٫ مديريت: مجموعه فعاليتهاي منظم و پيوسته اي كه با گروهها و افرادي كه در جهت هدف مشتركي كار مي كنند ارتباط دارد.
۵٫ مدرنيته: به معناي تغيير ذهنيت يعني مدرن شدن ذهنيتها و نوع قضاوتها يعني جهان بيني فرد مدرن مي شود همگرايي با سيستم جهاني.
۶٫ سنت: عدم همگرايي با سيستم جهاني.
۷٫ توسعه: توسعه را مي توان همگرايي با سيستم جهاني تعريف كرد. اما آنچه ما در واقع توسعه مي ناميم، در واقعيت بيروني و در زندگي روزمره در تعداد بيشماري از رفتارها، نهادها، باورهاو… خود را به نمايش مي گذارد، كه همگي با يكديگر وارد كنشهاي متقابلي مي شوند.

پرسشهاي تحقيق:
در اين تحقيق تلاش كرده ايم كه اوقات فراغت جوانان شهر تهران را بررسي كنيم و به سوالات زير به طور كلي پاسخ دهيم:
۱٫ تاثير اوقات فراغت هر نسل بر زندگي امروز آنها؟
۲٫ بررسي سبك زندگي افراد در هر نسل؟

۳٫ سبك زندگي آنان بر اساس سنت بوده يا مدرنيته؟
۴٫ آيا اوقات فراغت جوانان در هر نسل بر توسعه تاثيرگذار بوده است؟
۵٫ نحوه مديريت اوقات فراغت در اين سه دوره چگونه بوده است؟

روش شناسي:
در اين تحقيق به علت ميداني بودن بخش عمده كار از روشهاي مصاحبه، پرسشنامه استفاده شده و نيز از روش اسنادي و كتابخانه اي براي مطالعات آماري استفاده برديم.
مصاحبه ها به صورت انفرادي صورت مي گرفت.
لازم به ذكر است به دليل اهميت نتايج تحقيق از مصاحبه شوندگان درخواست شد تا در حد توان صادقانه به سوالات پاسخ دهند و همچنين به دليل اين كه نسل اول مورد مطالعه در به يادآوري خاطرات گذشته دچار مشكل مي شدند از خانواده هاي آنان كمك لازم را مي گرفتيم.

مشكلات تحقيق:
در اين تحقيق با مشكلات متعددي روبرو بوديم و چون بخش عمده كار مصاحبه با افراد مختلف بود، و ما با تيپهاي شخصيتي متفاوتي روبرو بوديم هماهنگي و كار كردن با اين افراد كار مشكلي بود.
برخي از افراد از گفتن حقايق سر باز مي زدند با وجود تاكيدهاي فراوان محققين باز احساس مي شد كه حقايق گفته نمي شوند.

يكي از مهمترين مشكلات ما در مورد كار با گروه اول بود چرا كه افراد در اين گروه خاطرات خود را يا بياد نمي آوردند و يا خاطرات ناقص و محو شده بودند.
افراد بيشتر تمايل داشتند كه بطور خصوصي به سوالات تنظيم شده پاسخ دهند و نه از طريق پرسش و پاسخ.
مشكل ديگر عدم دسترسي به منابع مربوط به موضوع مورد مطالعه ما و گستردگي ميدان تحقيق.

يافته هاي تحقيق:
جهت بررسي اوقات فراغت در هر سه نسل ما اوقات فراغت را به دو بخش عمده تقسيم كرديم كه عبارتند از:
۱٫ مساله تفريح
۲٫ مطالعه

(البته قابل ذكر است كه براي اوقات فراغت مسائل عمدة ديگري نيز داراي اهميت هستند كه به دليل اهميت بيشتر دو مسالة مذكور به بررسي آنها پرداختيم.)

مساله تفريح:
تفريح در ايام فراغت براي تجديد نشاط و نيرو و كاستن از يكنواختي زندگاني تحصيلي و حرفه اي از اصول و لوازم اساسي بهداشت تن و روان است.
نياز به تفريح از نيازهاي اصيل بشر، شمرده شده است و اگر ارضا نگردد موجب افسردگي، كاهش شوق نسبت به زندگي و كار، احساس عصبانيت مزمن و … مي گردد.
همچنين ممكن است نيازهاي بدلي و زيانمندي مانند: پناه بردن به الكل، قمار، مواد مخدر، فحشا، خودكشي، ستيزه جويي و انواع بزهكاري هاي ديگر وارد اين بخش

مهم و اساسي زندگي هر فرد شوند و در نتيجه سبب دگرگوني زندگي افراد گردد.
در زمينه مساله تفريح ابتدا به تعدادي آمار و اطلاعات در خصوص نسل اول دست يافتيم
در بازه زماني سالهاي{۱۳۳۵ تا ۱۳۴۵} (نسل اول مورد مطالعه) به دليل فقدان وسايل تفريحي بسياري از مقامات مسئول، پاره اي از دستگاههاي مسئول دولتي، انجمنها، باشگاههاي ملي و نيز موسسه هاي فرهنگي و خارجي در ايران كمابيش هر يك به فراخور امكانات و آگاهي خويش به مساله تفريح جوانان توجه كردند به عنوان مثال:
۱٫ راديوي ايران، برنامه اي ويژه براي جوانان تدارك ديد
۲٫ ادارة امور تربيتي و تربيت بدني وزارت فرهنگ در سالهاي۱۳۳۳ تا۱۳۴۰ اردوهاي دانش آموزي و دانشجويي تدارك ديد و حتي گروهي را در سال۱۳۳۹ براي بازديد به اروپا فرستاد.
۳٫ سازمانهاي اختصاصي نوزده گانه جوانان ايران:

الف ـ سازمان تربيت بدني و تفريحات سالم (كه شامل اداره تربيت بدني وزارت فرهنگ، تشكيلات كميته المپيك و
فدراسيونها و باشگاههاي ورزشي تابع سازمانها، شوراي تربيت بدني بانوان و دوشيزگان، تربيت بدني دانشگاه تهران كه
در خصوص فعاليتهاي ورزشي هر يك خدماتي را به جوانان ارائه كردند.)
ب ـ سازمان جوانان شير و خورشيد سرخ ايران
ـ سازمان رهبري جوانان در نخست وزيري
ج ـ سازمان ورزشي ارتش
ـ سازمان كلوپ وزارت كشاورزي
ـ شوراي عالي هدايت جوانان

ـ باشگاههاي اختصاصي ادارات دولتي و موسسات ملي
ـ سازمان ورزشي كارگران وزارت كار
ـ سازمان جوانان مسلمان
ـ سازمان كلوپ دختران، مثل كلوپ شه

ناز
ـ سازمان پيشاهنگي ايران
ـ سازمان جوانان يهود
ـ سازمان جوانان ارامنه
ـ سازمان جوانان زرتشت

ـ سازمان پيشاهنگي ارامنه
ـ باشگاه دختران دانشجو
ـ كلوپ هاي مختلف توسط انجمنهاي فرهنگي
ـ باشگاهها و دسته هاي ورزشي آزاد
ـ سازمان فعاليت جوانان
در اين مقطع زماني (۱۳۴۰ تا۱۳۵۰) همچنين سينما از بزرگترين وسايل تفريح جوانان ايران در شهرهاي
بزرگ بشمار مي رفت.
در اين زمان نزديك به۱۷۰ سينما وجود داشت كه بالغ بر۷۲ سينما در تهران وجود داشت يعني حدود۵۰% از مردمي كه ساليانه به سينما مي رفتند در تهران بودند كه البته قابل ذكر است سينماها در آن دوران درجه بندي شده بودند اما در سينماهاي حد وسط بهاي هر بليط در تهران۱۵ ريال بود.
به طور متوسط در آن زمان روزانه۹۵ هزار و سالانه۵/۳۳ ميليون نفر در تهران به سينما مي رفتند كه البته در روزهاي جمعه ۴۸% مردم به سينما مي رفتند و هر تهراني بطور متوسط۱۷ بار در سال به سينما ميرفته است.
دربازه زماني سالهاي{۱۳۵۰ تا۱۳۶۰} مساله تفريح جوانان تحت تاثير دو مساله اساسي، انقلاب و جنگ به كلي دگرگون شد و در سالهاي شكل گيري انقلاب بسياري از جوانان با شركت در ميتينگها، تظاهرات، تحصنهاي دسته

جمعي بسياري از اوقات خود را مي گذراندند.
قابل ذكر است بسياري از سازمانهاي دولتي كه نمونه هايي از آن براي نسل اول ذكر شد به دليل شكل گيري انقلاب ا سلامي در ايران از بين رفتند و سازمانهاي جديدي منطبق با ارزشهاي انقلاب اسلامي، شكل گرفتند. با تغيير نظام بسياري از مراكز تفريحي در ايران به طور كلي دگرگون شدند. به طور مثال:
كاباره ها، كافه ها به رستورانها تبديل شدند يا مثلاً سازمانهايي مثل سازمان بسيج همگاني، سازمان سپاه پلسداران انقلاب اسلامي شكل گرفتند.