ايـمـان

مقدمه
طرح برنامه هاي اسلام به صورت مسلكي اجتماع و با اصولي منسجم و هماهنگ و ناظر به زندگي فردي و اجتماعي انسان ها از ضرورت هاي امروز است. دراين راه ، قرآن كامل ترين و موثق ترين سندي است كه مي توان به آن اتكا كرد. با تدبر در آيات قرآن ،كه خود هدف عالي قرائت و تلاوت آن است ، همگان به عيان مي بينند كه قرآن كتاب زندگي و آيه هاي آن تماماً آيه هاي زندگي و حركت است :كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الضلمات الي النور و آموزه هاي نظري و علمي آن پيوسته و جملگي اجزاي نظامي است كه در آن، انسان داراي فطرت سليم خدايي به انساني

كامل تبديل مي شود- انساني كه هم دنياي متعادل و موفقي دارد و هم از عاقبت نيكي برخوردار است ؛ انساني كه مي داند باخود و خدايش چگونه باشد و با خلق به چه سان رفتار و عمر را چگونه سپري سازد و چگونه زندگي كند:انما المومنون الذين امنوا باالله و رسوله ثم لم يرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم في سبيل الله اولئك هم الصادقون.

اثر فرهنگ و سنت هاي جامعه در اخلاق
و اذا قيل لهم اتبعوامآ انزل الله قالوابل نتبع مآ الفينا عليهء ابآء نآ
بقره : ۱۷۰
و چون به آنان ] ، مشركان و كفار ،[ گفته شود: از آنچه خدا فروفرستاده پيروي كنيد ؛ گويند : ] نه[ ، بلكه از آنچه پدرانمان را بر آن يا فتيم پيروي مي كنيم…
به مجموعه عقايد و تاريخ و آداب و رسوم و سنت هاي جامعه فرهنگ مي گويند كه به روح و فكر افراد آن جامعه شكل مي دهد و زمينه ساز نيكي ها و زشتي ها مي شود . اگر آداب و عادات جامعه در جهت خوبي ها وصلاح باشد، صفات عالي انساني رشد مي كند و اخلاق افراد آن جامعه همسو با آن خواهد بود ؛ همان طور كه فرهنگ هاي آلوده و سنت هاي غلط و منحرف موجب پرورش اخلاق رذيله و پست مي شود.

قرآن مي فرمايد: وقتي از كارفران و گنه كاران مي پرسيدند كه چرا اعمال زشت انجام مي دهيد و چرا مجسمه هاي بي روح را مي پرستيد و چرا دخترانتان را زنده به گور مي كنيد و چرا از راه خدا پيروي نمي كنيد ؛ در پاسخ مي گفتند : اقوام وپدرانمان را اين گونه يافته ايم.
البته آيات۲۱سوره لقمان، ۱۰۴ مائده، ۷۸ يونس، ۵۲ تا ۵۴ انبياء،۷۴ تا۷۶ شعراء،۲۲تا۲۳ زخرف نيز از جمله آياتي است كه در آنها ، تأثير فرهنگ و سنن جامعه در اعتقادات واخلاقيات انسان‌ها بيان شده است .

در محيط پاك ، انسان هاي پاك پيدا مي شوند
و البلد الطيب يخرج نياته‚ باذن ربه و الذي خبث لايخرج

الانكدا كذالك نصرف الايت لقوم يشكرون
اعراف : ۵۸
و گياه سرزمين پاك به اذن پروردگارش بيرون مي آيد ؛ و از زمين
بد ، جز اندك گياهي پديد نمي آيد . اين چنين ما آيات
] توحيد خود [ را گوناگون مي آوريم براي گروهي كه سپاس مي گزارند.
محيط زندگي اثر فوق العاده اي در روحيات و رفتار انسان دارد ؛ زيرا انسان طبيعتاً بسياري از صفات و روحيات خود را از محيط كسب مي كند .از اين رواسلام براي سالم سازي اجتماع وحفظ سلامت آن فرايضي همچون اقامه نماز وامر به معروف ونهي از منكر و توصيه به حق وصبر راواجب كرده است تا دايماً جامعه پالايش شود. خداوند دراين آيه شريفه انسان را به گياه و محيط زندگي او را به زمين تشبيه كرده است كه اگر شوره زار باشد ، گرچه باران هم بر آن ببارد ، چيزي نمي رويد ؛ اما اگر حاصل خيز باشد ، قطرات حيات بخش باران مؤثر مي‌افتد وگل و سنبل مي رويد.

اما بايد دانست كه انسان محكوم محيط نيست
يعبادي الذين ءامنو ان ارضي واسعه فاياي فاعبدون
عنكبوت : ۵۶
اي بندگان من ، كه ايمان آورده ايد ، بي ترديد
زمين من پهناور است. پس تنها مرا پرستش كنيد.
قبلاً گفتيم كه محيط در پرورش روحي و فكري انسان مؤثر است ، اكنون مي گوييم محيط علت تامه براي خوب و يا بد بودن افراد نيست و هيچ كس نمي تواند بدي محيط زندگي خود راعلت بدي خود بداند. قرآن به مؤمنان هشدار داده است كه محيط بد هجرت كنند و خود و خانواده خود را از ورطه تباهي وگناه خارج سازند ؛ زيرا محيط آلوده دشمن فضايل اخلاقي مؤثر است.
پيامبر اكرم (ص)مي فرمايند: «هر كس براي حفظ دين خود از جايي به جاي ديگر (اگر چه فاصله آن كم باشد) هجرت كند ، مستحق بهشت است و هم نشين محمد و ابراهيم خواهد بود .»

راز كسب محبوبيت اجتماعي ايمان و عمل صالح است

ان الذين ءامنوا و عملوا الصالحت سيجيعل لهم الرحمن ودا
مريم: ۹۶
خداي رحمان به زودي كساني راكه ايمان آورده و
عمل هاي شايسته كرده اند محبوب همه گرداند.
ايمان به خدا و عمل به آيين او جاذبه وكشش ايجاد مي كند ، به طوري كه حتي افراد ناپاك هم انسان مؤمن و نيكوكار را دوست دارند . در روايتي از پيامبر اكرم(ص)چنين آمده است : «هرگاه خدا بنده اي را دوست بدارد، به جبرئيل مي گويد: “من فلان بنده ام را دوست دارم. تونيز او را دوست بدار”.آن گاه جبرئيل در آسمانها ندا مي دهد :“اي اهل آسمان ها ، خداوند اين بنده را دوست دارد . شما نيز او را بداريد.”سپس اين محبت در زمين منعكس مي شود »
بندگي كن تا كه سلطانت كنند
تن رها كن تا همه جانت كنند

خوي حيواني سزاوار تو نيست

ترك اين خو كن كه انسانت كنند

چون نداري درد درمان هم مخواه
درد پيدا كن كه درمانت كنند

بنده شيطاني و داراي اميد
كي ستايش همچو يزدانت كنند

 

سوي حق نا رفته چون داري طمع؟
همسر موسي بن سليمانت كنند

شكر و تسليم سليمانت كو؟
اي كه مي خواهي سليمانت كنند

از چه شهوت قدم بيرون گذار
تا عزيز مصر و كنعانت كنند

همچو سلمان در مسلماني بكوش

اي مسلمان تا كه سلمانت كنند

جوهري

در آينده ، فقط دوستي با مؤمنان سودمند است
الاخلآء يومئذ بعضهم لبعض عدو الاالمتقين
زخرف: ۶۷
درآن روز ، دوستان – مگر پرهيزكاران – دشمن يكديگرند.
امام علي(ع)فرمودند : «معاشره ذوي الفضائل حيوه القلوب. » زندگي و بقاي دل ها در هم نشيني با فاضلان است.
گلي خوش بوي در حمام روزي
رسيداز دست محبوبي به دستم

بدو گفتم كه مشكي يا عبيري
كه از بوي دل آويز تو مستم

بگفتا من گلي ناچيز بودم
وليكن مدتي با گل نشستم

كمال هم نشين بر من اثر كرد
و گرنه من همان خاكم كه هستم

 

شرايط برادري واخوت اسلامي نماز است
فان تابلو و اقاموا الصوه و ءاتوا الزكوه فاخوانكم
في الدين و نفصل الايت لقوم يعلمون
توبه :۱۱
پس اگر توبه كردند ونماز رابر پا داشتند و زكات دادند ، برادران ديني شما خواهند
بود؛ وما آيات و نشانه هاي خود راتفصيل مي دهيم براي گروهي كه بدانند.
رفاقت وهم نشيني و هم از موانع اين راه . روح انسان بسيار حساس است و از چيزهاي ديگر متأثر مي شود. شايد اگر با امر ويا رفتاري كه خلاف طبع اوست برخورد كند ، ابتدا آن را مكروه وناپسند ببنيد ؛ اماتدريجاً با آن مأنوس مي شود و از آن رنگ مي گيرد وقلب آدمي حالت ثابتي ندارد واز

القائات شنيده ها تأثير مي پذيرد ؛ بلكه بايد گفت بيش ترين اثر را مصاحب و هم نشين انسان در او دارد، به طوري كه اگر اين هم نشيني ادامه يابد كاملاً همانند يكديگر مي شوند . دوست خوب و هم نشين صالح مانند يكي از اعضاي بدن انسان است كه وجودش براي انسان حياتي است. از اين رو قرآن اولين و در عين حال ، مهم ترين شرط برادري ديني را بر پا داشتن نماز و پرداخت زكات

شمرده است؛ چه اين كه اگر كسي حق خدايي را كه خالق و رازق اوست ندهد، در دوستي او هيچ فايده اي نخواهد بود.

دوستي بايد بر اعتقادات و ارزش ها بنا شود
يا ايها الذين ءامنوالاتتخذوا عدوي وعدوكم اوليآء تلقون اليهم بالموده
ممتحنه :۱
اي كساني كه ايمان آورده ايد ، دشمن من
و دشمن خودتان را دوستان خود مگيريد…
دوستي و محبت بايد حول محور اعتقاد شكل گيرد؛ به طوري كه اگر بين دوستي واعتقاد تضاد به وجود آمد ، انسان حفظ اعتقاد را بر دوستي ترجيح دهد . به عبارت ديگر ، تولا، يعني دوستي خدا و دوستان او را ، وهمچنين تبرا، دشمني دشمنان خدا ، را سرلوحه زندگي خود قرار دهد وبراي خدا دوست بدارد وبراي خدا دشمني كند.
در ادامه آيه ، خداوند مطالبي مي آورد كه گويا دليل اين فرمان است :«اينان] دشمنان خدا[ به آنچه بر شما نازل شده است كفر مي ورزند و رسول خدا و شما را به سبب ايمان آوردن به پرودگارتان از شهر و ديارتان بيرون مي كنند. چنين افرادي شايسته دوستي و محبت نيستند.»
سلميان نبي (ع) فرموده است:«تا نديده ايد شخص با چه كساني هم نشين است درباره او قضاوت نكنيد؛ زيرا هر كس به وسيله دوستان وهم نشينانش شناخته مي شود و نسبتي بين او و يارانش وجود دارد .»
كم نشين با بدان كه صحبت بد
گر چه پاكي تو را پليد كند

آفتاب ارچه روشن است آن را
پاره اي ابر ناپديد كند

و دوستي با فاسقان و گنهكاران جز حسرت و پشيماني ثمري ندارد
يويلتي ليتي لم اتخذ فلانا خليلاً
فرقان :۲۸
اي واي بر من ، كاش فلاني را دوست نمي گرفتم!

غالباَ دوستان و معاشران ناباب و آلوده انسان را به آلودگي وانحراف مي كشانند و از راه خدا و صلاح و سعادت دور مي كنند. به فرموده قرآن ،در روز قيامت ، آن گاه كه انسان در محضر الهي حاضر مي شود و پرده هاي جهل و ناداني كنار مي رود و حقايق خود را آن گونه كه هستند نشان مي دهند ،انسان گم راه واز راه حق بازمانده با حسرتي جانكاه و بي ثمربه رفيقش ، كه عامل گم راهي او بوده است ، مي گويد :«اي كاش ، فاصله ميان من و تو فاصله بين شرق و مغرب بود.»

كنايه از اين كه هرگز با تو آشنا نمي شدم تا در اين جا نيز همراه تو باشم .
در حديث است كه«هر كس هرچه را دوست برگزيند در قيامت نيز با او محشور مي شود .»
از رفيق نامناسب در جهان
كن حذر تا از بلا يابي امان

وربگويي هستم از وي سخت تر
طبع من از او نمي يابد اثر

آهن از آتش دو صد ره برتر است
آن به سختي اين به سستي مظهر است

چون رفاقت بين ايشان شد شديد

هم نشين گرديد آتش با حديد

طبع آتش مي كند در وي اثر
آهن از آتش شود سوزنده تر