با توجه به موقعيت جغرافيايي اصفهان در مركز فلات ايران و داشتن رودخانه‌اي مانند زاينده ‌رود وماديهای منشعب از آن كه سراسر خاك حاصلخيز اين شهر را مشروب مي‌كند بي‌جهت نبوده است كه اصفهان در فلات خشك و كم آب ايران از دورترين ازمنه تاريخي تا اين زمان به طراوت و

سرسبزي و داشتن باغهاي گسترده مشهور بوده است. ايجاد اين باغها مخصوصاً در دوره‌هايي كه اصفهان پايتخت بوده است بيشتر مورد توجه قرار گرفته و نويسندگان تاريخ اصفهان از قرن سوم هجري به بعد همواره به اين باغها اشاراتي داشته‌اند و از آن جمله است : باغ عيسي بن ايوب بين محله خُشينان (حوالي امامزاده اسماعيل امروز) و يهوديه (جوباره امروز) از قرن چهارم هجري و باغ عبدالعزيز از دوره فرمانروايي علاءالدوله ديلمي كاكويه كه در داخل حصار اصفهان قرار داشته است.
در دوره سلاجقه كه اصفهان به پايتختي ملكشاه سلجوقي انتخاب شده است احداث چند باغ

وسيع، اصفهان را به صورت باغي بزرگ و پهناور جلوه مي‌داده‌ است. نام اين باغها عبارت بوده است از : باغ بكر، باغ فلاسان، باغ احمدسياه، باغ كاران، باغ دشت گور و بيت‌الماء اما مهمترين اين باغها، باغ كاران بوده كه منطقه وسيعي را در شمال بستر زاينده‌رود در بر مي‌گرفته و خيابان كمال اسماعيل وفردوسي و منوچهري و مجمر و چهارباغ صدر و مشتاق و محله بزرگ خواجو (طرازآباد دوره ديالمه و سلاجقه) در محوطه اين باغ قرار داشته است و هم اكنون يكي از محلات خواجو « باغ كاران» نام دارد. اين باغ تا قرن هشتم هجري نيز برقرار بوده و حافظ شاعر مشهور ايران در يكي از غزلهاي خود به اين باغ اشارتي دارد كه مي‌گويد:

گرچه صد رود است در چشمم مدام زنده ‌رود و باغ‌ كاران ياد باد
از قرن هشتم تا آغاز عصر صفويه عد م مراقبت و ويراني در اين باغها راه مي ‌يابد تا آنجا كه جز نام آنها چيزي باقي نمي ‌ماند. شاه اسماعيل اول صفوي در محل فعلي ميدان بزرگ اصفهان باغ وسيعي به نام « نقش جهان» احداث مي‌كند و براي سكونت خود كه معمولاً براي شكار به اطراف اين شهر مي ‌آمده است د ستور بناي ساختماني را به نام « عمارت مهدي» مي‌دهد. در زمان شاه عباس اول كه پايتخت ايران از قزوين به اصفهان انتقال مي يابد قسمتهايي از آن باغ به ميدان

تبد يل مي‌شود و همراه با توسعه شهر و كاخها و پلها و مساجد و مياد ين و خيابانها، احداث باغهاي بزرگ هم، شهر اصفهان را به صورت يك باغ سراسری در مي‌آورد. فهرست اين باغها كه از آغاز انتخاب اصفهان به پايتختي صفويه در سال ۱۰۰۰ هجري تا افول ستاره اقبال اين سلسله در سال ۱۱۳۵ هجري به وجود آمده و هر يك از آنها دهها جريب وسعت داشته به شرح زير است : باغ بادامستان، باغ جزايرخانه، باغ فراشخانه ، باغ خرگاه يا خيمه ‌گاه، باغ نارنجستان و عمارتي كه

داشته است، باغ خياط خانه، باغ خليل‌ خانه و توحيد خانه، باغ كجاوه‌ خانه جنب بازار رنگرزان، باغ تخت در ضلع غربي چهارباغ، باغ ماما سلطان، باغ كاج، باغ باباامير، باغ مستمند، باغ توپخانه و باغ عسكر، باغ نسترن در ساحل رودخانه، باغ طاووس خانه، باغ پهلوان حسين كه مادی نياصرم از وسط آن می گذشته است، باغ سيف‌الدوله مشهور به باغ آلبالو، باغ عموطاهر، باغ زين‌ خانه و

فتح‌آباد، باغ گلدسته، باغ شيرخانه در ضلع شرقي چهارباغ، باغ صالح آباد و باغ نظر وباغ قراخان در ساحل شمالي زاينده ‌رود، باغ بزرگ عباس آباد در ضلع غربي چهارباغ، باغ سلطانعلــی خان ، باغ فيل خانه ، باغ چيـنی خانه در حوالي چهارباغ، باغ زرشك، باغ قورچي‌ باشي عليا و سفلي، باغ ايشيك آقاسي باشي، باغ قرچقاي ‌خان، باغ توشمال ‌باشي، باغ داروغه، باغ رضاقلي خان ، باغ تفنگچي آقاسي، باغ چرخاب، باغ داروغه دفتر، باغ وقايع ‌نويس، باغ ديوان ‌بيگي، باغ قوشچيان

وغلامان مطبخ، باغ اعتماد‌الدوله، باغ ميرآخور، باغ مهردار، باغ جلودار، باغ هزارجريب كه از همه باغهاي ديگر وسيع‌ تر و زيباتر بوه و در دامنه شمالي كوه صفه و در محل فعلي دانشگاه اصفهان و شرق و شمال آن گسترده بوده است و سياحان خارجي عصر صفويه و از آن جمله توماس هربرت و ژان شاردن به تفصيل از آن سخن گفته‌اند و توماس هربرت اين باغ را در سفرنامه خود « بهشت شاه‌عباس» و نيز باغ عباس‌آباد كه به شخص شاه عباس اول انتساب دارد نام داده است. باغ

كلاه‌ شاه، باغ جون ‌كمر، باغ سپهسالار، باغ محمود، باغ برج و باغ حاج صالح درضلع شرقي چهارباغ نو ( مقصود چهارباغ خواجو است)، باغ جنت در شمال بستر زاينده‌ رود، باغ نگارستان در حوالي

چهارباغ، باغ چهلستون، باغ هشت بهشت يا باغ بلبل كه كاخ سكونت شاه سليمان صفوي در اين باغ قرار داشته است، باغ قوشخانه در محله قد يمي طوقچي كه مركز تربيت قوشهاي شكاري و محل استقبال شاهان صفوي از مهمانهاي خود بوده است، باغ كومه و باغ وحش در لنجان اصفهان كه شكارگاه و محل نگهداري حيوانات وحشي بوده است و بالاخره باغ جشاران يا جوشاران ( گشاران)، باغ فرنگ، باغ ارم، باغ صفي‌آباد، باغ قورچي ‌ها و باغ انارستان و سقاخانه كه در حال حاضر به استثناي باغ چهلستون و باغ هشت بهشت و چهار باغ اثر ديگري از باغهاي مشهور آن زمان باقي نمانده است.
اصفهان در سال ۱۰۰۶ هجرى رسماً به پایختى شاه عباس اول انتخاب شده است و از این سال به بعد فعالیت قابل ملاحظه‏اى براى ساختن قصرها و پلها و مساجد تاریخى به منظور تزیین پایتخت به عمل آمده است. فكر ایجاد گردشگاهى مانند چهارباغ هم در همین سال براى پادشاه صفوى پیدا شده و دستور داده شده از محل دروازه دولت (مقابل كاخ فعلى شهردارى) تا دامنه كوه صفه

(دروازه شیراز) خیابان طویل و عریضى مشجر احداث شود. در حقیقت چهارباغ بیشتر براى این كه باغ باشد ساخته شده نه خیابان خاصه كه این اسلوب خیابانسازى براى عبور و مرور آن زمان مورد احتیاج نبوده است و از حیث هئیت و تركیب طورى است كه بیشتر براى محل گردش و تفرج بوده تا براى رفت و آمد شهر به علاوه این خیابان در حاشیه شهر طرحریزى شده و بیشتر مخصوص گردش خانواده سلطنتى و درباریان بوده است. از جمله تفریحات زنان حرمخانه شاهى و دیگر زنان شهر

یكى این بود كه روزهاى چهارشنبه در چهار باغ اصفهان و پل سى و سه چشمه با روى گشاده و بى نقاب مى‏گشتند و تا مدتى از شب درپرتو مشعلها و شمعها در آنجا به سر مى‏بردند و به شادى و خنده و خوردن و نوشیدن مى‏گذراندند. در این روز تمام چهارباغ (قرق) مى‏شد در اطراف آن خواجه سرایان و ماموران خاصى از عبور مردان شهر به سختى جلوگیرى مى ‏كردند و در این روز فروشندگان چهارباغ همه زن بودند گردش اختصاصى زنان اصفهان در چهارباغ از روز چهارشنبه بیست و سوم ماه صفر سال ۱۰۱۸ هجرى آغاز شده است.

پى یترودولاواله‏سیاح معروف ایتالیایى كه هر وقت صحبت از اصفهان زمان شاه عباس مى ‏شود نام او هم به میان مى ‏آید مى ‏نویسد: چهارباغ بعضى روزها مخصوص گردش بانوان بوده و مسلماً براى یك جاده و معبر عمومى نمى‏توان چنین اختصاصى را قابل شد. طول این خیابان سه میل و پهناى آن دو برابر خیابان رم است ابتداى این خیابان در جانب شهر اصفهان عمارت كوچكى است كه به شكل كلاه فرنگى ساخته‏اند و اطرافش تمام ایوان و پنجره است. این عمارت با نقاشى و تزیینات بسیار دیگرى آراسته شده و براى آن بنا شده است كه بتوان خیابان را از آن مكان بلند تماشا نمود و طول آنرا تشخیص داد. دو دیوار به ارتفاع مساوى در دو سمت خیابان است و پشت این دیوارها تا حدود نصف خیابان باغهایى است كه به شاه تعلق دارد. مردم اجازه دادند داخل این باغها شده

گردش كنند و حتى از میوه‏هاى بیشمار آنجا در مقابل اندك انسانیت و تعارفى نسبت به باغبان استفاده نمایند. در طرفین خیابان در فاصله‏هاى مساوى درهاى این باغها دیده مى‏شود كه رو به روى یكدیگر قرار گرفته و هر كدام آنها عمارت كوچك زیبایى است كه فقط براى تفریح كسانى ساخته شده است كه بخواهند در آنجا غذایى بخورند و یا ساعتى را تفریح نمایند. شماره این عمارتها بى اندازه و زیاد و نماى آنها خیلى آراسته و دلربا است و طورى با هم قرینه و جور و

متناسب است كه نمى‏توان تصور كرد چیزى دلپذیرتر از آن وجود داشته باشد. درختهاى فراوان در هر سو چه در خیابان و چه داخل باغ در دو سمت دیوارها دیده مى‏شود كه ردیف هم بیك اندازه در فواصل مساوى كاشته شده و چنان سبز و خرم است كه هر اندازه تصور كنید این نقطه با طراوات و دلگشا است. علاوه بر اینها گوشه به گوشه در فاصله‏ هاى معین مقابل بناهاى بسیار زیبا در وسط خیابان حوضهاى بزرگ آب با تناسب صحیح و اشكال مختلف بدون لبه دیده مى‏شود. آب در كف سنگفرش خیابان موج مى‏زند و راه نسبتاً عریضى در دو طرف براى عبور پیاده و سواره ساخته‏اند. نهر آب بزرگى كه در وسط خیابان جاریست در جویبارى كه از سنگ ساخته شده جریان دارد و به

آبنماها مى‏ریزد در چندین حوض فواره‏هاى بسیار زیبایى دیه مى‏شود و در بعضى از آنها نیز به وسیله احداث پاره‏اى سراشیبها آبشارهایى كه در دنیا نظیر آن به این دلپسندى وجود ندارد درست كرده‏اند. قسمت وسط خیابان و پاى دیوارها با سنگهاى كوچكى فرس شد كه براى مردم و اسبها راحت نیست لكن این طرف و آن طرف خیابان دو نقطه‏اى كه خاك خوبى دارد جا گذاشته و گلهاى رنگارنگى نشانده‏اند. یقیناً این گلها در موسم خود از عطر و منظره زیباى خویش دل و مشام جان را محظوظ و سرشار مى ‏نمایند. در سال ۱۰۲۵ هجرى گردشگاه چهارباغ به طوریكه شاه عباس كبیر انتظار داشته آراسته شده بوده است. اسكندر بیك تركمان مولف تاریخ عالم آراى عباسى در این باره چنین نوشته است:

القصه هر كسى از امرا و اعیان و سركاران عمارات و به وقوف معماران و مهندسان شروع در كار كرده و در انجام ان ساعى گشتند و از ان تاریخ تا حال كه سنه هجرى به خمس و عشرین و الف (۱۰۲۵ هجرى) رسیده و این شگرفنامه تحریر مى‏یابد عمارات باصفا و باغات دلگشا به نوعى كه طرج كارخانه ابداع در عرصه ضمیرمبارك اشرف طرح افكنده بود به حیز ظهور امده در كمال لطافت و

نهایت خوبى اتمام یافت. درختان سر به فلك افراشته و اشجار میوه دارش گویى به طوبى جنان پیوند دارد. الحاصل هر باغى از آن رشگ جنان و عمارات رفیعش كه به نقوش بدیع مذهب و مزین و به صور مصوران نادره كار آراستگى دارد گویى سدیر و خور نق از آن نشانى است بلكه در عرصه گیتنى نظیر وى و عدیل آن محض خیال و گمانى.
عرصه گیتى نظیر وى وعدیل آن محض خیال و گمانى عجب چارباغى است بهجت فزا

گرش تاریخ آن دل طلب كرد گفتم نهالش به كام دل شه برآید
شادرن سیاح فرانسوى كه در دوره پادشاهى شاه عباس دوم و شاه سلیمان مدتى در اصفهان به سر برده است راجع به خیابان چهارباغ در سفرنامه خود نوشته است: »این خیابان زیباترین معبرى است كه تاكون دیده و یا شنیده‏ام، ولى امروز منظره خیابان چهارباغ به كلى تغییر یافته است. نهر سنگى وسط پیاده رو را پر كرده و خیابان را تسطیح نموده‏اند. باغچه‏هاى گلگارى طرفین پیاده رو براى سواره رو اختصاص داده شده. مغازه‏هاى درجه اول شهر در طرفین پیاده روهاى دو جانب خیابان متمركز شده‏اند. سینماها و تئاترها و پاساژها و مهمانخانه‏هاى جدید جاى سردر باغات سابق را گرفته و از آنهمه گلهاى فراوان كه در وصف آنها گفته شده:
دست نگارین چو به گل مى ‏رسید حرف نچین تا سر پل مى ‏رسید

و از چنارهاى تنومند و شاداب آن دیگرى اثر نیست
در زمان صفویه شهر اصفهان گشترس پیدا كرد و محله هایى تازه بنا نهاده شد. در این محله‏هاى جدید بسیارى از هنرمندان و بازرگانان كه اغلب از جلفا و تبریز واقع در آذربایجان كوچ داده شده بودند، ساكن شدند. در همین زمان در اطراف میدان نقش جهان كه تنها عمارت آن بنایى باقى مانده از زمان امیر تیمور بود و در محل كنونى عمارت عالى قاپو قرار داشت، بناهایى ساخته شده كه هر یك از نظر معمارى از بهترین آثار هنرى و ارزنده این سرزمین به حساب مى‏آید. در حد فاصل عمارتها و محله‏هاى جدید و شهر قدیم اصفهان خیابان بزرگى به صورت تفرجگاهى ساخته شد كه آن را چهارباغ نامیدند. سال احداث خیابان چهار باغ به استناد تاریخ عالم آراى عباسى سال ۱۰۰۶ هجرى قمرى است. هر یك از باغهاى اطراف چهارباغ نامى مخصوص داشته است كه

مشهورترینشان بنا به نوشته شاردن جهانگرد فرانسوى، عبارت بوده‏اند از: باغ تخت، باغ چهلستون، باغ كاج، باغ باامیر،باغ توپخانه، باغ نسترن، باغ فتح آباد، باغ پهلوان حسین، باغ بلبل،باغ مرغداران، باغ خانه شیران، باغ هزار جریب، باغ داوریش حیدرى و باغ دراویش نعمت اللهى.
با گذشت زمان در محل باغهاى اطراف چهارباغ، بناهاى مسكونى و تجارى ساختند و به تدریج به دلیل ماشینى شدن زندگى و نیاز به عبور و مرور اتومبیلها، حوضها و جوى وسط خیابان از بین رفت و به همین منظور آسفالت شدند. نهالهاى تازه‏اى نیز جایگزین درختان كهنسال خیابان شدند. در بخش شمالى چهارباغ نیز خیابان همانند آن ساخته شد كه مجموعاً طول این دو به ۶ كیلومتر مى‏رسد. هنگامى كه جهانگرد مشهور ایتالیایى، پیترودولاواله در سال ۱۰۲۵ هجرى قمرى از اصفهان دیدن مى‏كرده است، هنوز محله‏هاى جدید و قدیم با هم مرتبط نبوده‏اند ؛از این رو این جهانگرد چنین نوشته است:

محل تماشایى دیگر اصفهان خیابانى است كه فعلاً خارج از شهر قرار دارد ولى وقتى كه محلات به یكدیگر ملحق مى‏شوند، كاملاً در وسط قرار خواهد گرفت. طول این خیابان دو تا سه میل و عرض آن شاید دو برابر پنت موله (Pontmolle) در رم باشد. در شروع این خیابان از سمت شهر اصفهان، خانه كوچك چهارگوشى قرار گرفته كه ایوآنهاو پنجره‏هاى زیادى دارد و با تصاویر و نقش و نگارهاى جالبى تزیین شده است. از بالاى این خانه تمام خیابان را به خوبى مى‏توان دید و غرض از ساختمان آن نیز همین بوده است.

پیترودولاواله درباره باغهاى اطراف خیابان چهارباغ كه در پشت دیوارهاى منظم و یكنواخت چهارباغ واقع بوده‏اند چنین نوشته است:
مدخل این باغها با نظم و ترتیب خاصى در مقابل یكدیگر قرار گرفته‏اند و بالاى هر یك از درها عمارت كوچك ولى زیباى ساخته شده كه مى‏توان ضمن گردش و تلفن وارد آنها شد و ممكن است اشخاص غذاى خود را در آن صرف كنند. تعداد این عمارات آن قدر زیاد است و قرینه سازى و تناسب به اندازه‏اى در آنها رعایت شده كه واقعاً زیباتر از آن نمى‏توان تصور كرد. به علاوه در داخل باغها و بیرون از آنها در خیابان صفوف طولانى و منظم درختان انبوهى قرار گرفته كه تناسب و نظم ان فوق العاده است. نیز با فاصله هایى چند و غالباً در مقابل خانه‏هاى زیبا حوضهاى بزرگى به اشكال مختلف در

 

وسط خیابان قرار گرفته است كه مملو از آب است و هر یك از آنها تا كنار معبر عریضى كه براى عبور انسان و اسب بسیار مناسب است ؛ به فاصله هایى چند سنگفرش قطع و در زمین گلهاى مختلف كاشته شده است. خیابان را رودخانه‏اى قطع مى‏كند كه عمق آن زیاد نیست و از تركیب هزاران جویبارى كه از كوهستانهاى نزدیك سرازیر مى‏شوند به وجود آمده است.
… روى این رودخانه پلى وجود دارد كه تماماً از آجر ساخته شده و عرض آن از تنمام پلهاى رم بیشتر و طول آن حداقل سه تا چهار برابر آن پلهاست…
… بعد از این رودخانه خیابان كماكان با همان دیوارها و درختان و خانه‏ ها و باغ ها و حوض ها ادامه دارد.
پیترودولاواله درباره وجه تسمیه چهارباغ چنین نوشته است:
…خیابان به باغ بسیار زیبایى كه باغ هزار جریب نام دارد منتهى مى‏شود. این باغ و همچنین خیابانى كه بدان اشاره كردم امروز به اسم چهارباغ خوانده زیر در اصل باغهاى چهارگانه‏اى در این محل وجود داشته‏اند كه از مجموع آنها وضع فعلى به وجود آمده است. سطح باغها یكى بالاتر از دیگرى قرار دارد منتها عبور از آتنها با اسب به آسانى صورت مى‏گیرد. در آنجا چیز دیگرى جز رشته درختان پرشاخ و برگ میوه وجود ندارد و تمام آنها آنقدر كوتاهند كه پیاده‏ها و سواران با دست مى‏توانند میوه بچینند و به علاوه هر محوطه‏اى مخصوص درختان خاصى است. مثلاً یك مربع مخصوص درختان انجیز و مربع دیگر مخصوص درختان هلو و به همین نحو الى آخر…
… در عرض و طول باغ راههاى زیادى وجود دارد كه اطراف آن را درختان سرو كاشته ‏اند. این معابر به اندازه‏اى طویلند كه انتهاى آن دیده نمى‏شود. از آخرین باغ كه از همه بلندتر است نهرى عبور مى‏كند و سپس دیوارى آن را محدود مى ‏سازد.
پیترودولاواله وقتى خیابان چهارباغ را با خیابانهاى مشابه آن در سرزمین خود مقایسه مى ‏كند چنین مى نویسد:
…واقعاً داراى عظمتى بى نظیر است و باید با طیب خاطر اعتراف كنم خیابان پوپولو درم، خیابان پوجیودرناپل، خیابان شهرژن در خارج شهر ژن و خیابان مونرآل در شهر پالرمو، هیچكدام به پاى آن نمى‏رسد
خانم دیولافوا كه سالها پس از انقراض صفویه – زمانى كه چهارباغ از رونق افتاده بود و دیگر از آن همه زیبایى خبرى نبود – از اصفهان دیدن كرده بود، در سفرنامه‏اش چنین نوشته است:

… در این جا پنج خیابان عریض امتداد دارد كه چنارهاى سیصدساله بر آنها سایه انداخته اما در قرون گذشته به این درختان پیر حس ترحمى نشان نداده ‏اند.

باغ چهلستون
موقعیت باغ چهلستون
باغ چهلستون درون شهر اصفهان و در شرق خيابان چهار باغ پايين و جنوب خيابان سپه و غرب ميدان نقش جهان واقع شده است. باغ در بستر شهر و در ميان ساير باغ‌ها شكل گرفته و به گونه‌اي استقرار يافته بود كه امكان دسترسي به آن از ساير باغ‌ها ميسر بوده است. مجموعه‌اي از اين باغها كه در امتداد چهارباغ شكل گرفته بودند يكي از شالوده‌هاي اصفهان عصر صفوي را شكل مي‌دادند و نقش باغ چهلستون از اين جنبه ممتاز است كه حلقه پيوند دهنده اين شالوده و شالوده ديگري شهري يعني مجموعه نقش جهان بوده است.

باغ چهلستون در بستر شهري خود با ديوارهايي از محيط پيرامون خود مجزا گشته است و امروزه ارتباط آن با ساير عناصر شهري بسيار محدود گرديده و يا شايد بتوان گفت از بين رفته است. ارتباط ميان عناصر عمده شهري- ميدان نقش جهان و يا ساير بناهاي عمومي تاريخي – هم از نظر عملكردي هم از نظر منظر شهري، درگذشته وجود داشته كه ساختار شهري را به روشني تعريف مي‌نموده است. در حال حاضر ارتباط ميان ميدان نقش جهان و باغ چهلستون ديگر وجود ندارد.

درگذشته به كمك فضاهاي كوچك سرپوشيده مياني مانند ورودي‌ها و ملحقات اين ارتباط وجود داشته است. باغ چهلستون در گذشته نه تنها در ساختار كلي شهر مفهوم روشني داشته بلكه خود نيز از نمود و جلوه ويژه‌اي برخوردار بوده است.
باغ چهل‏ستون كه بالغ بر ۶۷ هزار متر مربع مساحت دارد، در دوره شاه‏ عباس اول احداث گردیده و در وسط آن عمارتى ساخته شده و در سلطنت شاه ‏عباس دوم در ساختمان موجود مركزى، تغییرات كلى صورت گرفته است اگرچه انعكاس ستون هاى بیست‏ گانه، تالار چهل‏ستون در حوض مقابل عمارت، مفهوم چهلستون را بیان مى‏كند ولى در حقیقت عدد چهل در ایران، كثرت و تعداد را مى‏رساند و وجه تسمیه عمارت مزبور به چهل ستون‏ به علت تعداد زیاد ستون هاى این كاخ مى‏باشد
قسمت‌های‌ جالب‌ و دیدنی‌ كاخ‌ چهل‌ ستون‌عبارتند از:

شیرهای‌ سنگی‌ چهارگوشه‌ حوض‌ مركزی‌، تالار و ازاره‌های‌ مرمری‌ منقش‌ اطراف‌ آن – تزئینات‌ طلاكاری‌ سرسرای‌ پادشاهی‌ و اتاق‌های‌ طرفین‌ تالار آینه‌ و تابلوهای‌ نقاشی‌ تالار پادشاهی‌ كه‌ تصویرشاهان‌ صفوی‌ بر آن‌ نقش‌ بسته‌ است – تصویر شاه‌عباس‌ اول‌ با تاج‌ مخصوص‌ و مینیاتورهای‌ اتاق‌ گنجینه – سردر «مسجد قطبیه‌» و سردرهای‌ «زاویه‌ درِكوشك‌» و آثاری‌ از مسجد «درب‌ جوباره‌» و «مسجد آقاسی‌» كه‌ بردیوارهای‌ ضلع‌ غربی‌ و جنوبی‌ باغ نصب‌ شده‌ است‌. تالار و ایوان‌ این‌ كاخ‌ در پنجمین‌ سال‌ سلطنت‌ شاه‌ عباس‌دوم‌ بناشده‌ است‌. انعكاس‌ ستون‌های‌ بیست‌گانه‌ تالارهای‌ چهل‌ ستون‌ در حوض‌ مقابل‌ عمارت‌، مفهوم‌ چهل‌ستون‌ را القاء می‌كنند

این كاخ در جنوب خیابان سپه كنونى واقع و ۶۷۰۰۰ متر مربع مساحت دارد. اغلب مورخان نوشته ‏اند كه كاخ مزبور قسمتى از باغ نقش جهان بوده و مقدارى از آن را شاه عباس بزرگ جدا كرده و در وسط آن عمارت كلاه فرنگى سبكى ساخته بوده و جشن و نوروز سال بیست و سوم جلوس خود را در آن محل بر پا داشته است.
سپس در زمان سلطنت شاه عباس دوم بر عمارات آن افزوده و كاخ چهلستون بنا گردید. و در تاریخ یك هزار و پنجاه و هفت هجرى پایان یافت و ماده تاریخ آن را مباركترین بناهاى دنیا گفتند.
برخى از مورخان گفته‏اند چهلستونى كه بدست شاه عباس دوم ایجاد گردید داراى چهل ستون بوده و در هنگام آتش سوزى كه در ۲۱ رمضان سال هزار و یكصد و هیجده (۱۱۱۸) هجرى اتفاق افتاد از پنج ستونى هشت تائى فقط بیست ستون آن باقى مانده و در واقع قسمتى از عمارت و بیست ستون طرفین از جلو سوخته است و تاریخ آتش سوزى آنرا چنین سروده‏اند:

یكصد و هیجده زهجرت نبوى
گذشته بود كه آتش به چهلستون افتاد و تاریخ تعمیر آن‏را كه در زمان سلطنت شاه سلطان جسین صفوى اتفاق افتاده چنین سروده‏اند. مبارك باد تالار بلند ایوان جمجماهى كه سال ۱۱۱۸ ه.ق را میرساند.
این كاخ كه شامل چهلستون و باغ است عمارت چهلستون در وسط آن واقع شده و ساحتش دو هزار و یك صد و بیست متر مربع می باشد و یك شعبه از مادى فدا از وسط آن میگذرد محل بناى عمارت ساخته شده كه حكم دریاچه دارد. گویا بعنوان دولتخانه بنا شده بوده و لیكن چون چهلستون داشته بنام اخیر معروف شده است. كاخ چهلستون مشتمل بر ایوان بزرگ بطول ۳۸ متر و عرض ۱۷ متر و به ارتفاع ۱۴ متر رو بطرف مشرق ساخته شده و هیجده ستون از چوب چنار و كاج دارد و شكل آن كثیرالاضلاع و ۱۶ ضلعى و ۸ صلعى مدور می باشد. چهارستون وسط بر روى

چهارشیر سنگى قرار دارد و طورى حجارى شده دو شیر با یك سرنشان داده می شود و از دهان چهارشیر جلو آب جستن كرده وارد حوض مرمر وسط می شده است.
عمارت باغ چهلستون و دریاچه‏هاى دو طرف تالار وسط باغ و اطاقهاى بزرگ جنین و بیوتات فوقانى و اطاق طنابى تحتانى كه سرتاسر عقب تالار افتاده با عرض عریض و ارتفاع طاقى كه دارد و درهاش بچهار سمت باز، بانضمان ایوانهاى بزرگ و ایوانچه‏هاى و غلام گردشهاى اطراف عماراتى است قوى بنیاد كه نظیر مانند ندارد از بنائى و نجارى و حجارى و آینه كارى و طلا و لاجورد و تصویرات كثیره

كارهاى استادان بزرگ و ستونهاى رفیعه و حمالهاى عظیمه و سایرآلات ادوات جراثقالى كه در زیر و رو و جوف سقف تالار و غیره بكار رفته در غرابت عظمت و در رفعت و صناعت عقل همه اهالى خبره و بصیرت بحیرت است.
یك زبان خواهد زافواه ملك تا بگوید وصف آن رشك فلك
یكى از اوصاف این عمارت آن است كه در بزرگى و وسعت هم میان تالار جلو و هم در اطاق طنابى عقب میتوان سلام عام ملوكانه بست و نیز یك دریاچه بزرك جلو طنابى عقب و یك دریاچه عظیم كه در عظمت ثانى ندارد در پیش روى تالار افتاده كه همیشه آب رودخانه از آنها جارى است وجوى وجداول سنگى و آب نماها و آب افشارها در میان خیابانهاى باغ واقع شده كه بسیار نقل دارد.
مولف تاریخ نصف بیشتر به توصیف كیفیت ساختمان كاخ چهلستون پرداخته و چنین گفته است؟

دیگر از عمارات عالیه دولتى كه قابل ذكر است عمارت چهلستون است كه آنرا شاه عباس ثانى ساخته و وضع آن مركب است از طرز عمارات چین و فرنگستان و ایران و بنفاست و خبوى این عمارت در تمام ایران نیست، تالار عالى با سقف آینه و ستونهاى غریب چوبى كه در زیر چهارعدد آنها سنگى بزرگ و اطراف آن سنگها را صورت شیریال دار در آورده و ساخته‏اند، و حجارى بكمال خوبى نموده و حوضى در میان این چهارستون است كه اطراف آنها بسنگ مرمر فرش نموده‏اند ساخته و از دهان آن شیرهاى روى بحوض راه و سوراخ آب هست كه در آن حوض میریخته و در سقف آن مهندسان صنعتهاى عجیب نموده‏اند و در استحكام آن مبالغه فرموده ستونهاى آن بیست عدد است و تمام آنها را نقش و آینه كارى نموده بودند، عقب آن تالار طنابى است بس عالى و زیبا كه آن را سقفى رفیع به سه چشمه زده‏اند و مذهب تذهیب و زرنشان نموده و در نماهاى آن صورت بعضى از سلاطین صفویه را ساخته‏اند كه اكثر آن مطابق واقع است چنانچه صورت شاه

اسماعیل و هر دو ساه عباس موافق صورت شاه اسماعیل در میدان جنگ اوزبك است و از دیگران مجلس بزم است و در نماهاى میان صورت جنگ شاه اسماعیل با رومى.
و جنگ نادرشاه را با محمد شاه هندى ساخته‏اند در زمان متاخر از آنها و هیچیك از صورتها موافق نیست.
بالجمله این عمارت مطمح نظر همه كس میباشد و این عمارت و تالار در باغى است كه معروف به همان چهلستون است و در پیش روى آن عمارت دریاچه مربع طولانى ساخته‏اند كه اكثر پرآب و در كمال صفا است.
جابرانصارى كه در تاریخ اصفهان بصیرت كافى داشته راجع بساختمان این كاخ و بانى و زمان آن نیز مطالبى نوشته كه عین آن نگاشته میشود.
و باغ چهلستون كه آن هم از باغ نقش جهان گرفته شده یكى از بزرگترین مبانى صفویه است و طرحش را زمان شاه عباس اول ریختند و بناى چهلستون را شاه عباس دوم در (۱۰۵۷) پس از صلح با عثمانى اقدام كرد، و مساحت آن با باغچه‏هاى گرداگردش قریب پنجاه جریب میشود. عمارت وسط چون دیگر مبانى قدیم تیموریه روى به مشرق افتاده طنابى بزرگ عقب تالار ایوان است كه

شاه نشین سلطنتى بوده و داراى سه گنبد طول تقریباً بازیردیوارها ۲۸ ذرع و عرض بیش از ۱۱ ذرع و نیم در بهایش از اطراف روبه ایوانهاى گرداگرد باز میشود و دو اطاق بزرگ خروجى جنبین ایوان شاه نشین است و صندوق خانه‏ها و بالاخانه‏ها عقب هم دارد و خود جنین ایوان شاه نشین و اطاقها است و بیست ستون بلند پایه‏هاى آن سقف بیستون مانند است و بیست ستون هم عكس آن در آینه‏هاى سقف میافتاد. طول حوض بیرون تخمیناً ۱۲ ذرع و عرضش بیش از ۱۰ذرع و آن سقف محیرالعقول را از چوبهاى كاج زده‏اند حقیقة دیدنى است. چوتیرهائى قویتر از تیرهاى عصارى و بلندتر با چه آهنها و میخها بهم بسته و با جرثقیل بالا كشیده‏اند و بچه زنجیرها پیوسته میان كف سقف زیرین و سقف پائین ایستاده براحتى گردش توان كرد و دربها و بباغ باطراف براى دخول هوا میان دو سقف باز است و تذهیب ستونها و قابهاى سقف زیرین نمایش زیبا دارد، و سقف ایوان و دیوارهایش همه به آینه‏هاى سنگ بزرگ و نقشهاى كار استاد مزین بود و در این شصت ساله پیش از (۱۳۰۰) همى بردند و فقط شاه نشین آینه كارى ماند، آینه‏هاى بزرگ دیوارها حكایتى از چرخ آینه گون مینمود خصوصاً آینه چهلستون نما یا جهان نماى دیوار بالاى سر حوض كه چندان بزرگ و عالى

و شفاف و روشن بود هر قدر جمعیت از درب عراد چهلستون كه تا عمارت تقریباً ۱۸۰ متر فاصله داشت پیدا میشد عكس آن جماعت در آن آینه بخوبى نمودار بود و دربها یكسره خاتم و پاره منقش بنقوش دلربا كار اساتید بزرگ و ستونها نیز بآینه‏هاى ریزه و رنگارنگ با نقاشیهاى قشنگ زینت افزا و آن آینه‏هاى را با دربهاى بحدود (۱۳۰۰ قمرى( بمسعودیه طهران بردند و شنیدم آینه چهل ستون نما را یكپارچه دربى بزرگ قرقره دار ساخته كه با فنر باز و بسته میشد و جیوه را برداشته و دور و بلور نمایان و بعضى از آن آینه‏ها در هجوم بختیارى بطهران شكسته و بعضى را به عمارت دیگر پیوسته

پنجره‏هاى بالاى سردرب‏ها نیز بسى زیبائیها داشت. وسط ایوان حوض میریخت و منبع آن آب از هزار جریب و جوى سیاه بود و در شاه نشین پرده شكل جوانى ناصرالدین شاه كار حسن خان لال مصور بود گوئى خود ناصرالدین شاه است سخن میگوید و از محمد شاه نیز صورتى عینا در طنابى بود و دو آیة الكرسى خط میرزااحمد تبریزى استاد نسخ بستونها و سلام سلطنتى در این ایوان بود و حوض بزرگ وسط باغ و طول تالار بیش از ۳۲ ذرع و عرض ۲۲ ذرع.
در ۱۱۱۸ عمارت چهل ستون سوخت كه بفال بدگرفتند و پس از چهارده سال فتنه افغان عراق و فارس را ویران نمود خاصه اسپهان را دیوارهاى دو ایوان شمالى و جنوبى طنابى را نقشهائى بود از چهره دختران گرجى و ارامنه كه دیده را خیره میساخت و دل بدان نقش و نگار بى روان میباخت. امروزه كه بر آن گچها كشیده اند و طرح برداشته باز حسنش نمودار است.
بالاخانه‏هاى گوشه ایوآنهابراى خلوت نشینى و خواب بود و خرقه شاه صفى و طومار عهدنامه منسوب به حضرت امیر)ع( و قرآن منسوب بخط امام حسن عسگرى )ع( در آن بالاخانه محفوظ و خواص را ملحوظ، خط طومار و قرآن را چنین نسبت میدادند ولى خلجانى بقلب مولف بخاطر است كه شاید مانند سیاست آل عثمان در قرآن منسوب بخط عثمان صفویه نیز در مورد این قرآن خط قدیم نظر سیاسى داشته‏اند.

در طنابى چهل ستون ارازه‏هاى سنگ مرمر و گچبرى كار اساتید معتبر و طلا و میناكارى و شش مجلسى نقاشى است: چهار مجلس آن را گویند از عهد صفویه بوده یكى مجلس همایون شاه پسر ظهیرالدین با بركه پس از هجوم شیرخان بدو او بدرباز ایران پناه آورد در (۹۵۱) هر چند آن روزگار قزوین مركزیت داشت اما همایون را بگردش بلاد تا اصفهان آوردند كه طهماسب بزرگ همه جا سلطان محمد پدر شاه عباس را بمهماندارى او مقرر داشت و اگر مهمانى هم شهر دیگر بوده نقشه را اینجا كشیده‏اند.

و مجلسى هم بزم شاه عباس بزرگ و حضور ولى محمد خان پادشاه ترك ۱۰۱۹ كه او نیز ملتجى بدربار صفویه شد.
و مجلسى هم جنگ شاه عباس و باز مجلسى دیگر از شاه صفوى و اكبر یكى از شاهزادگان هندى كه باصفهان آمده و دو مجلس هم پس از صفویه نقاشى شده و بامر نادر و یقیناً مجالس قدرت صفویه را قبلا داشته از آمدن سلاطین ترك چون ولى محمد خان و عبدالعزیز خان و ندر محمد باصبهان یا جنگهاى فاتحانه شاه عباس بزرگ بارومیان و بامر نادر بسیاست اتحاد اسلام و

برانداختن نام صفویه حك نموده‏اند و روى آنها نقشه شكت شاه اسماعیل را از سلطان سلیم و فتح نادر هند را كشیده‏اند ظنى قوى است و هم گمان میبرم نقش بزم باده گسارى صفویه نیز بامر نادر پیوست بوده خصوصاً مجلش شاه طهماسب كه یقینى است باده نبوده و او سالها بوده همه را از میگسارى توبه داده و خود لب نیالوده پس از نادر هم كریمخان زند صورت خود را گفته كشیده‏اند. بكودكى یاد دارم در طنابى چهلستون قالى تخت دو رو بافت بود كه هر وجبى از آن را ببهائى گزاف میخریدند بى مبالاتى از سال ۱۲۹۸ قمرى تا ۱۳۰۵ قطعه قطعه از میان رفت.

مسترسایكس انگلیسى در جلد دوم تاریخ ایران ترجمه فخر داعى در باب كاخ چهلستون كه آنجا را در اواخر قرن سیزدهم و اوائل قرن چهاردهم هجرى مشاهده كرده شرخ مختصرى چنین ایراد كرده است:
عالى قاپو انسان را به باغهاى وسیعى هدایت میكند كه در آن كاخهاى متعددى قرار داشته و مهمتر از همه كاخ چهلستون است. این تختگاه مجلل بابام آن از تنه درختان عظیم چنار بنا شده و بر بیست ستون ساخته شده‏اى از همان درخت یعنى درخت چنار نگاهداشته‏اند. اطراف این ایوان از سنگ مرمر سفید پوشیده شده بود و روى آن آئینه كارى كرده بودند. جایگاه واقعى سریر

سلطنت در عقب این ایوان واقع شده بود و از آنجا شاه نشینى تكیه گاه سریر راه داشت در هر طرف اطاقهاى كوچكى براى وزیران و كار آنها تعبیه شده بود و پشت سر كه در تمام طول ساختمان امتداد دارد راهرو و یا غلام گردش درازى با سه تابلو نقاشى روغنى بسیار بزرگ و نفیس در هر طرف آن وجود دارد كه هر سه تاى آنها در این كتاب گراور شده است لرد گرزن شرحى كه در این باب نوشته ما آنرا ذیلاً نقل میكنیم:

این تابلوها دوره مجلل سلطنت شاه عباس و اسلاف و اخلاف او را در نظر ما مجسم میسازد، در این تابلوها شاه ایران در حال جنگ و یا در مجلسى بزم با پیاله شراب مشاهده میشود، سبیلهاى بلند و ضخیم، چانه‏هاى تراشیده و عمامه هائى، كه در این تابلو بنظر میرسد نماینده یك نوع آرایشى است كه مدتها است و از مد اتفاده و منسوخ گردید است. سلاح و لباس جنگجویان آلات طرب مطربان و حركات رقاصه‏ها درهاى بسته گذشته را بر روى ما باز و تاریح روزگار پیشین را در پیش چشم ببینده مصور مى‏نمایند و گوئى بى اختیار هر بیننده‏اى خود را در این مجالس پرشور و مجلل بزم و رزم پادشاهان صفوى شریك و سهیم میباشد.
كروزنیسكى میگوید: عمارت اولیه چهلستون طعمه حریق شده و این بناى فعلى را دوباره شاه سلطان حسین بجاى آن ساخته است.

این بود وضع گذشته كاخ چهلستون كه مورخان شرح آنرا نوشته‏اند و در برخى موارد اختلافات مختصرى دیده میشود و اما وضع كنونى این كاخ مطابق آنچه اخیراً نوشته‏اند بررسى میگردد:
مولف تاریخچه ابنیه تاریخى اصفهان كه در سال ۱۳۳۵ شمسى انتشار یافته شرح مبسوطى راجع بكاخ چهلستون نوشته كه منتخبى از آن این است:
در جنوب خیابان سپه باغ مشجر بزرگى بمساحت ۶۷۰۰۰ متر مربع واقع شده كه میگویند در ابتدا جز باغ نقش جهان بوده و از وسط آن مادى فدا میگذرد این باغ داراى سه درب خروجى است و در قدیمى باغ در طرف خاور میباشد. در وسط باغ تقریباً یك متر بلندتر كاخ چهلستون ساخته شده و مساحت آن دو هزار و یكصد وبیست (۲۱۲۰) متر میباشد. پس از نقل قول میرسید على جناب

مولف الاصفهان راجع بسوختن بیست ستون از چهل ستون گفته كه آقاى معارفى معمار ابنیه تاریخى آثار سوختگى را در قسمت غرب عمارت دیده است .و نیز گفته‏اند بعضى را عقیده بر اینست عمارت چهلستون دورو بوده و تالار بیست ستونى یا كمتر در طرف مغرب عمارت وجود داشته و این قسمت آتنش گرفته كه آثار در و پنجره آن هنوز باقى و در زمان شاه سلطان حسین تعمیرات كلى در آن بعمل آمده است. و نیز متذكر شده‏كه سلاطین صفویه پس از عالى قاپو جشن‏هاى مهم را در كاخ مزبور برگزار میكرده‏اند و وضع كنونى را چنین بیان كرده است:

ایوان بزرگ كاخ بطول ۳۸ متر و عرض ۱۷ متر و بارتفاع ۱۴ متر روبطرف مشرق بنا شده و داراى ۱۸ ستون از چوب چنار و كاج است كه بشكل كثیرالاضلاع ۱۶ ضلعى و ۸ ضلعى مدور میباشد چهارستون وسط بر روى چهار شیر سنگى قرار داد و حجارى آنها طورى است كه دو شیر بایك سر نشان داده میشود و از دهان چهار شیر جلو آب فوران نموده داخل حوض مرمر وسط میریخته است.
تاریخ حجارى شیرها را بعضى بزمان هخامنشیان و عده‏اى بساسانیان )خسرو پرویز( و حتى اشكانیان و برخى بدیالمه و بالاخره بصفویه مربوط میدانند.

در ایوان دومى كه كمى مرتفعتر است دو ستون چوبى بارتفاع ۱۲ متر قرار دارد كه با ستونهاى ایوان بزرگ كه بیست ستون میشود. بالاى این ایوان دو كتیبه دارد یكى مربوط ببناى آن در سلطنت شاه عباس دوم یعنى سال (۱۰۵۷ه.ق( دیگرى مربوط به تغییر آن بعد از حریق یعنى سال یكهزار و یكصد و هیجده قمرى هجرى است كه در سال ۱۳۲۷ هجرى شمسى از زیر گچ بیرون آمده است.
سقف ایوان از آیئنه‏هاى مستطیل شكل و اطرافش از قطار بندیهاى رنگین ساختمان شده است دیوارهاى سفیدیكه دیده میشود در قدیم نقاشى و آینه كارى بوده و ازاره‏اش سنگهاى مرمر منقوش میباشد.

در دو طرف ایوان دو اطاق كه بچهار طرف در دارد واقع شده و هر یك داراى تصاویر گوناگون است كه ازیر گچ بیرون آمده است و میرزا عبدالله نقاش طرحهاى اولیه رضا عباسى را با تغییراتى تعمیر نموده است در اطاق شمالى در منبت كارى و منبر خاتمه دور صفوى و كاشیهاى متفرقه سلجوقى و صفوى و سقف زراندودى كه از زیر گچ بیرون آورده‏اند و نیز در اطاق جنوبى تصویرهائى دیده میشود.
ایوان سومى كه مرتفعتر و كوچكتر است بنام شاه نشین و بمساحت ۷*۵/۵ متر ساخته شده. در طرفین ایوان علاوه بر آینه‏هاى مستطیل شكل سنگى چهارتابلو مصور كه دو تاى آنها بسیار خوب و بلباس اروپائى و دو تاى دیگر را تعمیر بسیارى بدى كرده‏اند و دو لوحه از آیات قرآنى بخط شمس الدین ملا محمد سعید الجیلانى در ۱۱۱۹ دیده میشود.

در طرفین شاه نشین دو اطاق منقوش است كه درهایش به ایوان شمالى و جنوبى باز میشود. نقاشیهاى اطاق جنوبى كه داراى صورتهاى اصلى و قدیمى است در سال ۱۳۳۱ از زیر گچ بیرون آورده شده است و شامل مجلس بزم مفصلى است كه به سبك ایرانى و هندى نقاشى شده شاید طرح عروسى رضاقلى میرزا باشد یاقصه وامق و غذرا و طاقچه بلند سمت راست مجلس یوسف و زلیخا و روبرویش خسرو و شیرین است و چند تصور دیگر. در اطاق مقابل شمالى كه در دیماه سال ۱۳۳۴ شمسى از زیر گچ خارج شده روبرو مجلس بزم شاه عباس است كه در كنار نهر آبى نشسته و جمعیت زیادى از مرد و زن در اطارفش میباشند و در طاقچه سمت راست یكى از شاهزادگان صفوى و روبرو شاه عباس با كلاه مخصوص گرجى دیده میشود كه از ساقى با حضور چند نفر جام میگرد.
در جرزهاى طرفین در ورودى دو اطاق سه تصویر زیبا دیده مى‏شود كه بنا بگفته حاج مصور الملكى نقاش از آثار رضا عباسى است.
در بالاى شاه نشین محفظه‏اى وجود دارد كه در قدیم قرآن امام حسن و عهدنامه على بن ابى طالب بانصارى وجبه شیخ صفى الدین اردبیلى در آنجا محفوظ بوده و الحال در ویترینهاى سالن گذارده شده است.

شاه نشین بسالن بزرگى كه طولش ۲۲ و عرضش ۱۱ متر از شمال بجنوب و به ارتفاع ۱۲ متر متصل میگردد. سالن داراى سه گنبد منقوش زراندود عالى است كه بیننده رامات و مبهوت مینماید. لچكهاى رنگارنگ و طرحهاى طلائى و شفاف از شاهكارهاى هنرى و نفیس محسوب است ازاره طالار كه فعلاً با گچ سفید پوشیده شده در قدیم از كاشیهاى منقش مستور بوده است.
ولى اكنون روى نمونه كتاب بررسیهاى هنر ایران پرفسور پوپ كاشیهائى تهیه و زینت افزاى تالار گردیده است. در بالاى ازاره دور تا دور ۲۴ مجلس مینیاتور مختلف دیده میشود كه در حال عیش و سرورند همه بر روى گچ و اطرحهاى اولیه زمان شاه عباس صفوى است كه در سال ۱۳۰۷

شمسى بدون توجه بطرز و سبك قدیمى آنها تعمیر و روغن مالى شده است. بالاتر شش مجلس نقاشى نفیس بطول ۴*۶ مشاهده میشود كه دو مجلس وسط طرفین تالار جنگ چالدران و كرنال را نشان میدهد و مربوط بدوره نادرشاه افشار است كه در زمان محمد خان قاجار بقلم استاد صادق نقاشى تعمیر گردیده است. و در زیر تابلو جنگ كرنال چنین نوشته شده است:
بحسب الحكم شاهنشاه دوران فریدون فر محمد خان قاجار
زكلك صادق نقاش نو شد نشان و فر نادرشاه افشار

یا صادق الوعد
چهار مجلس كه دو تا از آنها مجلس پذیرائى شاه عباس اول و دوم پادشاهان از بك و دو تا دیگر مجلس پذیرائى شاه طهماسب از همایون شاه هندى پسرظهیرالدین بابركه از شیرزار افغان شكست خورد و در سال ۹۵۱ هجرى قمرى به ایران پناهنده شد و یكى جنگ با ازبكان از نقاشیهاى خوب قدیمى و جالب است. بنا بنظر حاج مصور الملكى نقاش معروف مجالس آخرین بقلم استاد رجبعلى شاگرد مظفر على و دو تاى اول بقلم استاد صادق است.
عكس ناصرالدین شاه قاجار بقلم محمد حسن افشار نقاش در تاریخ ۱۲۷۶ هجرى در زیر لنگه طاق نیر دیده میشود. چهاربخارى در اطراف سالن بدستیارى مرحوم استاد حاجى اسماعیل گچ بر و میرزاعلى بطرز قدیم در سال ۱۳۲۷ شمسى ساخته شده است.

اشیائى كه در این سالن دیده مى‏شود بیشتر مربوط به مقبره شیخ صفى الدین اردبیلى است كه بر حسب مساعى جناب سید محمد تقى مصطفوى ریاست وقت اداره كل باستان‏شناسى و مساعدت مرحوم احسنى رئیس فرهنگ وقت و سرپرستى مهندس روانبد از تهران به اصفهان نقل شده و اعلیحضرت همایونى شاهنشاه آریا مهر هنگام مسافرت براى زدن كلنگ تونل كوهرنگ موزه چهلستون را نیز افتتاچ فرمودند و این افتتاح در تاریخ هشتم مهر ماه ۱۳۲۷واقع گردید.